|
|
کانون دفاع از حقوق بشر در ایران VVMIran Vereinigung zur Verteidigung der Menschenrechte im Iran e.V. |
|
جنبش دانشجویی و چالشهای آن متن سخنرانی خانم ژاله وفا jalehwafa@yahoo.de در کانون دفاع از حقوق بشر در ایران شهر هانور ، به مناسبت بزرگداشت سالگرد 18 تیر به تاریخ 29 تیر ماه 87 حضار محترم، خانمها و آقایان و نیز مسئولان محترم کانون دفاع از حقوق بشر در ایران با عرض سلام ، ازاینکه از اینجانب دعوت بعمل آورده اید که در جمع شما در باره جنبش دانشجویی و چالشهای آن صحبت کنم بسیار مسرورم و مراتب سپاس خود را بعرضتان میرسانم . قبل از پرداختن به چند و چون جنبش دانشجویی ایران بایستی خدمت حضار محترم عرض کنم که جنبش movement از آن واژه هایی است که در ظاهر همه آ نرا درک میکنند ولی تعریف مشخصی از آن نمیتوان بدست داد . بلکه میتوان از کارکرد و و یژه گیهای آن سخن به میان آورد. اگر به واژه دولتstate در فرهنگ غرب که تفکر دو الیست بر آن حاکم است ، نظر افکنیم ،مشاهده میکنیم که از ststus لاتین ریشه گرفته است ,و آن از مصدرsto به معنای ایستادن است. بنا بر این دولت در فرهنگ غربی در لفظ هم با ایستادگی گره خورده است . اما جنبش را فاقد ویژه گی ایستایی میداند. اما اگر نخواهیم نهاد و حرکت را در دید دوآلیستی دو مقوله متضاد با هم بدانیم . بایستی گفت که هر نهادی خواه دولت و یا نهاد اجتماعی و نیز هر جنبشی ویژه گی ایستایی و یا پویای خود را از اندیشه و اصول راهنما ی خود و هدف و روش متناسب بآ ان هدف بدست می آورد.چنانچه جنبشی اندیشه راهنما را آزادی قرار ندهد و هدف و روش خشونت زدای متناسب با تحقق آزادی را پیش نگیرد در محدوده روابط قوا ایستا میگردد.و بر عکس چنانچه جنبشی اصول راهنما و اهداف و روش خود را متناسب با آزادی اتخاذ و تعریف نماید بدل به حرکت مدامی میشود رها از روابط قوا که جلوه گاه بالندگی نیروهای پویای جامعه است و مرزهای سیاست را نیز در می نوردد. پویایی د ر یافتن بیان آزادی و تحقق آن چه در سطح فردی یعنی کنشگران جنبش و چه در سطح جامعه. حضار محترم مستحضرند که تلقی های مختلفی در خصوص شکل گیری ،نوع کارکرد وفعالیت های دانشجویی وجود دارد،عده ای بر این نظرند که شکل گیری جریان دانشجویی محصول شرایط بسته ودر نتیجه نبود احزاب وگروههای سیاسی کار آمد در جامعه است. و معتقدند در نظامهای دموکرات غربی به میزانی اوضاع سیاسی سامان مند شده است، جنبشهای دانشجویی دچار افول گردیده اند و نازی بوجودشان حس نمی شود . و عده ای بر این باورند که جریان دانشجویی در هر جامعه ای فارغ از نوع نظام سیاسی کارکرد خاص خودش را داردواستمرار می یابد، برخی معتقدند جنبش دانشجویی هویت مستقل ندارد حاصل تلاش جمعی یک سری جوان پرانرژی با تفکر مستقل حتی از مختصات مبارزات یک کشور هستند که صرفا خواسته های صنفی دانشجویی را دنبال می کنند . برخی دیگر جنبش دانشجویی را پیاده نظام احزاب و تشکل های سیاسی می شناسند.اما به زعم اینجانب تاریخچه نوع عملکرد جنبش دانشجویی ایران خود گواه بر این است که گرچه این جنبش هم در تعریف و انتخاب اصول راهنما هم در تشخیص هدف و خصوصا روش جنبش در طول تاریخ 73 ساله خود دچار کم و کاستی و ابهام ها و لغزشهای مقطعی گردیده است اما اصل راهنمای آزادی و هدف و روش خشونت زدا ی مناسب با آن و تطا بق مدام خود را با اصول استقلال و آزادی خواهی جنبش عمومی میهن را در کلیت خود از دست نداده است .ویژگی و خصیصه خاص و بارز جنبش دانشجویی ایران ساختارشكنی انقلابی ، آزادیخواهی، عدالتطلبی و هدفگرا بودن است. ماهيت اصلى اين جنبش خلق رهبرى است كه تنها قوه تعديل كننده استبداد نباشد بلكه نيروهاى محركه و دولت را به مهار جامعه ملى درآورد.