|
گزارش نقض حقوق
اقوام و ملل ایرانی در ماه مرداد 1388
شهریار ایازی
بيانيه حقوق افراد متعلق به
اقليتهای ملي نژادی مذهبی و زبانی - مصوب مجمع عمومی سازمان ملل متحد
طی قطعنامه شماره
۱۳۵/۴۷
مورخ
۱۸
دسامبر ۱۹۹۲
ماده 2 -
افراد متعلق به اقليتهای
ملی و قومي مذهبی و زبانی (که ازاين پس اقليتها خوانده ميشوند) در حوزه
شخصی و اجتماعی حق دارند که آزادانه بدون هیچ نوع اعمال تبعيض يا
مزاحمت از فرهنگ خود برخوردار شده مذهب خود را علنا ابرازداشته و مراسم
آنرا انجام دهند و زبان خود را بکار گيرند
افراد متعلق به اقليتها حق
دارند که بگونه يی موثر در حوزه های فرهنگي مذهبی اقتصادي، اجتماعی
فعال بوده و در زندگانی عمومی شرکت جويند
افراد متعلق به اقليتها حق دارند
که بطور موثر در تصميمات ملی شرکت داشته و در سطح محلی در اقليتی که به
آن تعلق دارند ويا در محلی که در آن زندگی ميکنند در تصميمات ( تا
آنجائيکه با قوانين ملی در تضاد نباشد ) شرکت کنند
افراد متعلق به اقليتها حق
دارند که انجمنهای مخصوص به خود را ايجاد و راه اندازی نمايند
افراد متعلق به اقليتها حق دارند
که بدون هيچ تبعيض و اجحافی تماسهای آزادانه و صلح آميز خود رابا اعضاء
ديگر گروه خود و با افراد ديگری که به اقليت آنان تعلق دارند برقرار
نموده وادامه دهند و هم چنين با اتباع ملل هم مرز که باآنان قرابت ملی
قومی ويا مذهبی وزبانی دارند تماس داشته باشند
|
4 مورد |
احضار به اداره اطلاعات |
|
19 مورد |
قتل بوسیله مامورین |
|
2 مورد |
قتل نوجوان زیر 18 سال توسط مامورین |
|
476 مورد |
دستگیری شهروندان بوسیله مامورین |
|
1 مورد |
بازداشت روزنامه نگار |
|
1 مورد |
بازداشت علمای اهل سنت |
|
200 مورد |
پلمپ مغازه توسط مامورین |
|
5 مورد |
محاکمه فعالین مدنی |
|
500 مورد |
اعتراض معلمین در جلوی مجلس شورای اسلامی |
|
5 مورد |
فشار نیروهای اطلاعاتی به شهروندان |
|
1 مورد |
آزادی روزنامه نگار زندانی |
|
3 مورد |
تبعید زندانی |
|
3 مورد |
صدور حکم شلاق و زندان برای فعالین کارگری |
|
6 مورد |
محکومیت فعالین مدنی به زندان |
|
1 مورد |
بیماری زندانی محکوم به اعدام |
|
3 مورد |
یورش مامورین به کاسبکاران |
|
16 مورد |
زخمی شدن شهروندان بوسیله مامورین |
|
5 مورد |
خودسوزی زنان |
|
3 مورد |
خودسوزی مردان |
|
1 مورد |
تائید حکم زندان به فعالین کمپین یک میلیون امضا |
|
2 مورد |
بی خبری از زندانی سیاسی |
|
4 مورد |
درگیری مامورین با مردم |
|
1 مورد |
آزادی فعالین مذهبی |
|
6 مورد |
دستگیری فعالین مدنی توسط مامورین |
|
5 مورد |
اعدام شدگان |
|
2 مورد |
تائید حکم اعدام |
|
3 مورد |
اذیت و آزار مامورین |
|
1 مورد |
مرگ زندانی سیاسی بعد از آزادی |
|
1 مورد |
اعتراض و تجمع کارگران |
|
2 مورد |
فشار بر خانواده ها از طرف مامورین |
|
1 مورد |
کشته شدن دستگیر شده توسط نیروهای اطلاعاتی |
|
1 مورد |
به آتش کشیدن وسایل کولبرها توسط مامورین |
|
2 مورد |
غارت وسایل کولبرها توسط مامورین |
|
2 مورد |
خودکشی بخاطر فقر مالی |
|
1 مورد |
بازداشت فعال کارگری |
|
1 مورد |
دستگیری فعالین معلمی |
|
14 مورد |
شکنجه توسط مامورین |
|
3 مورد |
نیاز زندانی به مداوای پزشکی در زندان |
|
3 مورد |
احضار مغازه داران به اطلاعات |
|
6 مورد |
آزادی زندانی فعالین مدنی |
|
1 مورد |
محکوم به سنگسار |
|
1 مورد |
بلاتکلیفی زندانی سیاسی در زندان |
|
1 مورد |
آزادی زندانی با قرار وثیقه |
|
2 مورد |
یورش مامورین به منازل مسکونی |
|
15 مورد |
بازداشت معلمین |
گزارش نقض
حقوق کودکان در ماه مرداد 1388
مهدی رحمنی پور
کنوانسيون حقوق کودک - قدرت
اجرايی کنوانسيون، طبق ماده 49 دوم سپتامبر 1990
با توجه به اينکه سازمان ملل
متحد در اعلاميه جهاني حقوق بشر به رعايت حقوق ويژه ي کودکان و حمايت
آنها تاکيد کرده است
و با آگاهي به اينکه خانواده،
واحد ساختاري جامعه و مکان رشد و پرورش تمام اعضاي آن و به ويژه شکل
دهنده ي شخصيت کودکان است و اينکه کودکان براي شکوفايي خود نيازمند
داشتن خانواده اي هستند سرشار از محبت، عشق، تفاهم و احترام و با اين
يادآوري که بايد کودک را براي فرداي جامعه آماده و او را مطابق ايده آل
هاي اعلام شده از طرف سازمان ملل يعني آزاديخواه، باشخصيت، صلح جو با
روحيه اي داراي تفاهم و همبستگي تربيت نمود و با توجه به ضرورت حمايت
ويژه کودکان مطابق مصوبات بين المللي مختلف و از آن جمله
:
قرارداد ژنو در سال 1924
ميلادي در باره حقوق کودکان، قرارداد رعايت حقوق کودکان از طرف مجمع
عمومي سازمان ملل متحد در بيستم نوامبر 1959 ميلادي، اعلاميه ي جهاني
حقوق بشر، پيمان بين المللي در باره حقوق سياسي و شهروندي (بخصوص در
ماده 23 و 24 آن)، پيمان جهاني براي حقوق اجتماعي، سياسي و فرهنگي
(بخصوص در ماده 40)، اسناد و اساسنامه هاي ديگر تشکل هاي بين المللي که
بنفع کودکان فعاليت ميکنند
ماده 2- ممنوعيت تبعيض :
حکومتهاي عضو اين پيمان، براي
هر کودکي که در قلمرو آنهاست، بدون تبعيض و يا فرق گذاري و بدور از
هرگونه وابستگي به نژاد، رنگ پوست، منشاء اجتماعي و قومي و يا ملي،
ميزان دارايي، معلوليت، وضعيت سرپرست و يا والدين و هر موقعيت ديگري که
کودک در آن است، اجراي حقوق مندرج در اين پيمان نامه را تضمين ميکنند
حکومتهاي عضو اين پيمان، تمام اقدامات لازم را انجام ميدهند تا اين
اطمينان کامل را بوجود آورند که هر کودکي از همه اشکال تبعيض و فرق
گذاري در امان است و بخاطر ابراز عقيده و جهان بيني و فعاليت هاي
والدين يا سرپرست يا اقوام خودش مجازات نمي شود
ماده 4 - وظايف دولتها :
حکومتهاي عضو پيمان، اقدامهاي
ضروري و مناسب قانوني، اداري و غيره را بعمل مي آورند تا حقوق پذيرفته
شده در اين عهدنامه را اجرا نمايند. حکومتها براي تحقق مفاد اين
عهدنامه با توجه به حقوق و اوضاع اجتماعي، سياسي و فرهنگي، تا آخرين حد
ممکن از تمامي منابع موجود ملي خود و در صورت نياز بين الملي استفاده
ميکنند
قتل – 4 مورد
تجاوز توسط نیروی بسیجی به کودکان – 200 مورد
بازداشت کودکان – 1 مورد
خودسوزی – 2 مورد
خودکشی مادر و فرزند – 1 مورد
علاوه بر موارد آماری فوق
میتوان به موارد زیر اشاره نمود
:
ازدواج و طلاق کودکان بین 10
تا 14 ساله 62383000 مورد - تیراندازی نیروی انتظامی به یک خانواده که
کودک 9 ساله ای در این حادثه دچار آسیب روانی گردید آزار، اذیت و کتک
زدن کودکان کار در بهزیستی و شهرداری ضرب و شتم کودکان بی پناه خیابانی
توسط نیروی انتظامی سیصد و پنجاه هزار کودک بی سرپرست در ایران وجود
دارد که 150 هزار نفر از آنان بدون حامی هستند
.
