پیوند ها

منشور کانون و اعلامیه جهانی حقوق بشر

اطلاعیه و اعلامیه های کانون

بایگانی

شماره جدید


شماره جدید 78   

گزارش جلسه ماهانه نمایندگی کلن یونی 2008

احمد کاظمی

جلسه ماهانه نمایندگی کلن در تاریخ 50/06/2008 در ساعت6 بعدازظهربا حضورهمکار گرامی آقای محمد متین صدر هیئت رئیسه کانون و اعضای محترم نمایندگی کلن آقایان احمد کاظمی , محسن بهرخو و خانم مژگان کردقرچه لو در دفتر نمایندگی هانوفر با مسئولیت آقای احمد کاظمی برگزار شد.

ابتدا مسئول جلسه آقایاحمد کاظمی ضمن قرائت مهمترین عناوین اخبار یک ماه گذشته نقض حقوق بشر در ایران به اعدام کودکان زیر 18 سال که در ماه گذشته اشاره نمودند و گفتند مردم ایران اخیرا شاهد اعدام محسن حسن زاده نوجوان سنندجی که در سن 14 سالگی مرتکب جرم گردیده که پس از گذشت دوسال نگهداري در کانون اصلاح و تربيت نوجوانان در حالي که حداکثر سن وي 17 سال بود در محوطه زندان سنندج به دار آويخته شد واز جامعه بین المللی خواستار توجه به نقض صریح حقوق بشردر ایران بخصوص حقوق کوکان توسط نظام ولایت فقه گردید.

در ادامه خانم مژگان کردقرچه لو (معاون شاخه کلن ) با خواندن ماده 5 اعلامیه جهانی حقوق بشر به بررسی این ماده پرداخت و نقض مستمر این مواد را توسط رژیم اسلامی ایران  آشکار دانست ( متن سخنرانی کامل ایشان در ماهنامه بشریت به چاپ خواهد رسید.) 

در آخرآقای محسن بهرخو( مسئول نمایندگی کلن) باتشکر ازشرکت  مسئول محترم کانون در جلسه ماهانه نمایندگی کلن و همچنین از حضور فعال اعضاء نما یندگی  در ساعت8 ختم جلسه را اعلام کردند.

گوشه ای از نقض حقوق کودکان در ایران

کمیته کودک و نوجوان

۲۷ درصد کودکان ایران، خارج از چرخه تحصیل

با توجه به آمارهای منتشر شده در سال ۸۵، از مجموع ۱۳ میلیون و ۲۵۳ هزار کودک رده سنی ۱۰ تا ۱۸ سال، سه میلیون و ۶۰۰ هزار کودک خارج از چرخه تحصیل و یک میلیون و ۷۰۰ هزار کودک به صورت مستقیم درگیر کار بودند. ددیرعامل انجمن حمایت از حقوق کودکان ضمن اعلام این خبر با اشاره به افزایش جمعیت کودکان کار نسبت به سال ۷۵ گفت؛ در سال ۷۵، حدود ۱۱ درصد از کودکان ۱۰ تا ۱۸ سال کشور جزء کودکان کار بودند که این نسبت به ۷/۱۲ درصد در سال ۸۵ رسیده است. این در حالی است تعداد کودکان این رده سنی نسبت به سال ۷۵ کاهش یافته است. فرشید یزدانی با اشاره به این مطلب که نسبت کودکان کار در نقاط شهری و روستایی متفاوت است، گفت؛ ۸۳۰ هزار نفر از این کودکان، شهری و ۸۵۰ هزار نفر از آنان روستایی بودند و این آمار با تعداد کودکان خارج از چرخه تحصیلی در نقاط شهری و روستایی همخوانی دارد. مدیرعامل انجمن حمایت از حقوق کودکان افزود؛ علاوه بر وجود یک میلیون و ۶۰۰ هزار کودک کار در کشور، ۹۱۵ هزار کودک با عنوان «کودک خانه دار» توسط مرکز آمار ایران ثبت شده است که حدود ۹۰۴ هزار نفر از آنها را دختران و مابقی را پسران تشکیل می دهند. به گزارش ایسنا وی با اذعان به اینکه عمده کودکان خانه دار، کودکانی هستند که به دلیل ازدواج زودهنگام، خانه دار شده اند، تاکید کرد؛ عده دیگری از این کودکان را کودکان بازمانده از تحصیل تشکیل می دهند. بنابراین می توان گفت در مجموع حدود دو میلیون و ۷۰۰ هزار کودک در کشور مشغول کار هستند. یزدانی با تفکیک نسبت جنسیتی یک میلیون و ۶۷۰ هزار کودک کار کشور گفت؛پسران یک میلیون و ۳۰۰هزار نفر و دختران۳۷۰ هزار نفر از آنان را تشکیل می دهند. مدیرعامل انجمن حمایت از حقوق کودکان در مورد نسبت کودکان کار پسر به دختر در رده سنی ۱۰ تا ۱۸ ساله در نقاط شهری و روستایی خاطرنشان کرد؛ ۶۷۴ هزار نفر از پسران و ۱۵۰ هزار نفر از دختران در شهرها زندگی می کنند. وی در ادامه در تشریح نسبت تعداد کودکان کار پسر و دختر ساکن در روستاها افزود؛ از مجموع کودکان کار ساکن در روستاها، ۶۲۷ هزار نفر از پسران و حدود ۲۲۰ هزار نفر از کودکان کار دختر در روستاها به سر می برند. یزدانی در مورد تعداد کودکان خانه دار شهری و روستایی نیز گفت؛ ۴۷۳ هزار نفر از دختران و پنج هزار و ۵۰۰ نفر از پسران روستایی که در رده سنی ۱۰ تا ۱۸ سال قرار دارند، در زمره کودکان خانه دار به شمار می روند که این جمعیت در میان کودکان دختر شهری به ۴۲۸ هزار نفر و پسران شهری به پنج هزار نفر می رسد. وی در مورد آمار کودکان خارج از چرخه تحصیل نیز گفت؛ حدود ۲۷ درصد (حدود چهار میلیون نفر) از کودکان رده سنی یاد شده، در سال ۷۵ خارج از چرخه تحصیل قرار داشتند که این رقم در سال ۸۵ با افزایش نیم درصدی به ۵/۲۷ درصد (سه میلیون و ۶۰۰ هزار نفر) رسیده است. به گفته مدیرعامل انجمن حمایت از حقوق کودکان، ۳/۲۹ درصد (یک میلیون و ۸۰۰ هزار نفر) از دختران و ۴/۲۶ درصد (یک میلیون و ۸۰۰ هزار نفر) از پسران در سال ۸۵ خارج از چرخه تحصیل قرار داشته اند. وی توجه به آمارهای یاد شده و دانستن آنها را برای برنامه ریزی مسوولان آموزش و پرورش و جذب بودجه ضروری دانست و تصریح کرد؛ هرچند به نظر می رسد، مهم ترین هدف وزارت آموزش و پرورش پرداختن به آموزش کودکان خارج از چرخه تحصیل است، اما با توجه به این آمارها، این وزارتخانه هم اکنون از ۳۰ درصد حداقل وظایف خود، یعنی پوشش اجباری آموزش برای همه، عقب است.