چرا که در حقيقت، حيات ملى ناممكن مىشود اگر جامعه نتواند رهبرى نيروهاى محركه خود را تصدى كند. جامعهاى كه نيروهاى محركهاش را دولت زورمدار و بيگانه بتواند از او بستاند ، خويشتن را در معرض انحلال قرار میدهد. از اين رو، هدف جنبشهاى ايرانيان خصوصا جنبش دانشجویی نجات و ادامه حيات ملى در رشد و بنا بر اين، بدست آوردن مهار نيروهاى محركه و سپردن تصدى دولت به آن رهبرى بودهاست كه محل ظهور و عملش خود جامعه باشد و بتواند دولت را به نمايندگى از جامعه ملى اداره كند.و ولایت جمهور مردم تحقق یابد.درایران در سال 1313 وقتی رضاخان پهلوی وارد دانشگاه تهران شد دعا کرد خداوند دانشگاه را برای پایداری نظام پهلوی محکم و استوار بدارد؛ دعایی که هیچ گاه مستجاب نشد ویک سال بعد از این دعا یعنی در سال 1314 اولین حرکت های اعتراضی دانشگاه تهران آغاز شد. آنچه در سال 1314 رخ داد اعتراض و جوششی صرفا صنفی محسوب می شد اما آنچه در 16 آذر 1332 در دانشگاه ها اتفاق افتاد به چنان حدی از رشد و بالندگی سیاسی رسیده بود که 16 آذر را به پاس چشم بیدار دانشجو، "روز دانشجو" نامیدند از آن زمان تا 18 تیر 1378 که دو نقطه عطف در جنبش دانشجویان ایران بشمار میرود و تا امروز که به مناسبت بزرگداشت 18تیر دور هم گرد آمده ایم ،جنبش دانشجویی به روایت ایرانی اش سرشار از تجاربی است كه در طی بیش از نیم قرن تكاپوی سیاسی – فرهنگی خود و عبور از مراحل بسیار ویژه تاریخ ایران کسب کرده است ووظیفه ی بلند نگه داشتن عَلَم آرمانها ی جنبش عمومی مردم سالاری مهین را هیچ گاه بدست فراموشی نسپرده است. با نگاهی گذرا به مقطع بعد از انقلاب میبینیم که دفتر تحکیم وحدت بعنوان بزرگترین تشکل دانشجویی و عضوی از جنبش دانشجویی ( بودن اینکه مرتکب این خطا شویم که این تشکل ر ا مترادف با کل جنبش دانشجویی فرض کنیم ) پس از آنکه از نقش ابزار قدرت حاکم در داخل دانشگاه در دو دهه اول انقلاب فاصله گرفت و در دوران اصلاحات در یک مقطع با شرکت و حمایت از ائتلافهای سیاسی و "انتخاباتها"، خاصیت شبه حزبی سیاسی بخود گرفت اما به محض اینکه با درس گرفتن از تجربه ، شعارهایی چون «دوری از قدرت» و «جنبش دانشجويي؛ همراه ملت، نقاد قدرت» را به عنوان استراتژي آينده اتحاديه در دستور كار خود قرار داد و در مهر ماه 83 بیانیه استقلال مالى اين اتحاديه را از منابع دولتى صادر و به قطع بند ناف وابستگی سیاسی- مالی خود از حاکمیت و قدرت همت گمارد، مورد بی مهری و حملات تند "اصلاح طلبان" حکومتی قرار گرفت. شكست اصلاحات در محدوده رژيم، نا ممكن بودن نشو و نماى رهبرى جامعه ملى در محدوده دولتى را آشكار كرد كه نسبت به اين جامعه، خارجى و بيگانه شدهاست. حتى اگر دولت از جامعه ملى بيگانه نشده بود، دولت محل نشو و نماى رهبرى جامعه ملى نبود.بلکه نسل جوان ایران است که در صف اول رهبری جنبش مردم سالاری ایران قرار میگیرد. چرا که خاستگاه اجتماعی دانشجویان از پایین ترین لایههای اجتماعی تا بالاترین آن را در بر میگیرد و این پراکندگی پایگاه اجتماعی – اقتصادی دانشجویان، آنها را در برابر نیازها و مطالبات قشرهای متفاوت مردم قرار داده وهمانگونه که جامعه انتظار دارد مطالبات تاریخی خویش را با زبانی گویا از زبان دانشجویان مطرح شوند، حاملان جنبش دانشجویی همواره با انتقال آگاهی به خاستگاههای اجتماعی خویش، وظیفه اقناع لایههای مختلف اجتماع را درخصوص امکان برآورده شدن مطالباتشان از طریق تغییر روابط بین مردم و دولت بواسطه تحقق آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و عدالت اجتماعی برعهده دارند .حاملان جنبش دانشجویی ایران بایستی توجه داشته باشند که حاکمیت در برابر خواست تغییر روابط بین مردم و دولت، و به تبع آن تفوق دموکراسی بر استبداد فراگیر مقاوم است و مسلما تنشها و بحرانهایی سخت را بدان تحمیل مینماید به آمار تضییقات و فشارهای وارد آمده بر دانشجویان تنها در عرض یک سال گذشته از تیرماه 86 تا تیر ماه87 که توسط فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر ، در اروپا وآمریکای شمالی تهیه دیده شده توجه کنیم :
