پیوند ها

منشور کانون و اعلامیه جهانی حقوق بشر

اطلاعیه و اعلامیه های کانون

بایگانی

شماره جدید


شماره جدید 79   

گزارش جلسه نمایندگی الدنبرگ اگوست 2008

مهدی وثوق محبی

جلسه ماهانه نمایندگی شهر الدنبرگ اینبار در روز سه شنبه مورخ  12/08/2008در ساعت چهار بعدازظهر در محل هایم الدنبرگ برگزار گردید.

اعضای شرکت کننده در این جلسه عبارت بودند از : آقایان یدالله مرادی، مهدی وثوق محبی، بابک رادفر، دانیال رحیمی،محمد پذیریان، محسن شمس و نیما امیری.

 

ریاست این جلسه را آقای یدالله مرادی و منشی گری آنرا آقای مهدی وثوق محبی بر عهده داشتند.

در ابتدا آقای مرادی بعد از معرفی سه تن از دوستان جدید به همه اعضا و  شرح مختصری از فعالیتهای کانون برای آنها  پرداختند.

سپس آقای محسن شمس به مرور مهمترین سرفصل اخبار روزبه شرح ذیل پرداختند

- محکوميت يوسف عزيزي بني طرف( روزنامه نگار) به اتهام اجماع و تباني براي برهم زدن امنيت داخلي کشور  به پنج سال زندان محکوم شد

- جابجايی عماد الدین باقی به بند 209اوین و مهرداد لهراسبی دانشجوی بازداشت شده در 18 تیر به مکانی نامعلوم

- خبرنامه امیرکبیر: ضیاالدین نبوی از فعالین دانشجویی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل و از دانشجویان محروم شده از تحصیل، به دادگاه احضار شد.

- چهار سال حبس در تبعيد برای زينب بايزيدی زن جوان فعال حقوق بشر

- دستگیری سه نفر در تجمع اعتراضي به حکم اعدام "انور حسين پناهي" در روز شنبه 19 مرداد 1387 در سنندج

- دادگاه احمد دانش پذیر( الف بیقرار) به دلیل کوتاهی مسئولان زندان در انتقال به موقع وی به دادگاه، از 13مرداد  به 23 مردادماه موکول شد

- یک زندانی به نام محمد رضا رفیعیائی در زندان کاشان بر اثر شکنجه از ناحیه دو دست فلج شد

- محمد مهدی حبيبی از اعضاي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران و فعال دانشجويي دانشکده مهاجر اصفهان بزندان دستگرد اصفهان منتقل شد

- میثاق یزدان نژاد دانشجوی بازداشت شده در 18شهریور86، کماکان پس از گذشت حدود 11 ماه و همچنین هود یازرلو دانشجوی بازداشت شده در4خرداد1387، پس از تحمل 37روز سلول انفرادی و 76روز زندان کماکان در وضعیت بلاتکلیف بسر میبرند

- کلیه های حبيب الله لطيفي دانشجوی زندانی سنندجی در صورت ادامه روند بی توجهی مسئولین زندان سنندج از کار خواهند افتاد

همچنين ديگر دانشجوي زنداني خانم روناک صفارزاده که در اعتراض به وضعيت وخيم آقاي لطيفي و عدم توجه مسئولين زندان دست به اعتصاب غذا زده است ،روز پنجشنبه گذشته مورخه 17/5/87 به علت وضعيت نامساعد جسمي به بيمارستان توحيد شهر سنندج منتقل گرديد

- با گذشت یک ماه از بازداشت سلمان سیما، فعال دانشجویی دانشگاه آزاد، که در روز 16 تیرماه در برابر دانشگاه محل تحصیلش بازداشت و به بند 209 زندان اوین انتقال یافته است هیچ گونه اطلاعی از وضعیت وی در دست نیست

- در پی آزادی حسن مددی معاون دانشگاه زنجان که در تلاش برای هتک حرمت یک دختر دانشجو بازداشت شده بود دادستان زنجان به نقل از ایسنا: تعدادی از دانشجویان در بازداشت هستند  و ممكن است با وصول شكايت‌هاي جديد، افرادي ديگر نيز بازداشت شوند.

- بنابه گزارش خبرگزاریها و سایتهای حکومتی، یعقوب مهرنهاد فعال مدنی و روزنامه نگار همراه با یک زندانی دیگر بنام عبدالناصر طاهری صدر صبح روز دوشنبه 14 مرداد ماه در زندان مرکزی سیستان و بلوچستان اعدام شدند

- خبرنامه امیرکبیر: در حالیکه پیمان غلامی و علی عبداله زاده دو دانشجوی دانشگاه سهند تبریز همچنان در بازداشت به سر می برند، در جدیدترین اقدام هئیت منصفه دانشگاه صنعتی سهند تبریز مفاد شکایات صورت گرفته از انجمن اسلامی این دانشگاه اعلام کرد

- خبرنامه امیرکبیر: بیش از ۳۲ دانشجوی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز از طرف حراست این دانشگاه تهدید شده اند که به خاطر کراوات زدن در جشن فارغ التحصیلی به کمیته انضباطی احضار خواهند شد و از فارغ التحصیلی آنها ممانعت به عمل خواهد آمد.

- سجاد رادمهر، آیدین خواجه ای و فراز زهتابی سه دانشجوی دانشگاه تبریز همراه با مهندس داریوش حاتمی روز گذشته توسط نیروهای امنیتی اطلاعاتی بازداشت و به مکان نامعلومی انتقال داده شدند

- بنا به ‌گزارشات رسيده‌از زندان مرکزي شهر اروميه‌، صبح روز ، شنبه، 29 تیر ماه 1387  سه‌تن از اهالي اين شهر در محوطه زندان مرکزي اين شهر به‌دار آويخته‌شدند.

- روزنامه اعتماد: دو پسر نوجوان( محمد فدايي و بهنود شجاعي) که يک ماه پيش حکم قصاص آنها از سوي رئيس قوه قضائيه متوقف شده بود، يک بار ديگر در ليست اعداميان قرار گرفتند.

- صبح روز یکشنبه ۳۰ تیرماه جلسه  دادگاه دو تن از فعالان کمپین یک میلیون امضا( نسیم خسروی و راحله عسگری زاده) تشکیل شد

- یک زندانی سیاسی سابق (محسن نادري) بدلیل شرکت در مراسم يادواره قتل و عام زندانيان سياسي در دهه شصت  به زندان محکوم شد.

- افشین شمس قه‌فرخی، فعال کارگری استان اصفهان در حدود دو هفته است که در بازداشت به سر می‌برد

- بيش از 200 كارگر شركت "فرش پارس" قزوين در اعتراض به عدم دريافت چند ماه حقوق و بلاتكليفي شغلي در مقابل كارخانه دست به تجمع زدند.