من یک کودک کار هستم. قلب من و
تمام کودکان کار با کوچکترین لرزش فرو می ریزد؛ چه برسد به این که یکی
از مدافعان این قلب های بی پناه را از آنها بگیرند . جبار،
کودک کار عضو پروژه ی آموزشی-
حمایتی کودکان کار جمعیت دفاع
گزارش نقض
حقوق زنان در ماه مرداد 1388
الهه آسمانی
روزهای گرم مرداد ماه امسال در
ایران در مقابل داغ دل مادران و خانواده های داغداری که یا محکوم به
تحمل درد عزیز ازدست رفته شان در سکوت هستند ویا چشم انتظار وگوش به
زنگ رسیدن خبری از عزیز در بند خود ، حرفی برای گفتن نداشت .حس غریبی
است وقتی درمیان بازداشت شدگان می کاوی ومی گردی ....به انتها که می
رسی ، خوشحالی که این بار هم کسی از آنان که تو عزیزشان می داشتی اسیر
ودر بند نیست وغمگین وسخت غمگین که عزیزان در بند وکشته شده این دیار ،
چه اندازه تو را عزیز می داشتند ....آری ، همچنان بازداشت ، زندان ،
تجاوز ، شکنجه ، حبس واعدام زنان دیارمان ادامه دارد ... آری ، همچنان
به جرم زن ایرانی بودن تحقیر ادامه دارد ... ولی شجاعت ورشادت زن
اندیشمند ایرانی را پایانی نیست واین تازه آغاز ماجراست ....با توجه به
ادامه اعتراضات مردمی ایران نسبت به نتایج انتخابات ونظام استبدادی
حکمرانان ایران همچنان دستگیری فعالین سیاسی وفرهنگی واجتماعی ایران
ادامه داشت . که در این میان زنان نیز مستثنی نبودند : - دستگیری زهرا
نبوی ، شیوا نظر آهاری ، سمیه توحیدلو از فعالین دانشجوئی/ این در حالی
است که مسئولین وزارت علوم وامنیتی کشور بارها ادعا کرده اند که هیج
دانشجوئی در بازداشت بسر نمی برد .
(امیرکبیر 13/5/88)
- احضار حمیرا
خلیلی،نگار اسماعیلیان از دانشجویان دانشگاه آزاد شهر ری به کمیته
انظباطی(مجموعه فعالان حقوق بشر 1/5/88
- مرجان فیاضی
وتنی چند نفر دیگر از دانشجویان دانشگاه مازنداران نیز به کمیته
انظباطیی احضار شدند . (امیر کبیر 20/05/88)
- ساناز الهیاری
فعال دانشجوئی به اتهام شرکت در تجمع غیر قانونی واقدام علیه امنیت
داخلی در دادگاه به یکسال حبس تعلیقی محکوم شد . (دانشجویان سوسیالیست
دانشگاههای ایران 18/05/88)
- فعالین حقوق بشر
ودموکراسی از بازداشت سمیه تاجدار و آیت بهداد خبر می دهند .(05/05/88
)
- مهناز محمدی،
فیروزه خسروانی، رخساره قائم مقامی، جعفر پناهی، همسر و دختر پناهی به
علت گذاشتن گل بر مزار جانباختگان پس از وقایع انتخابات ریاست جمهوری
توسط نیروهای امنیتی در بهشت زهرای تهران بازداشت شدند. این فیلمسازان
به قید ضمانت پس از چند ساعت بازداشت آزاد شدند. به گفته این
آزادشدگان، تعداد بازداشتی ها در مراسم چهلم ندا آقاسلطان و سایر جان
باختگان، به حدی بوده است که ماموران نمی دانستند با آنها چه باید
بکنند. (میدان زنان 8/5/88)
- پگاه آهنگرانی
از بازیگران سینما توسط نهادهای امنیتی مورد بازجوئی قرار گرفت. (عصر
ایران08/05/88 )
- دهها تن در تجمع
اعتراضی مقابل مجلس شورای اسلامی، که همزمان با مراسم تحلیف شکل گرفته
بود، توسط ماموران امنیتی با ضرب و شتم بازداشت شدند. نام یکی از
بازداشت شدگان فهیمه اسدی 28 ساله است. (موج سبز آزادی 15/5/88)
- زهرا میریونسی
همسر دکتر علی تاجرنیا نماینده دوره ششم مجلس شورای اسلامی و عضو ستاد
انتخاباتی میرحسین موسوی که برای دیدار همسرش به دادگاه رفته بود، توسط
ماموران امنیتی بازداشت شد. زمانی که برادران زهرا میریونسی و علی
تاجرنیا نسبت به بازداشت وی اعتراض کردند، خود آنها هم توسط ماموران
امنیتی بازداشت شدند. (پارلمان نیوز 17/5/88)
- خدیجه نبوی
چاشمی همسر سید ظهور نبوی چاشمی مقاله نویس نشریه توقیف شده "سرزمین
آریائی" در دادگاه انقلاب سمنان بصورت غیابی به یک سا حبس تعزیری محکوم
شد.(فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 26/5/88)
- انور
فاروقی از اهالی شهرستان بانه به اتهام تبلیغ علیه نظام در دادگاه
انقلاب شهرستان سقز به تحمل یک سال حبس تعزیری به مدت 2 سال تعلیق
محکوم شد.(سازمان دفاع از حقوق بشر ایران 31/5/88)
- زینب جلالی
به اتهام ارتباط ها و عضویت در یک گروه سیاسی کرد از دو سال پیش در
زندان بسر میبرد و به اعدام محکوم شده است در سلول انفرادی بسر
میبرد.نامبرده از نظر سلامتی وضعیت مناسبی ندارد و گفته میشود به شدت
بیمار است.(حقوق بشر در کردستان 18/5/88 )
- بازجویان خانم
هنگامه شهیدی روزنامه نگار زندانی، در یک اقدام آشکارا غیر قانونی و
غیر انسانی برای درهم شکستن وی به او حکم دروغین اعدام ابلاغ کرده اند
. بازجویان برای اینکه این بلوف خود را واقعی جلوه دهند این روزنامه
نگار زن زندانی را چند بار پای طناب دار نیز برده اند و طناب را به
گردن او انداختند خانم شهیدی از یک بیماری قلبی رنج میبرد .(موج سبز
آزادی 24/5/88 )
- ـ شیوا نظرآهاری
عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر دو ماه است که در بازداشت بسر می برد،
شهرزاد کریمیان مادر نامبرده گفت: هر بار که برای ملاقات دخترم به
زندان اوین می روم به من می گویند او ممنوع الملاقات است. دکتر محمد
شریف وکیل شیوا نظرآهاری تاکنون چندین بار برای ملاقات با موکل خود به
دادگاه انقلاب مراجعه کرده ولی نتوانسته است اجازه ملاقات دریافت کنند.