يا کارخانه ميآورند محض منافع خودشان، سهم شما هم ميشود کاهش نرخ بيکاري. عيبش کجاست؟ براي شما از اين چاه نان در ميآيد و براي او هم آب و نان و هر چه. کشورهاي فقير چي داشتند که کسي بدزدد؟.!! اگر سلطه به معناي اين است که از کشوري کمک بگيريم و تا حدودي تحت هدايت هاي فکري آن قرار بگيريم، چه اشکالي دارد؟ به فرض اينکه آمريکا به نيت تامين درازمدت انرژي براي خودش تلاش کند کشورهاي خاورميانه دموکرات شوند. اين کجا به ضرر خاورميانه است؟! "و یا شخصی چون آقای تاج زاده عضو حزب مشارکت که با بهره گیری از رانتهای قدرت تشکیل و ادامه حیات یافت،که ذهنیتش به حدی به قدرت خو کرده است که عاجز از فهم ویژه گیهای جنبش دانشجویی ایران در جشنوارهي تابستاني دانشگاه صنعتي اميركبير ( 20 مرداد 83) به دانشجویان توصیه کند :"زنهار به دليل نزديك بودن حوزهي دولت به عرصهي عمومي، ميزان اعتماد به دولت با ميزان اعتماد به عرصهي عمومي برابر است، بر همين اساس در جامعهي ما اگر كسي از عرصهي قدرت حذف شود، از عرصهي عمومي هم حذف ميشود !"اینها همه اززمره تلاشهایی است که نظام ولایت فقیه برای بدل کردن دانشگاه به محل ترویج فکر راهنمای استبداد وابسته به قدرت ، بکار میبرد.اما همانگونه که نظام ولایت فقیه برای حفظ خود نیازمند پاسدارن و ملتزمانی از جنس و سنخیت خود است ، جنبش مردم سالاری ایران نیز موجدان و حامیان و دیده بانانی از جنس خود را میطلبد که تحقق و پایداریش نه در گرو ساحران و نخبگان وابسته به قدرت ، بلکه وابسته به عرصه عمومی و وجدان عمومی ملت است لذا نیاز مبرم جنبش دانشجویی نوعي نوزايي فكري درون خود است. و این نوزایی نیازمند تدقیق مرتب اندیشه راهنما و یافتن مفاهیمی شفاف وتجربه پذیر میباشد که بار دیگر جنبش دانشجویی را دچار وهم های ساخته حاکمیت از قبیل "اصلاح پذیر بودن نظام ولایت فقیه" نسازد تا دوتجربه جناح های درون حاکمیت اعم از " اصلاح طلبان " و " اصول گرایان" بکار شان آمده نگذارد دانشگاه به دنیای ذهنی بریده از واقعیت جامعه ایران بدل شود. در مقطع کنونی وظایف مبرم جنبش دانشجویی همانا : 1- شناسائی واقعیات سیاسی- اقتصادی –اجتماعی وطن و نیز یافتن پاسخ و راه حل برای معضلات این سه عرصه است آنهم نه بر مبنای مجاز و گمان و وهم بلکه یافتن راه حل رشدی منطبق بر واقعیات 2- غنی و شفاف کردن وجدان جمعی و ممکن کردن عمل در حوزه وجدان جمعی و کوشش در جلب حمایت مردم از فعالیتهای جنبش دانشجویی و یافتن عوامل قطع مقطعی این ارتباط . 3- مبارزه با سانسور جریانهای اندیشه که به قصد جلوگیری از گزینش بیان آزادی به مثابه اندیشه راهنما انجام میگیرد و برقراری جریان اطلاعات و اندیشه با برگزاری بحثهای آزاد در سطح دا نشگاه ها ، آنهم نه بحث آزادی که بریده ازواقعیات جامعه و معضلات گوناگون جامعه باشند و تنها در یک سری اعلام مواضع خلاصه شوند.چرا که مبارزه با بزرگترین اعتیاد ،همانا اعتیاد به زبان ابهام ،در محیط سیاسی- علمی کشور نیازمند دعوت از صاحبنظران دارای تخصص علمی است و کوشش در ارتقاء سطح علمی خود و یافتن زبان چون و چرا و اجتناب از دعوت مکرر از عناصری که سمت " استادی " را یدک میکشند ولی از علم بهره ای نبرده و تن به بیان شفاف نیز نمی دهند ، 4-پالایش محیط دانشگاهی از ذهنیتهای وهم آلود غیر علمی و مواد درسی ای که با واقعیت علمی جهانی که هر 3 سال سطح علمیش دو برابرمیگردد، هیچ سنخیتی ندارد و اعتراض به تداوم آن ، 5-شناسائی و عریان کردن ذهنیتهایی که " بی تفاوتی " و انفعال و عافیت طلبی را در سطح دانشجویان و جامعه دامن میزنند و علت یابی هر یک از این عوامل چنانچه دامنگیر برخی از دانشجویان گردد ونفس خود را مکلف دانستن و نپذیرفتن هیچ بهانه ای از خود و دیگری از قبیل سانسور رژیم و گرفتاری به تحصیل معاش و بی رحمی رژیم در سرکوب برای توجیه وجود این عوامل ، 6-سخنگوی بدنه اجتماعی خود در دانشگاه ها شدن جنبش دانشجویی ، لذا کوشش در بررسی مسائل بلافصل دانشجویان از قبیل: دست نکشیدن از خواست