- سه متهم به سرقت توسط دادگاه بعثت شهرستان كرج به قطع انگشتان دست محكوم شدند.

- یک فعال دانشجويی دانشگاه آزاد اردبیل، (ودود اسدی دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه آزاد اردبیل) در روز شنبه، 1 مرداد ماه 1387 بازداشت شد

- کارگران لاستیک البرز در یازدهمین روز اعتصاب (شنبه، 1 مرداد ماه 1387)  و در اعتراض به عدم توجه کارفرما و نهادهای دولتی به خواسته هایشان، اقدام به آتش زدن لاستیک در محل کارخانه نموده و در مقابل درب دژبانی در درون کارخانه تجمع کرده اند.

- دستگاه قضايی جمهوری اسلامی سه شنبه، 1 مرداد ماه 1387  سه تن دیگر را به اتهام تجاوز به عنف در بوشهر حلق آویز کرده است.

- خبرنامه امیرکبیر: در پی تایید حکم ۸ ماه حبس عابد توانچه، از فعالین دانشجویی طیف چپ، وی چهارشنبه 2مرداد1387 روانه زندان اراک شد.

- سایت دویچه وله: گرچه چین رکورددار مجازات اعدام است، ولی شمار صدور چنین احکامی در این کشور رو به کاهش است. در ایران اما رقم محکومان به مرگ سیر صعودی داشته است.

- رژیم جنایت پیشه جمهوری اسلامی بامداد امروز، یکشنبه 6 مرداد 1387  ، 29 نفر را در تهران حلق آویز کرد.

- بازداشت مادر و خواهر میثم لطفی  يكی از متهمان طرح امنيت اجتماعی

- - با احتساب حکم اعدام حبیب الله لطیفی، هم اینک 8 زندانی عقیدتی محکوم به اعدام در کردستان وجود دارند.

1- عدنان حسن پور(روزنامه نگار)، 2- هیوا بوتیمار(فعال مدنی و روزنامه نگار)، 3- فرزاد کمانگر(فعال مدنی و حقوق بشر)، 4- انور حسین پناهی(معلم و فعال مدنی)، 5- فرهاد وکیلی(فعال مدنی)، 6- علی حیدریان(فعال مدنی)، 7- ارسلان اولیایی(فعال مدنی)، 8- حبیب الله لطیفی(دانشجو و فعال مدنی).

در ادامه آقای نیما امیری به شرح مختصری از تاریخچه و دلائل کشتار بیرحمانه زندانیان سیاسی در دهه شصت در ایران  پرداختند.

 

 

و در انتها موافقت کلیه اعضا در مورد عضویت سه فعال جدید(آقایان بابک رادفر،دانیال علی پور و محمد پذیریان) جلب و ختم جلسه در ساعت شش بعد از ظهر توسط آقای مرادی اعلام شد .

 

گزارش دهمین مراسم تظاهرات ایستاده و میز کتاب نمایندگی تورینگن اگوست 2008

فرزان هدایی

دهمین مراسم تظاهرات ایستاده و میز کتاب نمایندگی تورینگن طبق تقویم اجرائی کانون دفاع از حقوق بشر در ایران و بر اساس فراخوان قبلی و با مجوز رسمی در تاریخ 16.08.2008 راس ساعت 11 و با  ياد آوري کشتار دستجمعی زندانیان سیاسی ایران در سال 67 با حضور آقایان اسماعیل عنایت اصل ،شهریار ایازی ،امیر حسین بهادری،مهدی رحمنی پورو فرزان هدایی در شهر محل دائمی نمایندگی برگزار گردید.

میز کتاب در یک جو دوستانه با بازدیدکنندگان وصحبت با انها اغاز شد.علاقه نشان دادن بعضی از بازدیدکنندگان برای اشنایی بیشتر با موقعیت داخل ایران باعث شد

که اقای رحمنی واقای هدایی توضیحات بیشتری در مورد وضعیت داخلی ایران به انها داده بطوری که بعضی از انها ادرس ایمیل کانون را خواسته و مایل به همکاری و ارتباط با کانون دفاع از حقوق بشر بودند.

دراین مراسم سعی گردیده بود تااطلاعیه و اعلامیه های کانون که همگی بیانگر نقض حقوق بشر توسط رژیم استبدادی ، اسلامی ملایان بود بین مراجعین و اهالی شهر توزیع گرددمراسم در ساعت 13 با قرائت قطعنامه ای که توسط آقای شهریار ایازی تهیه شده بود پایان یافت.

قطعنامه پایانی تظاهرات ایستاده و میز کتاب نمایندگی تورینگن

در ايران ما،بعداز امدن مدعيان اسلام در سال ١٣۵٧دوران سياه اخوندى(ولايت فقيه) شروع شد و همچنان ادامه دارد در اولين روزهاى رژيم اعدام ها و خونريزى انسانهاى بیگناه و هتك حيثيت و شرف انسانى شهروندان ايرانى و نقض كامل و اشكار و مداوم حقوق بشر وسركوب بى رحمانه هرگونه جنبش حق طلپانه و حتى جنپشهاى صنفى كارگران، جنپشهاى صنفى دانشجويان،جنبش زنان و ترويج فحشا و اعتياد به مواد مخدر ،بيكارى بى سابقه و ايجاد و گسترش فقر عمومى تنزل هر روزه قدرت خريد مردم و چنگ انداختن مافياى خانوادگى سران رژيم به كل اقتصاد كشور و غارت و چپاول سرمايه هاى ملى متعلق به مردم و توقيف روزنامه ها و مجلات و دستگيرى نويسندگان به سبب كوچكترين انتقاد از رهبر و اصل بى پايه (ولايت فقيه) و دستگيرى و اعدام دانشجويان،روزنامه نگاران و وبلاگ نويسان به اتهامهاى واهى وبی اساس،ترورهای اشکار و پنهان مخالفان در داخل و خارج کشور، ترويج تروريسم بين المللى جايگزين وعده های قبلى و دروغين اخوندهاى جمهورى اسلامى شده است٠ در دوران اختناق و ستمگرى گسترده رژيم استبدادى و واپسگرا و سركوبگرولايت فقيه جز ويران سازى ايران از لحاظ اقتصادى و اجتماعى،سياسى،فرهنگى وسلب آزاديهاى شخصى اوليه انسان بازدهى براى ملت ايران نداشته است٠

