شماره جدید 80
|
این نوجوان که حسین نام دارد متهم است در ۱۸ آبان سال ۱۳۸۵ در یک نزاع، فردی را با ضربات چاقو به قتل رسانده است.به گزارش روزنامه اعتماد، وی در جلسات محاکمه خود این اتهام را رد کرده و گفته است که «ضارب اصلی شخص دیگری است.»، اما هیئت قضات، دفاعیات وی را نپذیرفته و برای این نوجوان حکم قصاص صادر کردهاند. این حکم روز شنبه از سوی دیوان عالی کشور تائید و به شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران ابلاغ شده است. شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران، شعبهای است که به این پرونده رسیدگی میکند. حکم قصاص این نوجوان تا رسیدن به سن ۱۸ سال اجرا نخواهد شد. ایران یکی از کشورهای است که برای نوجوانان مرتکب قتل حکم اعدام صادر میکند. براساس گزارشها، در ایران برای بیش از ۱۰۰ نوجوان که مرتکب قتل شدهاند، حکم اعدام صادر شده است. ایران کنوانسیون حقوق کودک و میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی را امضا کرده است، اما کماکان برای مجرمان زیر ۱۸ سال مجازات اعدام صادر میکند.
خانم الهه آریان پور سخنرانی کامل و جامعی در رابطه با کودک آزاری در ایران و مقایسه وضعیت کودکان ایران با دیگر کودکان در جامعه امروز نمودند. در پایان سخنرانی هر کدام از اعضاء نظرات و صحبتهای خود رادر این رابطه نمودند. پس از استراحت کوتاهی و در ادامه جلسه آقای متین صحبتهایی در رابطه با همکاری بیشتر اعضاء نمایندگی نمودند.
آقای متین گفتند:اخبار و آماری که در این جلسات خوانده میشو د، گزارش کوتاهی از نقض حقوق بشر در ایران میباشد و همچنین در رابطه با همدردی با مردم افغانستان گفتند که ملت ایران همیشه همپای ملت افغانستان بوده و هستند، همچنین گفتند کشور ایران نیز اشغال شده می باشد و اینکه دولتمردان هر کاری دلشان می خواهد میکنند ، همانطور که میدانیم هر 5 ساعت 1 نقض حقوق بشر در ایران اتفاق می افتد. و این ها آمار هایی است که از طرف خود دولتمردان در اختیار دیگران قرار داده میشود.در این حکومت 3 میلیون آدم نقض حقوق بشر شده است . همچنین از بقیه اعضاء خواستند که با خانم شفیقه تماس و همکاری داشته باشیم که زنان افغانستان چگونه تحت ظلم هستند. آقای متین در مورد مسئله نمایندگی فرمودند که آقای شفایی از طرف هیئت رئیسه به نمایندگی های مختلف تشریف میبرند و رسیدگی میکنند. همچنین آقای متین گفتند نمایندگی هانوفر امکانات بیشتری نسبت به نمایندگی های دیگر دارد و 3 تا 4 روز در هفته دفتر در اختیار اعضاء نمایندگی هانوفر میباشد که متاسفانه هیچکدام از اعضاء شرکت نمی کنند. ایشان گفتند به مسئول نمایندگی انتقال بدهیم که در آینده ی نزدیک برنامه ریزی شود که اعضای نمایندگی در دفتر حضور به هم رسانند وفعالیت ها و همکاری اعضاء از نزدیک و بیشتر باشد و این همکاری ها بسنده به کار با اینترنت در خانه نشود.در انتهای صحبتهایشان از همکاری همه اعضاء نمایندگی و همینطورتهیه اخبار و آمار توسط همکاران و همچنین همکاری گسترده تشکر کردند.
درقسمت بعدی خانم خزائی از خانم شفیقه حسن مسئول انجمن زنان افغان خواستند در موردخود و فعالیت هایشان بیشتر برای اعضاء توضیح دهند. خانم شفیقه حسن گفتند که در افغانستان مدیر مدرسه دخترانه بودند و برای دفاع از حقوق زنان مبارزات زیادی نموده اند.نقض حقوق زنان از دیر باز در افغانستان بوده و هست و 25 تا 30 سال جنگ پیاپی و با وجود طالبان و مجاهدان همیشه زور و ستم بر سر زنان افغان بوده و هست همینطور در مورد تجاوز های جنسی به دختران و زنان افغان در سال هزاران زن افغان خودکشی کرده و خود را از بین میبرند. قتل های ناموسی و تجاوز در سن های پایین ، مشکلات قبیله ای از دیگر مشکلات آزار دهنده زنان افغان میباشد ، همچنین زنان افغان را به طور فجیعی در ملا عام میکشند. خانم شفیقه گفتند انجمن زنان افغان در هانوفر با برگزاری جلسات و شرکت در مراسم مربوط به دفاع از حقوق زنان ، وبا تهیه لباس و غذا و ارسال آن به افغانستان مشغول فعالیت میباشند. بعد از صحبتهای خانم شفیقه خانم خزائی مسئول کمیته کانون دفاع از حقوق بشر در ایران گفتند با توجه به مشکلات زنان افغان مایلند با این انجمن بیشتر آشنا شده و همکاری نمایند، و همینطور نشست و برنامه های کاری داشته باشند و اخبار مربوط به زنان افغان را از طریق سایت های کانون در اختیار دیگر فعالین قرار دهند. در قسمت بعدی آقای رشادی در مورد اردوگاه اشرف عراق سخنرانی نمودند.
در هفته های اخیر وقایعی از قبیل مسئله ی گرجستان و یا انرژی هسته ای ایران باعث به حاشیه کشیده شدن خبری شده که از وقوع یک فاجعه ی انسانی در منطقه هشدار داده میدهد. پادگان اشرف در شمال عراق و در 80 کیلومتری مرز ایران پس از سقوط صدام تبدیل به اردوگاهی شد که در حدود 3500 نفر اعضاء سازمان مجاهدین در واقع زندانی شده اند ، زنگ خطری که احتمال وقوع فاجعه ی انسلنی دیگری را هشدار میدهد. خبر انتقال مسئولیت حفاظت شهر اشرف از نیروهای چند ملیتی به ارتش عراق است که اگر این واگذاری تحقق یابد با توجه به نفوذ و تاثیری که جمهوری اسلامی بر دولت فعلی عراق و جریان مرتبط به آن دارد قتل عام و کشتار دیگری همانند کشتار تابستان 67 دور ازذهن نمی باشد.
