|
ضرب و شتم چندین ساعته دانشجویان ربوده شده کوی دانشگاه
در زیرزمین وزارت کشور
با گذشت چند روز از حمله وحشیانه
نیروهای سازماندهای شده به کوی دانشگاه تهران، ابعاد این فاجعه و نقش
نیروهای امنیتی در این ماجرا بیش از پیش در حال مشخص شدن است. تعدادی
از دانشجویان آزاد شده کوی دانشگاه تهران اعلام کردند که در بامداد
دوشنبه افراد لباس شخصی که به انواع سلاح های سرد و گرم مجهز بودند، پس
از اعمال جنایاتی وحشتناک در حق دانشجویان و تخریب تمامی اتاق ها و
وسایل، بیش از ۵۰ دانشجو را نیز بازداشت کرده و به زیر زمین ساختمان
وزارت کشور منتقل کردند.بنابر گفته دانشجویان آنها برای ساعت ها در زیر
زمین وزارت کشور مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفتند. شکنجه دانشجویان
در زیر زمین وزرات کشور در حالی صورت گرفت که بسیاری از دانشجویان بر
اثر حملات در کوی دانشگاه زخمی شده و دچاری خونریزی های شدید بودند.به
گزارش خبرنامه امیرکبیر بنابر شهادت دانشجویان، نیروهای سازماندهی شده
لباس شخصی با همکاری کامل نیروهای انتظامی وارد کوی دانشگاه شدند. یکی
از دانشجویان در همین زمینه گفت: «مهاجمان هیچ نیازی به پوشیدن چهره ها
و پنهان کردن هویتشان نداشتند. انگار پشتشان خیلی محکم است. با همکاری
و همراهی پلیس ضد شورش وارد کوی شدند و هر کاری که خواستند کردند.»این
اقدام وحشیانه بر علیه دانشجویان در حالی صورت گرفت که وزارت علوم با
تاخیر ۲ روزه و پس از غیر قابل کتمان شدن این فاجعه، بیانیه ای صادر
کرده و این حملات را محکوم کرد.
ابعاد فاجعه صورت گرفته بر علیه
دانشجویان کوی دانشگاه در بامداد دوشنبه ۲۵ خردادماه به مراتب وسیع تر
و دردناک تر از فاجعه کوی دانشگاه در ۱۸ تیر سال ۷۸ است.لازم به ذکر
است تاکنون نه تنها وزارت کشور و اطلاعات و مسئولین نیروی انتظامی هیچ
گونه پاسخی در مورد این جنایات صورت گرفته توسط نیروهای سازمان دهی شده
لباس شخصی نداده اند، بلکه نهادهایی همچون بسیج هم این جنایات را محکوم
نکردند.
گزارشگران بدون : ایران دومین زندان بزرگ روزنامه
نگاران در جهان
گزارشگران بدون مرز نگرانی عمیق
خود را از وضعیت آزادی بیان در ایران اعلام می کند. یک هفته پس از
برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و تائید مجدد " پیروزی" محمود احمدی
نژاد از سوی رهبر جمهوری اسلامی ایت اله علی خامنه ای در روز جمعه ٢٩
خرداد خطر وخیم شدن وضعیت حقوق بشر در کشور بیشتر شده است. در همین روز
گزارشگران بدون مرز با ارسال نامه ای به ٢٧ رئیس جمهور و رئیس دولت
کشورهای اتحادیه اروپا بر خواست خود مبنی بر به رسمیت نشناختن نتایج
انتخابات و "پیروزی" احمدی نژاد تاکید کرد. " اگر محمود احمدی نژاد
موافق آزادی بیان نیست، باید او را مجبور به پذیرش ان کرد. اعتراض
روشن و صریح رهبران کشورهای اروپایی به نتایج انتخابات می تواند او را
وادار به تامل در این باره کند. مسئله استراتژیک هسته ای نباید بهانه
ای برای سکوت باشد. وقت اظهار نظرهای شرمگینانه و محتاطانه گذشته است.
" " اتحادیه اروپا و دولت های عضو نباید در دفاع از آزادی بیان عقب
نشینی کنند. اگر این مضحکه به اسم انتخابات در این قاره برگزار می شد,
هیچ دولتی نتایج آن را نمی پذیرفت، در مورد ایران هم باید چنین عمل
کرد. به رسمیت شناختن نتایج این انتخابات از پشت خنجر زدن به شهروندان
ایرانی است که باور داشتند با ورقه های رای می توانند سرنوشت شان
تغییر دهند. " همزمان با سخنان رهبر جمهوری اسلامی در روز جمعه ٢٩
خرداد کمسیر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد فراخواند تا به تعهدات بین
المللی خود در امر رعایت حقوق بشر عمل کنند، از جمله میثاق بین المللی
حقوق مدنی و سیاسی که ایران امضا کننده است. گزارشگران بدون مرز تائید
می کند که دست کم ١٨ روزنامه نگار از روز شنبه ٢٣ خرداد بازداشت شده
اند. از سرنوشت دهها روزنامه نگار دیگر اطلاعی در سراسر کشور در دست
نیست.
تا پیش از انتخابات در ایران ١٢
روز نامه نگار در ایران در زندان بسر می بردند. و جمهوری اسلامی
بزرگترین زندان روزنامه نگاران در خاورمیانه برای روزنامه نگاران بود.
امروز جمهوری اسلامی با ٣٠ روزنامه نگار زندانی بعد از چین دومین
زندان بزرگ روزنامه نگاران در جهان است. بنا بر اطلاعاتی که بدست ما
رسیده است روزنامه نگاران و فعالان سیاسی بازداشت شده در بند ٢٠٩ زندان
اوین برای اعتراف تلویزیونی به " سازماندهی انقلاب مخملی " شدیدا زیر
فشار شکنجه قرار دارند.
