کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

VVMIran Vereinigung zur Verteidigung der Menschenrechte im Iran e.V.

بر اساس قانون و مذهب حاکم زن به عنوان نصف انسان محسوب می گردد عملاً بسیاری از مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر نقض شده و زیر پا گذاشته می شود .

پیوند ها

منشور کانون و اعلامیه جهانی حقوق بشر

اطلاعیه و اعلامیه های کانون

بایگانی

شماره جدید

شماره جدید 76   

سخن سردبیر

نگین پوردلیر

روز جهاني آزادي مطبوعات روز يادآوري مهمي است از سهمي كه روزنامه‌نگاران در عصر اطلاعات دارند و نقشي كه در حفظ حقوق بشر و ترويج توسعه ايفا مي‌كنند.

در اين روز بايد گراميداشت خاطره روزنامه‌ نگاراني كه در سطح دنيا و به هنگام انجام وظيفه كشته شدند و يا گزارش‌ها و نوشته‌هايشان باعث شد بازداشت و زنداني شوند برگزار نمود.

زيرا كميته‌هاي حمايت از روزنامه‌نگاران كماكان واقعيت‌هاي غم‌انگيزي را از وضعيت روزنامه‌نگاران در سطح دنيا ثبت مي‌كنند. و متأسفانه در اين واقعيت‌هاي ثبت‌شده، ايران ما بي‌سهم نيست.

سهمي كه روزنامه‌نگاران ايراني هرگز به آن افتخار نمي‌كنند زيرا هنوز روزنامه‌نگار ايراني امنيت فكري و شغلي ندارد، نشريه‌اش هميشه در خطر توقيف است و خودش در هراس بازداشت و تازه اگر همه اصول و فروع را رعايت كند و سر به زير برود و بيايد و نگران امنيت و توقيف و بازداشت نباشد بايد با يك دلهره و اضطراب هميشگي دست و پنجه نرم كند كه آن امنيت شغلي است؛ البته نه از سوي دولت كه خود حديث مكرري است از سوي كارفرمایان.

كارفرماهايي كه حقوق روزنامه‌نگاران را رعايت نمي‌كنند، شب مي‌خوابند و صبح بيدار مي‌شوند و تصميم‌هاي خلق‌الساعه مي‌گيرند. حقوق‌هاي پايين، قراردادهاي يك‌ طرفه، بيمه‌هاي تأمين‌ نشده و اخراج‌هاي بي‌حساب و كتاب بخشي كوچكي از مظلوميت روزنامه‌نگار ايراني است كه البته قصه امروز و ديروز هم نيست، سال‌ها است كه مطبوعات ايران از آن رنج مي‌برد.

و در كنار اين رنج‌ها، بايد از رنج بي‌حرمتي و بداخلاقي رسانه‌هايي كه نقش داروغه مطبوعات را براي برخي از روزنامه‌نگاران ايفا مي‌كنند ياد كرد. رسانه‌هاي چاپي و غيرچاپي كه اگر فكر و عقيده‌تان اندكي – فقط اندكي – با آن متفاوت باشد با بدترين و زشت‌ترين القاب كمر در محوشدن مي‌بندند و افسوس كه آنان به روي خود نام ، روزنامه‌نگار مي‌گذارند.

اما اگر روزنامه نگار ايراني در اين حرفه ماند و بي‌حرمتي (داروغه‌هاي) رسانه‌اي را چشيد و رنج بازداشت و توقيف و امنيت شغلي و فكري را تحمل كرد بايد با اميد به آينده و تلاش براي آزادي بيان گام‌هاي جدي بردارد.

درست است كه در طول اين سال‌ها به درخواست صدور مجوز روزنامه اعتنايي نمي‌كنند و يا بسياري از روزنامه‌نگاران برجسته سال‌هاست كنج عزلت گزيده‌اند و يا مهاجرت كرده‌اند و يا ده‌ها نشريه در همين يك سال اخير توقيف شده‌اند و ...

اما همين سختي‌هاست كه روزنامه‌نگار ايراني را در دنيا بااهميت ساخته است. وگرنه روزنامه‌نگار ايراني هرگاه كه خواست قد علم كند و قد خود را به قد روزنامه‌نگاران دنيا برساند يا خود كاهلي كرده يا ديگران كمرش را شكستند.

این روز برای قبیله اهل قلم باید روزچشن و سرور باشد. اما نه برای ملتی که به قدمت تاریخ مطبوعاتش در حسرت آزادی بیان بوده و دریغ از داشتن جریده ای آزاد و مستقل ، که اگر هم دربرهه ای صاحب این نعمت بود ، فی الفور چون مرغ سربریده شد، از این رو لاجرم باید گفت ما در این جشن بیگانه ایم .

تاريخ مطبوعات اين كهنه ديار ، از آغاز تا به امروز لبریز از فرامين بند وبست و محدوديت رسانه ها است. چرا كه اكنون تنها با بخشنامه ها ي به ظاهر قانوني ، مي توان ديواربلند نا آگاهي ملت را آنقدر بالا برد وساخت که هیچ قلم بدستی بی آنکه به خود سانسوری گرفتار نگردد ، دست به قلم نمی زند كه اين نيز خود از معجزات دولت مردان امروزاین دیار است .

