کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

VVMIran Vereinigung zur Verteidigung der Menschenrechte im Iran e.V.

بر اساس قانون و مذهب حاکم زن به عنوان نصف انسان محسوب می گردد عملاً بسیاری از مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر نقض شده و زیر پا گذاشته می شود .

پیوند ها

منشور کانون و اعلامیه جهانی حقوق بشر

اطلاعیه و اعلامیه های کانون

شماره جدید

بایگانی

شماره جدید  81   

گزارش جلسه سخنرانی به مناسبت قتل عام زندانیان سیاسی دهه 60 اکتبر 2008

مهناز خزائی

به مناسبت 20 مین سالگرد کشتار زندانیان جلسه سخنرانی با حضور آقای جهانگیر گلزار و تنی چند از فعالان سیاسی و حقوق بشر به مسولیت خانم مهناز خزائی در تاریخ 28.09.2008ساعت 3 در دفترنمایندگی هانوفر برگزار گردید.

 

 ابتدا آقای شفائی دررابطه با تاریخچه  کشتار زندانیان سیاسی عقیدتی  دهه 60 وهمچنین در رابطه با اینکه چگونه  بعد از پایان جنگ در تابستان سال 1367 تعداد 4300 زندانی سیاسی، عقیدتی به قتل عام رسیدند توضیحات کاملی بشرح زیر برای حاضرین دادند.

دستگیری، قتل وعام، شکنجه در ده 60 در زندانهای ایران توسط خمینی و ولایت وقیه

بعد از پیروز ی انقلاب در29 فروردین 58 خمینی با پشتوانه سنتی دینی که بر پایه بی سوادی و نا آگاهی مردم واز طرفی روشن نبودن هویت واقعی خمینی ودراودسته اش بود که بزرگترین نیرنگ تاریخ ایران پی ریزی شده و با رای جمهوری اسلامی آری یا نه مردم را فریفت واز طرفی با این کار اپوزسیون ها را در سر دوراهی سرنوشت سازی قرار داد،و از اینجا مخالفتها علیه خمینی شروع شد که البته انشعابت اپوزسیونها هم در این تاریخ صورت گرفت . خمینی با این حرکت در واقع چندین هدف را نشانه رفت(البته شک دارم که آگاهانه باشد بقول استاد احمد شاملو این مردک مرتحل از موقع ورودش به ایران تا مرگش در تمام شخنانش بشتر از 400 کلمه استفاده نکرد )  اول که اعلام مجودیت مطلق کرد دوم مخالفین شناسائی کرد سوم واز همه مهمتر سازمان واتحاد اپوزسیون ها را از هم پاشید.

این موضع باعث در گیریهای خیابانی بین تندرو های دینی (چماقداران)و اپوزسیونها شد در سالهای 58 و 59 با چوب و چماق وچاقو از آنها پذیرای کردند رفته رفته با قدرت گرفتن خمینی دست گیرها شروع شد

سال 60 شروع دستگرها شکنجه واعدام

سال 60 نقطه عطفی بود در تاریخ انقلاب ،جمهوری اسلامی بی پروا هر آنچه که از آزادی مانده بود در بند کشید و هر آنچه که از حقوق بشر می شناسیم زیر پا گذاشت .

تمامی کسانی که مخالف حکومت اسلامی بودند اعم از اعضاء اصلی گروه ها و هوادارن بودند دستگیر کردند حتی خیلی ها را به خاطر خواندن یا در دست داشتن یک کتاب صمد بهرنگی (هم اکنون چندین ساله که این کتابها در کتاب فروشیها آزاد می باشند)ویا یک نشریه دستگیرشکنجه و اعدام شدند .

زندانها ، کمیته ها،پادگانها حتی دبیرستانها پر شدند.

تا سال 64 شکنجه ، اعدام، علنی (توسط دارو دسته لاجوردی)

64 تا 62 تشکیل هیئت عفو و آزادی تعدادی از زندانیان در داخل زندان ورود روزنامه ،بهداشت، تلوزیون، شروع ملاقات

تابستان 66 ورود دوباره تندروها (لاجوردی) وشرایط زندانها دوباره تغییر کرده شبیه سال های 60 تا 64

تابستان 67 شروع قتل وعام

پیش‌زمینهٔ تاریخی    

بعد از قبول قطع نامه 598 ونوشیدن جام زهر توسط خمینی افکار سران تندروهای حکومت به زندانیان جلب شد وبه دلایل ذیل  نقشه فاجعه تابستان 67 پی ریزی شد

الف - با توجه به جنگ 8ساله جوابی برای بازمانگان جنگ نداشته واز آن جائی این حکومت راز مانگاری خود را در ایجاد رعب و وحشت میبیند دست به چنین کاری زد

ب - کسانی که در زندان ها بودن در طی 7 سال بر اعتقادات خود مانده و بعضا پافشاری می کردند و در صورت آزادی وبا تجربه شرایط جدید  قدرت سازماندهیداشته و این  برای حکومت قابل تحمل نبود از طرفی با وجود این همه زندانی سیاسی جواب گوی ملت و سازمان ملل نمیتواستند با شند و مجبور به آزادی آنها میشدند.

