گزارش
تصویری از جلسه شب ایرانی در بادهرزفلد
نوید زمانی
این
بار شهر بد هرسفلد میزبان کانون
دفاع از
حقوق بشر در ایران بود.
موضوع نشست شب ایرانی و نقض حقوق
بشر در ایران و میز کتاب بود. این برنامه با
همکاری انجمن ایکوتس که یک کانون چند ملیتی
میباشد برگزار شد.
مدعوین مراسم اکثرا آلمانی بوده و
جمعی از افراد از ملیت های گوناگون از جمله
کردهای عراقی هم حضور داشتند،،میزبان جلسه
میترا ورسأیی بود نمایندهٔ کانون در شهر
بدهرسفلد میباشد.
در این مراسم طناز نعزی به عنوان
مجری برنامه بود که آیتمهای برنامه را اعلام
میکرد.
در شروع آقای نوید زمانی به
نمایندگی از کانون به شرح
ساختار
سیاسی ایران پرداخت و در طول برنامه به سوالات
مهمانان پاسخ گفت، در ادامه طناز نعزی به
شرح تاریخ و تقسیمات کشوری در ایران پرداخت
و نماهنگی از تصاویر دیدنی و جاذبههای
توریستی ایران که توسط محمد وهابی تهیه شده
بود به نمایش در آمد ،که با استقبال
مهمانان آلمانی که آشنایی چندانی با طبیعت
ایران نداشتند روبرو شد ،

در ادامه نوید زمانی به سوالات
مهمانان در مورد اتفاقات مسائل سیاسی بعد از
انتخابات و اشکالات ساختاری در نظام جمهوری
اسلامی پاسخ داد.
در ادامه این شب ایرانی با
نمایش نماهنگ هایی از اقوام ایرانی و
نماهنگی از جنبش
اخیر ملت ایران و نقض حقوق بشر در ایران به
نمایش در آمد و سپس حاضرین از میزکتابی که به
همت فرید لنترانی و آذر جواد تشکیل شده بود با
ارائه گزارشات موارد نقض حقوق بشر در اختیار
حاضرین قرار داده مهمانان پیش از ترک میز کتاب
به امضای فرمهای کمپین یک میلیون امضا
پرداختند
،.
و در پایان از مهمانان باغذاهای
ایرانی از مهمانان پذیرائی کردند،
در
طول این مراسم خبرنگار روزنامه هرسفلد
سایتونگ به تهیه گزارش پرداخت ،
http://www.ikuz-hersfeld.de/pages/fotoseiten/iranabend.php
Iran-Abend
Am Freitag, 03. Juli 2009, organisierten
Mitra und Tannaz mit Vertretern der
"Vereinigung zur Verteidigung der
Menschenrechte im Iran"aus Hannover einen
Interkulturellen Abend zum Thema IRAN. Neben
eindrucksvollen Aufnahmen des Landes,
Informationen zu Geographie und Kultur
erhielten die Anwesenden viele Informationen
zur aktuellen politischen Situation. Als
Abschluss servierten uns die iranischen
Damen ein sehr schmackhaftes Büffet. Fast 50
Besucher fanden trotz der Hitze und vieler
anderer Veranstaltungen in der Stadt den Weg
ins IkuZ. Dank an alle Beteiligten!

گزارش
جلسه ماهیانه نمایندگی ماگدبورگ در ماه
آگوست2009
محمود سلیمی
جلسه نمایندگی ماگدبورگ طبق
فراخوان قبلی در ساعت 17 در مکان اینولت
هاوس با حضور اعضای این نمایندگی آقایان مهدی
ناظمیان, محمودسلیمی, امین شایان فر, پویان
علوی, جمال واحدی, کامران لشکری و عضو جدید
مهدی خسروی ودر غیاب خانم نرگس رومیانی که به
علت مشکل پزشکی حضور نداشتند شروع به کار کرد.
حضور میهمانان گرامی آقایان منوچهر شفائی,
ايساك مسيحي,و خانم صدیقه جعفری و دوستان
ایشان زینت بخش این مجلس و باعث دل گرمی و
خشنودی ما بود.

ابتدا آقای محمود سلیمی به
عنوان مسئول و منشی جلسه با تقدیر وخوش
آمدگویی به اعضاء و میهمانان جلسه را آغاز کرد.
سپس آقای پویان علوی خلاصه ای
ازاخبار و حوادث جدید را برای حاضرین توضیح
دادند که به شرح زیر بود.
ابتدا اخبار و حوادث اردوگاه
اشرف واقع در خاک عراق را به اطلاع حاضرین در
جلسه رسانند و درمورد این حوادث و ارتباط آن
با جمهوری اسلامی و تاثیراین رژیم در بوجود
آمدن وشدت این حوادث دربین حاضرین گفتگو و
تبادل نظر و نتیجه گیری شد که : طبق
کنوانسیون چهار ژنو هر انسانی حق زندگی و
پیداکردن یک مکان امن را برای خود دارد که
این حوادث جدید نقض آشکار حقوق بشر در
اردوگاه اشرف می باشد و در این رابطه هموطنان
واقع درخارج از کشور در مقابل رفتارهای غیر
انسانی دولت عراق بر علیه مجاهدین اردوگاه
اشرف آکسیون واعتراضات گسترده ای انجام داده
اند که هنوزهم ادامه دارد و در پیرو این
وقایع حدود 36 نفر دست به اعتصاب غذا زده
اند تا بتوانند سازمانهای بین المللی را تحت
فشار قر دهند تا از کشتار و ضرب وشتم مجاهدین
در این اردوگاه جلو گیری وبه خواسته های آنها
رسیدگی شود.