از گذشته تا به امروز آنچه بر مطبوعات این آب و خاک گذشته است به یک طرف اما آنچه با به قدرت رسیدن دولت مهرورزي و گماردن وزير وزارت فرهنگ و ارشاد ی که خود لاف هم دلی با قبیله قلم بدستان می زند ، هم یک طرف ، که با حضور وی در این ورطه گستردگی تنگنای مطبوعات شدت یافته تا بدانجا که ابتدا با محدود كردن منابع خبري براي جراید و سپس به دنبال تغییر آشکار سیاست‌های فرهنگی کشور، مطبوعات ایران دستخوش مشکلات فراوانی از قبیل اعمال سانسور رسمی و تحت فشار قرار دادن خبرنگاران ، دبیران ، سردبیران و مدیران مطبوعات برای خودسانسوری شده‌اند، همچنین خبرنگاران و روزنامه‌نگاران در چارچوب انجام وظایف حرفه‌ای خود برای کسب و انتشار اخبار در داخل و خارج ایران با محدودیت‌های فراوانی مواجه شده‌اند.این موارد، در مجموع ، نگرانی‌هایی را در مورد افزایش فشارها و محدودیت‌ها علیه مطبوعات و رسانه‌های مستقل گروهی را تشدید می‌کند، به ویژه آنکه پاره‌ای از اقدام‌های نهادهای نظارتی مطبوعات، جنبه ی وضع قانون و مقررات جدید پیدا کرده است که با قوانین موضوعه کشور در تعارض است

 .

20070703235613_ham-mihan292.jpg

 

با چنین اوصافی که گفته شد شنیدنی است گلایه دولتمردان از مطبوعات ، در همان سال اول بر سریر قدرت نشستن رئیس دولت مهرورزی اظهار سخن کردند. روزنامه هایی هستند که در این یک سال سیصد شماره چاپ کرده اند و در همه شماره ها بلا استثنا تیتر منفی زده اند . آیا دولت حداقل یک کار مستوجب تشویق نداشته است؟

....که روی سخن این گلایه به یک و دو روزنامه نیمه مستقلی بود که امروز دیگرآنها هم در دکه های روزنامه فروشی پیدا نمی شوند چرا که آن ها هم به محاق توقیف گرفتار آمدند.

و امروز آخرین حلقه از زنجيره ي طولاني بند و بست مطبوعات ایران ، بر این سیاست استوار گردیده که با محروم شدن طيف گسترده اي از اشخاص حقيقي و حقوقي از صاحب امتيازي و مدير مسئولي ، تقليل صدور مجوز, لغو مجوز نشريات داراي پروانه بدون رعايت ضوابط اصل 168 قانون اساسي، تهديد و تحبيب مديران و دست اندركاران مطبوعات براي تمكين به سياست سانسور و خودسانسوري، تاراندان بخشي ازخبرنگاران و يادداشت نويسان ، مطبوعات ايران باید به "شير بي يال و دم و اشكم" مبدل گردد .

اما غافل از اینکه قبیله قلم بدستان مطبوعات اگرچه برای گفتن حق و انجام رسالت اطلاع رسانی خود دیگر رسانه ای آزادو مستقل نمی یابند اما همچنان بر علیه مقتضیات تکان دهنده ای که موجب بدبختی و تنگ دستی مردم این کهنه دیار گشته است در دنیای مجازی ( وبلاگ نویسی ) با تجزیه و تحلیل مسائل سیاسی و اقتصادی که در ارتباط با مقتضیات حیات مردم است در تلاشند چرا که روزنامه نگار آموخته است ، باید سربازان بی جیر و مواجب ملت خود باشد .

خلاصه آمار فروردین  ماه 1387

صدیقه جعفری

نمونه

نفرات

مورد

موضوع

ردیف

 

8

8

بیانیه بین المللی

1

 

4

2

اخبار دانشجویان

2

 

3

3

بازداشت دانشجویان

3

 

 

13

توقیف سایت و نشریه دانشجویان

4

 

23

6

احضار و بازجوئی دانشجویان

5

 

57

13

احکام صادره برای دانشجویان

6

فیلم- یکعدد

چاپ شده329

 

توقیف فیلم و کتاب

7

 

8

8

لغو سخنرانی

8

دفتر انجمن اسلامی دانشگاه

 

1

پلمپ نهاد مدنی

9

 

 

4

توقیف مطبوعات و فیلتر سایت  مطبوعات

10

 

1

1

بازجوئی روزنامه نگار

11

 

21

8

احضار روزنامه نگار

12

 

2

2

بازداشت روزنامه نگار

13

 

4

4

محاکمه روزنامه نگار

14

 

3

1

احکام صادره جهت مطبوعات

15

 

 

4

اخبار مربوط به فعالین سیاسی،فرهنگی و اجتماعی

16

 

51

2

احضار فعالان سیاسی

17

 

2

2

بازجوئی فعالان سیاسی

18

 

12

4

محاکمه فعالین سیاسی، اجتماعی

19

 

14

6

بازداشت فعالین سیاسی............

20

 

19

18

احکام صادره جهت فعالین سیاسی، اجتماعی

21

 

3

2

صدور وثیقه جهت زندانیان سیاسی

22

 

28

13

اخبار زندانیان سیاسی

23

 

8

8

اخبار فعالان جنبش زنان:

24

 

 

15

بسته شدن سایت های زنان

25

 

 

55

اخبار کارگری

26

به دلیل کمبود موازین ایمنی

2

2

کارر کشته شده

27

 

341

5

کارگر اخراجی (مازاد)

28

 

6

3

قتل و مجروح نمودن افراد توسط نیروی انتظامی

29

 

1

1

مر مشکوک در زندانها

30

 

17

14

محکومیت به اعدام

31

 

51

18

اعدام های اجرا شده

32

 

169

2

اخبار سرکوب عمومی

33

 

 

6

اخبار اجتماعی

34

اهداف ما

نقض حقوق بشر شامل مرور و گذشت زمان نمی شود اگر چه به لحاظ حقوقی مراجع بین المللی، اغلب شرط زمانی و یا شروطی را اعلام می کنند که بسیاری جنایتکاران فرصت فرار از عدالت را  پیدا می کنند، با این وجودبسیار ضروری است تا آنجا که به ما و به ایران برمی گردد، بایستی اسناد و شواهد  مربوط به نقض حقوق بشر در ایران را گرآوری کرد. به امید روزی که بتوان این اسناد را در دادگاهی بین المللی برای احقاق حق قربانبان و بازماندگان آنها و بخاطر اجرای عدالت بکار گرفت. اسناد و شواهدی که نسل جوان کشورمان اغلب با آن بیگانه بوده و یا از آن چیزی نشنیده اند.

