آشنایی با کانون | نشریه | مواضع و بیانیه ها | درخواست عضویت | ارتباط با ما

ماهنامه بشریت شماره 88

 

پیگیری و تلاشهای این معلم بازنشسته با مراجعه به سازمان مربوطه برای آگاهی از علل و یا دلایل صدور چنین حكمی تاكنون حاصلی نداشته و مسئولین در این مورد حاضر به پاسخگویی نیستند.

بنا بر این گزارش، مسئولین و مقامات ذیربط بر آن هستند تا از طریق اعمال فشار و عدم پرداخت حقوق بازنشستگی ایشان، مانع از اعتقادات و باورهای دینی وی شوند.

پیش از این نیز این مادر ۵۸ ساله، از سوی ماموران وزارت اطلاعات ارومیه احضار، و ضمن تهدید و اخذ تعهد از ایشان، مبنی بر عدم ارتباط با دیگر مسیحیان، عدم مشاركت در جلسات پرستشی كلیسایی و توصیه به همكاری با ماموران آن نهاد، آزاد شده بود.

لازم به ذكر است، همسر ایشان زنده یاد مجید محمودی تبریزی، از نوكیشان مسیحی در سن ۶۸ سالگی پس از تهدیدهای بسیار مبنی بر انكار مسیحیت، در تاریخ ۱۳۸۴/۵/۸  بطرز مشكوكی از سوی افراد و یا گروههای ناشناس و متعصب در محل كار خود مورد حمله قرار گرفته و بطرز فجیعی به قتل رسید .

در گزارش سازمان پزشكی قانونی كشور كه در مورخه ۱۳۸۴/۵/۱۱ صادر شد، علت فوت نامبرده را پس از معاینه و كالبد شكافی، شكستگی كلیه دنده های چپ و راست بعلت شدت ضربات وارده وخونریزی وسیع بدنبال صدمات وارده به ریه ها و قلب بدنبال اصابت متعدد جسم برنده نوك تیز اعلام داشتند.

در پی این حادثه و ارائه شكایت خانواده مقتول به نیروی انتظامی و دستگاه قضایی كشور جهت پیگیری و شناسایی عاملین این حادثه، متاسفانه با گذشت نزدیك به چهار سال، تاكنون جستجو برای یافتن عاملین این جنایت بی نتیجه بوده و به گواه فرزندان مقتول اشخاصی با ارسال پیامهای تهدید آمیز از آنان خواسته بودند تا نسبت به پیگیری جریان این پرونده خودداری نمایند چرا كه به صلاح خانواده نمی باشد.!

كمیته مسیحیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ضمن ابراز نگرانی از تصمیم اجرای چنین حكمی از سوی مراجع ذیربط استان آذربایجان غربی مبنی بر اعمال فشار از طریق عدم پرداخت حقوق بازنشستگی این مادر كه حق مسلم و حاصل اندکی از سالهای طولانی زحمت طاقت فرسای او در کلاسهای درس میباشد، و وی که نمادی از سه قشر بسیار مهم در جامعه ایرانی است یعنی، زن، معلم و بازنشسته، اکنون فقط به خاطر اندیشه و اعتقادات خود باید تاوان سنگینی بپردازد .

یادآور می شود در شرایط فعلی كه بحران تورم و گرانی در جامعه بیداد می كند این عمل به منزله نقض آشكار حقوق اجتماعی و شهروندی یك معلم و مادر است كه سالیان طولانی از عمرش را وقف خدمت و تدریس علم و تربیت به فرزندان این مرز و بوم نموده است. و لذا این عمل می تواند صدمه جبران ناپذیری را برای ایشان و فرزندانش به همراه داشته باشد.

۴۰ -اخباری از شکنجه گاه مخوف 209 در مورد پيمان فتاحي رهبر جمعيت آل ياسين

سر انجام پس از ماه ها بی خبری و پی گیری اعضای کانون حقوق بشر و روابط بین الملل آيا برای تبیین وضعیت پیمان فتاحی (استاد ایلیا) رهبر جمعیت ال یاسین و سایراعضای دربند، جزئیات تکان دهنده ای از شکنجه های شدید جسمی و روانی استاد ایلیا فاش شد. گزارش پیش رو، مجموعه گردآوری شده اطلاعاتی است که اخیراً از زندانیان آزاد شده و خانواده های برخی از زندانیان به دست آمده است.

 از ممنوع الملاقات تا ممنوع التنفس

علیرغم اظهارات مسئولین قضایی که شکنجه فیزیکی را رد کرده اند اخیراً گزارش های تکان دهنده ای از شکنجه های جسمانی استاد ایلیا (پیمان فتاحی) توسط برخی از زندانیان آزاد شده از بند امنیتی زندان 209، به بیرون از زندان اوین منتقل شده است. گزارش ها نشان می دهد که در جریان دستگیری اخیر استاد ایلیا (پیمان فتاحی) انواع شکنجه های قرون وسطایی و وحشیانه به عنوان ابزاری برعلیه ایشان به کار گرفته می شود تا ایشان را وادار کنند در مقابل دروبین های بازجویان، گزارشات انعکاس یافته سخنگویان این جمعیت در رسانه های خارجی را تکذیب کنند. متاسفانه گزارش دردناکی وجود دارد که نشان می دهد جلادان امنیتی در طول یکی از این جلسات بازجویی استاد ایلیا را در راستای تحقق اهدافی چون ضبط فیلم اعتراف و انکار خود به شدت مورد شکنجه قرارداده و حتی ایشان را خفه کرده اند. این گزارشات حاکی از آن است که استاد ایلیا در دوماه اول بازداشت حداقل هجده بار در جلسات بازجویی به شدت شکنجه شده و مدتی را نیز در بیمارستان بستری بوده اند. یکی از دلایل بروز عارضه تنفسی در استاد ایلیا همین شکنجه های وحشیانه ماموران امنیتی در طول جلسات بازجویی است زیرا ناتوانی آشکار مسئولین پرونده در راستای مدرک سازی بر علیه استاد ایلیا تا بدانجا رسیده است که آنها را واداشته تا از هر وسیله ای برای شکنجه و آزار استفاده نمایند. گفته شده که بنابر دستور محسنی اژه ای وزیر اطلاعات، رییس بند 209 اوین هم به منظور اضافه کردن فشار روانی بر استاد، به جمع شکنجه گران ایشان اضافه شده و در جلسات بازجویی استاد ایلیا حضوری فعال می یابد.

از سوی دیگر افشای تنها گوشه ای از نحوه نگهداری از استاد ایلیا نشان دهنده ی آن است که ایشان نه تنها از حقوق شهروندی، بلکه از طبیعی ترین حقوق یک زندانی محبوس در سلول انفرادی نیز برخوردار نیست زیرا ایشان دو ماه و نیم اول دوره بازداشت خود را در زیر زمین یک سلول انفرادی و در وضعیتی بسیار تکان دهنده همراه با تعداد بسیار زیادی موش در حالی سپری کرده اند که نه تنها این سلول ها کوچکترین روزن و منفذی به فضای آزاد نداشته بلکه به مدت بیش از ده هفته، از حق هواخوری ساده نیز محروم بوده اند. در حال حاضر نیز وضعیت نگهداری ایشان بسیار اسف بار است. دیده شده که برای خرد کردن و درهم شکستن استاد، ایشان را علیرغم مشکل تنفسی و قلبی، وادار به کارهایی از قبیل جارو زدن و تی کشیدن می کنند و حق هواخوری ایشان نیز به جای یک روز در میان، ‌هر دو هفته یکبار است. علاوه بر محروم بودن از حق ملاقات و تماس با اعضای خانواده، ایشان حتی از حقوق ساده ای چون خرید و معاینه پزشکی معمول زندانیان نیز برخوردار نیست که این موضوع با توجه به بروز تازه مشکلات تنفسی و قلبی به همراه خونریزیهای سابقه دار ایشان بسیار مخاطره آمیز است.