اسامی روزنامه نگاران دستگیر شده
از تاریخ ٢٣ خرداد ١٣٦٤
تهران : عبدالرضا تاجیک، مهسا
امرآبادی، احمد زیدآبادی ،کیوان صمیمی بهبهانی،بهزاد باشو، سید خلیل
میراشرفی، سمیه توحیدلو ،محمد عطریانفر، سعید حجاریان،محمد علی
ابطحی،سعید لیلاز ،
مشهد : روح اله شهوار
بوشهر : ماشالله حیدر زاده،
حمیده ماحوزی، امان الله شجاعی، حسین شکوهی
رشت : مجتبا میرمحسن
داریم شما را میبریم کشتارگاه
خبر میرسد که محمد علی ابطحی،
معاون سابق خاتمی و مشاور مهدی کروبی هم روز سهشنبه، دستگیر شده است.
سعید حجاریان و چند نفر دیگر در لیستی هستند که به دستگیری آنها اشاره
میشود.اما از آن طرف، در شهرستانها اعتراضات به قوت خود باقی است .
حتا در شهرستانهایی که به نظر میرسد آرای طرفداران آقای احمدینژاد
کم هم نبوده است. یکی از آنها، شهرستان بابلسر است.بعد از ظهر روز
سهشنبه، تعداد زیادی از دانشجویان بابلسری دستگیر شدهاند. این
دانشجویان که در محل پردیس دانشگاه مازندران متحصن بودند، توسط گروهی
لباس شخصی دستگیر شدند. تحصنی که گویا با شرکت هزار نفر برگزار شده
است.خبرهای رسیده حاکی از آن است که نیروهای گارد ویژه و انصار دانشگاه
را محاصره کرده و نیروهای لباس شخصی، مستقیما با فرماندهی بسیج بابلسر،
به دانشجویان حمله کرده اند.به هرحال تا زمانی که خبرها به دست ما
رسیده است، چهارصد دانشجو در این دانشگاه محبوس بودهاند. گروهی از
دانشجویان که دستگیر و به خارج منتقل شدهاند، از تهدید بینصیب
نماندهاند. یکی از دانشجویان حاضر در محل دانشگاه پردیس مازندران،
میگوید:
در اعتراض به مخدوش بودن آرای
انتخابات ریاست جمهوری، دیروز دانشجویان دانشگاه مازندران، تحصنی را با
جمعیتی حدود سه هزار نفر برگزار کردند. امتحانات دیروز را هم دوستان ما
با همدلی دانشجویان، لغو کردند. حدود ساعت یک و نیم بعدازظهر نیروهای
لباس شخصی اطراف دانشگاه را کاملا محاصره کردند و اجازه ورود و خروج
هیچ دانشجویی را به دانشگاه نمیدادند. این نیروها، حتا دانشجویانی را
هم که در این تحصن حضور نداشتند، به شدت مورد ضرب و شتم قرار میدادند.
با کابل، چماق و قمههای خیلی بزرگ به سر و صورت دانشجویان افتاده
بودند. ما زخمیهای زیادی را دیروز داشتیم.نیروی انتظامی هم متاسفانه،
این صحنهها را فقط مشاهده میکرد. اصلا به کمک دانشجویان نمیآمد و
بیشتر از دور نظارهگر بود.تا این که ما توانستیم عدهی زیادی از
دانشجویان را حوالی ساعت هشت شب ضمن ضرب و شتمها، از دانشگاه بیرون
ببریم. اما حدود سیصد دانشجو در دانشگاه ماندند. صد نفر از این سیصد
دانشجو، با اتوبوس به کلانتری شمارهی ۱۱ بابلسر انتقال داده شدند.در
حین این که این دانشجویان با اسکورت نیروی انتظامی منتقل میشدند، باز
هم اتوبوسهای آنان مورد حملهی لباس شخصیها قرار گرفت. با یکی از
دوستان که تلفنی تماس داشتیم، میگفت که اینها با فریاد به ما
میگویند: «داریم شما را میبریم کشتارگاه».الان جو رعب و وحشت بسیار
زیادی حتا سطح شهرستان بابلسر را فرا گرفته است. ریاست دانشگاه
مازندران، آقای علیزاده، یک لیست بیست و یک نفره را به ادارهی آموزش
دانشگاه داده است که از آنان امتحان گرفته نشود. پانزده، شانزده نفر از
این لیست، در بازداشت نیروی انتظامی هستند. اعتراضات در بابلسر از کی
شروع شده است؟ آیا مثل تهران از روز بعد از انتخابات آغاز شده است؟
دانشگاه مازندران اگرچه
بزرگترین دانشگاه استان است، اما خود بابلسر شهرستان کوچکی است.