خانم جعفری در مورد نحوه دستگیری و خاطرات زندان خود برای همه اعضاء سخنرانی کردند. خاطرات زندان با توجه به سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی میخواهم از اعدام های دهه 60 و آنچه را که دیده و با تارو پود وجودم لمس کرده ام برایتان بازگویم ابتدا از اینکه باشنیدن این خاطرات خاطرتان را آزرده میسازم پوزش میطلبم. خانم صدیقه جعفری در ابتدا خلاصه ای از دستگیری، نوع اتهام و سابقه مبارزاتی خود گفته، سپس به چکونگی اعدام ها و کشتار های جمعی در5 مهر سا ل 60 و پس از آن پرداختند. ایشان همچنین نحوه و چگونگی رای گیری در زندان اوین(کاندیداتوری ریاست جمهوری آقای خامنه ای 10 مهرسال 60 ) از زندانیان سیاسی،مجروحین و حتی شکنجه شده هائی که بحالت اغماءو یا بیهوشی بسر میبردند را بطور کامل بیان نمودند. قسمت دیگر از خاطرات خانم جعفری مربوط به فشار های روحی روانی مسئولین زندان بود که در مورد سایر زندانیان و هم بندان ایشان اعمال میشد و اینکه چگونه مادران ، در برابر کودکان و فرزندان خود مورد شکنجه قرار میگرفتند و یا بر عکس. متن کامل این بخش از خاطرات زندان خانم صدیقه جعفری ضبط گردیده که در آینده نزدیک بر روی اینترنت سایت مخصوص کانون دفاع از حقوق بشر ایران قرار خواهد گرفت. در پایان کلیه اعضا برای جلسه ماه آینده برنامه ریزی کرده و جلسه در ساعت 17:30 به پایان رسید. گزارش جلسه ماهانه نمایندگی کلن شهریور 1387 احمد کاظمی ماده 6 اعلامیه هر کس حق دارد که شخصیت حقوق او در همه جا به عنوان یک انسان در مقابل قانون شناخته شود. جلسه ماهانه نمایندگی کلن در تاریخ 06.09.2008 در ساعت 16 با حضور همکاران نمایندگی کلن آقایان احمد کاظمی , محسن بهرخو و خانم مژگان کردقرچه لو در شهر گومرزباخ آلمان با مسئولیت آقای احمد کاظمی برگزار شد.
درابتدا خانم مژگان کرد قرچه لو ماده 6 اعلامیه حقوق بشر را قرائت کرده و در ادامه با توجه به سال روز کشتار زندانیان سیاسی دهه شصت توسط سردمداران جمهوری اسلامی اعضاء جلسه به بحث و تبادل نظر در این مورد پرداختند . ابتدا آقای بهرخو پس از بیان کامل فاجعه کشتار زندانیان دهه 60 که بدون حتی در نظرگرفتن حداقل حقوق انسانی یعنی محاکمه زندانیان در زندانهای جمهوری ولایت مطلقه فقیه جوانان وروشنفکران آزادی خواه ایران را بعد از تحمل بدترین شکنجه ها 100 نفر 100 نفر با محاکمه 1 دقیقه ای به جوخه های اعدام سپردند وچگونه حکومتی که خود ادعای عدالت وآزادی را داشت، آزادی را در قفس کرد و تمامی مبارزات آزادیخواهان وطنمان را از بین برده وفضائی از رعب وحشت را در جامعه حاکم کردند وقدرت را در دست گرفتند.
در ادامه آقای کاظمی خاطراتی را از همان تاریخ بیان کرد ایشان با یک فرد افغانی دوست بوده که او مسئول غذای زندانیان سیاسی زندان ......... در تابستان 67 بوده که در همان شبهای فاجعه یک شب جو آشپزخانه تغییر میکند بصورتی که قبل از آن شب کارگران افغانی خودشان مستقل غذاهای زندانیان را با چرخ های غذا به داخل بندها می بردند وتقسیم میکردند ولی درآن روزاوضاع مشکوک شده و از عصر آشپزخانه پر از مامورین اطلاعات میشود ،و در موقع تقسیم غذا با هر چرخ غذا دو مامور همراه چرخ براه افتاد وتمام اوضاع رو زیر نظر میگیرندغذا در آن شب با شرایط ویژه تقسیم میشود شخص راوی در ادامه می گوید فردا صبح زود تمامی کارگران از نظافتچی تا آشپز... را جمع کردند و با هر چرخ دو نفر را همراه کردند راوی میگوید وقتی وارد بندها شدیم تمامی زندانیان مرده بودند و جنازه ها از وسط راهرو ها تا درون سلولها افتاده بودند به ما دستور دادند که جنازه ها را بر روی چرخها بگذاریم جو خیلی وحشتناکی بود ما جنازه ها را 10 تا 10تا در چرخ گذاشته و به طرف ماشینهائی که قبلا حاضر بودند بردیم تا قبل از طلوع خورشید کار ما تمام شده بود . بله جوانان آزادی خواه ما اینجا حتی 1دقیقه فرصت هم نداشتند واین جلادان روی تمامی جلادان تاریخ را سپید کردند . در آخربا توجه به فاجعه کشتار 67 اعضا اطلاعیهای صادر کردند بدین شرح: انسان های آزاد و مترقی در مقابل چنین فاجعه ای نمی توانند ونباید سکوت کنند.پیوندهای اجتماعی عمیق این نسل کشی چنان است که میتواند و باید اهرمی گردد برای به حرکت در آوردن پتانسیل نیرو های مترقی در سازماندهی جبهه وسیعی در افکار عمومی ایران و جهان علیه جمهوری اسلامی ، جمهوری اسلامی باید در افکار عمومی جهان به عنوان „ مسئول جنایت علیه بشریت „ محکوم گردد. جلسه ماهیانه کلن در ساعت 19 به پایان رسید. صورتجلسه ماهیانه نمایندگی تورینگن شهریور 1387 امیر حسین بهادری جلسه ماهانه نمایندگی تورینگن در حالی برگزار گردید که مسئول محترم این نمایندگی در بیمارستان بسر میبردند. این جلسه در تاریخ 07.09.2008 راس ساعت 19.30 و در ترن هانوفر– گوتینگن با حضور آقایان شهریار ایازی ، مهدی رحمنی پور ، فرزان هدائی ، عیسی حسینی اصل و امیر حسین بهادری برگزار گردید.