 تهدیدات جنون آمیز دایره مذاهب اطلاعات: فرزندانت را به پرورشگاه تحویل می دهیم

به همراه شدت یافتن شکنجه های جسمانی، ‌شکنجه های روانی استاد ایلیا(پیمان فتاحی) نیز در مقایسه با دوره ی بازداشت قبلی استاد در سال 1386، بسیار شدیدتر شده است. به نحوی که این بار فشارها بر استاد ایلیا به نوعی جنگ روانی ناعادلانه و به شدت تخریبی بر علیه ایشان گرایش یافته تا جایی که دامنه آن به خانواده و فرزندان استاد ایلیا نیز کشانده شده است. یکی از تهدیدات اخیر بازجویان، دستگیری و شکنجه همسر استاد ایلیا و تحویل دادن فرزندان استاد به پرورشگاه بوده که شرط انجام نشدن آن، ضبط فیلم اعتراف دروغین می باشد.

 علم قاضی دست ماست !

مسئولین پرونده استاد ایلیا را به تازگی تهدید نموده که قصد دارند با هدف تخریب ایشان و با ابزار شاکی سازی خصوصی و گرفتن شهادت دروغ از عوامل امنیتی خود در داخل و خارج زندان،‌ پرونده استاد را از حالت سیاسی و امنیتی خارج کرده و به قول خود آبروی استاد را بریزند. طی یکی از بازجویی ها استاد را تهدید کرده اند که قرار است در راستای تحقق این هدف در فضای اینترنت،  بر علیه ایشان نامه ها و خاطراتی دروغین و بی اساس انتشار یابد که این موضوع خود نشانگر اوج ناتوانی مسئولین پرونده استاد ایلیا در یافتن کوچکترین مدرکی بر علیه ایشان می باشد. دامنه بازیهای کثیف دایره مذاهب اطلاعات برعلیه استاد به زندانیان دیگر نیز کشیده شده است. یکی از زندانیان آزاد شده، به شرط محفوظ ماندن نامش افشا نمود که دایره مذاهب اطلاعات از زندانیانی که ایشان را میشناسند درخواست جوسازی و شهادت دروغ کرده و این شهادت دروغ را شرط تخفیف مجازات جرم آنان اعلام نموده است. استفاده زندانیان علیه زندانیان نه تنها در مورد استاد ایلیا (پیمان فتاحی)، بلکه در موارد دیگری نیز بارها استفاده شده است. یکی دیگر از این شاهدان افشا کرد که "دایره مذاهب اطلاعات بی پروا اعلام کرده است اگر هیچ مدرکی هم نداشته باشیم مقامات و قاضی پرونده را توجیه میکنیم زیرا علم قاضی دست ماست! و ما متخصصین تخریب ذهنی و شستشوی مغزی هستیم." همچنین دایره مذاهب اطلاعات اذعان نموده که به دلیل عدم اطمینان به آیت الله شاهرودی ریاست قوه قضاییه قصد دارند بررسی پرونده استاد در دادگاه را به ریاست جدید قوه قضاییه منتقل کنند.

گزارش و عملکرد کمیته زنان دراردیبهشت ماه 1388

مهناز خزائی

1- کنترل ایمل آدرس کمیته و در صورت نیاز پاسخ به ایمیل ها

2- بروز رسانی وبلاگ کمیته زنان و درج اخبار ارسالی توسط همکاران فعال حقوق زنان در وبلاگ کمیته و همچنین درج اخبار مربوط به نقض حقوق زنان در ایران.

3- همکاری مستمر با دیگر سازمان های فعال مربوط به دفاع از حقوق زنان در ایران از جمله اعضاء کمپین یک میلیون امضاء.

4- شرکت در جلسات مربوط به دفاع از حقوق زنان و نقض آن در ایران .

5- جمع آوری امضاء و ارسال آن به ایران و همکاری مستمر با اعضاء کمپین یک میلیون امضاء در ایران.

6- تهیه گزارش ماهیانه نقض حقوق زنان در ایران 

گزارش آماری نقض حقوق بشر زنان دراردیبهشت ماه 1388

مهناز خزائی

سازمان عفو بین المللی با انتشار بیانیه ای صدور حکم 8 سال زندان برای رکسانا صابری را قویا محکوم  کرد . در این بیانیه آمده است : اتهام جاسوسی علیه رکسانا صابری فاقد هرگونه اعتباری قانونی است زیرا مقامات کشور هیچگونه مدرکی ارائه نکرده اند که اتهام جاسوسی رکسانا را ثابت کند .

عفو بین الملل می گوید محکومیت رکسانا صابری درست چند روز بعد از اعلام حکم 6 سال زندان برای روناک صفارزاده مدافع حقوق زنان در ایران اتفاق افتاده است . سازمان عفو بین الملل مقامات دولت جمهوری اسلامی را متهم کرده است که در هفته های گذشته تعدادی وبلاگ نویس ، روزنامه نگار ، کارگر ، دانشجو و پیروان سایر ادیان در ایران را روانه زندان کرده اند .

این نهاد بین المللی مدافع حقوق بشر در بیانیه خود ، از تمامی افرادی که در گوشه و کنار جهان در زمینه حقوق بشر فعالیت می کنند خواسته است تا با ارسال نامه از مقامات جمهوری اسلامی ایران بخواهند رکسانا صابری را آزاد کرده و یا او را به اتهامی طبق اصول پذیرفته شده یک دادگاه صالحه محاکمه کنند.

دیده بان حقوق بشر با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرد محکومیت رکسانا صابری به جاسوسی ، در پشت درهای بسته دادگاهی در ایران چنان بسرعت انجام شد که وکیلش فرصت کافی برای دفاع کامل از او را پیدا نکرده است . دادگاه این خبرنگار را به 8 سال زندان محکوم کرد . معاون بخش خاورمیانه دیده بان حقوق بشر می گوید :" حبس 11 هفته ای صابری و محاکمه یک روز او حاکی از فقدان کامل شفافیت بوده است . وی می افزاید :

" حتی با معیار های ضعیف ایران هم این مضحکه ای بیش نیست ." نامبرده ادامه داد "اصول اولیه یک محاکمه عادلانه مبتنی بر حق علنی بودن محاکمه و امکان دفاع از متهم است ، که دادگاه انقلاب هیچ یک از این دو اصل را به صابری نداد. "

تحادیه اروپا با انتشار اطلاعیه ای خواستار آزادی رکسانا صابری شد. در این اطلاعیه آمده است: به نظر اتحادیه اروپا روند دادگاه قضائی رکسانا صابری مطابق استانداردهای یک محاکمه عادلانه و شفاف نبوده است. اتحادیه اروپا به فوریت از مقامات ایرانی خواستار آزادسازی صابری می باشد. اتحادیه اروپا همچنان مؤکدا از جمهوری اسلامی ایران ایفاء تعهد به تمامی ابزارهای بین المللی حقوق بشر مصوب ایران را خواستار می گردد.

به ویژه میثاق بین المللی حقوق سیاسی و مدنی و اعلامیه جهانی حقوق بشر، که هر دو حق برخورداری از محاکمه عادلانه را متعهد می گردند.اتحادیه اروپا با انتشار بیانیه ای به اجرای حکم اعدام دل آرا دارابی اعتراض و آن را محکوم کرد . بیانیه اتحادیه اروپا یادآور می شود ، که اعدام دل آرا برخلاف تعهدات بین المللی است ، تعهداتی که دولت ایران بطور دواطلبانه آن را پذیرفته است . اتحادیه اروپا در این بیانیه بار دیگر از ایران خواسته است ، که حکم اعدام نوجوانان و جوانان را متوقف کند .سازمان عفو بین الملل با انتشار بیانیه ای شدیدا به اعدام دل آرا دارابی اعتراض و آنرا محکوم کرد . در این بیانیه آمده است : حتی وکیل مدافع دل آرا دارابی از اجرای حکم اعدام اطلاعی نداشته است . به نظر سازمان عفو بین الملل ، برغم مهلت دو ماهه ، که از سوی رئیس قوه قضائیه ، مقرر شده بود ، این اقدام عملی شد . این بدان معنا است ، که جمهوری اسلامی با مخفی نگاه داشتن اجرای حکم اعدام خواهان جلوگیری از اعتراضات وسیع در سطح داخلی و بین المللی بوده است .

