آشنایی با کانون | نشریه | مواضع و بیانیه ها | درخواست عضویت | ارتباط با ما

ماهنامه بشریت شماره 87

 

گزارش مجمع عمومی کانون مدافعین حقوق بشر در ایران آپريل ۲۰۰۹

نويد زمانى

نشست مجمع عمومی کانون به مسئولیت نمایندگی گیسن و به ریاست خانم آذر جواد مسئول نمايندگى و با منشیگری نويد زمانى در ساعت 11.30 روز پنجم آپريل ۲۰۰۹ و در محل دفتر نمایندگی هانوفر تشکیل شد. دراین دیدار اکثریت اعضاء از نمایدگیهای مختلف کانون و همچنین چند عضو جديد کانون حقوق بشر حضور داشتند. مسئول جلسه در آغاز پس از خوش آمد گوئی به حضارو تبريك سال نو اظهار اميدوارى كردند كه سال نو سال بركت و سلامتى و رسيدن به آرزو ها باشد.

سپس آقاى ایساک مسیحی اخبار پیرامون نقض حقوق بشر را ارائه نمودند.

ایشان با اشاره به حجم بالاى نقض حقوق بشر در ايران در فاصله زمانى ۱۰.۱۲.۱۳۸۷ تا ۱۰.۰۱.۱۳۸۸ از كوشش خود جهت گردآورى اين اخبار پيرامون ۲ ماده از اعلامیه جهانى حقوق بشر خبر داد، تا از پراكنده گويى جلو گيرى شده و در ضمن تصويرى واضح و روشن از موارد نقض حقوق بشر را ارائه شود.

بارز ترين و ناگوار ترين خبر در ماه گذشته مرگ مشكوك امير حسين حشمت سران، زندانى سياسى و قتل وبلاگ نويس جوان آقاى امير رضا مير صیافی و على با دو زاده در مهاباد بود كه هر سه اين عزيزان در اسارت جمهورىِ اسلامى بودند. با توجه به قتل دكتر زهرا بنى یعقوب ، منوچهر محمدى و خانم زهرا كاظمى، گويا زندانبانان آستانه تحمل خود را پائين آورده اند و سهل ترين و شرم آورترين مسير را براى خلاصی خود از پرخاشگری هاى به حق و حق طلبى هاى مبارزین راه آزادى بر گزیده اند. اين در حاليست كه ماده ۵ اعلاميه جهانى حقوق بشر ميگويد : احدی را نمى توان تحت شكنجه يا مجازات يا رفتارى قرار داد كه ظالمانه و يا بر خلاف انسانيت و شئون بشرى يا موهن باشد. با نگاه به اخبار ماه گذشته گستردگى موارد نقص حقوق پیروان و اديان را مشاهده ميكنيم و تمركز حاكميت اسلامى براى قلع و قمع اين طیف را بارز تر ميبينم.

۱.دراویش :

بعد از وقایع اصفهان و اعتراضات سوم اسفند در تهران كه منجر به دستگيرى ۴۵ در اصفهان و ۸۵۰ نفر در تهران شد.در تاريخ ۱۳.۱۲.۸۷ دادستان گناباد مخالفت خود را با دفن حتى جسد دراویش در گورستان گناباد اعلام كرد.از مجموع ۱۱۸ زندانى دراویش تنها ۱۶ نفر از آنها پس از پس دادن بازجویی هاى فنى(شما بخوانيد شكنجه) از سلولهای انفرادى به بخش عمومى باند ۲۰۹ منتقل شدند.

۲.بهائیان :

۱۴.۱۲.۸۷ اخراج ۳ دانشجوى بهائی از دانشگاه سهند تبريز

۱۷.۱۲.۸۷ اخراج ۱ دانشجوى بهائی از دانشگاه سمنان

۲۱.۱۲.۸۷ بازداشت يك زن بهائی

۲۷.۱۲.۸۷ اخراج ۱ دانشجوى بهائی از دانشگاه مازندران

۲۱.۱۲.۸۷ دستگيرى ۲ بهائی در يزد

۲۲.۱۲.۸۷ بازداشت يك جوان بهائی در سمنان

۳۰.۱۲.۸۷ بازداشت ۲ شهروند بهائی در شيراز

آزار و تضییع حقوق بهائیان منحصر به دستگيرى و اخراج انان نبوده بلكه به صور مختلف ادامه دارد.از جمله :

۲۱.۱۲.۸۷ حمله به منازل ۲ بهائی و آتش زدن منازل انان با کوکتل مولوتف در تنکابن

۲۵.۱۲.۸۷ شعار نويسى هاى شبانه بر منازل بهائیان در سمنان

۲۶.۱۲.۸۷ پلمپ محل كسب و كار يكى از بهائیان در سمنان

۷.۱.۱۳۸۸ احضار سازمان يافته بهائیان و آزار و اذيت دانش آموزان بهائی در مدارس و در پايان قطع ارتباط خانواده هاى بهائیان با زندانيان در مشهد بر اساس گزارش ۸.۱.1388

۳. آيت الله بروجردی :

او و هوادارانش كه از گروه هاى دگر انديش مذهبى هستند كماكان تحت فشار حاکمین اسلامى اند.

۱۲.۱۲.۸۷ ادامه بازجو يى از خانم زهره شريفى از هواداران ايشان

۱۳.۱۲.۸۷ مخالفت با معاینات پزشكى و انجام عمل جراحى براى آقاى بروجردی

۵.۱.۸۸ حكايت از رو مصالحه ايشان با رژيم دارد.

۴. جمعیت آل یاسین:

۱۴.۱۲.۸۷ دستگيرى سخنگوی آل یاسین و يكى ديگر از اعضاى ان (فازى حسامی )

۱۶.۱۲.۸۷ احضار همسر پيمان فتاحی ،رهبر اين جمعيت ، به دادگاه براى تحت فشار قرار دادن وى

۲۹.۱۲.۸۷ مخالفت با تعلق مرخصى به تمامى زندانيان اين جمعيت

۵. اهل حق :

۱۰.۱۲.۸۷ اعدام يك پیرو اهل حق در زندان ارومیه

۱۲.۱۲.۸۷ ممانعت از تحويل جسد اين زندانى اعدام شده

۶. اهل سنت :

۱۶.۱۲.۸۷ ترور يك تن ديگر از علماى اهل سنت در خراسان (كشتار به وسيله چاقو و صحنه سازى به عنوان تصادف)

۱۴.۱۲.۸۷ اعدام مولوى (روحانى اهل سنت) در بلوچستان در كمتر از يك سال (به بهانه پناه دادن و يا هواداری از جندالله )

۳.۱.۸۸ احضار مجدد مولانا احمد فارویی روحانى اهل سنت به دادگاه ويژه روحانیت

۱۰.۱۱.۸۸ حمل به نماز گذران اهل سنت در مشهد (گرفتن بلند گو و توهين به حضار و اعتقادشان)

7.مسيحيان :

۲۷.۱۲.۸۷ بازداشت ۶ مسيحى در يك كليساى خانگى در اصفهان

۲۹.۱۲.۸۷ بازداشت ۲ تن از اعضاى كليساى خانگى در تهران

۱.۱.۸۸ صدور حكم دادگاه براى ۳ تن از مسيحيان فارسى زبان در شيراز(متن حكم منتشر نشده است.)