(اعتمادملی 26/5/88)
- ژیلا بنی یعقوب
روزنامه نگار و فعال جنبش زنان پس از تحمل 2 ماه بازداشت با قرار وثیقه
صد میلیون تومانی از زندان آزاد شد.( کانون زنان ایرانی 29/5/88 )
- نفیسه آزاد عضو
کمپین یک میلیون امضاء که به اتهام تبلیغ علیه نظام در شعبه 30 دادگاه
انقلاب تهران به یک سال حبس تعلیقی محکوم شده بود در دادگاه تجدید نظر
تبرئه شد. (کانون زنان ایرانی 25/5/88)
- روناک صفارزاده
دانشجو و عضو کمپین یک میلیون امضاء به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و
تبلیغ علیه نظام در دادگاه تجدید نظر استان کردستان به 6 سال حبس محکوم
شد. نامبرده حدود 23 ماه است که در زندان بسر می برد. (روز 14/5/88)
- هاله سحابی 54
ساله فعال جنبش زنان و عضو "مادران صلح"، در میدان بهارستان توسط
نیروهای امنیتی لباس شخصی بازداشت شد. ماموران با استفاده از گازاشک
آور و ضرب و شتم با باتوم او را دستگیر کردند. بر اثر ضرب باتوم سر
هاله سحابی شکسته شد. (میدان زنان 14/5/88)
واما در سایر
بخشها : - شیوا سبحانی از فعالان کارگری بازداشت شده در مراسم اول ماه
مه سال جاری در سنندج، به اتهام اخلال در نظم عمومی، در شعبه 105
دادگاه سنندج، به 6 ماه حبس تعزیری و 40 ضربه شلاق محکوم شد. (اتحادیه
آزاد کارگران ایران 19/5/88)
- سکینه محمدی به
جرم زنای محصنه به حکم شعبه ششم دادگاه کیفری استان آذربایجان شرقی و
با تائید شعبه 39 دیوانعالی کشور به سنگسار محکوم شد. .(وبلاگ دفاع از
بی دفاع 1/5/88 و اعتماد 5/5/88)
- یوسفی رئیس کل
دادگستری شهرستان اسکو گفت : خانم " س . م " مدت چهار سال است که در
زندان تبریز به سر می برد که به اتهام زنای محصنه به سنگسار محکوم
گردیده است . (اعتماد 5/5/88)
- " ش . ر " به
اتهام قتل همسرش " م . الف " و ارتباط با مرد دیگر به نام " م . ت " به
حکم شعبه 5 دادگاه کیفری استان خراسان رضوی به اعدام و به اتهام
ارتباط بیرون از روابط زناشویی به سنگسار محکوم شدند این حکم توسط شعبه
21 دیوان عالی کشور مورد تایید قرار گرفت .(قدس 10/5/88)
- اکرم محمدی 35
ساله، آمنه عبدالله زاده 50 ساله و یک زن دیگر به اتهام قتل در بند 7
زنان زندان گوهردشت کرج پس از تحمل سالها زندان در آستانه ی اجرای حکم
اعدام قرار دارند.(فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 26/5/88)
- جمیله 25 ساله
به جرم قتل همسرش حمید 29 ساله به حکم شعبه 34 دادگاه کیفری شیراز و با
تائید دیوانعالی کشور در زندان عادل آباد شیراز به دار آویخته شد.
(اعتماد 10/5/88)
انچه از نظر
گذراندیم تنها گوشه ای از موارد آشکار نقض حقوق بشر که بر زنان ایران
وارد شده وآنهم به گزارش رسانه های موردتائید حکومت اسلامی است .بدیهی
است بسیارند مواردی نیز که توسط منابع غیر رسمی اعلام می شوند .
احضار دانشجویان
به کمیته انظباطی دانشگاهها : 3 مورد
بازداشت دانشجویان
: 3 مورد
صدورحکم دانشجویان
زندانی : 1 مورد
بازداشت فعالین
فرهنکی ، سیاسی واجتماعی : 15 مورد
صدور حکم حبس جهت
بازداشت شدگان فرهنگی ،سیاسی واجتماعی : 3 مورد
صدور حکم اعدام
جهت بازداشت شدگان عرصه فرهنگ ، سیاست واجتماعی : 1 مورد
صدور حکم سنگسار :
3 مورد
صدور حکم اعدام :
1 مورد
اجرای حکم اعدام 1
مورد
گزارش جلسه داخلی نمایندگی
تورینگن
ماه آگوست 2009
امیر حسین بهادری
جلسه
داخلی نمایندگی تورینگن در روز شنبه 15.08.09 و پس از برگزاری مراسم
تظاهرات ایستاده و میز کتاب نمایندگی راس ساعت 13 و با حضور آقایان
ایساک مسیحی ، شهریار ایازی ، امیر حسین بهادری ، وحید رشادی ، مهدی
رحمنی پور ، فرزان هدائی ، امیر حسین بابائی و پوریا نژاد ویسی ( بصورت
مسنجری ) با قرائت دستور جلسه توسط مسئول نمایندگی راسما آغاز گردید.

در
ابتدا آقای شهریار ایازی از حضور فعال اعضا در مراسم این ماه نمایندگی
تشکر و قدردانی نمودند و سپس اعضای جدید نمایندگی را خدمت حضار معرفی
نمودند . ایشان از آقای بابائی دعوت نمودند تا به معرفی خود پردازند پس
از معرفی آقای بابائی ، آقای ایازی به معرفی آقای نژاد ویسی پرداختند
که ایشان در ترکیه هستند و از طریق ایمیل درخواست عضویت در نمایندگی
تورینگن را داده اند و از فعالین سیاسی شناخته شده در ایران و مستند
ساز صدا و سیمای جمهوری سالامی بودند و آقای شفائی نیز ایشان را تائید
کرده اند .
پس
از این معرفی آقای ایازی به ارائه تجارب خود از دادگاه برای حضار
پرداختند پس از ایشان آقای ایساک مسیحی به شرح مختصری از هدف و عملکرد
کانون و همچنین اساسنامه و مرامنامه کانون برای آشنائی اعضای جدید
پرداختند .
جلسه
با قرائت اخبار پیگیری گردید . در ابتدا آقای ایساک مسیحی به شرح اخبار
زیر پرداختند و آنرا با ماده 5 اعلامیه جهانی حقوق بشر مقایسه نمودند
:زندان کهریزک در جنوب تهران واقع شده است. گفته می شود قبل از این،این
اردوگاه محل نگهداری اسرای عراقی بوده است.از سال 1385 جوانان و کسانی
که در دادگاهها برای احقاق حقوق خود اعتراض می کردند به عنوان تنبهی به
آنجا فرستاده می شدند همچنین افرادی که دست به سرقت و یا با ارگانهای
رژیم درگیر بودن و برای حذف آنها به اینجا فرستاده می شدند. اردوگاه
کهریزک از بازداشتگاههای نیروی انتظامی و تحت نظارت مستقیم احمدرضا
رادان رئیس پلیس تهران بوده رادان بطور مستمر با هلیکوپتر به آنجا در
تردد بوده . زندان کهریزک یا اردوگاه مرگ به منظور ایجاد رعب و وحشت
بخصوص در میان جوانان ایجاد شده است .طرحهای سرکوبگرانه که در تهران
تحت عنواین مختلف که به زنان شریف وآزاده تحت عنوان بی حجابی و یا بد
حجابی و جوانان میهن را تحت عنوان ارازل و اوباش (با عذرخواهی از زنان
و جوانان عزیز که ناچاریم حرفهای آنها را تکرار کنیم) دستگیر و به این
اردوگاه انتقال می دادند درآنجا تا به حال تعداد زیادی از آنها جان
باختن و کسی از سرنوشت آنها خبردار نشد . ردوگاه مرگ کهریزک تشکیل شده
از سوله ای که سطح آن از سطح زمین پایین تر است و همچنین تعدادی
کانتینر فلزی که همۀ آنها طوری درست شده است که قربانی خود را برای تحت
فشارهای طاقت فرسا قرار دادن بکار برده می شد. یکی از سوله ها که بصورت
مستطیلی شکل می باشد . آنرا قفس بندی کرده اند که مساحت هر قفس 30 متر
مربع می باشد. همچنین کانتینرهای فلزی که برای شکنجه و حتی قتل بکار
برده می شوند در این اردوگاه قرار دارند .
آمار
کسانی که در زیر شکنجه به قتل رسیده اند هنوز بطور قطع مشخص نیست. ولی
آماری زندانیان که از این اردوگاه مرگ نجات یافته اندو بصورت سینه به
سینه توسط زندانیان به هم نقل شده است بیش از 75 نفر تخمین زده می شود
.البته این آماری است که زندانیان شاهد آن بودند . این آمار مربوط به
قبل از قیام مردم ایران می باشد . آمار جانباختگان قیام بین 15 تا 20
نفر تخمین زده می شود .این آمار توسط چندین زندانی مورد تایید قرار
گرفته است و فقط مربوط به سوله و قفسهای آن می باشد. آمارکسانی که در
کانتینرهای فلزی جان باخته اند هنوز نامشخص می باشد.اکثر کسانی که
جانباخته اند در اثر ضربۀ مغزی می باشند که جنایتکاران علیه بشریت برای
پنهان کردن جنایتهای خود سعی داشتند آنرا بیماری منژیت عنوان کنند .