این سازمان دادرسی و دادگاه دل آرا دارابی را ناعادلانه خواند . سازمان عفو بین المللی با استناد به مدارک وکیل مدافع بر این نظر است که دادگاه شواهد و اسناد را نادیده گرفته ، که دال بر بی گناهی متهم داشته اند . بر اساس گزارش سازمان عفو بین الملل ، تنها در 3 سال گذشته 32 کودک در جهان اعدام شده اند که 26 مورد آن در ایران بوده است .چاپ سوم کتاب "زنان خود سوخته" نوشته پروین بختیارنژاد به دستور وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توقیف گردید. این کتاب تحقیقی است در خصوص پدیده خودسوزی زنان در استانهای مختلف که در سال 1382 نوشته شده است.

یک دانشجوی دختر دانشگاه آزاد شهر رودهن توسط ماموران نیروی انتظامی از ناحیه بینی بشدت مجروح شده و به بیمارستان منتقل گردیده است. نیروی انتظامی با باتوم و گاز اشک آور برای دستگیری دو نفر از دانشجویان دختر به این دانشگاه حمله کرده بود. افراد نیروی انتظامی با الفاظی رکیک به دانشجویان دختر توهین می کردند. خانم صبا آذر پیک خبرنگار حوزه مجلس روزنامه « اعتماد» به جرم پوشیدن مانتو کوتاه ( 4 انگشت بالای زانو) توسط مامورین گشت ارشاد زن در میدان ونک تهران با ضرب و شتم بازداشت شد و به مدت 4 ساعت در بازداشتگاه وزرا مورد بازجویی قرار گرفت.

صدیقه فلاحت زاده 40 ساله به جرم سفر به عراق و ملاقات با برادرانش در قرارگاه اشرف، در شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه ای به 8 سال زندان محکوم شد. صدیقه فلاحت زاده در 26 بهمن توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و به سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین منتقل گردید. منزل وی مورد بازرسی قرار گرفت، کامپیوتر، سی دی ها، آلبوم عکس خانوادگی و کتابها را ماموران وزارت اطلاعات با خود بردنده اند.

مریم مالک، دانشجوی 26 ساله و عضو کمپین یک میلیون امضاء که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام بازداشت شده بود، پس از 5 روز با قرار وثیقه 20 میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد.

پرستو الهیاری فعال کمپین یک میلیون امضاء به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام در شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مغیثی به یکسال حبس تعزیری محکوم شد. هانا عبدی به اتهام تبلیغ علیه نظام، در شعبه چهارم دادگاه تجدید نظر استان کردستان به پرداخت 300 هزار تومان جریمه نقدی محکوم شد. جلوه جواهری فعال کمپین یک میلیون امضاء در آخرین ساعت شب توسط مامورین امنیتی بازداشت شد.

همسر وی کاوه مظفری در تجمع کارگری پارک لاله بازداشت شده بود . منزل این فعالین کمپین مورد بازرسی قرار گرفت ، دو کامپیوتر ، تعداد زیادی سی دی ، کتاب و دست نوشته های آنها را مامورین امنیتی با خود بردند. نفسیه آزاد از فعالان کمپین یک میلیون امضاء و از بازداشت شدگان 23 خرداد 87 به اتهام تمرد از دستور پلیس در شعبه 1054 دادگاه مجتمع قضایی عدالت به پرداخت 500 هزار تومان جزای نقدی محکوم شد. فاطمه مسجدی و مریم بیدگلی از فعالان کمپین یک میلیون امضاء در قم به همراه غلامرضا اسلامی پژوهشگر و مولف حوزه زنان توسط مامورین اداره اطلاعات قم بازداشت شدند و منزلشان مورد بازرسی قرار گرفت .

نرگس محمدی رئیس هیات اجرایی شورای ملی صلح و ثریا عزیز پناه عضو کانون مشارکت برای پاکسازی مین و مدیر مسئول ماهنامه راسان در فرودگاه بین المللی خمینی تهران ممنوع الخروج اعلام شدند . نامبردگان قرار بود در نشست جهانی زنان در گواتمالا شرکت کنند . محور سخنرانی نرگس محمدی " نقش زنان در دمکراسی در ایران " و محور سخنرانی ثریا عزیز پناه " نقش زنان در دمکراسی در خاورمیانه " بود . خدیجه مقدم از فعالان کمپین یک میلیون امضاء در دفتر معاون امنیت دادسرای عمومی و انقلاب تهران توسط مامورین وزارت اطلاعات مورد بازجویی قرار گرفت . به نسرین ستوده وکیل مدافع ، خدیجه مقدم اجازه ورود به اتاق بازجویی را ندادند . نسرین ستوده وکیل دادگستری ، فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان 23 خرداد 87 به اتهام اخلال در نظم عمومی جهت محاکمه به دادگاه انقلاب تهران احضار شد . مریم مالک از اعضای کمپین یک میلیون امضاء در دادگاه امنیت انقلاب توسط مامورین وزارت اطلاعات مورد بازجویی قرار گرفت . به وکیل نامبرده اجازه ورود به جلسه بازجویی را ندادند . فاطمه مسجدی و مریم بیدگلی از فعالان کمپین یک میلیون امضاء در قم پس از تحمل 12 روز بازداشت موقت از سلول انفرادی  زندان لنگرود قم آزاد شدند.نامبردگان در مدت بازداشت ممنوع الملاقات بودند و از دسترسی به وکیل مدافع محروم بودند.بیش از 50 زن بازداشتی به همراه یک نوجوان 13 ساله و 3 کودک خردسال 8روزه ، یک ساله و چهار ساله در غیر انسانی ترین شرایط در بازداشتگاه کلانتری بانوان مشهد بسر می برند . کل فضای بازداشتگاه 60 متر است ، که بیش از 50 نفر در آن ، بدون هیچ گونه طبقه بندی  نگه داری می شوند . همه این زندانیان در همین فضای کوچک ، تاریک و فاقد نور کافی در کنار هم جای داده شده اند . ضرب و شتم بازداشتی ها از سوی پلیس های زن ، امری عادی و روزمره است . زندانیان برای تکه ای نان خشک ساعتها به ماموران کلانتری التماس کرده اند .

