|
۹-
ربوده شدن آقای شهرام حصیم ( یك شهروند بهایی)
باطلاع میرساند که در روز
یکشنبه(27/2/1388) به منزل آقای شهرام حصیم(یکی از شهروندان بهایی
ناحیه 5 تهران)تلفن زده شده وپیغامی به این مضمون بر روی منشی تلفن وی
گذاشته میشود که:" از اداره ناجا(نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران)با
شما تماس میگیریم.فردا صبح (28/2/88)آقای شهرام حصیم خود را به این
اداره واقع در خیابان وحدت اسلامی شعبه امور اقلیتها معرفی نماید." اما
از آنجا که پیغام تلفنی بوده است ایشان از رفتن به اداره مزبور خودداری
می نماید.
روز بعد حدود ظهر با شماره
تلفن همراه ایشان از اداره مذکور تماس گرفته و میگویند مگر پیغام ما را
دریافت نکردی؟چرا مراجعه نکردی؟ آقای حصیم نیز دریافت پیام را تآیید
مینماید اما اظهار میدارد " از آنجا که پیام تلفنی بوده مراجعه
نکردم.اگر ضرورتی به مراجعه بنده وجود دارد لازم است طبق قانون با حکم
کتبی بنده را احضار فرمائید در اینصورت با کمال میل مراجعه خواهم
کرد".در پاسخ وی اظهار میدارند بسیار خوب ، پس منتظر وصول حکم جلب
باشید.تا اینکه دو روز بعد یعنی چهارشنبه(30/2/88)صبح پس از خروج ایشان
از منزل به قصد محل کار(با خودرو شخصی) دیگر به منزل برنگشته وتاکنون
که دو روز گذشته از ایشان هیچ خبری دردست نیست.آخرین تماس تلفنی ایشان
با همسرشان حدود ساعت 10 صبح چهارشنبه بوده است وپس از آن تلفن همراه
ایشان نیز خاموش می باشد.همسر ایشان در طی 24 ساعت گذشته با اداره
مزبور ، اداره آگاهی ، پلیس 110 و اداره اطلاعات تهران تماس گرفته اند
كه هیچكدام از ارگانهای مذكور مسئولیت بازداشت این فرد را قبول نكرده و
اظهار بی اطلاعی كرده اند.به این ترتیب مسئولین امورجهت جلب و دستگیری
بهائیان از روش جدید "آدم ربائی" استفاده نموده وآزار و اذیت بهائیان
وارد مرحله جدیدی گشته است و در این صورت معلوم نیست امنیت جانی
بهائیان را چه مرجعی در ایران تآمین می کند.شایان ذکراست که ایشان
هنگام خروج از منزل،لپ تاپ شخصی شان را نیز به همراه داشته اند.
۱۳۸۸.۳.۳
۱۰-
احضار سه شهروند بهایی به
وزارت اطلاعات ارومیه
فعالان حقوق بشر در ایران
سه شهروند بهایی ساکن ارومیه
به ستاد خبری وزارت اطلاعات احضار شدند آقایان فرائض رضائي، اكبر
اقدسي، عهد الله فضلي سه تن از مسئولان سابق تشکیلات جامعه بهایی در
ارومیه ، برای روز جاری مورخ 4 خردادماه به ستاد خبری وزارت اطلاعات
این شهر احضار شدند.دلایل احضار این شهروندان مشخص نیست اما احتمال می
رود که این احضار در تداوم تحت فشار گذاشتن مسئولان سابق همچون شهرهای
سمنان و مشهد برای اخذ تعهد مبنی بر عدم فعالیت باشد.
۱۳۸۸.۳.۴
۱۱-
شكايت بهاييان به مقامات
هم جريمه دارد
گودرز بیدقی که در سال 1384
بعلت تحویل تظلم نامه ریاست جمهوری به مسئولین دولتی، به اتهام تبلیغ
بر علیه نظام به پرداخت 2.5میلیون تومان جریمه محکوم شده بود، برای
اجرای حکم به دادگاه سمنان فرا خوانده شد.لازم به ذکر است که وی در
اوایل دهه 1360 چند سالی در زندان به سر برده اند. این تظلم نامه به
زمان ریاست جمهوری سید محمدخاتمی بر می گردد؛ زمانی که عده ای از
بهاییان تظلم تامه ای تنظیم نموده و در ضمن آن تمام موارد نقض حقوق
شهروندی بهایی را بر شمرده بودند و بسیاری از افراد جامعه بهایی به
ارگانهای دولتی مراجعه نموده آن را تسلیم دست اندرکاران نمودند؛ چه که
اغلب این مسئولین تا آن زمان آگاه یاناآگاه از حقوق پایمال شده 300000
شهروند ایرانی چشم پوشیده بودند و سخنی به میان نیاورده بودند.در نتیجه
این اقدام چند تن از بهاییان دستگیر شده و به فاصله اندکی به صورت
مشروط آزاد گردیدند و برخی دیگر به زندان منتقل شدند.
حال که4 سال و نیم از آن زمان
می گذرد، ظلم دیگری بر این افرد وارد می شود. بیداد در پاسخ به
دادخواهی عده ای که ایرانیند و تلاششان خدمت، آبادانی و پرورش میهن
عزیزشان است .
۱۳۸۸.۳.۴
۱۲-
تهديد بهاييان سمنان
همچنان ادامه دارد
در ادامه موج طوفان بی
انصافی و آزار که بهاییان سمنان را احاطه نموده بار ديگر نیمه شب شنبه
2 خرداد شيشه هاي منزل يحيي هدايتي توسط موتورسواراني ناشناس شكسته شد.
منزل نامبرده پیش از این نیز 4 مرتبه مورد هجوم واقع شده است. برای
اطلاعات بیشتر به این لینک توجه فرمایید:
۱۳۸۸.۳.۴
۱۳-
به مزایده گذاشتن قبرستان
بهاییان در مازندران
قبرستان بهائیان روستای ایول
واقع در جاده ی ساری- کیاسر- به طرف سمنان کیلومتر18 برای فروش به
مزایده گذاشته شد.
این مطلب از طریق دو روزنامه ی
کثیرالانتشار همشهری و ایران از تاریخ 26/2/88 لغایت 3/3/88 درج و
تاریخ مزایده نیز 5/3/88 اعلام و منبع آن سازمان «اموال و املاک ستاد»
اعلان شده است.
آخرین نشر در خصوص این مزایده
در روزنامه ی همشهری به تاریخ 3/3/88 سال هفدهم شماره ی 4842 در صفحات
اول وصفحات 22 تا27 قابل رویت است.
همچنین مطلب مورد نظر، در صفحه
ی 25 شماره ی فوق روزنامه ی همشهری، در ذیل مازندران ردیف 1 چنین آمده
است:
آدرس: ساری-کیاسر- به طرف
سمنان- کیلومتر 18 روستای ایول- پشت خانه ی بهداشت
شماره ی پرونده : 1870
نوع ملک: زمین
کاربری ملک: بافت مسکونی
متراژ عرصه : 941
مبلغ پایه ی مزایده: 250000000
ریال با شرایط نقد و اقساط
توضیحات:فاقد سند مالکیت و به
صورت قولنامه ای واگذار می گردد.
لازم به ذکر است این قبرستان
قدمت 100 ساله دارد که بهائیان روستای ایول اموات خود را در این مکان
دفن می کردند. در سال 1362، بیست خانواده ی بهائی کشاورز ساکن این
روستا همزمان با اوج گرفتن تحرکات بر علیه این جامعه مذهبی توسط افراد
متعصب و محرک از روستای خود بیرون شدند به طوریکه خانواده های مزبور
جهت حفظ اعتقادات خود مجبور شدند کل مایملک خویش را رها کرده و روستا
را ترک نمایند.
در این راستا اقدامات 26 ساله
این روستاییان، شکایت در مرکز استان مازندران و شهرستان کیاسر و هم
چنین به اولیای امور مملکتی به نتیجه نرسیده و موفق نشدند که به روستای
خویش بازگردند. منازل مسکونی آنان در طی این دوره تقریبا ( 90%) کاملا
تخریب گردیده است که بعضاً طعمه ی حریق تعمدی گشته. و حال قبرستان آنان
را از طریق مزایده به فروش گذاشته اند.
۱۳۸۸.۳.۶
۱۴-
موج جدیدی از فشار
اقتصادی علیه بهائیان خرم آباد
اخیراً در خرم آباد صاحبان
مشاغل در بخش خصوصی از طرف وزارت اطلاعات احضار شده و آنها را مجبور
کردند که کارمندان بهائی خود را اخراج کنند. جزئیات بیشتری دربارۀ این
موضوع در دسترس نیست.
۱۳۸۸.۳.۶.
۱۵-
عروسي بهاييان با حضور
ماموران اطلاعات
شیوه های گوناگون آزار بهاییان
در حال گسترش است. یکی از این ناجوانمردمی ها در روز پجشنبه 31
اردیبهشت رخ داد. جشنی به مناسبت ازدواج سحر پور حسيني ( يكي از
شهروندان بهايي سمنان ) و ايقان امام وردي ( يكي از شهروندان بهايي
كرمان ) در باغي اطراف كرج برگزارشد. در همان هنگام، سه تن از ماموران
اداره اطلاعات سمنان – با هماهنگي مسئولين منطقه - از همان ابتداي مجلس
بعنوان ميهمان وارد شده و پس از مدتي نشستن، با معرفي خود اقدام به
گرفتن فيلم و عكس از حاضرين مي كنند ناگفته نماند که پيش از آن، از
خانمها خواسته مي شود مانتو و روسري خود را بپوشند سپس کی بورد
نوازنده، توسط این افراد ضبط می شود و پس از نزدیک به دوساعت صحبت با
صاحب باغ و والدين در ساعت 10 شب و پیش از حضور یافتن عروس و داماد محل
را ترک می کنند. ماموران اطلاعات هيچ رفتار تند و خشني از خود نشان
نداده اند واز همان ابتدا اعلام نمودند كه قصد برهم زدن مجلس عروسي را
ندارند. لازم به ذکر است كه در همان زمان در اطراف همان باغ چندين مجلس
عروسي ديگر هم برقرار بوده كه هيچ مشكلي براي آنها بوجود نيامده و صاحب
باغ نيز عنوان كرده كه در طي چندين سال اخیر چنين اتفاقي در اين محل رخ
نداده است . بايد خاطر نشان ساخت كه خانواده پورحسيني يكي از 20
خانواده سمناني مي باشد كه منزل آنها در 25 آذر 88 مورد هجوم و تفتيش
ماموران اداره اطلاعات سمنان قرار گرفته بود.
۱۳۸۸.۳.۹
۱۶-
گفتگویی با دانش آموز
اخراج شده بهایی
فعالان حقوق بشر در ایران
روزهاي پاياني سال تحصيلي
87-88 در حال سپري شدن است و اين در حالي است كه بر خلاف اصول قانون
اساسي و مواد معاهده نامه هاي بين المللي هنوز عده زيادي از جوانان
ايراني به خاطر عقيده شان از حق تحصيل در دانشگاه هاي كشور محروم
هستند. بنابر گزارشات دريافتي وضعيت دانش آموزان بهايي در مدارس نيز
متزلزل و نگران كننده است. دانش آموزان بهايي در مدارس ايران با انواع
تهديد، توهين به عقايد مذهبي، تفتيش عقيده و حتي اخراج از مدرسه روبرو
مي شوند. در این رابطه كميته حق تحصيل مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
گفتگويي را با يك دانش آموز بهايي كه در سال تحصيلي جاری در مقطع پيش
دانشگاهي به خاطر عقيده خود از مدرسه اخراج شده انجام داده است.
• در ابتدا لطفا خود را معرفي
كنید و در خصوص وضعيت تحصيلی خود در دوران دبيرستان توضيح بدهید و
همچنین بفرمائید آيا قبل از اخراج در سالهاي گذشته نيز مشكلاتي با
موضوع عقیدتی داشته اید؟
• اینجانب هستی فلاح ساکن شهر
کاشان، در سال تحصیلی 88-87 از تحصیل در مقطع پیش دانشگاهی محروم شدم.
سال اول دبيرستان من و دختر عمويم در یك دبیرستان و در یك کلاس بودیم.
از وقتی که بچه های کلاس متوجه شدند که ما بهایی هستیم، از حدود 30 نفر
همکلاسی، 4،3 نفر از بچه ها از هر فرصتی استفاده می کردند تا از ما
سوالاتی بپرسند. ما هم گاهی به سوالاتشان جواب می دادیم، گاهی هم به
این دلیل که کادر مدرسه به ما حق صحبت کردن درباره اعتقادمان را نمی
دادند اجبارا از جواب دادن سرباز می زدیم. 3 يا 4 نفر از همكلاسي هاي
ما از دست دادن با دست خيس با ما پرهیز می کردند یا گاهی اگر با این
وضع دست می دادند حتما دستهايشان را می شستند. کار ما با این 4،3 نفر
به جایی رسیده بود که آنها گاهی از روحاني مدرسه درباره ما سوالاتی می
کردند و او هم آنها را توجیه می کرد که باید ما را ارشاد کنند. در طول
سال نيز وقتی مدیر مدرسه از جریان صحبت های رد و بدل شده بین ما
ودوستانمان با خبر شد، من و دختر عمويم را به دفتر خواست و گفت : "اگه
این کاراتون رو ادامه بدین ما می تونیم شما رو از مدرسه اخراج کنیم."
زمان گرفتن کارنامه ها رسید و وقتی پدر و مادرم برای دریافت کارنامه به
مدرسه رفتند، مدیر به آنها گفت : "یا یکی از بچه های شما (یا من یا
دختر عمويم) باید در این مدرسه بمونه یا هر 2 باید از این مدرسه برن."