گزارش جلسه ماه یونی نمایندگی الدنبرگ

یدالله مرادی

جلسه ماهانه نمایندگی شهر الدنبرگ در روز پنج شنبه مورخ  10/07/2008در ساعت 3 بعد از ظهر در محل هایم الدنبرگ برگزار گردید.ریاست این جلسه را آقای یداله مرادی و منشی گری آنرا آقای نیما امیری بر عهده داشتند.در ابتدا آقای سیامک یحیائی به مرور مهمترین سرفصل اخبار روزبه شرح ذیل پرداختند

شمار دیگری از دانشجویان بازداشت شدند

محکومیت یک فعال حقوق بشر در اشنویه به زندان

آغاز تظاهرات دانشجويان دلیر براى بزرگداشت قيام 18 تير

وثیقه پانصد میلیون تومانی برای يک دانشجو

دادگاه همدان پرونده مرگ دکتر بنی یعقوب را مختومه اعلام کرد

یک دانشجوی عضو فعالان حقوق بشر در ایران بازداشت شد

احضار چهار دانشجو به دادگاه انقلاب در ایام تعطیلی دانشگاهها

۳۷ دانشجوی دانشگاه تبریز به کمیته انضباطی فراخوانده شدند

احضار ۶ دانشجوی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل به دادگاه

انتقال یکی از دانشجویان دربند امیرکبیر به اندرزگاه 8 زندان اوین

برکناری دبیرسرویس برنانیوز به دلیل زن بودن

اعتراض فعالان جنبش زنان به حکم هانا عبدی

خيابانی به نام 18 تير در تمام شهرهای ایتالیا

رژیم آخوندی نام خیابان ایتالیا را در تهران تغییر می دهد

پنج فعال سابق دانشجویی خواستار شناسایی عاملان سرکوب 18 تیر

اعتصاب غذای کارگران ايران خودرو

یک شهروند سنندجی به نام طه احمدی ، از سوی دادگاه انقلاب سنندج باتهام محاربه و همکاری با حزب دمکرات به 20 سال زندان محکوم.

8 نفر از دانشجویان همچنان در بازداشت به سر می برند

یک سال از دستگیری و زندانی بودن منصور اسالو گذشت

چهارده ميليون نفر زير خط فقر شديد هستند

حکم اعدام برای یک معلم دیگر کرد

صدور حکم زندان برای دو فعال ماکویی

در ادامه آقای مرادی به قرائت اطلاعیه حزب دموکرات کردستان ایران به مناسبت نوزدهمین سالروز ترور دکتر عبدالرحمن قاسملو دبیر کل حزب دموکرات کردستان ایران پرداخته و گوشه ای از تاریخ مبارزات ملت کرد را بیان نمودند.سپس به مدت 30 دقیقه پرسش و پاسخ انجام شد . که مورد توجه و پرسش حاضرین قرار گرفته و به علت کمی وقت مقرر شد که در جلسه آتی آقای مرادی مجدداً در خصوص مبارزات مردم کرد سخنرانی نمایند.در ادامه جلسه آقای مهدی وثوق اطلاعیه ای در مورد اعتراض به سنگسار دختری16 ساله در کردستان عراق قرائت کرده و نگرانی خود را از این تحجر اندیشی اعلام نمودند.