ارتقاء سطح ملی موسسات آموزش
عالی و مشارکت در برنامه ريزی های آموزشی،
پیگیری مدام خواسته خود در
ارتقای نقش نظارتی دانشجويان
در امور دانشگاه و تحمیل
آن به مدیران ،پذيرش
تكثر تشكيلاتى و سامان وتقویت همکاری جبهه ای تشکلهای دانشجویی در جهت
تقويت دموكراسى ، بالا رفتن مشارکت دانشجويان در امور صنفی و مبارزه با
انواع تبعیضات موجود در سطح دانشگاه و رفتار با دانشجویان خصوصا تضییع حقوق
دانشجویان دختر و مسائل عمومی دانشجویان از قبیل موضوع افت سطح آموزشی،
وجود گزینش، کمبود کادر علمی،وجود کمیته های انظباتی و حضور
وسایر
نیاز های متنوع دانشجویان که
جنبش دانشجویی بر روی هر بخشی متناسب با آن نیاز ها می تواند و بایستی
سرمایه گذاری و برنامه ریزی
دقیق و یکپارچه نماید.این
امور بخشی از اهم اموریند که پیشاروی جنبش دانشجویی قرار دارد .هر گروه
سیاسی و عنصر ایرانی که خواهان تحقق آرمان مردم سالاری است ودانشگاه وجنبش
دانشجویی را مظهر حیثیت معنوی و عدالت خواهی جامعه علمی ایران میداند و
جنبش دانشجویی را بیانگر وجدان همگانی میخواهد ، به جای چوب لای چرخ آنان
گذاردن ، بایستی تمام بضاعت فکری و علمی خود را در راستای تعالی اهداف و
توفیق اجرای اهداف این جنبش قرار دهد. این موج که می بینی، دریاست صدایش کن سرچشمه بیداری، آنجاست صدایش کن دستی بده در دستش، تا بود شود هستش همدوشی و همخوانی، زیباست صدایش کن آزارِِ ِ تن و زندان ، صیقل زده روح و جان صد پادشه خوبان ، اینجاست صدایش کن چون بابک خرم دین ، سر می کشد از پایین نور ِ شفق از پرچین ، پیداست صدایش کن گوینده یا زهرا ، افتاده کنون از پا در اوج ِ پشیمانی ، از ماست صدایش کن در همهمه زندان ، جاریست صدای جان هرکس که از این ظلمت ، برخاست صدایش کن در بستر این جنبش ، روییده گل ارزش امروز که دانشجو ، بر پاست صدایش کن گر خویش کنی باور ، هر نقطه از این پیکر در وقت خروشیدن ، زایاست صدایش کن
گزارش مجمع عمومی کانون دفاع از حقوق بشر در ایران تیر ماه 1387 نگین پوردلیر جلسه مجمع عمومی کانون دفاع از حقوق بشر در ایران راس ساعت 11 روز یکشنبه مورخه 06.07.2008 با حضور اکثریت اعضای کانون در محل دفتر نمایندگی شهر هانوفر با مسئولیت سرکار خانم الهه اریانپور و منشی جلسه سرکار خانم نگین پوردلیر تشکیل شد. ابتدا سئول جلسه با عرض خیر مقدم به حضار ضمن گرامیداشت یاد و خاطره حماسه قیام دانشجوئی 18 تیرویاد آوری سرکوب خصمانه دانشجویان از سوی عوامل رژیم جمهوری اسلامی در مورد ظلم ستم مضاعفی که در جامعه به جنس زنان روا میگردد سخنان مبسوطی ایراد نمودند. سپس سرکار خانم جعفری ابتدا عناوین مهم خبری نیمه اول تیرماه را بصورت روزشمار قرائت نموده و بعد نسبت به تحلیل و تفسیر خبرها در دو قسمت اخبار دانشجوئی و خبرهای موردی که طیف بیشتری از جامعه را در بر میگیرد وهچنین تاثیر آن در جامعه پرداخته واز شرایط ایجاد شده برای اقشار محروم ابراز تاسف نمودند. در بخش دوم ارائه اخبار ماه مهمترین گزینه های خبری نیمه دوم ماه تیر توسط سرکار خانم مینا ودودی قرائت شد. ایشان در قمستی از سخنان اشاره به واقعه دانشجوئی دانشگاه زنجان نموده و ظلمی که توسط اساتید خود فروخته نظام به دانشجویان اعمال میگردد یاد آوری نمودند. در پایان بخش قرائت اخبار ماه چندین خبر مهم روز و اتفاقات نقض حقوق بشر بصورت یادآوری وپرسش و پاسخ تو سط بعضی از اعضا حاضر درجلسه عنوان و به سمع حاضرین رسید.