نفر

مورد

عنوان

ردیف

4

4

دانشجويان: احکام صادر شده

1

5

5

دانشجویان بازداشت

2

7

7

جلوگیری از برگزاری مراسم و منحل کردن نهادهای مدنی

3

3

3

دانشجویان محاکمه

4

6

6

احضار فعالین سیاسی، فرهنگی، اجتماعی به دادگاهها

5

1

1

سانسور و توقیف کتاب

6

20

18

فیلتر کردن سایتهای خبری، جلوگیری مراسم  و منحل کردن نهاد های مدنی

7

1

1

بازجویی روزنامه نگاران

8

1

1

مطبوعات: احضارروزنامه نگاران

9

1

1

توقیف مطبوعات

10

1

1

بازجوئی فعال سیاسی

11

3

3

فعالين سياسی، فرهنگی و اجتماعی: احکام صادره شده توسط دادگاه ها

12

2

4

نقض حقوق اقلیتهای مذهبی

13

20

20

اخبار فعالان جنبش زنان

14

6

10

اخبار کارگری

15

2

2

محکوم به اعدام

16

30

30

دستگیری های عمومی

17

3

3

احکام اجرا شده اعدام توسط دادگاهها

18

 شما را به مدد ميطلبد

يا چشمان سياه ودرشت كودك هموطن بلوچتان  كه فقر در آن موج ميزند و شما را به مدد ميطلبد از درون يك كپر يا خار خون تا كنون قلب شما را چلانده است؟

ایساک مسیحی

آيا تا كنون چهره تكيده وفقر زده خاش را ديده ايد؟

ايا تاكنون بر درختان شهر زاهدان از روي دقت نظر كرده ايد كه مانند گيسوان خشكيده زنان محنت كشيده چه غمزده مينمايد جاييكه طبيعت هم سر ناسازگاري دارد ؟

آيا تا به حال گذرتان به بمپور افتاده است اصلا مي دانيد در كجاي جغرافياي ايران زمين است؟

آيا چاه بهار را از نزديك با تمام فقرش لمس كرده ايد؟

آيا تا به حال چهره آفتاب سوخته كه نه كباب شده هموطن بلوچ خود را در سراوان نظاره كرده ايد ؟

آيا چشمان سياه ودرشت كودك هموطن بلوچتان  كه فقر در آن موج ميزند و شما را به مدد ميطلبد از درون يك كپر يا خار خون تا كنون قلب شما را چلانده است؟

واقعا اينان ايراني و اينجا قسمتي از ايران ثروتمند است

زمانيكه با تمام فقر مستولي بر اين خطه شكم هاي بر آمده ى دولتيان و عوامل وابسته حكومتي را مينگريد آيا از خود پرسيده ايد كه چرا مردم عادي چنين تكيده و رنجورند و اينان چنين بي غيرت و پروارند

وقتي كه  يك بلوچ براي سد جوع و رفع گرسنگي از شر بت سينه كه در آن نان خرد شده است بعنوان غذا استفاده كند و كمي آنطرف تر كاروان مواد مخدر با ميليون ها دلار محموله در پناه باند هاي دولتي به فقر شما بخندد بر شما چه خواهد گذشت؟

وقتي عده اي مزدور در خيابانهاي شهر و ديار آبا اجداديتان   زاهدان جمع شده به مقدسات اهل سنت با صداي بلند و با بلندگو ناسزا ولعن بگويند و شما نتوانيد در خلوت خود نيز پا سخ انها را بدهيد بر شما چه خواهد گذشت؟

آيا در تهران اهل سنت اجازه دارند مسجد قبا را به هر بهانه موجه و غير موجه تخريب كرده و كتب مقدس شيعي را به فاضلاب به سپارند پس چرا در عظيم آباد چنين كردند چرا هويت و اعتقادات و مقدسات يك بخش از ايرانيان را چنين در مقابل چشمان بهت زده شان به سخره ميگيرند

آيا شما به عنوان يك انسان ميتوانيد سكوت كنيد تا يك مامور دولتي به دختر شما تجاوز كند ودر پي اعتراضتان با اتكا به روابط دولتي برايتان پرونده سازي كرده به عنوان فروشنده مواد مخدر راهي زندان شويد اتفاقي كه درحق آباد سراوان روي داد وتنها مورد هم نبود .اگر شما اهل روستاي بختك زده گورناك و يا نصرت آباد باشيد و دولتيان مسلح به هر بهانه اهالي روستايتان را قتل عام كرده و بقيه را نيز آواره تر كنند پاسخ شما در پي اين همه بيداد چه خواهد بود؟

آيا اگر در پي اين همه بي عدالتي و ظلم اعتراض كنيد بايد شما را به بهانه فروشنده مواد مخدر به طناب دار سپرد

اگر جواب سيلي ظالمان را از روي غيرت با سيلي بدهيد عامل اجنبي هستيد .آيا هموطن بلوچ مان بايد از روي بي غيرتي شاهد تاراج ناموس و عقيده خود باشد تا خانه ي شيشه اي حكام ظالم از فرياد مظلومان حتي غباري  بخود نگيرد

اگر بر اساس ضرب المثل كلوخ انداز را پاسخ سنگ باشد پس ملاحظه كاري هم اندازه اي دارد و گفتن حرف حق در مقابل ظالم هر هزينه اي كه داشته باشد حداقل مردانگي و غيرت است

 اين به معناي خشونت طلبي نيست بلكه گفتن تمام حقيقت است نه فقط قسمتي از وافعيت بنا به ملاحظات..

گزارش جلسه اضطراری کانون در 17 مای 2009

الهه آریانپور

این جلسه به درخواست هیئت رئیسه کانون برای رفع پاره ای از مشکلات فعلی و برنامه ریزی برای آینده تشکیل گردید که با حضور فعال نمایندگان، مسئولان و اعضاء کانون در شهر هانوفر در دفتر کانون برگزار شد و آن عده از افراد که امکان شرکت حضوری نداشتند، از طریق تلفن و اینترنت در جلسه شرکت نمودند.

در دو ساعت اول جلسه، به هریک از اعضاء به مدت 6 دقیقه فرصت برای ارائه طرح و پیشنهاد داده شد و در دو ساعت بعد، موارد پیشنهادی، بررسی، جمع بندی و رأی گیری گردید و به شرح زیر با اتفاق آراء تصویب گردید:

1- جلسات مجمع عمومی هرساله در ماه دسامبر برگزار خواهد شد که در این جلسات نسبت به بررسی عملکرد یکساله هیئت رئیسه و کمیته ها رسیدگی میگردد و انتخابات کمیته ها (هرساله) و انتخابات هیئت رئیسه (هر دو سال یکبار) در این گنکره انجام خواهدشد. شرکت در این جلسات سالیانه اجباری میباشد.

لازم به ذکر است که جلسات ماهیانه ی هر نمایندگی در موعد مقرر طبق شرایط مندرج در قرارداد نمایندگی ها برگزار خواهد شد و برگزاری سخنرانَی، تحلیل خبر، بررسی اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقهای آن و مقایسه با وضعیت کنونی ایران، در این جلسات پابرجا خواهدماند.

2- در این جلسه تصویب شد که هر نمایندگی حداقل 6 میزکتاب در نمایندگی خود برگزار کند که شرکت در این میزکتابها برای سایر نمایندگی ها، اختیاری میباشد.

3- هرساله 4 جلسه ی رسمی سخنرانی (هر سه ماه یکبار) در نمایندگی های مختلف برگزار خواهد شد که شرکت کلیه اعضاء در این جلسات الزامی مبیاشد.

4- از آنجایی که جلسات حضوری کانون هر ماهه نمیباشد، برای تهیه ی ماهنامه بشریت، هر نماینده ای میتواند با پرداخت مبلغ نشریه و هزینه پستی آن، از طریق درخواست از سردبیر ماهنامه اقدام کند.

5- نمایندگان موظفند هرماهه حق عضویت ها را به حساب کانون واریز نمایند.

6- ضمن اینکه کلیه نمایندگان و مسئولان کمیته ها و نیز تک تک اعضاء میتوانند همواره از طریق ایمیل و تلفن با هیئت رئیسه در ارتباط باشند، حضور فعال نمایندگان و مسئولان کمیته ها در جلسات ماهیانه ی پالتاکی نمایندگی ها و کمیته ها، الزامی میباشد.

مصوبات این جلسه برای اطلاع کلیه اعضاء در ماهنامه بشریت درج میگردد.

 گزارش جلسه داخلی نمایندگی تورینگن مای 2009

امیر حسین بهادری

جلسه داخلی نمایندگی تورینگن در تاریخ 9 مای 2009 راس ساعت 11.30 در محلی غیر از محل دائمی نمایندگی تورینگن در شهر هایلیگن اشتات و با حضور آقایان ایساک مسیحی ، شهریار ایازی ، امیر حسین بهادری ، مهدی رحمنی پور و فرزان هدائی و با حضور خانم الهام سقطچی تشکیل گردید .