  2-آغاز ماجرا

حکم آیت‌الله خمینی

از آنجا که منافقین خائن به هیچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه می‌گویند از روی حیله و نفاق آنهاست و به اقرار سران آنها از اسلام ارتداد پیدا کرده‌اند، با توجه به محارب بودن آنها و جنگ کلاسیک آنها در شمال و غرب و جنوب کشور با همکاری‌های حزب بعث عراق و نیز جاسوسی آنها برای صدام علیه ملت مسلمان ما و با توجه به ارتباط آنان با استکبار جهانی و ضربات ناجوانمردانهٔ آنان از ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی تا کنون، کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند، محارب و محکوم به اعدام می‌باشند.»[

نامه منتظری :

بسم الله الرحمن الرحيم

محضر مبارك آيت الله العظمي امام خميني مدظله العالي

پس از عرض سلام و تحيت، به عرض ميرساند راجع به دستور اخير حضرتعالي مبني بر اعدام منافقين موجود در زندانها، اعدام بازداشت شدگان حادثه اخير را ملت و جامعه پذيرا است و ظاهرا اثر سوئي ندارد ولي اعدام موجودين از سابق در زندانها

اولا در شرايط فعلي حمل بر كينه توزي و انتقام جوئي ميشود

و ثانيا خانواده هاي بسياري را كه نوعا متدين و انقلابي ميباشند ناراحت و داغدار ميكند و آنان جدا زده ميشوند.

و ثالثا بسياري از آنان سرموضع نيستند ولي بعضي از مسئولين تند با آنان معامله سرموضع ميكنند.

و رابعا در شرايط فعلي كه با فشارها و حملات اخير صدام و منافقين، ما در دنيا چهره مظلوم به خود گرفته ايم و بسياري از رسانه ها و شخصيتها از ما دفاع ميكنند، صلاح نظام و حضرتعالي نيست كه يكدفعه تبليغات عليه ما شروع شود.

و خامسا افرادي كه به وسيله دادگاهها با موازيني در سابق محكوم به كمتر از اعدام شده اند اعدام كردن آنان بدون مقدمه و بدون فعاليت تازه اي بي اعتنائي به همه موازين قضايي و احكام قضات است و عكس العمل خوب ندارد.

و سادسا مسئولين قضائي و دادستاني و اطلاعات ما در سطح مقدس اردبيلي نيستند و اشتباهات و تاثر از جو بسيار و فراوان است و با حكم اخير حضرتعالي بسا

نامه سید احمد خمینی  (رئیس وقت دفترخمینی):

پس از عرض سلام، آيت الله موسوي اردبيلي در مورد حكم اخير حضرتعالي درباره منافقين ابهاماتي داشته اند كه تلفني در سه سئوال مطرح كردند:

1 - آيا اين حكم مربوط به آنهاست كه در زندانها بوده اند و محاكمه شده اند و محكوم به اعدام گشته اند ولي تغيير موضع نداده اند و هنوز هم حكم در مورد آنها اجرا نشده است، يا آنهايي كه حتي محاكمه هم نشده اند محكوم به اعدامند؟

2 - آيا منافقين كه محكوم به زندان محدود شده اند و مقداري از زندانشان را هم كشيده اند ولي بر سرموضع نفاق ميباشند محكوم به اعدام ميباشند؟

3 - در مورد رسيدگي به وضع منافقين آيا پرونده هاي منافقيني كه در شهرستانهائي كه خود استقلال قضائي دارند و تابع مركز استان نيستند بايد به مركز استان ارسال گردد يا خود ميتوانند مستقلا عمل كنند؟ 

فرزند شما، احمد

جوابیه خمینی :

بسمه تعالي

در تمام موارد فوق هر كس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حكمش اعدام است، سريعا دشمنان اسلام را نابود كنيد، در مورد رسيدگي به وضع پرونده ها در هر صورت كه حكم سريعتر انجام گردد همان مورد نظر است .

اعدام ها به روایت زندانیان سیاسی آن دوره و اپوزیسیون

در نخستين ساعات روز جمعه ٢٨ تيرماه ١٣۶٧ (١٩ جولاى ١٩٨٨) حصارهاى آهنينى بر گرد زندان هاى اصلى در سرتاسر ايران کشيده شد. دروازه ها بسته و تلفن ها قطع شد. تلويزيون ها را از برق کشيدند و از توزيع نامه ها، روزنامه ها و بسته هاى دارويى (در زندان ها) خوددارى ورزيدند. ساعات ملاقات منحل شد و بستگان زندانيان را از حول و حوش زندان ها پراکنده ساختند.