این حرف رو به دختر عمويم هم گفته بودند؛ ولی چون رشته تحصیلی دختر
عمويم مربوط به هنرستان بود، سال دوم از این مدرسه می رفت اما من سال
دوم هم در همان مدرسه ماندم. سال دوم مشكل خاصي نداشتم اما در سال سوم
مقداري از سال تحصیلی نگذشته بود که سر کلاس " تاریخ معاصر ایران "
معلم تاریخ ضمن تدریس درباره فرقه بابی و بهایی و اینکه این دو فرقه
دست ساز اسرائیل و ... هستند، صحبت هایی كرد. چون 5 دقیقه به زنگ تفریح
مانده بود در کلاس صحبتی نکردم؛ اما به محض اینکه زنگ خورد پشت سر معلم
از کلاس خارج شدم و در کمال ادب و احترام از معلم اجازه خواستم و گفتم:
"در رابطه با صحبت هایی که شما در کلاس داشتین من خواستم حقیقت مطلب رو
به شما بگم..." و گفتم. از من پرسید که : "از کجا انقدر مطمئن درباره
این دو فرقه حرف می زنی؟" گفتم : "چون خودم و خانواده ام بهایی هستیم."
حرفم رو زدم و معلم هم خنده ای کرد و رفت. بعد از چند وقت که از این
قضیه گذشت ، مدیر دبیرستان جدید مرا به دفتر خواست و گفت: "شنیدم با
یکی از بهترین دبیرای ما (دبیر تاریخ ) چنین صحبت هایی رو کردی." من هم
در جواب گفتم : "فقط حقایقی رو به منظور رفع سوءتفاهم به معلم گفتم."
بعد از همه حرف ها مدیر گفت: "من باید به تو بگم که از حراست آموزش-
پرورش به من ابلاغ کردند که تمام کارهای این دانش آموز رو تحت نظر
داشته باشین و هر کاری که می کنه، گزارش کتبی اونو به حراست بدین و
اینکه اگه دیگه در مدرسه از این حرف ها بزنی به ما گفتن که می تونیم تو
رو اخراج کنیم." من هم چیزی نگفتم.
• لطفا در مورد مقطع پيش
دانشگاهي و اتفاقاتي كه در سال جاری افتاد و نحوه اخراج خود توضيح
بدهید.
• تابستان 87 برای ثبت نام به
مدرسه رفتیم. چندین بار مدیر به بهانه های مختلف (مثلا نقص مدارک ثبت
نام، در صورتی که اینطور نبود) ثبت نام را انجام نمي داد تا جایی که در
تاريخ 31/6/87 مدارک من هنوز نزد خودم بود و ثبت نام نشده بودم. در بين
اين رفت و آمدها یك بار مدیر به مادرم پیشنهاد کرده بود که چون شما را
به دانشگاه راه نمی دهند و دختر شما هم دیپلم دارد اگر می خواهید پیش
دانشگاهی رو نخواند. مادرم در جواب گفته بود: "محرومیت از دانشگاه هم
طبق قوانین مملکتی نباید برای هیچ اقلیتی وجود داشته باشه اما تا کنون
هم با بهاییان مغایر قانون رفتار شده ؛ ولی با این حال حد اقل تا جایی
که ممانعتی برای ما وجود نداشته باشه از حقوق خود استفاده می کنیم."
روز 31/6/ 87 برای ثبت نام به تنهایی به مدرسه رفتم. از آنجايي که با
هر تغییر مقطع تحصیلی در ابتداي سال ، باید فرمی( شامل تمام مشخصات
دانش آموز ) توسط دانش آموز پر شود، بايد فرمي به من داده مي شد اما
قبل از اینکه فرم به من تحویل داده شود مدير با مشورت با معاونین ، در
زیر گزینه " دین " کلمه " مذهب " را به صورت دست نویس اضافه کرد و بعد
از تکثیر فرم ، فرم جدید را در اختیار من گذاشت و من هم که از اقدام
آنها مطلع شدم ، جلوی گزینه دین کلمه بهایی را نوشتم و در جلوی کلمه
مذهب خط کشیدم و نهایتا فرم را بعد از امضای والدین، به مدیر تحویل
دادم و مدیر هم چیزی نگفت. تا اینکه در روز 17/7/87 ( حدود ساعت 8 صبح
زماني كه هنوز سر کلاس نرفته بودیم ) مدیر من را به دفتر صدا زد و گفت:
" چندین بار در رابطه با قضیه تو از حراست آموزش-پرورش با من تماس
گرفتن؛ مثلا همین امروز به من اطلاع دادن که این دانش آموز از فردا حق
آمدن به مدرسه و حاضر شدن در کلاس درس را نداره؛ اين یعنی اخراج. سپس
به من توصیه کرد که از فردای آنروز به مدرسه نروم و والدینم پیگیر این
قضیه باشند. همان روز والدینم به حراست آموزش-پرورش رفتند و وقتی که
آنها علت اخراج را از مسئول حراست جویا می شوند ، او پاسخ می دهد که :
"چون تبلیغ بهاييت کرده و جلوی فرم کلمه بهایی رو نوشته باید اخراج
بشه." همچنین گفته بود که دانش آموزان بهایی " حق ابراز وجود ندارند "
و باید جلوی فرم را خالی می گذاشت. دقیقا 4 مرتبه به حراست رفتیم و هر
4 دفعه مسئول حراست، حرف هاي قبلي خود را تکرار می کرد و یکبار هم که
به ریاست آموزش-پرورش نامه ای مبنی بر پیگیری این موضوع نوشتیم دوباره
ما را به حراست ارجاع دادند و پیگیری هايمان را بی نتیجه گذاشتند.
۱۳۸۸.۳.۱۱
۱۷-
رنجنامه یک زندانی بهایی
اینجانب شهرام چینیان فرزند
ضیاالله متولد 1353 و بهایی و بهایی زاده هستم، در تاریخ 9/10/87 با
شکایت اهالی حسن آباد باقروف (جنوب شهر تهران و اطراف اتوبان بهشت
زهرا) به اتهام اهانت از سوی دادسرای بعثت احضار شدم و از سوی شعبه 6
بازپرسی پرونده کلاسه برای بنده تشکیل شد. اگر چه در احضاریه دادسرا
اتهام شکایت اهالی در مورد ایراد اهانت بدون اشاره به موضوع اهانت و یا
نام اهانت شدگان ذکر شده بود اما در جلسه بازپرسی هیچیک از شکات حضور
نیافتند البته اصل موضوع اختلاف مطروحه به زمینهای روستای حسن آباد
باقروف مربوط است.این روستا در سال 1290 توسط فردی بهایی به نام باقروف
تشکیل شد و از آن زمان تاکنون از طرف بهاییانی که بعداً برخی مسلمانها
به آنها اضافه شدند مورد سکونت و کشاورزی واقع شد. در آن هنگام باقروف
بعنوان مالک زمین ، قطعاتی از زمین ها را به اهالی بهایی و مسلمان برای
سکونت و کشاورزی اعطا کرد، بدون اینکه سندی برای این واگذاری صادر شود.
با وقوع انقلاب اسلامی در
ایران و از آنجا که بهاییان مورد تهدید و محدود سازی قرار گرفتند و
وراث باقروف و نیز دیگر اعضا به خارج از کشور عزیمت کردند، موضوع
مالکیت زمینها و ادامه سکونت بهاییان در حسن آباد باقروف به طور جدی
مطرح شد و در نبود مالکان و مالک اصلی ، اهالی بهایی و مسلمان به تملک
زمینها پرداختند.
منزل ما که مانند خانه های
قدیمی چند خانه حول یک حیاط مشترک و مشاع بود از جمله همین زمین ها و
مناطق تملک شده بود. در کنار یک حیاط مشترک خانواده ما (چینیان
میاندوآب) و سه خانواده مسلمان دیگر به نامهای بادومی، ملکوانه و
بادومی (والدین بادومی دیگر) می باشند در خانه های مشرف به حیاط مشاع
زندگی میکردند.
خانواده ما چند سالی علیرغم
وجود برخی فشارها و تهدیدها در منزل فعلی زندگی کرده و حاضر به تخلیه
ملک نشدن هر چند برخی از بهاییان به خاطر وجود همین فشارها و تهدیدات ،
حسن آباد باقروف را ترک کردند.
در سال 1364 ، خانواده های
بادومی و ملوکانه بر خلاف حق، اقدام به تخریب منازل خود و بازسازی و
تصرف حیاط و بخشهای مشاع ملک و نیز حریم کوچه نمودند و بدین ترتیب سهم
خانواده ما در حیاط مشاعی به میزان قابل توجهی کاهش یافت، این موضوع
باعث اعتراض مرحوم پدرم همراه شد ولی اعتراض وی نتیجه ای در بر نداشت و
مقالات محلی نیز از این اعتراض ها، حمایتی نکردند.
پس از فوت پدرم، اینجانب ،
شهرام چینیان میاندوآب اعتراض های مرحوم پدرم را از طریق قانونی پیگیری
نمودم و در کمیسیون ماده 100 شهرداری و نیز دادسرای بعثت علیه متصرفان
شکایت هایی را مطرح کردم، این شکایت ها پیگیری شد و کارشناسان شهرداری
و دادگستری، نظراتی در تایید شکایت من ارائه دادند.
شکایت های مربوطه در تاریخ
30/2/87 مطرح شد و پیگیری آن تاکنون ادامه دارد.
باجدی شدن شکایت و پیگیری
مداوم آن و نیز کسب نظر مثبت و تائید کننده، کارشناسان دادگستری و
شهرداری متصرفان بیشتر احساس خطر کردند و با جلب حمایت اهالی و برخی از
اعضای شورای محترم روستای حسن آباد باقروف آنها نیز شکایت هایی علیه من
مطرح کردند . در عین حال به واسطه بهایی بودن من و خانواده ام متصرفان
تلاش کردن تا از حمایت برخی از نهادهای قدرتمند نظام برای وادار ساختن
در عین من به گذشتن از حق استفاده کردند. در این رابطه تصرف کنندگان
ملک مشاعی و حقوق من ، شروع به جو سازی و شایعه پراکنی علیه من و
خانواده ام کردند و به دروغ من را به خروج از بهائیت و تغیر نام متهم
ساختن که با نصب اعلامیه بر درب منازل بهاییان ساکن در آن روستا .
این نزاع ادامه داشت تا اینکه
یک شب نیروی انتظامی و گشت کلانتری 171 عوارضی به منزل ما مراجعه کرد و
افسر گشت از من خواست که برای پاسخ دادن به چند سئوال همراه آنها به
کلانتری مراجعه و سپس به خانه بازگردم که در بین راه به قرارگاه پلیس
امنیت واقع در شهرری و سپس اداره اطلاعات شهرری منتقل شدم.
افسران کلانتری از من امضای
فرمی را خواستند که فرم تائید میکرد من به میل و خواست خودم به پلیس
امنیت یا بازداشتگاه آمده ام. اما من از قبول آن خودداری کردم. بازجو
آن شب از من با عدم همکاری و اعتراض من نسبت به رفتار ماموران اطلاعات
ناجا و کلانتری بی نتیجه ماند و به همین جهت من آن شب را در بازداشتگاه
پلیس امنیت به سر بردم بدون آنکه قرار بازداشت یا ابلاغ حکمی داشته
باشم.
فردای آن روز از سوی ماموران
نیروی انتظامی به وزارت اطلاعات تحویل داده شدم و ماموران وزارت
اطلاعات با لباس شخصی سوار بر یک دستگاه خودرو سمند مر از ساختمان پلیس
امنیت از ماموران نیروی انتظامی تحویل گرفتند و در حین انتقال از
ماموران شنیدم که دادخواست دادسرای بعثت در مورد اتهام من از خود سلب
صلاحیت کرده و پرونده مرا به دادگاه انقلاب اسلامی ارجاع داده است.پس
از تحویل من به ماموران وزارت اطلاعات آنها مستقیماً به شعبه دو
بازپرسی ویژه امنیت دادگاه انقلاب به ریاست بازپرس سبحانی انتقال دادند
و در آنجا آقای سبحانی اتهامات عضویت در گروههای بهایی و توهین به
مقدسات تفهیم شد که من توهین به مقدسات را نپذیرفتم. بعد از تفهیم
اتهام من مستقیماً به بند 209 زندان اوین انتقال شدم.
این بند زندان امنیتی است و
تحت کنترل قرار دارد و در آنجا 36 روز من سلول انفرادی نگه داشته شدم و
به همراه ضرب و شتم از من بازجویی بعمل آمد، یک هفته پس از انتقال من
به بند 7 و سلول 72 انفرادی بند 209، به همراه تعدادی از مامورین وزارت
اطلاعات من را با دستبند و پابند و لباس زندانی به محل مسکونی و منزل
خود انتقال داده شدم و پس از اینکه به محل رسیدم فهمیدم که پیش از
رسیدن من به محل اهالی را جمع کرده اند و علیه من تبلیغات کرده اند.