پس از خوش آمدگوئی و تبریک روز جهانی کارگر توسط مسئول جلسه آقای شهریار ایازی ، ایشان نطقی کوتاه پیرامون این روز ایراد فرمودند و پس از آن از شرکت فعال تمامی اعضا در مراسم روز جهانی کارگر در هانوفر تشکر و قدردانی نمودند .

بر اساس دستور جلسه ، اهم اخبار در ماه گذشته توسط آقای شهریار ایازی بشرح زیر قرائت گردید :

در رابطه با اعدام دلارا دارابی در رم و میلان جلوی سفارت جمهوری اسلامی مردم اعتراض نمودند و عکس ایشان را در جلوی درب سفارت قرار دادند و دسته گلهائی که در ایتالیا نشان بی گناهی است نثار عکس او کردند . در این رابطه در لندن نیز جلوی سفارت جمهوری اسلامی به اعدام دلارا و اعدام های دیگر اعتراض شد و به نشان اعتراض دسته گلی تقدیم کارکنان سفارت گردید که آنان از پذیرفتن دستهه گل امتناع کردند . وزارت خارجه فنلاند با احضار رضا نظر آهاری سفیر جمهوری اسلامی به اعدام دلارا دارابی اعتراض کرده و در مورد اعدام ها در ایران ابراز نگرانی کرده است . اعتراض به اعدام دلارا در 22 کشور جهان – بیش از 22 کشور جهان در روز پنجشنبه 16 اردیبهشت به دعوت سازمان عفو بین الملل مراسمی در اعتراض به اعدام دلارا دارابی و سایر نوجوانان در ایران برگزار کردند .

IMG_0295.JPG

وضع جسمی بهروز جاوید طهرانی دانشجوی دربند جنبش دانشجوئی 18 تیر سال 87 در سلول 2 زندان رجائی شهر وخیم است لازم به ذکر است نامبرده 4 روز در اعتصاب غذا میباشد در این رابطه مسئول زندان از انتقال او به بهداری زندان امتناع کرده است .

سازمان عفو بین الملل نسبت به اعدام نوجوانان در ایران و دیگر اعدامیان در جمهوری اسلامی بشدت اعتراض کردند .

یک فعال سیاسی کرد به اعدام محکوم شد . اعدام فصیح یاسمنی فعال سیاسی کرد که در دادگاه خوی صادر شده بود توسط دادگستری استان آذربایجان غربی مورد تائید قرار گرفت . در همین رابطه فهیم رضا زاده به 15 سال حبس تعزیری و توام با  تبعید و حسین یاسمنی پدر 66 ساله فصیح به دو سال حبس محکوم شده است .

بازداشت 3 فعال حقوق زنان به اسامی خانم فاطمه مسجدی ، مریم بیدگلی و غلامرضا سلامی توسط نیروهای اطلاعاتی در قم بازداشت شدند .نرگس محمدی و ثریا عزیز پناه ممنوع الخروج شدند . نرگس محمدی رئیس هیئت اجرائی شورای ملی صلح و ثریا عزیز پناه عضو شورای ملی صلح که قصد داشتند صبح روز جمعه 18 اردیبهشت برای انجام سخنرانی در نشست جهانی زنان به گواتمالا سفر کنند ممنوع الخروج شدند .

بی خبری از وضعیت و شرایط خبرنگار زندانی . خبرنگار زندانی آقای محمد حسن فلاحیه زاده از 10 اسفند ماه 1388 بدون هیچ دلیلی و بصورت ناگهانی به بند مخوف 209 زندان اوین منتقل شده و پس از آن از داشتن حق ملاقات و ارتباط با خانواده ممنوع گشته و شرایط این زندانی در ابهام قرار دارد .

قطع پای یک جوان 23 ساله اهل اشنویه بر اثر انفجار مین . 18 اعدام در هفته سوم اردیبهشت ماه سال 88 در جمهوری اسلامی حکم زندان و شلاق برای تماشاگران فوتبال در ارومیه ، از طرف قاضی ایزدی رئیس شعبه 104 دادگاه عمومی و جزائی ارومیه هر کدام به 6 ماه حبس و سی ضربه شلاق محکوم شده اند .

ادامه نگهداری بازداشت شدگان روز جهانی کارگر در زندان اوین . پس از گذشت یک هفته از بازداشت شمار زیادی از شرکت کنندگان در تجمع روز جهانی کارگر در پارک لاله تهران از جمع 20 نفر بازداشت شده هنوز 17 نفر از آنان در بند 240 زندان اوین بسر میبرند . تعداد بازداشت شدگان بیش از یکصد نفر میباشد .

پس از قرائت اخبار توسط ایشان بحث پیرامون دلایل اعدام دلارا دارابی ، ممنوع الخروج شدن اعضای شورای صلح و مین و مین روبی در ایران با شدت توسط اعضا پیگیری گردید.

در بخش بعدی بررسی مجمع عمومی گذشته در دستور جلسه قرار گرفت که در این زمینه آقای ایساک مسیحی پس از تعریف و تمجید از برگزاری مراسم روز جهانی کارگر به بررسی اتفاقات افتاده در این جلسه پرداختند و اعضا نیز در این زمینه نظرات خود را بازگو کردند . در این بخش سعی گردید مشکلات کانون ریشه یابی شود و نقش نمایندگی تورینگن را در این زمینه بررسی کنند .

IMG_0296.JPG

سپس امیر حسین بهادری با بیان ماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر به قرائت مقاله ای از آقای مسعود قربانی نژاد نائب دبیر و مسئول واحد فرهنگی انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شاهرود پرداختند و ضمن بررسی و نقد این مقاله  ، اعضا نیز به بیان نظرات خود پرداختند . مقاله قرائت شده بشرح زیر میباشد :

ماده ی 26 اعلامیه ی جهانی حقوق بشر در رابطه با حق تحصیل

1 - هر کس حق تحصیل دارد. تحصیل حد اقل در مقاطع ابتدایی و پایه، باید رایگان باشد. تحصیل ابتدایی باید اجباری باشد. آموزش فنی و حرفه ای باید در دسترس عموم قرار گیرد و آموزش عالی باید بر اساس استحقاق به یکسان دسترس همه باشد .

2 - تحصیل باید معطوف به رشد کامل شخصیت انسان و تقویت احترام به حقوق بشر و آزادی های اساسی باشد. باید تفاهم، مدارا و دوستی میان همه ی ملت ها و گروه های نژادی یا دینی را ارتقاء دهد، و فعالیت های (سازمان) ملل متحد را برای حفظ صلح، تسریع کند .

3 - والدین در انتخاب نوع آموزشی که باید به فرزندان شان داده شود حق تقدم دارند

قصد بر این بود که در صفحه ی حقوق بشر، قبل ازهر چیز به تاریخچه ی حقوق بشر در ایران و جهان و نیز فلسفه ی وجودی حقوق بشر پرداخته شود. اما با عنایت به این مهم که در چند سال اخیر مسئله ی "محرومیت از تحصیل" تحت عناوینی همچون "دانشجویان ستاره دار" و " احکام کمیته های انضباطی" مبدل به یک معضل جدی در جامعه ی ایران گشته است و با توجه به این که جمهوری اسلامی ایران، مفاد اعلامیه ی جهانی حقوق بشر را پذیرفته است، پس تصمیم بر آن شد که به این ماده از اعلامیه ی مذکور پرداخته شود. البته در اصل سی ام قانون اساسی در باب حقوق ملت به تصریح اشاره گشته است که تحصیل حق همه ی ملت ایران است که البته تخلف آگاهانه از قانون اساسی، مخالفت با اساس نظام جمهوری اسلامی می باشد .

