پیوند ها

منشور کانون و اعلامیه جهانی حقوق بشر

اطلاعیه و اعلامیه های کانون

بایگانی

شماره جدید


شماره جدید 71   

گزارش جلسه ماهیانه دسامبر نمایندگی برمن

رضا داوری

این جلسه  در روز سه شنبه 18 دسامبر   2007  و از ساعت 14:30    در سالن لاگرهاوس شهر برمن آلمان برگزار گردید .

در این جلسه اعضا و هیت رئیسه کانون دفاع از حقوق بشر در ایران شرکت داشتند .

در این جلسه که به منظور بررسی مشکلات و چاره جویی درباره این مشکلات برگزار گردید . در ابتدا مشکلات بیان شد و به بررسی مشکلات جاری پرداخته شد و در ادامه  برای سه ماه آینده برنامه ماهیانه به صورت زیر ارائه گردید .

ژانویه 2008

سه شنبه 8 ژانویه   جلسه عمومی شهر برمن (گزارشات و تحلیل اخبار ماه گذشته و هماهنگی برای توزیع فراخوانها در سطح شهر و مقایسه مفاد اعلامیه حقوق بشر با قوانین جمهوری اسلامی)

شنبه 19 ژانویه پخش فیلم فروش کلیه در ایران و سخنرانی درباره مشکلات اجتماعی

فوریه 2008

سه شنبه 5 فوریه    جلسه عمومی شهر برمن (گزارشات و تحلیل اخبار ماه گذشته و هماهنگی برای توزیع فراخوانها در سطح شهر و مقایسه مفاد اعلامیه حقوق بشر با قوانین جمهوری اسلامی)

شنبه 16 فوریه  نمایش فیلم خاطرات زندان وسخنرانی در سالگرد 22 بهمن و نقض حقوق بشر در ایران

مارس 2008

سه شنبه 4 مارس    جلسه عمومی شهر برمن (گزارشات و تحلیل اخبار ماه گذشته و هماهنگی برای توزیع فراخوانها در سطح شهر و مقایسه مفاد اعلامیه حقوق بشر با قوانین جمهوری اسلامی و انتخابات برای ریاست شهر برمن)

شنبه 15 مارس نمایش فیلم قتلهای عنکبوتی و سخنرانی به مناسبت روز زن

جلسات عمومی شهر برمن از ساعت 15 الی 18 برگزار می شود و نمایشات فیلم از ساعت 12 الی 15 می باشد.

در این جلسه تواتفق شد تا جلسه روز 8 ژانویه با تحلیل 3 ماده اول حقوق بشر توسط خانم محمودی شروع شود و با تحلیل اخبار ماه گذشته توسط آقای هودجی ادامه یابد و سخنرانی درباره وضعیت زلزله زدگان بم توسط آقای رضا داوری ارایه شود .

این جلسه در ساعت  4:30 به پایان رسید.

 

دومین جلسه نمایندگی کلن

محسن برخو

در ساعت 21 در تاریخ 1 دسامبر 2007 دومین جلسه نمایندگی کلن با حضور همکاران کانون آقایان محمد متین،منوچهر شفائی و ناصر ودودی و خانم نگین پوردلیر در شهر هانوفر تشکیل گردید.

در ابتدا آقای منوچهر شفائی در خصوص اساسنامه کانون دفاع از حقوق بشر در ایران به صورت اجمالی صحبت کرده و سپس آقای محمد متین در رابطه با اهداف کانون وعملکرد کانون در سالهای گذشته توضیحاتی  ارائه نمودند بعد از صحبتهای آقایان شفائی و متین نسبت به انتخاب مسولین نمایندگی با نظارت همکاران کانون رای گیری به عمل آمد و آقای محسن بهرخو به سمت مسول نمایندگی و آقای منصور کاظمی به سمت موقت مسول امور مالی و اداری انتخاب شدند.

در پایان جلسه مقرر شد که نمایندگی کلن پس از مشخص شدن دفتر نمایندگی در کلن جلسات ماهیانه میز کتاب و جلسات سخنرانی را پیش بینی نموده و برای اطلاع عموم به روابط عمومی ارسال نمایند.