به زندانيان دستور داده شد که در سلول هاى خود باقى بمانند و از صحبت با نگهبانان و کارگران افغانى خوددارى کنند. رفت و آمد به مکان هاى عمومى مانند درمانگاه ها، کارگاه ها، قرائت خانه ها، تالارهاى تدريس و حياط ها ممنوع شد."

1-اعدام مجاهدین

یرواند آبراهامیان پروسهٔ اجرای حکم اعدام مجاهدین را اینگونه توصیف می‌کند:"کسانيکه پاسخهاى نامساعد مى دادند، يا حاضر به زبان آوردن "منافقين" نبودند، بيدرنگ به اتاق ويژه اى هدايت مى شدند. در آنجا انگشترها و عينکهايشان ضبط و به آنها گفته مى شد که وصيت نامه نهايى خود را بنويسيد.

آنگاه آنها را به سوى چوبه هاى دار که پنهانى، هم در تالار سخنرانى گوهردشت و هم در حسينيه اوين برپا شده بود مى بردند و در گروههاى ۶ نفرى به دار مى آويختند. جان کندن بعضى از آنها تا ١۵ دقيقه به طول مى انجاميد چون بجاى اينکه دريچه اى پنهانى از زير پايشان در رود و به پايين بيفتد به همان شيوه قديمى حلق آويز مى شدند.

پس از گذشت چند روز، مأموران اعدام که بيش از حد خسته شده بودند تقاضا کردند که محکومين تيرباران شوند ولى با اين تقاضا، به اين عنوان که طبق حکم شرع مرتدين و دشمنان خدا بايد حلق آويز شوند مخالفت بعمل آمد. البته اين بهانه اى بيش نبود. چون طى يک دهه محکومين به "فساد فى الارض" بوسيله جوخه هاى آتش اعدام شده بودند.

دليل اصلى استفاده از طناب حفظ سکوت و پنهانکارى کامل، هم در قبال دنياى خارج و هم در برابر بخش‌هاى ديگر همان زندان بود. به چپ گرايان گفته شد که مجاهدين به زندانهاى ديگر انتقال يافته اند، اما بعضى از زندانيان با مشاهده کاميونهاى مجهز به سردخانه و پاسداران ماسک به صورت که به آمفى تئاتر رفت و آمد داشتند جريانات مشکوکى را حدس زدند.

با وجود اين آنها نمى دانستند که علت استفاده از ماسک توسط پاسداران اين است که دستگاههاى "فريزر" در مرده شويخانه زندان از کار افتاده است. يکى از پاسداران ادعا کرد که آنها "فقط مشغول تميز کردن سلولها هستند."

آبراهامیان همچنین در شرح وسعت این اعدام‌ها می‌گوید:"زنى از گروههاى چپ گرا مى نويسد که هيچ يک از ۵٠ مجاهدى که با او در يک بخش زندانى بودند به بندهاى خود باز نگشتند. به نوشته مردى متعلق به همان گرايش، هيچکدام ١٩۵ تن از ٢٠٠ مجاهدى که در يکى از بخش‌هاى زندان گوهردشت نگهدارى مى شدند بازنگشتند. گزارش ديگرى حاکى است که حجت الاسلام نيرى مصمم بود حداکثر صدمه را (به مخالفان سياسى) وارد کند. در حاليکه آيت الله اشراقى با حالتى نه چندان قاطع سعى داشت راه اعتدال بپيمايد."

2 – شهریور شروع محاکمه واعدام مبارزان چپ سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)، حزب توده ایران، سازمان انقلابی کارگران ایران (راه کارگر)، سازمان پیکار، کومه‌له، حزب کمونیست ایران

در ماه شهریور توجه کمیسیون مرگ به چپی‌ها جلب شد و پرسش و پاسخ از آن‌ها از 5 شهریور و از زندان گوهردشت آغاز گشت. "آيا شما مسلمانيد؟"،

"آيا به خدا اعتقاد داريد؟"،

 "آيا به بهشت و جهنم معتقد هستيد؟"،

 "آيا محمد را به‌عنوان خاتم انبياء قبول داريد؟"،

"آيا در ماه رمضان روزه مى گيريد؟"،

"آيا قرآن مى خوانيد؟"،

"آيا هر روز نماز مى خوانيد؟"،

"آيا ترجيح مى دهيد با يک مسلمان هم بند شويد و يا يک غيرمسلمان؟"،

خانواده وباز ماندگان

به خانوادهها تا 4 آذر ما اطلاع داده نشد

ماه آذر خانواده ها را برای این که ازدحام نشده به نوبت به زندانها خواستند ولوازم ووصیت نامه های بی زیان  را به انها تحویل دادند.

به باز ماندگان حق عزا داری داده نشد.

تعداد کشته شده گان

کاملترین لیست توسط ب.آزاد و ب. آذرکلاه 4481  جمع آوری شده وتا 12000 نفر طبق منابع مختلف تخمین زده شده .