آموزش و تحصیل پس از حق حیات و آزادی جزء بدیهی ترین و ضروری ترین حقوق هر انسان بر شمرده می شود. آموزش و تحصیل را از سه منظر می توان مورد بررسی قرار داد .از دیدگاه نخست، تحصیل، نیاز انسان را به آگاهی و دانایی که امروزه دیگر به عنوان یک نیاز ذاتی در انسان نهادینه گشته است، ارضا می نماید. انسان بنابر عللی (که واکاوی آن از حوصله ی این مقاله خارج است) همواره کوشیده است تا رابطه ی خویش را با طبیعت، باز شناسد و از این رو همواره در پی کشف اسرار و رموز طبیعت بر می آمده است تا با شناخت طبیعت بتواند به شناخت کامل تر و صحیح تری از خود دست یابد و با توجه به نهادینه شدن این نیاز در انسان، حق و حقوقی نیز در این رابطه برای او پدیدارو مشخص گشته است و با توجه به محدودیت های زمانی و مکانی و اقتصادی که بشر، خود را به آن محدود می داند، این حق را برای خود قائل شد تا این علوم و آگاهی ها را از دیگران فرا بگیرد و نیز در مقابل این حق موظف گشت تا آن چه را که می داند به دیگران بیاموزد. که به این مسئله در دین اسلام نیز موکدا اشاره گشته است که خداوند در قرآن بار ها از مردم خواسته است که در طبیعت نظاره کنند و این اشاره در پیرامون را از ویژگی های یک انسان مومن می داند و در مورد این که بسط و نشر علم و آگاهی برای کسی که می داند، یک وظیفه است به سخنی از پیامبر اسلام بسنده می کنم که می گوید:" زکات علم، نشر آن است." که باز با توجه به متون قرآن، پرداخت زکات یک فریضه و واجب الهی است که به اندازه ی ادای فریضه ی نماز به آن اشاره گشته است.پس "محرومیت" از تحصیل که به عنوان راهی برای رسیدن به آگاهی است، نه تنها نقض مسلم یکی از بدیهی ترین حقوق بشر است که حتی عدم انجام یک وظیفه است در سیستم حق_وظیفه ای جامعه ی بشری با استناد به حقوق بشر و شرع الهی .

دیدگاه دوم به ضرورت تحصیل به عنوان راهی برای استمرار زندگی می پردازد. بشر در هر جامعه ای و در هر دورانی، برای آن که بتواند زندگی کند نیاز به داشتن مجموعه ای از مهارت ها دارد که این مهارت ها از طریق تحصیل، به صورت نسل به نسل به بشر منتقل می گردد و در این میان عده ای نیز با تکیه بر مطالعات و نیز تجربیات خویش، چیزی جدید به این مجموعه می افزایند و از این طریق هم امرار معاش می کند و هم مجموعه ی دانش و آگاهی را بارور تر می نمایند، که محرومیت های از تحصیل علاوه بر این که ظلمی است در حق شخصی که از تحصیل محروم می شود، خیانتی بس بزرگ به جامعه ی بشریت است. در جامعه ی مدرنی که مشاغل بسیار گسترش یافته اند و شغل ها بسیار تخصصی گشته اند، محروم کردن یک شخص از تحصیل که به عنوان راهی است برای یادگیری تخصص در یک شغل، در واقع به منزله ی محروم نمودن فرد از یک زندگی آرام و توام با رفاه می باشد یا حداقل راه دستیابی به تخصص بسیار مشکل تر می گردد که این مسئله نه تنها زندگی فرد را بلکه سلامت کل جامعه را با خطر ها و چالش های جدی رو به رو می کند و اما دیدگاه سوم به جایگاهی که دانش و آگاهی برای دانشمند در جامعه می سازد اشاره می کند. به این ترتیب که درست یا نادرست، شخصی که "می داند" دارای مقام ومنزلتی نزد دیگران که "نمی دانند" می شود، که البته وجود این جایگاه چندان دور از ذهن نمی نماید. همانطور که اشاره شد مردم به دانش نیاز دارند چه برای رسیدن به یک خودشناسی و بر طرف کردن عقده یا شهوت دانستن همه چیز و چه برای کسب مهارت های لازم برای زیستن در یک جامعه. پس بدیهی است که فرد دانشمند دارای جایگاه رفیعی در جامعه باشد. و باز در متون قرآن خداوند می پرسد:" آیا آن کس که می داند با آن کس که نمی داند با هم برابرند؟ "و علی ابن ابیطالب که می گوید:" هر کس مرا کلمه ای علم بیاموزد، مرا بنده ی خود نموده است." و همچنین اگر به حافظه ی تاریخی خویش باز گردیم می توانیم به جایگاه دانشمندان پی ببریم  و نیز حافظه ی تاریخی بشر کسانی را که به هر دلیلی کسب علم را منحصر به طبقه ای خاص نموده اند و یا دیگری را از کسب و نشر علم باز داشته اند، نکوهش و سرزنش نموده است و محرومیت های از تحصیل به منزله ی محروم کردن یک انسان است برای رسیدن به حق داشتن جایگاهی مناسب در جامعه که البته بنا بر فلسفه ی هابز یکی از علل جنگ و کشمکش میان افراد یک جامعه و به طور کلی ابناء بشر، تلاش برای رسیدن به جایگاهی مناسب در جامعه است و در صورتی که اجازه داده نشود تا افراد بتوانند از طرق صحیح به جایگاه خویش برسند، می توان پیش بینی نمود که در دراز مدت جامعه دچار کشمکش و هرج و مرج خواهد شد .تنها در یک جامعه ی بشری پیشرو و توسعه یافته به لحاظ فرهنگی، فرد را به خاطر جرم مسلم و اعمال غیر قانونی و فرا قانونی که انجام داده است، مجازات می کنند، که این مجازات ها نیز تعاریف و محدوده ی خاص خود را دارند، یک شخص را به اندازه ی جرمی که مرتکب شده مجازات می کنند و اگر بخواهیم از دیدگاه حقوق بشری بنگریم، حتی برای متخلفینی که در زندان ها هستند، تحصیل، مجاز و جزء حقوق لاینفک آن ها شناخنه می شود و در آن جا نیز فرد را از فرا گرفتن مهارت های لازم برای داشتن یک زندگی سالم، محروم نمی کنند. تازه این مسئله شامل حال کسانی است که مرتکب یک "جرم مسلم اجتماعی" گشته  اند. اما متاسفانه در کشور ما انتقاد کردن و اعتراض نمودن را در هر قالبی چه به صورت روزنامه نگاری و ژورنالیسم و چه در قالب اندیشه و روشنگری و چه در قالب تجمع ها و تشکل ها که جزء حقوق مصرح و مطروحه ی ما در حقوق بشر و قانون اساسی می باشد، با چسباندن انگ های بی اساسی همچون توهین و افترا و تشویش اذهان عمومی و اقدام علیه امنیت ملی و از این قبیل تهمت ها، جرم تلقی نموده و در کنار حق آزادی  و انتقاد، ما را از حقوق اولیه و بدیهی ای همچون "تحصیل" محروم می کنند. اما بحث سر این است که نه انتقاد و اعتراض و روشنگری جرم است و نه به جرم انتقاد و روشنگری کسی را از حق تصیل و حقوق اولیه ی انسانی محروم نمودن، امری قانونی است .

