|
|
کانون دفاع از حقوق بشر در ایران VVMIran Vereinigung zur Verteidigung der Menschenrechte im Iran e.V. |
|
نقض حقوق کودک در ایران الهه آریان پور پدر معتاد دختر 11 ساله اش را به آتش کشيد زنجيره قتل فرزندان به دست والدين اين بار با قتل دختري 11 ساله در غرب تهران امتداد يافت و بازپرس جنايي خبر داد پدر معتاد اين دختر، فرزندش را با بنزين به آتش کشيد و سوزاند. پس از قتل اميرحسين 6 ساله به دست پدر معتاد، قرباني شدن علي اکبر 4 ساله توسط پدرش در کيانشهر، کشته شدن پريا 6 ماهه در خيابان ابوذر، مرگ لاله 14 ساله در قتلگاه پدر شکاک در شيراز و... اين بار قرعه به نام سارا افتاد. در جنايت قبلي اعتياد به مواد مخدر يا سوءظن و بدبيني عامل اصلي فرزندکشي ها بود اما اين بار هر دو جرقه توامان زده شد تا دانش آموز 11 ساله به دست پدر خود به کام مرگ کشانده شود. از سويي تکرار قتل فرزندان به دست پدران خود، محمدحسين شهرياري- بازپرس شعبه هفتم دادسراي امور جنايي تهران- را بر آن داشت تا طي نامه يي به مقام مافوق خود از ضعف قانون براي مجازات اين قاتلان انتقاد و اعلام کند قوانين فعلي موجب تجري است. آتش سوزي : ساعت 45/18 روز دوشنبه زنگ خطر ايستگاه هشتم آتش نشاني به صدا درآمد و گروهي از امدادگران به سرعت خود را به نزديکي خيابان شادمهر رساندند تا شعله هاي حريق را که يک منزل مسکوني را احاطه کرده بود، خاموش کنند. مهار حريق جسد سوخته دختري نوجوان را پيش روي امدادگران قرار داد و بعد از آن ماموران کلانتري نواب در محل حادثه حضور يافتند. از آنجا که متخصصان سازمان آتش نشاني حريق را عمدي تشخيص داده بودند بازپرس شهرياري نيز خودش را به قتلگاه سارا رساند تا در اين باره تحقيق کند. در همان بررسي هاي مقدماتي مشخص شد قاتل دختر دانش آموز کسي نيست جز پدر 45 ساله او به نام رضا. اين مرد که خود از ميان شعله هاي آتش گريخته و فقط بخشي از موهايش آتش گرفته بود در بازجويي هاي ابتدايي کشتن فرزندش را پذيرفت. انگيزه قتل: رضا کارمند بانک و معتاد به مواد مخدر است. او چند سال پيش از همسرش جدا شد و بعد از آن در طبقه زيرين خانه مادرش زندگي مي کرد و تلاش داشت حضانت سارا را برعهده بگيرد اما اين دختر به حکم قانون به مادرش سپرده شده بود.چندي بعد مادر سارا فوت شد و دخترک اين بار خانه مادربزرگش را سرپناه خود يافت و حاضر نشد نزد پدر معتاد برود. رضا در اعترافاتش توضيح داد چند ماه قبل در بين وسايل دخترم چند سي دي پيدا کردم.پس از ديدن آنها متوجه شدم دخترم در مجالس مختلف رقصيده است. به همين دليل تصميم گرفتم با تفنگ شکاري که تهيه کرده بودم، او را به قتل برسانم اما آن زمان از کشتن سارا پشيمان شدم تا اينکه روز حادثه دوباره آن فکر به سراغم آمد به همين خاطر از بانک مرخصي گرفتم، سپس حدود ساعت 2 به منزل مادر همسرم رفتم و به خاله «سارا» که در خانه بود گفتم آمده ام «سارا» را ببرم. او کمي مقاومت کرد اما در نهايت «سارا» آماده شد و با من به خانه آمد. اين متهم به قتل در تشريح جنايت خود گفت؛ وقتي به خانه رسيديم يک گالن چهار ليتري نفت از پشت بام خانه برداشتم و شروع به ريختن نفت در راه پله ها و خانه کردم. بعد به داخل واحد مسکوني آمدم و باقيمانده نفت را روي سر و بدن «سارا» ريختم. سپس بخاري ديواري اتاق را روشن کردم و «سارا» را به بخاري چسباندم. او مقاومت زيادي نکرد. آنقدر او را کنار بخاري نگه داشتم تا ناگهان تمام بدنش شعله کشيد و من در حالي که قسمتي از موهايم سوخته بود، فرار کردم اما تا به خودم بيايم متوجه شدم کل خانه آتش گرفته و همسايه ها آتش نشاني را خبر کرده اند.پس از اعترافات متهم به قتل با بررسي تلفن همراه سارا معلوم شد او برخلاف ادعاي پدرش سعي داشته در برابر وي مقاومت و از قربانگاه فرار کند و حتي سه بار براي خاله اش پيامک فرستاده و از حادثه يي در شرف وقوع خبر داده و گفته بود به شدت مي ترسد. فجيع ترين جنايت سال :بازپرس شهرياري- مسوول رسيدگي به اين پرونده- درباره قتل دختر 11 ساله به دست پدرش گفت؛ اين حادثه را مي توان يکي از فجيع ترين جنايت هاي امسال قلمداد کرد، زيرا فضاي بسيار رقت باري بر صحنه وقوع جرم حاکم بود. از تابلوهاي به جا مانده در خانه متوجه شدم سارا دختري درسخوان و هميشه شاگرد اول مدرسه شان بوده است. ضمن اينکه روحيات لطيفي داشته و يکي از شواهد تاثر برانگيز موجود در صحنه، عروسک سوخته او بود. وي افزود؛ در بررسي هاي به عمل آمده مشخص شد متهم به مواد روانگردان اعتياد دارد و توهمات ناشي از مصرف روانگردان را مي توان عامل وقوع اين حادثه دانست.