مسئولان اعدام‌ها

بازماندگان قربانيان آن واقعه و اپوزيسيون ها، خمينی را مسئول مستقيم اين واقعه میدانند. پس از او بالاترین مسئولان ایران در آن هنگام هاشمی رفسنجانی (رئیس مجلس)،سید علی خامنه ای (رئیس جمهور) و سید احمد خمینی (رئیس دفتر خمینی) بودند.

از دیگر افراد رده بالای آن زمان که در هنگام قتل عام زندانیان دارای مسئولیتهای مرتبطی بودند میتوان به این افراد اشاره کرد:

·  مصطفی پورمحمدی، نمایندهٔ وزارت اطلاعات در کمیسیون مرگ (بعدها وزیر کشور در کابینهٔ احمدی‌نژاد)

·  صادق خلخالی، حاکم شرع دادگاه انقلاب

·  محمد ری شهری، وزیر اطلاعات وقت

·  علی فلاحیان، قائم مقام وقت وزیر اطلاعات

·  موسوی اردبیلی، رئیس وقت شورای عالی انقلاب

·  جعفر نیری، رئیس کمیسیون مرگ

·  مرتضی اشراقی، دادستان کمیسیون مرگ

·  ابراهیم رئیسی، معاون دادستان و عضو کمیسیون مرگ

·  مبشری، حاکم شرع زندان اوین و عضو کمیسیون مرگ

·  اسماعیل شوشتری، رئیس وقت سازمان زندان‌ها (بعدها وزیر دادگستری در کابینهٔ رفسنجانی و خاتمی)

·  محمد مغیثه‌ای، (معروف به ناصریان)، رئیس وقت زندان گوهردشت

·  اسدالله لاجوردی، رئیس وقت زندان اوین

·  داوود لشگری، مسئول انتظامی و امنیتی زندان گوهرد شت

محل دفن

قربانیان تابستان ۶۷ در گورهای دسته جمعی مختلفی در سراسر ایران خاک شدند اما معروف‌ترین مزار آن‌ها و محل سمبلیک گرامیداشت آن‌ها،گورستان خاوران (مبارزان چپ) در نزدیکی‌های تهران است. گفته می‌شود بعضی‌ها هم در زمین‌های گورستان بهشت زهرا(مبارزان مجاهدین) مدفون هستند.

در قسمت بعدی خانم جعفری در رابطه با خاطرات زندان صحبتهایی نمودند.

ایشان فرمودند 30 خرداد 1360 آغاز دستگیری های گروهی و سرکوب و کشتار های جمعی جوانان و نیروهای مبارز و فعال که بلحاظ سیاسی عضو، هوادار و بطور کلی زیر مجموعه گروه های مختلف سیاسی بودند .

و اصلی ترین دلیل آن ایجاد رعب و وحشت بیشتردر میان جوانان و نیروهای فعال بود ،جوانانی که درتمامی مراحل انقلاب بیدریغ و با تمامی وجود فعالیت داشتندو بسبب و یاری همین نیروی جوان بود که تودهء مردم در صف های مرتب و فشرده به حرکت درآمده ونهال انقلاب به ثمر رسید.

دستگیری اکثریت افراد جامعه که در میان آنان افراد بسیاری دیده میشد که بدون هیچ دلیل و یا جرمی در خیابان ها و فروشگاه ها و یا منازل  دستگیر شده و بدون حتی یکبار بازجوئی ماه ها و در مواردی سالها در زندان و حتی بر اثر اشتباه و یا تشابه اسمی اعدام شدند. 

 این اعدام ها که از خرداد ماه سال 1360 شروع شد ، طی ماه های بعد شدت یافته و از نظر آماری افزایشی چشمگیر داشت.

بطوریکه در هفته 3 الی 4 مرتبه ئراسم اعدام انجام میگردید و در ساعات مختلف، زندانیان پس ازشنیدن صدای مهیب و وحشتناک رگبار گلوله در سکوت و باشمردن صدای تیر های خلاصی که بر شقیقه های امرزمانشان وارد میشد به آمار اعدام های آن روز دست میافتند ارقام و آمار بسیار بود یکبار 75 نفر و اکثر دفعات 150 تا 340 تیر شمارش میشد تعداد مادرانی که در زندان زایمان نموده و به همراه فرزندان خود در درون سلول ها و بدون....................

در قسمت بعدی آقای گلزار در رابطه با (خشونت در ایران) و دلائل آن در جامعه و خانواده سخنرانی کامل و جامعی نمودند.

جهانگیر گلزار

چرا اعدام خشونت را گسترش میدهد ؟

متن سخنرانی در جلسه فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمریکا (هانور – آلمان )  به مناسبت روز جهانی لغو حکم اعدام موضوع امروز در باره اعدام و خشونت است . صحبت خودم را با شما با چند سوال شروع می کنم .

تصور کنید کسی یکی از عزیز ترین کسان شما را به قتل می رساند . با او چه می کنید ؟

ذهن خود را کاوش کنید .