و غير از گروهى اندك از وابستگان رژيم ولايت فقيه وخود فروشان قريب به اتفاق مردم در تنگاهای عظيم گرفتارند٠ رژيم ولايت فقيه به رهبرى خمينى که پس از ٨ سال جنگ خونين و خانمانسوز ايران و عراق مجبور به نوشيدن جام زهر گرديد براى سرپوش گذاشتن به اين شكست بزرگ كه در دوران جنگ به مردم قول داده بودند و چون نتوانستندشعارهاى تو خالى دوران جنگ را به عمل برسانند لذا با بى رحمى كامل و خوى ضد انسانى خود و مزدورانى كه در اختيار داشتند سه نفر از بزرگترين جلادها به سر پرستی جلاد معروف مصطفى پور محمدى كه از طرف خمينى منصوب گرديدند و كسانى كه در زندانهاى سراسر كشور كه بر موضع خود پا فشارى ميكردند محارب قلمداد كرده و محكوم به اعدام كردند٠

اين قربانيان كه بيشتر انها به محكوميتهاى زندان از طرف همان بى عدالتخانه رژيم محكوم شده بودند و دوران محكوميت خود را سپرى میكردندناگهان در روزهاى تابستان سرخ و گرم سال ٦٧ به خون نشستند٠ نه بااين توهم كه در روزهاى قبل از سال ٦٧ زندان و مرگ و اعدام و تيرهاى خلاص وجود نداشته است و در ان شرايط كه صداي هيچ كس به جايى نمى رسيد فقط در خيابانهاى دم كرده و تاريك تهران خبر از نوشيدن جام زهر توسط خمينى و يا خبر قتل عام زندانيان سياسى از هر حزب و گروه در سراسر ايران همه را به وحشت انداخته بود٠ همگان ميداند كه انها چگونه خبر مرگ مي دهند مزدوران با آسودگی و نيشي كه تابنا گوش باز شده خيلى راحت مى گفتند كه عده ا ى را خوشبختانه ديشب اعدام كرديم. امروز تغريبا دو دهه از قتل عام بيش از ٤ هزار نفر از زندانيان سياسی توسط رژيم اخوندى میگذرد و اسامى عده زيادى از قربانيان در دست نيست و نماد ان همه درد و رنج ان همه بى خبرى ان همه هراس و كابوس، ان همه فريادهاى گمشده در سكوت خاك خاوران است و گورهاى گمنام هاى سراسر ايران در خاورا ن .

بيست سال است كه سرنوشت قربانيان قبل از سال ٦٧، قربانيان تابستان سال ٦٧و قربانيان بعداز ان براي هميشه به هم گره خورده و همانگونه كه در اغلب كشورهاى دنيا وقايع تاريخى و يا اینكه يك پيشرفت علمى يا غيره در افكار عمومي به يك اسم خاص تبديل مى شود تابستان سال ٦٧ نيز براى ايران يك اسم خاص شده است٠تبليغ و تعريفى كه جمهورى اسلامى در جامعه ايجاد كرده است و ان بى خبر نگه داشتن نسل جوان است، جوانانى كه اين روزها در سن بيست سالگى خود رابراي ورود به دانشگاهها مهيا كرده و يا در پى يافتن شغلى اين در و ان در مى زنند يا رانده شده از همه جا در گوشه و كنار شهرهاى كوچك و بزرگ با اعتياد و فقر و بى خانمانى دست و پنجه نرم مى كند و يا به عنوان ارازل و اوباش اعدام مى شوند٠ ننگ ابدى بر ناقضان حقوق انسانها و ياد و خاطره همه قربانيان سراسر ايران بخصوص قربانيان تابستان سال ١٣٦٧ گرامى باد٠                                                 شهریار ایازی

گزارش میز کتاب در الدنبرگ مورخ 19-05-2008

یدالله مرادی

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران- شاخه الدنبرگ در ساعت 16 روز 19 جولای 2008 به مناسبت یادبود قربانیان قتل عام بیرحمانه  سال 1367 در ایران و اعتراض به تکرار روند این جنایت ضد بشری توسط جمهوری اسلامی و در راستای افشای موارد متعدد نقض حقوق بشر توسط رژیم جمهوری اسلامی در ایران و آگاه سازی افکار عمومی ساکنین شهر الدنبرگ آلمان اقدام به برگزاری میز کتاب در مرکز شهر الدنبرگ نمود.

DSC00011

در این مراسم که با هماهنگی و برنامه ریزی هیئت رئیسه کانون و اعضای نمایندگی الدنبرگ ترتیب داده شده بود تعداد زیادی از گزارش های ماهیانه و سالیانه وهمچنین اعلامیه ها و اطلاعیه های اعتراضی منتشر شده توسط کانون دفاع از حقوق بشر در ایران میان شهروندان توزیع شد که مورد استقبال شهروندان الدنبرگ قرار گرفت.

DSC00062 DSC00020 DSC00026

 

DSC00055

 

در پایان نیز قطعنامه این مراسم به شرح زیرخوانده شد.

 

ماده اول کنوانسيون منع و مجازات کشتار دسته جمعي(قتل عام)

دولتهاي عضو، تائيد ميکنند، قتل عام چه در زمان صلح و يا چه در زمان جنگ يک جرم بين المللي محسوب ميشود و همچنين آنها تعهد مي کنند که از آن جلوگيري نموده و مرتکبين را مجازات نمايند.

قطعنامه

تظاهرات ایستاده و میز کتاب

بیستمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67

ما اعضای نمایندگی الدنبورک در این روز گرد هم آمدیم، تا با یادآوری بیستمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی و عقیدتی در تابستان 1367 و همچنین با پخش اطلاعیه و گزارشات نقض حقوق بشر در ایران که توسط کانون دفاع از حقوق بشر برای آشنائی افکار عمومی صادر گردیده، اعتراض خود را به کشتار و جنایات دولتمردان جمهوری اسلامی ایران اعلام نمائیم .

و از آنجائیکه دولتمردان جمهوری اسلامی ایران علاوه بر قتل عام بیش از 4300 نفر در تابستان 1367 ، هزاران نفر از جوانان و فعالان سیاسی و عقیدتی را در دهه های 60 ، 70 و تاکنون را اعدام، شکنجه و بزندان های طولانی مدت محکوم نموده اند .

جمهوری اسلامی ایران عملاً اقدام به نسل کشی و حذف دگراندیشان نموده که براساس کنوانسيون منع و مجازات کشتار دسته جمعي مصوب 9 دسامبر 1948 مجرم بین المللی می باشند.