مرور چند پرونده : بازپرس جنايي تهران با اشاره به نمونه هايي از فرزندکشي که در زمان کشيک جنايي وي در سال جاري اتفاق افتاده است، گفت؛ شش نمونه موجود در سال جاري جزيي از ماجراي حوادث قتل فرزندان توسط پدران است. اولين مورد به آتش کشيده شدن دختري 17 ساله توسط پدر خود بود که متهم مشاهده چند پيامک در تلفن همراه دختر خود را انگيزه قتل قرار داده بود. نمونه ديگر، قتل کودک چهار ساله يي به نام «علي اکبر» از طريق بريده شدن سرش توسط پدر بود که در دو هفته قبل به وقوع پيوست. آنچه شخصاً به عنوان بازپرس ويژه قتل در صحنه اين جنايت مشاهده کردم صحنه يي بسيار غم انگيز از قتل اين کودک بود، کودک در خواب بود که پدرش گردن او را به وسيله کارد آشپزخانه بريد. شهرياري ادامه داد؛ قتل ديگر مربوط به جنايت عليه کودکي شش ماهه توسط پدرش از طريق ضرب و جرح و شکنجه در هفته گذشته بود. در اين پرونده، متهم اقدام به شکنجه فرزند خود کرده، چنان که آثار کبودي در اکثر نقاط بدن کودک شش ماهه قابل رويت بود؛ کودک شش ماهه يي که حتي جاي تنبيه و تاديب وي وجود ندارد، اما پدر در اقدامي ناجوانمردانه به شکنجه و قتل کودک خود اقدام کرد. چهارمين پرونده مربوط به قتل کودکي سه روزه توسط پدرش در تاريخ 13 آبان ماه سال جاري بود. در اين پرونده نيز کودکي سه روزه توسط يک مرد ناشناس که خود را پدر کودک معرفي کرده بود به بيمارستان شهيد فياض بخش منتقل شد و سپس فرد مذکور از بيمارستان فرار کرد که متعاقباً مشخص شد اين شخص واقعاً پدر نوزاد متوفي بوده و پزشکي قانوني نيز علت مرگ او را وارد آمدن ضربات متعدد به بدنش اعلام کرد. وي افزود؛ پنجمين قتل، جنايت عليه کودکي 8 ساله بود که به وسيله روسري توسط مادرش خفه شد و قتل سارا نيز آخرين مورد از اين دست جنايت ها طي ايام اخير بوده که در جريان آن دختري 11 ساله به سبب توهمات پدرش در اثر مصرف قرص هاي روانگردان با انگيزه يي واهي به آتش کشيده شد. قاضي شهرياري در پايان تاکيد کرد؛ شايسته است قانونگذار تعزير مقرر در مواد 220 و 612 قانون مجازات اسلامي را مورد بازنگري قرار دهد زيرا بازدارنده نبودن اين مجازات ها مسلم است، لذا لازم است در اين خصوص مسوولان قضايي و نمايندگان مجلس تدابيري بينديشند تا پدران سنگدل نتوانند تحت لواي مواد قانوني اقدام به قتل بي دفاع ترين افراد جامعه کنند. گزارش 6 ماهه عملکرد کتابخانه کانون دفاع از حقوق بشر در ایران مهدی احمدی پور وبلاگ کتابخانه کانون در ماه مارس 2008 (فروردین 1387) زمانی که تحویل گرفته شد تنها کتابهای موجود در کتابخانه در وبلاگ بود. برای فعال سازی این وبلاگ و کتابخانه الکترونیکی باید فعالیت زیادی انجام می شد و با قرار دادن کتابهای قابل دانلود حقوق بشر، سیاسی ، شعر ، رمان و داستان ... توانستیم مخاطبانی از همه طیف ها را جذب کنیم که با استقبال زیادی مواجه شد. این استقبال به حدی بود که تعدادی از کتابخانه های الکترونیکی شناخته شده و قدیمی خواهان همکاری با کتابخانه کانون شدند که از آن جمله کتابخانه معروف قفسه که با فرستادن ایمل رسمی تقضای همکاری داشتند. البته