و آقای محسن شمس به در مورد پنجمین سالگرد قتل روزنامه نگار زهرا کاظمی سخنرانی نموده و نسبت به وضعیت ادامه پرونده آن که همچنان بلاتکلیف مانده اشاره نمودند ایشان سپس دو بیانیه در مورد قیام18تیر پرداخته و با یادآوری خاطره کشته شدن عزت الله ابراهیم نژاد که در این حمله وحشیانه نیروی انتظامی و لباس شخصی ها جان خود را از دست داد. در پایان برای احترام ایشان 1 دقیقه سکوت از حاضرین درخواست نمودند.در انتها آقای نیما امیری به نیابت از پناهجویان سیاسی شهر الدنبورگ به ایراد بیانیه ای در محکومیت حمله بیرحمانه عوامل رژیم اسلامی در 18 تیر ماه سال 78 به کوی دانشگاه و دستگیری های گسترده اخیر پرداختند.بیانیه پناهجویان شهر الدنبورگ به مناسبت سالگرد قیام18 تیر– هجدهم تیرماه: هجدهم تیرماه، یادآور ایستادگی دانشجویان است، روزی که خوابگاههای دانشجویان چند دانشگاه تهران به خاک و خون کشیده شد، روزی که لباس شخصی ها با تمام قوا به دانشجویان حمله بردند، آنها را کتک زدند، از بالای ساختمان به بیرون پرت کردند و بسیاری از آنان را دستگیر کردند. در این حادثه زندگی بسیاری از جوانان کوشنده میهن از بین رفت که بی گمان بسیاری از آنها را می شناسید.این روز، روزی نیست که بتوان آنرا به سادگی از حافظه ها پاک کرد، یاد عزت الله ابراهیم نژاد(شهید کوی دانشگاه در هجدهم تیر)، اکبر محمدی (قربانی هجدهم تیر که چند سال بعد در زندان به طرز مشکوکی فوت کرد) و بسیاری دیگر از قربانیان در خاطره ها باقی خواهد ماند. هنوز کسانی هستند که از سال هفتاد و هشت تا کنون در زندان به سر می برند، مانند بهروز جاوید تهرانی که پس از گذشت نه سال از واقعه هجدهم تیر هنوز زندانی است و در وضعیت جسمانی بدی به سر می برد.دانشجویان و مردم هر ساله این روز را که نماد جنبش دانشجویی در سالهای پس از انقلاب است گرامی می دارند؛ و ما نیز در این روز خود را همراه دیگر دانشجویان می دانیم و سعی خواهیم کرد که یاد این روز را، باشکوه نگه داریم. ما خواستار رسیدگی به پرونده عاملان قتل عزت ابراهیم نژاد و اکبر محمدی و دیگر کشته شدگان در زندان مانند ولی الله فیض مهدوی، زهرا کاظمی، زهرا بنی یعقوب، ابراهیم لطف اللهی و دیگران هستیم و همچنین خواستاریم زندانیانی که به دلیل اعتقاداتشان در زندان به سر می برند هرچه زودتر آزاد شوند. بهروز جاوید تهرانی به عنوان تنها زندانی که ما از زندانیان هجدهم تیر می شناسیم باید آزاد شود.

همچنین بسیاری از دانشجویان سراسر کشور در زیر فشار نیروهای امنیتی قرار دارند. دانشجویی که باید بوسیله هوش و تیزبینی خود کمکی در راه پیشرفت کشور باشد، اینگونه درگیر می شود و در بسیاری از موارد مسیر زندگی او عوض می شود.

علاوه بر این، مدتی است شاهد تجاوز مسئولین دانشگاه به دانشجویان در دانشگاه هستیم، به تازگی این گونه فسادهای اخلاقی از طرف مسئولین رده بالای حراست و کمیته انظباطی دانشگاه در دانشگاه های کرمانشاه،سهند تبریز و زنجان باعث برافروخته شدن دانشجویان در سراسر کشور شد. بدیهی است، تا زمانی که اینگونه ستم ها و فسادهای اخلاقی از دانشگاه ها رخت بر نبندد نمی توان از دانشگاه و دانشگاهیان انتظار تولید علم ، پژوهش و مطالعه داشت.

در پایان خواهان آزادی بدون قید و شرط دانشجویان زندانی و برگشتن به ادامه تحصیل دانشجویان اخراجی از دانشگاه هستیم .