بعد از رسیدن متصرفان مقداری علیه من صحبت کردند و بعد بدون اخذ یا
ارائه مجوز قضایی با شکستن قفل خانه امان وارد منزل شدند و آنها از
ابتدای رسیدن به منزل فیلمبرداری از محل و رویدادها را آغاز کردند و پس
از ورود کلیه مدارک قضایی، دفترچه های بانکی و دستخط، دفترچه تلفن،عکس
های مذهبی و غیره را از منزل بردند و حین بازپرسی مادرم به منزل برگشت
و از دیدن مامورین وزارت اطلاعات و به هم ریختن وسایل منزل بسیار
ناراحت شد و بعد از تفتیش مجدداً به بند 209 انتقال داده شدم و در عین
بازجویی بارها برای همکاری و جاسوسی برای وزارت اطلاعات ترغیب و تطمیع
شدم و وعده های بسیاری به من داده شد یا من از بهاییت دست بردارم یا
حداقل با ایشان همکاری نمایم.بعد از 36 روز انفرادی من 40 روز را هم در
بند عمومی بند 209 سپری کردم و سپس به بند عمومی انتقال داده شدم.
هم اکنون نیز بلاتکلیف در سالن
4 اندرزگاه شماره 7 بازداشتگاه اوین نگهداری میشوم.
شهرام چینیان میاندوآب
زندان اوین
۱۳۸۸.۳.۱۴
۱۸-
شیراز: دستگیر شدن آقای
شهرام کمالی
آقای شهرام کمالی در تاریخ
۴
خرداد ۱۳۸۸
بازداشت شد. نامبرده در ماه فروردین یا اردیبهشت به وزارت اطلاعات
احضار شده بود. آقای کمالی از زمان دستگیری تا کنون فقط یکبار توانسته
است با خانواده خود تماس بگیرد. وی اظهار نموده که ممکن است به تهران
منتقل شود.
۱۳۸۸.۳.۱۴
۱۹-
سمنان: بهائیان سمنان
ممنوع شدند یک میّت بهائی را در گلستان جاوید دفن کنند
خانم مریم شیرعلیان (سبحانی)
اهل سمنان در تاریخ
۳۰ اردیبهشت
۱۳۸۸
فوت کردند ولی مامورین دولت از صدور جواز دفن خودداری نموده به خانواده
ایشان گفتند در صورتیکه قبول کنند نامبرده را با شعائر اسلامی در
گورستان بهائی دفن کنند اجازه تدفین داده خواهد شد. خانواده خانم
شیرعلیان با این در خواست مخالفت نمودند. بعد از چندین مراجعه به دفتر
استاندار سمنان جواز دفن دو روز بعد در تاریخ
۱
خرداد ۱۳۸۸
صدور یافت.
۱۳۸۸.۳.۱۴
۲۰-
حكم تحمل يك سال زندان
براي يك بهايي
انور مسلمی در تاریخ 2 آذر ماه
سال گذشته در ساری بازداشت و خانه اش مورد تعرض نیروهای امنیتی قرار
گرفت.وی پس از چندی به قید وثیقه آزاد گردید اما 28 اردیبهشت
ماه88دادنامه ای مبنی بر اتهام و حکم نامبرده توسط شعبه اول دادگاه
انقلاب اسلامی شهر ساری تنظیم گردیده است. در این دادنامه انور مسلمی
به اتهام بی اساس "عضویت در جمعیتهای معارض کشور یا تبلیغ علیه نظام"
به تحمل یک سال حبس به احتساب ایام بازداشت سال گذشته محکوم شده است.
اتهام تبلیغ علیه نظام به
مانند بسیاری از اصطلاحات مرسوم قضایی از وضوح لغوی برخوردار نیست در
حالیکه در حساس ترین بخش کشور یعنی در ارتباط با داوری و قضاوت و عدالت
به کار می رود. در مورد بهاییان که همه با همین عنوان و چند اتهام جعلی
دیگر در زندانها به سر می برند، تبلیغ علیه نظام در معنای تبلیغ آیین
بهایی به کار می رود؛ یعنی معرفی اعتقادات بهایی به سایر هموطنان، با
عنوان تبلیغ علیه نظام یاد می شود. بد نیست سری به منابع و کتبی که به
عنوان مدرک جرم این افراد جلب گردیده بزنیم . در این کتابها فضایل
انسانی، مفهوم دعا، تاریخ دیانت بابی و بهایی، تعلیم و تربیت اطفال و
نوجوانان و آموزه های بهایی درج شده است چگونه می توان این مفاهیم را
در معارضه با نظام قلمداد کرد؟ چگونه می توان کسانی را که حتی بدون ذکر
نام بهایی در مناطق محروم به سوادآموزی کودکان پرداختند ، با دلایل
واهی و بدون مدرک به 4 سال حبس محکوم کرد و نام عادل بر خود نهاد؟آیا
می توان به هر بازاندیشی و تفکر، نام انحراف داد و با این واژه ها
مردمان را از اندیشیدن هراساند و دل خوش داشت که تا ابد، حقیقت در پس
نقابها خواهد ماند؟
۱۳۸۸.۳.۱۸
۲۱-
www.noghtenazar2.info
هستم. چندروز پيش آن راديو گفت وگويي را با آقاي فرهادثابتان وخانم
شيرين عبادي تحت عنوان " تمهيدات براي جلوگيري ازورود بهائيان به
دانشگاه" پخش كرد كه موجب شادي امثال بنده شد، كه
خودوهمسروخواهروفرزندم عليرغم رتبه هاي خوب درطول دونسل ازدانشگاه
محروم شده ايم. به اين جهت به سهم خود،بخاطرتلاشتان درراه تحقق حقوق
همهء اقشاروطبقات واقليت هاي قومي وديني ومذهبي ايران عزيز، ازشما
تشكرمي نمايم ومقالهء زيرراكه درهمين خصوص نوشته ام تقديم مي دارم تا
اگرمقبول افتد درسايت راديوزمانه منعكس نمائيد. با تشكر21/5/1387
یک اخراجی
خانم عبادي
درمصاحبه اي با راديو زمانه گفت: " متاسفانه از ابتدای انقلاب به این
طرف، هر کس که در فرم پرسشنامه اعلام بکند که مذهبش بهائی است،
اجازه ورود به دانشگاه را ندارد.
با وجود تلاش بسیار زیادی که
مدافعان حقوق بشر در این زمینه داشتهاند، تاکنون
موفق نشدهایم
نتیجه بگیریم که اجازه بدهند که بچههای بهائی به دانشگاه بروند. من
میتوانم با قاطعیت بگویم که در مورد این اقلیت دینی در ایران،
نوعی"آپارتاید فرهنگی" پیش آمده است". (1)
حالا اين خبررابخوانيد وبا آن
مقايسه كنيد!
سه شنبه، 18 تیر ماه 1387
برابر با 2008
Tuesday 08 July
واکنش "وزیر علوم" رژیم به
اقدام اخیر دانشگاههای هلند :
شبكه خبر دانشجو (بسیج): وزير
علوم جلوگيري از ادامه تحصيل دانشجويان ايراني در رشته هاي "علوم هسته
اي" در برخي از كشورهاي اروپايي را محكوم كرد و گفت: "جلوگيري از علم
آموزي و گسترش علم در هيچ آموزه بشري و هيج ديني پسنديده نيست".
محمدمهدي زاهدي صبح امروز در
حاشيه مراسم افتتاحيه سومين جشنواره فرهنگ و ملل در جمع خبرنگاران ضمن
محكوميت "آپارتايد علمي" موجود در جهان گفت: بنده سال گذشته در مجمع
عمومي بر اين مسئله تاكيد كردم كه جلوگيري از علم آموزي با هيچ آموزه
بشري و ديني سازگاري ندارد؛ بر اين اساس اين ممانعتها را محكوم
ميكنيم.
وي با بيان اينكه خداوند "نور"
، "علم" و "علما" را با هم يكسان دانسته است، تصريح کرد: اين بدان معنا
است كه همه بايد به دنبال علم آموزي باشند.(2)
حتماً شما هم ازچنين تناقض
وسياست يك بام ودوهوائي متعجب شده ايد! آري!اوايل انقلاب كه جمهوري
اسلامي انقلاب فرهنگي را به راه انداخت، بنده كه سال اول دانشگاه بودم
به صرف بهائي بودن ازآن اخراج شدم. پرسش نامه اي 8 صفحه اي كه ازجمله
سؤال ازمذهب كرده بوددرآن وجودداشت. بنده نوشتم بهائي! وقتي بعداً براي
گرفتن پاسخ مراجعه كردم، مسؤول مربوطه گفتند شما براساس مدارك موجود
دردانشگاه ونيزاعتراف خودتان مبني برعضويت در"فرقهء ضالّهء بهائيّت" به
موجب مصوّبهء شمارهء فلان(3) شوراي انقلاب فرهنگي نمي توانيد به تحصيل
ادامه دهيد! گفتم هيچ راهي وجودندارد؟ گفتند تنها راه توبه از"بهائيّت"
ومسلمان شدن است! بنده نيزگفتم به خاطرعلم ودانشگاه، دين وعقيده ام را
نمي فروشم.
توسيم سياه خود نگهدار/ ما
يوسف خودنمي فروشيم!
همزمان، همسرآيندهء من ــ كه
چندسال پس ازانقلاب فرهنگي ازدواج كرديم ــ كه سال سوّم بود
وبرادرايشان وسايربهائيان نيزكه بعضاً حتي دو تا چند واحد بيشتربه فارغ
التحصيليشان باقي نمانده بود، به همين وضع دچارشدند. گذشت وگذشت ودرآن
سال ها علاوه براخراج ازدانشگاه بيش از200 نفرازعزيزان بهائي ما
رانيزكشتند وهزاران نفررانيزحتي قبل ازانقلاب فرهنگي ازكاراخراج كردند
ــ ازجمله خود من را ــ وصدها نفرديگررانيز به زندان انداختند. پس
ازاخراج ازكار ودانشگاه، سوّمين نصيب من ازجمهوري اسلامي، زندان سال
1362 بود. اين بارعلاوه برخودم وهمسرم كه آن وقت يك سال ازازدواجمان مي
گذشت، خواهرم نيززنداني شد. درمقطعي چندماهه كه هرسه باهم زندان بوديم،
مادرم نيزــ كه زمان پهلوي ها شوهرعزيزش راازدست داده بود ويك تنه ما
رابزرگ كرده بود ــ تنها درخانه زنداني بود وبا دروديوارخانه مأنوس!
ايشان الان جسماً درميان ما نيستند ،ووفات كرده اند، ولي حس مي كنم وضع
ايشان ازهمهء ما بدتربود! چه كه به تنهائي غصه وفكروخيال وتنهائي را
تحمل مي كردند.هفته اي يك باربا مشكلات عديده مي آمدند ملاقات ما...!
داستان زندان وجدا بودن بهائيان ازهمبنديان به دليل نجس بودن ( يعني
"آپارتايد ديني ومذهبي" ) وسايروقايع نيزبماند!
پس ازاتمام سال هاي زندان به
خانه برگشتيم؛ بيكاروگيج كه چه كنيم. استخدام كه نمي شديم؛ درطول چندين
سال شغل ها عوض كرديم؛ قالي بافي، عملگي، عروسك دوزي،خياطي،
رانندگي،بسته بندي، ترجمهء متون به انگليسي، تدريس خصوصي،...اموربا
قناعت وتوكل مي گذشت. خداوند فرزنداني نيز به ما عطا كرد.
چيزي كه فكرش را نمي كرديم اين
بود كه نسل پس ازما نيز ازدانشگاه محروم شود!آري چنين شد! فرزندما
نيزبا فاصله اي حدود25 سال ازاخراج ما ازدانشگاه، عليرغم رتبهء 14
كشوري دركنكوررياضي، ازدانشگاه محروم شد. هرجا رفتيم فايده نداشت ــ از
سازمان سنجش بگيريد تا نامه به خودمقام معظم رهبري!چندسال شركت كرد
ورتبه هاي عالي نيزآورد،ولي مثل باراول پذيرفته نشد!همسر وخواهروخودم
هم به قول معروف سرپيري ومعركه گيري، دوباربه همراه فرزندمان
دركنكورشركت كرديم! مجازهم شدم! باورتان مي شود؟! ولي مرانيزراه
ندادند! تا حالا والدين وفرزنداخراجي با هم ديده بوديد؟!
شايد...؟بگذريم! تمام مردم شهرمان اعم ازكارگر واداري واستاد دانشگاه
ودكترومهندس ونمايندهء مجلس وهمسايه ها وسايرين افسوس مي خوردند ومي
خورند وحيرانند كه چرا دولت چنين مي كند! شاهدآن اين كه يك وقتي
مسؤولين جامعهء بهائيان ايران ــ كه بهائيان ايشان را ياران ايران مي
گويند، وحقيقتاً ياران صادق وبا وفاي ايران عزيزنيزهستند ــ نامه اي
درخصوص محروميّت بهائيان ازدانشگاه خطاب به رياست محترم جمهوري
نيزنوشتند وهزاران نسخه ازآن درسراسر ايران به مسؤولين ذيربط داده شد،
اكثريت قريب به اتفاق كساني كه نامه رادريافت داشتند اظهارتأسف كردند
كه چنين است وآن را صحيح ندانستند ــ شايد باورتان نشود كه بعضي علما
وآخوندهاي منصف مسؤول بعضي نهادها نيزمخالف محروميّت بهائيان ازدانشگاه
بودند! تعجّب آن كه بعضي نيزازاين وقايعي كه براي جامعهء بهائي رخ داده
اظهاربيخبري مي كردند! بعضي بهائي رابا وهّابي يا ارمني ويهودي اشتباه
مي گرفتند وبعضي نيزآن رافرقه اي ازاسلام تصوّر مي كردند، حال آن كه
"بهائي دين است وفرقه نيست"، واينك 165 سال ازپيدايش آن گذشته است!