متاسفانه این استقبال باعث ناراحتی دوستان جمهوری اسلامی شد و وبلاگ قبلی کتابخانه ( com.blogfa.hrketab.www ) درتاریخ 19 تیرماه 1387 حک شد. تنها اقدامی که توانستم انجام دهم پاک کردن عکس خمینی در صفحه اول وبلاگ بود. این مسئله باعث ناامیدی نشد وبا کمتراز 12 ساعت کار و تلاش زیاد بلافاصله وبلاگ جدید را بدون کوچکترین تغییرایجاد کردم. از آن تاریخ کتابخانه بدون وقفه به کار خود ادامه داده ومورد استقبال زیاد خوانندگان قرار گرفته و در بسیاری از سایتها و وبلاگ ها لینک شده و از کتابهایش استفاده می شود، حتی نویسندگانی هستند که با ارسال کتابهایشان تقاضای گذاشتن آن را در کتابخانه داشتند. از تاریخ افتتاح وبلاگ جدید (19 تیر تا 28 آبان 1387 لحظه نوشتن این گزارش) : 20085نفر بازدید کننده که از این تعداد : %54.54از ایران %5.15از امریکا %12.36از آلمان %4.09از کانادا % 2.24از انگلستان % 1.13از فرانسه % 1از سوئد و همچنین از 64 کشور دنیا کمتر از % 1 بازدید داشته اند.در خبرنامه کتابخانه کانون 167 نفرعضو هستند که خوشبختانه هر روز به تعداد آنها اضافه می شود .آمار تعداد بازدید در 6 ماه گذشته : 1. تیر 1387 , 1120 بازدید , % 9 2. مرداد 1387 , 1604 بازدید , % 13 3. شهریور 1387 , 1232 بازدید , % 10 4. مهر 1387 , 5630 بازدید , % 45.7 5. آبان 1387 , 2722 بازدید , % 22.1 قابل ذکر است در 17 مهر ماه تنها در یک روز نزدیک به 1900 بازدید داشتیم .در هر صورت کتابخانه کانون دفاع از حقوق بشر با قدرت ادامه خواهد داد. وبا کارهای جدید که در دست اقدام است در خدمت خوانندگان و مراجعین عزیز هستیم. گزارش ماه نوامبرمیز کتاب کلن مژگان قره چه لو اعضای نمایندگی کلن در ساعت 11 روز یکشنبه02.11.2008 به مناسبت قتلهای زنجیره ای (توسط وزارت اطلاعات در دهه هفتاد اتفاق افتاد )
در شهر کلن یک ساعت قبل از شروع مجمع عمومی شروع شد. این مراسم با حضور اکثرهمکاران نمایندگی کلن 2 ساعت ادامه داشت.
در طول این مراسم اعضا اطلاعیه و اعلامیه های نقض حقوق بشر در ایران و گزارشات ماهانه و سالیانه وضع اعدام و زنان ، ادیان و ... در ایران را که توسط کانون دفاع از حقوق بشر در ایران تنظیم و صادر شده است را به زبان های فارسی و آلمانی بین حاضرین در محل پخش نمودند که بسیار مورد توجه قرار گرفت.
برای اطاعات بیشتردر مورد قتلهای زنجیره ای لطفا آدرس اینترنتی را مشاهده کنید: http://fa.wikipedia.org گزارش جلسه ماهیانه نمایندگی هانوفر نوامبر 2008 محسن شاهین نیا جلسه نمایندگی با حضور اکثریت اعضاء به مسئولیت اقای شاهین نیا در دفترنمایندگی گردید.پس از خوش آمد گوئی و خیر مقدم و عرض تسلیت به سرکارخانم اصغری برای از دست دادن پدر گرام ایشان حاضرین با یک دقیقه سکوت ادای احترام نمودند اخبار مهم این ماه توسط اقای رشادی به تفسیرقرائت وتحلیل نمودند.
درقسمت دوم سرکارخانم اصغری دیگراخبار مهم را بشرح ذیل چنین عنوان نمودند ضرب و شتم دانشجوی دختر در رودهن یکی از کارمندهای زن دانشگاه رودهن؛ از یکی از دختران دانشگاه خواست تا کیفش را مورد بازرسی قرار بدهد.