خبر دوم که در مورد آن بحث و
گفتگو شد تظاهرات ده هزار نفری مردم در مقابل
مجلس بوده که با برخورد نیروهای امنیتی مواجه
است که با وجود استفاده نیروهای انتظامی از
گاز اشک آور وماشینهای آب پاش در جهت متفرق
کردن جمعیت معترض نتوانسته اند تجمع مردم را
متفرق کنند و مجبور شدند آقای محمود احمدی
نژاد را بوسیله هیلی کپتر به مجلس برسانند.
خبر بعد که در مورد آن گفتگو
شد اعتصاب بازاریها و کسبه تهران بود که توسط
خانم صدیقه جعفری اعلام و در مورد آن بحث و
گفتگو شد.
سپس آقای منوچهر شفائی در مورد
وضعیت زندانیان کهریزک وشرايط بد و رفتار غیر
انسانی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی با
زندانیان این زندان گفتگو کرد که ازآن جمله
شکنجه ,قتل,تجاوز جنسی به این زندانیان و
شرايط نابسامان این زندانیان توضیح دادند و
نیز در مورد خانم ترانه موسوی که به علت تجاوز
جنسی وشکنجه شدید به قتل رسیده و بعد از چند
روز دیگر جسد سوخته شده آن را در کنار جاده
اطراف شهر قزوین پیدا شده بود گفتگو نمودند که
شدت این فاجعه به حدی است که رژیم وجود چنین
فردی با این مشخصات را در ایران منکر شد و
اعلام کرد که فردی با این مشخصات درایران
وجودندارد.
سپس آقای شفائی در مورد تاریخچه و چگونگی بوجود آمدن سازمان حقوق بشر
سخنرانی کردند و توضیح دادند که هر کشوری که
مفاد این کنوانسیون را امضاء میکند موظف به
انجام آن میباشد که جمهوری اسلامی یکی از
دولتهایی است که این معاهده را امضاء کرده اما
متاٌسفانه رژیم جمهوری اسلامی دولتی است که
بالاترین آمار نقض این معاهده را بین کشورهای
متعهد دارد.

سپش آقای مهدی ناظمیان در
مورد تناقض قوانین جمهوری اسلامی و طرح و عمل
به آن در قبل و بعد از انتخابات سخنرانی
کردندو بيان داشتند که چگونه جمهوری اسلامی
در این روش برخورد با مردم درعمل ثابت میکند
که مردم ایران قوانین جمهوری اسلامی را قبول
ندارند وهر گاه رژیم وعده تعدیل و یا کاهش ویا
تغیر این قوانین را میدهد, مردم استقبال
میکنند و رژیم این رویه را جزء ابزار کار در
تمامی دوره های انتخاباتی خود قرار داده است و
مردم را به این وسیله به پای صندوق های رای
میکشانند
.
سپس آقای ايساك مسيحي در مورد
ساختار کانون دفاع از حقوق بشر برای حاضرین
توضیح دادند که اعضای آن مجموعه انسان هایی
هستند که با توجه به 30 ماده اعلاميه جهاني
حقوق بشر دور هم جمع شده و در راستای تحقق این
هدف متعالی تلاش میکنند و بعد ایشان فرمودند
کانون دفاع از حقوق بشر در ایران از دو بخش
تشکیل شده که بخش اول ساختار اداری کانون است
که توسط هیئت رئیسه و نمایندگی ها و کمیته ها
اداره میشود و بخش دوم ساختار فكري کانون است
که تحقق آزادی های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی /
برابری حقوق زن و مر د/ جدائی دین از دولت
/دفاع از حقوق پیروان ادیان و مذاهب اقوام و
ملل ایرانی ازجمله اهداف آن است و با برگزاری
جلسات و صدور اطلاعیه ها مبنی بر افشای موارد
نقض حقوق بشر در ایران و حمایت از حقوق
پناهندگان و پناهجویان سعي در اجراي آن دارد.
ایشان همچنین توضیحاتی را بصورت کامل و جامع
از کمیته ها و عضویت و فعالیت در این کمیته ها
و نحوه ارتباط با کمیته روابط عمومی کانون
دادند
گزارش میزکتاب وتظاهرات ایستاده نمایندگی
ماگدبورگ
آگوست 2009
مهدی ناظمیان
این میز کتاب و تظاهرات
ایستاده درروز2009/8/ 12 درساعت 14 درپی
فراخوان قبلی به آدرس آلتر مارکت برپا شد
مراسم با حضور اعضاء نمایندگی آقایان محمود
سلیمی, کامران لشکری, پویان علوی, جمال واحدی,
امین شایان فر, مهدی ناظمیان و در غیاب خانم
نرگس رومیان که به علت مشکل پزشکی حضور
نداشتند برگزار شد.
میهمانان گرامی این مراسم
آقایان منوچهرشفائی,اسماعیل عنایت,خانم صدیقه
جعفری و نیز تنی چند از دوستان ایشان بودند که
حضورایشان زینت بخش محفل ما بود و ما را از
تجربه ها و توانایی های خود بهره مند کردند.