گزارش فعالیت نمایندگی گیسن در دسامبر 2007

آذر جواد

گردهمائی به مناسبت ده دسامبر روز جهانی حقوق بشر و بزرگداشت جان باختگان قتل های زنجیری در المان درشهر کلن برگزارشد و سخنرانان به ترتیب (خانم امجدی و اقای دوانی برادراقای پیروزدوانی یکی از مقتولان قتل های زنجیره ای اقای انوری واقای سرهنگ صادقی واقای بیگد لی) در این مراسم نمایندگی گیسن بصورت فعال در این مراسم با پخش اطلاعیه و اعلامیه های کانون که حاوی نقض حقوق بشر در ایران بود حضور داشته و در زیر گزارش تصویری از این مراسم ارائه می گردد .

Photo-0003.jpg     Photo-0013.jpg

 

Photo-0011.jpg

گزارش سخنرانی به مناسبت 10 دسامبر روز جهانی حقوق بشر در نمایندگی برمن

رضا داوری

جلسه سخنرانی و بحث و گفتگو  به مناسبت  10 دسامبر روز جهانی حقوق بشر در روزشنبه  15 دسامبر  2007  و از ساعت 14:00 الی 17:00 در سالن لاگرهاوس شهر برمن آلمان برگزار گردید . در این جلسه اعضا کانون دفاع از حقوق بشر در ایران ودیگر ایرانیان آزادی خواه شرکت کردند.

DSCI3644.JPG

 

در ابتدای جلسه خانم فرزانه مهدی بیگی  به خوش آمد گویی به حضار و شرکت کنندگان پرداختند و از خانم بیگ زاده خواستند که با حضور خود درباره اهداف ایجاد کتابخانه اختصاصی حقوق بشر درشهر برمن توضیحاتی را مبذول دارند.ایشان با اشاره به فعالیتهای سیاسی و فرهنگی  گذشته خود به اختصار درباره کتابخانه توضیحاتی را دادند و به طور رسمی آغاز به کار این کتابخانه را اعلام نمودند  و همکاری و مشارکت اعضا و دیگر ایرانیان را خواستار شدند.

 

DSCI3650.JPG

 

 سپس خانم الهه آریانپور، عضو کانون دفاع حقوق بشر در ایران به ایراد سخنرانی درباره ایران و بحران های اجتماعی در آن اشاره نمودند و با شرح کوتاه ولی جامعی از فریبکاریهای رژیم برای ابقا خود در طول 28 سال جاری اشاره کردند .

ایشان در سخنان خود به بحران آفرینی های متعدد رژیم از شروع انقلاب و همچنین استفاده رژیم از جنگ برای سرکوب مردم سخن گفتند .ایشان همچنین از بحران آفرینی های رژیم و سرکوب زنان و جوانان در ماه های اخیر و همچنین ایجاد بحران هسته ای و افزایش شدید سرکوبها در دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد  صحبت نمودند .

در ادامه آقای  جهانگیر گلزار، عضو هیئت تحریریه روزنامه انقلاب اسلامی در تبعید درباره آینده ایران با حکومت احمدی نژاد صحبت نمودند و با ارایه آمار دقیقی از وضعیت درآمدی رژیم در 27 سال گذشته و بالاخص دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد به وضعیت اسفبار اقتصادی و افزایش تورم در ایران اشاره نمودند.

 

DSCI3653.JPG

 

ایشان در سخنان خود به نقش بنیاد مستضعفین در خرج بودجه دولتی اشاره کردند و از وابستگی  شدید بودجه به نفت و اینکه دولت هیچ راه کار عملی را برای کاهش وابستگی بودجه انجام نمی دهد اشاره کردند . ایشان همچنین از عدم سرمایه گذاری خارجی در کشور و ضرری که از این بابت کشور متحمل می شود سخن گفتند .کاهش تولید نفت و افزایش جمعیت در کشور را خطر بسیار مهمی دانستند که آینده اقتصادی کشور را تهدید می کند .

ایشان در پایان سخنان خود به جنبش های اخیر دانشجویی و تفاوتی که این جنبش ها با جنبشهای دیگر مردمی و حتی دانشجویی در سالهای گذشته داشته است اشاره کردند و فرمودند که خواستهای جنبشهای اخیر نه خواستهای مسالمت آمیز بلکه خواستهای بسیار فراتر از اصلاحات بوده است که همین امر باعث مخالفت شدیدتر رژیم با اعتراض کنندگان شده است.