دختر دانشجو علت این بازرسی را جویا شد ولی آن زن با لحن بدی از ادامه توضیح خودداری می کند سپس آن دختر اعتراض کنان از دانشگاه خارج می شود و کارمند دانشگاه هم به دنبال آن او را تعقیب می کند و نیروی انتظامات دانشگاه خود را به آن دختر می رسانند ضمن توهین و ضرب و شتم همراه با تماس فیزیکی مکرر با دختر دانشجو او را مورد سوال قرار می دهند. تجلیل از دختران خوش حجاب در ارومیه فرمانده نیروی انتظامی آذربایجان غربی گفت: با ترویج معروفات می توان با معضل بد حجابی مقابله کرد و همچنین می گوید: با توجه به این که بد حجابی در جامعه معضلی اجتماعی بوده می توان با ترویج زیبایی های دین اسلام با پشتیبانی فکری علما و مسئولین با آن مقابله کرد.در این مراسم از 850 نفر از دختران خوش حجاب با اهدا جوایز تقدیر شد. لزوم کسب موافقت شوهر یا پدر برای تحصیل در دانشگاه غیر محل سکونت دختران اگر بخواهند در دانشگاهی خارج از محل سکونت خود ادامه تحصیل دهند باید از پدر یا شوهر خود موافقت نامه کتبی بگیرند.که در مهر ماه امسال از سوی 37 نماینده نوشته و به مجلس داده شده است که هدف این طرح را ؛ حل مشکلاتی که از تحصیل دختران دور از خانواده و محل سکونت ایشان ناشی می گردد می دانند.خانم «عفت شریعتی» نماینده مشهد و عضو شورای مرکزی جامعه زینب تنها زن امضا کننده این طرح است. بازداشت یکی دیگر از دانشجویان فعال جنبش زنان و از اعضای کمپین خانم «عشا مومنی» عکاس؛ دانشجو فعال جنبش زنان و از اعضای کمپین کالیفرنیا در روز چهار شنبه 24 مهر در بزرگراه مدرس توسط پلیس نامحسوس بزرگراه باز داشت شد.به گفته خانواده ایشان: دخترمان می خواست نشان بدهد که زنان ایرانی چقدر توانا هستند او می خواست چند ماهی را ضمن این که در کنار ما باشد پایان نامه فوق لیسانسش را آماده کند.می خواست به استادانش و دوستان آمریکایی اش نشان دهد که زنان ایرانی چقدر توانا هستند و در ایران طالبان حاکم نیستند.و زنان ایران چقدر پیشرفت کرده اند و ما را با زنان افغانستان اشتباه نگیرند. اجبار به پوشش غیر متعارف در مدارس دخترانه سقز آموزش و پرورش شهرستان سقز بخشنامه ای به مدارس دخترانه در مقاطع مختلف تحصیلی استفاده از هد بند علاوه بر مقنعه را جز حجاب اجباری و پوشش مدارس اعلام نموده است. این موضوع موجب نارضایتی معلمان و دانش آموزان گردید که این اثرات منفی در روحیه دانش آموزان دارد. پدری دختر 14ساله خود را با روسری خفه کرد مردی شکاک به گمان اینکه دختر نوجوانش ارتباط نا مشروع دارد او را در خواب خفه کرد.
در قسمت سوم اقای ودودی در رابطه با روز جهانی کودک سخنرانی نمودند.پس ازاستراحت کوتاهی ودرادامه جناب اقای شفاهی عضوهیئت رئیسه کانون ازاعضاء محترم تقاضا نمودند یک نفرجهت مسئول نمایندگی شاخه هانوفرمعرفی کنند انتخابات انجام شد وبا اکثریت اراء اقای وحید رشادی مسئول جدید نمایندگی هانوفر گردید سپس اقای شفاهی در رابطه با مسئولیت ایشان توضیحاتی تشریح کردند که موقتآ سه ماه و پس از تائید در جلسه کنگره یا مجمع هیئت مدیره تمدید گردد. یکی ازاتفاقات مهم ماه نوامبر سلاخی شدن فروهرها توسط وزارت اطلاعات (قتلهای زنجیره ای با سخنرانی سرکار خانم صدیقه جعفری یکی از زندانیان سال شصت قتلهای زنجیره ای شیخی شیطان را بهخواب دید. ریش او را چسبید و بر سرش فریاد کشید که ای ملعون، این همه شرارت که در جهان هست بر اثر وسوسههای تو خنّاس است. تو بودی که آدم را فریفتی و موجب شدی از باغ بهشت رانده و به کره خاکی تبعید شود. تو بودی که میانۀ هابیل و قابیل را بههم زدی و رسم برادرکشی را بین فرزندان آدم بنیان نهادی. تویی که آدمیان را به ارتکاب گناه وادار میکنی. تو مایۀ شرّ و فسادی و رهایت نخواهم کرد تا از این پس فرصت شرارت و شیطنت نداشته باشی. شیطان در تلاش بود که خود را برهاند و شیخ رهایش نمیکرد. در این کشاکش، شیخ از خواب پرید و دید ریش خود را در دست میفشارد!شیخان و شیطان از هم جدا نیستند. در آئینه اگر نگاه کنند خودشان به این حقیقت پی میبرند در خبر ها بود که هفته نامه «شهروند امروز» توقیف شد . در آخرین شماره این هفته نامه برای نخستین بار، پسر ارشد و دو عروس لاهوتی (فاطمه و فائزه هاشمی رفسنجانی) به بیان ناگفته های خود درباره این شخصیت پرداخته اند.