IMG_0294.JPG

بخش بعدی جلسه سخنرانی آقای فرزان هدائی با مضمون انتخابات بشرح زیر قرائت گردید :

هر کس می‌خواهد انقلاب کند نخست می‌باید به ایران برگردد؛ بد‌تر شدن اوضاع ایران که در هر حال و با پیروزی هر کاندیدای جدی ریاست جمهوری پیش خواهد آمد نه حتما به انقلاب خواهد انجامید و نه به سود ملی است

بحران اقتصادی جهانی ــ بزرگ‌ترین در هشت دهه گذشته ــ نمی‌باید توجه ما را از بحرانی که ایران را فرو گرفته است و هم امسال ابعاد واقعی آن آشکار خواهد شد برگیرد. سی سال رفتار یک ارتش اشغالی، بی هیچ مسئولیتی در برابر مردم، با اقتصاد ایران ستون‌های جامعه ایرانی را سست کرده است و چهار ساله گذشته تیر خلاصی بود که بر این پیکر نیم جان خورد. اکنون دیگر پولی در میان نیست که "مسائل خود را بخرند" و رکود و تورم همزمان (stagflation به زبان اقتصاد‌دانان) با همه قدرت ویرانگر خود در راه است. برشمردن پاره‌ای ارقام، همه از منابع رسمی و رسانه‌های ایرانی، برای نشان دادن بهمنی که فرود خواهد آمد بس است. در سه ساله اول ریاست جمهوری احمدی نژاد که از همه نظر دوران شکوفائی، و تبلور جهان‌بینی جمهوری اسلامی است، در امد ایران تنها از نفت 5/197میلیارد دلار بوده است. برای رئیس جمهوری و گرگان گرسنه‌ای که ماشین سیاسی او را می‌سازند چنین گنج باد آوردی یک مصرف بیشتر نمی‌داشت: پر کردن جیب خودی‌ها و خریدن توده مردم (پول‌هائی که در سفر‌های استانی او میان مردم پخش می‌شود، چهل میلیارد دلاری که بی هیچ نظارتی به عنوان وام تولید کار به این و آن دادند و تلف شد ...) برای دور خیز قدرت نهائی. احمدی نژاد با از سر راه برداشتن یا کنار زدن همه مقررات، آن میلیارد‌ها و بیشتر آنچه را که از گذشته مانده بود برباد داده است. او نه تنها نمی‌تواند بگوید که با آن پول‌ها برای مردم چه کرده است، حتی خودش هم نمی‌داند که نزدیک 200 میلیارد دلار که در این چهارمین سال بر آن بسیار افزوده شد، به کجا‌ها رفته است. از نظر او این امور در شمار اسرار دولتی است. در نتیجه در سه ساله نخست او، نقدینگی (پول در گردش) در ایران از معادل 8/68میلیارد دلار به 168میلیارد دلار رسید و نسبت هزینه‌های دولتی به تولید نا ویژه داخلی از 2/15 در صد به 6/27 در صد بالا رفت؛ زیرا سرمایه گزاری خصوصی در ایران عملا باز ایستاده است. تورم 24 در صد و رو به افزایش، بیکاری عمومی تا 18 در صد، و دو برابر آن در گروه سنی 18 تا 30 سال، ورشکستگی‌های پر دامنه که اندازه‌های ترس‌آورش را به زودی خواهیم دید و همه پیامد‌های دیگر بی مسئولیت‌ترین سیاست اقتصادی که ایرانیان به یاد ندارند دستاورد این ریاست جمهوری بوده است. طرفه آن است که در این گرم‌ترین کارزار انتخاباتی در جمهوری اسلامی جز به اشاره یا به شوخی به چنین کارنامه‌ای نمی‌پردازند؛ غارت اموال عمومی چنان عادی شده است که یک هوادار پر نفوذ احمدی نژاد به شوخی از سوراخ بودن سر و ته خزانه سخن می‌گوید و باز از او پشتیبانی می‌نماید؛ و خامنه‌ای که احمدی نژاد را بهترین اجرا کننده منویات خود می داند همچنان پنهان و آشکار برای دو باره به کرسی نشاندن‌ش می کوشد. (ارقام از یک بررسی دکتر عباس میلانی آورده شده است.)

هر حکومتی پس از انتخابات روی کار آید بلا‌فاصله با کسر بودجه‌ای که می‌تواند تا پنجاه در صد برسد، و تورم و بیکاری کنترل ناپذیر و کمبود فلج کننده کالا‌ها رو به رو خواهد شد، زیرا در چهار ساله گذشته سیاست جانشین کردن تولید را باز هم پیشتر بردند و بی دریغ به تشویق واردات پرداختند. اما تنها مردم نخواهند بود که زندگی‌ها‌شان به تنگی بیشتر خواهد افتاد. آن گرگان بی شمار سیری ناپذیر نیز دست به هر چه مانده است و از مردم بتوان زد خواهند برد و کشمکش‌های درونی رژیم بالا‌تر خواهد گرفت. دور نمائی است پر از مخاطره برای رژیمی درگیر پیکار مرگ و زندگی که برای نگهداشتن خود از هیچ سرکوبگری و خشونت در برابر مردمی که ممکن است سرانجام به جان آیند، فرو گذار نخواهد کرد.

بر اینهمه می‌باید فرا رسیدن لحظه برخورد تعیین کننده دیپلماتیک با امریکا را افزود. امریکائیان با چماقی که به سبب دشواری‌های درونی جمهوری اسلامی کوبنده‌تر، و هویجی که به همان سبب برای رژیم اسلامی مقاومت ناپذیر‌تر می‌شود می‌خواهند پیش از ساخته شدن بمب اتمی رژیم که دیگر چندان دور نیست مشکل را چنان حل کنند که کار به مداخله نظامی اجتناب ناپذیر نکشد. بسیار دور است که تاکتیک مذاکره برای مذاکره رژیم باز هم کار کند و امریکائیان به اندازه اروپائیان آماده باشند که به گفته یک مذاکره کننده رژیم، فرش گفتگو های اتمی را میلی متر میلی متر ببافند. تیک تیک ساعت اتمی همه چیز را زیر سایه خود می‌آورد و هیچ کس در حکومت از نو جان گرفته امریکا نیست که ماه‌های آینده‌ی تنگنای اقتصادی و سیاسی جمهوری اسلامی و فرصتی را که پیش آورده است نبیند و به حد اکثر از آسیب پذیری روز افزون رژیم اسلامی بهره نگیرد. اینکه حکومت اسلامی بتواند خود را از این بحران بدر آورد و بر پا بماند می‌تواند موضوع بحث‌های بسیار باشد. اما انتخابات پیش روی ریاست جمهوری پرسشی را پیش می‌آورد که کدام کاندیدا به حال رژیم زیانبار تر خواهد بود؟ در ارتباط با این پرسش بار دیگر استدلال کلاسیک نیرو های انقلابی در محافلی از مخالفان تکرار می‌شود که هر چه اوضاع بد‌تر شود انقلاب و رهائی مردم پیش خواهد افتاد. در برابر، کسانی می‌گویند ایرانیان هیچ در حال و هوای انقلابی نیستند و نمی‌خواهند بار دیگر خود را به پرتگاهی پرتاب کنند که ته آن را نمی‌توان دید؛ و اصلا از هم پاشی و انقلاب، آنچه را هم که از دستبرد جمهوری اسلامی مانده است به باد خواهد داد و ایران در وضعی نیست که تاب یک انقلاب دیگر را بیاورد.جلسه با بررسی عملکرد اعضا در کمیته ها پیگیری گردید . در این بخش آقای فرزان هدائی از عملکرد خود در کمیته جوان و دانشجو گزارشی ارائه دادند و پس از ایشان آقای رحمنی پور به گزارشی از عملکرد کمیته خود در ماه گذشته پرداختند . پس از ارائه گزارش توسط ایشان آقای شهریار ایازی مسئول نمایندگی بشدت از عملکرد این دوستان انتقاد کردند و همکاری بیشتری از ایشان طلب نمودند . سپس آقایان ایساک مسیحی و شهریار ایازی به توضیح عملکرد خود در کمیته های اقوام و ملل و دفاع از حقوق پیروان ادیان پرداختند . جلسه پس از استراحت کوتاهی در ساعت 14 مجددا پیگیری گردید . در این بخش به بررسی جلسه اضطراری کانون در هفته آینده پرداخته شد و نظرات جهت ارائه در این جلسه جمع بندی گردید . این بخش با جمع آوری پیشنهادات پس از 1.5 ساعت پایان یافت . سپس برنامه های مجمع عمومی آینده بررسی شد و در این زمینه برنامه ریزی گردید .