DSCI3666.JPG

 

پس از پایان سخنان ایشان یک استراحت 15 دقیقی به شرکت کنندگان داده شد و سپس شرکت کنندگان سوالات خود را از سخنرانان جلسه پرسیدند . که این مساله خود منجر به بحث پیرامون مسایل حقوقی بشری و موارد نقض دقیقه ای آن در ایران را به میان کشید .

اگر چه این جلسه در ساعت 17 به پایان رسید ولی همچنان بحث ها و گفتگو های چند نفری در سالن جلسه ادامه داشت که خود نشانگر اشتیاق شرکت کنندگان به برگزارپی مجدد چنین جلسه هایی در شهر برمن بود .

گزارش تصویری از فعالیت اعضای نمایندگی برلین در دسامبر 2007

بهادر نیکفر

Bild 018.jpg  Bild 031.jpg  Bild 022.jpg Bild 020.jpg Bild 024.jpg

گزارش نمایندگی زاکسن در ماه دسامبر

زیبا مرادی عجم

جلسه در تاریخ 08.12.2007  در ساعت 14 باحضور تمام اعضاء وبا اعلام خیر مقدم از طرف نمایندگی آقای سیامک ـ ـقزوینه وبا منشیگری خانم زیبا مرادی عجم تشکیل شد .

 

CIMG2499.JPG   IMG_0007.JPG

 

در ابتدا با مذاکره از طریق اینترنت با آقای شفایی مدیر مسئول کمیتهء روابط عمومی کانون ، اعضاء سوالاتی درمورد مشکلات شاخه  مطرح کردند که ایشان به همهء سوالات پاسخ گفته وهمینطور رهنمود هایی جهت فعال تر کردن شاخه ابراز داشتند.

بعداز آن فیلم اعتراض به نمایش گذاشته شد وسخنران اول آقای علیرضا حسین پور در ادامهء توضیحاتی راجع به موضوع فیلم در مورد تاریخچهء جنبش دانشجویی درایران گفتند، که از آن جمله تعطیلی دانشگاه ها در اوایل انقلاب واخراج دانشجویان که به آنها دانشجویان ستاره دار نیز می گفتند .

 دومین سخنران آقای کیومرث جنتی مهر راجع به سرکوب دانشجویان ونداشتن حق بیان ، حقوق فردی حزبی وفضای مسموم وخفقان آور در محیط دانشگاهاصحبت کردند .

 

 

بعد آقای حسن مرویان خو گفتند که وضعییت مدارس به مراتب از وضعیت دانشگاه ها بدتر میباشد بطوری که هیچ معلوم نیست با این اوضاع درآینده اصلا دانشگاهی در کار باشد.

در آخر خانم زیبا مرادی اینطور ادامه دادن که دانشجویان دختر دوبرابر مورد آزار واذ یت رژیم جمهوری اسلامی قرار میگیرند .اول بخاطر زن بودنشان که رژیم ترجیح میدهد که در خانه بمانند ودوم بخاطر دانشجو بودنشان.در پایان آقای سیامک قزوینه مسئول نمایندگی زاکسن از همگی تشکر کردند و جلسه در ساعت 17 به پایان رسید.

سومین جلسه ماهانه نمایندگی کلن

 

ماده 3 اعلامیه حقوق بشر:

هر کس حق زندگی،آزادی وامنیت شخصی  دارد

احمد کاظمی

در تاریخ 23 دسامبر 2007  ساعت 16 بعداز ظهر در شهر گومرزباخ سومین جلسه ماهیانه کانون دفاع حقوق بشر درایران نمایندگی کلن به مسئولیت آقای احمد کاظمی و با حضور همکار گرامی کانون آقای شفائی و اعضای محترم نمایندگی و خانم ها مریم میعادفر، مژگان کرد قره چه لو، نهضت اشترانی آقایان بهنام وفاشرشت، محسن بهرخو تشکیل گردید.