حمید لاهوتی و همسرش فائزه (دختر جنجالی هاشمی رفسنجانی) و نیز فاطمه (دختر ارشد هاشمی) برای نخستین بار دلیل مرگ آیت الله لاهوتی را مسمومیت با سم استرکنین در زندان اوین اعلام کرده ،وهمچنین خودکشی وحید لاهوتی (فرزند آیت الله لاهوتی)را زیر سؤال برده است. فائزه هاشمی معتقد است که برادر شوهرش خودکشی نکرده و احتمالاً ضربه ای به سرش وارد شده و در زندان اوین فوت کرده است. فاطمه هاشمی نیز گفته کسانی که لاهوتی را دستگیر کرده و به اوین بردند، از مرحوم لاجوردی دستور داشته اند که در صورت تمرد، لاهوتی را بکشند.همیشه میگویند قتلهای زنجیره ای، پرونده ای «ملی» است و من میگویم ملی و دولتی است ،قاتلین دولتی و مقتولین ملت ایران هستند.تا کنون، 10 سال گذشته است. از قتل وحشیانه پروانه اسکندری و داریوش فروهر ، از ربودن و حلق آویز کردن محمد جعفر پوینده و محمد مختاری، از ربودن مجید شریف و پیروز دوانی و گم شدن جسد آنان در اماکن "امن" جمهوری اسلامی . در این 10 سال، آمران این قتل ها هم چنان در مسند قدرت نشسته اند. دو تن از متهمان به مشارکت در این قتل ها، پور محمدی وزیر کشور و اژه ای وزیر اطلاعات،هم اکنون در دولت احمدی نژاد نشسته اند.در این10 سال گذشته و پیش ازآن هم، هیچ سالی را بی قتل و کشتار، بدون سرکوب و شکنجه، بدون زندان و اعدام سپری نکرده ایم.هر سال تعدادی از جوانان و دانشجویان، زنان و کارگران، نویسندگان و روشنفکران و فعالان سیاسی و مدافعان حقوق بشر و مبارزان ملی کشورمان ازعرب و آذری گرفته تا بلوچ و کرد، به بهانه های واهی و یا با برچسب های امنیتی، به بند کشیده شده و یا به جوخه های مرگ سپرده شده اند. ما در تمام سال های حیات حکومت جمهوری اسلامی، هیچ سالی را بدون سرکوب و مرگ سپری نکرده ایم. علیرغم قول معرفی و محاکمه عاملان و آمران ، اما از همان زمان برای اغلب جریانات سیاسی آزادیخواه و فعالان حقوق بشر روشن بود که انجام این امر و امکان تحقق آن برای قدرتمندان حاکم ، غیر ممکن است. از این رو در همان زمان آزادیخواهان، بر تشکیل کمیته حقیقت یاب مستقل تأکید داشتند. چنگیز مهاجم و خونخواری که هزاران هزار سر میبرید، از کشتن یک بزرگ اهل فرهنگ ابا کرد و حتا به او پیغام داد که از شهر خارج شود اما در مملکتی که پیشینهی تمدن و فرهنگاش به هفت هزار سال میرسد، دولتیان غیاباً جلسهی محاکمه تشکیل میدهند و خود آنها را مرتد و ناصبی و ... میخوانند و حکم قتل آنها را صادر میکنند و بعد هم با فجیعترین و رذیلانهترین شیوهها حکمهای خود صادره را به اجرا میگذارند.باور کنید که این جنایت پیشه ها از مغول هم بدترند. به باور من، مایی که در این جا جمع شدهایم تا یاد این عزیزان را، گرامی بداریم چه در ایران و چه خارج کشور می باید به تحلیل و بررسی اندیشهای بپردازیم که موجب چنین قتلهای ضد انسانی و وحشتناکی شده است. اگر چنین نکنیم، بزرگداشتهای ما تنها نمایشی بیش نیست .به گمان من، پروندهی قتلهای زنجیرهای،حداقل برای ما فعالین حقوق بشر پروندهای است به معنای واقعی "ملی". "ملی" بودن این پرونده را دست کم باید در سه حوزهی هدفها (قربانیان) ، تفکر واندیشه ،و عملکرد مورد بررسی قرار داد. الف- حوزه «هدف» ها (قربانیان)پرونده قتلهای زنجیره ای، فهرستی بسیار طولانی دارد. تعداد بیش از هشتاد قربانی در این پرونده، رقمی است که چند تن از شخصیتهای حکومتی یا نزدیک به حکومت آن را به زبان آورده اند.آنچه که «ملی بودن» «هدف» های این قتلها را نشان می دهد، این واقعیت است که تقریباً مجموعه گروههای فکری (غیرحکومتی) جامعه را در بر می گیرد.مثل داریوش فروهر، پروانه اسکندری، محمد مختاری، جعفر پوینده، ابراهیم زال زاده، پیروز دوانی، احمد میرعلایی، غفار حسینی، مجید شریف، احمد تفضلی، حسین برازنده، روحانیان و روشنفکران اهل تسنن، کشیشان مسیحی، و ... ب- حوزه تفکر و اندیشه تفکر حاکم بر این اندیشه را می توان دستکم در چهار مشخصه بیان کرد: 1-. در این تفکر، حقوق شهروندی ، هیچ جا و مقامی ندارد. به همین دلیل ، از هر نوع تجمع و جمع شدن مردم و نخبگان آنان حتی برای ابتدایی ترین خواستها ،هراس دارد. و از همین روست که با استفاده از انواع شیوه ها می کوشد نطفه هر تشکل و تجمعی را خفه کند و ا گر موفق نشد، برای نابود ی «بانیان» به حذف فیزیکی روی می آورد. مثل کانون نویسندگان. اگر نگاهی، حتی گذرا، به فهرست قربانیان قتلهای زنجیره ای انداخته شود، آشکار می گردد که اکثریت قریب به اتفاق شخصیتهایی که به قتل رسیده اند، به نحوی از انحاء در زمینه های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، دینی، و ..