در
بدو ورود به زندان کهریزک تنولی از مامورین گارد زندان تشکیل داده میشد
و زندانیان می بایست از این تنول عبور کنند هنگام عبور از این تنل
بارانی از باتون،چماق ،کابل ،میله های آهنی بر سر،صورت و سایر نقاط بدن
فرو می آیید که منجر به شکستن سر ،فک،بینی، دست و پای زندانی می شود .
زندانیان بی دفاع در قفسهای که در سوله درست شده است قرار داده می
شوند. در هر قفس 40 الی 60 زندانی جای داده می شود زندانیان بخاطر
کمبود جا اغلب بطور ایستاده هستند.زندانیان بصورت متنواب و در طی شبانه
روز با یورشهای گارد زندان به قفسها ی آنها مواجه بودند. گاردها و
شکنجه گران با کابل،میله های فلزی ،نبشی،شلاق آنها را مورد شکنجه قرار
می دادند و این شیوه بصورت متناوب در طی شبانه روز تکرار می شد.
گارد
زندان و شکنجه گران علاوه بر شکنجه دستجمعی زندانیان بعضی از آنها را
از قفسها خارج می کردند و به بصورت جداگانه مورد شکنجه قرار می دهند.
اکثر کسانی که برای شکنجه برده می شوند در اثر شکنجه ها جان می باختند
.شیوه های دیگر شکنجه که علیه زندانیان بی دفاع بکار برده می شود:
تجاوز جنسی ،استعمال باتون و سایر شیوه های وحشیانه اذیت و آزار تجاوز
جنسی،عریان کردن زندانی و ریختن آب سرد بر روی زندانی و باشلاق شکنجه
کردن/در تابستان عریان کردن زندانی و وادار کردن او روی آسفالت سینه
خیز رفتن کلاغ پر/ وادار کردن زندانیان بصورت جمعی برای هل دادن
دیوارها و هر کدام از زندانیان دستش به دیوار نرسد با چماق، میله آهنی
و کابل های بافته شده آماج ضربات آنها قرار می گیرد/جوجه کباب کردن از
جلو که باعث له شدن ران می شود /جوجه کباب از عقب که با عث له شده بازو
میشه/ ایجاد تپه ای بنان تپه سفید که از سنگ و لاخ می باشد و سنگها نوک
تیز هستند در تابستان و زمستان زندانی را کامل عریان می کردند و با
کابل و باتون به زندانی می زدند و او را وادار می کردند که چندین بار
از این تپه بالا و پایین بروند که باعث خونریزی از کف پا و سایر جاهای
بدن می شد ولی زندانی باید به بالا و پایین رفتن خود ادامه میداد./غلت
خوردن زندانی روی آسفالت و زمین در زیر گرمای وسرمای زیاد/ بصورت چند
نفره روی دستها و پاهای زندانی راه رفتن که منجر به شکسته شدن در چند
نقطه می شد و موارد متعدد دیگر.ایشان یادآور شدند غیر از بازداشتگاههای
عنوان شده در اخبار 15 بازداشتگاه دیگر مخفی نیز وجود دارد که خبری از
آنها به بیرون درز نکرده . پس از ایشان آقای رشادی بشرح خبر زیر
پرداختند:
پس
از مراسم مسجد قبا که روز هفتم تیرماه به یاد قربانیان انفجار دفتر حزب
جمهوری اسلامی ( ۷ تیر۱۳۶۰) برگزار شد، وبسایتهای خبری از بازداشت
تعدادی از جوانان از جمله خانم ترانه موسوی خبر دادند. مدتی بعد تعدادی
از این بازداشتشدگان آزاد شدند، اما از ترانه موسوی خبری نشد.
به
گفتهی مهدی کروبی، پس از چندی به خانوادهی ترانه خبر میدهند که
بیایند و جسد دخترشان را تحویل بگیرند . در منابع خبری غیررسمی اعلام
شد که جسد ترانه موسوی پس از گذشت یک ماه از بازداشت وی، در حالی که
بدنش به شدت سوخته شده بود، در حومهی قزوين پيدا شد. برخی خبرهای
تایید نشده حاکی از حضور کوتاه وی در بیمارستان در دومین هفتهی
بازداشت به دلیل جراحات وارده در اثر تجاوز جنسی بود .
در
رابطه با این خبر آقای ایساک مسیحی به انعکاس این خبر در وبلاگ کمیته
زنان کانون و بازتاب وبلاگ کمیته زنان کانون در خبرگزاری رسمی جمهوری
اسلامی اشاره نمودند .
سپس ایشان به بررسی
دادگاههای تشکیل شده برای متهمین به اغتشاشات پس از انتصابات ریاست
جمهوری ایران با ماده 11 اعلامیه جهانی حقوق بشر پرداختند .
آقایان مسیحی و ایازی گزارش
کوتاهی از اخبار مربوط به کمیته های تخصصیشان در ماه گذشته برای اطلاع
حضار ارائه دادند . پس از ایشان آقای وحید رشادی به خبر مربوز به
اردوگاه اشرف نیز اشاره نمودند و آنرا ناقص ماده 14 اعلامیه جهانی حقوق
بشر دانستند :
در ساعت 17 و 30 دقيقه در
اثر ضرب و شتم وحشيانه 49نفر از مجاهدان خلق مجروح شدند. علاوه بر اين
مجاهد خلق سياوش نظام الملكى فرزند مجاهد شهيد نسرين پارسيان بر اثر
ضربه سنگين مغزى در حالت كمابهسر مىبرد و پزشكان اشرف در تلاش براى
نجات وى هستند . يك خودروى مجاهدين نيز به سرقت رفته است
بخش بعدی جلسه بررسی میثاق
های اعلامیه جهانی حقوق بشر بود که آقای مهدی رحمنی پور به این بخش
پرداختند :
کنوانسيون حقوق کودک - قدرت اجرايی کنوانسيون، طبق ماده 49 دوم سپتامبر
1990
ماده 6 - حق زندگي :
1 - هر کودکي
حق زندگي دارد و اين حق مادرزادي اوست که از طرف همه حکومتهاي عضو
پيمان به رسميت شناخته ميشود 2 - ادامه حيات و رشد کودک از طرف
حکومتهاي امضاکننده اين پيمان نامه بطور کامل تضمين ميشود
ماده 8 - حفظ هويت شخصي
1
- حکومتهاي عضو پيمان موظف هستند که حقوق کودک را رعايت کرده و هويت
فردي، تابعيت، نام و روابط شناخته شده خانوادگي او را مطابق قانون حفظ
نمايند
2
- در صورتي که تمام يا بخشي از هويت شخصي بطور غيرقانوني خدشه دار شود،
حکومتها سريعا درصدد ترميم اين خسارت برمي آيند
ماده 12 - آزادي عقيده
1
- از سوي حکومتهاي امضاکننده اين پيمان نامه، حق کودکي که که توانايي
ساختن نظر شخصي خودش را دارد، به رسميت شناخته ميشود. کودک در تمامي
امور مروط به خود، آزادي بيان و اظهار عقيده شخصي را که مطابق سن و رشد
اوست، دارد
2
- براي اين منظور، به کودک امکان داده ميشود که در دادگاهها و در تمام
مراحل قانوني، مستقيم يا با کمک وکيل و يا نهاد مسوول و مناسب ديگر،
مطابق قوانين موجود، محاکمه شود
ماده 19- حمايت کودکان در برابر سوء استفاده
1
- حکومتها با تکيه بر تمام امکانات قانوني، اداري، اجتماعي و آموزشي،
کودک را در مقابل هر شکل از رفتار سهل انگارانه با آنها، سوء استفاده
جنسي و تجاوز جسمي يا رواني، حمايت ميکنند
2
- اقدامات حمايتي حکومتها همراه اجراي روشها و برنامه هاي اجتماعي است
که براي کشف و پيشگيري اين جرايم نسبت به کودک موثر باشند. همچنين
درمان آسيب وارده برکودک و کمک به والدين و يا سرپرست در رابطه با سوء
استفاده هاي ذکر شده در بند 1 اين ماده بر عهده ي حکومتها است
ایشان پس از قرائت این مواد به بررسی آن در وجه کودکان کار ، حق انتخاب
کودکان و تجاوزات و مسائل بعد از آن برای کودکان در جمهوری اسلامی
پرداختند . پس از سخنان ایشان آقای ایساک مسیحی به بررسی مقایسه
اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های بین المللی و تفاوت آن برای اعضا
پرداختند .