۵.۱.۸۸ صحنه سازى و دام گستری براى بازداشت يك وبلاگ نويس مسيحى در اصفهان و دستگيرى او و يك نفر ديگر

۵.۱.۸۸ خبر تعطيل كليساى شهر ارا (كليساى محل تردد و نیایش مسيحيان فارسى زبان در روز هاى جمعه و شنبه)

اين اخبار تنها قسمتى از وقايعِ است كه از دستگاه هاى امنيتى به بيرون نشت كرده اند والا تعداد متاسفانه بيش از اين موارد است و دوم اينكه چه شاهدی بالاتر از اين موارد براى نقص ماده هجدهم اعلاميه جهانى حقوق بشر كه ميگويد:

هر كس حق دارد كه از آزادى فكر ،وجدان و مذهب بهره من شود .اين حق متضمن آزادى تغيير مذهب يا عقيده و ايمان مى باشد و نيز شامل تعلیمات مذهبى و اجراى مراسم دينى است.هر كس ميتوانند از اين حقوق برخوردار باشد.

بازداشت ها : ۴۲ بهائی -  ۵۱ مسيحى   -   ۱۳۹ سنی -  ۱۰۳ درويش

تفتیش منازل : ۳۱ بهائی  -  يك خانواده مسيحى

احضار و بازجوییها :  ۲۵ بهائی -  1سنی -  ۴۵ درويش

محاکمه : ۱۱ بهائی  - ۸ مسيحى  -  ۱۸ سنی -  ۱۹ درويش

در پايان آقاى شفائی ضمن تقدير از نحوه ارائه اخبار توسط آقاى ایساک مسیحی توصيه كرد كه ديگران هم از اين روش ايشان  همانا انتخاب یک یا دو ماده را انتخاب و بر اساس این مواد موارد نقض حقوق بشر را به عنوان اخبار انتخاب نمایند.

در بخش دوم خبر آقاى وحید رشادى با سلام و تبريك سال نو آغاز كردند و آرزوى سال خوب هم ره با سلامتى و موفقيت را براى اعضا داشتند.سپس ايشان توضيحى دادند كه چون هميشه اخبار حقوق بشر و سياسى مسائلى را در حاشیه قرار ميدهند، به همين خاطر تصميم گرفته اند از اين مسائل كه در حواشی قرار گرفته اند صحبت كنند.

در ارتباط با اردوگاه اشرف قرار بود كه محافظت ان را به نيرو هاى عراقى واگذار كنند كه موافقت نمى شد ولى متاسفانه بعد از ديدار نخست وزير عراق از ايران و ملاقات او با آقاى خامنه يى اردوگاه به عراقى ها واگذار شده است.

مشاور امنيتى ملى عراق روز دوشنبه ۱۶ مارس به انتشار بیانیه اى ادعا كرده كه با ساکنان اشرف طبق تعهدات بين المللى برخورد ميشود.ولى مسائل اخير كه اتفاق افتاده چيزى خلاف اين مدعا را ثابت ميكند.

سرباز هاى عراقى اخيرأ به شدّت با ساکنان اشرف بد رفتارى ميكنند و با باتوم برقى به جان برخى هم افتاده اند و عملا هم اردوگاه را محاصره كرده اند و اجازه ورود كاميون را نمى دهند.قرار بوده كه افراد ساكن به كشور سومى منتقل شوند.

majmae omumi april 2009 (8).JPG

در خصوص اعتياد و سن اعتياد كه در تهران متاسفانه به ۲۰ سال رسيده است. به گفته مسئولين مبارزاه با مواد مخادر دليل اين امر هم مساکن و اماكن خالى و متروکه كه در جنوب تهران مى باشد كه تبديل به اقامتگاه معتادان شده است.به طورى كه ساختمان هاى مذكور با داشتن ۲۰ تا ۴۰ اتاق مجردى مكان مناسبى براى سکونت معتادان شده است.در ادامه عنوان شده است كه فقط در تهران ۶۰۶۱۵ نفر در ارتباط با مواد مخدر دستگير شده اند.

بيش از ۲ ميليون قرص و آمپول مواد مخادر كشف شده است. مانگين سنى اعتياد تفننی در تهران ۱۸ سال شده است و اعتياد رسمى ۲۰ سال است.از آنجا كه رژيم در نظر دارد كه آداب و رسوم ايرانى را به طور ريشه يى از بين ببرد ،در شب چهار شنبه سورى هم ۲۰۰۰ نفر دستگير شدند.به گفته مسئول معاونت عمليات نيروىِ انتظامى در شب چهار شنبه آخر سال ۸۷ ميزان تماس هاى مردمى با مركز فوریت هاى پليس ۱۱۰ نسبت به سال گذشته افزايش چشم گيرى داشته است.يعنى با اين اعلام قصد داشته چنين وانمود كند كه خود مردم متعرض به اين برنامه ها هستند و به پليس جهت مقابل اطلاع داده اند!!!

خبر ديگر اين است كه يك فعال مدنى آذربايجان در شهر اردبيل به شدت تحت شكنجه است.وى كه رامين صادقى نام دارد در روز ۱۷ بهمن ماه ۸۷ دستگير شده است و برادر او هم دستگير شده بود كه به قيد ضمانت آزاد گرديد. باز جويان به قدرى اين فرد را شكنجه كرده بودند كه زندان از تحويل گرفتن او خودارى ميكرده است.چرا كه با توجه به وخيم بودن حال وى احتمال مرگ وى را ميدادند و نمى خواستند مسؤليت قبول كنند و يا او را تحويل بگيرند.باز جويان زندان با بكار گيرى الات هاى مختلف شكنجه و دادن شوك الکتریکی به نقاط حساس بدن و ضرب و شتم شديد او را تا آستانه مرگ بردند.

جوانى ۲۹ ساله هم در اصفهان در آستانه اعدام قرار گرفته است.وى كه حميد باقر يان نام دارد قرار است كه ۳۰ فروردين اعدام شود.با وجود مراجعه خانواده اين شخص امكان ملاقات وى فراهم نشده است.دادگاه تصميم گيرنده در مورد پرونده وى اعلام كرده كه حتى اگر شاکی خصوصى هم رضايت بدهد،مدعی العموم رضايت نخواهد داد و ايشان بايد اعدام شود.اين زندانى سال ۸۲ دستگير شده و ماموران آگهى براى گرفتن علیه اعترافات مورد نظر خود او را به مدت ۱۰ روز تحت شكنجه قرار دادند و زمان شكنجه هم بعد از وقت ادارى بوده است ،براى اين كه ماموران بتوانند بدون دغدغه و مشكلى كار خود را انجام بدهند.او اصلا اجازه داشتن وكيل هم نداشته است.هر چند كه مجازات آدم ربایی اعدام نيست ولى مسئولان جمهورىِ اسلامى با اتهام "تهديد علیه امنيت ملى " تا كنون افراد زيادى را به جوخه اعدام سپرده است.

آقاى اميد صیافی كه به تازگى در زندان فوت كرده است افسردگى شديد داشته است .عكس هاى چاپ شده از او نشان دهنده اين است كه او خود كشى نكرده است ،چون در ناحیه گردن و صورت او به وضوح اثر جرح و ضرب و شتم و کبودی وجود داشته است و خون ريزى از بينى هم از موارد اثبات كننده خشونت بر علیه وى مى باشد

سپس خانم آذر جواد به بررسى و مقایسه اعلاميه جهانى حقوق بشر و میثاق هاى ان با قانون اساسى جمهورىِ اسلامى بشرح پرداختند:

majmae omumi april 2009 (10).JPG 
در ابتدا ايشان توضيحى در مورد تاریخچه حقوق بشر دادند. بعد از اتمام جنگ جهانى دوم كشور ها اعلاميه حقوق بشر را تنظيم كردند كه کارشناسان مختلفى در روى اين اعلاميه كار كرده اند و حقوقى را تصويب كردند كه هر كس هر كجاى دنيا كه باشد از اين حقوق بر خوردار باشد.اعلاميه حقوق بشر يك پيمان بين المللى است كه در مجمع عمومى سازمان ملل متحد به تصويب رسيده است كه شامل ۳۰ ماده ميشود كه به شرح ديدگاه هاى سازمان ملال متحد در مورد حقوق بشر در هر كشورى مى پردازد ،كه داراى ابعاد مدنى،سياسى،حقوقى و اجتماعى است و بيش از ۶۰ سال پيش در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ به تصويب رسيده است.