هزاران تن از فعالین حقوق بشر خواستار لغو حکم اعدام صغری نجف پور شده اند

مهناز خزائی

بیش از هزار نفر از فعالان حقوق بشر طی نامه یی به رئیس قوه قضائیه خواستار لغو اعدام صغری نجف پور شده اند.نویسندگان این نامه با بیان اینکه بار دیگر انسانی به اتهام جرمی که به دوران کودکی وی بازمی گردد در معرض اجرای حکم اعدام قرار گرفته تصریح کردند؛ خواستار لغو اعدام کودکان زیر ۱۸ سال و موکداً خواهان توقف اجرای حکم صغری هستیم.نویسندگان این نامه با بیان اینکه صغری از سن ۹ سالگی برای کار به منزلی سپرده شده بود در سن سیزده سالگی به اتهام قتل فرزند خانواده روانه زندان و سپس به قصاص محکوم شد، اعلام می دارند: «سن صغری دلیل موجهی است تا از صدور حکم اعدام جلوگیری شود.» در بخش دیگری از این نامه آمده است؛ «به گفته وکیل و قاضی پرونده نیز اسناد و مدارک موجود در پرونده شک و شبهه فراوانی را برای انتساب جرم به صغری ایجاد می کند

نویسندگان نامه تصریح می کنند؛ «صغری ۱۸ سال زندان را در بیم و هراس اجرای حکم قصاص سر کرده است و یک بار نیز در سن ۱۷ سالگی تا پای چوبه دار و اجرای حکم رفته است که این مسائل و سال ها زندان سلامت جسمی و روانی اش را به خطر انداخته است.» در ادامه نامه آمده است؛ «او که چندی پیش به صورت قانونی و با بررسی دقیق پرونده توسط قاضی جدید به قید وثیقه از زندان آزاد شد با درخواست اولیای دم در آستانه بازگشت به زندان و اجرای حکم قرار گرفته است، لذا امضاکنندگان خواستار لغو اعدام کودکان زیر ۱۸ سال، به خصوص توقف اجرای حکم صغری، رسیدگی مجدد به پرونده و صدور حکم برائت برای وی شده اند.» بیش از هزار نفر از فعالان حقوق بشر این نامه را امضا کرده اند.

سرگذشت تلخ صغری :

صغرا که به عنوان خدمتکار براي خانواده يي ثروتمند کار مي کرد به قتل پسر 8 ساله صاحب کارش متهم شده است قصاص براي دختري که از 13 سالگي در زندان است دادگاه عمومي رشت پس از محاکمه مجدد دختري که از سن 13 سالگي به جرم قتل در زندان است، وي را به قصاص محکوم کرد.صغری که هم اکنون 31 سال دارد 19 سال از عمرش را در زندان رشت گذرانده است. صغرا سال 68 توسط ماموران پليس رشت به اتهام قتل دستگير شد، زماني که بر دستان اين دختر دستبند زده شد او کارگر خانه يي در شهر رشت بود. او از سوي ماموران متهم به قتل پسر 8 ساله خانواده يي شد که براي آنها کار مي کرد. اولين برگ از پرونده يي که باعث شد صغرا 19 سال از عمرش را در زندان بگذراند و دو بار نيز پاي چوبه دار برود، زماني تنظيم شد که پدر کودکي 8 ساله به پليس مراجعه و ادعا کرد فرزندش گم شده و چند روزي است از او خبر ندارد. ماموران پليس رشت تمامي فرضيه هايي را که ممکن بود سرنخي از پسرک 8 ساله در اختيار پليس قرار دهد مورد بررسي قرار دادند تا اينکه چند روز بعد بوي تعفني که از چاه خانه به مشام رسيد احتمال وجود جسد پسر 8 ساله را قوت داد و وقتي پليس چاه را مورد بررسي قرار داد جسد پسرک را کشف کرد، با انتقال جنازه به پزشکي قانوني روند پيگيري پرونده تغيير کرد و پدر مقتول در شکايتي کارگرش صغرا را قاتل فرزندش معرفي کرد و گفت چون صغرا به پسرش حسادت مي کرده است به نظر مي رسد او مرتکب اين قتل شده باشد.همين شکايت کافي بود تا وي بازداشت شود. او در توضيح زندگي خود به پليس گفت؛ 9 ساله بودم که خانواده ام به دليل فقر شديد من را از روستا به شهر نزد خانواده ثروتمندي فرستادند تا کار کنم. من تمام مدت نزد اين خانواده بودم و کارهاي روزانه را انجام مي دادم اما هيچ وقت با کسي دعوا نکردم و هيچ حسادتي هم نداشتم و من پسرک را نکشتم.ادعاي صغرا مورد قبول پليس قرار نگرفت و وي چندين مرتبه ديگر بازجويي شد تا اينکه سرانجام گفت؛ با پسرک درگير شدم و او را به زمين کوبيدم وقتي خون از سرش جاري شد و متوجه شدم وي فوت شده جسدش را داخل چاه انداختم و به کسي هم چيزي نگفتم. اعترافات صغرا از سوي پليس دليل محکمي شناخته و وي با صدور قرار مجرميت براي محاکمه به دادگاه عمومي معرفي شد. سرانجام صغرا به عنوان متهم تحت محاکمه قرار گرفت و با درخواست اولياي دم به قصاص محکوم شد.وي به راي صادره اعتراض کرد و اعترافاتش را پس گرفت. اين دختر در لايحه اعتراضي خود نوشت؛ من پسر 8 ساله را نکشتم اما مي دانم چه کسي او را کشته و به درخواست او هم مجبور به سکوت شدم. به من قول داده بود که رضايت مادر مقتول را بگيرد تا من از اين گرفتاري نجات پيدا کنم. صغرا افزود؛ در همان سن 9 سالگي به من تعرض شد و با تهديدهايي که مي شدم، مجبور بودم سکوت کنم، تا اينکه روز حادثه وقتي داشتم انباري را تميز مي کردم باز همان فردي که آزارم مي داد به سراغم آمد.