خیابانهای بابلسر توسط گاردهای امنیتی و یگانهای ویژهی نیروی
انتظامی کاملا بسته شده بود. نیروهای بسیار زیادی را در سطح شهر
میدیدیم، اما از تظاهرات یا تجمع در درون بابلسر خبری نبود.. اما
دانشگاه، دو روز بود که جو ملتهبی را طی میکرد و دانشجویان تحصن کرده
بودند. یکی از شهروندان بابلسر در مورد جو فعلی این شهر، چنین میگوید:
بابلسر در چند روز گذشته، جو
ملتهبی را داشته است. نیروهای گارد و لباس شخصیها میدان شهربانی و
میدان گل را محاصره کرده بودند. خیابانی که منتهی به دانشگاه علوم پایه
میشود، خیابان بنبستی است که یک سر آن نیروهای انتظامی ایستاده بودند
و اجازه نمیدادند هیچ کسی وارد آن خیابان شود. فقط موتورهای انصار
حزبالله و لباس شخصیها که صورتهای خود را پوشانده بودند و شلنگ در
دست داشتند، اجازهی ورود به آنجا را داشتند.دانشجویان اجازهی ورود
و خروج به دانشگاه را نداشتند. هرکدام هم که میخواستند بیرون بیایند،
با کتک مواجه میشدند. آنطور که از منابع خیلی موثق شنیدم، یک هیأت
چند نفره از اساتید دانشگاه قرار است که اظهار ناامنی کنند، یعنی به
مسئولین اعلام کنند که دانشجویان امنیت ندارند. اشاره میکنید که افراد
لباس شخصی به دانشجویان حمله میکردند. این لباس شخصیها عوامل نظامی
انتظامی بودند که با لباس شخصی حمله میکردند یا عوامل فعال مانند بسیج
و …؟
قاعدتا نباید نیروی انتظامی
باشند. چون سن اکثر آنها خیلی پایین بود و از بسیج یا جاهای دیگر
مامور شده بودند. از افرادی هستند که در بابلسر شناخته شده هستند.
مردم آنها را میشناسند.مردم
از این صحنههایی که میبینند، اظهار ناراحتی میکنند. الان در شهر رعب
و وحشت ایجاد شده است.واقعیتاش، بابلسر شهر خاصی است، اصلا کلا استان
مازندران، با استانهای دیگر مقداری تفاوت دارد. اکثراً، نیروهای
محافظهکاری هستند. اعتراضی در سطح شهر دیده نمیشود و نیروهای دانشجو
بیشتر در شهر فعال هستند.
دولت کودتا جنازه "شهدای" کوی دانشگاه را دفن کرد26
خرداد 1388

کوی دانشگاه تهران
به گزارش خبرنگار بامداد خبر
به نقل از خانواده یکی از شهدای کوی دانشگاه، حکومت جنازه ها را بدون
اطلاع خانواده ها به صورت مخفیانه دفن کرده است.پیگیری خانواده ها از
پزشکی قانونی، نیروی انتظامی و دیگر نهادهای مربوطه به جایی نرسیده است
و این نهادها به شکلی نامناسب با خانواده های داغدار شهدای کوی دانشگاه
برخورد کرده اند.قابل ذکر است که در حمله شبانه نیروهای انصار حزب الله
و گارد به کوی دانشگاه تهران پنج تن از دانشجویان به شهادت رسیدند.
اسامی شهدای کوی دانشگاه به
شرح زیر است: خانمها مبينا احترامی و فاطمه براتی و آقايان کسری شرفی،
کامبيز شعاعی و محسن ايمانی.
افزایش تعداد جان باختگان خشونت های اخیر ایران به سی
و دو تن؛ تصویری
مجموعه فعالان حقوق بشر در
ایران پس از تحقیقات میدانی علیرغم گزارشات متعدد ارسالی از آمار کشته
شدگان خشونت های اخیر در ایران، قادر به تائید مرگ سی و دو شهروند
ایرانی مرتبط با وقایع 24 و 25 خردادماه است. اکثر شهروندان مورد اشاره
در پی حوادثی چون حمله به کوی دانشگاه (24 خردادماه) و همینطور
تیراندازی مستقیم نیروهای شبه نظامی بسیج به مردم بی دفاع (25
خردادماه) جان خود را از دست داده اند. این خشونت ها پس از اعتراض
شهروندان ایرانی به نتایج انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری آغاز شد و با
دخالت نیروهای امنیتی و شبه نظامی وابسته به دولت به خشونت
گرائید.روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت روز گذشته با صدور بیانیه ای از
جان باختن دست کم هفت دانشجو در حوادث حمله به کوی دانشگاه تهران و
سایر دانشگاههای کشور خبر داد (سازمان عفو بین الملل این آمار را تا
تاریخ 25 خرداد 5 تن اعلام کرده بود) .
همچنین بنابر گزارشات متعدد و
موثق، سردخانه بیمارستان رسول اکرم تهران محل نگهداری هشت جانباخته
واقعه تیراندازی به سوی مردم بی دفاع در روز دوشنبه است.
در ادامه فعالان حقوق بشر
آذربایجانی نیز از کشته شدن دو شهروند ارومیه ای در درگیری روز دوشنبه
25 خردادماه این شهر خبر داده اند. در آخرین مورد منابع پزشکی از
بیمارستان فوق تخصصی عرفان (35 درصد این بیمارستان ويژه “آي.سي.يو”،
سي.سي.يو، ان.آي.سيو و14 اتاق عمل است) واقع در غرب تهران از 15
جانباخته در این بیمارستان که مرتبط با واقعه تیراندازی به سوی مردم در
25 خردادماه است به مجموعه گزارش داده اند.
در مجموع هرچند که آمارهای
دریافتی مجموعه در خصوص شهروندان جانباخته در اقصی نقاط کشور بسیار
زیاد است اما به لحاظ فقدان امکان دیده بانی صحیح ناشی از فضای به شدت
امنیتی و دستگیریهای گسترده تنها مقدور به تائید این آمار هستیم و تلاش
مجموعه برای تکمیل نمودن مستندات و گزارش خود ادامه دارد.