بدین وسیله ما اعضای نمایندگی الدنبورک کانون دفاع از حقوق بشر در ایران خواهان:

1- محاکمه آمرین و عاملین این قتل عام بر اساس کنوانسيون منع و مجازات کشتار دسته جمعي(قتل عام)  می باشیم

2- آزادی بدون قید و شرط  تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی        

3- استقرار گزارشگر دائمی شورای حقوق بشر در ایران

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران/ نمایندگی الدنبورک

گزارش جلسه ماهانه نمایندگی تورینگن مرداد 1387

فرزان هدایی

جلسه ماهانه نمایندگی تورینگن در روز شنبه 16 اگوست راس ساعت 30 14 و پس از برگزاری تظاهرات ایستاده و میز کتاب این نمایندگی در محل دائمی و با حضور آقایان اسماعیل عنایت اصل ، شهریار ایازی ، امیر حسین بهادری ، مهدی رحمنی پور، فرزان هدائی و با حضور آقای عیسی حسینی اصل عضو جدید این نمایندگی و خانم الهام سقطچی برگزار گردید.در ابتداى جلسه آقاى عنايت اصل از حضور فعال اعضا در مراسم تظاهرات ایستاده و میز کتاب نمایندگی و مجمع ماه يولى در تورينگن تشکر و قدردانی نمودند.

و بعد آقای حسینی اصل عضو جدید این نمایندگی با معرفى خود و شرح کوتاهی از هدفش در عضویت کانون توضیحات مختصری دادند.

در ادامه اخبار تهیه شده آقای ایازی توسط آقای رحمانی به شرح زير قرائت شد:

24مرداد . احمد قصابان - احسان منصوری -مجید توسلی

٣ تن از دانشجويان زندانى كه مدت ١۵ ماه در زندان بودند آزاد شدند.اینان از فعالین دانشجویی بودند.

24مرداد- ٢ جوان دیگر در انتظاراعدام به نامهاى رضاحاجی زاده و بنيامين رسولى. آنها قبل از رسيدن به سن ١٨ سالگى مرتكب قتل شده بودند.

25مرداد -مهدى شيخ احمدى دانشجوى سنندجى دانشگاه تبريزدر شهر تبریز دستگير شده است _ يكى از زندانيان اصفهان به نام بيژن شاه محمودى كه به اعدام محكوم شده بود  به سلول انفرادى منتقل شده است_انتقال معلمان بازداشتى از بازداشتگاه اطلاعات سنندج به زندان مركزى سنندج _ عمادين باقى كه فقط ۵۵ روز از پايان محكوميت خود رامي گذراند در تاريخ ٢۵ مرداد به بند ٢٠٩ زندان اوين انتقال داده شد.

پس از قرائت این اخبار توسط آقای رحمنى پور ، اعضا به بحث و بررسی پیرامون این اتفاقات پرداختند.

در ادامه آقاى بهادرى ماده 16 اعلاميه جهانى حقوق بشر  و تضاد ان با  لایحه جدید كه به مجلس جمهوری اسلامی  در مورد ازدواج مجدد ارائه شده بود را به شرح زیر قرائت نمود:

ماده 16

1.هر زن ومرد بالغى حق دارد بدون هيچ محدوديت از نظر نژاد ، مليت،تابعيت يا مذهب با همديگر زناشوئى و هنگام انفصال ان ، زن و شوهر در كليه امور مربوط به ازدواج دارای حقوق مساوی میباشند..

2 . ازدواج باید با رضایت کامل وآزادانه زن و مرد باشد.

3. خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهرمند شود.و درادامه  ماده قرائت شده حقوق بشر، مورد بحث وبررسى اعضا نمایندگی قرار گرفت

از نمایندگی تورینگن در ماه سپتامبر در شهر مول هایزن برای برپائی جلسه اي  که به مناسبت بررسي مسايل و مشكلات خارجیها و از طرف مسئولین این شهربا مضمون ( Der Mensch in seiner Ver antwortung) *مسئولیت های بشر* تهیه و تدارک شده است دعوت به عمل امده و تمامی اعضا در اين مراسم شركت خواهند كرد.

با رای تمامی اعضا آقای حسینی اصل به عضویت نمایندگی به مدت ٣ ماه بصورت ازمایشی انتخاب شد.سپس با پيشنهاد آقاى عنايت اصل مسئول نمایندگی تورینگن قرار شد که اقای ایازی طرحی جهت ارزشیابی میزان فعالیت اعضا تهیه نماید تا هر ماهه نمادی از چگونگی کار کرد اعضا در داخل نمایندگی در دست باشد.-

ازماهها قبل براى تهيه دفتر براى نمايندگى صحبت شده بود و در اين جلسه نيز با پيشنهادات و نظريات اعضا موضوع مورد بحث و گفتگو قرار گرفت كه البته مخارج دفتر مربوطه به عهده اعضا نمايندگى تورينگن خواهد بود.-

در بخش بعدی جلسه در مورد مسئولیت جدید آقای فرزان هدائی به عنوان مسئول روابط عمومی نمايندگى تورينگن بحث و گفتگو شد و تذکرات لازم از طرف آقای عنایت و سایر اعضا به ایشان داده شد و قرار بر این شد که اگر آقای هدائی تا 2 ماه اینده وظایف خود را در این مقطع به درستی انجام دهد به عنوان مسئول روابط عمومی انتخاب شود.-

يك گروه آلمانى به نام Feminist بوسيله مسول  تبليغات نمايندگي( مهدي رحمني پور)در شهر مول هاوزن شناسايي شده بود كه قرار شد  ايشان براي بررسي امكانات برقراري ارتباط اقدام لازم را بعمل آورده ونتيجه را براي بررسي به جلسه بعدي ارايه دهند.

-چون مجمع عمومى ماه سپتامبر در Thüringen تشكيل مى شود لذا مسئول تبلیغات نمایندگی محل برگزاری را پيشاپيش رزرو کرده است.

جلسه در ساعت 17:30 دقیقه با اخذ حق عضویت از اعضا و تهیه صورت مالی پایان یافت .

مشکلات امروزه دانشگاهیان در کجاست؟

مهدی احمدی پور

از دستاوردهای دولت آقای احمدی نژاد ـ یا به عبارت دقیق تر، جمهوری اسلامی بدون ماسک اصلاح طلبی ـ موانعی است که بر هر روز که می گذرد شاهد تشدید فعالیت کمیته های انضباطی و محروم کردن دانشجویان از تحصیل هستیم. دامنه فشار بر دانشجویان به قدری افزایش یافته که دیگر فقط دانشجویان سرشناس سیاسی نیستند که باید جور محرومیت از تحصیل را بکشند، بلکه دانشجویان فعال فرهنگی نیز با همین مشکل مواجهند .

1- علاوه بر کمیته های انضباطی، سیل احضاریه های دادگاه های «انقلاب» نیز که به دست دانشجویان داده می شود باور نکردنی است. دستگاه حکومتی حیا را کنار گذاشته و بدون هیچگونه تعارفی کوچکترین فعالیت فرهنگی- انتقادی دانشجویان را با شدیدترین وجهی پاسخ می دهد.

انجمن های اسلامی دانشجویان یکی پس از دیگری در دانشگاه های مختلف منحل شده و یا به شکل دیگری از فعالیتشان جلوگیری می شود. «ستاره دار» کردن دانشجویان سیاسی و ممانعت از ادامه تحصیل آنها، تصفیه اساتید و… دلایل محکم دیگری برای این ادعا است .