پسرک 8 ساله داشت در آن حوالي بازي مي کرد بي هوا وارد انباري شد و صحنه تعرض به من را ديد. آن مرد پسرک را به سمت ديوار هل داد و در يک لحظه سرش به ديوار برخورد کرد و بيهوش شد.

من جثه کوچکي داشتم و نمي توانستم جسد پسرک را حرکت دهم اما آن مرد از من مي خواست جسد را به داخل چاه بيندازم. آن مرد باعث شد تا از من شکايت شود و بعد هم قول داد رضايت بگيرد اما به وعده اش عمل نکرد. مدارک جديد در پرونده صغرا باعث نشد تا او از اتهام قتل تبرئه شود و اين بار او را به خاطر رابطه نامشروع نيز به شلاق محکوم کردند اما فردي که صغرا مدعي شده بود به او تعرض کرده چون به اين جرم اعتراف نکرده بود تبرئه شد. پس از گذراندن تمام مراحل قانوني واحد اجراي احکام دادگاه رشت مقدمات قصاص صغرا را آماده کرد، وي در حالي که 17 سال بيشتر نداشت پاي چوبه دار رفت اما مادر مقتول اعلام کرد فعلاً قصد ندارد حکم را اجرا کند.

همين مساله چند سال بعد در 21 سالگي براي صغرا تکرار شد، اما اين بار هم مادر مقتول اعلام کرد رضايت نمي دهد اما قصد قصاص ندارد و چند ماه ديگر اقدام خواهد کرد.پس از آن ديگر خانواده مقتول براي اجراي حکم مراجعه نکردند تا اينکه سال گذشته نسرين ستوده وکالت متهم را پذيرفت و با توجه به اينکه صغرا 18 سال از عمرش را بلاتکليف در زندان گذرانده بود درخواست آزادي وي را مطرح و قاضي تيموري بعد از بررسي پرونده با قرار وثيقه 60 ميليون توماني صغرا را آزاد کرد. آزادي اين زنداني دو هفته بيشتر طول نکشيد و با شکايت دوباره اولياي دم وي به زندان بازگردانده شد. صغرا که هم اکنون نوزدهمين سال زندان را پشت سر مي گذارد به اتفاق وکيل مدافعش تقاضاي اعاده دادرسي کرد و پرونده به دفتر رئيس قوه قضائيه فرستاده و نسرين ستوده وکيل صغرا يک بار ديگر ايرادات پرونده را متذکر شد.چند روز بعد رئيس قوه قضائيه حکم صغرا را نقض کرد و اين دختر يک بار ديگر اميدوار شد بتواند نزد خانواده فقيرش بازگردد.

پس از نقض حکم پرونده به شعبه هم عرض فرستاده شد و يک بار ديگر مورد بررسي قرار گرفت با اينکه صغرا دوباره منکر قتل شد و اظهارات خود را در دادگاه تکرار و وکيل مدافع وي نيز ايرادات پرونده را گوشزد کرد، قاضي دادگاه عمومي راي به قصاص اين دختر داد.

صغرا که بعد از سال هاي طولاني در زندان باز هم سايه طناب دار را بر گردن خود احساس مي کند، اکنون به اتفاق وکيل مدافعش تلاش دوباره يي را براي اثبات بي گناهي خود آغاز کرده است.

حق تعیین سرنوشت برای خلق های تحت ستم در ایران

جما واحدی

استفاده از ترنم نژاد مبهم ترین زشت ترین و ناهنجارترین ترنمی است که میتوان در تفاوت بین ملیتهای مختلف  بکار برد چراکه دانش علمی و دینی مورد نتوانسته اظهار نظر بکند.مردمان تنها با فرهنگ و زبان از همدیگر شناخته میشوند فرهنگ و زبان یک امر اکتسابی است نه بیولوژیک بنابراین کسانی که به تفاوتهای نژادی تکیه میکنند آب به آسیاب میریزند که نژاد برایشان از انسانیت مهمتر است آنها هم غیر از نژاد پرست ها و فاشیست ها کسان دیگر نمی توانند باشند در ایران کثیروالملل همه ملیتهای تحت ستم از جمله ترکمن ها با  زیرکیهای مخصوص شوونیستها (شاهی مذهبی و غیره) کاملا آشنایی دارند.

برای اینکه آنها در جدال با بدبختیهای زندگی مرگبارشان دائما با آنها مواجه شده مجبور به تحمل و زجر کشیدن می شوند. پایین بودن سطح فرهنگ مردم دلیل دیگری برای محروم شدن میلیونها انسان از حقوق فرهنگی خویش است این هم گناه بزرگی است که آدمی سطح فرهنگی اش پایین باشد؟اما ببینیم عامل عقب ماندگی مردم کیست؟!