منبع: مجموعه فعالان حقوق بشر
شلیک به معترضان در راهپیمایی مسالمتآمیز روز
دوشنبه (گزارش تصویری)




عفو بین الملل: اظهارات رهبر ایران، چراغ سبز سرکوب
سازمان عفو بین الملل از رهبر
ایران انتقاد کرد که نیروهای امنیتی را مسئول عواقب تظاهرات خیابانی
ندانست. سازمان عفو بین الملل اظهارات علی خامنه ای در نماز جمعه روز
19 ژوئن (29 خرداد) را نشانه آمادگی مقام های ایرانی برای سرکوب خشونت
آمیز معترضان دانسته است. این تشکل بین المللی مدافع حقوق بشر در
بیانیه ای گفت چنین برخوردی، در صورتی که مردم به اعتراض ها ادامه دهند
می تواند به مرگ تعداد زیادی منجر شود.عفو بین الملل به نقل از حسیبه
حاج شهراوی معاون برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در این سازمان،
اظهارات رهبر ایران را "چراخ سبزی برای برخورد خشونت بار نیروهای
امنیتی" با مردمی دانست که به گفته این نهاد تنها از حق خود برای
تظاهرات و ابراز عقاید خود استفاده می کنند.
آیت الله خامنه ای در سخنرانی
خود در نماز جمعه تهران خواستار پایان یافتن اعتراضات خیابانی در واکنش
به نتیجه انتخابات شد و گفت رهبران سیاسی باید به تظاهرات و راهپیمایی
های خیابانی خاتمه دهند و در غیر اینصورت "فرماندهان پشت صحنه" مسئول
عواقب آن خواهند بود. او افزود: "این نظر که راهپیمایی های خیابانی
نوعی اهرم فشار بر مسئولان نظام است، تصوری اشتباه آمیز است."
آیت الله خامنه ای همچنین گفت
که تمامی شخصیت های سیاسی باید به "جشن چند میلیونی" احترام بگذارند و
هشدار داد که "اگر کسانی بخواهند راه دیگری انتخاب کنند، بنده بار دیگر
با مردم صحبت خواهم کرد." حسیبه حاج شهراوی در واکنش به اظهارات آیت
الله خامنه ای گفت: "اینکه رئیس حکومتی مسئولیت تظاهراتی صلح آمیز را
بجای ماموران امنیتی، متوجه تظاهر کنندگان بداند، سستی فاحش در خدمت
است و مجوزی برای سوء استفاده [از قدرت] محسوب می شود."
سازمان عفو بین المللی با
یادآوری اینکه ایران از امضاء کنندگان میثاق بین المللی حقوق سیاسی و
مدنی است، در بیانیه خود آورده است که بر اساس این میثاق گردهم آیی صلح
آمیز به صراحت به عنوان حق مردم اعلام شده است.بیانیه سازمان عفو بین
الملل یک روز پس از برگزاری گردهمایی تهران و دیگر شهرها به مناسبت
یادبود کشته شدگان در ناآرامی های هفته اخیر صادر شد.
اسامی دانشجويان دستگير، مضروب و
مفقود شده در حمله به کوی دانشگاه تهران
پس از حمله اخير نيروهاي ويژه
و لباس شخصي به کوي دانشگاه تهران عده اي از دانشجويان مضروب ، دستگير
و يا مفقود شده اند. آخرين وضعيت دانشجويان کوي به شرح زير است: شایان
توجه است که ايمان نمازي دانشجوي رشته عمران دانشگاه تهران کشته شده
است.
گزارشهاي تکميلي متعاقبا منتشر
خواهد شد:
دانشجويان مفقود شده :
نام نام
خانوادگي رشته تحصيلي
محسن آزموده
فلسفه
پيام پوررنگ
عمران
مرتضي جانبازي
شيمي
حاجي
پور
دانشجويان مضروب شده :
نام نام
خانوادگي رشته تحصيلي
يعقوب رهبري حق
برق
حسين عبدي
مکانيک
محمد فاطمي نژاد
بهداشت
مجتبي کاشاني
مديريت
حافظ محمد حسني
ادبيات
دانشجوياني که هنوز بازداشت
هستند: :
نام نام
خانوادگي رشته تحصيلي
سهراب احديان
زبان انگليسي
رضا ارکوازي
داروسازي
کريم امامي
فلسفه
محمد حسين امامي
فلسفه
الهه ايمانيان
علوم اجتماعي
روح الله باقري
جامعه شناسي
فرهاد بينازاده
معماري
ايمان پورطهماسب
زبان انگليسي
عزت تربتي
کشاورزي
سميه توحيدلو
جمعيت شناسي
ياسر جعفري
نقشه برداري
ميلاد چگيني
باستانشناسي
محمدرضا حدآبادي
علوم اجتماعي
سيد جواد حسيني
جغرافيا
فرشيد حيدري
زمين شناسي
بهنام خدابنده
لو کامپيوتر
محمد خوانساري
عمران
محمد داوديان
نقشه برداري
محمود دلبري
عمران
علي راعي
گياه شناسي
اميد رضايي صامتي
عمران
علي رفاهي
علوم اجتماعي
سيف الله رمضاني
زبان انگليسي
ابراهيم زاهديان
متالورژي
ناصر زماني
باستانشناسي
مجيد سپهوند
کارتوگرافي
حنيف سليمي
مشاوره
محمد باقر شعبان
پور زبان انگليسي
حامد شيخ عليشاهي
بيوشيمي
ايمان شيدايي
زبان انگليسي
فرهاد شيراحمد
دامپزشکي
سامان صاحب جلالي
تاريخ
فرحان صادق پور
زبانشناسي
فرشاد طاهري
کامپيوتر
غمديده
علوم سياسي
حمزه فراتي راد
متالورژي
اسماعيل قرباني
روانشناسي
محمد کريمي
جغرافيا
گزارش نقض
حقوق پیروان ادیان خرداد 1388
ایساک مسیحی
مقدمه:
در پايان اين ماه يعني
خردادماه ١٣٨٨ نيز آماده شديم تا گزارشي از موارد نقض حقوق پيروان
اديان را تقديم حضور خوانندگان عزيز كنيم نگاهي بر يادداشتها نظري به
گزارشات درون مرزي و برون مرزي و گشت و گذاري بر وبلاگها و سايت هاي
مرتبط هيچكدام نتوانست گوياي آنچه باشد كه در ايران گذشت و ميگذرد.هر
چند هر يك از اين رويدادهاگوشه هايي از مصيبت بزرگ فرود آمده بر ملت
ايران را نمايانگر است ولي اعداد و ارقام و جداول ونمو دارها بر سياق
ماههاي گذشته همگي از بازگويي و باز نمايي واقعيت زنده و جاري در ايران
عاجزند.بر حسب عادت و رعايت الگوهاي هميشگي و هر ماهه چطور ميتوان گفت
كه چه تعدا از دستگير شدگان و محبوسين بازداشتگاههاي امنيتي و سوله
كهريزك وابستگان اين و يا آن مذهبند.ويا در ميان خيل عظيم باطوم خورده
ها و مجروحين ارادتمندان كدام مسلك شامل اين عدد و يا آن رقم است.اصولا
چند مادر وابسته به اين دين و يا آن مذهب و عقيده گريبان نيرو هاي
سركوبگر را گرفته و تاوان خون به ناحق ريخته شده فرزند خودرا طلب كرده
است.