در ابتدا اعضا ضمن تاسف از بیماری و عدم حضور آقای عنایت اصل در این جلسه برای بهبودی هرچه سریعتر ایشان ابراز امیدواری نمودند . جلسه با بحث در مورد جلسه مجمع عمومی الدنبورگ پیگیری گردید و آقای شهریار ایازی بعنوان قائم مقام نمایندگی از حضور اعضا در این جلسه تشکر نمودند . بحث در مورد شرکت در سمینار ( وظایف بشر ) در سالن اشپارکاسه و متعاقب آن دعوت از اعضای نمایندگی جهت بازدید از اماکن دیدنی کرایس محل نمایندگی بخش بعدی جلسه بود . برگزاری مراسم تظاهرات ایستاده و میز کتاب نمایندگی همراه با کمیته کودک و نوجوان کانون دفاع از حقوق بشر در ایران با مشارکت یک گروه آلمانی میباشد نیز در دستور جلسه بود که در این بخش بین اعضا تقسیم وظایف گردید . برگزاری یک میز کتاب در ماه آینده به مناسبت 10 اکتبر روز جهانی مبارزه برای لغو حکم اعدام در دستور کار نمایندگی قرار داشت که در مورد نحوه برگزاری آن و وظایف اعضا بحث و بررسی گردید. در بخش بعدی در مورد عضو این نمایندگی آقای علی افتخاری که 4 جلسه غیبت در جلسات نمایندگی داشتند تصمیم گیری گردید و ایشان با اخذ تمامی آرا از نمایندگی تورینگن اخراج گردیدند . در بخش بعدی جلسه اخبار ووقایع ماه گذشته توسط آقای عیسی حسینی اصل به شرح زیر قرائت گردید : 21 مرداد : 4 سال زندان برای زینب بایزیدی فعال مدنی کرد و عضو کمپین یک ملیون امضا – 5 سال زندان برای یوسف عزیزی بنی طرف روزنامه نگار و نویسنده - تجمع مردم شهر دهگلان مقابل دادگستری شهر سنندج در اعتراض به حکم اعدام انور حسین پناهی – اعدام 4 نفر در زاهدان به جرم حمل و نگهداری مواد مخدر – دستگیری روحانی اهل سنت زاهدانی بنام مولانا احمد – تائید حکم سنگسار و اعدام و لایحه خانواده از جانب علی مطهری فرزند آیت الله مطهری – 8 سال زندان برای عباس خرسندی فعال سیاسی – دستگیری ملا حسین دارابی امام جمعه مسجد داراب 22 مرداد : حکم اعدام برای حبیب الله لطیفی دانشجوی کرد دانشگاه ایلام صادر گردیده است . نامبرده 26 سال سن دارد و در زمینه حقوق بشر فعالیت داشته است . 24 مرداد : احمد قصابان ، احسان منصوری و مجید توسلی سه دانشجوی زندانی که مدت 15 ماه در زندان بودند آزاد شدند . 29 مرداد : 8 نفر از فعالان مدنی و سیاسی و معلم کرد در آستانه اعدام هستند . عدنان حسن پور روزنامه نگار ، هیوا بوتیمار فعال مدنی و روزنامه نگار ، فرزاد کمانگر فعال حقوق بشر و معلم ، انور حسین پناهی معلم و فعال مدنی ، فرهاد وکیلی فعال مدنی ، علی حیدریان فعال مدنی ، ارسلان اولیائی فعال مدنی ، حبیب الله لطیفی دانشجو و فعال حقوق بشر 28 مرداد : تهدید معلمان کردستان توسط ماموران امنیتی در شهرستان مریوان با ارسال پیامک های تهدید آمیز برای تعدادی از معلمان این شهر در این پیامک ها توهین و فحاشی به معلمان و تهدید به مرگ بود 28 مرداد: سامان رسول پور روزنامه نگار و عضو هیئت اجرائی سازمان دفاع از حقوق بشر در کردستان با قرار وثیقه 10 ملیون تومانی آزاد شد . 30 مرداد : اعدام 5 نفر دیگر در ایران ( رضا حجازی هنگام ارتکاب جرم 15 سال داشت ) پس از قرائت اخبار توسط ایشان اعضا با ابراز تاسف در مورد آن اظهار اظهار نظر نمودند .