جلسه با بررسی عملکرد اعضا در کانون پیگیری گردید که با توجه به اینکه
اکثر اعضای نمایندگی تورینگن در کانون دارای مسئولیتی هستند شرح این
گزارش در گزارشات ماهانه کمیته ها ارائه میگردد .

بخش بعدی را آقای فرزان هدائی با سخنرانی بشرح زیر آغاز نمودند :
موضوعی که اینبار برای سخنرانی در نظر گرفته ام ، موضوع روز کشور
میباشد که همه در جریان هستیم که پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران
چه اتفاقاتی افتاد .
در
ابتدا باید خاطر نشان کنم که بعد از انقلاب اسلامی یا انقلاب آخوندی
دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را در ماه گذشته پشت سر گذاشتیم .و
البته نهمین دوره نیز به پایان رسید و دولت جدید راسما آغاز بکار کرد .
اولین رئیس جمهور اسلامی ایران آقای بنی صدر بعد از انقلاب بودند و
آخرینشان آقای احمدی نژاد ، دوغیر آخوند و البته با تفکرات کاملا
متفاوت .
آقایان رجائی ، خامنه ای ، رفسنجانی و خاتمی رئیس جمهور های مابین
اولان رئیس جمهور و آخرین آن بودند . چیزی که بدیهی است رئیس جمهوران
اسلامی ایران باید در ابتدا برای کاندیداتوری از فیلتر شورای نگهبان
بگذرند ولی در اصل باید شخص یا اشخاص مورد نظر رهبر باشند و مورد تائید
رهبر ف چه در زمان آقای خامنه ای و چه در زمان خمینی . تحلیل بنده از
رئیس جمهوران بعد از انقلاب ایران اینست که آیا این افراد قدرت خود را
شخصا داشته اند یا این قدرت به آنها تزریق شده ؟
آقای بنی صدر که یک تحصیلکرده و روشنفکر بود در پیچ و خم بعد از انقلاب
با تفکرات روشنفکرانه خود در مقابل آخوندها دچار مشکل شد و با کودتائی
ایشان را برکنار کرده و نیز مجرم شناختند و کار ایشان در این مقطع تمام
شد .
پس
از ایشان آقای رجائی به مسند ریاست جمهوری نشستند که از میان مردم و از
زندانیان سیاسی سابق در زمان شاه بودند که ایشان نیز در حادثه بمب
گذاری به شهادت رسیدند . سپس آقای خامنه ای که از محبوبین رهبر آقای
خمینی بودند با افکار خشک و رادیکالی و برآمده از جنگ با عراق قدرت را
در دست گرفتند . آقای رفسنجانی بنظر بنده از اولین رئیس جمهوران سیاسی
بعد از انقلاب در ایران بودند که سرمنشا تحولاتی در سیاستهای داخلی و
خارجی گردیدند . قدرت بلانفوذ ایشان در آن زمان توانسته بود تسلط
سنگینی بر جریانات ایران داشته باشد .
در
زمان خاتمی با تبلیغات وسیعی که ایشان در زمان کاندیداتوری خود کرده
بودند از جمله آزادی بیان و آزادی برای جوانان توانستند با اکثریت آرا
ریاست جمهوری را بدست آورند که عملا ما مشاهده کردیم که در زمان ریاست
جمهوری ایشان نه تنها وعده های داده شده عملی نگردید بلکه شاهد جو
خفقان و دستگیری روزنامه نگاران و روشنفکرانمان بودیم در زمان ایشان
فاجعه کوی دانشگاه روی داد و جوانان و دانشجویان عملا متوجه شدند که چه
کلاه بزرگی بر سرشان رفته . بعد از ایشان میرسیم به آقای احمدی نژاد که
در زمان کاندیداتوری کسی به خوبی اورا نمیشناخت ایشان شهردار تهران و
از رقیبان اصلی اقای رفسنجانی بشمار می آمدند .
ظاهر قضایا در آنزمان همه چیز را به نفع آقای رفسنجانی نشان میداد اما
در کمال ناباوری دیدیدم که در دور دوم انتخابات آقای احمدی نژاد با
ببرتری به عنوان رئیس جمهور انتخاب شدند . تفاسیر در این زمینه زیاد
میباشد از جمله آقای احمدی نژاد دست نشانده و مهره آقای مجتبی خامنه ای
پسر دوم خامنه ای پدر میباشد که ایشان در انظار ظاهر نمیشوند و پشت
پرده را تمام و کمال در اختیار دارند و به تعبیری آقای احمدی نژاد از
طرف ایشان انتصاب شدند نه انتخاب .در آخرین دوره انتخابات ریاست جمهوری
و در جریان روز ایران باز هم دیدیم که آقای احمدی نژاد با برتری بر
دیگر رقبا به ریاست جمهوری رسید . اما اینبار قضیه پشت پرده انتصابات
ایران با دوره های پیش فرق داشت . مردم و جوانان از طرفی از سیاستهای
داخلی و خارجی سردمداران کشور به ستوه آمده اند و از طرف دیگر مردم
متوجه خیلی قضایا شدند دیگر این مردم را نمی توان مانند دهه 60 با جنگ
، مسجد ، اسلام ، حزب الله و غیره شستشوی مغزی داد همه متوجه شدند که
آنها با مردم چه کردند و به قول معروف ایندوره حنای آنان دیگر رنگی
ندارد . با شک نسبی که مردم از دوره های قبلی نسبت به تقلب در انتخابات
شده بودند اینبار با حواسی جمع موضوع انتخابات را دنبال کردند و دقت
نظر آنان موجب شد موضوع تقلب در انتخابات شکل جدیدی در ایران بخود
بگیرد . دیگر مردم حاضر نبودند که فریب بخورند و بدانند که فریب
میخورند . موضوع تقلب در انتخابات را همگی بخوبی میدانیم و پیگیری
نموده ایم . به اینترتیب بود که مردم با یک طغیان ملیونی بعد از اعلام
نتایج به خیایبانها ریختند ، چند شهر بزرگ ایران منجمله اصفهان و شیراز
صحنه درگیری بین معترضین و نیروهای سرکوبگر گردید که متاسفانه شاهد به
شهادت رسیدن هموطنانمان توسط نیروهای ضد بشری نظامی حکومت سراسر جنون و
خون جمهوری اسلامی شدیم که با کشتن هموطنانمون از جنایت و تقلب پاسداری
میکردند .
عده ای دستگیر و به
زندانها و بازداشتگاههای ناشناخته منتقل شدند ، ناشناخته تا بتوانند
وجود حیوانی خود را بر قالب انسانی که از روح پلید آنان نیز باصفا تر
بود قالب کنند ، تجاوز کردند ، کشتند و شکنجه دادند اما نفهمیدند که
خدائی هست ، دادگاه الهی هست و روزی تاوان نایاتشان را خواهند داد .
ننگ بر حکومتی که خود را اسلامی میدارد و وامدار و پاسدار اسلام است و
چنین خوی حیوانی خود را به جهانیان مینمایاند . باشد تا با یاری
سازمانهای بین المللی و حقوق بشری ریشه ظلم و استبداد در سرزمین
آریائیمان کنده شود و ایرانی بر ایران حکومت کند
پس از ایشان آقایان ایازی
و ایساک مسیحی به بحث پیرامون سخنرانی ایشان پرداختند .
در بخش انتقادات و
پیشنهادات ، امیر حسین بهادری به انتقاد از اقای مهدی رحمنی پور مسئول
تبلیغات نمایندگی پرداختند و عنوان نمودند که ایشان بعنوان نماینده
نمایندگی تورینگن فراموش کرده اند در جلسه مشترکی با مسئولین شهر شرکت
کنند و بر این اساس ایشان مورد مواخذه مسئول نمایندگی آقای شهریار
ایازی قرار گرفتند و به ایشان مواردی جهت بهبود عملکردشان در نمایندگی
ارائه شد .