از طرف دیگر باید بیاد داشت که فراریان از رژیم ترور وشکنجه جمهوری اسلامی و  پناهندگان سیاسی ای که اکنون در خارج از ایران زندگی می کنند، دائما با آن خاطرات زندگی کرده و با یاد عزیزانی شب و روز را می گذرانند که جان خویش را فدای آزادی، رفاه و عدالت اجتماعی مردمشان کرده و میکنند ، عزیزانی که دیگر در بین ما نیستند و کسی نمی داند در سیاه چالها ودر پشت دیوارهای زندان ، بر آنها چه گذشته و میگذرد.

باورم این  است که بین سلامتی و شادابی روحی قربانیان شکنجه و بازماندگان آن  و اجرای عدالت در مورد جنایتکارانی که مسئول آلام و دردو رنج میلیونها خانواه ایرانی هستند، ربطی مستقیم وجود داشته و معتقد م  که لازمه زندگی فعال و خلاق از جمله در مورد ایرانیان پناهنده و و مهاجر، داشتن احساس امنیت و اطمینان از اجرای عدالت در مورد جنایتکاران می باشد. اما تا زمان تحقق این شرایط،  گرد اوری اسناد و شواهد نقض حقوق بشر در ایران،  و افشا و انتشارآن، گامی است ارزشمند در همان راستا. که در حد امکانات خود در این مسیر تلاش خواهم کرد.

گزارشی از موارد نقض حقوق بشر در ایران اردیبهشت ماه 1387

صدیقه جعفری

علی مهین ترابی، نوجوانی در آستانه اعدام .

علی مهین ترابی نوجوانی که در سن ۱۶ سالگی و در طی نزاعی دسته جمعی در مدرسه متهم به قتل همکلاسی خود گشته بود و علیرغم رد اتهام توسط وی و نواقص پروند سرانجام ازسوی شعبه ۳۳ دادگاه عمومی بررسی مجرمان نوجوان درکرج به مجازات اعدام محکوم شده است. پس از تائید حکم در دیوان عالی کشور و بی نتیجه ماندن تلاش شورای حل اختلاف، پس از ۵ سال تحمل زندان سرانجام اجرای حکم اعدام این نوجوان به اجرای احکام زندان رجایی شهر کرج ابلاغ گردید.

هر چند سازمانهای مدافع حقوق بشری، اتحادیه اروپا و بالاخص سازمان عفو بین الملل در سال ۲۰۰۷ طی گزارشی مفصل از حکومت جمهوری اسلامی درخواست توقف حکم اعدام این نوجوان را نموده بودند و علیرغم اینکه ایران کشوری است که عضو «پیمان بین المللی حقوق مدنی و سیاسی» و «آی. سی. سی .پی. آر»، است و تعهد کرده است که مجرمین زیر سن قانونی را اعدام نکند اما حکومت جمهوری اسلامی که بالاترین آمار اعدام کودکان را در دنیا دارست اکنون حکم اعدام این نوجوان را در آستانه اجرا قرار داده است.

قرار منع تعقیب مسبب مرگ ابراهیم لطف اللهی دانشجوی کرد صادر گردید .

ابراهیم لطف‌اللهی، دانشجوی دانشگاه پیام نور سنندج در دی‌ماه سال پیش دستگیر شد و پس از چند روز جان خود را در زندان از دست داد. اینک مقامات قضایی سنندج دستور آزادی کسانی را صادر کرده‌اند که در مرگ وی دخیل بوده‌اند.

حدود چهار ماه و نیم پیش (۱۶ دی ماه ۸۶/ ۶ ژانویه ۲۰۰۸) ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی رشته حقوق دانشگاه پیام نور سنندج را پس از جلسه امتحان دستگیر کردند. وی بعد از چند روز در زندان اداره اطلاعات سنندج درگذشت. به خانواده‌اش گفتند که خودکشی کرده است، اگر چه پزشکی قانونی آثار خونریزی بینی و خراشیدگی بر روی پل بینی را تایید کرده است. جسد ابراهیم لطف اللهی را به خانواده تحویل نداده، دفن کردند. خانواده لطف‌اللهی با گرفتن وکیل به مرگ مشکوک فرزندشان اعتراض کردند. هم اکنون بازپرس دادسرای عمومی و انقلاب سنندج قرار منع تعقیب کسانی را که ممکن است در ماجرا دخیل بوده باشند، صادر کرده است.

ضرب و شتم زندانی سیاسی علی حیدریان توسط پاسداران زندان رجایی شهر کرج .

بنا بر اخبار رسیده از زندان رجایی شهر کرج ( گوهردشت ) زندانی سیاسی علی حیدریان توسط پاسداران زندان به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته است .

آقای علی حیدریان زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج ( گوهردشت ) که به اتهام عضویت در پ ک ک به اعدام محکوم شده است توسط پاسداران بند مورد ضرب وشتم قرار گرفته است و قسمتی از صورت وی بر اثر ضربات وارده شکافته شده است ، مسئولین زندان از مدوای نامبرده سرباز زده اند .

گفتنی است آقای حیدریان پیش از این نیز توسط پاسداران بند مورد ضرب شتم قرار گرفته بود ، ضرب و شتم زندانیان سیاسی در زندان رجایی شهر در سالهای اخیر افزایش چشم گیری داشته است و اکثر اینگونه اقدامات تحریک آمیز با حمایت مسئولین زندان و یا با مشارکت ایشان انجام می گیرد.