 او را مستحق چه نوع مجازاتی  می دانید؟ 

تصور کنید شخصی همچون لاجوردی ، خلخالی ، ری شهری و یا خامنه ای ... که دست در جنایات بسیاری داشته اند را در فردای آزادی می خواهند محاکمه کنند . او را مستحق چه نوع مجازاتی می دانید ؟

حال در ذهن خود سوال کنید که چرا برای او چنین مجازاتی را قائل شده اید  ؟

شما خود را تصمیم گیرنده می دانید ؟

و یا اینکه فکر می کنید دیگران باید از مجازات  آنها درس عبرت بگیرند و دیگر کسی دست به جنایت نزند ؟

چه روش و وسیله ای را برای جبران خسارات در نظر گرفته اید ؟

اگر ما  اعدام را تنها وسیله و امکان بدانیم  ، همان وسیله ای را انتخاب کرده ایم که قاتل انتخاب کرده است . این وسیله بی حقوق کردن انسان است . این وسیله زور عریان است . این وسیله تحقیر انسانیت است . نمی شود با وسیله بد و یا با وسیله ای که قاتل بکار برده جبران خسارت کرد . با اعدام  نمی شود جبران قتل را کرد .

این روش قداست دادن به زور و خشونت  است . عمل قاتل و تصمیم قاضی یکی است .آنهم  اصالت دادن به زور و قدرت است . فراموش نکنیم که قتل یعنی یک خسارت بزرگ و قتل قاتل خسارت مجدد است و جبرانی در کار نیست . 

فراموش نکیم که جانی در جامعه است که جانی می شود. نقش جامعه و ابزارهای حقوق مدار کردن جامعه را فراموش نکنیم . دولت با کشتن قاتل می خواهد صورت مسئله را پاک کند و با احساساتی کردن مردم فضایی بوجود بیاورد که مردم دیگر از دولت نپرسند چرا بر حقوق عمل نکرده و نمی کند.

نقش دولت در رشد خشونت تا چه میزان است ؟

در آلمان سالانه بسیار در مورد اعتیاد به هروئین صحبت می شود .تعداد معتادین به مواد مخدر سخت بنا بر آمار پلیس آلمان بین 76 تا 161 هزار نفر میباشند. و معتادین به الکل 1.6 میلیون نفر . معتادان به هروئین سالانه کمتر از  2000 نفر جان خود را از دست می دهند .  در صورتی که معتادان به سیگار بیش از 110 هزار نفرو مصرف بیش از حد الکل که منجر به مرگ شده است 16 هزار نفر در سال قربانی داده است تعداد افرادی که بخاطر مصرف الکل جان خود را از دست داده اند بیش از 100 هزار نفر است  .

دولت چون از سیگار و مشروبات الکلی  مالیات می گیرد زبانش کوتاه است و مخالفتی ندارد و این نوع اعتیاد را مشروع می داند . در کشورمان  ایران نیز به همین ترتیب است . گفته می شود که روزانه 12 نفر بخاطر مصرف مواد مخدر می میرند .

یعنی 4380 نفر در سال . چنانچه بین تعداد معتادین به مواد مخدر سخت در ایران و آلمان مقایسه ای بعمل آوریم و همچنین آمار رسمی تعداد افرادی که بر اثر مصرف این مواد مخدر جان خود را از دست میدهند در نظر بگیریم مبرهن میشود که آمار ارئه  داده شده در ایران توسط مقامات رسمی نمیتواند بیانگر حقیقت باشد.   

و تعداد افرادی که جان خود را  بر اثر مصرف مواد مخدر از دست میدهند با این احتساب بایستی بسیار بیشتر باشند.

همچنین تعداد افرادی که بخاطر اعتیاد ، دچار بیماریهای مختلف می شوند و جان خود را از دست می دهند بسیار بیشتر از  آمار ارائه داده شده میباشند.

به میزان بعضی از جرایم و نوع دید رژیم را در ایران بنگریم : با وجود این که توليد و مصرف مشروبات الکلی از 30 سال پيش و به دنبال روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی ممنوع شده است، اما تحقیقات اجتماعی نشان می‌دهد که این «قوانین بازدارنده» سبب کاهش مصرف نوشیدنی‌های الکلی در کشور نشده و سالانه مقدار زیادی از آن به شکل قاچاق وارد ایران می‌شود.

قوای مقننه و قضائیه  نظام ولایت فقیه تصور می کنند که  هر اندازه میزان خشونت بالاتر باشد ارتکاب به جرم کمتر می شود .!برای مثال  در مورد مصرف و تولید مشروبات الکلی قانون تغییرکرده است و سعی کرده اند با شدت دادن به مجازات معضل مصرف الکل را حل کنند. در قانون کنونی مجازات اسلامی برای تولید و مصرف مشروبات الکلی  از سه ماه تا یک سال حبس، 74 ضربه شلاق و یکصدو پنجاه هزارتومان تا ششصد هزارتومان جزای نقدی در نظر گرفته شده است.