سپس امیر حسین بهادری بیانیه ای که در سال 2006 به مناسبت 21 سپتامبر روز جهانی صلح توسط دکتر ماهاتیر بن محمد فروم جهانی صلح صادر شده بود را به شرح زیر برای اعضا قرائت کرد : جامعه جهانی با کشمکش ها و جنگ های بی پایان تهدید میشود . بیانیه به مناسبت روز جهانی صلح 2006 September 21,2006 Perdana Global Peace Forum در دنیائی زخمی از کشمکش های شدید و رودروئی های ایدئولوژیک ، سوتعبیرهای مذهبی و افراط گرائی و تعصب فرهنگی ، اوضاع را بدتر کرده و جامعه جهانی را با کشمکش ها و جنگ های بی پایان تهدید میکند . سازمان ملل ، برای پیش گیری از جنگ ها و دستیابی به راه حل های مسالمت آمیز برای کشمکش های جهانی که توسط موسسین آن سبب بدنامی شده اند اقدام مینماید .اکنون ، صلح حتی بیشتر از تبدیل شدن به یک واقعیت ، قابل دسترس است و ما هنوز بدلیل باور به کشتن انسان ها برای حل مشکلاتمان بدوی هستیم . مادام که اتحاد ملت ها می تواند سست گردد ، صلح باز هم تنها آرزوی انسان است . به راه انداختن نهاد دیگری بهتر عمل نخواهد کرد . مثل سازمان ملل یا غیر آن ، بشریت باید یکبار دیگر التزام به سازمان ملل را عملی نماید . ما برای رد رهبران در هر کشوری که رهبران آنها سازمان ملل و رسالت آنرا به رسمیت نمی شناسند نیازمندیم به مردم عادی مراجعه کنیم .ما اکنون بیانیه روز جهانی صلح در 21 سپتامبر هر سال را پیش رو داریم که ( وجود روز جهانی آتش بس ، روزی که همه کشورها و تمام مردم عملیات خصمانه را یک روز کامل متوقف کنند هدف قرار داده است ... ) که اگر رهبران خواستار آن نباشند مردم خواهان آن هستند . آن ها می توانند برای یک روز در سال تمامی دشمنی ها را متوقف نمایند . رسانه ها میتوانند برای یک روز از برافروختن احساسات تند و نفرت انگیز بنام صلح خودداری نمایند .در جنگ های مدرن ، رهبران و ژنرال ها فرسنگ ها دور از پشت جبهه میمانند و در معرض خطر زخمی و کشته شدن نیستند . بزرگترین قربانی دادن ها باید توسط جوانان فراهم گردد. با علم به این ، رهبران و ژنرال ها هنوز جنگ را بعنوان گزینه ای برای درگیری برای درگیری بین ملت ها در نظر میگیرند . با متوقف کردن عملیات خصمانه برای یک روز توسط سربازان ، رهبران و ژنرال ها مجبور خواهند بود درک کنند که آنها حق ندارند جوانان را در جنگ هائی که چیزی را حل نمی کند قربانی کنند .اگر روز جهانی صلح بتواند گام کوچکی بسوی نشان دادن و ارتقا آگاهی جهانی از مصائب غیر انسانی ناشی از جنگ بردارد ، مطمئنا میتواند مجاهدت قابل ستایشی باشد . اگر فراخوان سازمان ملل برای پایان دشمنی ها فقط برای روز 21 سپتامبر ، توسط تمام طرف های منازعه در جهان رعایت شود ، میتوانیم بگوئیم که دستور جلسه صلح جهانی در آغاز کسب سهام داران است . البته هدف نهائی موافقت تمام ملت ها و رهبران آنها در موافقت با روزی است که برای بقا نوع بشر و برای تمدن جدید معنی دار باشد ، باید تلاش متحدی برای جنایتکار دانستن تمام جنگ ها وجود داشته باشد .
سپس در مورد این روز ( روز جهانی صلح ) و چالشهائی که ایران جهت نیل به صلح در پیش دارد بین اعضا گفتگوئی برقرار گردید. در پایان پس از اخذ حق عضویت از اعضا لیست مالی تهیه و تنظیم گردید. جلسه در ساعت 20.45 پایان یافت . گزارش ماه سپتامبر نمایندگی الدنبورگ یدالله مرادی جلسه ماهانه نمایندگی شهر الدنبرگ در روز سه شنبه 09/09/2008 در ساعت چهار بعدازظهر در محل هایم الدنبرگ برگزار گردید. ریاست این جلسه را آقای نیما امیری و منشی گری آنرا آقای یدالله مرادی بر عهده داشتند. در ابتدا آقای امیری به شرح مختصری از فعالیتهای کانون برای دوستان ایرانی جدید، و شرح مختصری از وظایف اعضای کانون پرداختند.
سپس آقای بابک رادفر به مرور مهمترین سرفصل اخبار روزبه شرح ذیل پرداختند. - میثاق یزدان نژاد دانشجوی بازداشت شده در 18شهریور86، کماکان پس از گذشت حدود 11 ماه و همچنین هود یازرلو دانشجوی بازداشت شده در4خرداد1387، پس از تحمل 37روز سلوانفرادی و 76روززندان کماکان دروضعیت بلاتکلیف بسر میبرند.- کلیه های حبيب الله لطيفي دانشجوی زندانی سنندجی در صورت ادامه روند بی توجهی مسئولین زندان سنندج از کار خواهند افتاد .- دانشجوي زنداني خانم روناک صفارزاده که در اعتراض به وضعيت وخيم آقاي لطيفي و عدم توجه مسئولين زندان دست به اعتصاب غذا زده است ،روز پنجشنبه مورخه 17/5/87 به علت وضعيت نامساعد جسمي به بيمارستان توحيد شهر سنندج منتقل گرديد، گفتنی است حبیب الله لطیفی روز یکشنبه 27مرداد ماه به بیمارستان منتقل شد. - در حالیکه پیمان غلامی و علی عبداله زاده دو دانشجوی دانشگاه سهند تبریز همچنان در بازداشت به سر می برند، فشارها بر دانشجویان این دانشگاه ادامه دارد.