دوستان ایرانی دیگری نیزکه
درماگدبورگ حضوردارند دراین مراسم شرکت کردند.
حضورافرادآلمانی در این مراسم
چشم گیروجالب توجه بود که با حضورخو دحمایت از
کانون و دفاع از حقوق بشر و سیاسیون و فعالان
ضد دیکتاتوری ایران را اعلام کردند دراین
مراسم آقایان جمال واحدی, محمودسلیمی, مهدی
خسروی و پویان علوی که بیشتراز اعضاء دیگر به
زبان آلمانی آشنایی داشتند برای مراجعین
آلمانی اهداف کانون واوضاع ایران را تشریع
کرده و در مورد عکس ها و اعلامیه ها توضیحات
لازم را می دادند و نیز از اعلامیه های چاپ
شده به آنها می دادند.
اعلامیه های چاپ شده بیشتر در
مورد تظاهرات واعتراضات به انتخابات ایران و
تصاویرو توضیحات و نوشته هایی درآن مورد بود
که نقض واضح و آشکار حقوق بشر را هر کسی در آن
می دید.
تصاویری که همگی به وسیله عموم
مردم ایران گرفته وصادرشده ونشانگراعمال
وحشیانۀ رژیم ومأمورین آن وضرب وشتم
شدیدوکشتار مردم ایران بود.
در این تصاویرعکس های بزرگتر
که بصورت رنگی چاپ شده بود بیشترمورد توجه
قرارداشت.عکس ندا آقا سلطان که بیشتر مردم
آلمان آن رامی شناختند نشانگر توجه مردم جهان
به اتفاقات و نقض حقوق بشر در ایران است چرا
که مراجعین اولین اشاره را به این عکس می
کردند.

بعد
از گذر دو ساعت قطعنامه ای که ازطرف نمایندگی
ماگدبورگ تهیه شده بود به وسیله آقای
محمودسلیمی با صدای رسا خوانده شد که متن آن
بدین قرار است
.
چه غم گرسیاهی حجابش کشید
که بس دیده ام من طلوع سپید
ای
حاکمان که باگلوله اندیشه ها راخاموش کرده ،
چشمها را در حصارکشیده ، لبها را با تازیانه
دوخته اید و برایران ماستون کاخهای خود را بنا
کرده وخوش آرامیده اید ، بدانیدکه وطنم ،
ایران من ، بستر رو دسترگیست که هزاران سیل به
خود دیده.
ای بی خبران بدانیدکه ستون
کاخها وحکومت خود رابر بستر رودی گذاشته اید
که صدها بار طقیان کرده و صدها بار چنین کاخها
و دولتهایی را درهم شکسته وبا خود برده است ای
بیدادگران دل به صافی هوایتان نبندید که دیری
نمی پاید که ابر اندوه و کینه و انتقام مردم
آسمان آبییتان را کبود خواهد کرد و رعد داد
این مردم کاخهایتان را به لرزه در خواهد آورد
و آنچه که سالها به بیداد و ستم ساخته و
اندوخته اید سیلاب خشم این مردم درهم کوبیده و
با خود خواهد برد.
ما تنی چند ازاین مردم ایم,
گرمی تن ما ازگرمی نفس خلقمان و توان ما از
تپش قلب مردم مان است.
بدانید که زمان درگذر وایران
وایرانی به پیش وشما اهل سکون وارتجاع محکوم
به ماندن ونیست شدن هستید.
با آرزوی دیدن روزی که ایران و
ایرانی آزاد باشد.

سپس در30 دقیقه پایانی مراسم
اعضاء هرکدام بسته ای ازاعلامیه های تهیه شده
رابه دست گرفته و در قسمتهای مختلف شروع به
پخش در میان مردم کردند که استقبال مردم
بسیارخوب بود وعرض یک ربع ساعت بسیاری
ازاعلامیه های حاضرشده بین مردم پخش شد و در
ساعت 1600 ختم تظاهرات ایستاده و میزکتاب
اعلام شد.
گزارش
جلسه ماهیانه نمایندگی ماگدبورگ یولی 2009
کامران شکری
جلسه نماندگی ماگدبورگ در
تاریخ 2009.07.22 ساعت 00 : 21 و باحضور
اعضاء : آقایان محمود سلیمی ، کامران شکری ،
امین شایانفر ،جمال واحدی ، مهدی ناظمیان ،
خانم نرگس رومیانی ودرغیآب آقای پویان علوی
آغاز شد .
رئیس جلسه : آقای مهدی
ناظمیان
منشی جلسه : آقای کامران شکری
ابتدا مسئول نمایندگی ،آقای
محمود سلیمی ، جلسه را سلام وخوش آمدگوئی به
اعضا ء شروع کردند .سپس اعضاء در مورد اخبار
جدید وشرایط فعلی ایران به بحث وگفتگو
پرداختند ، تصاویر و عکسهایی را که از طریق
رایانه دردسترس بود مورد تجزیه وتحلیل قرار
دادند و در مورد شیوه های سرکوب اعمال شده
توسط رژیم که در عکسها به وضوح قابل مشاهده
بود به گفتگو پرداختند . بطور خاص عکسهائی که
نشانگر افراد لباس شخصی که سوار بر موتورها در
حال جابجائی اسلحه و یا حتی استفاده از آن
هستند مورد بحث ومشاهده قرار گرفتند . نکته
مهم آنکه بسیاری ازاین افراد توسط مردم
شناسائی شده اند وحتی سمت وشغل و محل کار
وخدمت آنها مشخص شده که همگی خود مدارکی محکم
علیه رژیم جمهوری اسلامی هستند .