در بخش بررسی و مقایسه اعلامیه حقوق بشر و میثاق های آن با قانون اساسی جمهوری اسلامی آقای شفایی ضمن اظهارات مفصل خویش در ارتباط با کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی سازمان ملل متحد به این مطلب اشاره نمودند که از مجموع 30 میثاق مصوبه از سوی سازمان ملل تنها 12 میثاق توسط دولت ایران امضا گردیده است. و این در حالی است که حتی برخی از میثاق های امضا شده عملا در امور جاری کشور نقض میگردد. و بسیاری حتی مغایر با قوانین و مصوبات مجلس شورای اسلامی بوده و یا از سوی شورای نگهبان مغایر با احکام شرع خوانده میشود و اساسا از گردونه قوانین نقض و حذف میشود. البته اصل کنواسیون بین المللی حقوق مدنی وسیاسی مصوبه 26 دسامبر 1966 و ملحقات ان بشرح زیر جهت مطالعه و یاد اوری مجدد ارائه میگردد. مقدمه:میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی در شش بخش و شامل یک مقدمه و 53 ماده میباشد. در حقیقت این مواد مشروح حقوق مدنی و سیاسی است که بطور خلاصه در اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است با این تفاوت که دولتهای امضاء کننده این میثاق، متعهد به اجرای آن هستند. در بخش سوم میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی حقوق شناخته شده افراد به ترتیب ذیل ذکر شده است: 1-حق حیات و
ممنوعیت سلب خودسرانه و بدون مجوز زندگی فرد 4-حق آزادی و امنیت افراد 5-حق انتخاب محل سکونت و عبور و مرور آزادانه 6-عدم حق دخالت در زندگی خصوصی و خانوادگی افراد 7-عدم حق تعرض به حیثیت و شرف انسان 8-حق آزادی عقیده، مذهب و تفکر 9-حق تشکیل مجامع مسالمت آمیز 10-حق تشکیل اتحادیه های صنفی 11-حق ازدواج و تشکیل خانواده بر مبنای تساوی حقوق زن و مرد در مسئولیتهای دوران زندگی مشترک و حق جدائی و انحلال آن 12-حق شرکت در اداره امور عمومی کشور و انتخابات بر مبنای تساوی حقوق در برابر قانون 13-حق بهره مندی اقلیتهای قومی و فرهنگی، از زبان، فرهنگ، رسوم و فرائض دینی ویژه خود این حقوق که از مهمترین حقوق شناخته شده افراد می باشد در مواد 7-8-9-12-17-18-19-21-22-23-25-26 و 27 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی آمده است و دولتهای عضو میثاق متعهد هستند که آنرا اجرا نمایند. در اینجا به دو موضوع مهم که در هنگام توافق تصویب میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی بروز کرده بود، اشاره می گردد: الف: حق مالکیت- حق مالکیت که در ماده 17 اعلامیه جهانی حقوق بشر در دهم دسامبر 1948 (19 آذر 1327) با رای مثبت 48 دولت از 56 دولت عضو سازمان ملل به تصویب رسیده بود، در این میثاق بدلیل نفوذ و حضور دولتهای "بلوک شرق" مسکوت مانده است زیرا دولتها در هنگام تصویب میثاق مزبور به تعریف عمومی از مالکیت و تعین حدود و ثغور آن دست نیافتند. ب: آزادی تغییر مذهب- در ماده 18 اعلامیه جهانی حقوق بشر حق آزادی تغییر مذهب برای افراد محفوظ است اما در میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی با تغییر لفظی که در ماده 18 آن بعمل آمد، آنرا از "حق تغییر مذهب" به "حق آزادی داشتن مذهب" تبدیل کرد. دلیل این تغییر و تحول لفظی آن بود که در هنگام تصویب، کشورهای اسلامی بویژه عربستان و مصر با بیان اینکه تغییر مذهب در اسلام در حقیقت حکم ارتداد دارد و فرد مرتد بنا بر احکام بعضی از فرق اسلامی جان و مالشان مباح است، به مخالفت پرداختند. در نتیجه این مخالفت از ذکر صریح حق آزادی تغییر مذهب خودداری شد و به جای آن لفظ "حق آزادی مذهب" گنجانده شد. همانطور که قبلا گفته شد، طبق میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، دولتهای عضو متعهد هستند که در زمینه های اجرائی، قضائی و قانونگذاری اقدامات و تدابیر لازم را برای اجرای حقوق ذکر شده در میثاق، بعمل آورند. برای مثال در بخش دوم ماده 2 بند 1 میثاق نسبت به تعهد دولتها چنین آمده است:"هر دولت عضو این میثاق متعهد می شود که نسبت به افراد ساکن قلمرو و تبعه حوزه قانونی خود، حقوق شناخته شده این میثاق را صرفنظر از نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقیده سیاسی و یا عقیده ای دیگر، منشاء اجتماعی یا ملی، دارائی، نسب و یا وضعیت های دیگر محترم شمرده و تضمین نماید." بدیهی است که