- امیررضا اردلان دانشجوی کرد دانشگاه آزاد اصفهان واحد شهرضا ، به یک سال زندان محکوم شد.- در پی ادامه برخورد با دانشجویان دانشگاه زنجان، دانشجویان این دانشگاه تصمیم دارند تحصن را از سر بگیرند.- مرتضی اصلاحچی دانشجوی دانشگاه علامه و دبیر سابق انجمن اسلامی این دانشگاه به دادگاه انقلاب احضار گردید. - مادر سجاد رادمهر دانشجوی دانشگاه تبریز به دلیل پیگیری وضعیت فرزندش توسط نهادهای امنیتی تهدید شد.- احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری، سه دانشجوی زندانی، پس از سپری کردن نزدیک به نیمی از مدت محکومیت خود، چهارشنبه 23 مرداد ماه، تحت شرایط آزادی مشروط از زندان آوین آزاد شدند.- با احتساب حکم اعدام حبیب الله لطیفی، هم اینک 8 زندانی عقیدتی محکوم به اعدام در کردستان وجود دارند. 1- عدنان حسن پور(روزنامه نگار)، 2- هیوا بوتیمار(فعال مدنی و روزنامه نگار)، 3- فرزاد کمانگر(فعال مدنی و حقوق بشر)، 4- انور حسین پناهی(معلم و فعال مدنی)، 5- فرهاد وکیلی(فعال مدنی)، 6- علی حیدریان(فعال مدنی)، 7- ارسلان اولیایی(فعال مدنی)، 8- حبیب الله لطیفی(دانشجو و فعال مدنی). - فرزند مطهری: تعدد زوجات از افتخارات اسلام است.- افزایش تجاوز جنسی به کودکان رهاشده و خیابانی.- حکم اعدام یک جوان ۱۹ ساله بنام حسین که در هنگام ارتکاب جرم ۱۷ سال سن داشته به تایید دیوان عالی جمهوری اسلامی رسیده است. - جعفر اقدامي ، زنداني سياسي سابق که پس از تحمل چهارسال حبس تعزيري از زندان رجايي شهر کرج سال گذشته آزاد گرديده بود در پي شرکت در مراسم يادواره زندانيان سياسي قتل عام شده دهه شصت ، روز جمعه مورخه 8/6/87 در گوستان خاوران بازداشت و به بند 209 زندان اوين منتقل گرديد. - حکم سه سال حبس تعلیقی برای عضو کانون صنفی معلمان.- ورود زنان به اداره کل راه و ترابری استان کرمان ممنوع شد.- ایمان رضایی، عضو انجمن شعر جوانان آمل که برای تحمل محکومیت شش ماهه خود به زندان آمل انتقال یافته بود، در اعتراض به شرایط نامناسب نگهداری خود، دست به اعتصاب غذا زده است. - در ايران سرکوب وبنگاران فمینیست ادامه دارد.- موج جدید بازداشت دانشجویان آغاز شده است. در همین راستا محمد شریفی دانشجوی دانشگاه تربیت معلم تهران سه شنبه دوازدهم شهریور توسط افرادی ناشناس بازداشت شد.در ادامه آقای مهدی وثوق محبی مختصرا در مورد ماده سوم اعلامیه حقوق بشر یعنی حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی افراد صحبت کردند.
سپس آقای محسن شمس به ارائه گزارشی ازآمار نقض حقوق دانشجویان در سال گذشته در ایران پرداختند.
ختم جلسه این ماه کانون دفاع از حقوق بشر نمایندگی الدنبرگ در ساعت 18 اعلام شد. اعضای شرکت کننده در این جلسه عبارت بودند از : آقایان یدالله مرادی، مهدی وثوق محبی، بابک رادفر، محسن شمس و نیما امیری. چند همسری، واقعیتی تلخ از زندگی زنان ایران مهناز خزائی تعدد زوجات به عنوان حقی که قانون و عرف در اختیار مردان قرار داده موضوع دادرسی پرونده های بسیاری است که پیامد های آن برای زندگی زنان و نهاد خانواده را می توان به سادگی با یک حضور کوتاه در دفاتر وکالت یا دادگاه های خانواده به وضوح دید. در ماده 1119 قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران در مورد تعدد زوجات چنین آمده است: طرفین ازدواج می توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بگذارند، مثل اینکه شرط شود هر گاه شوهر زن دیگر بگیرد یا در مدت معینی غایب شود یا ترک انفاق کند یا علیه حیات زن سوء قصد یا سوء رفتاری کند که زندگانی آنها با یکدیگر غیرقابل تحمل شود زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهایی خود را مطلقه سازد. این قانون که لغو آن یکی از مطالبات کمپین یک میلیون امضا و جنبش برابری خواه زنان در ایران است به دفعات مورد نقد و بررسی قرار گرفته و در لابه لای پرونده های ثبت شده در دادگاه ها می توان موارد روشن نابرابری زن و مرد در پیشگاه قانون را به وضوح دید. بررسی پیامدها و روند حقوقی این قانون از ورای موارد حقوقی ثبت شده با زهره ارزنی وکیل دادگستری موضوع گفت وگویی است که می خوانید. با وجود آنکه تک همسری طبیعی ترین شکل زندگی زناشویی است قانون مدنی ایران به صراحت حق چندهمسری برای مردان قائل شده و از این طریق عبارت کلیشه ای «چهار زن عقدی و بی نهایت زن صیغه ای» را رسماً عینیت بخشیده است. در پرونده هایی که به شما ارجاع می شود چقدر با این مساله مواجه بوده اید که زنان از چندهمسری مردان شان و مشکلات حقوقی که به تبع آن برای شان ایجاد می شود شاکی باشند؟