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ضرب و شتم زندانی سیاسی آقای علی حیدریان را محکوم می کند و خواهان پایان دادن به اقدامات غیر انسانی مسئولین زندان گوهردشت می باشد

خبر تکمیلی : انتقال علی حیدریان به بیمارستان

زندانی سیاسی علی حیدریان در حالی که در درمانگاه زندان رجایی شهر کرج جهت دریافت داروهای مورد نیاز خود منتظر حضور پزشک بود ، با تعدادی از پاسداربندان بندهای مختلف زندان به صورت تصادفی مواجه میگردد ، این افراد جرم آقای حیدریان را از وی میپرسند . و با شنیدن پاسخ متهم سیاسی بدون دلیل منطقی و تنها بر پایه تضاد ایدئولوژیک و سوءاستفاده از قدرت خود و ضعف مدیریت سیستم زندانبانی ، شروع به ضرب و شتم این زندانی سیاسی مینمایند .

ضاربین بیش از 15 نفر بوده اند که همراه با هتاکی مبنی بر اینکه " نخواهیم گذاشت زنده از اینجا بیرون بروید " این زندانی را مضروب نموده اند ، به طوریکه صورت آقای حیدریان شکافته شده است ، سر و دندانها شکسته و از هوش میرود . زندانبانان از انتقال وی به درمانگاه خودداری و تنها با احضار تنی از زندانیان آقای حیدریان را بدون رسیدگی پزشکی به بند منتقل میکنند .

پس از گذشت ساعاتی از نگهداری آقای حیدریان در بند با همان وضعیت خونین ، و به هوش نیامدن نامبرده و گسترش موج اعتراض زندانیان بالاخص زندانیان سیاسی ، نهایتاً پس از حضور پزشک در بند به علت وخیم بودن وضعیت این زندانی ، وی به بیمارستان اعزام گردید.

آقای علیزاده طباطبایی وکیل آقای حیدریان قصد خود را مبنی بر شکایت از عاملین ضرب و شتم این زندانی اعلام نموده است .این واقعه در حالیست که طی روزهای گذشته این زندانی به همراه فرزاد کمانگر مورد تهدید فردی به نام ترابی ، مسئول واحد بازرسی زندان مذکور مبنی بر شکستن دست و پا قرار گرفته بودند . متاسفانه ضرب و شتم زندانیان جایگاهی عرف در سیستم پرنقص زندانبانی جمهوری اسلامی دارد .

ختنه زنان در کردستان همان است که بود .

به رغم ممانعت های بين المللی در مورد ختنه ی زنان، نهادهای دولتی جمهوری اسلامی هيچ اقدامی برای جلوگيری از وقوع اين امر در کردستان ايران انجام نمی دهند.

فواد يکی از فعالان دفاع از حقوق زنان در يکی از شهرهای کردستان است که از چند سال پيش تلاش می کند با ياری دوستانش در يک تشکل غير دولتی با افزايش ختنه ی زنان در اين منطقه مقابله کند. تلاشی که به گفته خودش انرژی بسيار صرف آن می شود و دست آورد آن بسيار اندک است.

فواد يکی از موانعی را که در اين مدت با آن دست به گريبان بوده است، برخوردهای محدودکننده نهادهای امنيتی می داند. او می گويد: «هر فعاليتی، با هر گرايشی در کردستان برای نهادهای امنيتی حساسيت برانگيز است و حتی گاهی فعاليت هايی بسيار معمولی تر و خفيف تر از فعاليت های مرسوم در تهران، در اينجا با برخوردهای شديد روبه رو می شود

فواد با اشاره به بازداشت طولانی مدت بسياری از افرادی که در کردستان به عنوان فعالان اجتماعی شهره بوده اند، از احضارهای گاه و بی گاه خود و دوستانش نيز سخن می گويد.

اين فعال اجتماعی کرد به هيوا بوتيمار، فعال محيط زيست، عدنان حسن پور، فعال حقوق بشر، روناک صفارزاده و هانا عبدی، فعالان حقوق زنان اشاره می کند که ماه هاست با اتهام های سنگين و در برخی موارد با احکام اعدام در زندان به سر می برند.

سميرا، يکی ديگر از اعضای اين تشکل غير دولتی حامی حقوق زنان، نيز که همچون فواد تجربه ی احضار و بازداشت های چند روزه در نهادهای امنيت را داشته، معتقد است: «همين که کرد باشی از ديدگاه ماموران امنيتی جمهوری اسلامی مجرمی، چه برسد که بخواهی فعاليت اجتماعی هم انجام بدهی

به اعتقاد فواد، ديگر موانع موجود بر سر راه فعاليت اين تشکل غير دولتی، مشارکت اندک زنان کرد به دليل ساختارهای فرهنگی متصلب کردستان، ضعف در اطلاع رسانی و ارتباط گيری با تشکل ها و جريان های حامی حقوق زنان و نيز بی توجهی فعالان جنبش زنان در مرکز به مسائل ويژه ی زنان مناطق ديگر است.

با اين همه اعضای اين تشکل توانسته اند حداقل با تحقيق ميدانی در برخی مناطق کردستان به برداشتی واقعی از گستردگی و علت های ختنه ی زنان دست يابند.