در ابتدا خانم مژگان کردقره چه لو در خصوص دو ماده 1و2 اعلامیه حقوق بشر به صورت اجمالی صحبت نموده و مقایسه ای با قانون اساسی جمهوری اسلامی و شرایط کنونی ایران داشتند سپس آقای محسن بهرخو مسئول نمایندگی با ارائه آمار نقض حقوق زنان در ایران در شش ماه اول 2007 و مقایسه با سال قبل و رشد نقض حقوق زنان پرداخته وتوضیحاتی در رشد منفی نقض حقوق بشر در 2 سال اخیر نمودند .

در پایان مقرر شد که جلسه آتی نمایندگی در همین محل و در آخرین شنبه ژانویه 26.01.2008  برگزار گردد.

 

باز هم سرکوب زنان

مژده پورمحمودی

تجربه سه دهه گذشته نشان داده که حکومت اسلامی هرگاه احساس کند که شیرازه امور از دستش خارج می شود، به موج جدیدی از سرکوب متوسل می شود

در چند روز اخیر شاهد گزارشات و تصاویری تحت عنوان « مبارزه با اراذل و اوباش» می باشیم. رسانه های تصویری ابعاد جدیدی از تحقیر انسانی را در ملاء عام را به نمایش می گذارد. این تهاجمات و دستگیری ها به صورتی سازمان یافته توسط نیروهای انتظامی و دولتی می باشد

تصاویری که در آنها نه تنها نفی حرمت و حقوق انسانی یک فرد دیده می شود، بلکه پایمال شدن شرافت و حقوق اولیه یک ملت و به تحقیر و مسخره گرفته شدن آنان در زیر پوتین های پاسداران حکومت اسلامی را می توان دید .

تهاجم نیروهای سرکوبگر رژیم حکومتی به جوانان ایران در روزهای اخیر،  ادامه همان سیاست تجاوز به حقوق زنان بوده و اهداف سیاسی مشخصی را هم دنبال می کند .

هدف اصلی حکومت اسلامی در حمله به مردان جوان به بهانه مبارزه با « اراذال و اوباش »، در کنار طرح سرکوب زنان، گسترش جو رعب و وحشت  و مجبور کردن مردم به اطاعت و تن دادن به سیاست ها و چهارچوب های ایدئولوژیکی این حکومت است. ترساندن کل جامعه و وادار کردن آن به تسلیم از طریق سرکوب زنان و زهرچشم گرفتن از آنان، ترویج روحیه یأس و ناامیدی و تبلیغ این مسئله که مقاوت در برابر رژیم بی فایده است از اهداف واضح این رفتار وحشیانه است.

حکومت اسلامی برای رسیدن به این هدف، هرزمان با زمینه سازی های روانی- اجتماعی مسئله ای را بهانه کرده و با راه اندازی تبلیغات در مورد آن، تلاش می کند تا از آن طریق راه رسیدن به اهدافش را هموار کند

این مسئله از زبان عوامل حکومتی اینچنین بررسی می شود :

یکسری زنها هستند که که با پوشش خودشان موجب فساد و فحشاء می شوند، اینها وسیله تهاجم فرهنگی غربی ها و آمریکا هستند. یکسری جوانها هم با حمله به نوامیس ملت، امنیت را از خانواده ها گرفته اند. بنابراین مردم باید خیلی خوشحال بوده و از ما سپاسگزار هم باشند که نیروهای اسلام اینقدر هوشیار و بیداراند که هر توطئه ای را در نطفه خفه کرده و با دستگیری این عوامل فساد، امنیت خانواده ها را برقرار می کنند.

. مردم ایران با این فرهنگ عوامفریبانه حکومت اسلامی، بخوبی آشنا هستند. همچنین مردم خوب می دانند که رژیم از روز اول حاکمیتش تلاش داشت تا هرکسی را که حاضر نشد با آن همکاری کند، با مارک ها و تهمت های بی پایه و اساس « بی اعتبار » کند.