سپس آقای هدائی پیشنهاد
نمودند که جلسات داخلی نمایندگی بصورت دوره ای و در محل هائی غیر از
محل دائمی برگزار شود که با این پیشنهاد موافقت گردید و جلسه آینده
داخلی نمایندگی در شهر محل زندگی ایشان برگزار خواهد شد . ایشان همچنین
پیشنهاد نمودند تا قرائت مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های آن
هر جلسه نباشد و در صورت امکان هر 3 ماه یکبار قرائت گردد که با این
پیشنهاد مخالفت گردید و دلایلی نیز به ایشان ارائه گردید .

اعضا در مورد برگزاری
جلسه سخنرانی کانون در نمایندگی رای گیری نمودند که با برگزاری این
جلسه در نمایندگی مخالفت شد و دلیل آن دوری راه و عدم استقبال از این
جلسه عنوان گردید که بدین ترتیب شان سخنرانان و مدعوین کسر خواهد شد .
جلسه با اخذ حق عضویت ها
و تهیه صورت مالی رسما در ساعت 17 پایان یافت .
جلسه
ماهیانه نمایندگی کلن
آگوست 2009
احمد کاظمی
روز شنبه13:00
راس ساعت
bottropدر
شهر
با حضور آقایان
محمد حجاریان (سخنران)، احمد کاظمی (رییس جلسه)، بزرگ بزرگی، و
خانومها مژگان کرد قارچ لو و سپیده حجاریان (اخبارگو و منشی جلسه)
برگزار گردید.
در
ابتدا آقای کاظمی ضمن خوشامد گویی به اعضا شروع جلسه را اعلام و از
خانوم حجاریان دعوت کردند که اخبار ماه را قرائت کند.
اخبار
به شرح زیر بود:
۱-در
تاریخ` ۱۲
آگوست ۲۰۰۹
اعتراض ۲۶۵
نفر از بزرگترین روشن فکران جهان در تایید نامه اکبر گنجی به دبیر کلی
سازمان ملل و امضائ آن پیرامون حوادث انتخابات ایران خواستار اعمال
فشار به حکومت ایران شدند.
۲-در
روزهای گذشته مهدی کروبی دربارهٔ آزار جنسی بازداشت شدگان به هاشمی
رفسنجانی نامهای نوشته و سریعا خواستار رسیدگی به این موضوع شد و
متعاقب آن شاهرودی رییس قوهٔ قضایی از دادستان کشور خواستار روشن شدن
قضیه شد و مهدی کروبی مصرا خواستار پی گیری آن میباشد.
۳-در
مورخه ۱۸
مرداد اتحادیه اروپا رسما در مورد محاکمهٔ یک شهروند فرانسوی و دو
کارمند ایرانی سفارتخانههای بریتانیا و فرانسه در تهران به دولت
ایران هشدار داد و خواهان آزادی فوری آنها شده است.
۴-هفتهٔ
گذشته طیفی از نمایندگان مجلس خواستار بر کناری فرماندهٔ نیروی انتظامی
ایران شدند.
در
پایان قرائت اخبار بحث و گفتگو در مورد اتفاقات پس از انتخابات ایران
درگرفت .
بخش
بعدی دستور جلسه سخنرانی آقای حجاریان دربارهٔ وفاق ملی یا وضعیت فوق
العادهٔ حکومت در ایران بود.
گزیدههایی از این سخنرانی
به شرح زیر است:
نارظایتی گستردهٔ مردم و خطر
بروز انفجارهای اجتماعی از درون و تهدیدات دول غربی از بیرون تمامیت
خواهان حکومتی را در وضعیتی قرار داده که به نظر میرسد قدرت تصمیم
گیری قطعی برای پیش برد سیاستهایشان را از دست دادهاند ،تمامیت
خواهان اکنون میان پیش برد کودتای خزنده و یا کودتای ضربتی در شک و
تردید هستند و از طرفی اصلاح طلبان نیز میان تز(خروج از حاکمیت) و طرح
(وفاق ملی رهبر) سر گردن هستند....
سر
در گمی اصلاح طلبان که سیاستهای آنان به بن بست رسیده و خود نیز به آن
اعتراف میکنند امر ناشناختهٔ یی نیست.آنان که میان دو سنگ اسیای خطر
حرکتهای مردمی و ابزارهای سر کوب حکومتی قرار گرفته اند....
اما
تمامیت خواهان که سکان اصلی هدایت کشور و سیاستهای کلان آنرا در دست
دارند علی رغم اختلاف نظرشان میان طرح وضعیت فوق العادهٔ و یا کودتای
خزنده ،تا کنون سیاست روشن و سر کوبگری را پیش گرفته اند....
وضعیت
بحرانی جامعه و ترس و نگرانی جناح حاکم زمینهٔ گستردهٔ یی برای اقدامات
تودهٔ یی فراهم کرده است.زمینهٔ یی که اگر مورد بهرهٔ برداری مردم و
نیروهای انقلابی قرار نگیرد، مورد سؤ استفاده نیروهای مرتجع و ضد
مردمی خواهد شد.از این رو تلاش هم جانبهٔ نیروهای روشنفکر و مدافع
آزادی و دموکراسی و حق حاکمیت مردم برای سامان دهی همفکری ها،
همکاریها و همگامیها ضرورتی است که نباید فراموش شود.
در
پایان سخنرانی در رابطه با مطالب گفتهٔ شده و هم چنین توانایی
نمایندگی جهت بر گذاری میز کتاب بحث و گفتگو شد.
جلسه
با برنامه ریزی جهت ماه آینده و تذکر دربارهٔ پرداخت حق عضویت اعضا
توسط آقای بزرگی در ساعت
۱۶:۳۰
به پایان رسید.
گزارش مراسم
تظاهرات ایستاده و میز کتاب نمایندگی تورینگن در ماه آگوست 2009
امیر حسین بهادری
مراسم تظاهرات ایستاده و میز
کتاب نمایندگی تورینگن در تاریخ 15.08.09 بر اساس فراخوان قبلی و با
مجوز رسمی از شهرداری محل برگزاری مراسم و با حضور آقایان ایساک مسیحی
، شهریار ایازی ، وحید رشادی ، امیر حسین بهادری ، مهدی رحمنی پور ،
فرزان هدائی و امیر حسین بابائی ( عضو جدید ) راس ساعت 11 با استقرار
تجهیزات راسما آغاز گردید .

بر اساس فراخوان قبلی این مراسم
به مناسبت گرامیداشت قربانیان کشتار سال 67 و ابراز همبستگی با مبارزات
مدنی هموطنانمان در ایران برگزار شد که زینت کننده این مراسم اطلاعیه و
اعلامیه های کانون در مورد اتفاقات اخیر ایران بود . در کنار این
اطلاعیه و اعلامیه ها گزارشات ماهانه نقض حقوق بشر در ایران نیز مورد
بازدید عموم قرار میگرفت . با توجه به بعد وسیع پوشش خبری خبرگزاری های
جهان در مورد اتفاقات ایران اکثر مراجعه کنندگان با حال و هوای ایران
کاملا آشنا بودند و اعضا را در ادامه راهشان تشویق میکردند .

از موارد قابل ذکردرج
فراخوان این مراسم در شبکه های خبری مهم منجمله ( ایران ب ب ب ) و
خبرنامه گویا بود که ارسال این فراخوان به این شبکه ها را اعضا عهده
دار بودند . انتقال اطلاعات بطور شفائی بعهده آقایان وحید رشادی، مهدی
رحمنی پور و فرزان هدائی بود .
این مراسم در ساعت 13 با
قرائت قطعنامه توسط آقای ایساک مسیحی بشرح زیر راسما پایان یافت :
21 سال پیش در چنین روزهائی
دست جنایت پیشه حاکمیت اسلامی با اندیشه سرکوب همیشگی مبارزان راه
آزادی در جنایتی خوفناک علیه بشریت به زندانیان در بند سرتاسر زندانهای
ایران یورش برد .