رئيس يكي ازادارات وقتي موضوع راشرح داديم، به همهء مقدسات عالميان قسم
كه با اظهارتأسّف به عين عبارت چنين گفت : "اگرنه دردينمان اسلام، كه
درقانون اساسي بايد تجديد نظركنيم!" پس ازتوزيع نامه هاي مزبوريك روز
ادارهء اطلاعات حسب المعمول به من زنگ زد كه بيا اداره! رفتم. اين
باركه روششان هويج وكبوتربود ــ ونه چماق وباز!ــ ،لب مطلبشان اين بود
كه چرا نامه به آقاي خاتمي نوشته ايد وچرا به همهء ادارات داده ايد.
مثالي كه آوردند اين بودكه اگرفرزندي(يعني بهائي ها) ازپدرش( يعني آقاي
خاتمي) گله دارد ومي خواهددرد دل كند، نمي رود كه به همه بگويد(يعني
نامه را كه به همه نمي دهد)!تقريباً به اين مضمون به ايشان عرض شد:
ازبس به اين پدرها درد دل كرديم وگوش ندادند، رفتيم پيش عموها ودائي ها
وسايرفاميل! چون دولت كه فقط آقاي خاتمي وكابينه نيستند، بلكه مثلاً
فرمانداري وسازمان سنجش وغيره نيزازاجزاء دولت اند!الان فكر مي كنم كاش
درجوابشان اين را هم گفته بودم كه بهائي ها بچهء زن بابا هستند! زن
بابا نامهربان است وما رادانشگاه راه نمي دهد وزندان مي كند ونجس مذهبي
وعلمي و... مي شمارد!
حال كه پدرجديد ما جناب احمدي
نژادعزيز باشعارمقدس عدالت رئيس دولت شده اند،ديديم ناشكري كرديم!
كاربدترشد! نه تنها امسال نيزهمهء جوانان بهائي را به بهانه وكلاه شرعي
وعلمي واداري نقص پرونده مثل پارسال ازدانشگاه محروم كردند، بلكه ياران
ايران راهم كه گناهي جزپيگيري محروميّت هاي حداقل 30سالهءجامعهء بهائي
ودفاع ازحقوق آنان ورسيدگي به وضعيّت بهائيان ستمديدهء ايران نداشته
وندارند، دستگيروزنداني كردند! خانم عبادي عزيز نيزكه شجاعانه مي
خواستند براي جوانان محروم بهائي مادري كنند ــ البته تشبيه است وبه سن
وسال ايشان ربطي ندارد! ــ تهمت صهيونيست بودن به ايشان زده، به مرگ
تهديدشان كردند! آري! ظاهراً گوش كسي بدهكارنيست!
حال درددلي با بعضي علماي
اعلام دارم كه سررشتهء پنهان وآشكار اين مملكت وهمهء محروميّت هائي كه
بهائيان وسايردگرانديشان مي كشند، به ايشان مي رسد! شما را به خون حسين
بن علي كه بيش ازهرشخصيّت اسلامي ذكرحضرتشان رامي كنيد قسم! آيا وقت آن
نرسيده كه درقرن 21ام به "آپارتايد ديني وعلمي وفرهنگي" عليه بهائيان
خاتمه دهيد وايشان را نيزبه فرمودهء حضرت امير برادرخلقي خودبدانيد
ورحمتي را كه مدعي هستيد اسلام دارد شامل بهائيان نيزبفرمائيد؟!
واقعاً كه به بهائي ها به قول
آقاي ده نمكي بايد لقب " اخراجي ها" را داد. اما دراينجا چون موضوع ِ
جنگ وجدال ملل ودول مطرح نيست،جبهه، حقيقتاً جبههء حق وباطل است!
جبهه،جبههء علم وجهل است! جبهه، جبههء تحقيق وتعصّب است!جبهه، جبههءعدل
وظلم است! جبهه، جبههء عشق ونفرت است! زيرا چنان كه مي بينيم،جهانيان
وبهائيان ووزيرعلوم دولت جناب احمدي نژاد وسركارخانم عبادي عزيز، همه
وهمه دراين شك ندارند كه:
"جلوگيري از علم آموزي و گسترش
علم در هيچ آموزه بشري و هيچ ديني پسنديده نيست".
با احترام، يكي ازاخراجي هاي
حقيقي
21مرداد1387
1- راديوزمانه تاریخ انتشار:
۱۴
مرداد1387
radiozamaaneh.com/humanrights/2008/08/post_262.htm
2-
http://www.iranpressnews.com/source/042922.htm
3- اگرشمارهء آن خيلي ضروري
باشد، سعي خواهم كردآن را ازميان اوراق 20-30 سال پيش پيدا كنم!
منبع : سایت نقطه نظر
http://www.noghtenazar17.info/node/595
۱۳۸۸.۳.۱۹
۲۲-
يزد: محکوميت رستم بهى فر
و پيمان روحى
۱۹
خرداد ۱۳۸۸ (۹
ژوئن ۲۰۰۹)
آخرین خبرها از ایران:
آقاى رستم بهى فر، از اعضاى
پيشين ’خادمين‘ يزد و آقاى پيمان روحى، ساکن يزد، که هردو از تاريخ
۱۱
اسفند ۱۳۸۷
در بازداشت بودند، در دادگاه محکوم گرديدند. به موجب حکم دادگاه، آقاى
بهى فر به دو سال و آقاى روحى به شش ماه زندان محکوم شده اند. خانه
آقاى بهى فر در تاريخ
۲۱
آذر ۱۳۸۷
مورد تجسس مأمورين قرار گرفت و همه مدارک بهائى او ضبط شد. خانه آقاى
روحى در ۳
دى ۱۳۸۷
مورد هجوم چهار مأمور وزارت اطلاعات واقع شد و همه مدارک بهائى او نيز
ضبط شد.
۲۳-
قائم شهر: محاکمۀ خانمها
فرزانه احمدزاده، امیلیا فنائیان، ترانه سنائی، شهناز سعادتی، و دوشیزه
پگاه سنائی
آخرین خبرها از ایران:
خانم ها فرزانه احمدزاده،
امیلیا فنائیان، ترانه سنائی، و شهناز سعادتی که همگی روز
۱۰
دی ۱۳۸۷
در قائم شهر توسط مأموران وزارت اطلاعات دستگیر و در روز
۱۵
بهمن ۱۳۸۷
با قید ضمانت آزاد شده بودند، محاکمه و هر یک به پرداخت
۳۰۰
هزار تومان جریمه محکوم شدند. خانم پگاه سنائی، که او نیز روز
۱۰
دی دستگیر و در روز
۲۸ دی با قید
ضمانت آزاد شده بود، محاکمه شد و به وى اجازه داده شد ميان يک سال
زندان يا دو ميليون تومان جريمه يکى را انتخاب کند
۲۴-
سمنان: محکومیت آقای پویا
تبیانیان تقلیل یافت
آخرین خبرها از ایران:اطلاع
یافتیم محکومیت آقای پویا تبیانیان، جوان
۲۴سالۀ
بهائی اهل سمنان که روز
۱۸اسفند
۱۳۸۷بازداشت،
و به دو سال و نیم زندان محکوم شده بود، به دو سال تقلیل یافته است
۲۵-
ساری: محکومیت آقای انور
مسلمی و خانم سهیلا مطلّبی
آخرین خبرها از ایران:اطلاع
یافتیم آقای انور مسلمی و خانم سهیلا مطلّبی، ساکن ساری، که در تاریخ
۲
آذر ۱۳۸۷
دستگیر و روز ۲۴
آذر ۱۳۸۷
با قید ضمانت آزاد شده بودند، در تاریخ
۱۷خرداد
۱۳۸۸محاکمه
شدند. آقای مسلمی به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال زندان،
و خانم مطلّبی به ۹
ماه زندان و پرداخت
۳۰۰هزار تومان
جریمه محکوم شد
۲۶-
سمنان: دستگیری خانم
منیژه نصراللهی، عضو پیشین گروه ’خادمین‘
آخرین خبرها از ایران:
خانم منیژه نصراللهی، از اعضاى
پيشين ’خادمين‘ سمنان روز
۲۷
خرداد ۱۳۸۸
در منزل خود دستگیر شد. ظاهراً دستگیری خانم نصراللهی توسط مأموران
وزارت اطلاعات صورت گرفت که با ارائۀ حکم دادستانی منزل ایشان را مورد
جستجو قرار دادند. خانم نصراللهی یکی از اعضای ٢٠ خانواده ای بود که
خانه هایشان روز ۲۵
آذر ۱۳۸۷
مورد هجوم مأموران قرار گرفت و پنجمین نفر از اعضای پيشين ’خادمين‘
سمنان است که دستگیر شده
۲۷-
رنجنامه بشیر زاهدی
دانشجوی بهایی .
آنچه در پی می آید
رنجنامه بشیر زاهدی دانشجوی بهایی است که در هفته جاری از دانشگاه و
تحصیل به علت اعتقادات مذهبی خود محروم شد.
به نام حقیقت
مورخ 24/3/1388 ، برای اولین
امتحان پایان ترم به دانشگاه رفتم ، وقتی که برای دریافت شماره صندلی
خود به لیستی که برای این منظور به بُردِ دانشگاه زده بودند مراجعه
کردم دیدم ، اسمِ بنده در بین اسامی ذکر شده ئ دانشجویان نیست.
لذا برای فهمیدن علت آن به
بخش آموزش دانشکده مراجعه کردم، ولی مسئول مربوطه در این مورد اظهار بی
اطلاعی کرده و به من گفته که در جریان نیستم. بعد برای پی گیری مسئله
، خدمت یکی دیگر از مسئولین رفتم که مسئول بخش امور دانشجوئی در
دانشگاه است ، ایشان ضمن اشاره به این موضوع که حکم اخراج من آمده ،
گفتند که برای پی گیری این موضوع باید به سازمان مرکزی بروم، در ادامه
یکی از مسئولین که در سازمان مرکزی هستند را به من معرفی کردند تا
خدمتشان بروم و علت را جویا شوم. با مراجعه به ایشان و بیان مشکل پیش
آمده برای بنده ، چنین پاسخ دادن که به علت عقیده و مذهب ، از سازمان
سنجش حکم آمده که برای شما توقف از تحصیل را اعمال کنیم و ما هم بنا بر
حکمِ صادره این کار را انجام دادیم. مطابق آنچه که ایشان گفتند متوجه
شدم که من هم مانند خیلی از دوستانم که به علت عقیده و مذهب ( بهائی
بودن ) از دانشگاه اخراج و از تحصیل که حق همه ایرانیان است محروم شدن
، از ادامه تحصیل در دانشگاه باز ماندم.
روز بعد به اتفاق مادرم برای
پی گیری بیشتر و گرفتن حکم اخراج بنده، به دانشگاه رفتیم .
در مقابل آنچه که گفتیم و علتی
که خواستار شدیم هیچ جواب قانع کننده و گویائی را از جانب آنها دریافت
نکردیم.
هنوز هم این سؤال در ذهن من بی
جواب مانده است که چرا؟
چرا این سرنوشت یک جوان است؟
چرا عدل فقط بر زبان است؟
چرا عناد و دشمنی در جهان است؟
چرا حقیقت پس پرده نهان است؟
چرا بغض و کینه بین نوع انسان
است؟
چرا خلف آزادی عقیده و بیان
است؟
به امید روزی که ببینیم عدل و
داد حاکم بر ایران است!
1388.3.30
۲۸-
گزارش ازدراویش گنابادی
در خارج از کشور مصاحبۀ تلفنی آقای میبدی از شبکۀ پارس تی وی با جناب
آقای دکتر سیّد مصطفی آزمایش در خصوص مصادرۀ زمینهای موقوفه متعلق به
سلسلۀ نعمت اللهی گنابادی
آقای میبدی : آقای دکتر آزمایش
خبرهای بدی می رسد از سرکوب عرفای ما ؛ درویشان ، به هر حال همین مقدار
که سعی کرده اند در تمام این سالها یک پناهگاه امنی برای خودشان ایجاد
کنند (پناهگاه فکری امن) و هر روز هم دارند سرکوب می شوند
دکتر سید مصطفی آزمایش : بله
کاملاً همینطوری است که می فرمائید ، این یک وضعیت سرکوب برنامه ریزی
شده است و الآن مدتهاست یعنی از زمانی که دولت نهم آمد سر کار این
سرکوب درویشان بطور برنامه ریزی شده آغاز شد و البته از هماهنگی کلیۀ
دستگاههای اجرایی و قضایی مملکت هم برخوردار است
آقای میبدی : این اتفاق جدیدی
که در گناباد افتاده است ، از چه قرار بوده است؟.
دکتر سید مصطفی آزمایش : من
خدمت شما عرض کنم ، قضیه از این قرار است که اینها (نظام جمهوری اسلامی
ایران) یک ایدئولوژی ای را اختراع کرده اند از خودشان به نام اسلام در
حالیکه این کاملاً بدعت و اختراع است و عبارت است از:” یک نظریۀ مهدویت
گرایانه ای که هیچ تکیه گاهی در فقه شیعه و اسلام نداشته” و حدود پنجاه
سال پیش توسط حجتیه اختراع شد و اکنون این آقایانی که پیرو این طرز
تفکر هستند این نظریه را اسلام راستین می شمارند و به این بهانه می
خواهند تمام رشته های منشعب از اسلام و شاخه های وابسته به اسلام را در
هم بکوبند وبر اینها عنوان فرقه (برچسب فرقه) می گذارند و مورد تهاجم
قرار می دهند نخستین و قدیمی ترین تکیه گاه فرهنگی ایران که در واقع
تصوّف و عرفان است و قدمتش بسیار بسیار زیاد است ، مورد هجوم این
آقایان قرار گرفته است و برای آنکه ریشۀ تصوّف را به گمان خودشان
بتوانند بخشکانند ، بطور کلی اقدام به حذف شهر گناباد بر روی نقشۀ
جغرافیایی و کتب درسی کرده اند
آقای میبدی : یعنی در نقشه های
اسم این دو شهر(بیدخت و گناباد) نیست؟.جناب آقای دکتر سید مصطفی آزمایش
: نخیر ، دیگر نیست، اصلاً در نقشه ها نیست و این در واقع هجوم فرهنگی
است که پایه های پیش پا افتادۀ فرهنگ ایران … یعنی می خواهند مردم به
تدریج وجود این دو شهر را از خاطر ببرند از جانب دیگر … .