امین‌حسین رحیمی مخبر کمیسیون قضایی مجلس نهم نظام ولایت فقیه در تاریخ 26 شهریور 87 اعلام کرد که مجلس مقدمات تشدید مجازات جرایم مربوط به مشروبات الکلی را فراهم می کند و  مصوبه تشدید مجازات عامل بازدارنده‌ای برای مجرمان است.

بر اساس مصوبه کمیسیون قضایی مجلس، هر فردی مشروبات الکلی را بسازد، بخرد، بفروشد یا در معرض فروش قرار دهد، حمل و نگهداری کند یا در اختیار دیگران قرار دهد، به شش ماه تا یک سال حبس و تا 74 ضربه شلاق و پرداخت جریمه نقدی به میزان پنج برابر ارزش عرفی کالای یاد شده محکوم می‌شود.

مجازات فروش مشروبات الکلی خارجی نیز تشدید شده و مجازات آن شش ماه تا سه سال حبس، 74 ضربه شلاق و ده برابر ارزش عرفی مشروبات جریمه نقدی است.

در اصلاحیه جدید قانون مجازات اسلامی، وسایلی که برای حمل مشروبات الکلی استفاده می شود به نفع دولت ضبط خواهد شد.  

امروز قوه خشونت پرور قضاییه با مشکل دیگری روبرو شده است . تعداد زندانیان  در ایران بین 140 تا 150 هزار نفرمیباشند. این تعداد زندانی  از تعداد میانگین زندانیان  جهان که به ازای هر 100 هزار نفرجمعیت ، 185 نفر زندانی میباشند بیشتر است، چرا که در ایران به ازای هر 100 هزار نفر 200 نفر زندانی وجود دارد. آمار زندانیان چنان سیر صعودی یافته است که  قوه قضائیه اکنون سعی میکند

بخشی از جرایم را  نادیده بگیرد . مثلا در مسئله زنا نیز چنانچه قوه قضائیه بخواهد بر اساس قانون مصوب نظام ولایت فقیه عمل نماید ،نمیتواند همه مرتکبین را به زندان بیندازد و برای آنها حکم اعدام صادر کند .

در مورد مسئله جرایم مواد مخدر هم قضیه به همین ترتیب میباشد. حکم اعدام برای قاچاق مواد مخدر و مخصوصا هروئین بدل به یک معضل برای قوه قضاییه شده است . تجربه نشان داده است که شدت خشونت در قضاوت هیچگاه چاره مشکلات اجتماعی نیست، بلکه نتیجه عکس میدهد. من باب مثال در مورد  مصرف مواد مخدر حاصل اعمال  فشار به فروشندگان و مصرف کنندگان مواد مخدر  چنین گشته است: غلامحسين اسماعيلی  دادستان مشهد اعلام کرده است :

" تنها در زندان مشهد 500 متهم موادمخدر محکوم به اعدام وجود دارد.‏وی  همچنین تصریح کرده است  :

 ‏ اين 500 محکوم به اعدام غير از ساير محکومان به اعدام هستند که به ‏جرايم غير از مواد مخدر محکوم به مرگ شده اند. در نیمه مرداد سال جاری4 هزار و 400 نفر به اتهام موادمخدر تنها در 4 ماه اول سال 87 در خراسان روانه زندان شده اند . "

در همین رابطه غلامرضا کشتکار فرمانده نيروي انتظامي دشتستان شهرنیز اعلام نموده است :

"مردم اين شهرستان نزديك به 150 نفر قاتل در زندان دارند كه ‏منتظر حكمشان هستند." قابل توجه اینکه جمعیت این شهر 250 هزار نفر است . میزان خشونت را در ابعاد دیگر جامعه نیز می توان به خوبی رویت نمود  . وابسته کردن اقتصاد و در واقع معتاد کردن اقتصاد به اقتصاد مسلط و حجم 60 میلیاردی واردات، بیماری است که دولت ناکار آمد با اعتیاد به زوری که رایج کرده و می کند به مردم ما تحمیل کرده است .

 دولتهای استبدادی نیاز مبرم به جو نا امنی  دارند.

در فضای نا امن است که خشونتها را می توانند مشروع جلوه دهند . در این فضا استعدادی نمی تواند رشد کند  و اگر میل به رشد پیدا کرد لاجرم به مکانی می رود که در آن فضا، رشد موجود باشد . آمار 120 تا 160 هزار نفر از تحصیل کردگان که سالانه  از ایران می گریزند گویای این واقعیت است .

جو خشونت را آقای خمینی از روزهای اول بر سر قدرت آمدن ایجاد کرد. او  می خواست فراموش کند که حتی در مورد شاه گفته بود : به صرف اینکه شاه است نمی شود او را اعدام کرد " در فردای به قدرت رسیدن آن نظرات ابراز شده خود را  در پاریس مصلحت روز خواند و با حکمی که  به خلخالی  داد ، اجازه اعدامهای بسیاری داد و  بطوری که خود خلخالی در خاطراتش می نویسد:

550 نفر را از صحنه روزگار پاک کردم . وی می گوید اگر کسی را به اشتباه اعدام کرده باشیم به بهشت می رود . این نظر اول بار از طرف قدرت کلیسا و فقیهان یهودیت ابراز و به اجرا در آمد . و طرفداران نظریه ولایت فقیه در فردای آزادی ایران نیز به اجرایش گذاشتند .