، کار جمعی می کرده اند. 2- نگاه این تفکر به مسایل و مشکلات جامعه، نگاهی است فاشیستی. زیرااین نگاه مشکلات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی واجتماعی جامعه را واقعیت جامعه نمی داند، بلکه آن را یک واقعه «موقتی می داند که حرکت «طبیعی» جامعه را بر هم می زند پس باید با تمام نیرو برای حذف این « مزاحمین» جامعه اقدام کرد. 3- این تفکر، بر مبنای یک الگوی « حق» و «باطل» حرکت می کند که در آن دگر اندیشی مطرودوباطل است پس تنها و تنها « شایسته» «نابودی» و «پاکسازی» است . 4- نگاه این تفکر به فرهنگ کاملاً امنیتی است و.بطور کلی فرهنگ برای این تفکر هیچ محلی از اعراب ندارد.حتما واژه های «تهاجم فرهنگی» و «شبیخون فرهنگی را بیاد دارید. سعید امامی در سال 1374 می گوید: « ... تهاجم فرهنگی در حال حاضر ریشه ها را نشانه گرفته است. ما دلایل بزرگی برای این حرف داریم. علت اصلی گسترش آن، وحشت از اسلام است. تفکراتی که ما با آن روبرو هستیم عبارتند از: 1- تفکرات لائیسم. 2- تفکرات مسیحیت. 3- تفکرات اسلام آمریکایی. 4- تفکرات یهودیت. منافقین، اسلامشان آمریکایی است.. آنها می خواهند ریشه آخوند را بزنند. تفکر لائیسم می خواهد بنیان فکری ما را به هم بزند» ویا نامه معروف سعید امامی به (دری نجف آبادی) که در تاریخ 16/7/77 نوشته شد و با چاپ آن در روزنامه « سلام» روزنامه «سلام» بسته شد و پس از آن دانشجویان به این توقیف اعتراض کردند و به دنبال آن، فاجعه کوی دانشگاه تهران و دانشگاه تبریز اتفاق افتاد. متن نامه همانطوری که مستحضرید فعالیت گسترده عناصری نظیر گلشیری، چهل تن، دولت آبادی، مختاری ... برای مطرح نمودن کانون و ایجاد وجهه و پشتیبانی جهانی برای آن، مشکلات امنیتی را برای جمهوری اسلامی ایران و بخصوص وزارت به دنبال خواهد داشت. وجود جریانات قانونی موازی و ایجاد کیس هایی در راستای بوجود آوردن انشعاب و اختلافات در بین ایشان می تواند از پیامدهای امنیتی موضوع بکاهد. ......... پ - حوزه عمل در حوزه عمل نیز این تفکر در تمام آن سالها به صورت کاملا فعال عمل می کرد و از هیچ کاری رویگردان نبود، آن هم در سطح «ملی».بطوریکه هیچ نظر و اندیشه و دسته و گروهی (جز آنان که در حکومت بودند)، اعم از چپ ، ملی مذهبی ، ملی ویا مذهبی از تعرض و سرکوب در امان نبود. فراموش نکنیم که در آن سالها و بويژه پس از قتل عام زندانیان سال 67، نفسها حبس بود و کسی را یارای آشکار سخن گفتن از این رازها نبود. در انزمان مگر حتی یکنفر از نمایندگان جرأت میکرد به وزیر اطلاعات (فلاحیان) رأی ندهد؟ فراموش نکنیم که یکی از متهمان اصلی این پرونده، علی فلاحیان، پس از برملا شدن این قتلها، حتی از یک توضیح مختصر، معاف بود که هیچ، پس از آن با کمال آسودگی جواز شرکت در انتخابات ریاست جمهوری را نیز دریافت کرد. دو سال پس از این قتلها، اصلانی،«حقوقدان» روزنامه «کیهان» در جلسه سالن اجتماعات حوزه علمیه (قم) ( که با حضور فلاحیان انجام شد) با بی پروایی شرم آوری گفت: « روی چهار عنصر منحرف رده پایین که کشته شدند، بحث نیست ... البته در قانون مجازات اسلامی این مطلب به صراحت ذکر شده است که اگر شخصی مهدورالدم شد و عده ای او را کشتند، کسی حق ندارد به آنها تعرض کند، و اگر هم اکنون آنها اینقدر به افرادی همچون جناب آقای فلاحیان توهین و اهانت می کنند، تقصیر خود آقای فلاحیان است، چرا که در زمان صدارت بر وزارت اطلاعات به اینها رحم کرد و حقشان را کف دستشان نگذاشت . درروزهای اخیر جت الاسلام روح الله حسينيان، رئيس سازمان اسناد انقلاب اسلامی ايران بار ديگر گفت که سعيد امامی در آن قتل ها نقشی نداشته است؛ به بيان ديگر اگر حرف آقای حسينيان درست باشد، همان کسی که به عنوان «عامل اصلی» قتل ها معرفی می شد،«بيگناه بوده است.» آقای حسينيان که در انتخابات اسفند ماه گذشته به عنوان نماينده مردم تهران به مجلس شورای اسلامی راه يافته است، در اين ده سال چندين بار تاکيد کرده که عامل اصلی قتل های زنجيره ای را وابسته به جريان دوم خرداد می داند. احمد بشيری، وکيل باسابقه ای که وکالت خانواده قربانيان اين قتل ها را به عهده داشته می گويد که شرح بازجويی های سعيد امامی، در پرونده قتل های