مسئله مهم بعدی وضعیت هسته ای
ایران وواکنشهای جدید دنیا نسبت به آن بود که
اعضاء در این مورد به بحث وگفتگو پرداختند
.اینکه چگونه رژیم جمهوری اسلامی با نزدیکتر
شدن به ساخت سلاح هسته ای از رأی وخواست مردم
دور ودورتر میشود . جالب آنکه حتی ترس رژیم از
فشارهای بین المللی نیز کمتر شده وعملاً نظر
دولتهای دیگر چندان اهمیتی برای سران رژیم
ندارد . چنانچه محمود احمدی نژاد خواستار پوزش
دولتهائی که در خصوص برخورد دولت ایران با
تظاهرات مردم ، اظهار نظر کرده بودند ، شده
است ودر غیر اینصورت امکان گفتگوئی میان دولتش
ودولتهای دیگر را نمی بیند.
در ادامه آقای محمود سلیمی
درخصوص عضو شدن اعضاء در یکی از کمیته ها
توضیح دادند واز اعضاء خواستند تا هر چه
سریعتر یکی از کمیته ها را انتحاب کرده ، در
آن عضو شده وبه فعالیت بپردازند . ایشان
همچنین چگونگی فعالیت اعضاء را در کمیته ها به
تفصیل شرح دادند . سپس آقای مهدی ناظمیان در
مورد مقاله نویسی اعضاء توضیح دادند واز اعضاء
خواستند که در این مورد شروع به فعالیت کنند .
اینکه مقالات دارای چه چهارچوبی باشند که
بتوان آنها را در ماهنامه بشریت به چاپ رساند
توضیح داده شد.
آقای ناظمیان همچنین درخصوص
فعالیت جدی اعضا ء در مقاله نویسی تذکر دادند
ومقرر گردید هر ماه یک عضو یک مقاله تهیه کند.
درمورد هرچه بهتر برگزارشدن میز کتاب نظرخواهی
شد وطرح وپیشنهادهایئ نیز داده شد. سپس آقای
سلیمی در مورد لزوم شرکت اعضاء درجلسات
سخنرانی توضیحاتی دادند . واینکه چگونه می
توان موانع احتمالی که باعث عدم حضور اعضاء در
جلسات سخنرانی می شوند ، پیش بینی وبرطرف نمود
. در پایان جلسه حق عضویت ماهیانه اعضاء توسط
خانم رومیانی جمع آوری شد .
ساعت 40 : 23 ختم جلسه اعلام
گردید.
گزارش
جلسه ماهانه نمایندگی گیسن آگوست 2009
آذر جواد
در تاریخ 16 آگوست 2009 در روز
یکشنبه در محل نمایندگی در لیمبورگ جلسه
ماهیانه دفاع از حقوق بشر از ساعت 17 تا 19
آغاز شد
.جلسه با قرائت 3 ماده از
اعلامیه جهانی حقوق بشر آغاز شد ماده 19 و 20
و 21 در ماده 19 اینطور بیان شده هر کس حق
آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن
است که از داشتن عقاید خود بیم و اظطرابی
نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در
اخذ و انتشار آن به تمام وسایل ممکن وبدون
ملاحظات مرزی آزاد باشد .و در ماده 20 که خود
دو بند دارد در بند یک آن اینگونه است که هر
کس حق دارد آزادانه مجامع و جمعیت های مسالمت
آمیز تشکیل دهد .و در بند 21 که خود سه بند
دارد در بند یک آن می خوانیم هر کس حق دارد که
در اداره امور عمومی کشور خود خواه مستقیما و
خواه با وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب
شده باشد شرکت جوید .و در بند سوم آن می
خوانیم اساس و منشا قدرت حکومت اراده مردم
است این اراده باید به وسیله انتخاباتی ابراز
گردد که از روی صداقت و به طور ادواری صورت
پذیرد . انتخابات باید عمومی و با رعایت
مساوات باشد و با رای مخفی یا طریقهای نظیر آن
انجام گیرد که آزادی رای تامین نماید .
در طول 30 سال حکومت جمهوری
اسلامی هرگز ما شاهد برقراری حقوق بشر در
کارنامه سیاه آن نبودیم اما بعد از انتخابات
در این دو ماه اندی دقیقا می بینیم و تمام
جهانیان نیز دیدند که چطور ملت ایران در فشار
و در اسارت بسر می برند و از کوچکترین حقی
برخوردار نیستند و دقیقا مردم ما با آرامی
خواهان حقوق خود که در ماده های ذکر شده در
بالا بودند که چطور با وحشیانه ترین صورت ممکن
به خاک وخون کشیده شدند . ضرب وشتم .زندان
شکنجه و مرگ .اخبار و وقایع این روزهای اخیر
بر این قرار است .اعتصاب دستجمعی زندانیان
سیاسی از روز 15 آگوست همزمان گزارش می شود که
خانواده های زندانیان زیر فشار مراجع قضائی در
تجمع خود در مقابل اوین خواهان آزادی فرزندان
خود شده و همزمان با اعتصاب غذای زندانیان
آنان نیز در مقابل زندان دست به اعتصاب غذا
زده اند و رفته رفته بر تعداد آنان افزوده می
شود .بعد از یک سال وچند ماه که از زندانی شدن
7 بهائی می گذرد قرار است دادگاهی آنان آغاز
شود .