سميرا که در اين تحقيق های ميدانی بار اصلی کار را بر دوش کشيده است می گويد: «پيش از آغاز تحقيقاتمان به هر حال به دليل زندگی در کردستان و اينکه خودمان از همين فرهنگ بوديم، می دانستيم که ختنه زنان وجود دارد اما هرگز فکر نمی کرديم که گستردگی آن اينقدر وسيع باشد

تصور اين فعالان اجتماعی مانند همه اين بوده که به احتمال بسيار ختنه ی زنان در خوزستان و لرستان عموميت بيشتری به نسبت کردستان داشته باشد، اما اين تصور زمانی در هم می ريزد که سميرا در کلاس درسی در يکی از روستاهای اطراف بوکان متوجه می شود که از هجده دانش آموز دختر اين مدرسه تنها يک نفر ختنه نشده است و بعد مشخص می شود که آن يک نفر هم فرزند يک خانواده ی مهاجر است.

به گفته ی سميرا اين تنها آماری است که در مدرسه به دست می آيد و بايد به آن آمار نامعلومی را هم افزود که شامل دخترانی می شود که اجازه ی تحصيل ندارند.

نتيجه ی اين تحقيق ميدانی تا اينجای کار نشان می دهد که ختنه ی دختران بيش از همه در منطقه اورامانات معمول است و اين عمل در شرايط کاملا ابتدايی از نظر بهداشتی به وسيله «دايه ها» يا همان ماماهای محلی و حتی در اغلب موارد بدون استفاده از مواد بی حسی و ضدعفونی کننده انجام می شود. گرچه فواد و سميرا تاکيد دارند که هيچ آمار رسمی و قابل اتکايی در اين زمينه موجود نيست و يا اگر موجود است مانند اغلب آمارهای مربوط به مسائل اجتماعی محرمانه تلقی می شود.

به گفته ی فواد در باورهای سنتی مردم اين مناطق ختنه ی زنان موجب حفظ نجابت و پاکی آنان می شود. اما شهلا، پزشک متخصص زنان که خود از فعالان حقوق زنان می باشد، تاکيد می کند: «افسانه های مربوط به مفيد بودن ختنه چه در مردان و چه در زنان تنها برای سرپوش گذاشتن بر تداوم اين سنت غيرانسانی در ايران است

او می گويد: «ديگر کاملا قطعی و مسلم است که ختنه ی زنان هيچ نتيجه ای ندارد به غير از اينکه آنان همواره در معرض بيماری های عفونی اندام تناسلی و نيز اختلال در سيستم هرمونی باشند و اين قطعی است که زنان ختنه شده تا پايان عمر از تجربه ی لذت جنسی محروم می شوند

شهلا معتقد است ختنه ی زنان برآمده از نگاهی است که زنان را تنها وسيله ی لذت مردان می داند و هيچ هويت مستقلی برای زن به عنوان يک انسان قائل نيست.سميرا هرچند به گفته خودش حتی از فکر کردن به موانعی که برای به نتيجه رساندن اين کار بر سر راه دارند، دچار وحشت می شود اما می گويد:

«وقتی به عواقب ادامه ی اين سنت در ميان مردم فکر می کنم، وقتی فکر می کنم ای کاش نسل پيش از من چنين مبارزه ای را آغاز می کرد تا شايد امروز کمی اوضاع بهتر می شد، به خودم می گويم ناچارم که فعاليتم را ادامه بدهم. چون فکر می کنم ما حداقل در برابر نسل بعدی مسئوليت سنگينی داريم.

انتشار گزارش سالانه کانون مدافعان حقوق بشر

کانون مدافعان حقوق بشر ایران، یکی از نهادهای حقوق بشری این کشور، در گزاش فصلی خود وضعیت حقوق بشر ایران در فصل زمستان سال 86 و در کل سال 1386 را بررسی کرده است.

در گزارش مفصل این نهاد حقوق بشری با توجه به گزارش های دریافتی از "رویدادهای تلخ ناقض حقوق اساسی هموطنان ایرانی" نسبت به "روند دردناک و رو به افزایش نقض حقوق بشر" ابراز نگرانی شده است. این گزارش در دو بخش تنظیم شده که در بخش اول موارد نقض حقوق بشر در زمستان سال 1386 و در بخش دوم در طول سال گزارش شده است.

قسمت اول این گزارش در پنج بخش به بررسی وضعیت دانشجویان، وضعیت معلمان و فرهنگیان، وضعیت فعالان حقوق زنان، وضعیت کارگران، وضعیت نشریات، روزنامه نگاران و وب نگاران و وضعیت اقلیت ها پرداخته است.

در هر یک از این بخش ها به ده ها مورد بازداشت، احضار و محاکمه اشاره شده که با نگاهی کلی به این گزارش به نظر می رسد برخورد با دانشجویان در این دوره به ویژه گسترده بوده است.

گزارش سالانه

در قسمت دوم این گزارش، وضعیت حقوق بشر در ایران در کل سال 1386 و در 7 بخش بررسی شده است.

در بخش فعالان سیاسی - اجتماعی دگراندیش گزارش شده که در سال گذشته دست کم 7 نفر از این فعالان به مراجع امنیتی یا قضایی احضار، 43 نفر بازداشت، 18 نفر محاکمه و 60 نفر نیز به مجازات های ترذیلی یا سالب آزادی از قبیل شلاق و حبس محکوم شدند و یک نفر هم به اعدام رسید.

در بخش وضعیت کتاب و مطبوعات، نویسندگان و روزنامه نگاران گزارش شده که در سال پیش دست کم 41 نفر از مدیران مسئول روزنامه ها و مجلات به محاکم احضار شدند و 19 نفر از اصحاب رسانه، مدتی را در بازداشت بسر بردند. حدود 68 جلسه محاکمه قضایی برگزار شد و 32 نفر نیز به احکام جزایی اعم از حبس، شلاق و جریمه نقدی محکوم شدند.