زنجيره ای وجود نداشته است. اين نخستين بار نيست که حجت الاسلام روح الله حسينيان، سعيد امامی را از دست داشتن در قتل های زنجيره ای مبرا می داند. ناصر زرافشان، وکيل مدافع خانواده قربانيان،نیز می گوید شرح بازجويی های سعيد امامی را «از پرونده خارج کردند.» احمد بشيری يکی ديگر از وکلای خانواده های قربانيان قتل های زنجيره ای نيز همان نظر را تکرار کرده میگوید: یکی از نقایص اساسی پرونده قتلهای زنجیره ای، نبودن اوراق تحقیقاتی مربوط به آقای سعید امامی بود. آقای بشيری می افزايد: «چند بار هم، تمام وکلا درخواست کرديم که اوراق تحقيقاتی سعيد امامی را ضميمه پرونده کنند تا ما بخوانيم. ولی از جمله چيزهايی که در دسترس ما قرار نگرفت، همين اوراق بود. با توجه به پیشنهاد سرکار خانم اصغری مبنی بر نمایش فیلم پل سیزدهم درتاریخ بیست ونهم نوامبرساعت دوازده واقع درکانون کلیه اعضاء اعلام امادگی کردند. پس از پایان سخنرانیها برنامه ریزی ماه آینده سیزدهم دسامبر بدین شرح میباشد مسئول جلسه خانم جعفری،اخبار اقای رشادی وخانم اصغری ،میثاق اقای ودودی کشتارجمعی ،سخنرانان خانم ودودی روزجهانی مهاجرین هیجدهم دسامبر ، خانم خزائی شانزده آذر روز دانشجو صورتجلسه ماه نوامبر نمایندگی تورینگن فرزان هدائی جلسه ماهانه نمایندگی تورینگن در روز 17 نوامبر ، راس ساعت 13 در محل دائمی نمایندگی و با حضور آقایان اسماعیل عنایت اصل ، شهریار ایازی ، مهدی رحمنی پور ، عیسی حسینی اصل ، امیر حسین بهادری و با حضور تلفنی فرزان هدائی تشکیل گردید. جلسه با خوش آمد گوئی جناب آقای عنایت اصل و قرائت دستور جلسه توسط ایشان رسما آغاز گردید.
در ابتدا فرزان هدائی ( بصورت تلفنی ) اهم اخبار روز را پس از قرائت شعری به شرح زیر قرائت نمودند : یار دبستانی من با من و همراه منی چوب الف بر سر ما جفت منو یار منی حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه پرتو این داد و ستم مونده هنوز رو تن من ....... - انتخاب آقای اوباما به ریاست جمهوری آمریکا - یاسر گلی به 15 سال زندان در تبعید توسط دادگاه سنندج محکوم گردید - افزایش فشار آمریکا بر بانک های ایران - زهره اسد پور عضو کمپین یک ملیون امضا در گزینش دانشگاه آزاد رد گردید - تلاش هواپیمائی هما برای پرواز مستقیم به آمریکا - پس از این سرداران و فرماندهان سپاه پاسداران میتوانند کاندید ریاست جمهوری شوند سپس در مورد اتفاقات مهم روز و همچنین سایر اخبار بیان نشده بین اعضا بحث و گفتگو شد و با مقایسه این اخبار با مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر ، و همچنین تعیین آقای هدائی بعنوان خبرگوی جلسه آینده ، بخش بعدی دستور جلسه آغاز گردید . در این بخش آقای مهدی رحمنی پور با قرائت ماده 6 از مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر به بحث پیرامون آن پرداختند . ماده 6 : هر کس حق دارد که شخصیت حقوقی او در همه جا بعنوان یک انسان در مقابل قانون شناخته شود . سپس هر یک از اعضا با بیان نظرات خود در رابطه با این ماده، این بخش را نیز تکمیل نمودند . در بخش بعدی جلسه آقای عیسی حسینی اصل بمناسبت 16 آذر روز دانشجو به سخنرانی پرداختند . ایشان ضمن گرامیداشت روز دانشجو به بررسی تاریخچه جنبش های دانشجوئی از زمان قبل از انقلاب تا کنون و همچنین سیر تکاملی و رشد فکری جنبش های دانشجوئی از زمان تسخیر سفارت آمریکا در تهران تا آغاز حرکت 18 تیر پرداختند . ایشان با بیان این مطلب که گروههای فعال مخالف رژیم جمهوری اسلامی را میتوان فقط به دو دسته تقسیم کرد به بررسی جنبش دانشجوئی پرداختند . طیف های مخالف رژیم از نظر ایشان ، گروههای فعال مدنی در رابطه با حقوق زنان مانند کمپین یک ملیون امضا و جنبش های دانشجوئی بودند . ایشان با یادآوری دفتر تحکیم وحدت بعنوان رگه جنبش های دانشجوئی به شرح فعالیت این دفتر از زمان تاسیس پرداختند . ایشان معتقد بودند که رژیم جمهوری اسلامی بعد از انقلاب فرهنگی در دانشگاهها جهت گرفتن نبض دانشگاه اقدام به تاسیس انجمن های اسلامی در دانشگاه کردند که در نهایت و به مرور زمان همین انجمن های اسلامی منجر به تشکیل دفتر تحکیم وحدت گردیدند . پس از سخنان ایشان اعضا با بیان نظرات خود سخنرانی گیرای ایشان را تکمیل نموده و آقای عنایت اصل نیز با سخنان تکمیلی خود و همچنین تعیین آقای عیسی حسینی اصل بعوان سخنران جلسه بعد این بخش را به پایان رساندند .