رژیمهای تمامیت خواه و توتالیتر مانند رژیم فراسرمایه داری آمریکا و
رژیمهای مذهبی استبدادی چون جمهوری اسلامی و یا رژیم های سابق کمونیستی و
پرچمدار دیکتاتوری پرولتاریا ورژیمهای دست نشانده و بعضا فاشیست آمریکای
لاتین و ... با ترفندهائی درصدد توجیه و تفسیر مواد فوق الذکر برمی آیند و
اگر آنها بواسطه افکار عمومی نمی توانند میثاقهای بین المللی را نپذیرند
حداقل موادی را در آن جهت گریز از تعهد و شانه خالی کردن از تعهدات بین
المللی مفروض می دارند. متاسفانه میثاقهای بین المللی دفاع از حقوق بشر
بطور کلی و میثاق بین المللی حقوق سیاسی و مدنی بطور اخص از این "مفروضات"
خالی نیست. و با عناوین "مواقع اضطراری" (Derogation)
و "حق شرط ها"(Reservation)
حقوقی که در میثاق های بین المللی برسمیت شناخته شده است را زیر پا می
گذارند. برای مثال برای امکان عدول از اجرای مقررات این میثاق در مواقع
اضطراری پیش بینی هائی شده است که دولتهای عضو در برخی مواقع که حالت فوق
العاده عمومی است و حیات و موجودیت "ملت" را تهدید می کند می توانند از
اجرای تعهدات مندرج در میثاق، خودداری نمایند. هر چند که این میثاق متذکر
شده است که خودداری از اجرای تعهدات نباید در مخالفت هفتگانه حقوق اساسی که
در مواد 6- 7- 8- 11- 15- 16 و 18 آمده است باشد. اما واقعیت این است که
رژیمهائی وجود دارند که بنا بر اصل 4 این میثاق نه تنها حقوق هفتگانه مذکور
و غیر قابل اغماض زیر را رعایت نمیکنند بلکه به جزئی و اساسی ترین حقوق
انسانی نیز بی توجه هستند. 2-منع شکنجه و رفتارهای ظالمانه و خلاف انسانیت (ماده 7) 3-منع بردگی (ماده 8) 4-منع بازداشت به لحاظ تعهد حقوقی (ماده 11) 5-حق آزادی عقیده و مذهب (ماده 18) 6-حق داشتن شخصیت حقوقی (ماده 16) 7-عطف به ماسبق شدن قانون در امور کیفری (ماده 15) برای مثال رژیم آمریکا در مورد حادثه "11 سپتامبر" رسما حالت فوق العاده عمومی اعلام نمود و حمله نظامی به افغانستان و در پی آن به عراق و کشتار هزاران هزار انسان و سلب حق زندگی از آنها را به بهانه اینکه موجودیت ملت آمریکا در معرض تهدید و خطر قرار دارد، آغاز کرد. حالا بگذریم که در بازداشتگاههای نظامی خلیج گوانتانامو اسراء جنگی زندانی هستند که نتنها عاری از هر گونه شخصیت حقیقی و حقوقی اند بلکه با اعمال شکنجه های طاقت فرسا حیثیت، و شرافت انسانی آنان هر روزه لگد کوب میشود. اسرائیل این رژیم اشغالگر که غده سرطانی خاور میانه نام گرفته، مورد دومی است که سالیان سال حق زندگی فلسطینیان را سلب نموده و بی شرمانه با ابزارهای جنگی آمریکائی از زمین و هوا ملت فلسطین را به بهانه اینکه آنان تهدید دائمی حیات و موجودیت ملت یهود هستند، دائما سرکوب میکند. نمونه بارز دیگر رژیم جمهوری اسلامی است که حق حیات در قلمرو قضائی آن به موئی بند است و به کوچکترین بهانه و به جرم "اقدام علیه امنیت داخلی" قطع می گردد. آیا کشتار زندانیان سیاسی سال 1367 و سلب حق حیات از 4484 زندانی سیاسی که بوسیله رژیم اجمام گرفت، به بهانه به خطر افتادن موجودیت "ملت" نبود؟ قتلهای زنجیره ای، کارد آجین کردن دگراندیشان، اعدام در ملاء عام، قطع اجزاء بدن، شکنجه های قرون وسطائی، سلول های طویل المدت انفرادی، سلب آزادی بیان و عقیده و مذهب و توقیف صدها نشریه، بازداشت و به بند کشیدن صاحبان خرد و قلم، عدول از اجرای مقررات میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی نیست که رژیم جمهوری اسلامی متعهد و موظف به اجرای آن است؟ در این میان شاید پرسیده شود که این میثاق بدون قید و شرط ازطرف رژیم فاسد و استبدادی شاه در سال 1354 پذیرفته شده است و رژیم جمهوری اسلامی هیچ مسئولیتی نسبت به این میثاق ندارد. در این مورد باید گفت که در تغییر و تحول رژیمها و روی کار آمدن دولتها، باعث نمیگردد که میثاقهای بین المللی باطل گردد مگر آنکه رژیم و یا دولت جدید طبق موادی که شرایط آن در این نوع میثاق ها قید گردیده است، خارج شدن ) Denunciation) خود را از میثاق به طور رسمی اعلام نماید. جمهوری اسلامی تا به امروز خارج شدن خود را از این میثاق اعلام نکرده است.