همین امروز خانم مسنی برای مشاوره در مورد پرونده اش به دفترم مراجعه کرد و در همین رابطه (تعدد زوجات) کمک می خواست. این خانم چند سال از همسرش بزرگ تر بوده و مرد قبلاً یک زن و دو بچه و این خانم هم یک دختر و یک پسر داشته اند. مرد زن اول را طلاق می دهد و زن دوم می گیرد. بعد از مدتی دوباره زن سوم را می گیرد و باز صاحب یک دختر و یک پسر می شود و باز بعد از مدتی زن سوم را طلاق می دهد و با زنی ازدواج می کند که بیست و چند سال از او کوچک تر است و با او زندگی می کند یعنی در حال حاضر زن دوم و زن چهارم را همزمان دارد. این خانم که همسر دوم بود، می گفت: «من خیاطی کردم و دو دستگاه خانه داشتم. این مرد آه در بساط نداشت و به خاطر مسائل مالی زندانی شده بود. من خانه هایم را فروختم و او را از زندان آزاد کردم. بعد هم خیاطی کردم که بخشی از مخارج زندگی را تامین کنم.» سال 1338 ازدواج آنان ثبت شده و بر اساس مدارکی که همراهش آورده بود این زن در سال 1345 آموزشگاه خیاطی و درآمدی بیش از مرد داشته است. این زن می گفت: «تمام درآمدم در اختیار شوهرم بود، هم برای گذران زندگی و هم هر کار دیگری که پیش می آمد. بعد از مدتی نمایشگاه اتومبیل خرید که بخشی از پول آن را من پرداخت کردم و یک خانه هم در فرمانیه داریم که در حال حاضر در آن ساکن هستیم اما همه چیز به نام شوهرم است و حالا من می خواهم بدانم که حق و حقوقم چه می شود.» این زن حالا به فکر حق و حقوق خودش افتاده بود. من به او گفتم طلاق نگیری بهتر است چون چیزی به نام تو نیست و همان حق و حقوق اندک را به تو می دهند. این زن در حال حاضر در خانه ای در فرمانیه زندگی می کند و زن چهارم در شیراز است. خانه فرمانیه سه طبقه است و مساحت هر طبقه 250 متر است. حالا شوهر این زن آمده و می خواهد زن چهارم را هم به این خانه بیاورد و در یکی از همین طبقات اسکان داشته باشند. بهانه اش تنها زندگی کردن این دو زن است و می گوید هر دوی شما تنها هستید. اگر یک جا زندگی کنید من هم خیالم راحت می شود که دیگر تنها نیستید و از نگرانی هر دوی شما در می آیم. زن دوم در جواب این حرف همسرش داد و بیداد راه انداخته است. ناراضی بود و می گفت حتی هزینه های زندگی من را هم نمی دهد. در ظاهر این مرد دو ماه با همسر چهارم زندگی می کند و بعد از مدتی که با او دعوایش می شود به خانه همسر دوم می آید و دوباره دو ماه با این زندگی می کند و دوباره دعواشان می شود و می رود شیراز یعنی روابط عادی با همسرانش ندارد و همیشه وقتی پیش همسر دوم است که با همسر چهارمش دعوا داشته باشد یا بالعکس. البته این آقا خیالش راحت است چون هر وقت با هر یک از زن هایش دعوا کند جایی دارد که برود آیا زن چهارم با آگاهی از اینکه مرد متاهل است با او ازدواج کرده؟ بله، زن چهارم اول صیغه بوده و بعد از مدتی عقد کرده اند و طبق گفته این زن با وجود تمکن مالی از اموالش حتی چیزی را به نام فرزندانش ثبت نکرده است.می گفت: من هم به دلیل کهولت سن دیگر قادر به کار کردن نیستم و هزینه های زندگی ام را پسرم که در انگلیس زندگی می کند، می پردازد. زن در حال حاضر هیچ چیز ندارد، خانه ای را که داشته فروخته و پولش را به مرد داده و متاسفانه تمام پولی که در آن زمان پرداخت کرده قرض محسوب می شود و عین آن را می تواند در صورت توان اثبات ماجرا بگیرد نه آنچه بر ارزش این پول در این مدت افزوده شده مگر اینکه از این دارایی چیزی به نامش ثبت شده باشد. این خانم خودش به هر حال زن دوم بوده و می گوید: بچه های همسر اول را بزرگ کرده است. اما در حالی با او ازدواج کرده که مرد متاهل بوده است. یک سری از مدارکی را که داشت به من داد. ظاهراً سال 66 دادخواست طلاق داده. لایحه شوهرش را مطالعه کردم و دیدم که این خانم سال 38 که با این آقا ازدواج کرده خودش بیوه بوده اما بچه نداشته و با علم به تاهل مرد همسرش شده است. پس به شکلی این مساله علاوه بر اینکه حق و حقوق قانونی در اختیار مردان قرار می دهد که بتوانند چند همسر در آن واحد اختیار کنند متوجه زن هایی هم هست که آگاهانه یا ناآگاهانه به هر دلیلی اعم از تکیه بر توان اقتصادی مرد یا هر دلیل دیگری همسر دوم می شوند. یعنی مساله ای دو سویه است که در هر حال حق و حقوق زن است که ضایع می شود. در ازدواج مجدد «زن» همیشه یک طرف ماجراست. ما نمی توانیم به صرف بحث های تئوریک که این تفکر مردسالار وجود دارد، مسائل را تک بعدی ببینیم. البته گاهی زن دوم هیچ اطلاعی ندارد و بعد از ازدواج یا بچه دار شدن متوجه می شود. این زن به دلیل بی اطلاعی به نوعی قربانی است. در این مواقع مردها به خاطر پنهان کاری با سوءاستفاده از ناآگاهی زن شناسنامه المثنی می گیرند و نام زن اول را در شناسنامه دوم ثبت نمی کنند و به عنوان مرد مجرد همسر دیگری اختیار می کنند. در مواردی هم زنان آگاهانه تن به ازدواج مجدد می دهند که آن هم دلایل گوناگونی دارد. چطور می شود که وقتی می خواهند شناسنامه المثنی بگیرند اسم زن اول از شناسنامه حذف می شود؟ هیچ مکانیسمی در این باره وجود ندارد که از مراجع قانونی استعلام شود؟ قبلاً دفتر ازدواج باید این ازدواج ها را به اداره ثبت احوال اعلام می کرد و شاید به دلیل بوروکراسی و سیستم ثبت دستی کارمندان اطلاعات کامل را در اظهارنامه مرد ثبت نمی کردند بنابراین کسی خبردار نمی شد. اما از زمانی که کار رایانه ای شده، این مراحل تغییر کرده، بانک اطلاعاتی افراد به روز شده و می توان با استعلام جواب گرفت. در صورتی که مکانیسم ثبت ازدواج ناقص انجام نشود و در بانک اطلاعاتی اطلاعات اشخاص کامل وارد شود و به روز باشد، آیا زنان می توانند با استعلام متوجه وضعیت تاهل مرد شوند؟ این در صورتی است که زنان مطلع باشند که چنین کاری می توانند بکنند. شاید هم زن آگاهی نداشته باشد که می تواند چنین کاری انجام دهد اما موضوع دیگر آن است که بعضی از زنان با علم به این نکته ازدواج می کنند. ما به صرف تفکر مردسالار حاکم نمی توانیم به هر دلیلی مسوولیت را از زنان سلب کنیم چرا که تصمیم این زنان هم در دوام تعدد زوجات موثر است. گرچه در این صورت هم مرد است که در مقابل زن دیگری تعهد و مسوولیت داشته و این مسوولیت را نقض کرده و به سمت زن دیگری کشیده شده و قانون هم این اختیار را به او داده و زن دوم نقشی به لحاظ حقوقی ندارد اما بی تاثیر در ایجاد این بحران نیست. طرف قرارداد به نوعی خود زن است که به همنوع خودش و زنی دیگر آسیب می رساند. در این فرآیند مسائل حقوقی خانواده و حق و حقوقی که قانون در اختیار مرد می گذارد از پرداخت نفقه تا سایر مسائل مالی چگونه است؟قبل از اینکه قانون مدونی باشد تعدد زوجات را به استناد شریعت و آیات قرآن انجام می دادند و تا چهار زن عقدی را مجاز و شرعی می دانستند. سنت شیعه هم صیغه را بدون محدودیت در تعداد زنان صیغه ای رایج کرد. اما به نوعی صیغه را هم می توان در زمره تعدد زوجات به حساب آورد، گرچه به لحاظ قانونی حق و حقوق متفاوتی با عقد رسمی دارد اما به لحاظ شرعی نوعی ازدواج مجدد با شرایطی متفاوت است. از زمانی که قوانین مدون شدند یعنی از اوایل دهه 1300 که قانون مدنی به نگارش درآمد و سال 1307 که قانون مدنی نگاشته شده به نوعی بر ازدواج مجدد و تعدد زوجات صحه گذاشته شد. گرچه در قوانین ما به صراحت به تعداد زنان عقدی اشاره نشده و جاهایی هم که به تعدد زوجات اشاره شده از تعدادش ذکری به میان نیامده است. قانون حمایت از خانواده در سال 1353 می گفت اگر مرد بخواهد زن دوم بگیرد باید از دادگاه اجازه بگیرد و رعایت هشت شرط را در این زمینه الزامی کرد. اما از این عبارت «زن دوم» که در این قانون آمده می توان این مفهوم را استنباط کرد که مرد نمی تواند «زن سوم و چهارم» بگیرد. اما ماده 21 لایحه حمایت از خانواده به «زن بعدی» اشاره می کند. این زن بعدی می تواند زن سوم، چهارم یا هر چه باشد. تا سهمیه چهار زن عقدی هست مرد می تواند زن بعدی بگیرد که این امر به نوعی داشتن چهار زن عقدی را در قوانین رسمیت می بخشد. از پرونده های دیگری که در مدت وکالت خود در این زمینه داشته اید، بگویید.شش سال پیش پرونده ای داشتم که مردی همزمان سه زن داشت. تاجر فرش بود و بسیار متمول و نمی خواست زنان از وجود هم آگاه شوند. اما این زنان با هم ارتباط برقرار کرده بودند و طبق نقشه ای هر سه به همراه مرد به آلمان رفته بودند. در کشورهای اروپایی تعدد زوجات جرم محسوب می شود بر همین مبنا این سه زن در آلمان از مرد شکایت کرده و او را به زندان انداخته بودند. بعد هم با گرفتن طلاق هست و نیست مرد در آلمان را از او گرفته بودند. مرد بعد از بازگشت به دفترم مراجعه کرد تا وکالت دهد که هر سه زن را با هم طلاق بدهد. تصمیم داشت دست کم اموال خود را در ایران نجات بدهد. یک دادخواست طلاق در آن واحد داد و هر سه را با هم طلاق داد . این زنان به دلیل اینکه به حق و حقوق خودشان واقف بودند، این مرد را با تابعیت مضاعف آلمانی-ایرانی اش به دام قانون آن مملکت انداخته بودند. همان طور که گفتم در بسیاری از کشورهای غربی تعدد زوجات جرم است و این سه زن با استناد به همین قوانین اموال مرد را به حکم قانون از او گرفته و میان خود تقسیم کرده بودند. مرد که در ایران هم اموال زیادی داشت، می گفت مهریه آنها را داده ام و طلاق شان می دهم. وضعیت تعدد زوجات را در حال حاضر چطور می بینید؟ اگر در قدیم این روند فقط در قشر خاصی دیده می شد ولی متاسفانه در شرایط فعلی رو به گسترش است. در میان طیفی از استادان دانشگاه ها، روشنفکرها و هنرمندان و... هم دیده می شود. این جای سوال دارد. مثلاً یک روشنفکر پر مدعای ایرانی را می شناسم که سن بالایی هم دارد و بعد از 21 سال زندگی مشترک با همسرش اکنون با خانم جوانی آشنا شده و به زنش گفته، من می خواهم این زن را عقد کنم. تصمیم با خودت است، می توانی با من زندگی کنی یا اگر نمی خواهی جدا شویم. صل علی محمد، بوی خمینی آمد صدیقه جعفری عده ائي ديوانه با عقده های دیرینه از موقعيت خود سو استفاده كرده جمعي خود فروش به اصطلاح انتلك توئل مانند حاج سيد جوادي ها پيشرو شده و يك آخوند دهاتي هندی زاده را رهبر مملكت كردند.و اكثريت خاموش, خاموش بود. جمهوري اسلامي را با ولايت فقيه علم كردند. اكثريت خاموش, خاموش بود. بگير و ببند, اعدامها و ضبط تملك مردم شروع شد. اكثريت خاموش, خاموش بود. جوانهاي مردم را گله,گله مانند گوسفند روي مين بردند و آماج رگبار مسلسل كردند به اميد كليدی ازبهشتی خیالی . اكثريت خاموش, خاموش بود. حتما بیاد دارید که میگفتند: بسیجی ترمز بریده ، میزنه به خاکریز دشمن ، الآن هم حکومت ترمز بریده ، کسی جلودارش نیست . حکومت وقیح شده ، دریده شده ، حتی ذره ای برایش اهمیت ندارد که چه قضاوتی در مورد ایران و ایرانی می کنند ، به صغیر و کبیر رحم نمی کند مگر نه اینکه روزنامه ها را بستند,مقعنه را با توسري بر سر بانوان ما كردند,اقليت هاي مذهبي و دگر انديشان را هزار,هزار كشتند. و باز هم اكثريت خاموش,خاموش است؟. نفت و آثار باستاني ما را میچاپيند میبرند و در روز روشن جلوي چشم مردم میخورند.و اكثريت خاموش, خاموش است؟