چه كسي ميتوتند ادعا كند كه
فرياد آزاديخواهي جوانان به تنگ آمده ايراني براي محو استبداد در
بيابين شوم آهنگ گلوله ها از حنجره معتقد به كدام مسلك و مرام چنين رسا
سينه خفقان حاكم را مي شكافد.
نبايد و نميتوان گفت مسلسل آن
جيره خوار ايستاده بر بام قلب هوادار كدام دين و آيين را نشانه رفته
است
تفكيك مردمان غيور در كارزار
آزاديخواهي با نمايش اعداد و ارقام شدني نيست زيرا كه كلان ترين اعداد
نيز براي بيان اين عطش ناچيز و حقيرند.آنچه مسلم است فرياد خشم آلود
غيور زنان ومردان ايران زمين در يك كلام محو استبداد ديني را
خواستاراست و همين آسايش مستبدان را دريده وشب وحشت و اضطراب و استيصال
را به اردوي آنان پاشيده است.آنچه در خرداد ١٣٨٨ بر ايران زمين گذشت و
اكنون نيز ميگذرد نبرد آزادي است با استبدا و ستيز نور است با با
تاريكي و رويارويي صداقت است با ريا ودر يك كلام اعتراض به حاكميت
جمهوري اسلامي و قوانين قرون وسطي آن است.
از سويي ديگر واقعيت تلخ اوضاع
ايران در آوردگاه مملو از خون وگلوله ودود وآتش وفرياد واشگ ومرگ عريان
تر از هميسه خود را بر جهانيان عرضه كرد زمزمه هاي درد آلود ملت ايران
در طول ساليان دراز اين بار چون كشيده اي آبدار جهان و جهانيان را از
خواب پراند فراموش نكرده ايم كه فرياد مظلوميت ايرانيان در طول و عرض
نزديك به ٣٠ سال چگونه در لابلاي مغازله هاي سياسي و اقتصادي نديده
گرفته ميشدو ضجه هاي حزن آلود ابر زنان و ابر مردان در زندانها و در
پاي چوبه هاي اعدام در هياهوي دروغين سردمداران جمهوري اسلامي به ديوار
بي اعتنايي كوفته مي شد.
مگر تمامي سازمان هاي حقوق
بشري و ارگان هاي انساندوست فرياد نمي زدند كه در ايران آزادي نيست و
فرزندان دلير اين سرزمين را در زندانها زير شكنجه هاي دوران بربريت تكه
پاره ميكنند واز سقف مي آويزند.حتما بايستي صحنه زير لگد خرد شدن زن
ايراني بدست جيره خواران و آماج گلوله قرارگرفتن دختران جوان ايراني در
خيابانها به دست تك تيراندازان دولتي به تصوير زنده مي آمد تا باور شود
كه در هر سه ساعت در ايران يك بار حقوق انسانها نقض ميشود( اين روزها
كه ثانيه ها نيز جوابگو نيست).
راستي اينان كه در مقابل
ديدگان جهانيان و در برابر دوربين هاي زنده به چنين توحشي دست ميزنند
با زندانيان دست بسته در دهليزهاي امنيتي چه ها كه نمي كنند.
افكار عمومي جهانيان زماني به
باور واقعي رسيد كه گلوله هاي سرخ و آتشين حنجره دخت ايران زمين را
دريد و زماني به همدردي نشست كه قلب پر طپش دانشجوي ايراني با تبر
دريده شد اما چه باك كه مام ايران زمين از اين دست فرزندان در دامان
خود بسيار پرورانده و در آستين بسيار دارد.
و اما گزارشات موضوعي:
۱-
صدای آلمان :استان سيستان
و بلوچستان از روز پنجشنبه هفتم خرداد همچنان ناآرام است. عبدالستار
دوشوکی عضو مرکز بينالمللی مطالعات بلوچستان در لندن، ريشه اين
ناآراميها را برخوردهای تبعيضآميز جمهوری اسلامی در قبال اهل تسنن
ميداند.
پنجشنبه هفتم خرداد ماه شخصی
که به بدنش مواد منفجره بسته بود وارد يکی از مساجد شيعيان در زاهدان
شد و با انفجار بمب
۲۵ نفر را کشت.