ب: حق شرط - (Reservation) تصویب میثاق های بین المللی از جمله میثاق حقوق سیاسی و مدنی مورد بحث از سوی دولتها ممکن است بدون قید و شرط و یا همراه با شرط باشد. حق شرط در حقیقت محدود کردن تعهدات و مسئولیت دولتی نسبت به مواد میثاق است. برای مثال دولت آمریکا برای تصویب میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی شرط و شروط های متعددی گذاشت، مثلا طبق ماده 20، بند 1 میثاق "هر گونه تبلیغ برای جنگ را ممنوع اعلام داشته است" اما آمریکا آنرا مخالف قانون اساسی خود دانسته و نسبت به این ماده تعهدی را نپذیرفته است و یا بنا بر بند 5 ماده 6 میثاق "مجازات اعدام برای افراد کمتر از 18 سال ممنوع است." ایالات متحده آمریکا در مواردی که بنا بر قانون داخلی آن حکم مجازات اعدام برای افراد کمتر از 18 سال، مجاز شناخته شده است را اجرا می کند و نسبت به این ماده میثاق حق تحفظ اعلام داشته است. این مثال در مورد رژیم جمهوری اسلامی نیز صادق است. برای مثال، در مورد ماده 7 میثاق که در باره ممنوعیت شکنجه و رفتارها و مجازات خشن و غیر انسانی و تحقیر کننده میباشد، رژیم جمهوری اسلامی بارها و بارها بطور رسمی به حد زدن که نوعی شکنجه است، اعتراف کرده است ونیز از سنگسار و قطع اعضاء بدن در ملاء عام که رفتارها و مجازات خشن و غیر انسانی است، دفاع نموده است.در پایان سئوالاتی از سوی حاضرین در جلسه طرح گردید که از سوی اقای شفائی پاسخ داده شد.در بخش سخنرانی ماه ابتدا از سرکار خانم مهناز خزایی جهت ارائه سخنرانی دعوت بعمل آمد. و ایشان ضمن عرض خیر مقدم به حضار در جلسه سخنان خویش را در ارتباط بابررسی نتایج جنبش زنان و تغییر برای برابری در ایران اغاز نموده وسپس با عنوان این مهم که از دیر باز در کشور ایران از جنس زنان به عنوان جنس ضعیف و مطرود جامعه یاد می شده و مدام حقوق زنان از سوی دولتمردان حاکم نقض میگردیده. وهرگز در هیچ مقطع زمانی زنان ایرانی از حقوق مساوی برخوردار نبوده اند. توجه حضار را به تحولات اخیر در جنبش زنان در غالب تغییر برای برابری در ایران جلب نموده و خواستار حمایت جمعی ودائمی از این جنبش شدند.
سخنران دوم اقای ناصر ودودی بودند که ایشان نیز ضمن عرض خیر مقدم به حاضرین در جلسه سخنان خود را پیرامون جبش دانشجوئی 18 تیر و اهمیت تداوم مبارزات دانشجوئی با سیاست عدم توسعه روشنگری درجامعه وپائین نگاه داشتن سطح آگاهی مردمی از سوی سردمداران جمهوری اسلامی یاد آور شدند. و از حضار درخواست نمودند با دقت در چگونگی مبارزات دانشجویان در رساندن صدای حق طلبانه آنان به گوش جهانیان کوشا باشند.در پایان بخش اول جلسه مجمع عمومی جهت برنامه ریزی برگزاری جلسه آینده که در سوم ماه آگوست در محل نمایندگی شهر تورینگن برپا خواهد شد بشرح زیر تصمیم گیری شد.