آقای میبدی : آقای دکتر آزمایش
به هر صورت الآن نسل جوان می پرسد چرا بیدخت ؟ چرا گناباد؟ یعنی سابقۀ
تاریخی در این شهر چه بوده است که اینها سعی در حذف آنها از صفحۀ
جغرافیا دارند؟.
جناب آقای دکتر سید مصطفی
آزمایش : بله ، در واقع سلسلۀ نعمت اللهی که اصیل ترین سلسلۀ عرفانی ،
تصوف و درویشی در ایران در ارتباط با مذهب تشیع است که سراسر داخل
ایران و بخشهای عظیمی از هندوستان مانند حیدرآباد و دکن و امارات و
غیره و ذلک را .. بعد از اینکه نوادگان “حضرت شاه نعمت الله ولی”(رحمة
الله علیهم) وادار به کوچ از ایران شدند و در آنجا مستقر شدند در اواخر
دوران زندیه و اوایل دوران قاجاریه دوباره بزرگان سلسلۀ نعمت اللهی به
ایران مهاجرت کردند و بعد این سلسله در گناباد و در بیدخت پا گرفت و
مشعل عرفان در این شهر برافروخته شد بزرگان عرفان که آمدند همه از این
شهر برخاستند یعنی از بیدخت گناباد در استان خراسان شمالی و مزار اکابر
عرفان ایران در دوران معاصر یعنی در این صد و پنجاه سال اخیر همه در
گناباد بود و بنام مزار سلطانی هم معروف است، به همین دلیل ، دولت نهم
کارهای بسیار بسیار نادرستی که انجام داد یکی هم این بود که دفن هر کسی
(هریک از درویشانی که فوت می کنند) که فوت می کند و بر اساس وصیتشان
خانواده هایشان می برند که در بیدخت گناباد دفن کنند ، اینها اجازۀ دفن
نمی دهند و می گویند اینجا تعطیل است و کسی اجازۀ دفن اموات خودش را
ندارد و اخیراً هم از روی نقشۀ جغرافیای کتب درسی اسم این دو شهر را
برداشته اند و آخرین کاری که کرده اند ، آغاز به مصادرۀ زمینهای وقفی
متعلق به سلسلۀ نعمت اللهی گنابادی کرده اند و تا به حال سه فقره زمین
را مصادره کرده اند و در اختیار وزارت آموزش و پرورش و غیره قرار داده
اند در حالیکه اینها زمینهای وقفی برای وقف خاصّ متعلق به سلسلۀ نعمت
اللهی گنابادی است و اینها نشاندهندۀ آنست که اینها برنامه ای وسیع و
درازمدتی را تدارک دیده اند برای اینکه نام فقر و تصوف را تا آنجایی که
از دستشان بر می آید، متأسفانه از ایران ریشه کن بکنند
آقای میبدی : دکتر آزمایش این
عدد دو میلیون نفر که زیر پوشش هستند ، عدد درستی است؟.
جناب آقای دکتر سید مصطفی
آزمایش : بله ، همینطوری که خدمتتان عرض شد ، سلسلۀ نعمت اللهی در
ایران بسیار بسیار زیاد سابقۀ دارد و بسیار گسترش و انتشار دارد نه فقط
در ایران بلکه در سراسر کشورهای همجوار من الجمله پاکستان و هندوستان
در امارات ، حتی در اروپا و آمریکا انتشار دارد و به علت سبقۀ تاریخی و
اینکه کارهای علمی یعنی متون علمی و عرفانی بسیار زیادی توسط بزرگان
این سلسله نوشته شده است در محافل دانشگاهی و بین المللی و علمی هم
کاملاً شناخته شده است یعنی می توان گفت که یک سلسلۀ عرفانی است که با
نگاه علمی و خرافات زدا به تصوف و عرفان نگاه می کند و به همین دلیل
مورد استقبال جوانان ایران است که بیش از پیش جوانان به این سلسله
علاقه مند می شوند و اخیراً به دنبال سرکوبهای متعددی که نسبت به مراکز
اهل تصوف بخصوص سلسلۀ نعمت اللهی در ایران صورت گرفت جوانان منزجر شدند
از این کسانی که ادعای اسلام دارند و بیش از پیش به تصوف و عرفان رو
آورده اند ، برای ما معمول نیست که در واقع آمار کسانی را که می آیند
که مشرف شوند به طریق فقر و تصوف ، نام نویسی آنها در واقع بصورت گرفتن
آمار نیست اما اخیراً با یک بررسی دقیقی که جامعه شناسانی که در سلسلۀ
نعمت اللهی ، سالک هستند و اهل سلوک هستند مورد بررسی دقیق قرار داده
اند حداقل دو میلیون نفر هستند البته من خودم تا جایی که بررسی کرده ام
و اطلاع دارم بسیار بیش از این آماری است که داریم ولی چون “حضرت آقای
نورعلی تابنده بزرگ سلسله” فرموده اند که اخیراً دو میلیون نفر است من
هم همان دو میلیون نفر را می گویم ولی آنطوری که ارزیابی شده بود بیش
از این میزان را نشان می داد چیزی حدود پنج میلیون نفر را نشان می داد
آقای میبدی : تصور می کنید
برای جلوگیری از این عملیات وحشیانه ما باید چکار کنیم یعنی اقداماتی
در محافل جهانی صورت گرفته است و افرادی که سرکوب می شوند گزارش می شود
؟.
جناب آقای دکتر سید مصطفی
آزمایش : بله ، یعنی متأسفانه اینها بعد از اینکه حسینیۀ قم را در بهمن
۱۳۸۴
تخریب کردند بعد از آن موج تخریبها آغاز شد حسینیۀ بروجرد متعلق به
درویشان نعمت اللهی گنابادی را در سال بعد از آن تخریب کردند و بعد
حسینیۀ اصفهان را تعطیل کردند و درویشانی که در منزل یکی از آنها جمع
می شدند در ناحیۀ چرمهین اصفهان که منزل مسکونی آن شخص بود که محل
اجتماع هفتگی بود رفتند آنجا را هم خراب کردند و بعد از آن اصلاً
حسینیه ای را که در قبرستان تخته فولاد بود و میراث فرهنگی آنجا را به
عنوان یک ساختمان شناخته شده قرار داده بود آنجا را تخریب کردند ،
درویشان آمدند به تهران و در روز سوم اسفند
۱۳۸۷ (بنام روز درویش) نامگذاری شد بخاطر آنکه در آن روز یک عدۀ بسیار بسیار
زیادی از درویشان از شهرهای مختلف آمدند و مقابل مجلس شورا آنجا اجتماع
کردند تا اعتراض کنند به دنبال آنها یک تعدادی دستگیر شدند و به زندان
افتادند در حالیکه مرتکب هیچ جرمی نشده بودند چون در خیابان و یا در
منازل خودشان قبلاً دستگیر شده بودند و تعداد کثیری را هم فقط به جرم
دارا بودن سبیل ، و آنها که تصور می کردند که هر کسی که سبیل دارد باید
درویش باشد دستگیر کرده بودند که حدود
۸۵۰
نفر بودند به دنبال این ماجراها جامعۀ بین المللی ، مدافعان حقوق بشر و
حقوق اقلیت ها بسیار به این مسئله توجه خاصی مبذول داشتند و به حمایت
از حقوق درویشان اقدام کردند و هیئتهای مختلفی را برای مذاکره با
مقامات حقوقی و قضایی ایران فرستادند من الجمله از پارلمان اروپا عده
ای رفتند و به دنبال آنهم موج تظاهرات در خارج از کشور در پایتخت های
اروپایی در آمستردام ، استکهلم ، کپنهاگ ، لندن برگزار شد و هنوز هم
ادامه دارد یعنی تا زمانی که این موج سرکوب درویشان متوقف نشود و با
آپارتاید مذهبی نسبت به درویشان برخورد بشود تا زمانیکه این آپارتاید
مذهبی ادامه داشته باشد و درویشان را شهروند درجه دوم بشمار بیاورند از
ادارات اخراج کنند ، حق کار به انها ندهند و اجازه ندهند که اینها
نمازشان را بخوانند و نمازخانۀ شان را داشته باشند و مراسم عبادی-
اسلامی حقیقی خودشان را انجام بدهند ، این تظاهرات و اعتراضات برای
جلب حمایت افکار عمومی در سراسر شهرهای دنیا ادامه خواهد داشت و عدۀ
بسیاری طومارهای بسیاری را امضاء کرده اند که در بین آنها پارلمانترها
، اساتید دانشگاه ، نویسنده ها ، چهره های شناخته شدۀ بین المللی هستند
که اینها از حقوق درویشان سرکوب شدۀ ایران به حمایت برخاسته اند و
اینها در حد خودش اهمیت دارد و مهم است۱۳۸۸.۳.۲
۲۹-
مخالفت با ادامه اشتغال
يك درويش نعمت اللهي گنابادي
اداره آموزش و پرورش شهرستان
گرمسار از توابع استان سمنان با ادامه اشتغال خانم فائزه تابان از
دراويش سلسله نعمت اللهي گنابادي مخالفت كرد .
به گزارش خبرنگار سايت مجذوبان
نور ؛ خانم تابان يكسال پيش به صورت حق التدريس در دوره ابتدايي يكي از
مدارس شهرستان گرمسار مشغول خدمت شد اما هفته گذشته هسته گزينش آموزش و
پرورش اعلام كرد كه وي اجازه ادامه اشتغال در اين نهاد آموزشي را ندارد
. بر اساس اين گزارش در طول 4 سال اخير اداره كل تعيين صلاحيت و اسناد
وزارت اطلاعات با فشار بر هسته هاي گزينش ، چند تن از دراويش را به
جرائم اعتقادي و وابستگي به سلسله نعمت اللهي گنابادي از خدمت در آموزش
و پرورش محروم كرده است . خانمها فائزه واحدي ، ويدا تابان ، ليدا
تابان و آقاي مهدي مرداني راد از جمله اين اخراجيها هستند.۱۳۸۸.۳.۹
۳۰ -
فشار فرمانداريها براي
تعطيلي ستادهاي انتخاباتي دراويش
فشار فرمانداريها براي تعطيلي
ستادهاي انتخاباتي مردمي دراويش
دراويش گنابادي همراه با ساير
گروههاي دراويش نعمت اللهي، قادريه، اهل حق، خاكسار، صفيعليشاهي،
نقشبندي، ذهبيه در ماه گذشته بيش از سيصد ستاد مردمي براي حمايت از
مهدي كروبي در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري در شهرهاي مختلف تشكيل
دادند.
دراويش ابراز ميدارند كه ما
همگي براي تشكر از شيخ مهدي كروبي كه در زمانيكه بشدت تحت فشار ستمهاي
حكومت احمدي نژاد در تخريب حسينيه هاي متعلق به آنان بودند تنها كروبي
از آنها به حمايت برخواست و براي تشكر از او اقدام به حمايت از او در
انتخابات رياست جمهوري مينماييم.
از طرفي فرمانداريها كه تابع
وزارت كشور دولت احمدي نژاد هستند در چندين شهر اقدام به تحت فشار قرار
دادن مسوولين اين ستادها نمودهاند و آنها را تحت فشار قرار داده تا
ستادهاي خود را تعطيل نمايند.معاون فرماندار و مدير اداره اطلاعات دره
شهر در استان ايلام و فرماندار فسا و فرماندار داراب در استان فارس نيز
با هماهنگي اداره اطلاعات استان اقدام به تحت فشار قرار دادن ستادهاي
مردمي دراويش مبني بر تعطيل ستاد نمودهاند.
اقدامات غيرقانوني دولت احمدي
نژاد در چهارسال گذشته در همه زمينهها مشهود بوده و دولت و عوامل دولت
همواره حقوق اقليتها را در ايران تضييع نموده است
گفتني است دراويش بر اين
باورند كه تخريب حسينيههاي آنان به درخواست روحانيت متعصب حوزه كه در
راس آنان آيت الله مكارم شيرازي قرار دارد و به دستور مستقيم شخص احمدي
نژاد و توسط نيروهاي اطلاعات و سپاه پاسداران صورت گرفته است.
۱۳۸۸.۳.۱۶
۳۱-
بررسی نقض حقوق دراویش
گنابادی در سالهای اخیر
در مناظره ای که بین کروبی و
موسوی برگزار شد، مهدی کروبی با صراحت موضع خود را در رابطه با تخریب
حسینیه دراویش و حمایت از این گروه اعلام کرد.
چند تن از مدیران سایت مجذوبان
نور در این رابطه با خبرنگار تریبون به گفت و گو نشستند. این گفت و گو
را بخوانید:
تریبون:
۱-در
سالهای گذشته شاهد مشکلاتی برای جامعه دراویش بوده ایم؛ مختصری از
محدودیت ها و مضیقه های دراویش را توضیح دهید؟
مصطفی دانشجو(از مدیران سایت
مجذوبان نور، حقوقدان و وکیل سابق دادگستری): در طول سالهای گذشته به
ویژه در چهار سال اخیر موج فشارهای محدودیتها بر دراویش نعمت اللهی
گنابادی شدت فزاینده ای به خود گرفته است. تنها در طول چهار سال گذشته
سه حسینیه در شهرهای قم، بروجرد و اصفهان و منزل یک درویش در «چرمهین»
اصفهان تخریب و محل عبادت دراویش جزیره کیش و عسلویه پلمپ و حکم تخریب
حسینیه کرج نیز صادر شد.