کانون مدافعان حقوق بشر در بخش دانشجویی گزارش سالانه خود آورده است که در سال 1386، 178 نفر از دانشجویان ناراضی به کمیته های انضباطی احضار شدند و 45 نفر در دادسراهای عمومی و انقلاب بازجویی شدند. همچنین 108 نفر دستگیر و بازداشت شدند، 5 نفر محاکمه و در 15 مورد هم محکومیت های جزایی برای آنها به ثبت رسید. در این مدت همچنین 5 نفر از دانشجویان و 7 نفر از مدرسان دانشگاه اخراج شدند و در این میان دانشجویی نیز تحت شکنجه های ماموران امنیتی در سنندج به قتل رسید.

در بخش زنان هم حدود 31 نفر از فعالان زنان به دادسراها احضار شدند، 8 نفر در محاکم محاکمه و قریب به 41 نفر بازداشت شدند. همچنین احکام جزایی حبس، شلاق و جریمه نقدی برای 9 نفر از زنان فعال صادر شد و دست کم سه سایت اینترنتی فعال در زمینه حقوق زنان فیلتر شد.

همچنین در این گزارش به موارد متعدد اعدام در سال گذشته اعتراض شده و اجرای حکم اعدام در مورد دست کم 9 نفر از محکومان زیر 18 سال گزارش شده است.

در مورد وضعیت معلمان و فرهنگیان نیز دست کم 794 مورد کسر حقوق شغلی، 24 مورد انفصال از خدمت، یک مورد محرومیت از تصدی پست ستادی، 3 مورد بازنشستگی زودهنگام، 4 مورد تعلیق از خدمت، 6 مورد کاهش رتبه و گروه شغلی، 4 مورد محرومیت از تدریس، 5 مورد اخراج، یک مورد بازخرید از خدمت، یک مورد توبیخ با درج در پرونده، برکناری حدود 80 مدیر و معاون از سمت خود و 23 مورد تبعید، همچنین 23 مورد احضار و بازجویی در دادسرا، 25 مورد محاکمه در دادگاه های انقلاب، 55 مورد بازداشت و 19 مود حبس های تعزیری یا تعلیقی گزارش شده است.

و در بخش پایانی گزارش نیز درباره کارگران و اتحادیه های کارگری حداقل 36 مورد احضار به مراجع قضایی یا امنیتی، 8 مورد محاکمه، 31 مورد بازداشت و 31 مورد حبس، 789 مورد اخراج از کار، 8153 مورد عدم پرداخت به موقع حقوق و مزایا و 6 مورد مرگ به علت عدم ایمنی محیط کار گزارش شده است.

کانون مدافعان حقوق بشر حدود 6 سال پيش تاسيس شد و به عنوان يکی از معتبرترين سازمان های ايرانی فعال در زمينه حقوق بشر مورد پذيرش مراکز بين المللی قرار گرفت.

اگرچه اين سازمان در داخل ايران موفق به دريافت مجوز و پروانه تاسيس نشده، ولی در سال های گذشته گزارش های فصلی درباره وضعيت حقوق بشر در اين کشور ارائه کرده است.

شماری از حقوقدانان و وکلای مدافعی که در سال های اخير عمدتا دفاع از پرونده های مطبوعاتی و سياسی را بر عهده داشته اند از جمله شيرين عبادی برنده جايزه صلح نوبل، عبدالفتاح سلطانی، محمد علی دادخواه، محمد شريف و يوسف مولايی اين کانون را بنيان نهاده اند.

ازدواج اجباري با مهريه يک دست و يک پا

مورخه 23/2/87 دادگاه شهرستان بستان آباد از توابع تبريز طي حکمي دختر نوجواني را با مهريه يک دست و يک پا به عقد اجباري جواني ديگر درآورد.

ناهيد باغگر متولد سال 67 ساکن بستان آباد با توجه به فشارها و محدوديتها در خانواده بالاخص ضرب و شتم مکرر که حتي در موردي با ضربه شي فلزي به سر وي منجر به مشکلات رواني گرديده بود به همراه پسري به نام حميد .م تصميم به فرار از منزل ميگيرد .

ناهيد يکبار نيز در 14 سالگي چنين اقدامي نموده بود و به تهران گريخته و پس از بازگردانده شدن به منزل از تحصيل محروم و تحت فشار و محدوديت در منزل نگهداري ميشد ، حميد.م با اطلاع از محدوديتهاي دختر، وي را اغفال و به خانه فسادي در شهر تبريز منتقل و از تجاوز به وي اقدام به تهيه فيلمي به مدت 30 دقيقه مينمايد و بدين طريق با تهديد وي آخرين راه بازگشت به منزل وي را از اين دختر ميگيرد .

با دست ياقتن دوستان حميد به فيلم مذبور و تهديد آنان مبني بر اطلاع دادن به پليس ، حميد دختر را در اختيار دوستان خود نيز قرار ميدهد و آنان نيز با تهيه فيلم کوتاهي به وسيله تلفن همراه اقدام به انتشار فيلم تجاوز به اين دختر مينمايند . سرانجام با ورود نيروي انتظامي ، ناهيد دستگير و به خانواده اي که حاضر به پذيرفتن وي نبودند بازگردانده شد و سرانجام نيز دادگاه طي حکم صادره پسر و دختر را با مهريه يک دست و يک پا (معادل 180 ميليون تومان) به جبر به ازدواج يکديگر در مي آورد. اين در حالي است که دختر و پسر جوان به هيچ روي حاضر به زندگي مشترک با يکديگر نيستند .گفته شده است تعدادي از افراد تندروي مذهبي با جمع آوري طوماري در شهر مذکور خواهان سنگسار ناهيد باغگر گشته اند .

اکنون اين دختر در سايه عدم حمايت قانونگذار از وي از سويي طرد از سوي خانواده ، به جبر به ازدواج با فردي که خواهان او نيست در آمده است ، فيلم تجاوز به وي در سطح منطقه در سطح وسيعي منتشر گشته است و از سوي افراط گرايان مذهبي با تهديد به سنگسار مورد آزار و اذيت قرار دارد.