سه زن زندانی در گوهردشت در
آستانه اعدام قرار دارند این 3 زن که سالهاست
در زندان در بند 7 زندان گوهردشت بسر می برند
به نام اکرم محمدی حدود 35 سال سن دارد و
نزدیک به 7 سال است در زندان و محکوم به قتل
دوم خانم آمنه عبدالله زاده 50 ساله حدود 5
سال در زندان اتهام وی نیز قتل است و نفر سوم
نا مشخص است .بیش از 500 فعال سیاسی دستگیر
و4000 نفر از مردم به دلیل اعتراضات اخیر
دستگیر شده بودند .احضار دست کم 40 نفر
دانشجوی دانشگاه رازی به کمیته انضباطی اتهام
آنان اخلال در نظم و تخریب اموال عمومی
دانشگاه عنوان شده است .شکنجه و تجاوز به بدن
های رنج دیده دختران وپسران ما در زندانهای
خامنه ای مانند زندان مخوف کهریزک .
خبر گزاری حکومتی برنا وابسته
به باند احمدی نژاد از ثبت شکایت علیه هاشمی
رفسنجانی در دادگاه ویژه روحانیت خبر داد .در
پی سقوط پی در پی هواپیماها در ایران وزیر راه
رژیم اعتراف کرد که این مسائل بی اعتمادی
مسافران به هواپیماهای روسی را در بر داشته
است .آمادگی اروپا برای اعمال تحریمهای سخت تر
علیه رژیم تهران .
بازداشت و بی خبری از وضعیت
احسان عزیزی کرمانشاهی استاد آموزشگاه قلم چی
ایشان کار شناس ارشد شیمی است .قاچاق کراک و
هرویین و کریستال 140 درصد افزایش پیدا کرده
است در کشور . وبه گفته مدیر کل بهزیستی استان
تهران 83 درصد معتادان زیر 30 سال هستند .213
شرکت بزرگ ایران در بحران ورشکستگی قرار گرفته
اند .در خواست جمعی از علمای مشهد و قم و
اصفهان از مجلس خبرگان برای ارزیابی دوباره
صلاحیت رهبر نظام شده اند .
در بودجه سال 88 افزایش بودجه
برخی از دستگاهها مثل وزارت دفاع وکمیته امداد
و مجلس شده اما 242 میلیارد تومان کاهش بودجه
برای آموزش و پرورش .و در آخر صادق لاریجانی
برادر علی لاریجانی رئیس مجلس به ریاست قوه
قضائی انتخاب و جاگزین آقای شاهرودی می شود
جالب اینجا است دو قوه از سه قوه در دستان دو
برادر که زاده در عراق هستند هست خوب است وجه
تشابح لاریجانی و شاهرودی این است هر دوی آنان
عراقی اند .
رای گیری
و انتخابات
کامران شکری
جمهوری اسلامی درسال ١٣٥٨ به
گفته خود رژیم با حدود ٩٨٪ رأی « آری » از طرف
مردم انتخاب شد .
گرچه همگان می دانند که در
اعلام این در صد تقلب شد .
چرا که با وجود اقلیت های
مذهبی ، بهائیان ، کمونیستها وسلطنت طلبان ،
چنین درصدی دروغی بیش نبود . اما با فرض اینکه
٩٨٪ از مردم به این رژیم رای « آری » داده
باشند ، اگر امروز همه پرسی دیگری برگزار شود
،چند درصد از مردم رأی « آری » به این رژیم به
اصطلاح انقلابی می دهند و آیا اگر این سئوال
را از سران وطرفداران رژیم بپرسیم چه درصدی را
خواهند گفت وعلت کاهش آنرا چه خواهند دانست .
تبلیغات غرب ویا ناکامی های رژیم ؟؟!! طی ٣۰
سال گذر از عمر رژیم هر بار که انتخاباتی
برگزار شد ، تعداد رأی دهندگان نسبت به قبل
کاهش پیدا کرد واین موضوعی غیر قابل انکار است
. گر چه در طی این ٣۰
سال تجربه رژیم در تبلیغات ونیز قدرت دولت در
وادار کردن مردم به رأی دادن ، به شیوه های
مختلف افزایش یافته ، اما چیزی که مسلم است
کاهش رأی دهندگان ویا به عبارتی کاهش طرفداران
جمهوری اسلامی است .