انجمن های اسلامی دانشجویان

از دست رفتن انجمن های اسلامی در چند دانشگاه کشور، دانشجویان فعال سیاسی را به تفکر واداشته است. برخی معتقدند باید هر طور هست انجمنهای اسلامی را نگه داشت و حتی با وجود به رسمیت شناخته نشدن آن از سوی حکومت بعضی دیگر هم اعتقاد به ضرورت ایجاد جایگزین برای انجمنهای اسلامی دارند .

نیازی به ذکر این نکته نیست که همه دانشجویان فعال آرزو داشتند تشکلی جز انجمن اسلامی ( بدون نام و اساسنامه و شکل تشکیلاتی آن) وجود می داشت تا می توانستند در آن قالب به فعالیت بپردازند.

دسته ای که فعالیت در قالب انجمنهای اسلامی را همچنان توصیه می کنند عمدتا به استفاده از ظرفیتهای قانونی این تشکل و نیز سهولت ارتباط با توده های دانشجویی از طریق آن اشاره می کنند. در نگاه کلی این استدلال صحیح است. اما منتقدین فعالیت در انجمنهای اسلامی چه کسانی هستند؟

 برخی افراد انجمنهای اسلامی را به خاطر «اسلامی» بودن و یا «اساسنامه»ی آن مورد نقد قرار می دهند. عده ای دیگر ( در خارج از مجموعه انجمنها ) معتقدند که این تشکلها هنوز وابسته به حاکمیت اند. با استناد به واقعیات جاری پیداست که این نوع نقد انجمنها اشتباه است. نقدی که من بر انجمنهای اسلامی دارم ممکن است دامن بسیاری از تشکلهایی که منتقدین انجمنها مد نظر داشته باشند را نیز در بر گیرد .

 ایجاد شکاف میان پیشروها و توده ها

2- عدم اعتقاد آنان به بسیج مردم، و مهمتر از همه پشت کردن به آنان، توده های مردم را به تدریج از مبارزه سیاسی دور کرد. این غیر سیاسی شدن در دانشگاه هم اتفاق افتاد و به تدریج موجب شد میان پیشروهای دانشجویی و توده های دانشجویی فاصله ایجاد شود. گرچه مسبب این فاصله ی ایجاد شده میان پیشروها و توده ها، اصلاح طلبان و به طور کلی فعالین لیبرال بودند، اما این امر دامن همه نیروها را گرفت. چنانچه میان پیشروهای دانشجویی (اعم از چپ یا لیبرال) با توده های دانشجویی نیز فاصله به وجود آمده و این امر از پنج سال پیش به تدریج تکوین امروز فعالان دانشجویی خواه لیبرال باشند یا چپ، خواه در انجمنهای اسلامی فعالیت کنند یا مستقل، این فاصله را با گوشت و پوست خود لمس می کنند. بنابراین مشکل امروز جنبش دانشجویی در اینجاست، نه اینکه انجمن اسلامی مترقی است یا مرتجع! دانشجویان دسته دسته از تحصیل محروم می شوند، انجمنهای اسلامی منحل می شوند اما واکنشی از سوی توده های دانشجویی مشاهده نمی شود و این رژیم را در تشدید اعمال فشار ترغیب می کند. بسیاری از تحصن ها و اعتراضات صنفی نیز که گاهی به وقوع می پیوندد نه تنها در دستیابی به خواسته های کوتاه مدت عاجز می ماند، بلکه از سیاسی کردن فضا نیز عاجز است. شگفت اینکه بسیاری از این تحصن ها نیز به نوبه خود در غیرسیاسی کردن فضا تاثیرگذارند!

3- بنابراین در پاسخ به طرفداران فعالیت در انجمنهای اسلامی باید این نکته را متذکر شد که این شکافی که به آن اشاره شد نه تنها با ادامه دادن به این شکل فعالیت از بین نخواهد رفت بلکه بیشتر هم خواهد شد. البته در شرایطی که شکاف پیشرو - توده وجود ندارد یا تخفیف پیدا می کند فعالیت و نفوذ در همه تشکلهای قانونی قابل قبول (مثل انجمن اسلامی، شورای صنفی و…) منطقی است. اما در شرایط مورد اشاره، رژیم با مشاهده روند رو به گسترش این شکاف، بر شدت سرکوب خواهد افزود، و این امری کاملا بدیهی است.

زمانی که پیشروی دانشجویی پایگاهی در میان دانشجویان نداشته باشد، سرکوبش آسانتر است. از سوی دیگر بالا رفتن شدت سرکوب و احضار شدن دامنه وسیعتری از دانشجویان به کمیته انضباطی ـ آن هم در مورد دانشجویانی که نه سازماندهی شده اند و نه به لحاظ اخلاقی و ایدئولوژیک آمادگی تحمل فشار را دارند ـ موجب ریزش نیرو در انجمنها (یا تشکلهای همشکل) شده و این خود بزرگتر شدن شکاف را موجب می شود. لذا ما با یک پدیده رزونانس (تشدید) مواجهیم .مشکل تنها این هم نیست.

دانشجویی که به لحاظ اخلاقی و ایدئولوژیک آمادگی تحمل فشار را ندارد به سرعت جا زده و حاضر به همکاری با رژیم می شود. نوشتن توبه نامه، اظهار ندامت، اعتراف علیه سایر فعالین و… را نباید در چنین شرایطی عجیب دانست.

این هم به ریزش نیروی بیشتر و افزایش شکاف منتهی می شود. سوال ساده این است که چرا باید همین اندک نیروی دانشجویی را نیز (که غالبا نپخته هم هستند) در تیر رس قرار داد؟

آیا فعالیت قانونی و علنی در چنین شرایطی می تواند از میزان سرکوب بکاهد یا دستکم موجب افزایش آن نشود؟

رد تئوری بقا ـ عنصر ذهنیت

بررسی شکاف میان پیشروها و توده ها ما را به این نتیجه رساند که تفکری که به خاطر «بقا» خود را در چارچوب «قانون» (منظور تشکل قانونی مثل انجمن اسلامی) محصور می کند، خودش بقای خود را به مخاطره می افکند.

بحث «رد تئوری بقا» اخیرا دوباره در محافل رادیکال دانشجویی مطرح شده است و این را باید به فال نیک گرفت.

 روزنامه شرق انتشار خود را با نقد «رد تئوری بقا» (تاکید بر تئوری بقا) آغاز کرد ولی طنز روزگار خیاط را هم در کوزه انداخت !