1/ مسئول جلسه: آقای اسماعیل عنایت اصل و منشی جلسه آقای بهادری خواهند بود. 2/اخبار توسط : نیمه اول ماه آقای شهریار ایازی و نیمه دوم ماه سرکار خانم مژگان کرد قره چه لو قرائت میگردد. 3/ بررسی کنوانسیون ومیثاق ها توسط : آقای رحمنی 4/ سخنرانان : آقای اسماعیل عنایت اصل در ارتباط با دمکراسی و آقای محسن بهرخو پیرامون کشتار زندانیان سیاسی سخنرانی خواهند نمود. پس از استراحت بخش دوم جلسه با عنوان بررسی اموراداری و مالی و برنامه ریزی آتی کانون راس ساعت 15 شروع شد که ابتدا گزارش ماهیانه عملکرد هیئت رئیسه کانون توسط آقای شفایی قرائت گردید وسپس بمنظور قدر دانی از تلاش شایسته مسئول و اعضای محترم نمایندگی تورینگن لوح تقدیر وتشکر از سوی هیئت رئیسه کانون به ایشان تقدیم گردید و از نمایندگی مذکور بعنوان برترین تمایندگی کانون در نیمه اول سال جاری نام برده شد. وآنگاه جهت آگاهی عموم اعضا عناوین مهم مسائل مطرح شده در جلسه هفتگی هیئت رئیسه کانون بشرح زیر ارائه شد . 1/ درخواست از کلیه اعضای کانون جهت بازدید واستفاده از محتویات وبلاک موفق کتابخانه کانون که بسیار زبیا و پر محتوا طراحی شده است. 2/ انتخاب آقای یداله مرادی بعنوان مسئول موقت نمایندگی الدنبورگ و معرفی ایشان جهت اخذ رای موافق از مجمع. 3/برگزاری و شرکت اعضا در جلسه نمایندگی شهر مونستر که به زبان آلمانی برگزار شد. 4/ توصیه به کلیه نمایندگی های کانون جهت حضور مستمر در جلسات ماهانه مجمع عمومی کانون و طرح و بررسی مشکلات انان 5/ تفویض اختیار تام به کمیته های تخصصی کانون بمنظور پیشبرد اهداف وبرنامه ریزی شده توسط آنان و ارائه اطلاعیه های صادر به هئیت رئیسه قبل از انتشارآن 6/ توصیه به کلیه اعضای نمایندگی ها جهت حضور مستمر و بموقع خویش در جلسات متشکه از سوی نمایندگی های مربوطه.
7/ برگزاری جلسه یادواره حماسه مبارزات دانشجوئی و گرامیداشت روز 18 تیر در روز شنبه مورخه 19.07 2008 با حضور وسخنرانی آقای کریم پوپال کارشناس مسائل قضائی وآقای جهانگیر گلزار روزنامه نگار و کارشناس مسائل سیاسی و شرکار خانم ژاله وفا روزنامه نکار و کارشناس مسایل سیاسی، گزارش وضعیت امورمالی ابتدا توسط آقای بهرخو بعنوان مسئول جدید امور مالی و درخواست همکاری بیشتر نمایندگی ها با امور مالی کانون جهت پیشبرد مسائل جاری وبرشماری بعضی از مشکلات عدم پرداخت بموقع حق عضویت اعضا ودر پایان پاسخ به سئوالات مالی طرح شده از سوی برخی از حضار توسط ایشان و مدیر امور مالی واداری کانون در بخش عمکرد ماهیانه نمایندگی ها به ترتیب نمایندگی تورینگن و نمایندگی کلن ونمایندگی ماگدبورگ ونمایندگی الدنبورگ و نمایندگی هانوفر از وضعیت و چگونگی کارهای انجام شده در آن نمایندگی بطور مشروح توضیحات لازم را به حاضرین در جلسه ارائه نمودند. وسپس نمایندگی هایی که در برخی از مسائل با مشکلاتی مواجه بودند جهت مشارکت و همکاری دیگر اعضا نسبت به طرح مشکلات موجود اقدام نمودند.در بخش عملکرد ماهانه کمیته های تخصصی کانون با بر شماری عمده کاری های اجرائی انجام شده توسط کمیته مربوطه نسبت به طرح مشکلات جهت رفع مسائل از سوی مسئولین مربوطه اقدام گردید .
در بخش گروه های کاری کانون مسئول امور اینترنتی توضیحات لازم را ارائه نمود و در بخش ماهنامه بشریت از سوی سرکار خانم پوردلیر مدیر مسئول نشریه فوق توضیحات لازم ارائه و مجددا در خواست گردید که کلیه نمایندگی ها و اعضا نسبت به ارسال گزارشات و مقالات جهت چاپ در نشریه مقررات وضع شده را کاملا رعایت نمایند تا در این خصوص با تاخیر در چاپ مواجه نگردند. مصوبات جلسه 1/ برگزاری جلسه آتی مجمع عمومی در نمایندگی تورینگن 2/ برگزاری جلسه گرامیداشت روز 18 تیر و بررسی جنبش دانشجوئی در ایران 3/ ارائه گزارش مدون و به روز امور مالی کانون در هر جلسه مجمع عمومی 4/ واگزاری مسئولیت نمایندگی الدنبورگ به آقای یداله مرادی بطور موقت برای سه ماه 5/ معرفی اقای نوید پور دلیر بعنوان مسئول چاپ ونشر از سوی مسئول کمیته تبلیغات کانون 6/ آغاز بکار گروه کاری عکس وخبر کانون با مسئولیت آقای بهرخو جلسه در ساعت 16.00خاتمه یافت. |
||