اساسا" حکومت ودولت تعریف دارد
. انتخاب عده ای از طرف مردم به عنوان دولت
برای اداره ی امور کشور و مردم ، برنامه ریزی
برای آینده مردم و کشور و ارتباط مفید با
کشورهای دیگر برای پیش برد بهتر اهداف مردم
و..... اما جمهوری اسلامی امروز دولتی است که
منتخب مردم نیست و بجای اداره امور مردم به
مردم اعمال قدرت می کند ،آنها را کنترل میکند
وبجای برنامه ریزی برای آینده مردم ، سرمایه
های آنها را برای اهداف خود که ناشی از یک
تفکر ارتجاعی است خرج میکند . تفکری که نه
تنها خواست مردم نیست ، بلکه قابل اجرا هم
نیست .بجای ارتباط مفید با کشوری های دیگر
بنیان ارتباطی یک طرفه و باج دهنده را گذاشته
که برای رسیدن به اهداف خود هرسال میزان این
باج ها به کشورهای دیگر افزایش می یابد
.بطوریکه سال به سال به آنها وابسته تر می شود
ودر باتلاق رشوه وباج دادن بیشتر فرو می رود .
به امید انکه روزی به جایگاهی برسد که بتواند
از این باج دادنها رهائی یابد . اما آیا این
کشتی پوسیده جمهوری اسلامی که تمام سرمایه های
و آزادی وخواست وعمر وزندگی ملتی را از
اوگرفته ، به ساحل رویائی اش خواهد رسید یا در
راه غرق خواهد شد . آیا اصلا" چنین ساحلی وجود
دارد ویا رویائی غلط چون شعار « جنگ ، جنگ تا
پیروزی » است .
امروز رژیم به جائی رسیده است
که برای جلوگیری از غرق شدن ، حتی تخته های
این کشتی را کنده و به دریا میریزد . همگان می
بینیم که برای حفظ بقای خود ، آبروی خود را
خرج می کند .رژیمی که سال ١٣٥٧ خیابانها از
طرفدارانش لبریز می شد ، امروز از مخالفانش
لبریز شده. آخوندهائی که بر سر منبر ها از
خشونت وکشتار رژیم شاه فریاد اعتراض بلند می
کردند ، امروزدر کشتار وسرکوب وضر ب وشتم مردم
از رژیم شاه پیشی گرفته اند واین درحالی است
که رژیم شاه، پادشاهی وزائیده کودتا بود اما
رژیم جمهوری اسلامی نام انقلاب وجمهوریت را به
یدک می کشد و هنوز ٣۰
سال بیشتر از عمر این انقلاب نمی گذرد .
مسئله ای که باید در مورد آن
بحث وگفتگو شود این است که آیا چنین حرکتی را
می توان متوقف کرد ؟ آیا پاسداران وبسیجیان
واطلاعاتی ها می توانند دل به این خوش کنند که
مردم را سرکوب کرده اند وهمه چیز در جای خود
قرار دارد ومشکلی برای رژیم نیست ؟ماجرای ١٨
تیر شکستی بود که بر این دیوار ستبر وارد آمد
و این شکست یک حادثه نبود بلکه نتیجه افزایش
فشاری چندین ساله ورشد وباروری تفکر ملتی بود
که سرکوب آن این فشار را کاهش نداد واین تفکر
ورشد را نابود نکرد .گرچه رژیم این موضوع را
در طرفداران خود تبلیغ میکرد وسعی داشت مردم
را سرخورده وافسرده کند وانها را متقاعد سازد
که فناناپذیر وماندگار است که البته تاحدی هم
موفق به این کار شد ،اما امروز هیبت واقتدار
رژیم در هم شکسته و فرو ریخته است وکار به
جائی رسیده است که شعارهای « مرگ بر دیکتار،
مرگ بر جمهوری اسلامی، مرگ بر خامنه ای» در
ایران پیچیده است . امروز بر همگان ثابت شد که
هیچ قدرت وبرنامه ونیرنگی نمی تواند جلوی
حرکت وتکامل را بگیرد . چراکه زمان در جریان
است وتکامل وجود دارد ومتوقف نمی شود . این
حرکت بزرگ نشان داد که اراده وتفکر مردم مانند
رودی روان است که شاید رژیم بطور مطعی بتواند
جلوی آنرا بگیرد ، اما این بدان معنی نیست که
آن را خشکانده است . عزم و اندیشه و خواست این
ملت روز به روز در حال رشد وتکامل است وبه
اندازه ای می رسد که این دیوار هم تاب مقابله
با آن را نخواهد داشت . انچه مسلم است ، حرکت
بعدی بزرگتر و قوی تر وبا اندیشه تر از این
حرکت خواهد بود.همچنان که این حرکت قوی تر
وگسترده تر از حرکت ١٨ تیر بود . بی شک این
حادثه مرگ رژیم جمهوری اسلامی بود چراکه شعار
وخواسته مردم دیگر تغییر رئیس جمهور یا
نماینده مجلس وبطور کلی تغییر شخص نبود بلکه
نوک پیکان اعتراض مردم روبه سوی نظام وسیستم
بود . امروز مردم در پناه امثال موسوی وکروبی
شعار آزادی ونابودی دیکتاتور را سرداده اند
.طرح جدائی دین از سیاست از طرف مردم وگفتگو
وبحث در مورد آن دراقشار مختلف وتیز شدن گوش
مردم به این مسئله نشانگر آن است که در این
شریط کسانی هم که درد ومشکل اصلی را نمی