اين شخص عبدالخالق ملازهی نام داشت و از ساکنان اهل تسنن زاهدان بود که
يکی از اقوامش سال گذشته به دستور قوه قضائيه اعدام شده بود.
روز شنبه نهم خرداد، قبل از
برگزاری مراسم تشييع جنازه قربانيان اين حادثه، سه نفر در ارتباط با
اين بمبگذاری مقابل محل حادثه به دار آويخته شدند.
انفجار در مسجد شيعيان زاهدان،
شروع ناآراميهای جديدی در استان سيستان و بلوچستان بود که طی آن تا
کنون حداقل پنج نفر کشته شدهاند.
شامگاه سهشنبه
۱۲
خرداد نيز افراد مسلح، با حمله به دو کاميون در جاده نصرتآباد ? يکی
از بخشهای زاهدان- به بم يک نفر را کشتند و دو نفر ديگر را زخمی
کردند.
عبدالستار دوشوکی عضو مرکز
بينالمللی مطالعات بلوچستان در لندن، برخورد تبعيضآميز مقامات دولتی
در قبال اهل تسنن سيستان و بلوچستان را ريشه اصلی اين ناآراميها
ميداند.
دويچهوله: آقای دوشوکي،
بهنظر ميرسد که ناآراميهای اخير استان سيستان و بلوچستان و بهويژه
زهدان نسبت به ناآراميهايی که قبلا در اين منطقه روی ميداد عمق و
دوام بيشتری يافته است. فکر ميکنيد علتش چه ميتواند باشد؟
عبدالستار دوشوکی: علتش
تامگرايی و انحصارطلبی مقامات جمهوری اسلامی است که از يکطرف اجازه
ميدهند هرگونه اهانت به اهل سنت و بلوچها بشود، اما از طرف ديگر
بلوچها اجازه ندارند که از خودشان دفاع کنند يا حتا اعتراض کنند. اين
مسئله، جو را در طی چندماه اخير بينهايت متشنج کرده است. از طرف ديگر
ما ميبينيم که رژيم جمهوری اسلامی مساجد اهل سنت را، چه در سيستان و
بلوچستان و در شهرهايی مثل زابل و چه در مشهد، تخريب ميکند و هرکسی را
که اعتراض کند، نظير مولوی خيرشاهي، بلافاصله به زندان مياندازد. در
نتيجه اين برخورد دوگانه و تبعيضآميز باعث شده که مردم بلوچ و اهل سنت
نسبت به اين رژيم کاملا بياعتماد بشوند و خود اين جو عدم اعتماد و
سرکوب و تبعيض، بستری را برای نيروهايی که ناچارند اعتراض خودشان را نه
از راه مدني، بلکه از راه خشونت ابراز کنند، بوجود آورده است.
ولی اين ناآراميها، به طور
مشخص همين بمبگذاری اخير در يکی از مساجد شيعيان، توسط يکی از گروههای
وهابی صورت گرفته است. رابطهی اهل تسنن بلوچستان با گروههای وهابی و
تندرو به چه صورت است؟
جمهوری اسلامی هر کسی را که
قبول ندارد و ميخواهد او را تخطئه کند، بلافاصله انگی مثل انگ ,وهابی,
يا ,مزدور آمريکا و مزدور اسراييل, به او ميزند. اتهامات جمهوری
اسلامی نسبت به مخالفان خود بخصوص اهل سنت کاملا شناخته شده است. مردم
بلوچ سيستان و بلوچستان سنی و حنفی هستند و ربطی به وهابيت ندارند.
علاوه براين، خود جمهوری اسلامی است که اين اغتشاشات و اين درگيريها
را دامن ميزند با آن تبعيضی که اعمال ميکند. به عنوان مثال، در
تظاهرات اخير برای تشيع جنازهی قربانيان بمبگذاری مسجد حضرت عليابن
ابيطالب ما ديديم که نيروهای افراطی شيعه، عليه مقدسات اهل تسنن شعار
ميدادند و به مولوی که رهبر مذهبی بلوچهای اهل سنت است توهين
ميکردند و ميگفتند ,مولوی وهابی, يا ,مرگ بر وهابی,. و امروز، همين
چهارشنبه (۱۳
خرداد) نيز که تشيع جنازهی چهارنفر از کشتهشدگان در ساختمان صندوق
اعتباری مهر بود، باز مجددا به علمای اهل سنت، به مقدسات مردم بلوچ
توهين کردند و آنها را ,وهابی, ناميدند. در نتيجه اين ,وهابی, يک انگ و
اصطلاح ويژهاياست که جمهوری اسلامی برای مخالفان خودش به کار ميبرد
و بخصوص در بلوچستان رايج است.
۲-سنی
نیوز :اجساد شهدای اهل سنت در در گیری های سنندج تحویل خانوادهایشان
گردید. مادران و پدران داغ دیده حادثه یورش نیرهای انتظامی و امنیتی به
مهمانی یک جوان مذهبی در سنندج بعد از چند روز اجساد عزیزیان خود را
دریافت کردند تشیع جنازه این افراد بنا به دستور نیروهای اطلاعات در
تاریکی شب و با حضور فقط چند نفر انجام شد.نیروهای امنیتی برگزاری هر
گونه مراسمی را ازجانب خانوادههایشان ممنوع کردند .در درگیرهای
چهارشنبه هفته گذشته در سنندج به یک مهمانی سه جوان فعال مذهبی اهل
شهرستان جوانرود و یک عراقی کشته وتعدادی نیز زخمی و دستگیر شدند.خبر
دیگر از مناطق کردنشین حاکیست که احضار جوانان اهل سنت و جماعت از جانب
اداره اطلاعات به بهانه مبارزه با سلفیت همچنان ادامه دارد
۳-
درهفته های اخیر گزارش
های متعددی ازسوی "سازمان های حقوق بشری" از داخل ایران حکایت از وخامت
وضع بیماری آیت الله" سیدمحمد حسین کاظمینی بروجردی" دارد. به گفته یکی
از وکلای وی"خانم گیتی پورفاضل" این آیت الله ناراضی اکنون سه هفته است
که درزندان "یزد " دست به اعتصاب غذا زده است.