اردیبهشت ماه سال
۸۶،
مولا و قطب دراویش گنابادی، آقای نورعلی تابنده، مجذوب علی شاه در
زادگاه خویش بیدخت از سوی ماموران امنیتی دستگیر و به تهران بازگردانده
شدند، مشایخ و مأزونین این سلسله حتی برای سفرهای درون مرزی خود از سوی
ادارات اطلااعت مورد بازخواست و مزاحمت قرار دارند و عموماً به حبس
خانگی محکومند.قریب به
۳۰۰۰
درویش به تناوب در طول چهار سال گذشته دستگیر و بازداشت و به مجازاتهای
حبس، شلاق و تبعید از شهر و دیار خود محکوم شده اند. دراویش برای اقامه
نماز جماعت نیز متأسفانه باید مجازاتهای بدنی و سالب آزادی را تحمل
کنند. کارکنان دولت، معلمان، اساتید و دانشجویان هر از گاهی به جرم
درویش بودن از مراکز دولتی و دانشگاهی اخراج می شوند، وکلای مدافع
دراویش نیز مصون از تعرض نمانده و پرونده وکالت اینجانب و همکار محترم
آقای امید بهروزی با گزارشات مقامات امنیتی از سوی مرکز امور مشاوران
حقوقی و وکلای قوه قضائیه باطل و به مجازاتهای حبس و شلاق محکوم
شدیم.به دلیل نگرشها و تعصبات نا معمول سیاسی حتی نام شهر«بیدخت»
زادگاه و مدفن بزرگان این سلسله از اطلس جغرافیای ایران در سال
۸۷
حذف شد. دراویش این سلسله بایکوت خبری بوده و بارها سایت ها و وبلاگهای
خبری و پژوهشی آنها از سوی نهادهای قدرت مسدود شده است.
دراویش گنابادی در حرکتی خود
جوش روز سوم اسفند ماه
۸۷ «روز
درویش» را برای حضور در مجلس شورای اسلامی ایران برگزیدند تا بلکه
بتوانند از این طریق بر منافع و حقوق شهروندی خود تاکید و هیأت حاکمه و
نمایندگان ملت را متوجه مصائب خود کنند اما اینبار نیز با دخالتهای
ناروای مامورین امنیتی مواجه و این حرکت خودجوش به اقدام علیه امنیت،
تبلیغ علیه نظام، تمرد از دستور پلیس و اخلال در نظم عمومی تأویل و
تعبیر شد و ۱۵
تن از آنها ۷۵
روز در زندان اوین نگهداری و به حبس محکوم شدند.
در تازه ترین اقدام در سال
۸۸
نیز مزار متبرک«سلطانی بیدخت» مورد تعرض قرار گرفت و به دستور دادستانی
گناباد بخشی از املاک و موقوفات این مزار متبرکه مصادره و محدودیت های
بیشماری در پی آن ایجاد شد. اینها خلاصه ای بود از دفتر ظلم و جور علیه
دراویش گنابادی به جرم عقیده.
تریبون:۲-
علت این برخوردها
را در چه چیزی می بینید؟
حمیدرضا مرادی(از مدیران سایت
مجذوبان نور): پاسخ این سوال را باید از دولتمردان پرسید اما چون هر
بار خود را از پاسخگویی به ما بری می دانند می گوییم که عده ای فراموش
کرده اند که رسمیت تشیع در ایران توسط صوفیه انجام شده است و همین
صوفیه بوده اند که فقهای جبل عامل را به ایران دعوت کردند.
به هر صورت در
۳۰
سال گذشته هر زمانی که دولتها و مدیران جامعه در سطوح مختلف اجرایی و
قضایی از اصول و موازین قانون اساسی تخطی می نمایند و از خارج از نظام
و تحت تأثیر تفکرات قشری گری و حزبی و «انجمنی» عمل می کنند، برخورد با
دراویش ابعاد جدیدی پیدا می کند. تفکر خودمحور و تمامیت خواهی به نام
مذهب در مکانیزم دولتی در تئوری و عمل سعی می کند تمامی ارزشهای ملی و
فرهنگی و دینی ایران را زیر سوال ببرد که این تفکر نه تنها به دراویش
رحم نمی کند بلکه به تمامی اقلیتهای قومی و مذهبی روشنفکران و
دگراندیشان و حتی فرزندان انقلاب هم رحم نمی کند.
این اندیشه متحجر جز خود را
نمی ببیند و دیگران را دشمن می انگارد. اسلام و ایران را در تملک خود
می داند و هر زمان که فضای مناسبی در حاکمیت می بیند ظهور می کند.
تریبون:۳-
معمولاً انتخابات
و تغییر دولتها را یک فرصت برای گروههای ناراضی می دانند.گروهی از
دراویش نیز در چند هفته اخیر حمایتهایی از مهدی کروبی بعمل آورده اند.
آیا شما امیدوار هستید که در دولت احتمالی کروبی وضعیت بهتری داشته
باشید؟ چرا؟
فرشید یداللهی فارسی(از مدیران
سایت مجذوبان نور، وکیل پایه یک دادگستری و عضو کمیسیون حقوق بشر کانون
وکلا): با توجه به سابقه جناب آقای مهدی کروبی در طول
۳۰
سال گذشته که همگی ملت ایران از آنگاه هستند و با عنایت به شجاعت و
صراحت لهجه ایشان که همیشه یار و مدافع مظلومان بوده اند و از طرفی
ایشان نیز در مناظره تلویزیونی مجدداً نیز اعلام کردند که با افرادی که
حقوق شهروندی و اصول قانون اساسی را نقض می کنند به شدت برخورد می کنند
به نظر می رسد، در صورتی که آقای کروبی به عنوان رئیس جمهور ایران
انتخاب شوند کمتر شاهد نقض حقوق شهروندی باشیم و حداقل اینکه این موارد
نقض حقوق بشر و حقوق شهروندی از جمله دولت نهم صورت گرفته از کانال و
مجرای دولت دهم صورت نپذیرد، هر چند که گروههای فراقانونی و قدرتمندی
که وجود دارند مشکلات زیادی را ایجاد می کنند.
من به عنوان یک وکیل دادگستری
تنها امیدوار هستم که در دولت همین قانون اساسی و قوانین جاریه مملکت
به نحو صحیح از ناحیه دولت شود تا گروههای فراقانونی کمتر به نقض حقوق
ملت نبندند و دیگر شاهد تشکیل شوراهای تامینی توسط دولت نباشیم که در
تصمیمات آنها نقض اصول اساسی صورت گیرد و مشکلاتی نیز برای دستگاه
قضایی ایجاد کنند.
منبع : سایت تریبون۱۳۸۸.۳.۱۹
۳۲-
دستور بازداشت فعالان
ستادهاي انتخاباتي برخي اقليتهاي مذهبي
براساس آخرين تصميمات مشترك
وزارت اطلاعات و پليس امنيت در نيروي انتظامي بازداشت فعالان ستادهاي
انتخاباتي فعال در دستور كار قرار گرفت. اين تصميم شامل بازداشت فعالان
بسياري از ستادهاي انتخاباتي ميرحسين موسوي و مهدي كروبي كانديداهاي
دوره دهم انتخابات رياست جمهوري ميباشد.
در اين ميان فعالان ستادهاي
انتخاباتي مردمي مجذوبان نور كه در زمان رقابت انتخاباتي به حمايت از
برخي از كانديداهاي اصلاح طلب پرداخته بودند و همچنين ستادهاي مردمي
دراويش سلاسل مختلف تصوف در ايران مشمول اين تصميم براي بازداشت قرار
دارند. برخي ستادهاي اهل سنت بالاخص در كرمانشاه و بلوچستان و منطقه
تركمن صحرا نيز در اين ليست ميباشند.
در حال حاضر ستادهاي مردمي
دراويش گنابادي، ذهبيه، نعمت اللهي، اهل حق، نقشبندي، قادري،
صفيعليشاهي، خاكسار در ليست بازداشتيها قرار گرفتهاند و پرسنل ستاد
مجذوبان نور از ستادهاي مردمي فعال متعلق به تعدادي از دراويش گنابادي
علاقمند به حمايت از كانديداهاي اصلاح طلب در صدر ليست قرار دارد.
بازداشتها قرار است از ساعات
آخر شب امشب 25 خرداد 1388 در سطح وسيع در تهران و شهرستانها آغاز
گردد. در اين ارتباط تيمهاي پليس امنيت همراه با ماموران اطلاعات انجام
اين ماموريت را به عهده خواهند داشت.
۳۳-
هجوم ماموران
امنیتی به یك كلیسای خانگی در كرج
به گزارش شبكه خبر مسیحیان
فارسی زبان و به نقل از خبر دریافتی، ماموران امنیتی لباس شخصی روز
پنجشنبه مورخه ۳۱
اردیبهشت ماه ۱۳۸۸ (
۲۱ می
۲۰۰۹)
با هجوم خود به یك منزل در شهرستان كرج
۵
تن از نوكیشان مسیحی را بازداشت نمودند.
این شهروندان كرجی كه در این
خانه به جهت دعا و پرستش و تعلیم كتاب مقدس گردهم جمع شده بودند،
ماموران پس از بازداشت، آنان را به مكان نامعلومی انتقال دادند.این
گزارش حاكی است؛ آقای "جواد ابطحی" یكی از بازداشت شدگان كه میزبانی
این جمع كلیسای خانگی را برعهده داشت ، ماموران بدون ارائه هیچ مجوزی
پس از ورود به منزل ایشان اقدام به تفتیش كامل خانه نموده و سپس ضمن
ضبط چند جلد كتا ب مقدس و تعدادی انجیل، كلیه افراد شركت كننده در آن
جلسه را بازداشت و با دستبند آنان را به مكان نامعلومی انتقال دادند.
همچنین خانواده یكی از بازداشت
شدگان بنام " سعید – ر" اظهار داشت ؛ علیرغم پیگیری و مراجعات مكرر به
سازمانهای مربوطه، مسئولین در خصوص وضعیت و محل نگهداری ایشان حاضر به
پاسخگویی نبوده و تا كنون اطلاعی از وضعیت و سلامت ایشان در دست نمی
باشد. این در حالی است كه این وضعیت شامل حال سایر بازداشت شدگان نیز
می شود. ۱۳۸۸.۳.۶
۳۴-
پیمان فتاحی (رهبر جمعيت
آل ياسين8 در جلسه دادگاه دچار تهوع و استفراغ خونی شد
پیمان فتاحی (استاد ایلیا) در
جلسه دادگاهی که در مورخ 27 اردیبهشت ماه برگزار گردید، در مقابل چشم
شاهدان، دچار حالت تهوع و استفراغ خونی شد. آخرین اخبار از وضعیت
جسمانی ایشان بر اساس اظهارات زندانیان آزاد شده، حاکی از شدت گرفتن
مشکلات تنفسی و ایجاد مشکل قلبی برای استاد ایلیا بوده و از برگزاری
جلسات متعدد شکنجه جسمی به دستور محسنی اژه ای وزیر اطلاعات و با حضور
رییس بند 209 اوین خبر میدهد. گفتنی است که با وجود وخامت اوضاع جسمانی
پیمان فتاحی، دوره بازداشت غیر قانونی ایشان نیز دو ماه دیگر تمدید شده
است.
۱۳۸۸.۳.۲
۳۵-
دستگیری یکی از اعضای
فعال جمعیت ال یاسین در میتینگ انتخاباتی مهندس موسوی توسط عوامل
امنیتی
خانم ماندانا عسگری از اعضای
فعال جمعیت ال یاسین، عضو هيدت تحريريه نشریه اخبار كودكانه و طراح
نشريه علم موفقيت در میتینگ بزرگ انتخاباتی مهندس موسوی به مناسبت دوم
خرداد، توسط عوامل امنیتی دستگیر شد و به بند ویژه امنیتی 209 اوین
انتقال یافت. دستگیری وی در حالی اتفاق افتاد که وی درحال توزیع یکی از
کتابهای چاپ شده این جمعیت بود که در زمان آقای خاتمی از وزارت ارشاد
مجوز چاپ و توزیع دریافت کرده بود.این کتاب به همراه اعلامیه کانون
حقوق بشر ال یاسین با با مضمون " يك ميليون پيمان براي آزادي عقيده و
بيان" برای اطلاع عموم مردم از وضعیت دردناک کنونی جمعیت ال یاسین و
رهبر دربند آن استاد ایلیا(پیمان فتاحی)در این میتینگ انتخاباتی به
صورت گسترده توزیع گردید. ماموران امنیتی اعلام کرده اند، خانم ماندانا
عسگری که مادر یک دختر 9 ساله است، حداقل تا دو هفته دیگر ممنوع
الملاقات می باشد.متن اعلامیه داخل این کتاب را می توانید در انتهای
این مطلب ملاحظه نمایید.
" يك ميليون پيمان براي آزادي
عقيده و بيان"
"هموطن عزيز
هم صدا با تمام آزادیخواهان
عدالت طلب ، از شما دعوت می کنیم تا با پیوستن به کمپین (جنبش )- يك
ميليون پيمان براي آزادي عقيده و بيان- به مجموعه آزاد اندیشانی
بپیوندید که با مدد گرفتن از ابزار فکر و قلم قصد دارند از طریق افشای
ماهیت پوشالین جلادان اندیشه و انعکاس گسترده اثرات مخرب افکار تاریک
شان، افکار عمومی را بیش از پیش آگاه نمائید.