مفسد فی الارض، جاسوس، منافق، ستون پنجم، اراذل و اوباش و ... نمونه هائی از این گونه اتهامات هستند

این رفتار و روش ها، نشانه عدم حاکمیت یک« حکومت قانون » بوده و نشان می دهد که حکومت اسلامی بر پایه یک حاکمیت ایدئولوژیک گردش امور را در دست داشته و این حاکمیت با شکنجه و سرکوب مردم در ملاء عام و در مقابل دوربین های عکاسی و فیلم برداری، حکومتی ضد ارزشهای بشری است.

panah.jpg 

 

صرفنظر از تعاریف و یا مبانی حقوقی، در بیان عمومی « اراذل و اوباش » افرادی هستند که مخل امنیت و آرامش مردم بوده و با اقدامات خودسرانه، فرا تر از قانون عمل می کنند. حتی اگر در خوشبینانه ترین حالت، افرادی را که رژیم از آنها با عنوان اراذل و اوباش یاد می کند، بزه کارانی بدانیم که در دنیای مدرن دولت وظیفه بهبودی و بازپروری آنها را به عهده دارد، آنگاه این سوال پیش میاید که پس براستی اراذل و اوباش واقعی چه کسانی هستند؟

حکومتی که نزدیک سه دهه است که ابتدائی ترین قوانین و استانداردهای جهانی را رعایت نمی کند، حکومتی که هر روز با تجاوز به حریم خصوصی و شخصی افراد، آرامش تک تک افراد جامعه را سلب کرده است، حکومتی که با زور و شکنجه و اعدام و سنگسار و قطع دست در کوچه و خیابان به عربده جوئی پرداخته و مردم را مرعوب می کند، این چنین حکومت و آن نیروهائی که در مشمئزترین شکل، چوب در آستین افراد فرو کرده، سر آنها را از وسط می تراشند؛ به گردن آنان آفتابه می اندازند و در وسط محله ها آنها را چرخانده و تحقیر می کنند و … یک چنین حکومتی تجسم واقعی پلیدی بوده و آمران و عاملان سرکوب مردم و جوانان ایران، مصادیق واقعی اراذل و اوباش بحساب می آیند

اما ... همانطور که این حکومت نتوانسته بعد از سه دهه خود را با سرکوب و اعدام و شکنجه و بگیر و بند بر مردم ایران غالب کند، بعد از این نیز نخواهد توانست.

همانگونه که تاکنون مردم و جوانان ایران به روش های مختلف مخالفت خود را با این مزدوران نشان داده اند، بعد از این نیز با درس گیری از گذشته، مقاومت و مبارزه خود را تا تغییر این حکومت و حصول به یک حکومت آزاد و انسانی ادامه خواهند داد

 

حکومت چكمه پوش و زنان چكمه‌پوش

صدیقه جعفری

ایران اسلامی کشور من است:

مملکتی که با قانون و اجرای قوانین بیگانه است  و هیچ کاری  حتی  برطبق قانون اساسی نیم بند و تصویبی خود شان هم انجام نمیشود. روزنامه ها یکی بعد از دیگری تعطیل  میشود, دانشگاه و دانشجو سرکوب چکمه پوشان حکومتی است, انتخابات فرمایشی ومنتخب انتصابی است  و تیغ دودم  سانسور و فیلتر زیر گنوی تمامی رسانه های جمعی و گروهی قرار دارد.

آیا هموطنان میتوانند در چارچوب  قانون  مطالبات خود را پیگیری کنند؟

کدام قانون ؟

دیاری که حاکمان آن کتاب و کتاب خوان را تاب نمی آورند و مآمن کتابخوانان را با واهی ترین دلایل مهروموم میکنند.

کشوری که انسان ها  تنها به دلیل زاده شدن و زیستن در آن دیار ساده ترین  حقوق انسانیشان سلب میشود.

سرزمینی که فرهیختگانش ازپی سالها رنج و تلاش وممارست ناچار به کوچ میشوند وآوارهء ناکجا آباد غریبی که هیچ سهمی از آن ندارند. موطنی که تمامی ذهن دگراند یشان  آن پیوسته در معرض تشویش است و مدام ( مدعی) به داد (عموم) میرسد و مشوش سازان اذهان رابه بندوحبس و شلاق می کشاند تا مردم را نجات دهد.

زادگاهی که کارمندان وکارگرانش را به زندان و شکنجه و تازیانه محکوم میسازند تنها و تنها به جرم اینکه درپی احقاق حقوق صنفی خود بوده اند وداد خواهی ازظلمی که بر انان روا داشته اند.