۴- آیت الله
بروجردی درهفته های اخیربا انتشار نامه های سرگشاده ای خواستار دخالت
مجامع بین المللی برای آزادی خود شده است. آیت الله بروجردی می گوید
خواستار" جدائی دین از سیاست " درایران است.
۵-
گزارشی از آخرین وضعیت
آقای بروجردی در مصاحبه خانم دكتر پور فاضل
خانم پور فاضل :
من بعنوان وکیل ایشون ،
متأسفانه هیچ موقع نتونستم ایشون رو ملاقات کنم ، ولی ازطریق خانواده
ایشون به من اطلاع می دهند که او اعتصاب غذا کرده و وضعیت جسمیشون اصلا
در شرایط مساعدی نیست . چون ایشون قبلا ، ناراحتی کلیه داشتند و به هر
حال می دونید که اعتصاب غذا روی ارگانهای بدن چه تأثیر نامطلوبی می
ذاره . تقاضا کردند که یک پزشک از خارج از زندان ایشون رو ملاقات کند
ولی متأسفانه موافقت نشد و تا امروز هم حدود شاید 10 روز است که
خانواده اش نتونستند ایشون رو ملاقات کنند و ببینند ؛ ممنوع الملاقات
شدند . و هر موقع اینها می روند یزد، این همه راه طولانی رو طی می کنند
ولی متأسفانه اونجا موفق نمی شوند که ایشون رو ملاقات کنند .
سئوال : اتهام ایشون دقیقا
چیست ؟
اتهام ایشون این هستش که ایشون
عقیده اش را ابراز کرده و گفته که دین باید از سیاست جدا باشه . به هر
حال هرکسی مطابق قانون اساسی ما اجازه دارد که هرگونه عقایدی را که
داره بیان کند و بیان فکر ، بطور کلی جرم نیست و هر کسی اجازه دارد که
عقاید خودش را اعلام کند ، اعلام کردن عقیده نباید جرم باشد ، ولی
متأسفانه در مورد ایشون و هوادارانشون که معتقد به این مسأله هستند ،
جرم تلقی شده ! علاوه بر اینکه ایشون را گرفتند هوادارانشون هم چندتائی
رو گرفتند که البته بعدا آزاد کردند ولی خود ایشون متأسفانه هنوز توی
زندان بسر می برند .سئوال : ولی اتهام ایشون به این عنوان مطرح نشده که
ایشون عقاید خودش رو بیان کرده ، اتهام ایشون از طرف قوه قضائیه دقیقا
چه اعلام شده ؟
اجازه ندادند که من پرونده رو
مطالعه کنم ولی بطور کلیشه ای همه کسانی را که در این راستا می گیرند ،
قوه قضائیه اتهام اخلال در نظم عمومی را به ایشون می زند ، نشر اکاذیب
رو به ایشون منتسب می کند و به هر حال جرائمی از این دست رو به اینها
می بندند و سپس براشون مجازات تعیین می کنند ولی متأسفانه در مورد
ایشون چون در دادگاه روحانیت محاکمه شدند اجازه ندادند که وکیل آزاد
انتخاب کنند ؛ چند تا وکیل برای ایشان معرفی کردند ، گفتند شما فقط از
بین این ها می تونید برای خودتون یک وکیل انتخاب کنید . در حالی که می
دونید در همه جای دنیا هرکسی اجازه داره که وکیل خودش رو خودش معین کند
. به من اجازه ندادند که با ایشون قرارداد وکالت رو بصورت رسمی تنظیم
کنم . ایشون نامه ای را برای من فرستادند از زندان و به عنوان وکیل
خودشون منو معرفی کردند . به هر حال اینها چیزهائی است که سلب شده از
این شخص .
سئوال : در بیانیه اخیر عفو
بین الملل آمده بود که آیت الله بروجردی گویا نامه ای برای آقای بان کی
مون ، دبیر کل سازمان ملل متحد نوشته و خواستار نظارت بین المللی بر
همه پرسی شده بود ، این خبر چقدر صحت دارد ؟
بله ؛ ایشون این نامه را نوشته
بود برای آقای بان کی مون . از طرفی دیگه دولت سوئد هم می دونید بیانیه
ای صادر کرده بود در مورد ایشون چند ماه پیش ، که اینها همه دلالت داره
بر اینکه ایشون ناحق زندانی شده و نباید در این راه به این صورت بمونند
. این اتهام ، اتهامی نیستش که برای ایشون ثابت شده . مطابق قانون
اساسی هم ، همانطور که خدمتتون عرض کردم ، هر کسی اجازه بیان عقایدش رو
دارد .