در ادامه خانم جواد اعلام آمادگی كرد كه در مورد ماده ۲۵ اعلاميه جهانى حقوق بشر به مناسبت روز ۷ آپريل روز جهانى بهداشت صحبت خواهد کزد.

ماده ۲۵ داراى ۲ تبصره است كه به قرار زير است.هر كس حق دارد كه در زندگى خود از سلامتى، رفاه و خوراك و مسكن و خدمات اجتماعى برخوردار شود و هر كس حق دارد در موقع بيكارى، بيمارى، نقص اعضا و پيرى و از کار افتادگی و مواردى كه خود هيچ دخالتى در ان امور ندارد،از حمايت برخوردار شود. تبصره دوم ميگويد كه مادران و كودكان حق دارند كه از كمك و مراقبت هاى مخصوص بهره مند شوند. كودكان بدون در نظر گرفتن اين كه چه از طريق ازدواج متولد شده باشند يا غير از طريق ازدواج،همه حق دارند كه از موقعيت و حمايت اجتماعى بهره مند شوند. اما در كشور خودمان اگر مقایسه كوچكى بشود كه كارگران نه تنها از رفاه برخوردار نيستند بلكه بايد دو شیفت كار بكنند، خيلى ها بيكار هستند و برخى هم شب عيد بيكار شدند و ديگر قادر به تامین خانواده خود نيستند. بچه هاى بى سر پرست تعدادشان بيشتر شده كه از هيچ گونه حمايتى بر خوردار نيستند.

امكان استفاده از خدمات رايگان بهداشتی براى افراد بی بضاعت وجود ندارد و بيمارستانها از ارائه خدمات درمانى به خانواده هاى كم در آمد و بی بضاعت خودارى ميكنند.بچه هايى كه از ازدواج متولد نمى شوند در ايران از حق شناسنامه و بهره معنى از خدمات اجتماعى محروم هستند. در پايان سخنرانى خانم جواد به سؤالات حاضرين پاسخ دادند.

سپس در بخش سخنرانی آقای شفائی، دلایل تشکیل کنفرانس برلین و نتایج انرا بشرح زیر اعلام نمودند. يكى از اتفاقاتی كه به طور اساسى در جامعه ايران اثر گذشت، وقايعِ كنفرانس برلين است. كه اين به برنامه اصلاحات و انديشه اصلاح طلبى در ايران ضربه بزرگى زد و مانع روند اصلاحات در ايران شد.امروزه اين امر محرز شده است كه اصولا اصلاحات در ايران با توجه به ساختار جمهورىِ اسلامى امرى شدنى نيست.ابتدا نگاه گذرا داريم به دولتهاى بعد از انقلاب در ايران كه بعد از بنى صدر و رجائی دولت آقاى خامنه اى با نخست وزيرى موسوى آغاز به كار كرد. در بحبوهه جنگ با عراق تلاش آقاى موسوى اين بود كه مردم از نظر اقتصادى در تنگنا نباشند. با تمام كمبودها و مشكلاتى كه به خاطر جنگ وجود داشت. در زمان رفسنجانى كه دولتش به دولت سازندگى معروف شد از نظر روبنائی کارهائی شد ولى مردم از نظر زیر بنائی تحت فشار بودند، سركوب و فشار در اجتماع زياد شد و مردم به بهانه مبارزه با تهاجم فرهنگى تحت كنترل و فشار بودند. با وجود جوّ اختناق در سطح اجتماع، آقاى خاتمى با استفاده از جوّ نارضایتی عمومى با وعده ايران آزاد و جذب نيروهاى جوان توانست به عنوان رياست جمهور انتخاب شود. در دوره خاتمى يك انديشه جديد در سطح جامعه مطرح شد كه همان انديشه اصلاحات است. كه اين حركت با حوادثی در سطح جامعه هم راه شد

majmae omumi april 2009 (11).JPG

مثل قتل هاى زنجیره ای ، بستن روزنامه سلام و تشكيل مجلس ششم در خرداد ماه ۱۳۷۹ كه به مجلس اصلاحات معروف است.در اين دوره فضا باز شد روزنامه ها آزاد شدند و خيلى ها نوشتند و اما نيروهاى مخالف اصلاح طلبى هم بيكار نبودند و مثلا افرادى چون تيمسار قره نی ،الله کرم و انصار حزب الله به طور علنى مبارزه با اصلاح طلبى را در دستور كار خود قرار داده بودند. از طرفى اصلاح طلبى در حال جا افتادن بود. در اين مرحله زمانى به كوشش حزب سبز در آلمان و بنیاد هاینریش  دغوتی شد از بعضى از شخصيت هاى اصلاح طلب و كسانى كه در حكومت قدرتى نداشتند و مثلا نويسنده يا سخن گو يا روزنامه نگار بودند،  كه اين افراد نظر مردم در ايران را به خارج منتقل كنند كه در واقع همايش بعد از انتخابات نامیده شد. هدف اين بود كه بررسى كنند كه اين تغييرات دموکراتیک در جامعه ما چگونه پیش ميرود. اين افراد حدوداً ده نفر بودند كه به قرار زير هستند:

عزت‌الله سحابی از چهره‌های ملی مذهبی ایرانی

شهلا لاهیجی (متولد ۱۳۲۱) یک نویسنده، مترجم و ناشر

اکبر گنجی روزنامه‌نگار و فعال سیاسی

شهلا شرکت از فعالین زنان

حسن یوسفی اشکوری نویسنده، محقق و روزنامه نگار

منیره روانی‌پور (زاده ۲ مرداد ۱۳۳۳، بوشهر) نویسنده

خدیجه مقدم فعال حقوق زنان

حمیدرضا جلایی‌پور دانشیار دانشکدهٔ علوم اجتماعی دانشگاه تهران، پیش از آن چهار سال و نیم فرماندار  نقده و چهار سال و نیم فرماندار مهاباد بوده و حدود چهار سال سمت معاونت استانداری کردستان را بر عهده داشته و در كشتار ها در كردستان دست داشته است.

چنگیز پهلوان نویسنده

مهرانگیز کار وکیل، روزنامه‌نگار، و فعال اجتماعی در زمینه حقوق بشر، حقوق زنان و گسترش مردم‌سالاری است.

محمدعلی سپانلو نویسنده

فریبرز رئیس‌دانا

علی افشاری از اعضای هیئت مرکزی دفتر تحکیم وحدت

محمود دولت‌آبادی (۱۳۱۹-) نویسنده معاصر ایرانی است. او نویسنده رمان مشهور کلیدر است.

جمیله کدیور نماینده مردم تهران در مجلس ششم و استاد و عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی بوده و همسر وی سيد عطاءالله مهاجرانی نخستین وزیر فرهنگ در دولت خاتمی بود

اين جلسه يا كنفرانس در برلين موافقان و مخالفانی داشت.

حزب کمونیست کارگری، مشروطه خواهان و چپ ها و تندروهای چپ مخالف بودند كه اين ها كار اصلاح طلبى انجام بدهند. به هر حال جلسه تشكيل ميشود در سه روز جمعه ،شنبه و يكشنبه برخى هوادار هاى کمونیست کارگری با روشهاى حزب الهی،  نظم جلسه را به هم زدند. با وجود اين كه اين امكان فراهم بود كه گروه هاى اپوزسیون هم صحبت كنند و نظر خود را اعلام كنند ولى ان ها حرف نزدند و فقط شعار دادند، چون چيزى در چنته نداشتند.