رژیم حاکم بر ایران می گوید که اگر شخصی به اشتباه اعدام شد ، در آن دنیا جبران شده به بهشت می رود  .اما در کجای جهان  قاضی این اجازه را بخود میدهد که بر اثر قضاوت اشتباه خود  کسی را به اشتباها اعدام کند و خسارتی جبران ناپذیر  وارد کند  که از دست دادن حق حیات یک شخص  است و برای توجیه خود  بگوید که در جهان دیگر خداوند جبران می کند  !!

این نظر بیانگر این است که مستبدین حاکم بر ایران برای خود  حق خطا آنهم به کرات در مورد اعطای حکم اعدام قائلند و از طرف دیگر به خود حق میدهند  برای خداوند هم قانون وضع کنند !! فراموش نکنیم که بر اساس همین نظر بود که آقای خمینی حکم داد که زندانیانی که در سال 67 بخاطر داشتن عقیده ای مخالف و یا مغایر ولایت فقیه در زندان بودند  به جوخه های اعدام سپرده شوند .

اصل حکم چنین است :" در تمام موارد فوق هر کس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حکمش اعدام است . سریعا دشمنان اسلام را نابود کنید . در مورد رسیدگی به وضع پرونده ها در هر صورت که حکم سریعتر انجام گردد همان مورد نظر است . "

سرعت اجرای این حکم تا آن حد بود که حدود  3700 نفر را در مدت 3 روز به جوخه های اعدام سپردند . آقای خمینی که موافق نظریه خشونت بود فراموش کرده بود که در قرآن هرکس اجازه دارد نظر ها را بخواند و بهترین آن را انتخاب کند . و کسی می تواند از دین خارج شود و دوباره اگر خواست بدان  وارد شود بدون اینکه  در زندگی مجازاتی حتی از طرف خداوند برای وی تعیین شده باشد .

نباید فراموش کرد که جنایت در بستر جامعه روی می دهد . یکی از ابزارهای سنجش عادلانه بودن جوامع ، میزان آسیب ها و نابسامانیهای آن جامعه می باشد . در جامعه ای که عدالت میزان رابطه ها نیست و خشونت ابزار رسیدن به اهداف است ، این جو خشونت باعث نابرابریها می گردد .

در این جامعه  انسان  حقوق و آزادی خود را فراموش کرده است   . در چنین جامعه ای جرمها بر جرمها افزوده می شوند و مجازاتها خشن تر  و از حقوق انسانها فاصله بیشتر  می گیرند. هر زمان بنا شود که مجازات بر اصل عدالت انجام شود ، باید مجرم و جامعه هر دو مورد عدالت قرار گیرند و مجازات شوند .

آقای احمدی نژاد با طرح امنیت اجتماعی که خواب را  از چشم بسیاری می رباید در مقابل چه کسی جوابگوست ؟

کدامین حقوق را رعایت می کند ؟

درحکومت وی   این ظالم است که صاحب حق است  و مظلوم بی حق و  اکثرا محکوم است .میزان ترسها ، بی عدالتیها ، گروههای گشت و نیروهای سرکوب نشانگر میزان خشونتی هستند که جامعه را از حقوق و منزلتهایش روزانه دور می کند . مجازات جامعه برقرار کردن عدالت است و رعایت کرامت انسان و منزلت او . و در مجازات جانی نیز اصل بایستی بر جبران و ترمیم  گذاشته شود .

فراموش نکنیم که در نظام ولایت فقیه زندانی از حقوق خود برخوردار نیست . زندان دانشگاه آموزش خلاف کاری شده است  . در صورتی که زندان باید محیطی باشد  که مجرم بتواند در آن با آموزشهای مختلف واقف به عمل خود گردد و سعی کند این زمان را برای ترمیم خشونتها و اخلاقهای ناپسند خود جهت تغییر در ذهنیت خویش در احترام به حقوق خود و دیگران استفاده کند . زندانهای ایران خانه ترس و وحشت مجرم هستند  .

زندان محل تجاوز به تن ها و روح انسانهاست . محل بکار بردن بدترین خشونتهاست . محیط یاد گیری بدترین انحرافات است و دانشگاه خلاف آموزی است . در این محیط انسانهایی از زندان بیرون می آیند که جسم و روحی بیمارتر پیدا می کنند .

این افراد بنا بر تحقیقی که در هلند شده است طول عمر کمتری پیدا می کنند . بدین سبب  انسانهایی که بخاطر رشد نکردن ، خطایی انجام می دهند و سقوط انسانی  می کنند ، نیاز به آموزش و پرورش پیدا می کنند . این افراد احتیاج به فضای معنوی و خالی از زور دارند . مجازات افراد ی که قتل کرده اند ، مرگ نیست . مقابله با خشونتها در کشور و دفاع کردن از حقوق همگان و گوشزد کردن حقوق به مردم امکان بازگشت به زیست در آزادی را فراهم می کند .