شناسند با ادامه این چالش ها وادامه این
گفتگوها از افراد آگاه ، آگاهی خواهند یافت
وخواهند دانست که مشکل، شخص نیست ، بلکه سیستم
، نظام وقوانین ارتجاعی اسلامی است . امروز
این ساقه تاک دیگر سرازدیوار برآورده وآن سو
را دیده ، همگان آن را دیده وبه رشد ووجود آن
اعتراف کرده اند ودیگر نمی توان با تبلیغ
ودروغ و نیرنگ ان را پنهان کرد .امروز مردم
ایران هم مبارز هستند وهم خبرنگاروهم روزنامه
نگار. چه صحنه هائی که مردم به ثبت رساندند
و به همه دولتها وملتها نشان دادند که رژیم
فاشیست و دروغگو است وطرح های رژیم که می
خواست کشتار مردم را به گردن خود مردم بیندازد
وآنهارا بعنوان نیروهای خارجی واختشاشگر سرکوب
کند، نقش بر آب کرد و دروغهای آنهارا که با
قاطعیت اعلام میکردند پوچ کرد. تصاویری که
مردم ثبت کرده اند ، نشان داد که کسانی که
مردم را با گلوله می زدند ، آنها را با چاقو
ووسایل دیگر مجروح میکردند ، شیشه های خانه ها
ی مردم را می شکستند ومغازه ها را غارت
میکردند، اتوبوس ها وبانک ها را آتش می زدند
تماما" نیروهای دولتی بودند وحتی عده ای از
آنها را که از فرماندهان وپاسداران برجسته تر
هستند شناسائی کرده ، نام وپست و مقام ومحل
کار آنها را در زیر عکسشان نوشته اند. مردم
امروز با نوع پوشش و مدل لباس ومو ، سخن وشعر
وموسیقی وهر روش دیگر به مبارزه علیه رژیم
پرداخته وعملا" اعلام می کنند که خواهان فرهنگ
ارتجاعی وروش ها وحکومت جمهوری اسلامی نیستند
وبا آن مخالفند . باید به مردم ومبارزین بشارت
داد که تلاش آنها بی ثمرر نبوه ودیوار کهنه
دیکتاتوری جمهوری اسلامی بر اثر مبارزات آنها
ترک های بیشماری برداشته ودر حال فروریختن است
.
احساس روسپيگری زير حجاب اجباری در ايران
میترا ورسائی
.کريستينا
پاترسون در جريان سفر به ايران همان احساس غضب
و خشمی را تجربه را کرد که نقض خشن حقوق زنان
در دل ميليون ها زن ايرانی بر می انگيزد. او
اين احساس را در مقاله زير که در 16 مه در
اينديپندنت منتشر شد، بيان کرده است.
پاترسون از سردبيران ادبی اين نشريه است و در
حوزه ادبيات بويژه شعر تخصص داردو همين خصوصيت
در تبيين او از بی حقی مردم بويژه زنان ايران
زير فشار دولت مذهبي، منعکس شده است.
مقاله به صورت آزاد و نزديک به متن ترجمه شده
است. شعرهای حافظ و مولوی که در مقاله به آن
ها اشاره رفته به زبان نثر برگردانده شده است.
مذهب واقعی ايران اسلام نيست
اگر ميخواهيد زنی احساس کند مثل يک روسپی است،
کافی است به او يک روسری بدهيد. مويی که تا به
حال فقط وقتی برايت مشغله ذهنی می شد که احساس
ميکردی وزوزی شده، چرب يا خشک است، همان حلقه
های مجعد خشک ناگهان از يک چيز طبيعی و لازم
که دور صورت پرچين و چروک يا کک و مک دارت را
پوشانده، به يک سلاح جنسی شريرانه، چشمک زن و
اغواگر تبديل می شودکه هدف آن به دام انداختن
و شکار يک مرد و آسيب رساندن به اوست.
چند هفته پيش از لحظه ای که من همراه با دو زن
روزنامه نگار، پايم را درفرودگاه تهران به
زمين گذاشتم، کمتر به چيز ديگری فکر مي کرديم.
با اين فکر کلنجار ميرفتيم که پيش از اين وقتی
که مجبور نبوديم تمام روز به روسری های مان
وربرويم، با دست های مان چه ميکرديم؟
قبلا که اين کاسه لاک پشت داغ، مثل قنداق دور
سرمان پيچيده نبود و مغزمان را به جوش نمی
آورد، چقدر احساس آزادی می کرديم؟
و چه احساسی داشت وقتی کمی گرم ات می شد، می
توانستی اندکی ژاکت ات را باز بکني؟
چه حالتی بود؟
به زحمت يادمان می آمد.
راهنمای ما برای مان يک روپوش قهوه ای ضخيم و
نايلونی آورد تا نجابت مان را حفظ کنيم، ولی
من ترجيح دادم يک ژاکت بلند قديمی را که از
لندن خريده بودم بپوشم. اما وقتی نوارچسب آن -
که سفت و سخت آن را می بستم تا به کسی به خاطر
يک لحظه نمايان شدن پای پوشيده در شلوارم
تجاوز نشود- در رفت، راهنمای ما با شتاب خود
را به من رساند تا يک سنجاق قفلی به من بدهد.
بعد، يک تونيک بلند در بازار خريدم. نميدانم
با چه ماده شيميايی سمی آغشته بود که آخر هفته
پوستم مثل پوست سوسمار شده بود. اگرايران مغزم
را اسير خود کرده بود، پيکرم عليه آن شورش می
کرد.