به امید ایرانی آزاد و سبز و
بدور از سرکوب و خفقان- كانون حقوق بشر جمعیت «الياسين»”
۳۶-بازداشت
خانم شباب حسامی- همسر پیمان فتاحی (رهبر جمعیت ال یاسین)
روز گذشته
۱۶/۳/۸۸
دایره مذاهب وزارت اطلاعات، خانم شباب حسامی – نویسنده و سردبیر
سرشناس- را طی یک اقدام فریبکارانه، به بهانه اجازه ملاقات با همسر
خود به دادگاه انقلاب فراخوانده و سپس دستگیر کردند.این بازداشت غیر
قانونی در حالی صورت گرفت که اوضاع جسمانی خانم شباب حسامی نامساعد
بوده و نتایج آزمایشات ایشان در روزهای گذشته، از وجود یک توده مشکوک
در ناحیه شکم خبر داده که بنابر نظر پزشک قرار بر جراحی فوری ایشان
بود.
گفتنی است خانم شباب حسامی
سومین قربانی این خانواده می باشد و اکنون دو فرزند خردسال یک و چهار
ساله ایشان بدون والدین خود در شرایط وخیم روحی بسر می برند.
۳۷-
اعتصاب غذای نمایندگان
اعضای شورای عمومی جمعیت ال یاسین
از امروز 19-3-88، جمعی از
نمایندگان اعضای شورای عمومی جمعیت ال یاسین در اعتراض به بیش از 11
ماه حبس در سلول انفرادی و شکنجه های جسمی و روحی استاد ایلیا (پیمان
فتاحی) – رهبر جمعیت ال یاسین - در محل مرقد امام دست به روزه مستمر
(اعتصاب غذا) زدند. شرکت کنندگان که تا این لحظه به بیش از دویست نفر
رسیده اند در تجمع خود با در دست داشتن پلاکاردهایی با عنوان "ما
خواستار رسیدگی فوری پزشکی به وضعیت جسمانی استاد ایلیا هستیم"،"ما
خواستار پایان شکنجه جسمانی و روحی استاد ایلیا هستیم"و"آقای شاهرودی
آیا فرمان هشت ماده ای امام فراموش شده است ؟"اعتراض خود را به بازداشت
ها، شکنجه ها و رفتارهای غیر قانونی دایره مذاهب وزارت اطلاعات و شدت
گرفتن حملات وتخريبهاي مطبوعاتي و رسانه اي بر علیه استاد ایلیا (پیمان
فتاحی) و اعضای جمعیت ال یاسین اعلام نمودند. شرکت کنندگان مصرانه
خواستار دخالت مستقیم رهبری در پرونده استاد ایلیا (پیمان فتاحی) و
جمعیت ال یاسین در پایان بخشیدن به ظلم ها و بی عدالتی های آشکار دایره
مذاهب وزارت اطلاعات بر علیه این جمعیت و رهبر و اعضای دربند آن شدند.
بیانیه اعضای شورای مرکزی
جمعیت ال یاسین در رابطه با این اقدام اعتراض آمیز در ادامه آمده است:
بنام حقيقت و آزادي
بيانيه شوراي عمومي جمعیت ال
یاسین
ما نمایندگان شوراي عمومي
جمعیت ال یاسین؛
در اعتراض به دو سال ظلم،
بیعدالتی و تحریف در حق استاد ايليا (پيمان فتاحي) و جمعيت ال ياسين؛
در اعتراض به قريب به يك سال
زندان انفرادي استاد ايليا كه باعث مشكلات تنفسي جدي براي ايشان شده؛
در اعتراض به ماهها شكنجه و
انواع فشارهاي روحي و جسمي بر ايشان ، خانواده ايشان و ديگر همراهانمان
در جمعيت ال ياسين ؛
در اعتراض به انواع حملات
وتخريبهاي مطبوعاتي و رسانه اي كه اخيرا شدت و گستردگي بيشتري گرفته
است؛ از امروز اقدام به اعتصاب غذا میکنیم.
ما اعضاي جمعيت ال ياسين بعد
از صدها نامه و درخواست و پيگيريهاي مكرر از مسئولين كشور كه متاسفانه
به هيچ اقدام مثبتي منجر نشد، تصميم گرفتيم براي اعلام خواسته مان مبني
بر آزادي سريع ايشان، انجام معاينات پزشكي توسط تيم پزشكي مجرب ، آزادي
ديگر اعضاي دستگير شده و رسيدگي عادلانه به پرونده اینگونه عمل کنیم.
ما ادامه زنداني بودن استاد
ايليا را عملي فاقد هر توجيه حقوقي يا انساني ميدانيم و از مقام معظم
رهبري جمهوري اسلامي ایران خواستاريم با آزاد كردن ايشان به اين فضاي
مشكوك درباره پرونده ايشان و مشكلات ايجاد شده جسمي در مدت زنداني شان
پايان دهند.
ما بر اين درخواست خود مصريم و
تحقق ان را حق مسلم خود ميدانيم و آن را با اعتصاب غذای خود از تاريخ
19/3/88 به همه اعلام ميكنيم.
یاری از خداوند و پیروزی نزدیک
است
جمعي از نمايندگان شوراي عمومي
جمعيت الياسين
۱۳۸۸.۳.۱۹
۳۸-
محاکمه وکیل مدافع استاد
ایلیا (پیمان فتاحی)
وکیل مدافع استاد ایلیا در
روز شنبه مورخ 23 خرداد ماه به اتهام نشر اکاذیب و افترا به وزارت
اطلاعات در دادگاه جزایی محاکمه می شوند. خانم شیرین عبادی وکالت ایشان
را در دادگاه بر عهده گرفته اند. یادآور می شود که ایشان اعلام کرده
بودند که مدرکی علیه موکلین ایشان غیر از اقاریر تحت فشار بازجویان
وزارت اطلاعات در دست نیست، لذا موکلین ایشان باید تبرئه شوند. خانم
عبادی تاکید فرمودند که محاکمه ایشان در این مورد کاملا غیر قانونی است
زیرا وکیل هنگام دفاع از همان مصونیت و احترامی برخوردار است که قاضی
هنگام قضاوت و اقاریری که تحت فشار صورت بگیرد به هیچ وجه ارزش قضایی
ندارد.
۱۳۸۸.۳.۲۲
۳۹-
قرنطینه سازی اعتصاب
کنندگان جمعیت ال یاسین پس از وقوع انفجار بمب در مرقد امام خمینی
در پی بمب گذاری مشکوک در
مرقد امام خمینی، نزدیک به 200 نفر از اعتصاب کنندگان جمعیت ال یاسین
که دوازدهمین روز اعتصاب غذا را سپری می کنند، در داخل حرم قرنطینه شده
و اجازه خروج به آنها داده نمی شود. شنیده ها حاکی از آن است که هم
اکنون درهای ورود و خروج مرقد امام خمینی، پلمپ شده است و در حالیکه
امنیت کامل به محوطه داخلی حرم بازنگشته است، ماموران امنیتی اعتصاب
کنندگان را محبوس کرده و حتی امکان استفاده از سرویس های بهداشتی را از
آنان سلب نموده اند.از سوی دیگر ماموران امنیتی در حال آماده سازی
شرایط، جهت بازداشت دسته جمعی اعتصاب کنندگان این جمعیت می باشند.لازم
به ذکر است که پیش از این احتمال وقوع بمب گذاری های متعدد از سوی
خبرگزاری های وابسته به دولت پیش بینی شده بود و در هفته گذشته در حرم
امام خمینی نیز ماموران امنیتی با انتشار شایعه بمب گذاری در حرم توسط
اعتصاب کنندگان، درها را بسته و تمام زائران را از حرم خارج ساخته و پس
از محاصره چندین ساعته، قصد دستگیری تعدادی از اعتصاب کنندگان ال یاسین
را داشتند که به علت مقاومت شدید حاضران و سردادن شعارهای الله اکبر و
لا اله الا الله با شکست روبرو شدند.۱۳۸۸.۳.۳۰
گزارش نقض حقوق اقوام وملل
سه ماه اول 1388
شهریار ایازی
همانطور که میدانیم ایران کشوری است که اقوام ساکن این حوزه جغرافیائی
در طول تاریخ و بخصوص طی صد سال اخیر و بشدیدترین شیوه سرکوب شده اند .
کشور ایران با جمعیتی در حدود 71 میلیون نفر دارای اقوام ترک ، کرد ،
عرب ، بلوچ و ترکمن و چندین آئین و مذهب مختلف میباشد ، که رویهم رفته
جمعیتی بیش از 60 درصد ساکنان ایران را تشکیل میدهند اما متاسفانه
هیچکدام از این اقوام دارای ابتدائی ترین حقوق شهروندی نیستند بلکه این
اقوام بعلت نژاد و زبان و حتی دین و مذهب خود مورد تبعیض و سرکوب قرار
میگیرند .
این
گزارش در محدوده ماده 12 اعلامیه جهانی حقوق بشر بوده و موارد نقض
آزادی اقوام ایرانی میباشد که تنها بازگو کننده خش ناچیزی از
رویدادهائی است که توسط حکومت استبدادی دینی نادیده گرفته میشود . به
امید اینکه اینگونه آمارها در ایران عزیزمان نباشد .
|
18
مورد |
قل
شهروندان بوسیله مامورین |
|
5
مورد |
اعدام |
|
11
مورد |
احضار فعال سیاسی به دادگاه |
|
2
مورد |
محرومیت دانشجو از تحصیل |
|
4
مورد |
تبعید زندانی |
|
1
مورد |
مرگ زندانی |
|
5
مورد |
محکومیت به زندان بیش از 10 سال |
|
2
مورد |
تهدید از طرف مامورین |
|
252 مورد |
دستگیری شهروندان |
|
10
مورد |
محکومیت به اعدام |
|
2
مورد |
انفجار مین موجب به نقض عضو |
|
1
مورد |
انفجار مین موجب به فوت |
|
1
مورد |
سنگسار |
|
7
مورد |
محکوم به شلاق |
|
3
مورد |
لغو حکم اعدام |
|
76
مورد |
شکنجه توسط مامورین در بازداشتگاهها |
|
16
مورد |
احظار فعالین کارگری به دادگاه |
|
17
مورد |
بازداشت فعالان حقوق بشر |
|
4
مورد |
بی
خبری از زندانیان سیاسی |
|
2
مورد |
دوضعیت خطرناک جسمی زندانی در بند |
|
133 مورد |
بازداشت فعال کارگری |
|
کارگران تراکتور سازی کردستان |
اخراج کارگر از کارخانه |
|
6
مورد |
مجروح شدن شهروندان بوسیه مامورین |
|
5
مورد |
حکم زندانی برای دانشجویان |
|
1
مورد |
زندانی محکوم به جزای نقدی |
|
66
مورد |
بازداشت فعال سیاسی |
|
1
مورد |
استمداد والدین زندانی به مجامع حقوق بشری |
|
2
مورد |
تبعید معلم به استان های دیگر |
|
15
مورد |
حکم زندانی برای فعال سیاسی |
|
1
مورد |
آزادی فعال کارگری از زندان |
|
1
مورد |
محکوم به اعدام فعال سیاسی |
|
2
مورد |
معلمین احضار شده به دادگاه |
|
3
مورد |
ممنوعیت دفن و مراسم |
|
2
مورد |
فعال کارگری محکوم به زندان |
|
1
مورد |
پیام زندانی حقوق بشری از زندان |
|
3
مورد |
قتل مشکوک فعال سیاسی |
|
7مورد |
زندانی آزاد شده با قرار وثیقه |
|
5مورد |
خودکشی شهروندان از فقر |
|
3مورد |
بازداشت فعال فرهنگی |
|
2مورد |
بازداشت فعال زنان |
|
2مورد |
بازداشت روزنامه نگار |
|
1
مورد |
نویسنده محکوم به زندان |
|
1
مورد |
فعال حقوق زنان محکوم به زندان |
|
5
مورد |
اذیت و آزار کودکان توسط مامورین |
|
1
مورد |
حکم زندان فعال کارگری |
گزارش کمیته
زنان خرداد ماه 1388
مهناز خزائی
ضمن عرض تسلیت به
خانواده هائی که عزیزان خود را از دست داده اند ، و با آرزوی داشتن
ایرانی آزاد گزارش و عملکرد کمیته زنان در ماه آتی را به اطلاع اعضاء
محترم کانون میرسانم.
1- کنترل ایمیل
آدرس و پاسخ به ایمیل ها و درج اخبار مربوط به فعالیت زنان در وبلاگ
این کمیته.
2- صدور فراخوانی
در رابطه به حوادث اخیر که زنان ایرانی مانند همیشه پیشقدم در صحنه ها
بوده اند، در این فراخوان تصویر ها خود گویای میباشند.
3- ارتباط با
سازمانهای مربوط به فعالین زن به خصوص ارتباط با اعضاء و فعالین کمپین
یک میلیون امضاء و در جریان قرار گرفتن حوادث اخیر در رابطه با امور
زنان در ایران.
4_ پی گیری اخبارو
انتشار مربوط به زنان و حضور گسترده شان در صحنه و اطلاع رسانی نقض
حقوق بشر در ایران به جهانیان.
5_
شرکت در جلسه ماهیانه پالتاک کانون دفاع از حقوق بشر در ایران و ارائه
گزارش عملکرد این کمیته.