هر اندازه در جامعه ای مدافعان از آزادی و حقوق بیشتر باشند . هر اندازه مردم درجه  حساسیتشان  به جو خشونت در اطراف خود بیشتر شود ،. هر اندازه از حق خود و همسایه خود دفاع کنند ، جامعه به طرف فطرت خود که زیست بر ارزشها و حقوق است نزدیکتر می شود . در حقیقت، مبارزه موفق با خشونت زدائی، نیاز به بیان ﺁزادی دارد . نیاز به دین بمثابه بیان ﺁزادی دارد زیرا افق معنویت بی کران را به روی انسان می گشاید و مشارکت همگان را در خشونت زدائی میسر می گرداند. جامعه باید هر لحظه بیدار باشد و فراموش نکند که بر اساس بیان قرآن : کشتن یک انسان ،کشتن تمامی انسانیت  است و نجات یک انسان نیز همسنگ نجات همه بشریت است.

در رابطه با طرز تفکر انسانها و رابطه انسان با انسان : "دین تو، تو را و دین من، مرا" جزو اصول است .

و فراموش نکنیم: 

دین جز محبت نیست

و آگاه باشیم که :  

حیات  حق هر انسان است .

در انتها جلسه پرسش و پاسخ بین اعضاء برگزار شد.و هر یک از اعضاء نظرات خود را در رابطه با خشونت در خانواده های ایرانی و روش های مقابله با آن صحبت هایی نمودند.

جلسه در ساعت 17 به پایان رسید.

گزارش نشست فعالین زنان کرد با اعضاء نمایندگی هانوفر (کانون دفاع از حقوق بشر در ایران)

مهناز خزائی

این نشست با حضور هیئت رئیسه و مسول کمیته زنان و مسول کمیته کودک و نوجوان ، سر دبیر نشریه بشریت وهمچنین اعضاء نمایندگی هانوفر در دفتر نمایندگی هانوفر(ای ای کا)در ساعت 1 برگزار گردید.

در این نشست که 4 تن از اعضاء فعال کرد به نامهای خانم ها آون ایبراهیم و شیلا و آمینا تکی و ویان مایی  در رابطه با امور زنان و رسیدگی به مسائل و حقوق آنان و دیگر فعالیت های این انجمن صورت میگیرد، مهمان نمایندگی هانوفر در تاریخ 28.09.2008.بودندو صحبت های مفیدی بین اعضا این انجمن و فعالین کانون دفاع از حقوق بشر در ایران  ردو بدل شد.

در این نشست ابتدا همه ی اعضاء پس از معرفی و آشنائی در مورد فعالیت ها و نحوه ی عملکرد فعالیت های خود صحبت هایی نمودند.

در ابتدا خانم آمینا تکری در مورد فعالیت های خود و اینکه این سازمان از چه سالی تاسیس شده و چگونه به مسائل زنان بی سرپرست و بی پناه در اربیل عراق و کردستان توضیحاتی دادند .

 

و فرمودند مکانهایی جهت سکنی دادن به این  زنان تا سیس شده واین گروه به تمامی مشکلات آنان رسیدگی میکنند.همچنین در هلند دفتری دارند که به مسائل پناهندگی زنان کرد رسیدگی میکند.

در قسمت بعدی آقای شفائی در مورد فعالیت های کانون دفاع از حقوق بشر در آلمان ونحوه فعالیتهای این سازمان توضیحاتی دادند.

 

همچنین خانم خزائی مسول کمیته زنان کانون دفاع از حقوق بشر در ایران در مورد مسائل زنان و وضعیت و نقض حقوق آنان در ایران ، همچنین نحوه ی فعالیت این کمیته و همکاری اعضاء کمیته زنان و آعضاء کمپین یک میلیون امضاء در ایران صحبت هایی نمودند.

و گفتند که تمامی اخبار نقض حقوق زنان در ایران توسط سایت  وبلاگ های افشا گر منتشر شده و در برابر هر گونه نقض حقوق زنان اعتراضات خود را همراه با زنان داخل ایران که در محدودیت کامل به سر میبرند به جهانیان اعلام میداریم.سپس خانم آریان پور در مورد فعالیت های کمیته کودک همچنین مسائل نقض حقوق کودکان و زنان صحبت هایی نمودند.

در پایان تمامی اعضاء با آرزوی موفقیت بری رسیدن به اهداف بالاتر برای یکدیگر و آرتباط و همکاری بیشتربا این انجمن  در زمینه فعالیتهای حقوق بشر و مسائل رسیدگی به امو زنان جلسه را ادامه دادند و مسائل و مشکلات زنان ایران توسط اعضای کمیته زنان مطرح گردید  

 

و در ساعت 14 پایان رسید

برگشت