به خود مردم یا سیستم حاکم به فکرش را بکنید که چه کسی سطح فرهنگش پایین است آنان که حقوق فرهنگی مردم را پایمال کرده و آنرا نادیده میگیرد یا آنها که زندگی مشقت بار اجتماعی خود را دنبال میکنند و استمرار حیاط کشور از قبل کار و تلاش آنان میگذرد.

در این کشور به اصطلاح عدل اسلامی و با سیستم ولایت فقیه بخشی برتر از دیگران و بخشی دیگر برای گریز از حقارت خود را آسمیله کرده(تطبیق دادن) و به رنگ اولیه در می آورند و این دسته عظیمی از مردم نیز شلاق تحقیر را بر پیکر نحیف خود احساس میکنند حتی در...نیز تعدادی از خانواده ها برای فرار تحقیر زبانی و فرهنگی با فرزندان دلبند خود به زبان فارسی سخن میگویند اینگونه مسائل با نیرنگ و خیانت به مردم حل نمی شود بلکه تنها با یک برخورد انسانی و برابری حقوق میان تمامی شهروندان یک کشور در تمامی زمینه ها قابل حل است و بس. اگر بخواهیم بنابر انچه هستیم هستی مان هستی میشود و آنگاه میگویم هستیم...هستیم چون هستیم...بد بحال آنانکه خواب را به چشم دیگران پاشیده اند و اما در مورد تجزیه :

استعمار نخستین و اصلی ترین تجزیه طلب بود برای بقای خود برای ادامه حیاط خود ، ماجراجویی استعمار سبب شد که ایران و کشورهای منطقه در رابطه با ایران 2 ترکمنستان  2آذربایجان 4 کردستان و چند گروه عرب بصورت تصنعی از طریق مرزهای کاذب بصورت تجزیه شده از یک دیگر زندگی میکنندجنگهای عباس میرزای نالایق با روسها به تحریک انگلستان شکستهای بعدی شاهان قاجار از انگلستان و قطعه قطعه شدن امپراطوری عثمانی منجر به ایجاد مرزهای کنونی بین ایران ترکیه عراق و روسیه شد کلیه حوادث و حوادث بعدی مشابه آن سبب پیداش مرزهای فعلی ایران گردید 2 بار اولین قرن 20 یک بار روس و انگلیس به تنهایی توطئه ها چیده اند تا ایران را به مرزهای محدودتری تقلیل بدهند ولی با هوشیاری مردم و نویسندگان و روزنامه نگاران و شاعران و سیاست مداران مردمی در هر مورد مانع آن شد که ایران کوچکتراز ابعاد کنونی شود لیکن این نکته را نمیتوان تایید نکرد که مرزهای کنونی ایران مرزهای استعماری هستند در نتیجه استعمار مردمان مختلف به خود مشغول باشند.از چپاول منابع زمینی و زیر زمینی خود خبر نداشته باشند. فقط مقروض شوند و اسلحه نخرند و بدنبال برنامه سلاح اتمی باشند استعمار کلیه رابطه های سالم و انسانی بین ملیتهای درون یک کشور از بین میبرد مردمان یک کشور قطعه قطعه میکند بجای آنکه اجازه دهند ملیتها بطور مساوی و یکسان از استقلال اقتصادی سیاسی فرهنگی و اداری برخور دار باشند و در واقع ساختاری پیدا کند درست در جهت عکس استعمار آنها را بینوان حاکم و محکوم رئیس و مرئوس در برابر هم قرار میدهد آنوقت یک ملیت میشود حاکم و نماینده حکومت مرکزی و ملیتهای دیگر میشوند محکوم. استعمار سلسله مراتبی از دست نشاندگی خلق میکند.چه چیزی میتواند این رابطه را از بین ببرد و بین ملیتهای یک کشور و میان ملیتهای کشورهای مختلف رابطه متساوی متعادل و سالم برقرار کند.حرکتی که درست در جهت عکس تمرکز قوا در دست حکومت مرکزی دست نشانده باشد تمرکز قوا در دست  تعدادی انگشت شمار چه چیز میتواند این انگشتها را از بیخ بکند و نگذارد انگشتهای جدید بوجود آید؟! چه چیزی میتواند بهم پیوستگی های جدید و انسان خلق کند؟! تدریس زبان مادی وسیله ای برابری اجتماعی شمرده میشود. جمهوری اسلامی ایران با پذیرش و الحاق بعضی از قوانین بین الملل و با گنجاییدن حق تدریس برزبان مادری در قانون اساسی کشور ولی با گذشت 3 دهه هنوز جامع نپوشیده و مناطق ملی کشور در آرزوی عملی شدن اصل 15 قانون اساسی کشور هستند حق تدریس به زبان مادری میتوانست نخستین گام بسنت دموکراسی و چاره اندیشی به مشکلات مردم باشد.امیدواریم که امسال از طرف سازمان یونیسکو سال زبان عادی اعلام شده این اصول در ایران تصویب و اجرا شود.لذا وقتی صحبت از زبان و فرهنگ مادری میشود مترادف با جدایی طلبی از طرف حکام دیکتاتوری ملایان در ایران میشود که این خود مسئله هم نژاد بودن مردم همسایه را پیش میکشد. هم نژاد بودن مرزنشینان با مردم کشورهای همسایه چه گناه عظیمی مرتکب شده اند که خود متوجب ححرومیت استفاده از فرهنگ و زبان مادری خود هستند به اکثریت مردم ایران عذاب ضدفرهنگی و ضد انسانی در رنجند.هم زبان بودن مردمان آنسوی مرزها در عمق قضیه خود پدیده های مثبتی دارد چرا که در شرایط نزدیکی مردمان به علت دانش آنفورماتیک و ارتباطات وسیع بین این سوی مرز با آن سوی مرزه را فراهم می آورد و نقطه حلقه دوستی میان مردم از کشورهای مختلف را به شدت افزایش میدهد. بزرگترین سود چنین نزدیک میان مناطق مرزها با مرزنشینان کشورهای همسایه کاهش تصادمات و بویژه درگیری نظامی ملت انسجام ملی با تکیه جراید مولوژی فاسیوسیم ایران با برپایه اسلام در دوره جدید به علت سیاستهای غلط این دو دولت.تحقق انجام ملی امر غیر ممکنی است چراکه انجام ملی زمانی عملی است که مردم با اختیار و علاقمندی خود بخواهند به آن تن دهند. چگونه میتوان انسجام ملی مردم ایران سخن گفت که تبعیض میان مردم ایران به علت زبان متفاوت ادیان متفاوت تا مغز استخوان جامعه رسوخ کرده. سخنی از احمد شاملو (ما فرهنگ ایران را نداریم بلکه فرهنگ ملل ساکن در ایران را داریم) بازیافتن شکوه و عظمت ایران به هیچ وجه با دخیل بستن به کوروش کبیر و سخن گفتن از ملتی و تاریخ 2500 ساله که بزرگترین امپراطوری ها را بنا کرد حاصل نمیشود بلکه تاریخ ایران به اولین تمدن جهانی یعنی تمدن ایلام باز میگردد که بیش از 6000 سال سابقه دارد و از طریق تلاش برای ثبات سیاسی در ایران که آن هم وابستگی مطلق به حضور دموکراسی سیاسی و در بطن آن پلورالیسم فرهنگی دارد ایجاد خواهد شد . دموکراسی و ثبات سیاسی امکان رشد و توسعه اقتصادی ایران را جهت یک کشور صنعتی فراهم میسازد و این تنها راه نجات کشور از منجلاب فقر اقتصادی و دیکتاتوری سیاسی است و نه احیاء کورش کبیر و تداخل بستن دین که معنایی جز احیاء یک حاکمیت ایلاتی و دینی که خانها و پادشاهان و رهبران سفاک بر صدر آن تکیه زده باشند.زنده باد آزادی                 زنده باد برابری