در این حرکت ددمنشانه که با
دستور صریح بنیان گذار جمهوری اسلامی آغاز شده بود ، زندانیان در بند
با کم ترین پرسش و پاسخ ایدئولوژیک و در کوتاهترین زمان ممکن به جوخه
های اعدام های دسته جمعی سپرده شدند و این در حالی بود که تعداد بسیاری
از آنان بر اساس احکام اولیه دریافتی حتی دوران محکومیت خود را نیز
سپری کرده بودند .در خفقان آن روزهای شوم و در سکوت آن لحظه های دردناک
خیل کثیری از بهترین و مبارزترین فرزندان ایران زمین به پرواز همیشگی
برای آزادی آری گفتند و تلاش خبیثانه حاکمیت اسلامی با خیمه زدن بر
رسانه های ملی و با فشار سانسور بر روزنامه ها و تبلیغات انحرافی وسیع
، این جنایت هولناک را با سکوت عمومی عجین کرده و توده های غیرتمند
ایرانی را از آن بی خبر نگه داشت .
این دست و پا زدن های
تبلیغاتی با انگیزه ایجاد ارعاب برای مبارزان و کوبیدن مهر سکوت بر
جامعه تا جائی گسترش یافت که حتی خودی های حاکمیت نیز با ابراز
نارضایتی از آن به شدیدترین وجه قبیه شدند .
لیکن گذر تند روزها ، آفتاب
حقیقت را از پس ابراها بیرون کشید و این جنایت بار دیگر به ابزاری برای
اثبات حقانیت مبارزان راه آزادی بدل شد ، و سند دیگری بر رسوائی حاکمیت
اسلامی گردید .

کینه توده ها از این جنایات
در تمام عرصه ها تبدیل به بغضی فرو خورده شد و غلیان این خشم عمومی
هرچند گاه سرباز کرد لکن در پس تقلب آشکار در انتخابات دهمین دوره
ریاست جمهوری و توهین بزرگی که از این طریق به شعور ملی شد فرصتی فراهم
آورد که فریاد اعتراض عمومی به استبداد در نمایشی صلح آمیز چهره بنماید
. حاکمیت استبدادی که تاب کوچکتری انتقاد را حتی از خودیها ندارد بار
دیگر منظر کریه خود را نمایان ساخته با ضرب و شتم و گلوله باران
معترضین ، این بار هم با حمایت آشکار رهبری نظام به قلع و قمع مردم
کوچه و بازار از یکطرف و شهروندان عادی و صاحب منصبان قدیم خود از طرف
دیگر کرد .

عصبیت کارگزاران رژیم در
اعمال وحشیانه شکنجه از یک سو و تشکیل دادگاههای آنچنانی از سوئی دیگر
دگر بار نگرانی های عمومی و بین المللی را در زمینه تکرار سرنوشت
زندانیان سال 67 دامن زده است . بهمین لحاظ اعضای نمایندگی تورینگن
کانون دفاع از حقوق بشر در ایران ضمن درخواست توقف برخورد قهر آمیز با
معترضین درخواست توقف شکنجه و کشتار زندانیان برای اعتراف گیری را
داشته و نسبت به برگزاری دادگاههای نمایشی و اعترافات تحت شکنجه معترض
بوده ، خواهان دخالت سازمانها و ارگان های حقوق بشری بین المللی میباشد
.
بدیهی است که مطلوبترین
درخواست ما در این مقطع زمانی آزادی بی قید و شرط تمامی دستگیر شدگان
حوادث اخیر و تحت تقیب قرار دادن عاملین کشتارهای خیابانی و شکنجه گران
بازداشتگاههای علنی و مخفی حاکمیت اسلامی باشد .
امید ما همصدائی وجدانهای
آگاه در سرتاسر گیتی برای حصول به آزادی است .
گزارش جلسه
ماهیانه نمایندگی هانوفر آگوست 2009
نگین پوردلیر
جلسه ماهیانه نمایندگی هانوفر
راس ساعت 12.30 روز شنبه مورخه 08.08.2009 با حضور اعضا به مسئولیت
خانم نگین پوردلیر در محل دفتر نمایندگی تشکیل یافت.
ابتدا خانم پوردلیر به عنوان
مسئول جلسه یه کلیه اعضا حاضر در جلسه خیر مقدم گفتند و دستور جلسه را
قرائت نمودند. سپس خانم جعفری نسبت به قرائت اخبار ماه گذشته اقدام
نمودند.

ایشان پس ار خیر مقدم به حصار و عرض تسلیت بمناسبت شهادت و قربانی
شدن جوانان میهن در زاه آزادی کشورمان ایران ، در رابطه با ادعاهای
وطن پرستانه آقایان خامنه ای و احمدینژاد ابتدا قطعه شعری از شاعر نامی
ایران مصطفی بادکوبه ای قرائت نمودند که بسبب طولانی بودن این سروده
بسیار زیبا، چند بیتی از انرا برایتان انتخاب نموده ایم :
وقتي تو مي گويي وطن من خاک بر سر مي کنم
گويي
شکست شير را از موش باور ميکنم
وقتي تو مي گويي وطن يکباره خشکم مي زند
وان ديده ي مبهوت را با خون دل تَر مي کنم
بي
کوروش و بي تهمتن با ما چه گويي از وطن
با
تخت جمشيد کهن من عمر را سر مي کنم
وقتي تومي گويي وطن بوي فلسطين مي دهد
من کي نژاد عشق ، با تازي برابر مي کنم
وقتي تو مي گويي وطن از چفيه ات خون مي چکد
من ياد قتل نفس با الله و اکبر ميکنم
ايران تو يعني لباس تيره عباسيان
من رخت روشن بر تن گلگون کشور مي کنم
ايران تو با ياد دين، زن را به زندان مي کشد
من
تاج را تقديم آن بانوي برتر مي کنم
ايران تو شهر قصاص و سنگسار و دارهاست
من کيش مهر و عفو را تقديم داور ميکنم
ايران تو مي ترسد از بانگ نوايِ ناي و ني
من با سرود
عاشقي آن را معطر ميکنم
در
قسمت خبر نیز خانم جعفری با توجه به حجم گسترده و انبوه اخبار نقض حقوق
بشر در ایران، ابتدا سرتیتر های مهم و انتخاب شده ای را بدین شرح بیان
نمودند :
ادامه تظاهرات روزانه و فریاد الله اکبر های شبانه بر بام منازل علیرغم
حمله و هجوم و شهادت وشکنجه و دستگیری مبارزین و شناسائی و تحویل و
خاکسپاری پیکرهای فرزندان ایران .
اعمال و رفتار های وحشیانه و پیدا و پنهان عوامل کودتا در سوله کهریزک
به سرکردگی سردار رادان .
مراسم تحلیف و تنفیذ و تحمیل اخمدی نژاد بعنوان رئیس جمهور .
کشف یک جسد پس از 40 روز در آب شرب شهرک پونک و آلوده گی گسترده آب
مصرفی ساکنین شهرک.
جام قهرمانی مسابقه بین المللی تبریک نگفتن به احمدی نژاد از آن آلمان
شد و کشور های فرانسه،انگلستان ،کانادا و اتحادیه اروپا نیز مقام هائی
را کسب نمودند .
خروج 5/18 میلیلرد دلار و 20 تن شمش طلا از کشور.
تصرف اردوگاه اشرف بهمراه دستگیری و کشته و زخمی شدن عدهای از ساکنان
آن که با نگرانی از بابت استردادآنان به کشور ایران توام گردیده است.
علیرغم سقوط هواپیماهای توپولوف در مشهد و قزوین با بیش از 180 کشته و
تعداد بسیاری زخمی، مسئولین امر خبر از امضای قرارداد خرید 5 فروند
توپولف میدهند.
و
در قسمت بررسی و تحلیل خبر، حانم جعفری
با توجه به
پخش "اعترافات" چهره های فعالین سیاسی و فرهنگی و اجتماعی از تلویزیون
جمهوری اسلامی، در مورد شرایط اعترافگیری از آنان، میزان اعتبار این
شیوه رفتار با زندانیان، سوابق اینگونه اعتراف گیری ها، پی
آمدو نتیجه و سخن گفتند.