سئوال : آخرین سئوالم از شما
خانم پورفاضل ، جامعه جهانی تا چه حد از اوضاع آیت الله بروجردی مطلع
هست ؟ چقدر امید دارید که حرکتهائی بنفع ایشون صورت بگیرد ؟
جامعه جهانی کاملا اطلاع دارند
از وضعیت آیت الله بروجردی ؛ ولی اونها هم یک محدودیتهائی دارند ، نمی
تونند وارد ایران بشوند . گروههائی هستند که به هر حال می تونند بیایند
و وضعیت ایشون رو از نزدیک ببینند ولی ممکنه اجازه ورود به ایران را
بهشون ندهند . ما با یک همچی مشکلاتی دست به گریبان هستیم در داخل ؛
ولی به هرحال تمام سازمانهای جهانی در این مورد بیانیه دادند و اطلاع
دارند . ایشون خودشون نامه نوشتند ، وضعیت خودشون رو بیان کردند . این
چیزهائی است که ما از نزدیک داریم مشاهده می کنیم ولی قدمهای موثری
هنوز در مورد وضعیت ایشون برداشته نشده است !
۶-آخرین
وضعیت آقای بروجردی در زندان یزد
بنابر اخبار رسیده از داخل
زندان مرکزی یزد، آقای بروجردی از تاریخ شنبه، نهم خرداد ماه 1388 به
اعتصاب غذای بیست و شش روزه خود پایان داده است. لازم به ذکر است که تا
آن روز ایشان همچنان از هرگونه ارتباط با وکلای آزاد و حتی خانواده
خویش محروم بوده است. گزارشات حاکی از آن است که در هفته گذشته داروهای
روانگردان قوی به زور به ایشان تزریق شده است تا این پیشوای زندانی را
وادار به اعترافات دروغین و مصاحبه تلویزیونی نمایند.
۷-
ادامه ممانعت از ملاقات
وكلاي آزاد با آيت الله بروجردي
مسئولان زندان مرکزی یزد
کماکان از ملاقات آقای بروجردی با وکلای خود جلوگیری می کنند همچنین
گزارشها از وضعیت نگران کننده ایشان کماکان ادامه دارد.
روز 4 شنبه مورخ 13 خرداد
1388، خانم دكتر گيتي پورفاضل، نايب رئيس كميسون حقوق بشر كانون وكلاي
دادگستري تهران، به همراه خانواده آقاي بروجردي به زندان مركزي يزد
مراجعه نمود تا ضمن دريافت وكالت نامه رسمي از آقاي بروجردي براي
پيگيري قضائي و ملاحظه پرونده ايشان، وضعيت نگران کننده اين روحاني
زنداني را نيز از نزديك ملاحظه نمايد كه متاسفانه، با وجود چندين ساعت
انتظار و مذاكره با مسئولين زندان مذكور، اجازه ملاقات به وي داده نشد.
همچنين بنابر گزارشات
دریافتی، طي دو هفته اخير، در دو نوبت مامورين با همراهی دكتر ولي
زارع (رئيس بهداري زندان مركزي يزد) با اجبار اقدام به تزریق آمپولهای
نامعلومی به ایشان نموده اند، نزدیکان این روحانی عنوان می دارند
آمپولهای تزریق شده خاصیت آسیب وارد نمودن به روان و اعصاب را دارد.
همچنین گزارش شده است مجدداً این زندانی عقیدتی برای انجام مصاحبه با
رسانه های دولتی تحت فشار مضاعف قرار گرفته است.
۸-
توسل به فرق ضاله، سودی
برای كانديداها ندارد
نائب رئيس كميسيون امنيت ملي و
سياست خارجي مجلس با تاكيد بر اينكه توسل تبليغاتي به يك فرقه ضاله كه
از سوي حامي يك كانديداي اصلاح طلب مطرح شده هيچ سودي براي اين
كانديداها ندارد، گفت كه طرح اينگونه مسائل به دليل آن است كه كانديداي
اين افراد جايگاهي در ميان مردم ندارند.
به گزارش شبكه خبر مسیحیان
فارسی زبان ، روحانی حسين سبحانينيا نماينده مردم نيشابور و نائب رئيس
كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي در گفتوگو با
فارس، با اشاره به اظهارات مشاور يكي از كانديداي اصلاحطلب كه به گفته
وی براي اعضاي يك فرقه انحرافي و ضاله حقي قائل شده بود، گفت: طرح
اينگونه بحثها و توسل به گروهكها و فرقههايي كه از منظر قانون اساسي
هيچ مشروعيتي ندارد و طرد شدهاند، در همه مقاطع به ويژه زمان
انتخابات، امري نادرست است.
وي با اشاره به تاريخچه تشكيل
دین بهائيت، خاطرنشان كرد: اساسا اين فرقه ضاله و صهيونيستي از سوي
استعمار انگليس براي به انحراف كشيدن جامعه ساخته شد و توسل به اين
گونه فرق ساختگي از نظر قانون اساسي هيچ گونه توجيهي نداشته و طرح اين
مسائل متاسفانه با هدف تبليغات انتخاباتي و مطرح ميشود و براي نامزدها
هيچ سودي ندارد.سبحانينيا با بيان اينكه حاميان كانديداها، نبايد
مسائلي را مطرح كنند كه برخلاف منافع و مصالح نظام و انقلاب باشد،
تاكيد كرد: اين گونه اظهارات و امتياز دهيها از سوي آن دسته از حاميان
كانديداهايي مطرح ميشود كه جايگاهي در ميان مردم ندارند.
نائب رئيس كميسيون امنيت ملي و
سياست خارجي مجلس با اشاره به سخنان رهبر در كردستان مبني بر اينكه
كانديداها نبايد مطالبات غيرمعقول را مطرح كنند، خطاب به حاميان اين
دسته از كانديداها تاكيد كرد كه به جاي طرح مسائل بيهوده و پوچ به
طرفداري از كانديداي خود و ارائه برنامه آنان بپردازند.
۱۳۸۸.۳.۲
ابتدای صفحه |
بازگشت
|