حقوق بشر و جمهوری اسلامی

مژگان کرد قره چه لو

 ما در حالی از ماده 5 قانون حقوق بشر صحبت میکنیم که میگوید احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات و یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا برخلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد در حالیکه در ایران وقتی به گذشته برمیگردیم در همان آغازین جمهوری اسلامی در ایران آیت الله خمینی گفت همه ، حتی مارکسیست ها فرزندان من هستند که بعد از 2 ماه بر اریکه قدرت رسیدن همه را اعدام کرد که از آن زمان میشود تقی شهرام را نام برد . خمینی ازنوفل لوشاتو در پاریس تا بعد همه چیز را تغییر داد حقوق بشر را اصلا قبول نداشت و هر کس را که به حرفها و فتواهای او عمل نمیکرد را مفسدفی الارض نامید . ما نقض کامل حقوق بشر در ایران را خصوصا در زمان احمدی نژاد به وضوح میبینیم . آیت الله جوادی عاملی میگوید حقوق بشر همانی است که دین میگوید و سازمانهای حقوق بشر در ایران و تمامی دنیا مزاحم اجرای احکام میباشند . آیت الله حائری در فارس میگوید قطع دست و پا را نمی توانیم کامل اجرا کنیم و معترض است حاکمان ایران کسانی را که حتی از فساد صحبت می کنند را بیشتر از فساد کننده مجرم میشناسد دانستن و رفتار کردن و گفتن حقوق بشر در ایران خودش جرم است قرآن موضوع یوسف وزلیخا را میگوید و نهی از منکر و امر به معروف بازیچه لعنتهای ملایان بوده است ؟ از کدام قوانین در ایران میشود نام برد که نقض در آن نباشد ؟ کارگری که اگر حقوق او پرداخت شود به ریال و دخل و خرج او به دلار شده است و در محرومیتهایش برای شرط اولیه حق حیات و امرار معاش درآمد برای تهیه لقمه نان بر سر سفره خانواده اش آنهم نه مفت بر اثر زحمت عرق جبینش است آیا ربطی به براندازی حکومت و اقدام علیه امنیت ملی و حکم محاربت با خدا رادارد ؟ آیا دانشجوئی که برای نداشتن آزادی و امکانات تحصیلی خوابگاهی و خوراکی شاکی است و فریاد او در تمامی جوامع بشری که به قشر تحصیل کرده و دانشجویان بعنوان گلهای سر سبد مینگرند جرم محارب با خدا بسته میشود آیا خودکشی جوانان در زندانهای جمهوری اسلامی و حتی در خود دانشگاهها دلیل فشار و سرکوبی حقوق بشر در ایران نیست مرگ مشکوک زندانیان سیاسی خصوصا زهرا بنی یعقوب کجا اقدام علیه امنیت ملی بود آیا معلمی که در زیر ظلم و جبر و فشار حکومتی که آنچه ما میخواهیم و میگوئیم را به زور بیاموز و خفه در گلو سر فرو بیاور با اندک بخور و نمیری بساز و دم بر نیاور و بجای تدریس علم که خط مشی اصلی تعلیم و تربیت است به آموزش سه شنبه ها جمکران رفتنها و دعای توسل خواندنها و نمازهای اجباری و قرائت و حفظ و فراگیری اجباری قرآن با فریاد از اینهمه استبداد به ستوه آمده ام آزادی میخواهم آزادی بیان و کلام داشتن حق امتیاز مانند تمامی مردم از حتی حق تساوی حقوق و مزایا آیا جرمش محاربت با خداست ؟