گزارش جلسه هیئت نظارت و برنامه ریزی ماه مای

امیر حسین بهادری

جلسه هیئت نظارت و برنامه ریزی کانون دفاع از حقوق بشر در ایران راس ساعت 14.30 روز یکشنبه تاریخ 1 مای 2008 برحسب اعلام قبلی، وپس از برگزاری مراسم راهپیمائی روز جهانی کارگر و به میزبانی نمایندگی برمن واقع در محل دائمی این نمایندگی با حضور :

1- آقای متین  صدر هیئت رئیسه

2- آقای شفائی قائم مقام هیئت رئیسه و مسئول موقت کمیته جوان و دانشجو

3- آقای ودودی عضوهیئت رئیسه و مدیرامورمالی و اداری کانون و مسئول نمایندگی هانوفر

4-آقای رشادی مسئول کمیته روابط عمومی و مسئول امور اداری کانون

5- آقای عنایت اصل مسئول کمیته ادیان ، و مسئول امورمالی کانون

6-خانم آریانپور مسئول کمیته کودک و نوجوان

7- آقای امیر حسین بهادری مسئول کمیته تبلیغات و هماهنگ کننده جلسات هیئت نظارت و برنامه ریزی

8-آقای سلیمی مسئول نمایندگی مگدبورگ

9-آقای کوروش متینی مقدم مسئول نمایندگی برمن

10- خانم نگین پوردلیر مدیر مسئول و سردبیر ماهنامه بشریت

11- خانم مهنازخزائی مسئول گروه اینترنتی

12- آقای شهریار ایازی از طرف نمایندگی تورینگن

13- آقای محمد تقی نژاد نمایندگی الدنبورگ

این جلسه با مسئولیت آقای ناصر ودودی تشکیل گردید.

در ابتدا و در بند اول دستور جلسه آقای متین صدر هیئت رئیسه نسبت به تشریح عملکرد هیئت رئیسه در ماه گذشته پرداختند و پیرامون چگونگی  ارسال مقالات و گزارشات به ماهنامه توضیحات لازم را ارائه داشتند .در ادامه گزارش هیئت رئیسه آقای شفائی به ایجاد امکانات جدید به کمک خانم خسروی برای پناهندگان و مهاجرین که به دلیل مهاجرت کمبود و مشکلات دارند  و همچنین درج نام کانون در فهرست دایره المعارف اینترنتی اشاره کردند و همچنین شکل گیری کامل و راه افتادن کامل کتابخانه تخصصی کانون در برمن ، پیشنهاد جدید آقای بهرخو جهت ایجاد تشکیل گروه کاری عکاسی و ایجاد وبلاگ برای این گروه ، استعفای آقای رئیسی از مسئولیت نمایندگی الدنبورگ و شکل گیری مجدد نمایندگی الدنبورگ به کمک اعضای باقیمانده در ماه آینده و همچنین تعیین مهلت ارسال مقالات و گزارشات تا 20 هر ماه از دیگر فعالیت های هیئت رئیسه در ماه گذشته بود .

53.jpg

 

در میان جلسه خانم مهدی بیگی عضو نمایندگی برمن با پخش شیرینی از کانون و کمک اعضای آن تشکر نمودند .

در بخش گزارش امور مالی آقای عنایت اصل به تشریح عملکرد مالی کانون در ماه گذشته پرداختند . ایشان یادآور شدند که در ماه گذشته از نمایندگی های کانون فقط 5 نمایندگی گزارش مالی ارائه دادند .

در ادامه بحث امور مالی در مورد مشکلات مالی کانون و اجاره دفتر برمن تبادل نظر شد .

56.jpg

در بخش بررسی عملکرد نمایندگی ها ابتدا آقای سلیمی از نمایندگی مگدبورگ به تشریح مشکلات مالی این نمایندگی جهت برگزاری میز کتاب پرداختند .

سپس اعضای حاضر نمایندگی الدنبورگ در مورد مشکلات پیش رویشان در نمایندگی پرداختند .

در ادامه آقای عنایت اصل از نمایندگی تورینگن ، آقای ودودی از نمایندگی هانوفر و آقای مقدم از نمایندگی برمن به تشریح عملکرد نمایندگی های خود پرداختند .

51.jpg

عدم حضور نمایندگی های کلن ، هامبورگ و گیسن در این جلسه باعث گردید تا هیئت نظارت تصمیم به ارائه اخطار به نمایندگی های گیسن ، برلین و هامبورگ بگیرد تا بدینوسیله حضور آنان در این جلسات به ایشان یادآوری شوددر بخش بررسی عملکرد کمیته ها ابتدا خانم آریانپور به تشریح عملکرد خود پرداختند و ایشان همچنان از اینکه ایمیل های ایشان توسط نمایندگی ها بی جواب میماند گله مند بودند . کمیته ادیان به مسئولیت آقای عنایت اصل ، کمیته روابط عمومی به مسئولیت آقای رشادی و کمیته تبلیغات به مسئولیت بهادری نیز در ادامه به تشریح کارکرد خود در ماه گذشته پرداختند . بعلت عدم حضور مسئولان کمیته های زنان و اقوام و ملل در جلسات قرار بر این گردید تا به مسئولین این کمیته ها اخطار و فرصت تا ماه آینده جهت اعلام فعالیت داده شود . از موارد دیگر این بخش تمدید درخواست کاندیداتوری کمیته جوان و دانشجو تا 10 مای بود که مورد تصویب هیئت نظارت قرار گرفت .

سپس خانم پوردلیر به ارائه گزارش از ماهنامه و مشکلات این بخش پرداختند .