عریان شدن یک مرد، رقصیدن یک زن، فریادهای مرگ بر جمهوری اسلامى براى اين دو شخص موجب اقامت گرفتن آنها شد ولى موجب بيچارگى خيلى ها را در ايران فراهم آورد. اين اتفاقات در جلسه برگ برنده براى رژيم جمهورىِ اسلامى شد. با پخش برنامه‌ای ۲۰ دقیقه‌ای که از بخشهایی کوتاه و سری شده از حدود ۱۶ ساعت از بعضی سخنرانی‌های نشست‌های کنفرانس (و نه تمام آنها) ساخته شده بود در دو شب متوالی ۲۹ و ۳۰ فروردین ماه ۱۳۷۹ از شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی، رژيم حد اكثر بهره برداری از اين قضيه را كرد در اولين قدم تندروها قانون مطبوعات را تصويب كردند كه ۲ سال مسكوت مانده بود. حتى منتظر نشدند كه شوراى نگهبان قانون را تصويب كند. ۱۱ روزنامه را بستند و مجلس ششم هم در ارديبهشت ماه تعطيل شد. روزنامه هاى توقيف شده عبارتند از: گزارش روز- بامداد نو- پيام آزادى- آريا- مشاركت- بيان- آفتاب امروز- فتح- عصر آزادگان- صبح امروز- ارزش- آغاز و... که برخى دست اندركاران آنها دستگير شدند. بعد از اين كنفرانس ۲ نفر جرات نكردند به ايران بازگردند چنگيز پهلوان، كاظم کردوانی از كانون نويسندگان و بقيه كه باز گشتند به مصيبت گرفتار شدند. حسن یوسفی اشکوری ۲ ماهى در آلمان بود بعد بازگشت به ايران مورد استقبال قرار گرفت ولى بعد زنداني اش كردند. مهر انگيز كار ۴ ماه زندان رفت و كتابى نوشت به نام گردنبند مقدس . گنجى ۶ سال زندان بود. على افشارى ۲ سال، جلایی پور ۲ ماه و رئيس دانا به طور متوالی به زندان ميرفت و دولت آبادی ابتدا دستگير ولى بعد آزاد شد. هفتم خرداد سال ۷۹ مجلس هفتم كه با شعار اصلاح طلبى روى كار آمده بود براى حل مسأله مطبوعات وارد عمل شد اما در همين زمان يك فرمان حكومتى صادر شد كه لایحه مطبوعات كافى است و مجلس حق تصويب لایحه جديد ندارد. بدين ترتيب انديشه اصلاح طلبى به طور كامل سركوب شد. برخى اصلاح طلب ها هم كه اعتراضى ميكردند، كتك ميخوردند و پرونده اصلاح طلبى در اينجا بسته شد. اين جا بحث اين نيست كه بگوییم كه اگر اين حركت هاى اخلال کننده در كنفرانس برلين از جانب ان دو نفر انجام نمى شد، اصلاح طلبى اكنون موفق ميشد، یا خير، چرا كه اصولا خامنه اى مخالف تغييرات است. ولى بهانه را به دست دولت داد تا مردم را بيش از پيش سركوب كنند. به هر حال هر دو روش اصلاح طلبى و يا انقلاب، تا زمانى كه مردم مثل ان دو نفر فقط در فكر خودشان هستند، نمى تواند براى مردم ايران آزادى به ارمغان بياورد. فرهنگ اجتماع بايد تغيير كند و تا وقتى كه ما اين آگاهى را نداشته باشيم كه علاوه بر خود به فكر ديگران هم باشيم نمى توانيم اجتماع سالم و مثبتى داشته باشيم. در خاتمه آقاى شفائی به سؤالات حاضرين پاسخ دادند..

پس از استراحت آقای امیر حسین بهادری در مورد  آیین های ایرانی و مخالفت رژیم جمهوری اسلامی با این آیینها سخنانی ایراد کرد که به شرح زیر میباشد|:

majmae omumi april 2009 (2).JPG

نوروز یعنی زندگی و زیبائی و شادی و نشاط، نوروز یعنی تغییر و تکاپو و تلاش طبیعت و انسان برای نوشدن و وداع با کهنه ، نوروز یعنی خانه تکانی و زدودن گرد و غبار از جسم و جان و آراستن تن و روان با جامه های نو و زیبا ، نوروز یعنی هم نوائی و هم آهنگی با نظام شگفت انگیز هستی و سپاس و احترام به قوانین طبیعت ، نوروز یعنی دوستی وصلح و آشتی و زدودن زنگار کینه و نفرت از دلها ، نوروز یعنی رخت نو و کفش و کلاه نو ، فکر و اندیشه نو و راه و رسم نو ، نوروز یعنی دید و بازدید ، خنده و شادی ، تبادل بوسه وعیدی ، نوروز یعنی شعر وشراب و رقص و پایکوبی ، یعنی روئیدن و سبز شدن و بسوی آفتاب قد کشیدن و جسم وجان را درچشمه ی خورشید از آلودگی ها پاک ساختن و بالاخره نوروز یعنی سمفونی زیبای رنگ ها و گلها و آواز پرندگان در سرآغازفصل بهار . و بر نوروز بجز انسان و طبیعت ، رنگ و بوی هیچ رنگ و نژادی و هیچ دین و آئینی و هیچ قوم و قبیله ای نقش نبسته است .نوروزبا چنین پیام های زیبا و انسانی ، که همه ریشه در زندگی و زیبائی و تغییردارد و به جرأت می توان گفت که استعداد جهانی شدن و نشستن در صدرجشن های بشریت متمدن را دارد چقدر می توان بی سلیقه و ضد انسان وضد طبیعت بود که به دشمنی و مقابله با آن برخاست که البته شریعت مداران حاکم بر ایران ، این پیام آوران مرگ و زشتی و تباهی ، به اندازه کافی از چنین صفاتی برخوردارند که همانند اجداد بادیه گرد خود به دشمنی و ستیزه جوئی با آئین های انسانی و باستانی ایرانیان بپردازند .

نقش آتش در جشن های ايرانی:

 با توجه به اهميت شادی و شادمانی در فرهنگ ايران از ابتدا پايه ی اين شادمانی بر دو چيز گذاشته شد: آبادانی و روشنايي.  شادى برای ما ترجمان همه سويه ی آبادانی و روشنايى است و به همين دليل همه ی جشن های ايرانی بر محور تميز نگاهداشتن طبيعت و زمين و آباد کردن و روشن نگاهداشتن آن گذاشته شده است. و طبعا به همين خاطر توجه ايرانيان به  آتش نيز چيزی نيست جز وسيله ای برای پاک نگاهداشتن،  روشن کردن ، گرما بخشيدن و آباد سازی. روشن است که كشف آتش يا انرژي نخستين انقلاب زندگي بشرست، چنانچه بايد گفت پس از اين كشف فرهنگ و تمدن بشري بوجود مى آيد. كشف آتش  به نام يك عامل تعيين كننده موتور زندگى بشر را در راستاى تاريخ  به سوی جاودانگى روشن کرد  و استوره و تاريخ را پديد آورد . كشف آتش در زندگی ايرانيان نيز از ابتدا اثری مهم و شگرف داشته است. صد ها کارگاه  ظروف سفالين، کارگاه های آجرپزی، و کارگاه های ذوب فلزات کشف شده در تاريخ باستانی ما نشانه ی روشنی بر اين مدعاست. علاوه بر آن آتش از منظر جامعه شناسی و انسان شناسى نيز نقش بسيار تعيين كننده ای در زندگی روزمره و همبستگی های اجتماعی و خانوادگی در ايران داشته است. آتش دان های خانوادگی برای جمع شدن به دور هم، و آتشکده های عمومی برای اجتماعات وسيع تر هنوز نشانه هایش در سرزمين ما فراوان است  واژه دودمان در زبان فارسى به معناى آن است كه در پيرامون آتش يا جايى كه اتش هست خانه و خاندانى پا گرفته است . در زبان لاتين هم واژه Focus دو معنا دارد جايي است كه در آن آتشى افروخته شده باشد و هم به معناى خانواده است . در همين روند واژه ى Foyer در زبان فرانسه هم به دو معناى آتشدان و خانواده است "همچنين در فرهنگ ما، به ويژه ميان آتش و زن پيوستی مادر فرزندى هست. نام دختران ايرانى  آذر است ( آذر= آتش ) و روز نهم هر ماه وماه نهم هر سال  به نام آذر يا آتش است كه يكى شدن آنها را جشن مى گيرند.گذشته از اين ها یکی از دلايل مقدس بودن آتش و بهره گرفتن از آن ها در جشن های عمومی  در نزد ايرانيان پاک نمودن بیماریها و آلودگی های ناشی از آن بوده است. اين باور هم اکنون نيز به صورت ريختن اسپند (مجموعه ای از گياهان خوشبو) در آتش است. دود اين گياهان را برای ضدعفونی فضای خانه موثر می دانند. نکته ديگری که برای ايرانيان در مورد اهميت آتش وجود دارد. اين است که گذشتن از آتش در واقع به معنای نيک بودن و راستگو بودن است. يعنی آتش با مردمان راستگو و نيک کردار سر سازگاری دارد. نمونه اين تفکر در فرهنگ ايرانی شخصيتی است به نام سياوش که با گذشتن از آتش  بيگناهی خود را ثابت کرد. و اين داستان يکی از داستان های مورد علاقه مردمان ايرانی در شاهنامه فردوسی است.همين طور در فرهنگ زرتشتی، مذهب ايران باستان، و يکی از مذاهب موجود در ايران نيز، به گذشتن موبد آذرباد مهر اسپندان، صاحب کتاب اندرزنامه از آتش و اثبات بيگناهی خود اشاره شده است. به همه ی اين دلايل يکی از جشن هايي که ما ايرانی ها در ارتباط با آتش می گرفتيم جشن چهارشنبه سوری است و جشن سوری يا جشن آتش اگرچه در زمان هايي در تمام کشورها مرسوم بوده و هنوز هم برخی از کشورها آن را برگزار می کنند اما برای ما ايرانی ها اين جشن همچنان زنده و تازه است و به عنوان جشنی ملی در ميان همه مردمان با هر نوع مذهب و رنگ و نژاد و جنسيتی اهميتی يکسان دارد.

جشن آتش افروزی چهارشنبه سوری

يکی از جشن های مهم ايرانيان که از ديرباز برگزار می شده چهارشنبه سوری است. همان «جشن سوری» که در ایران باستان برگزار می شد و در گذر زمان و همزمان شدن آن با شب چهارشنبه (سه شنبه شب) تبدیل به چهارشنبه سوری شده است.

سور» واژه ای پهلوی است که به معنای : مهمانی، بزم، جشن، آمده است. و «سوری» نیز به معنای : گل سرخ رنگ، رنگ سرخ، شادی و چیزی که به رنگ سرخ باشد مورد استفاده قرا گرفته است.

این جشن با جشن «فروردگان» که در بیست و ششم اسفند  برگزار می شود از مجموعه ی جشن هايي است که برای پيشواز رفتن برای بزرگترين عيد ايرانيان يعنی نوروز در اول بهار 21 ماه مارس گرفته می شود. در فرهنگ کهن ما باور چنين بوده که فروهر در گذشتگان به ديدار خانه و كاشانه باز مي گردند تا در شادي و آيين برپايى جشن همراه شده و براي خاندان نيك روزى آورند به همين انگيزه در سي سد و شستمين   روز  سال  يا پنجه اخر سال كه آخرين گهن بار است يعنى سالگرد آفرينش انسان يا همسپت مدمHamaspatmadam  كه به معناى با هم بودن  همازور بودن است بر بام يا درون سرا آتش افروخته تا هم خوش آمدى به فروهرهاي دودمان باشد و هم مقدمه اي گردد برآيين هاى  نوروزى.

 درعين حال چهارشنبه سوری را می توان  جشن و سروری دانست که با سرخی همراه است و این سرخی همان آتش است و جشن سوری به معنای پایان دادن به زمستان و جشن تولد بهار و سبزی و آفتاب گرما برخش را گرفتن جشن چهارشنبه سوری علاوه بر پريدن از آتش پريدن از آب نيز هست و نشانه ی گرامی داشت آب و آتش در فرهنگ ما است.   اکنون پس از قرن ها اين جشن همچنان مورد علاقه و توجه همه ی مردمان ايرانی است و هر سال در شب چهارشنبه قبل از سال نو تقريبا در سراسر ايران و به وسيله همه ی مردمان ايرانی با هر نوع عقيده و مرام و مذهب و زبان و فرهنگی برگزار می شود. در اين روز حتی در بیشتر روستاهای ايران مردم به جشن و پايکوبی مشغول هستند. امروزه چهارشنبه سوری نمادی از شادمانیهای طبيعی و انسانی مردم ايرانزمين است که همچنان برکنار از هر نوع عقيده و مذهب و مرامی و فرهنگی به شکلی گسترده در سراسر ايران برپا می شود. و به پيشواز رفتن نوروز، بزرگترين عيد ايرانيان را، اعلام می کند.

آيين هاي شب چهارشنبه سوری

آيين هايي که قبل و در ارتباط با چهارشنبه سوری در زمانه ی ما هم همچنان در ايران  برگزار می شود خانه تکانی (تميز کردن اساسی خانه و رنگ زدن در و ديوارها)، نو کردن وسايل خانه به خصوص اشيای سفالی و گلی، خريدن آيينه ای نو، چراغانی، فال گوش ايستادن، شکستن ظروف سفالی، تخم مرغ شکنی، قاشق زنی، آب پاشی و آب بازی، تهيه غذای مخصوص چهارشنبه سوری با مجموعه ای از حبوبات و سبزيجات، تهيه آجيل، که مجموعه ای از دانه های مختلف و ميوه های خشک شده است،  و بالاخره گردهمآيي افراد خانواده و فاميل و دوستان و پريدن از آتش. معمولا هفت کوپه بوته را در فواصل مشخص می گذارند و آن را به آتش می کشند و مردم از روی آن می پرند و با خواندن ترانه های مختلف و زدن سازهای مختلف غروب را به شبی سرشار از نور و شادمانی می پيوندند

فلسفه هفت سین

پیش از ورود اسلام به فلات ایران،"هفت شین" مزین کننده سفره نوروز بود که شامل شراب، شالین، شب بو، شیرینی، شهد، شکر و شبدر می شد. اما با ورود اسلام و ممنوعیت شراب از قرن سوم، هفت شین جای خود را به هفت سین داد. هفت سین بر خلاف هفت شین مانعی برای چیدمان سفره ندارد. بنابراین از هر چیزی که با سین شروع شود و در نظر مردم خوش یمن باشد می توان در سفره قرار داد. در این قسمت به معرفی هفت سین و سایر وسایل سفره هفت سین و نماد هر یک از آن ها می پردازیم:

۱. سبزه: خرمی و سر سبزی

۲. سیب سرخ: باروری و مهرورزی

۳. سکه: دارایی و ثروت (که سر سفره معمولاً در آب که نماد روشنی است قرار می دهند)

۴. سیر : از بین برنده آلودگی و نگهبان سفره (که مربوط به فرهنگ باستانی ایران می شود)

۵. سرکه : شادی (جانشینی برای شراب)

۶. سماق : پاکیزگی، مزه زندگی

۷. سنجد : حیات و بذر طبیعت

۸. سمنو : فراوانی و فزونی

۹. تخم مرغ : نژاد و اصالت

۱۰.ماهی : باروری و نیک بختی

۱۱. آب : پاکی و روشنایی

۱۲. آینه : نور و راستی

۱۳. شمع : نماد آتش

۱۴. گل : دوستی (سنبل هم می گذارند)

درضمن کتاب مقدس و یا کتاب شعر نیز در کنار سفره قرار می گیرد. فال حافظ یا شاهنامه خوانی، همچنین آتش زدن سپند (اسفند) برای رفع چشم زخم از دیگر رسوم معمول این جشن باستانی است.