دیگر آزادی خواهی جرمی علنی در ایران است داشتن عقیده حق هر انسانی است و این در هیچ کجای دنیا جرم نیست اما صدای زنان و دختران ایرانی که آزادی عقیدتی لباس تنشان را هم ندارند جرم است و جوابشان ضرب و شتم و دستگیری در کوچه و خیابان میباشد که گشت های ویژه به تعقیب شان هستند کجا لباس پوشیدن محارب با خدا  بودن است خدائی که خود آدم و هوا را لخت و عریان آفرید آری ممنوعیت آزادی بیان تا حدی است که ظلم بر دانشگاه و تعرض به دختری دانشجو آنهم از سوی معاونت خود دانشگاه زنجان که از حیثیت و حفاظت شرف و آبرو به دانشجویان فیلم و ضبط مشکلش برآمده و سرانجام منجر به مقصر شناختن او و 11 شاهدی که به او کمک کردند تا نجات یابد هم محاربت با خداست  آیا سهمیه کردن بنزین که دیگر نه کاری است با این بساط در ایران و اگر باشد توان 400 تومان هر لیتر نیست و با 10 لیتر سهمیه روزانه سر کردن که همان بیکاری و دربدری محارب با خداست آیا وقتی به مرجعی برای شکایت مراجعه میشود نه کسی هست که به دردودلی گوش دهد و اگر باشد به رشوه و زیرمیزی از منشی و معاون و رئیس دفتر و مدیریت ختم میشود اینهم مغایر با خداست آیا وقتی رئیس نیروی انتظامی ایران را با 7 زن برهنه برای اجرای نماز جماعت و عبادت میگیرند محارب با خدا نیست آیا وقتی عباس پالیزدار افشاگری حکومت و فساد مالی ملایان را آنهم نه به سر دلسوزی برای مردم بلکه برای جبهه گیری آقایان بر سر قدرت میکند کسی هست در مملکتی که الله در آن حاکم است حق ستانی کند یا وقتی آیت الله کاظمینی بروجردی میان ملایان شرافت و انسانیت را لگدمال نمی کند حقش پوسیدن و پاره پاره شدن در زندان حاکمان الله است ؟ 18

تیر نزدیک است و دانشجویان هنوز هم سرگردان خواسته های خود که هیچ مغایرتی با الله ندارند هستند احمد باطبی 9 سال عمر خود را از جوانی از دست رفته در زندان گذراند او و نمونه های او کجا سعی داشتند که محارب با خدا باشند حقوق بشردر ایران صرف نظر از نوع حکومت امکان ندارد با توجه به قوانین حاکم ملایان نهادینه شود و تا این قوانین است امکان ندارد رعایت و انجام حقوق بشر صورت بگیرد چون در ایران تبعیض وجود دارد و خوب وبد کردن آدمها در قوانین حقوق بشر نیست . آیت الله گلپایگانی تساوی حقوق زن و مرد را خلاف قوانین دینی میداند در قرآن به ن و القلم اسم برده شده است پس چرا جلوی قلم تمام ناشران و روزنامه نگاران و خبرنگاران را میگیرند در ایرانی که کوروش با قدمت 2500 ساله اش از حقوق بشر گفت و دنیا حتی ریسمان از این کلاف مغز او نمی شناخت و حال تمامی احکام حقوق بشر در ایران لغو شده که هستند حتی انجام و فریاد و طلب خواهی هر جزء به جزء آن به اقدام علیه حاکمان ایران اقدام علیه امنیت ملی و حکم محارب با خدائی تلقی شده و در دادگاههای خودسرانه جمهوری اسلامی انسانها را به جرم حقوق بشری اعدام میکنند و در اصل حقوق بشر یعنی در جمهوری اسلامی کفر بر خداوند .

 

 

برگشت