سپس اعضا به بررسی مجمع عمومی گذشته در کلن پرداختند و در این رابطه گزارش و جمع بندی مفصلی توسط آقای شهریار ایازی به جلسه ارائه گردید . شرکت در دو سمینار که از نمایندگی بعنوان یک گروه فعال حقوق بشردعوت شده در این ماه مورد بررسی قرار گرفت و اعضا جهت شرکت در این سمینار ها اعلام آمادگی نمودند .
بحث و تصمیم گیری در رابطه با نحوه برگزاری جلسات مجمع عمومی در بخش بعدی دستور جلسه قرار داشت که در نهایت اعضا پس از بیان نظرات خود به این نتیجه رسید که جلسات به همان نحوه گذشته و بصورت ادواری برگزار شود که آقای عنایت اصل بعنوان مسئول نمایندگی مسئولیت بیان نظرات اعضا را جهت تصمیم گیری در مورد نحوه برگزاری جلسات مجمع عمومی در جلسه آینده عهده دار شدند .در ادامه دستور جلسه مجمع عمومی ماه آینده توسط اعضا بررسی گردید و مواردی جهت بهتر برگزار شدن این مجمع ارائه گردید که قرار شد این موارد توسط آقای عنایت اصل به سمع هیئت رئیسه و کمیته روابط عمومی رسیده و در صورت امکان اقدام شود .سپس آقای امیر حسین بهادری با پیشنهاد تاسیس کمیته اجرائی در نمایندگی به تشریح عملکرد این کمیته در نمایندگی پرداختند . از نظر ایشان با توجه به حجم بالای فعالیت نمایندگی در قالب برگزاری تظاهرات ایستاده و میز کتاب و همچنین برگزاری جلسات مجمع عمومی و شرکت در سمینارها تشکیل کمیته ای جهت تدارک و بهتر برگزاری این مراسمات در نمایندگی لازم است . این کمیته میتواند اعضای متغیر داشته باشد و اعضا در هر زمان میتوانند برای فعالیت در این کمیته داخلی اعلام آمادگی کرده یا فعالیت خود را تا آمادگی بعدی قطع نمایند . پس از رای گیری تشکیل این کمیته در نمایندگی مورد تصویب قرار گرفت و اعضای این کمیته جهت برگزاری برنامه های این ماه که شامل شرکت در دو سمینار دعوت شده از نمایندگی و همچنین ماه آینده که شامل برگزاری جلسه مجمع عمومی در نمایندگی و همچنین مراسم تظاهرات ایستاده و میز کتاب میباشد به قرار زیر انتخاب گردید : آقای امیر حسین بهادری بعنوان مسئول این کمیته و آقایان مهدی رحمنی پور و عیسی حسینی اصل اعضا ی این کمیته . و همچنین آقای شهریار ایازی بعنوان مسئول پیگیری کننده پیشنهادات نمایندگی مسئول نظارت بر فعالیت این کمیته و در صورت عدم فعالیت مسئول بازخواست اعضای آن شدند . در ادامه موارد و پیشنهاداتی جهت بهتر برگزار شدن جلسه مجمع عمومی از طرف آقای امیر حسین بهادری به جلسه ارائه گردید که مورد تائید تمامی اعضا قرار گرفت و پیگیری و اجرای آنها نیز به کمیته اجرائی نمایندگی واگذار گردید. در پایان آقای امیر حسین بهادری ضمن تشکر از شرکت اعضا در جلسه دادگاه ایشان خواستار شرکت فعالتر اعضا در مراسمات کانون و همچنین پذیرش مسئولیت بیشتر در نمایندگی و کانون از طرف سایر اعضا شدند. سپس ایشان با بیان این موضوع که نمایندگی اروپائی کانون میهن پرستان بنیاد ایران ما به ایشان واگذار گردیده خواستار مطالعه اعضا در رابطه با فعالیت این بنیاد شدند که در صورت تمایل عضو این کانون شوند . در حال حاضر این کانون فقط فعالیت مجازی دارد و امیدوارند که بتوانند توسط دوستان فعالیت این کانون نوپا را عملی نمایند. سپس با اخذ حق عضویت توسط آقای شهریار ایازی ، لیست مالی تکمیل گردید . جلسه در ساعت 15.30 پایان یافت .
|
||