سیزده ‌به‌ در از جشن‌های مربوط به نوروز است و مردم ایران این روز را در دامان طبیعت دوستان خود سپری می‌کنند. خانواده ها به دامان طبیعت رفته، سبزهً هفت سین را با خود برده و با انداختن آن به آب روان، آن را به خدای آب ها تقدیم می کنند.همچنین برای بارش باران جهت کشاورزی دعا کرده و قربانی می دهند. به همین دلیل در دوره ما اعتقاد براین است که غذای روز سیزده باید از گوشت باشد (البته شخصاً با این رسم مخالفم، زیرا ریختن خون حیوانی بی گناه به اسم قربانی کردن در فرهنگ باستانی ایران مرسوم نبوده است) در نظر ایرانیان باستان سیزدهم هر ماه که تیر روز نامیده می‌‌شود مربوط به فرشتهً بزرگ و ارجمندی است که «تیر» نام دارد و در پهلوی آن را "تیشتر" می‌‌گویند. ایرانیان قدیم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را به باغ و صحرا رفته و شادی می‌‌کردند و به این ترتیب نوروز را به پایان می رساندند.

در مورد روز و عدد سیزده دو اعتقاد متضاد وجود دارد:

1. این روز را نحس دانسته، به همین دلیل برای رفع بلا به دامان طبیعت پناه می بردند.

2. این روز را خجسته پنداشته و برای گذراندن بهتر این روز از طبیعت یاری می جستند.  شباهت های زیادی بین فرهنگ ایرانی و اروپایی وجود دارد مثلاً دروغ های روز اول آوریل مانند شوخی های سیزده بدر است. روز اول آوریل، هر چهار سال یکبار مصادف با روز سیزده فروردین است (و سه سال با ۱۲ فروردین). به علاوه نحس و ناخوشایند بودن عدد ۱۳ و دوری جستن از آن، در بسیاری از کشورها و نزد بسیاری از ملت ها، باوری کهن است.برای مثال مسیحیان هیچ گاه سیزده نفر بر سر یک سفره، غذا نمی‌خورند.

سبزه گره زدن

افسانهً آفرینش در ایران باستان و دانستن روایاتی درباره کیومرث حائز اهمیت زیادی است. در اوستا چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را اولین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است. مشیه و مشیانه که پسر و دختر دوقلوی کیومرث بودند روز سیزده فروردین برای اولین بار در جهان با هم ازدواج نمودند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته شده نبود آن دو به وسیله گره زدن دو شاخه پایهً ازدواج خود را بنا نهادند. امروزه نیز در پایان مراسم(عموماً بعد از ظهر) پس از نیت کردن سبزه گره می زنند و معتقدند زمانی که آن گره باز شود مشکلی از زندگیشان حل خواهد شد. نوروز از جشن های باستانی ایران و کهن سال ترین جشن ملی در جهان با قریب به سه هزار سال سابقه است. این روز را به جمشید، پادشاه افسانه ای ایران نسبت داده اند و معتقدند اولین کسی که برگزاری این جشن را پای ریزی کرد او بود. البته اساس این جشن را به مادها، هخامنشیان و حتی به ساسانیان نیز منسوب کرده اند. ولی چیزی که مسلم است، اولین کسی که به این جشن رسمیت بخشید کوروش، پادشاه هخامنشیان بود.  علت برگزیدن این روز این است که مدت زمانی شب و روز برابر گشته و نسیم معتدلی آمدن بهار را مژده می دهد. از این زمان به بعد درختان شکوفه کرده و طبیعت "روز نویی" را آغاز می کند.در خبرها آمده است که امسال نیز مانند سالهای گذشته ، در تهران و شهرستانهای ایران هزاران تن از جوانان ایران ، به جرم برپا کردن چهارشنبه سوری ، دستگیر و زندانی شده اند و این بدین معنی است که رژیم منفور آخوندی پس از سی سال هنوز درنیافته است که جنگ با نوروز و آئین های ملی ایرانیان بیهوده است که اگر قرار بود که این آئین ها برچیده شوند می بایستی درحملات قبایل ... و بیابانگرد عرب و مغول یعنی اجداد همین آخوندهای تبهکار برچیده می شدند. حکومت خون وجنون اسلامی که در ضدیت و کینه و تنفر به ایران و ایرانی و ستیزه جوئی و دشمنی با فرهنگ و تمدن انسانی ایرانی ، پا به عرصه وجود گذاشته است، پس از سی سال تلاش برای تبدیل مردم ایران به "امت اسلامی واحده" و تبدیل نوروز باستانی به "عید الضحی المبارک و عید الفطر المبارک"!(بخوانید عید خون و قربانی کردن شتر و گاو و گوسفند برای جلب رضایت و خشنودی الله! و عید نماز و روزه به درگاه الله قاهر و جبّار تا مگر از سر گناهان بنده ی عبد وعبید روزه گیر وعابد درگذرد و به آتش جهنم سرنگون نسازد!) هنوز در نیافته اند که مراسم نوروزی ایرانیان ریشه در جسم وجان طبیعت و انسان دارد و از دایره بازیهای مذهبی و عوامفریبی ملایان خارج است.  اما درمکتب و ایدئولوژی آخوند ریاکار هرآنچه که در آن نشانی از مرگ و جنگ و کینه و نفرت وگریه و زاری انسان و آماده شدن برای آخرت وجود نداشته باشد و هرآنچه در آن نشانی از شادی و نشاط و رقص و پایکوبی و عشق وسرمستی انسان وجود داشته باشد شیطانی وپلید محسوب می شود و باید محو و نابود گردد. برای همین بود که آخوندها از فردای انقلاب اسلامی و قبضه کردن قدرت سیاسی ، به مراسم نوروزی که در حقیقت مظاهر زندگی و زیبائی است اعلان جنگ دادند و برای برانداختن آن با تمام قوا وارد میدان شدند . 30سال پیش از این، آخوند مطهری یکی از نظریه پردازان معروف انقلاب اسلامی که از او به عنوان فیلسوف و علامه و مجتهد و نور چشم امام یاد می شود، در مورد چهارشنبه سوری که یکی از مراسم نوروزی است، بر سرمنبر چنین گفته است: می گوید نیاکان ما در گذشته چنین می کردند ما هم چنین می کنیم . چهارشنبه آخر سال می شود. آخر سال شمسی، چهارشنبه آخر اسفند می شود، بسیاری از خانواده ها که باید بگویم خانواده احمق ها، بسیاری از خانواده احمق ها، آتشی روشن می کنند، هیزمی روشن می کنند، بعد آدم های سُر و مُر و گُنده با یک هیکل های نمی دانم چنین و چنان از روی آتش می پرند: "ای آتش زردی من از تو ، سرخی تو از من" آخر این چقدر حماقت است؟ خوب چرا چنین می کنید؟ می گویند آقا این یک سنت است، از قدیم پدران ما چنین می کردند ما هم چنین می کنیم. قرآن می گوید: اولاکان آبااهم لایعقلون شیئاً اگرهم پدران گذشته تان چنین کاری می کردند و شما وقتی می بینید یک کار احمقانه است و دلیل خرّیت پدران شما است شما باید رویش را بپوشانید، چرا دومرتبه این سند حماقت را هی سال به سال تجدید می کنید؟ این فقط یک سند حماقت است که هی کوشش می کنید این سند حماقت را همیشه زنده نگه اش دارید، مائیم که چنین پدر و مادرهای احمقی داشته ایم . 30سال پس از آنکه آخوند مطهری ، چهارشنبه سوری را سند حماقت ما ایرانیان و پدران و مادرانمان دانست و از مردم خواست که این سند حماقت! را سال به سال تجدید نکنند و 30 سال پس از آنکه هر سال هزاران تن از جوانان ایران را به جرم پریدن از روی آتش در چهار شنبه سوری و یا نوشیدن جام شرابی در نوروز و یا رقصی و آوازی در سیزده بدر دستگیر کردند و بدن هاشان را با شلاق کبود کردند. آخوند پوسیده مغز دیگری بنام مکارم شیرازی که از او نیز به عنوان بزرگترین فاضل و دانشمند و مجتهد و مدرس حوزه علمیه قم یاد می شود! در مورد چهارشنبه سوری مریدان خود را چنین افاضه می کند: آیت الله ناصر مکارم شیرازی از مراجع تقلید، امروز در آغاز درس خارج فقه خود در مسجد اعظم قم گفت: متاسفانه در روزهای پایانی سال شاهد برخی حرکت های ناشایست از سوی عده ای از جوانان و نوجوانان هستیم که باید مانع این گونه حرکت های نابخردانه شد. وی افزود: چهارشنبه سوری از جمله مراسم های خرافی و برگرفته از آیین غلط پیشینیان است که باید این مراسم خرافی از فرهنگ اسلامی برچیده و به جای آن آیین های معنوی و حسنه جایگزین شود. این مرجع تقلید با بیان این که مراسم عید نوروز ترکیبی از رفتارهای مثبت و منفی است، اظهار داشت: باید هم چنان که پیامبر اسلام با آیین های خرافی عرب جاهلیت مخالفت و برخورد کردند ما نیز براساس همان آیین مراسم های خرافی را از میان برداریم.