6_امضاء
و حمایت کمیته زنان کانون دفاع از حقوق بشر در بیانیه ای که از طرف
کمپین یک ملیون امضاء تهیه شده است در رابطه با
(به
سرکوب زنان و مردان ايران پايان دهيد، کليه بازداشت شدگان را آزاد کنيد
)
گزارشی کوتاه
از نقض حقوق زنان درخرداد ماه 1388
مهناز خزائی
اخبار مربوط به
اعتراضات مردمی پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری:به دلیل
تقلبات گسترده و سازماندهی شده در انتخابات ریاست جمهوری، مردم ایران
در شهرهای مختلف اقدام به راهپیمایی و تظاهرات نمودند، اما اعتراضات
آرام و مسالمت آمیز مردم توسط بسیج، نیروی انتظامی، سپاه پاسداران و
ماموران امنیتی لباس شخصی به خاک و خون کشیده شد. سانسور شدید، حاکم
شدن فضای امنیتی، دستگیر کردن روزنامه نگاران، دانشجویان، وبلاگ
نویسان، فعالان حقوق بشر، هک کردن و فیلتر نمودن سایتهای خبری، قطع
کردن ارسال پیامک، ایجاد اختلال در تلفن های همراه، محدود کردن و اخراج
خبرنگاران خبرگزاریهای بین المللی باعث شده تا آمار دقیقی از کشته ها،
مجروحین و بازداشت شدگان اعتراضات مردمی در دست نباشد. برای نمونه
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با انتشار بیانیه ای اعلام کرده:
هزاران تن از مردم، صدها تن از فعالین سیاسی دستگیر و تعداد زیادی از
هموطنان کشته شده اند.
ندا آقا سلطان
دانشجو 27 ساله روز شنبه 30 خرداد بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی در
خیابان امیر آباد تهران کشته شد و عصر یکشنبه در بهشت زهرا دفن گردید
صديقه كشفي 40
ساله اصابت گلوله به پا در خيابان اسكندري زخمی شده
ثريا محسنی 42
ساله، شكستگی سر به علت اصابت باتوم در خيابان انقلاب زخمی شده
الهه يميني 27
ساله اصابت گلوله به شكم در خيابان كاوه زخمي شدـ هما جوادي 46 ساله در
رفتگي فك به علت اصابت باتوم در كارگر شمالي ندا معصومی 31 ساله اصابت
باتوم به صورت و شكستگی بينی در خيابان جمهوری زخمی شده
شیوا نظرآهاری
وبلاگ نویس، عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر و دانشجوی ستاره دار محروم
از تحصیل در محل کار خود توسط نیروهای اطلاعاتی بازداشت شد
لیلا اسفاری و
علیرضا بابالو دانشجویان دانشگاه زنجان توسط مامورین امنیتی بازداشت
شدند
مهسا امر آبادی
خبرنگار روزنامه اعتماد ملی، عبدالرضا تاجیک روزنامه نگار و فعال حقوق
بشر و جهانبخش خانجانی عضو کارگزاران ایران توسط نیروهای امنیتی
بازداشت شدند
فائزه هاشمی
رفسنجانی به همراه دخترش مونا لاهوتی، فریده هاشمی نژاد همسر حسین
مرعشی به همراه دخترش طاهره مرعشی و خواهر زن مرعشی که بدستور مقامات
قضایی توسط مامورین امنیتی بازداشت شده بودند پس از 24 ساعت آزاد
شدند. هانیه یوسیفان عضو ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در شیراز و
خواهر رضا یوسفیان نماینده شیراز در مجلس ششم توسط نیروهای امنیتی
بازداشت شد
ژیلا بنی یعقوب و
همسرش بهمن احمدی امویی نیمه شب توسط مامورین امنیتی بازداشت شدند. از
سرنوشت این دو روزنامه نگار هیچ اطلاعی در دست نیست.
انجمن بین المللی
جامعه شناسان بدون مرز با انتشار بیانیه ای اعلام کردند: ما تمامی
روشهایی را که حکومت اسلامی ایران برای نادیده گرفتن و دستکاری
انتخابات انتخابات ریاست جمهوری بکار برده است را مردود می شماریم. در
این بیانیه امده است: پس از روز انتخابات تا کنون دهها هزار جوان
ایرانی اعم از دختر و پسر توسط نیروهای پلیس و امنیتی مورد سرکوب شدید
قرار گرفته، بسیاری بازداشت شده و حتی تعدادی به قتل رسیده اند. نظام
انتخابات ایران فاقد یک ساختار دمکراتیک قابل قبول است. اکثریت احزاب
از فعالیت آزاد محروم هستند. انجمن بین المللی جامعه شناسان بدون مرز
حق ملت ایران برای عدالت را مهر تائید زده و نتایج انتخابات دروغین
ریاست جمهوری را مردود اعلام می کند. ما از تمامی نهادهای مدنی،سازمان
های غیر دولتی و کمپین های بین المللی دفاع از حقوق بشر دعوت می کنیم
از حقوق ملت ایران دفاع کرده و از برگزاری مجدد یک انتخابات سالم و
قانونی حمایت کنند در این میان دانشجویان، فعالین زنان، حقوقدانان و
افرادی که به اقلیت های قومی و مذهبی تعلق دارند بطور خاص آسیب
دیدند.مونا سالین رهبر حزب سوسیال دمکرات سوئد بزرگترین حزب سوئد در
رابطه با انتخابات ریاست جمهوری در ایران با انتشار بیانیه ای اعلام
کرد : انتخابات ریاست جمهوری به طور آزاد و عادلانه حق مردم ایران است.
البته هر انتخاباتی در چارچوب فعلی همیشه زیر سوال است. ایران باید از
جامعه جهانی دعوت کند تا تقلب انتخاباتی ریاست جمهوری را مورد بررسی
قرار دهد. خشونت علیه تظاهرکنندگان و تعقیب دگر اندیشان می بایست بی
درنگ متوقف شود.
خانم ناوی پیلای
کمیسریای عالی حقوق بشر سازمان ملل با انتشار بیانیه ای ضمن هشدار نسبت
به وخامت وضع در ایران از دولت جمهوری اسلامی تا نیروهای بسیج را که به
خشونت علیه معترضان به انتخابات متهم هستند، کنترل کند. خانم پیلای از
افزایش دستگیری فعالان حقوق بشر و اعضای اپوزیسیون که از هفته پیش یعنی
از زمان آغاز اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات بازداشت شده اند ابراز
نگرانی کرد و ازمقامات ایرانی خواست قانون را رعایت کنند. کمیسر عالی
حقوق بشر سازمان ملل متحد در این بیانیه اشاره می کند که این مسئولیت
دولت ایران است که تضمین کند که اعضای بسیج و نیروهای انتظامی و امنیتی
به اعمال غیرقانونی و خشونت متوسل نشوند
مهدیه گلرو
دانشجوی محروم از تحصیل دانشگاه علامه طباطبایی تهران به معاونت امنیت
دادگاه انقلاب احضار شد. سایتهای " تغییر برای برابری "وابسته به کمپین
یک میلیون امضاء،فیلتر شدند.
خانم صبا آذر پیک
خبرنگار روزنامه اعتماد در حوزه مجلس به اتهام توهین به مقام ارشد نظام
سیاسی تشویش اذهان عمومی، نشر اکاذیب، سیلی زدن به پلیس، تمرد از دستور
پلیس و توهین به پلیس مورد بازجویی قرار گرفت و با قرار وثیقه 10
میلیون تومانی آزاد شد. نامبرده در اردیبهشت امسال گزارشی از ضربو شتم
و بازداشت خود از سوی گشت ارشاد در روزنامه اعتماد منتشر کرد و از
نیروهای انتظامی شکایت کرد، اما به جای رسیدگی به این شکایت، وی مورد
بازجویی قرار گرفت.
خانم زری نارویی
توسط مامورین اداره اطلاعات زاهدان بازداشت شد. همسر نامبرده بنام ذبیح
الله نارویی دو هفته پیش در زاهدان اعدام شد.
سیما دیدار فعال
فرهنگی آذربایجانی، مدیر مسئول سابق نشریه دانشجویی " یاشماق " و همسر
مهندس علیرضا فرشی از بازداشت شدگان تجمع اعتراض اول خرداد، بدستور قوه
قضائیه بازداشت شد.
نازیلا دشتی مادر
زندانیان سیاسی هود و حامد یازرلو به جرم سفر قانونی به عراق جهت دیدار
با اقوام اش در قرارگاه اشرف در دادگاه انقلاب و با تایید دادگاه تجدید
نظر به 3 سال حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده بازداشت و به بند زنان
زندان اوین منتقل گردید. در حال حاضر یه تن از اعضای خانواده یازرلو در
زندان و بازداشت بسر می برند و تنها فرد خانواده دکتر هانی یازرلو از
زندانیان سیاسی سابق تحت فشار مضاعفی پیگیر وضعیت اعضای خانواده خود
است.
معصومه منصوری
دانشجوی علوم کامپیوتر دانشگاه امیرکبیر به اتهام محاربه در شعبه 15
دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به 10 سال زندان و تبعید به
زندان قزل حصار محکوم شد. پدر نامبرده محمدعلی منصوری بدلیل شرکت در
مراسم نوزدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی در سال 1367 در دادگاه
انقلاب به 17 سال حبس و تبعید به زندان گوهردشت بسر می برد.
مهسا نادری 19
ساله، حامد یارزلو 27 ساله، حسن ترلانی 22 ساله دانشجویان بازداشت شده
در دوم اسفند به همراه فاطمه ضیائی 52 ساله خانه دار پس از تحمل 112
روز بازداشت در بند 209 زندان اوین قرار است به اتهام محاربه، تبلیغ
علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی در شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران
محاکمه شوند.
روناک صفارزاده دانشجوی زندانی و
عضو کمپین یک میلیون امضاء که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در دادگاه
انقلاب سنندج به 6 سال زندانمحکوم شده، بدستور امجدی دادستان کل استان
کردستان در زندان مورد ضرب وشتم قرار گرفت. هفته قبل نیر بر اثر ضرب
وشتم ماموران زن زندان مرکزی سنندج انگشتان پای این زندانی سیاسی شکسته
شده بود. نامبرده از 20 ماه پیش در زندان بسر می برد.
مقامات زندان اوین با مرخصی
عالیه اقدام دوست فعال حقوق زنان مخالفت کردند، وی تاکنون 4 بار
درخواست مرخصی نموده است ولی تاکنون جوابی دریافت نکرده است. مسئولان
زندان از پذیرش داروهای و لباسهای نامبرده خودداری می کنند. عالیه
اقدام دوست فعال حقوق زنان به 3 سال زندان محکوم شده و از 12 بهمن در
زندان بسر می برد. نازی اسکویی مدیر نشر دیگر و فعال حوزه زنان در دوم
خرداد در شعبه 2 بازپرسی امنیت دادگاه انقلاب و در نهم خرداد در وزارت
اطلاعات مورد بازجویی قرار گرفت. دفتر و منزل وی در روز 28 اردیبهشت
توسط ماموران امنیتی مورد بازرسی قرار گرفت، کیس های کامپیوترها، تلفن
های همراه، اسناد مالی و ملکی توقیف گردید. همچنین کارکنان نشر دیگر به
دادگاه احضار شدند.
ـ جلوه جواهری از فعالین کمپین
یک میلیون امضاء که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، تجمع و تبانی به
قصد برهم زدن امنیت کشور دستگیر شده بود پس از تحمل 37 روز بازداشت
موقت و اتمام بازجویی ها با قرار کفالت 100 میلیون تومانی از زندان
آزاد شد.
ناهید کشاورز فعال کمپین یک
میلیون امضاء به اتهام اقدام علیه امنیت کشور از طریق اجتماع و تبانی
به قصد برهم زدن امنیت کشور و اقدام علیه امنیت کشور از طریق فعالیت
تبلیغی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی در شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران
به ریاست قاضی محمد مقیسه به 3 سال حبس تعلیقی محکوم گردید.
مهناز اکبر تهرانی 22 ساله به
علت شکنجه های شدید پاسداران در سلول انفرادی بند 7 زندان گوهردشت
خودکشی کرد و جان باخت. زنان زندانی که به سلول انفرادی منتقل می شوند،
در روز از یک جیره غذایی برخوردار هستند و آنها را در گرسنگی مفرط قرار
می دهند. همچنین در طی 24 ساعت 2 بار امکان استفاده از دستشویی دارند و
به مدت طولانی امکان استفاده از حمام را ندارند. ناهید 30 ساله به
اتهام قتل همسرش علی. ک 35 ساله به حکم دادگاه کیفری شیراز و با تایید
شعبه 27 دیوان عالی کشور به اعدام محکوم شد.
شهلا جاهد به اتهام قتل فاطمه
سحرخیزان به حکم شعبه 1147 دادگاه کیفری مجتمع قضایی بعثت و با تایید
شعبه 20 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد.
افسانه رحمانی 30 ساله به جرم همسر کشی به اعدام و به جرم زنای محصنه
به سنگسار محکوم شده بود، با تایید دیوانعالی کشور در زندان عادل آباد
به دار آویخته شد. غلامحسین رئیسی وکیل افسانه گفت : اجرای حکم موکلم
به دفتر من ابلاغ نشده بود و با اینکه از تایید حکم و داشتن استیذان آن
مطلع بودم اما با توجه به تلاش هایی که برای جلب رضایت از صاحبان خون
صورت گرفته بود، انتظار داشتیم که در اجرای حکم تعجیل نشود.
ابتدای صفحه |
بازگشت
|