آیا با گفتمان مدنی و ادبیات خواهش وهشدار ونصیحت وتهدید  سردمداران و چکمه پوشان حاکم  به سمت دموکراسی هدایت میشوند؟

حکومت و دولت بی کفایتی که  تورم وگرانی افسار گسیخته آن  ( با توجه به قیمت بالای نفت ) سبب  گردیده تا هموطنان من جسم پریشان خود و همسر و فرزندانشان  در گرو لقمه نانی  باشد .

آیا حکومتی که مشکلات اقتصادی جامعه  را ساعت به ساعت و لحظه به لحظه افزون نموده هدایت شد نی است؟

و آیا نصیحت پذ یر است ؟

و ایا بحز بی کفایتی وبی برنامه گی  دلیل دیگری را میتوان تصورنمود؟

ایا حکومتی که در کلیه امور و زمینه ها برای خود نقشی قائل  میشود, فرمانی صادر میکند  و جیره خواران خود را برای سرکوبی  ملت گسیل میدارد  ,در مسیر دموکراسی نیز گام برخواهد داشت ؟

آیا حکومتی که برای پوشش نیمی از جامعه ( زنان) ( کفش, مانتو   روسری ,کاپشن, جوراب  شلوار)  رنگ و شکل  و فرم و اندازه   تعیین میکند با  گفتمان و ادبیات خواهش وتمنا  هم  آشنائی دارد ؟

وای بر ما که از میهنمان قیم مآبانی قد علم کردند که ریشه در اوهامی بزرگ دارند , تابوهائی برخاسته اند که تحمل اند یشه دیگران را ندارند .در خاک زرخیزمان ایران حکایت گویائی است از نبود آزادی , در اینجا زمان خسته و ثانیه ها سنگین است اینان, آزادی را بر صلیب شقاوت خویش مصلوب کرده اند.

در ایران من حتی بی اعتماد نمیتوان خفتن و در تما م زوایای آن ترسی هولناک  نشان از حضورظلم دارد و از هیچ روزنی نوری نمی تراود هر چه هست اندوه و ترس وسیاهی است که حاکمان ظالم بر سراسر سرزمین پهناور ایران گسترده اند.

تا به کی میتوانیم آرام بگیریم و سکوت کنیم؟

آیا کسی را غم حقوق بر باد رفته این اندیشمندان و دگراند یشان و زنان ودانشجویان و کارگران وکتابخوانان ونویسندگان ودیگران ودیگران ودیگران  نیست ؟

اما من :

مینویسم که خود را نوشته باشم  و این پرسش را در خود تکرار میکنم که ایا زنان چکمه پوش  ناپسند حکومتند یا حاکمان چکمه پوش ناپسند ملت؟