به گزارش ایسکانیوز به نقل از رسا، وی یادآور شد: نباید تسلیم محض آیین های خرافی پیشینیان شد؛ بلکه برخی مراسم های معنوی و حسنه همچون دید و بازدید، صله رحم، خانه تکانی و کمک به دیگران که به عنوان مراسم های حسنه به جای مانده آنها را حفظ و تقویت کرد. و چقدر مضحک است، کسانی که خود چکیده خرافه اند و از سرتا پایشان خرافات می بارد و هزار واندی سال است که به ترویج و اشاعه خرافات مشغول اند ، کسانی که سردر چاههای جمکران دارند و کسانی که نسل اندر نسل نان خرافه پردازی و خرافه پروی خورده اند، چهارشنبه سوری و مراسم نوروزی را خرافه می دانند و کسی نیست که از این "آیات عظام" سئوال کند: چگونه است که همه ساله در ماه محرم بر سر و سینه خود کوبیدن و خود را خونین ومالین کردن خرافه نیست اما آتشی برافروختن و در پرتو شعله های آن به رقص و شادی پرداختن خرافه است؟! چگونه است که همه ساله در ماه ذیحجه، هروله کنان برای سبقت در سنگسارکردن شیطان فرضی صدها نفر را در زیر دست پا له کردن ، خرافه نیست اما آراستن سفره هفت سین نوروزی با سبزه وگل و گیاه و یا در روز سیزده بدر ، روزی را در کنار جویباری و باغ و بوستانی به سر بردن خرافه است؟!

بهر حال هر انسانی که اندکی درایت و هوش در وجودش باشد می داند و حتی آخوندهای شیاد و مردم فریب هم خوب میدانند که دعوای مخالفان مراسم نوروزی یعنی اراذل و اوباشی که با انقلاب سال 57 برایران مسلط گردیدند با طرفداران مراسم نوروزی یعنی مردم ایران ، دعوائی است جدی و حیاتی چرا که یکطرف این دعوا یعنی آخوندهای بی وطن و ایدئولوژی باور قصد تصفیه و محو ساختن تمام ارزش های فرهنگی مردمان این سرزمین و جایگزین ساختن توحش وبربریت خود با عنوان فرهنگ اسلامی را دارند. و آنچه را که همه ساله در حول وحوش مراسم نوروزی شاهد آن هستیم گوشه ای از مقاومت مردمی است که نمی خواهند تن به توحش و بربریت حکومت اسلامی و ایدئولوژی اسارت بار و ضد انسانی و ضد ایرانی آن بدهند . شیخ مزّور و ریاکار، مکارم شیرازی که برای مصدومین مواد منفجره و آتش زا در روز چهارشنبه سوری دل می سوزاند و فتوا صادر می کند آیا هرگز به این مسئله اندیشه است که اگر دولت و یا مؤسسه ای برای مراسم چهارشنبه سوری، ترقه و فشفه ی استاندارد و بی خطر در دسترس خرید مردم قراردهد دیگر نه چشمی به هنگام ترقه درست کردن کور می شود و نه خانه ای آتش می گیرد و نه کسی آسیبی می بیند . آیا این شیخ عوامفریب نمی داند که در اغلب کشورهای جهان در جشن ها و اعیادشان مراسم آتش بازی دارند و در هیچ کجای دنیا در آتش بازی ها حوادث ناگواری نظیر حوادثی که در ایران اتفاق می افتد وجود ندارد. بازگردم به نکته ای که در ابتدای این نوشته به آن اشاره کردم و آن اینکه نورز شایستگی و استعداد جهانی شدن را دارد. دیروز پنجشنبه 19 مارس میلادی برابر با 29 اسفندماه خورشیدی در خبرها آمده بود که یک نماینده مجلس در امریکا، به منظور بزرگداشت و احترام به جشن های نوروزی، لایحه ای را تقدیم پارلمان آن کشور کرده است.  آقای مایکل هوندا، نماینده امریکائی که لایحه نوروز را به پارلمان این کشور برده است، ضمن قدردانی ازنقش امریکائیان ایرانی تبار در سازندگی امریکا گفته است که: با تقدیم این لایحه به مجلس، می خواهیم برای ایرانی تبارها و همچنین برای مردم ایران سال جدیدی را با شادی و موفقیت آرزو نمائیم. نوروز با تکیه بر اصول شرافتمدانه ی انسانی گفتار و کردار و پندار نیک صرفنظر از تعلقات دینی و قومی، از ظرفیت ویژه ای برای نزدیک ساختن و متحد نمودن انسانها برخوردار است وچقدر خوب است که این خبر بگوش بیت رهبری و اراذل واوباشی که این روزها جوانان ایران را به جرم شرکت در جشن های نوروزی مورد ضرب وشتم قرار می دهند برسد تا این تبهکاران ضد بشر بدانند که به همت ایرانیان ساکن اروپا وامریکا، یعنی همان مردم و دگراندیشان ایرانی که توسط حکومت اسلامی، در سرتاسردنیا آواره گشته اند، رفته رفته می رود که نوروز سیمای جهانی پیدا کند و دیری نخواهد پائید که به عنوان یکی از گنجه های زیبای فرهنگ بشریت متمدن در تمام دنیا مورد ارزش و احترام قرار گیرد .

در خاتمه نوروز باستانی و انسانی را به همه هموطنان عزیز و بویژه به زندانیان سیاسی ایران، زنان ومردانی که به جرم آزادگی و دگراندیشی، در ایام نوروز و بدور از خانه وخانواده، اسیر دست شکنجه گران رژیم ضد بشرآخوندی اند شاد باش می گویم .