جلسه در ساعت 17:30 پایان یافت .

گزارش نقض حقوق پیروان ادیان در ارديبهشت ماه١٣٨٧

اسماعیل عنایت اصل

  جرائم انتسابی به تفکیک عنوان ارديبهشت ماه  ١٣٨٧

۶

انتشار مطالب و یا تصاویر خلاف عفت عمومی

۱۰

تبلیغ علیه نظام مقدس و توهین به مسئولان

۱۵

هتک حرمت روحانیت و شان طلاب

۳

توهین به مقدسات

۸۳

زنا ، شرب خمر ، رقص ....

۱۰

تبلیغات دینی و عقیدتی

۵

مفسد و محارب

۲۲

اقدام علیه امنیت ملی

۲۲۹

پوشش نامناسب و بدحجابی

-

شركت در تجمعات غير مجاز

احکام صادره به تفکیک عنوان تفکیک عنوان ارديبهشت ماه  ١٣٨٧

۱۷

اعدام

۳۷

محکوم به اعدام

-

سنگسار

-

محکوم به سنگسار

۳۰

محاکمه و بازجوئی

۱۲

احضار به دادگاه

۲

حبس و زندان

۱۰۴

بازداشت و دستگیری

۴

توقیف اموال و یا جریمه نقدی

۴

شلاق

-

قطع اعضای بدن ¤

۳

توقیف نشریه

-

لغو جلاسات سخنرانی

-

تذکر شفاهی برای بد حجابی

         ۳

اخراج و یا تعلیق از کار

-

  آزادي با قرار وثيقه

محكومين به اعدام سه نفر  هنگام ارتكاب جرم زير ١٨ سال بوده اند.

 موارد ويژه در ارديبهشت ماه ١٣٨٧

 ۱- سامان بدیعی آرانی به علت اعتقاد به آئین بهائیت توسط ماموران امنیتی در کرج بازداشت شد و مغازه کپی و تکثیر وی توسط ماموران اداره اماکن پلمپ گردید. برادر وی بنام اشکان بدیعی آرانی در دادگاه انقلاب مورد بازجویی قرار گرفت.

همچنین خانم گلرخ همتی مسئول دفتر فنی کپی ساران مکررا برای دریافت پروانه کسب اقدام نموده ولی بعلت دارا بودن دیانت بهایی موفق به اخذ آن نشده اند.(فعالان حقوق بشر در ایران 9/2/87)

 ۲- حجت الاسلام عبدالعزیز عظیمی قدیم که به اتهام اهانت به حیثیت روحانیت در دادگاه ویژه روحانیت قم به یک سال حبس تعزیری محکوم شده بود، بازداشت گردید.(ساوالان سسی 14/2/87)

 ۳- مرکز بین المللی جامعه بهائیان اعلام کرد:

فریبا کمال آبادی، مهوش ثابت، جمالدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضایی، بهروز توکلی و وحید تیز فهم اعضای رهبری بهائیان ایران توسط ماموران امنیتی بازداشت شدند. بازداشت شدگان اعضای یک گروه هفت نفری هستند که به امور جامعه بهائیان در ایران رسیدگی می کنند و به "گروه یاران "معروفند.

«غلامحسین الهام سخنگوی دولت دستگیری بهائیان را تائیدکرد».(بی بی سی 26/2/87)

  ۴-  مهدی قاسم زاده، عبیدالله قاسم زاده، بخشعلی محمدی و سهندعلی محمدی چهار زندانی اهل حق که از تاریخ 9 فروردین امسال در اعتراض به وضعیت نگهداری، مدیریت زندان و همچنین اعتراض به احکام اعدام صادره  از سوی دادگاه انقلاب دست به اعتصاب غذا زده بودند بعد از 25 روز به اعتصاب غذای خود پایان داده و به زندان مرکزی ارومیه منتقل شدند.(ساوالان سسی 3/2/87) 

۵- حبیب الله لطیفی دانشجوی سنندجی که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از 7 ماه پیش بصورت بلاتکلیف در زندان بسر می برد، در زندان شدیدا تحت شکنجه قرار گرفته است. وی بر اثر شکنجه به خونریزی کلیه ها و پارگی صورت دچار شده است.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 14/2/87)

 ۶-  بر اساس آمار خبرگزاری فرانسه با احتساب اعدام 10 نفر طی دو روز گذشته از ابتدای سالجاری میلادی دستکم 70 نفر در ایران اعدام شده اند. سازمان عفو بین الملل اعلام کرد:

ایران در سال 2007 با 317 مورد اعدام پس از چین بیشترین استفاده را از مجازات اعدام بعمل آورده است.(رادیو زمانه 6/2/87)  

 ۷- ضابطان مرکز اجرایی امر به معروف و نهی از منکر سپاه پاسداران ناحیه شیراز 75 نفر زن و مرد را به جرم شرکت در یک جشن شبانه دستگیر و به مقامات قضایی تحویل دادند.(کیهان 1/2/87)

 ۸- در اجرای طرح امنیت اخلاقی و اجتماعی 94 مرد و زن به اتهام بدحجابی و کم توجهی به شئونات اسلامی توسط ماموران نیروی انتظامی بازداشت شدند. برای بازداشت شدگان پرونده تشکیل شده و به مراجع قضایی معرفی شده اند.(جمهوری اسلامی 16/2/87)

 

گزارش آماری نقض حقوق دانشجویان در اردیبهشت ١٣٨٧

مهدی احمدی پور

 

تعداد

مورد

موضوع

ردیف

4

3

بازداشت شده

1

14

9

توقیف سایتها و نشریات دانشجویی

2

47

7

احضار و بازجویی

3

2

2

صدور قرار وثیقه

4

1

1

حادثه

5

34

13

احکام صادر شده

6

1

تجاوز

7