بد حجابی تهدید ملی!؟

مهناز خزائی

عدم بررسی کارشناسانه جرائم و جرم شناسی و علل بزه و ناديده گرفتن علل ديگر و دخالت دادن بد حجابی ، به علت جرائم چيزی جز انحراف از شناخت علت جرم نبوده و به بيراه رفتن در حل معلول خواهد بود در دهه اول عمر رژیم که فشار مسئولین بر مردم و محدود کردن معاشرت زن و مرد و بعضن برخورد قهری تمرکز یافته بود از آنجاکه رابطه بین دو همجنس بدور از ظن بود،در جامعه باعث رواج نوعی انحراف و همجنسگرائی به دلیل بطور نامحسوس گردید.
در سالیان بعد با وجود آزادی نسبی و دسترسی به امکانت بروز چون نت و ماهواره و بافت سنتی جامعه ایران از لحاظ تفکر، همراه با تعصبات و عدم تعلیم و آگاهی فرزندان نسبت به مسائل جنسی و رفع کنجکاوی آنان و در کل رشد نیافتن فرهنگ عمومی همراه با استفاده بهینه از امکانات ، این شده است که در جامعه شاهد ارتباط ناسالم دو جنس و مشکلات و پیآمد آن هستیم (برای مثال شما وارد چت میشوی اولین سوال این است که سن و جنس و مکانت کجاست و بعد دوست داری یا نه و یا بیشترین کاربرد نت در ایران بر روی سکس متمرکز است) واز یک طرف دولت قادر به برقراری تعادل مابین خواسته ها افراد نبوده و این تضاد بین خواسته هاست که منجر به نابهنجاری در جامعه میگردد از طرف دیگربا رشد جمعیت جوان کشور و ناکارآمدی دولت در زمینه ارتقا اقتصاد خانواده ها و اشتغالزائی و ایجاد شکاف طبقاتی و دامن زدن خود دولت با سیاستهای اشتباه به شکل گرفتن تفکر تجمل گرائی و ثروت اندوزی (کافیست سریالی را درجعبه جادوئی ببینید که بجای چای قهوه و بجای سفره میز نهارخوری و منزل مبله و ماشینهای مدل بالا خودنمائی میکند) زمینه گریز افراد را از ازدواج فراهم نموده در نتیجه سن ازدواج ترقی و آمار طلاق رشد صعودی و ازدواج با رکود مواجه گشته است.
ازدواج برای جوانان رويا شده و دولت نيز برای حمايت و تشويق جوانان به ازدواج شعارهای فروان سر میدهد که عملن جاذبه ای در آن نيست چون پرداخت وام یک میلیونی ازدواج که برای گرفتن آن باید از هفت خوان رستم گذشته و بعد هم کفایت ودیعه یک آلونک استیجاری را هم نمیکند روزبروز بر تعداد جوانان تحصیلکرده با مدارک دانشگاهی افزوده میشود و این امر توقعات تازه در افراد ایجاد مینماید که خود و دولت در تامین آن قاصرند بعنوان مثال لیسانس مملکت روانه خدمت اجباری سربازی شده و به او درجه افسری میدهند ولی پس ازاتمام آن تمام ارتباط دولت با شخص قطع میشود و وی باید با لیسانس کرایه کشی کند گسترش جامعه و مهاجرت و شهر نشینی و مشکلات اقتصادی گریبانگیر خانواده و بخصوص خانواده های پر جمعیت بعضن باعث گردیده خانواده ها از اقوام خود دور افتاده و یا فراری اندو جوانان برای پیداکردن همسر مورد نظر خود دست بدامان فال و سایتهای همسریابی اینترنتی میشوند.
دیگر کمال و معرفت جائی در زندگی جوانان ندارد بلکه این جمال است که حرف اول را میزند لذا جوان با دنباله روی از مدها و بزک کردن خود سعی در مطرح نمودن خود و جلب طرف مقابل دارد و اکثر ازدواجها بر پایه دیدن و خواستن استوار است و پس از مدتی نیز به بن بست ختم میشود دولت داعیه ساختن زندگی افراد را با ارتقاءایمان اعتقادات اسلامی دارد ولی راهکار ارائه نمیکند که چگونه زن بیکار و بی کس ، نیازمند باید از وسوسه گناه بپرهیزد و یا جوانی که هیچ آینده ای برایش متصور نبوده و دچار چنان مشکلات مالی است که حتی قادر به پرداخت مخارج بازار آزاد هم نیست چندسال باید پارسا بوده و نفس را سرکوب نماید، آیا اگر یه کسی تجاوز نماید یگانه مقصر اوست و دولت و جامعه بی تقصیرند.
آیا واقعن فساد جامعه در گرو حجاب زنان گره خورده و دولتیان نباید گام وتمهیدات تازه برای بر طرف نمودن موانع پیشروی آنان و حل مشکلات جوانان بر دارند و آیا آن چهار جوانی که زن پنجاه ساله ای را که برای خرید از خانه خارج شده بود از میدانی در پاسداران ربوده و در خرابه ای به اتفاق سه نفر دیگر همگی به زن بیچاره تجاوز نمودند برای تخلیه خود سن و سال و ظاهر برایشان معنا داشته است در کنف توجهات دولت بی بندباری نهادینه شده و میگویند سیصدو پنجاه هزار نفر در تهران فاحشه داریم که با اضافه کردن مشتریان مرد آنها به عمق فاجعه پی خواهید برد، اگر در قبل از انقلاب به مکان خاصی مراجعه مینمودی حال به هر کجا سرک بکشی ردی از آن مییابی ، یکی خانه و یا دفتری اجاره نموده و با گذاشتن چند تخت آنرامحل فحشا نموده و کسی که از نداری، زنی حاضر نبود قیافه اش را تحمل نماید با پرداخت مبلغی خود را شاهداماد حس مینماید و یا آن زن که تا دیروز قادر به سیر کردن شکمش نبود حال دو و یا چند برابر یک لودر که ساعتی ده هزار تومان کار مینماید، درآمد دارد و یا آن دختری که از نداری پدرش کسی در خانه اشان را نمی زد حال مورد توجه قرار گرفته و در بهترین رستوران دعوت میشود و با کلماتی چون خانم سرافراز نمودید، لطف فرمودید و از زیارت دوباره شما خوشحال می شویم، در پوست خود نمی گنجد و خرد شدن شخصیت خود را در یک شب توسط عربی ناشناس بهتر از عمری زندگی همراه با سرکوفت برای نداشتن جهیزیه میداند.ولی آیا واقعن سلامت و امنيت اخلاقی و مشکل جامعه ما با حجاب خانمها حل شده و ما دیگر شاهد وقوع جرائم در این ارتباط نخواهیم بود و آیا آمار رو به ازدياد اعتياد هم ناشی از حجاب خانمهاست و یا آن ایدزی که از زندانها بعلت استفاده از تزریق مشترک به جامعه سرایت میکند (علت وجود مواد مخدر در زندان و چگونگی سرایت آن به جامعه را ذکر نمینمایم) ناشی از پوشش زنان است و می توان نقش علل سیاسی ، اجتماعی، اقتصادی، خانوادگی و روانشناسی را نادیده گرفت ؟ تا کی می توان با طرح شعارهای فريبنده علت را نپرداختن به کار فرهنگی رجوع داد و مردم را از خدا و جهنم ترساند و یا در مورد ایدز هشدار داد و يا به بهانه تهديد ملی به خانه های مردم ریخته و ماهواره جمع نمود و يا فيلترينگ اعمال کرد?
آيا معيار سلامتی جامعه نداشتن فاحشه است و ميتوان گفت جامعه ای سالم است که زنش برای خودفروشی نکردن خودکشی و يا کلیه فروشی و یا کودک فروشی میکند و یا رحمش را اجاره میدهد ؟
و یا؟
 