4 - رفیق شهید علت عدم تمایل به مبارزه را ذهنیتی در آنان می دانست که وظیفه پیشاهنگ بر هم زدن آن بود. از تاثیر وضعیت شرایط آن روزگار و نیز تاثیر اندیشه ترویج کننده مبارزه مسلحانه امریکای لاتین بر چریکهای ایرانی که بگذریم، آنچه می ماند عملی است که پیشاهنگ باید دست به آن بزند تا بازتاب آن در ذهن توده ها، ذهنیت تسلیم طلبی به فرهنگ مسلط را از بین ببرد.

مبارزه مسلحانه امروز، نه تنها در ایران بلکه دستکم در بخش وسیعی از جهان، از سوی توده ها طرد می شود و راه مناسبی برای محو شکاف مورد اشاره نیست.

امروز ذهن خلاق دانشجویان پیشروی ایرانی است که باید راه حلی برای شرایط جدید بیابد. راه حلی که از بین بردن ذهنیت تسلیم طلبی و غیرسیاسی توده های دانشجو هدف آن باشد ..

پی نوشت ها :

  (1) پیش از اینها کمتر دانشجویان به خاطر فعالیتهای فرهنگی از تحصیل محروم می شدند. اما با آماری که در دست است تعداد زیادی از دانشجویان بخاطر فعالیت در کانونهای فرهنگی-هنری، نشریات فرهنگی و… به کمیته های انضباطی احضار شده اند.

  (2) به عنوان نمونه در سال ۷۶ میتینگی در اهواز برگزار شد که مهندس عزت الله سحابی در آن سخنرانی کرد. تعداد مردمی که در این میتینگ شرکت کرده بودند به ۱۰۰۰۰ نفر می رسید. جالب اینجاست که کلیه دوستان همین جناب مهندس سحابی وقتی در اسفند ۸۱ صلاحیتشان برای شرکت در انتخابات شورای شهر تایید شد نتوانستند کوچکترین رایی بیاورند، به طوری که هیچ کدام از نامزدهای ملی-مذهبی راهی شوراها نشدند !!

 (3) رژیم از شکاف ایجاد شده میان پیشروها و توده های دانشجویی نهایت استفاده را می برد و در هنگام وقوع یک اعتراض صنفی، دانشجویان را از عواقب سیاسی شدن این اعتراضات می ترساند. در بسیاری از موارد ضعف پیشروهای دانشجویی در غلبه کردن بر شکاف مذکور موجب می شود تا راهبری اعتراضات صنفی به دست افراد غیرسیاسی (در بهترین حالت افراد نادان) بیفتد که خود در غیرسیاسی کردن دانشجویان - و درست به همین دلیل – خواسته یا ناخواسته در به شکست کشاندن این اعتراضات نقش چشمگیری دارند.

ما همه  بد جوری معتادیم

صدیقه جعفری

پیش درآمد

میگوید: عادت کرده ایم جانم، عادت کرده ایم، میگویم: آخراین چه عادت کردنی است که دارد بنیان همه ارزشهای انسانی و فرهنگی مان را به باد میدهد. می گوید: عادت است دیگر، آدمیزاد به هرآنچه که تکرار شود در زندگیش، چه خوب و چه بد، خو میگیرد و تا میاید به خودش بجنبد، می بیند که افتاده است در چرخه عادت به آن. می گویم: آخر، این چه عذری است که می آورید. بالاخره آدمی گفتند، اندیشه و تفکری گفتند، و از همه مهمتر، حمیت و غیرتی گفتند. می گوید: عادت به خوره میماند، اول که از راه می رسد، مثل رفیقی قدیمی در گوشه ای از وجودت آرام می گیرد و وقتی خوب جاگیر شد، آنوقت با سرعتی غریب در همه جان و جهانت، پخش می شود و تا می آیی ببینی که چه خبر است، نفس به نفست داده است و خلاص. می گویم: حرفها می زنید شما، آخر مگر می شود آدمی دل ببندد به عادتی که هر روز وادارش کند چشم ببندد به نکبتی که تا نوک دماغش بالا آمده است. مگر می شود آدم عادت کند به دق مرگ شدن همسایه اش، مگر می شود ..... حرفم را قطع می کند و می گوید: چرا نمی شود، اتفاقاً خیلی هم شدنی است، فقط کافی است که به ندیدن، به نشنیدن، عادت کنی. اصلاً از این هم ساده تر است، همینقدر که عادت کنی، تنها به حفظ منافع خودت و فقط خودت، کارت به همانجایی می رسد که، امروز کار بسیاری از مابه آنجا کشیده است. با دلخوری می پرسم: به کجا کشیده است؟

می گوید: به آنجا که، عادت کرده ایم شهروند جمهوری اسلامی، یعنی همان سلاخ خانه ای که در آن ضحاک مار به دوش هم، می تواند عبای مظلومیت بردوش اندازد و مقرب درگاه شود، باشیم و دم نزنیم، در نتیجه با همه آنکه می دانیم، انسانیم و صاحب کرامت و منزلت، اما بنا بر عادتی که در زیر سایه ی این حکومت عدل پرور بدان خو کرده ایم، چشم می بندیم به مرگ دختر دانشجویی که همین دیروز به حراست دانشگاه آزاد لاهیجان احضارش میکنند و ساعتی بعد که خلاص می شود، خود را از طبقه پنجم همان ساختمان به زیر می افکند، تا خلاص شود از بار سنگین تحقیر و توهینی که در آن دهلیز تاریک و نمور، بر او رفته است. و اینکه صدای التماسهایش را، حتی خدای رحمان و رحیم نیز نشنیده است، و شگفتا که برای بسیاری مان، خواندن و شنیدن این خبرو صدها خبر چون این، تنها عادت سرتکان دادن و لب به دندان گزیدن را، به یادمان می آورد و دیگر هیچ. می گویم: قرار بود، عادت تلخ شدن، مختص من باشد.

 می گوید: عادت است دیگر، آدمیزاد زود عادت میکند.

خبر اول:

محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی، در دیدار با اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، از شکست طرح ربودن خود، توسط آمریکاییها در جریان سفر سه ماه پیش خود به کشور عراق، خبر داد. (نقل از خبرگزاری مهر)

نتیجه گیری تبلیغاتی:

گوبلز وزیر کابینه هیتلر می گفت: دروغ هرچه بزرگتر باشد، باورکردنش آسانتر است. احمدی نژاد اما می گوید: باور کردن دروغ، اساساً ربطی به بزرگ و کوچک بودنش ندارد، هرچه راوی دروغگو، پرروتر باشد، مردم زودتر حرفش را باور می کنند، بخصوص زمانی که، راوی خبر، تحت مدیریت امام زمان، در حال دروغ گفتن باشد.