در بخش بعدی تاریخ برگزاری مراسم تظاهرات ایستاده و میز کتاب ماه آینده نمایندگی تعیین گردید . قرار شد این مراسم در تاریخ 13 یونی با مضمون انتخابات ریاست جمهوری در ایران و در محل دائمی نمایندگی تورینگن برگزار گردد . در پایان پس از تعیین مجریان جلسه داخلی آینده و پس از اخذ حق عضویت از اعضا لیست مالی تهیه گردید و جلسه راسما در ساعت 16 پایان یافت .

اطلاعيه شماره ١٦ كميته اديان

 ماده 18 اعلامیه جهانی حقوق بشر

هر کس حق دارد که از آزادي فکر، وجدان و مذهب بهره مند شود. اين حق متضمن آزادي تغيير مذهب ياعقيده و همچنين متضمن آزادي اظهار عقيده و ايمان ميباشد و نيز شامل آزادي تعليمات مذهبي و اجراي مراسم ديني است.

هر کس ميتواند از اين حقوق منفردا يا مجتمعاً بطور خصوصي يا بطور عمومي برخوردار باشد.

 

به خشونت های عقیدتی پایان دهید.

هموطنان آزاده                     

انسانهاي آزاديخواه

در روزهاي اخير شرق كشورمان دستخوش نا آرامي است و بيم ان ميرود كه نزاعي مذهبي و همه گير و كينه اي ماندگار بار ديگر فاجعه اي را در وطنمان به بار آورد.

بعد از آن كه هشدار ها و اخطارهاي تمامي سازمان هاي حقوق بشري داخلي و بين المللي به جمهوري اسلامي در زمينه رعايت حقوق اقليت هاي ديني و مذهبي با آتش افروزي هاي عمدي عوامل حكومتي با تشديد سركوب اهل سنت در اين استان ناديده گرفته شد، اينك با دست آويز قرار دادن حادثه يك مسجد در زاهدان شكل مخوفي از سركوب را در پيش گرفته است

 .بي ترديد اين حوادث ناگوار ناشي از سهل انگاري هايي از قبيل: تخريب مساجد اهل سنت، دستگيري امامان جماعت اهل سنت، ترورهاي مشكوك دولتي امامان اهل سنت، اعدام روحانيان اهل سنت، توهين مستقيم به مقدسات اهل سنت چه در منابر و چه تريبون هاي دولتي و... ميباشد عملكردي كه در ساير استان هاي سني نشين نيز كم و بيش جاريست.كميته اديان كانون دفاع از حقوق بشر در ايران حوادث خشونت و خونبار اخير را نتيجه عملكرد دراز مدت و ظالمانه حكومت دانسته و گسترش سركوب اهل سنت در اين گوشه از وطنمان را به اين مستمسك محكوم مي نمايد و خواهان اعمال فشار و دخالت سازمانهاي بين المللي حقوق بشري براي توقف آن ميباشد.

16-212/2009

كميته اديان كانون دفاع از حقوق بشر در ايران  

خرداد 1388

 

ماده 19  اعلامیه جهانی حقوق بشر

هر کس حق آزادي عقيده و بيان دارد و حق مزبور شامل آنست که از داشتن عقايد خود بيم و اضطرابي نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن، با تمام وسائل ممکن و بدون ملاحظات مرزي، آزاد باشد.

آزادی بیان و اندیشه از حقوق مسلم ماست

جان بهروز جاوید تهرانی در خطر است!

بهروز جاوید تهرانیc

تنها بازمانده دستگیریهای کوی دانشگاه تهران، این روزها در بخشی از کریدورهای تنگ و تاریک زندان رجایی شهر که به بند آخر خطی ها و سگ دونی معروف است کتک می خورد و صدایش بجایی نمی رسد؛ چون او نه پاسپورت آمریکایی دارد و نه زندانی خودی محسوب می شود بهروز که بازمانده ی پرونده کوی دانشگاه در زندان است بدون دلیل و اتهام، نزدیک به یک سوم از بهترین سال های شادابی و جوانی اش را در زندان گذرانده و حتی از ابتدایی ترین حقوق مربوط به زندانیان مانند مرخصی بی بهره بوده،

"...چهار سال را در زندان در بین قاتلین و اشرار و زندانبانان قواد سپری کردم بدون آنکه مسئولین زندان اجازه یک روز مرخصی را به من بدهند. تا اینکه روزی خواهرم با گریه خبر فوت مادر را از پشت تلفن به من داد. باز هم گریه کردم و زانوانم لرزید، آری خوب به خاطر دارم. مسئولین زندان حتی حاضر نشدند برای تشیع جنازه مادرم چند ساعتی به من مرخصی بدهند." (بخشی از رنجنامه ی بهروز جاوید طهرانی)

بنابه گزارشات رسیده از سلولهای انفرادی بند 1 زندان گوهردشت کرج، زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی که همچنان در اعتصاب غذا بسر می برد تحت شکنجه های شدید جسمی قرار دارد و جان این زندانی در معرض خطر جدی است تمام دلایل حاکی از آن است که وزارت اطلاعات قصد حذف فیزیکی این زندانی سیاسی را دارد ،فراموش نکنیم زمان زیادی از فوت (کشته شدن) امیرحسین حشمت ساران و امید رضا میرصیافی در زندانهای جمهوری اسلامی نگذشته و این احساس خطر نسبت به سلامت جان بهروز و زندانیانی همانند او که اکنون نیازمند توجه و پیگیری و حمایت هستند، وجود دارد.

کانون دفاع ازحقوق بشر در ایران (کمیته جوان و دانشجو) ضمن محکوم نمودن موارد روزانه نقض حقوق بشردرایران، وظیفه خود میداند توجه افکارعمومی و سازمانهای بین المللی حقوق بشری و تمام فعالان حقوق بشر را به این موضوع جلب نموده و تقاضای یاری و همکاری نماید تا ازبه وقوع پیوستن فاجعه انسانی دیگری جلوگیری شود.

210/2009

روابط عمومی کانون دفاع ازحقوق بشر درایران

 ماده 21 اعلامیه جهانی حقوق بشر :

١. هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ، خواه مستقيما و خواه با وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید.

٢. هر کس حق دارد با تساوی شرایط ، به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید.

٣. اساس و منشا قدرت حکومت ، اراده مردم است . این اراده باید به وسيله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری ، صورت پذیرد. انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا طریقهای نظير آن انجام گيرد که آزادی رای تامين نماید.

به بهانه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری

فراخوان

تظاهرات ایستاده و میز کتاب

 به بهانه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی و به دلیل جلوگیری از اجرای اعلامیه جهانی حقوق بشر ماده 21 توسط شورای نگهبان (گزینش افراد معین و مورد نظر بدون پاسخگوئی، که در این دوره از 480 نفر که ثبت نام نموده بودند فقط 4 نفر را تعیین نموده) و عدم امکان تشکلهای حزبی و سندیکائی عملاً امکان برگزاری انتخابت سالم و مردمی در ایران مقدور نمی باشد.

اعضای نمایندگی تورینگن کانون دفاع از حقوق بشر در ایران، به منظور روشنگری و افشای موارد نقض حقوق بشر در ایران  اقدام به برپائی تظاهرات ایستاده و میز کتاب می نمایند .

بدینوسیله از شما مبارزان راه آزادی، مدافعان حقوق بشر برای همراهی و همصدائی در این مراسم دعوت بعمل می آوریم.

زمان برگزاری: شنبه 13 یونی 2009 از ساعت 11.00 الی 13.00

محل برگزاری: Steinweg – neben DM laden – 99974 Mühlhausen

کانون دفاع از حقوق بشر در ایراننمایندگی تورینگن

 ابتدای صفحه | بازگشت

all rights reserved @ Bashariat