سپس خانم آريان پور گزارش عملکرد هیئت رئیسه در ماه گذشته را اعلام كردند با اعلام اين كه سايت كانون تغيير كرده است، و از زحمت هاى خانم آذر و آقاى جده دوستان تشكر كردند. اعضا ميتوانند اگر نظر خاصى يا پيشنهادى دارند از طريق ایميل ارسال نمايند كه بررسى و در صورت امكان اجرا بشود. وی از خانم پور دلير بابت زحماتی كه در امور ماهنامه و نشریه  متقبل ميشوند تشكرکرد.

majmae omumi april 2009 (3).JPG

ایشان همچنین از آقاى بهادرى به جهت نظارت و كنترل امور كميته ها و نمايند گى ها قدر دانى نمود.  از ان جا كه آقاى پوپال به دليل مشکلات قادر به حضور در مجمع عمومى سازمان نبودند، از خانم آريان پور دعوت شد كه ايشان اخبار مربوط به اوضاع پناهندگى را اعلام نمايند.

خانم آريان پور با اشاره به خبر اخير در تاريخ ۲۵ اسفند ۸۷ در ارتباط با باز نگرى پرونده هاى پناهندگى در اين سال و هشدارقبلی آقاى پوپال كه ادارات پناهندگى قصد اين بازنگرى را دارند، از مسائل اخير كه گریبانگیر بعضى دوستان شده بود صحبت كردند. متاسفانه بعضى از دوستان بعد از قبولى كار و فعاليت سیاسی را رها كردند ولى بعد از برخورد با مشكل باز به کانون برگشتند و در خواست تائیدیه كردند. كه اين امر ارزش تائیدیه را پائين مياورد و از اعتبار کانون میکاهد . دولت آلمان در تاريخ ۱۳.۰۲.۲۰۰۹ در پاسخ به نماينده فراکسیون حزب سبز آلمان جزئیات مربوط به نتيجه اقدامات اداره پناهندگى جهت بازرسى پرونده هاى كسانى كه قبول شده اند يا به دلايل انسانى پاس گرفته اند را مورد بررسى قرار داده است. از مجموع ۲۳۸۵ پرونده قبول شده ايرانى كه باز نگرى شده بود، اقامت ۱۵۹۶ نفر از انان باز پس گرفته شد. كه شامل ۷۶ پناهنده سياسى قبولى بر اساس ۱۶ ،۱۶۴ پرونده بر اساس قانون ۵۱ و ۲ نفر به دلايل انسانى بود كه دلايل بقيه هم اعلام نشد. دولت آلمان در سال ۲۰۰۸ در مجموع پرونده ۳۶۹۰۶ فرد قبول شده را بررسی و اقامت ۶۴۳۳ نفر را پس گرفته است. كه اين بررسی شامل ۱۴۱۹۰ عراقى، ۸۳۶۸ ترک، ۳۷۷۳ افغان، ۱۵۹۶ ايرانی و ۱۴۴۸ روس شده است. تا سال ۲۰۰۵ بر اساس قانون ۷۳ پناهندگى افرادى كه اقامت گرفته بودند بعد از۳سال ميتوانستند اقامت دائم دريافت كنند. اما در اين سال ۲ تبصره اضافه شده است كه به ادارات اجازه ميدهد كه اقامت اشخاص را از آنها باز پس بگيرند. دلايلى كه به موجب ان ادارات پناهندگى ميتوانند پاس را پس بگيرند به قرار زير مى باشند:

۱. در صورتیکه شرایطی كه شخص با اقامه به ان شرایط پاس گرفته است ديگر موجود نباشد.

2.اگر محرز شود كه دلايل ارائه شده دروغ بوده است.

3.اگر شخصى تهديدى براى امنيت آلمان محسوب شود.

4.كسى كه مرتكب جرم شده و يا ۳ سال مجازات تعلیقی داشته باشد. يا جرم جنائی داشته و زندانى باشد. كه شامل تصادف و غيره هم ميشود.

5.در صورتیکه نواقصی درپرونده موجود باشد و يا مدارك كافى نباشد.

اگر پس از باز بينى تصميم گرفته شود كه اقامت شخصى باز پس گرفته شود ،اين شخص يك ماه فرصت دارد كه اعلام اعتراضى كند.اداره مهاجرت بايد دلايل پس گرفتن اقامت را اعلام كند. وكيل هم بايد بصورت فرمالیته اعتراضى کند تا فرصت از دست نرود. وكيل و موکل بايد موشکافی كنند، كه به چه دليل اين كار انجام گرفته است. آيا دلايل اداره مهاجرت منطقى و قانع كننده است يا خير؟ و آيا در تصميم اداره مهاجرت تناقص گوئی وجود دارد؟ پس نبايد تصور كرد كه با گرفتن پاس قضيه حال شده است و هر شخص بايد مراقب رفتار خود باشد كه به خود و ديگران صدمه نزند و حقى از هموطنان ضایع نكند. هر چند كه وضعيت حقوق بشر در ايران از ۳۰ سال به اين طرف بدتر و بدتر شده است ولى متاسفانه ايرانى ها را به عنوان دروغ گو در جهان میشناسند و حرفشان خريدار ندارد. از طرفى سفارت ايران ليستى از اشخاصى كه اقامت آلمانى گرفته اند ولى به ايران باز مى گردند را تهيه كرده كه در اختيار دولت آلمان ميگذرد. و اين مسأله هم موجب بى اعتمادى دولت آلمان نسبت به پناهنده گان ايرانى شده است و از اين رو هم باز نگرى پرونده ايرانى ها را حتى پس از قبولى در برنامه كارى خود قرار داده اند. سپس آقاى بهادرى در خصوص جلسه پالتاك و دستور العملهاى داده شده كه بايستى اجرا شوند، صحبت كرده و اعلام كردند كه انجام امور پناهندگى به عهده مسئولین نمایندگى ها مى باشد. ايشان افراد را ترغيب به كار و فعاليت بيشتر كردند كه در جلسات پالتاك و جلسات داخلى و ميز كتاب حضور داشته باشند. در مورد امور پناهندگى قرار شد كه اگر كسى پيشنهادى دارد براى هيئت رئیسه ارسال كند. سپس از خانم پور دلير دعوت شد كه در خصوص عملکرد و مشکلات ماهنامه صحبت كنند. ايشان در قدم اول پشنهاد كردند كه طرح و رنگ سايت و نشريه در صورت امكان شبيه باشد. از كار كميته ها و گزارشات ان ها تشكر كردند و از كم كارى بعضى ها هم در فرستادن گزارش گله كردند و در خصوص مسائل مالى نشريه توضيحاتى دادند و در مورد طرح نشريه و چاپ عكس ها در ان باز پشنهاد داشتند.

پس از ان از آقاى بهرخو دعوت شد كه در خصوص امور مالى كانون صحبت كنند. ايشان ضمن ابراز رضايت از همكارى در اين زمينه از مشكلات خود در ماه هاى اخير صحبت كردند و از اعضا در خواست كردند كه حق عضويت را به موقع بپردازند. در رابطه با عكسها ايشان از نمايند گیها خواهش كردند كه عكس ها را خود نمايندگى ها ارسال كنند كه تاريخ دار بشوند و اگر پيشنهادى هم هست مطرح بشود.

سپس آقاى شفائی  با اشاره به مشكلات مالى اخير اعلام كردند كه اين قضيه پى گيرى شده و حل و فصل خواهد شد. ايشان در ادامه خبر از تشكيل نمايشگاه عكس و مطبوعات در تاريخ ۸،۹،۱۰ ماه مى در آلمان دادند و پشنهاد كردند كه نماينده گى ها در سه شهر مختلف برگزارى اين نمايشگاه ها را بر عهده بگيرند.

اين جلسه در ساعت ۱۸ خاتمه يافت.

ابتدای صفحه | بازگشت

 

all rights reserved @ Bashariat