ایشان ضمن استناد به 10 ماده از اعلامیه جهانی حقوق بشر و همچنین میثاق
های آن فرمودند ماده 28 این اعلامیه میگوید :هرکس حق دارد برقراری
نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماع و بین الملل، حقوق و آزادی هائی را
که در اعلامیه جهانی حوق بشر ذکر گردیده ، تامین وآنهارا به مورد عمل
بگذارد .
در
ادامه ایشان طی یک گزارش تحلیلی به مرور 8 پروژه مشابه تبلیغاتی
جمهوری اسلامی در دهه گذشته پرداخته و گفتند:. موضوعات هشت پرونده
انتخاب شده به ترتیب عبارتند از: تدارک انقلاب مخملی، فروش اطلاعات
هسته ای به خارج، جاسوسی نظامی، "براندازی قانونی"، تحرکات ضد امنیتی
در دانشگاهها، هدایت آشوبهای خیابانی، ارتباط عملیاتی با سرویسهای
اطلاعاتی بیگانه، و سرانجام ترور مسوولان نظام. پروندههایی که تماماً
به سرنوشت مشابهی انجامیدند و آن، اثبات رسمی نادرست بودن اعترافات و
اتهامات مطرح شده، در داخل خود دستگاه قضایی جمهوری اسلامی بود.که
بترتیب عبارتند از:
1-
هاله
اسفندیاری در 18 اردیبهشت 1386 به اتهام دست داشتن در پروژه های
براندازی دولت آمریکا علیه جمهوری اسلامی بازداشت شد.
2-
در روزهای
28 و 29 تیر همان سال کیان تاجبخش و رامین جهانبگلو طی اعترافاتی که از
شبکه یک صدا و سیمای اسلامی ایران پخش شد به تشریح اقدامات "ضدامنیتی"
خود در ايران پرداختند.پس از آن هر 3نفر آزاد، و بگشور متبوع خویش
بازگشتند. آقای احمدی نژاد میگوید: "در موضوع هاله اسفندیاری [محسنی
اژهای] خوب عمل نکرد و من به او گفتم که چرا رفتاری میکنید که مورد
تمسخر واقع شوید؟، یک پیرزن
۷۰
ساله را
گرفتهاید میگویید میخواهد انقلاب مخملی راه بیندازد؟"
3-
عبدالفتاح
سلطانی، عضو هیات مدیره کانون مدافعان حقوق بشر، در 8 مرداد 84 به
اتهام: فروش اطلاعات هستهای به سفارتخانهها دستگیر و محامه و سپس
ازاد شد.
4-
در 12 آبان
81 عباس عبدی روزنامه نگار اصلاحطلب به اتهام جاسوسی و به حکم سعید
مرتضوی دستگیر شد. عبدی متهم بود که با برقراری ارتباطاتی مخفی با
موسسات آمریکایی، به انجام نظر سنجی های "ساختگی پرداختهاست. عباس
عبدی بر اساس اعترافاتی که علیه خودش از او گرفته شد، به هشت سال حبس
محکوم و پس از چندی تبرئه شد.
5-
در 21
اسفند سال 1379، به ناگهام تلویزیون و رسانه های دولتی خبر دستگیری یک
"شبکه برانداز" متشکل از حدود 40 نفر از چهره ها و فعالان جریان "ملی-
مذهبی" را منتشر کردند.و پس از چندی دادگاه انقلاب متنی را تحت عنوان
"اعترافات" مهندس عزت الله سحابی مدیر مسوول ایران فردا منتشر کرد.و در
نهایت تعجب وزارت اطلاعات، در فروردین 80 و در پاسخ به سوال 80 نماینده
مجلس در مورد مدارک "براندازی" ملی–مذهبیها، رسما اعلام کرده بود که
چنان مدارکی از اساس وجود ندارند.
6-
علی افشاری
مسوول واحد سیاسی دفتر تحکیم وحدت در آذر ماه 79 به تهام: تحرکات ضد
امنیتی در دانشگاهها دستگیر، زندانی، معترف در تلویزیون و آزاد شد.
7-
به فاصله
اندکی از وقوع فاجعه 18 تیر 78 ناگهان صدا و سیما خبر اعترافات چند نفر
را به اتهام: هدایت آشوب های خیابانی و یا"مسببان اصلی" این فاجعه
پخش کرد. این اتهامات بنا بر اعترافاتشان به ملوس رادنیا، غلامرضا
مهاجری نژاد و روزبه فراهانی پور تعلق داشت اما هر 3نفر بفاصله کوتاهی
آزاد و کشور را ترک کردند.
8-
سیزده ماه
بعد از دستگیر و محاکمه شش تن از باصطلاح متهمان قتلهای زنجیرهای ،
در یکی از جلسات غیر علنی مجلس پنجم برای نمایندگان پخش شد و ماموران
بازداشت شده وزارت اطلاعات و نیز همسر سعید امامی، به همکاری با اف بی
آی، سیا و موساد "اعتراف" به همکاری عملیاتی با سرویسهای جاسوسی
بیگانه کردند و باز هم در نهایت تعجب جملگی آزاد شدند.
در
پایان این بخش حاضرین پرسش ها و نقطه نظر های خود را بیان نمودند.
و در ادامه خانم آسمانی قسمت دوم
بخش اخبار ماه چندین خبر را قرائت نموده و پیرامون آن توضیحاتی اظهار
داشتند.که به شرح زیر است:
موضوع اخبار : مسائل زنان در
ایران
1) وضعیت وسرانجام نامشخص
دستگیر شدگان فعال حقوق بشر ، روزنامه نگاران زن
شیوا نظر آهاری ،ژیلا بنی یعقوب
پس ازگذشت قریب به 2 ماه در زندان همچنان سرانجامی نامعلوم را در
انتظارند . عدم امکان ملاقات ، تماس تلفنی و...از موارد نقض حقوق بشر
درخصوص نامبردگان وسایر زندانیان ایرانی است .
2) ادامه صدور احکام حبس
و...برای فعالین واعضا کمپین یک ملیون امضاء درشهرهای مختلف ایران
3) بند 209 اوین آیا اساساٌ
بخش عمومی دارد ؟!
نقل محبوبه عباسقلی زاده که خود
دورانی را در این بند گدرانده حاکی از آن است که این بند چیزی بنام بخش
عمومی ندارد واین فریبی رسانه ای است .
4) صدور حکم سنگسار سکینه
محمدی در تبریز
5) صدور حکم شش سال وهفت ماه
حبس برای روناک صفار زاده فعال مسائل زنان در کردستان
نامبرده در نتیجه شکنجه ها شدید
، دچار بیماریهای متعدد جسمی وروحی است ولی همچنان از امکانات پزشکی
محروم است .
6) دستگیری هاله سحابی عضو
مادران صلح ایران در 14 مرداد 1388
و
7) دستگیری ده ها تن دختر بی
نام ونشان وسرگذشت نامعلوم آنها در زندان
بحث در خصوص مسئله تاریخی تجاوز
به زندانیان بخصوص زنان زندانی در ایران ومسائل بعد از زندان وبطور کلی
مشکل فرهنگی موجود در ایران در این زمینه که درد این مصائب را صد چندان
می کند .....
در بخش بعدی آقای شفایی نسبت به
تشریح بعضی از مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر در ارتباط با مسائل اخیر در
کشور اقدام نمودند. و با اشاره به اهمیت موضوع توجه حضار در جلسه را
خواستار شدند.
در بخش برنامه ریزی برای چلسه
آتی مقرر شد. جلسه در تاریخ 12.09.2009 تشکیل گردد. وخانم جعفری مجددا
مسئول جمع اوری و قرائت اخبار خواهند بود. آقای ایساک مسیحی در ارتباط
با روز جهانی صلح صحبت خواهند نمود. وآقای شفایی در مورد میثاقهای
اعلامیه جهانی حقوق بشر صحبت میکنند. وخانم آسمانی در رابطه با دمکراسی
سخن خواهند گفت.
در پایان جلسه آقای شفایی در
مورد جلسه حزب سبزهای آلمان شاخه شهر هانوفر که به اتفاق آقای ایساک
مسیحی در آن شرکت نمودند . توضیحات مبسوطی ارائه داشتند.در این جلسه
همچنین خانم آسمانی به عنوان مسئول موقت کمیته زنان منتخب گردیدند.
جلسه در ساعت 15.30 خاتمه یافت.
ابتدای صفحه |
بازگشت
|