نتیجه گیری نجومی:

یکی از دانشمندان نجوم گفته است: آفریدگار عالم، همزمان با برنامه ریزی برای وقوع انفجار بزرگ در عالم هستی، مسیر تکامل انسان را در یک بسته بزرگ طراحی نموده و آن را به کهکشان سپرده است، ما البته کاری به درست و غلط بودن این فرضیه نداریم، اما یکی از نجوم شناسان از داخل ایران، در همین رابطه اظهار داشته است:

 این بسته در سرراه خود به زمین، با یکی از اجرام بسیار بزرگ آسمانی  تصادم نمود، و این امر، باعث صدمه ی شدید، در یکی از گوشه های این بسته گردید، و از شانس بد ملت همیشه در صحنه ایران، این قسمت معیوب از بسته تکاملی انسان، سی سال پیش در مملکت امام زمان گشوده شد.

در نتیجه از آن روز تا به حال هرچه که از این نظام مقدس تراوش نموده، به نوعی ناقص و معیوب بوده است، و صد البته که هر سیستمی ولو از پایه خراب، بالاخره یک ابرتولید معیوب ویژه خواهد داشت، که شوربختانه طرح ربودن جناب دکتر احمدی نژاد، ناکام ماند، تا برطبق همان ضرب المثل معروف، این مال بد، بیخ ریش صاحبش، یعنی ام القرای اسلام، باقی بماند.

خبر دوم:

علی ذبیحی، مشاور محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی، در سخنانی اعلام کرد: دشمنان اسلام، یعنی قدرتهای بزرگ، می خواستند، رئیس جمهور محبوب کشورمان را در زمان برگزاری اجلاس فائو در کشور ایتالیا، ترور نمایند.(نقل از خبرگزاری فارس)

نتیجه گیری انسانی:

آقا جان، شما را به خدا اینقدر با عواطف و احساسات انسانی ملت ایران بازی نکنید، آخر مگر خدای نخواسته مرض دارید، که دم به ساعت، مژده ی ربودن و ترور رئیس جمهور منتخب حزب پادگانی را، به اطلاع ملت شهیدپرور می رسانید، و بعد از مشاهده ی آثار شعف و شادمانی در ماتمکده های مردم، به فوریت عدم موفقیت طرحهای مذکور را در بوق می کنید. آخر این که اعلام آمار گرانی سرسام آور و تورم شدید، نیست که ملت همیشه در صحنه با هر بدبختی که شده، آن را قورت بدهند و صدای شان درنیاید. شاید هم فکر کرده اید، این خبر از آن دسته خبرهای پیش پا افتاده است، که امثال آقای عباس پالیزدار، زحمت افشای آن را می کشند و یک قلم از بالا و پایین همه عناصر حکومت عدل اسلام را، با سند و مدرک، دزد و فاسد و کلاهبردار اعلام میکنند، و این ملت نجیب، همچنان نان و ماستشان را می خورند. نکنید آقاجان! اینجور با اعصاب مردم بازی نکنید! حداقل اگر هم می خواهید خبری را در باب ربودن و یا ترور نورچشم مقام عظمای ولایت در جامعه منتشر کنید، اول آخرش را اعلام کنید، تا مردم بی خودی قند توی دلشان آب نشود.

نتیجه گیری سیاسی:

از قدیم گفته اند که سیاست پدر و مادر ندارد، اما هرگز نگفته اند که سیاستمداران خدای ناکرده، بی پدر و مادرند، لیکن برطبق آخرین اخبار،سیاست بازان نظام اسلامی با گفتن هزاران دروغ و پشت هم اندازی، کار را به جایی رسانده اند که علمای علم سیاست در جهان، به ناچار به تمامی سیاستمداران پیر و جوان در کشورهای مختلف توصیه اکید نمایند تا در موقع هرگونه سخنرانی، گواهی ولادت خود را به همراه اسم و فامیل دقیق والدین شان، در اختیار داشته باشند، تا مبادا خدای ناکرده مردم، آنان را با سیاست بازان نظام مقدس جمهوری اسلامی، اشتباه بگیرند.

ختم کلام: می گویند، یک مارمولک که زیر آفتاب لم داده بود، وقتی دید رهگذری به او خیره شده است، با اوقات تلخی فریاد زد، چیه عمو، مگه تا به حال سوسمار ندیدی؟                          

كودكان مضطرب

  رقیه اصغری شاهدهی

امروزه و با توجه به تغييرات زندگي انسان، استرس به يكي از مهم‌ترين مشكلات جوامع مدرن بدل شده است كه علاوه بر اين كه در ميان بزرگسالان از شيوع خاصي برخوردار است، يكي از مهم‌ترين و اصلي ‌ترين دلايل مشاوره‌هاي پزشكي با روانشناسان كودك است. مطمئنا استرس و اضطراب در كودكان بسيار جدي‌تر و خطرناك تر از بزرگسالان خواهد بود.

زيرا كودكان به اقتضاي سن خويش توانايي و مهارت مقابله با اين پديده و غلبه بر آن را ندارند. در واقع استرس نوعي پاسخ به تغييرات عاطفي يا فيزيكي ايجاد شده در محيط و شرايط زندگي كودك است كه مي‌تواند با توجه به سن، موقعيت زندگي و  شخصيت كودك به گونه‌هاي مختلف بروز پيدا كند.

عوامل به وجود آورنده استرس در كودكان به دو دسته عوامل داخلي نظر دارو، حساسيت به سر و صدا، تغيير درجه حرارت بدن، خستگي و عوامل خارجی مانند جدايي والدين، تغيير مكان زندگي يا مدرسه، خشونت، توقعات بيش از حد ديگران، ترس از دكتر، تقسيم بندي مي‌شوند. بعضي اوقات عوامل استرس زا در زندگي كودك بسيار ساده و البته تأثير گذار هستند به گونه‌اي كه معمولا توجه والدين را بر نمي‌انگيزانند. به عنوان مثال گاهي حتي جدايي طولاني مدت از يك فرد عزيز مثل پدر بزرگ، مادربزرگ و معلم مي‌تواند منشأ اصلي اضطراب كودك باشد. پژوهشگران رفتار كودك در مقابله با اين پديده رابه 4 مرحله تقسيم بندي مي‌كنند:

1) زنگ خطر و عكس العمل فيزيكي 2) ارزيابي موقعيت  و تلاش براي درك شرايط موجود 3) جستجو براي پیدا كردن روش‌هاي مناسب براي انطباق پيدا كردن با شرايط موجود يا تحمل وضع پيش آمده 4) به كار بستن يك يا چند روش براي غلبه بر وضع موجود.