ایران را بمثابه سلاخ خانه ها و قصاب خانه ها کرده اند ، پوست می کنند ، می برند و می کشند . همه را می کشند ، انگار در کتاب قانون جزایی حکمی بجز اعدام نیست . دانشجويان را از خوابگاهشان به پائين پرت كردند به دختران دانشجو تجاوز كردند و مابقي را در زندان زير شكنجه كشيدند و در بند جاي دادند. اكثريت خاموش, خاموش بود. نوجوانی که در سن 12 یا 15 سالگی جرمی را مرتکب شده میگیرند ، نگه می دارند تا 18 ساله شود ، بعد بدارش می کشند ! هدف کجاست ؟ بنازيم و بر خود ببالیم كه باز اكثريت خاموش, خاموش است. عجبا، اگر قبول دارید کشتن افراد زیر 18 سال عیب است ، بد است، پس چرا حکم اعدام می دهید ؟ اگر باور دارید اعدام بچه 12 ساله یا 15 ساله خلاف " انسانیت و قانون خداست " چرا محکومش می کنید به اعدام ؟ اگر می فرمائید اعدام مخصوص افراد بالای 18 سال است ، پس قبول کنید احکام مجرمان زیر 18 سال نباید اعدام باشد. اگر ایمان دارید که نه، هرکس در هر سنی مستحق اعدام است ، پس چرا نمی کشید ، صبر می کنید تا بالای 18 سال ! الآن ما در قرن بیست و یکم زندگی می کنیم ، باور کنید که اعدام در شرف منسوخ شدن است ،اما شما هنوز بر این باورید که بکشید ، آنهم کسی را که در بچگی اشتباهی را مرتکب شده است . من یقین دارم که این بی خدایان اگر میتوانستند خدا را هم از آسمان هفتم پائین می کشیدند تا در آسمان دوم به دارش بکشند و در آسمان هفتم یک حسینیه ایجاد می کردند تا درس های تروریستی و استشهادی بدهند، به فرشته ها تجاوز می کردند ، و بیگمان شیطان را تسبح بدست و چفیه بر گردن دربرابر خود به زانو انداخته تا نعره های صل علی محمد، بوی خمینی آمد را سر بدهد اینان اگر توانائی داشتند خدا را هم اعدامش می کردند که چرا بنده ها را بگونه ای خلق نکرده تا همه مطیع "آقا" باشند ! ناگفته نماند که بنده خداهای ایرانی اگرچه همه مطیع "آقا" نیستند اما اکثریت خا موشند آگاهی دارید که جوانان را معتاد,همسرانشان را فاحشه و دختران شان را به اعراب می فروشند.اما اكثريت خاموش, پیوسته خاموش است. این آقایان مثالی دارند :که اگر یک نفربرای اولین بار گناهی را مرتکب شود ،پس از آن شرم و حیای گناه ریخته میشود ، بصورتی که گناه برایش عادت میگردد. اینک نیزمفهوم شرم و حیای حکومت ریخته شده ، و کشتن جزئی از فرایض دینی گردیده ،بهتر بگویم : کشتار مردم عا دت روزانه و ماهانه ملاهای حاکم بر ایران است. دارند کاری می کنند که حتی مردم هم عادت کنند به شنیدن خبر اعدام ، زیرابا کشتن هر ماهه حساسیت مردم از بین میرود، حساسیت به اینکه چه کسانی را اعدام کردند و چرا،.و خبرهای اعدام و سنگسار و غیره را مثل آگهی های بازرگانی گذرا میشنوندولی پس از 30 ثانیه خبر دیگری را جایگزین میکنند ، حتی اقوام و دوستان و همسایگان نیز فراموش میکنند. اگر اندکی به واکنش های افراد جامعه در برابر نیروهای سرکوبگر رژیم توجه کنیم بخوبی درمیابیم که ملت ایران به این رژیم بلاخیز عادت کرده اند ، به بدبختی و بیچاره گی هم عادت کرده اند ،به ظلم وستم ، به شکنجه و بیداد نیز عادت کرده اند. در نهایت آرامش و با خیالی آسوده زمستان گاز و,تابستان برق راقطع میكنند , بنزين را كوپني كرده و تورم را به جائي رسانده اند كه همه ملت به کمک دو یا سه كارکسب روزی میکنند تا بتوانند فقط با نان خالي شب را به سر کنند.ولی اكثريت خاموش, باز خاموش است. رهبر اعظم يك ديوانه زنجيري كاملا بيسواد را رئيس جمهور ميكند و او هم كابينه دجال,كذاب بيسواد خود رابا مدارك تحصيلي جعلي سر كار مياورد. همه بيسوادان و بي مايه ها فرمان روائی میکنند. و همچننان اکثریت خاموش ، خاموش است رهبران رژيم ميبرند, ميچرند,ميخورند,ميكشند,ميچاپند و همانند لا تها نفس كش میطلبند. اكثريت مظلوم هنوز خاموش است. خدا نكند كه آنروز جنگ برسد تا اين مظلومان خاموش براي ابديت خاموش شوند.براستی اگراین همه خاموشان در يك روز معين و یک ساعت معين همگي به خيابان ها امده و شعار ملا ديگه نميخواهيم ، جمهوري اسلامي نمي خواهيم بدهند چه ميشود؟ قران خدا غلط ميشود؟ آتش دوزخ در انتظارشان است؟ رهبران پاك ومنزه اسلامي آنها را نفرين خواهند كرد؟ نه فقط حكومت ضحاك اين دستار بندان دزد آدمكش برچيده ميشود. توسري, اعتياد, فحشا, دزدي, فساد اجتماعي و اخلاقي, رشوه, كودك خردسال و آدم فروشي, بيعدالتي و حكومت بيخردان بيسواد از خطه زر خیز ایران محو خواهد شد . به خداوند متعال اگر همه باهم باشيم, هيچ كسي جلودار ما نخواهد شد آخر سكوت تا كي؟ |
|
|