تقاضانامه های عبور ,به نام خدا, را فرياد
ميزد، اوراق راهنمای توريست ها به نام خدا, را
فرياد ميزد.به نام خداست شايد، که کودکان در
خيابان ها توی چادر لنگان خود را می کشند، و
زن و مرد در اتوبوس ها از هم جدا شده اند، و
هيبت زنان ايران، حتی زنان مدرن ايران هم ديگر
به شکل زنانه نيست، بلکه سه گوش شده است.
و به نام خداست که شما ميتوانيد در شيراز
باشيد، و جوجه خوشمزه ای را که با زعفران
چاشنی زده شده به دندان بکشيد و يک ليوان از
آن نوشيدنی گوارا را آرزو کنيد - البته فقط
آرزو کنيد. و نيزشايد ,به نام خدا, ست که
دلتان به شدت و بطورسمجی آن را می خواهد،
بطوريکه تا هواپيمای تان ساعت 8 صبح از باند
فرودگاه و از خاک ايران برميخيزد، به جستجوی
آن برآمده و به مهمان دار می گوييد:, اوه،
ساقی, يا چيزی شبيه آن,برايم يک جام می
بياور!, و آنوقت در واقع داريد کلام حافظ،
شاعر بزرگ پارسی در قرن 14، محبوب گوته، محبوب
امرسون، محبوب لورکا، و همچنين محبوب بسياری
از مردان، زنان و کودکان ايراني، را بازگو
ميکنيد.
و در مقبره حافظ، در سايه باغی در محاصره درخت
های سرو است که شما ميتوانيد ايرانی ها را
ببينيد که خدای حقيقی خود را پرستش می کنند.
اين آن خدای پدرسالار خشن ملاهای مجنون که
نيمی از جمعيت کشور را سياه پوش کرده نيست،
ونه خدای مردانی که وقتی رو سری شما به عقب
ميرود بر سر شما داد ميزنند، ونه خدای پاسبان
های اخلاق که شما را کنترل ميکنند تا ببينند
دخترجوانی که با او صحبت ميکنيد همانطور که
ادعا ميکنيد دختر عموی شماست يا نه. خدای آنها
نيست که به مينياتورها ی نفيسی که در کانون
هنر ايرانی قرار دارد، و به فرش ها و نقاشی
های زيبايی که نفس را در سينه حبس ميکند، وبه
باغ های گل سرخ با رايحه باغ بهشت – يا معادل
فارسی آن پرديس - الهام می بخشد.
خدايی که ايرانيان ستايش می کنند، خدای شعر
است، و اين واقعيت را وقتی به راهنمای تان
نگاه ميکنيد در می يابيد، که چگونه مرمرهای
مقبره را لمس ميکند و چگونه کلمات را طوری به
زبان می آورد که گويا روح خود را آزاد ميکند،
و چگونه شعری در باره بهار و هزار دستان و گل
سرخ می خواند.
اين خدايی والا که در جستجوی زيبايی است،
خدايی که ميتوانيد تقريبا بگوييد خدای شراب،
زن و موسيقی است.
شايد به اين دليل است که بسياری از ايرانيان
به شعر حافظ مثل راهنمای زندگي، مثل يک انجيل،
قران، يا آی چينگ نگاه ميکنند. و شايد اين است
دليل آنکه عليرغم تمام زاهد نمايی های دولتي،
تنها 1.4 درصد مردم به نماز جمعه می روند.
واقعيت اين است که اسلام توسط اعراب به فرهنگی
وارد شد که مذهب عمده آن زرتشتی بود که بر
پايه تغيير کيش قرار ندارد و حول خدايی
غيرشخصي، اهورايی و غير پدرسالار استوار است.
اين شاه عباس , که اکنون نمايشگاه تمدن شکوفای
آن در موزه بريتانيا به نمايش گذاشته شده است,
بود که مذهب شيعه را در کشوری که آن زمان سنی
بود رايج کرد. او هم مثل بقيه رهبران ايران به
خاطر اهداف سياسي، اين تحول مذهبی را به انجام
رساند.
و همين مساله صادق بود در مورد زمانی که
ايرانيان عليه يک رژيم خودکامه، متکی بر پليس
مخفي، شکنجه، قتل دسته جمعی و وحشت توده ای
برپاخواستند. و چه کسی اين حکومت را مستقر
کرده بود؟ خوب مثل هميشه، ما، ما بريتانيايی
های خوب قديمي، در همکاری با سازمان سيا، برای
اينکه روی جنس مطلوب مان در خاورميانه، نفت،
چنگ بيندازيم. اين بيم های برخاسته از دل
پرخون يک ليبرال نيست. واقعيت است. انقلاب ها
هميشه نياز به يک ايدئولوژی دارند. و اسلام
بنيادگرا بيش از همه دم دست بود.
يک شاعر بزرگ ديگرايراني، رومي، ميگويد: شب
رفته، روز آمده و خفته در می يابد چه در خواب
ديده است. ما فقط می توانيم اميدوار باشيم آن
روح زيبايی که يکی از بزرگ ترين نمونه های
شعر، معماری و علم را در جهان بوجود آورد،
روزی زن ستيزان حاکم را در هم بشکند، روزی
پرده حجاب را بدرد، و روسری و چادر را به کنار
افکند.