گريه كردن، عرق كردن كف دست ، رفتارهاي تهاجمي، سردرد، شكم درد، رفتارهاي بعدي(كشيدن مو، دندان قروجه كردن، جويدن ناخن)، شب ادراري، بهانه جويي، گريه كردن بي‌مورد، از دست دادن اشتها و راندمان پايين درسي از جمله مهم‌ترين عواض ناشي از استرس هستند. اما از آن جايي كه كودكان نسبت به علائم اين پديده و تغييرات حاصل از آن آگاهي ندارند، نمي‌توانند به درستي والدين خود را نسبت به شرايط و وضعيت خويش مطلع كنند. علاوه بر نقش كودك در بهبود شرايط موجود، والدين و معلمين نيز مي توانند تأثير مهمي در فرآيند حل اين مشكل داشته باشند. چند پيشنهاد ساده:

«محيط خانه را به مكاني امن و دوست داشتني تبديل كنيد و سعي كنيد هر روز چند ساعتي را به فرزند خود اختصاص بدهيد، به گونه‌اي كه كودك در خانه و در ميان اعضاي خانواده احساس آرامش و امنيت بكند.

كودك را تشويق كنيد از مشكلات، عوامل استرس‌زا و نگراني هايش با شما سخن بگويد. به او اطمينان بدهيد كه شما مي‌توانيد دوست خوب  مفيدي براي او باشيد و به حرف‌هاي كودك گوش بدهيد و از خلال حرف‌هاي او سعي كنيد علل و عوامل بوجود آورده اين پديده را بشناسيد.

سعي كنيد كودك را براي پذيرش وقايع استرس زاي احتمالي مثل تغيير مدرسه يا جدايي از يك دوست آماده كنيد.

از اين رو كودك را تشويق كنيد در مورد آن چه رخ خواهد داد از شما سوال كند تا ترسش در مورد وقايع ناشناخته‌اي كه تصور مي‌كند او را تهديد مي‌كنند برطرف شود.

اما به ياد داشته باشد كه حرف زدن و توصيه بيش از حد در مورد يك واقعه مي‌تواند از خود آن مسئله استرس زاتر باشد.

سعي كنيد به كودك كمك كنيد بر اعتماد به نفس پايين خود و در نتيجه ترس و اضطراب از برخورد با ديگران و محيط خارج از خانه فائق آيد. از اين رو موقعيت‌هايي فراهم كنيد كه كودك بتواند در آنها شركت كند و موفق بشود.

(مثلا بازي‌هاي ساده‌اي كه كودك بتواند در آنها برنده شود)

به كودك خود فرصت انتخاب و كنترل زندگي خويش را بدهيد . تحقيقات روانشناسان نشان مي‌دهد كه مسئوليت دادن و محول كردن وظيفه به كودك مي‌تواند به او در مقابله با شرايط سخت و بحراني ( از جمله شرايط استرس زا) كمك كند.

برنامه‌هاي تلويزيوني را كه كودك مي‌بيند، كنترل كنيد. ديدن صحنه‌هاي خشونت بار و ترسناك مي‌تواند به ايجاد حالت استرس در كودك كمك كند.

راه حل‌ها و مهارت‌هاي عملي مقابله با استرس را به فرزند خود بياموزيد. مثلا به او ياد بدهيد، هر گاه دچار احساس استرس شديد مي‌شود چند بار نفس عميق بكشد، چشمانش را براي چند لحظه ببندد و به چيزهاي خوب و دوست داشتني فكر كند.

فرزند خود را به ورزش كردن تشويق كنيد

 

المپیک  چین  2008  پکن

 اکبر بشارتی

با درود به مخاطبان گرامی.

 بلاخره صدای زنگ وروشن شدن مشعل المپیک بعد ازچهار سال جنجالی برای همه دنیا در پکن پایتخت چین شنیده ودیده شد وجهان بار دیگر شاهد رویاروئی جوانان ورزشکار وبا غیرت یکایک کشورها می باشند حقیر نیز شاهد آن بودم که این ورزشکاران چگونه برای سرزمینشان به نبرد ورزشکارانه و صلح جویانه یا بهتر بگویم به نبرد بزرگ منشی می پردازند وهنگامی که این مسابقات را از تلویزیون نگاه میکردم بی اختیار دوباره اشکهایم سرازیر شد واز خود پرسیدم چرا...چرا ؟ مگر؟  ماجزء انسان نیستیم؟

مگر ما با اینها فرق میکنیم؟ مگرمااحساس نداریم؟

مگر ما ازبزرگ بودن باید همیشه دورباشیم؟

مگر ما با جنگ وخشونت به دنیا امدیم؟ مگرماروح نداریم ونمیتوانیم دردنیاجایگاهی داشته باشیم؟ آخرگناه ماچیست....؟؟

ونگاه میکنم همزمان باپخش بازیهابه طرف خبرهاوگزارشات رسیده از ایران میروم و   می بینم فقط

امارزندانی..شکنجه واعدام.

 خدای من مگر میشود آخر این چگونه عدالتی است وچه کسی آن رانگاشته ویاتنظیم کرده ..و بازدوباره  می بینم که تقریبأ تمام سران کشورهای دنیا در این المپیک شرکت داشته وباهرمرام ومسلکی که دارند در کنار هم می ایستند وفقط و فقط خودشان را در کنار نمایندگان ورزشکارشان قرار میدهند وحتی میخواهند درمبارزه ورزشی نیز برنده شوند وقدرت خود را به رخ دیگران بکشند  که به نظراین حقیر از بهترین  خصوصیات  هر جامعه ای میباشد اما از آن طرف نمایندگان خدا در روی زمین چنان ترس وهراس داشتند ازاین مسئله که حتی نماینده  ورزش ما در رشته شنا ازاینکه نماینده اسرائیل با او همگروه بود شرکت نکرده وشاید باعث حذف آنهاشود اما مسئله این نیست که چرا نماینده  ما شرکت نکرده بلکه سیاست جنگ طلبانه وخصمانه رژیم است که درهمه زمینه ها حتی ورزش را به دنیا و مردم داخل تحمیل می کند و از ورزشکار یکشخص ترسو به مانند خودتربیت کرده وآن روحیه مردانگی وجوانمردی را از او خلع میکند و ورزشکار رابه مانند خود بار می اورد بله زمان و تاریخ همیشه رو به جلوست وتمام این مسائل با سرعت بالائی از گذر زمان عبور کرده و تنها تاریخ وخاطره ها باقی می مانند ومردم این خاطره ها را هیچگاه به فراموشی نخواهند سپرد ومیدانند که نمایندگان الله برروی زمین چگونه  با زندگی و فرهنگ آنان بازی و معامله کرد و چگونه قدمت ووجه آنان را دردنیا خدشه دار کرد حتی درزمینه ورزش که همه دنیا شاهد پیروزی جوانان کشورشان هستند و برای آنها دعا میکنند و با پیروزی آنها شاد گشته واشک میریزند اما ملت ما فقط دراندوه وشکنجه واعدام جوانان وعزیزانشان باید اشک ریخته وعزادار باشند.

 

برگشت