 

11 درصد جمعیت کشور زیر خط فقر مطلق

علیرضا حسین پور

مدیرکل دفتر فقر زدایی وزارت رفاه گفت: بر اساس آخرین آمار کشور در سال 85، بیش از 11 درصد جمعیت ایران زیر خط فقر مطلق هستند که از این میان حدود 700 هزار نفر در فقر شدید بسر می برند. به گزارش مهر در بندرعباس، سید عبدالله عمادی شب گذشته در جمع خبرنگاران افزود: مبنای تعیین خط فقر، بررسی آمارهای مرکز آمار کشور و شاخص های بانک مرکزی است که بر اساس آن، درآمد ماهیانه خط فقر شدید که حدود یک درصد از جمعیت کشور را در بر می گیرد، برابر 88 هزار تومان است که این رقم برای خط فقر مطلق در کشور حدود 188 هزار تومان تعیین شده و در مجموع بیش از 11 درصد جمعیت کشورمان در زیر خط فقر بسر می برند.وی خاطرنشان کرد: تعداد افراد زیر خط فقر شدید در کشور در سال 84 حدود 8/2 درصد در جمعیت بود که با سیاست های ویژه دولت و تمهیدات دستگاه های حمایتی، این عدد به حدود یک درصد رسیده است.

مدیر کل دفتر مطالعات و فقر زدایی وزارت رفاه و تامین اجتماعی یادآور شد: 990 میلیارد تومان اعتبار حمایتی از سوی وزارت رفاه در سال جاری در نظر گرفته شده که 300 میلیارد تومان آن برای حمایت از کودکان و زنان بی سرپرست، معلولین، بهبود تغذیه کودکان زیر شش سال و مادران باردار، 288 میلیارد تومان آن هدایت یارانه به سمت اقشار آسیب پذیرجامعه از جمله پنج میلیون مددجوی کمیته امداد، یک میلیون تحت پوشش بهزیستی و سه میلیون نفر شناسایی موردی، 270 میلیارد تومان جهت یارانه شیر خانوار از جمله 130 میلیارد تومان یارانه شیر مدارس ابتدایی و راهنمایی در نظر گرفته شده است.

حق حضانت فرزند

 فاطمه بهادری خوانجانی

در کشور ما برخی از موارد نگاه قانونگذاران،یک نگاه مردانه بوده وبرابری جنسیتی معمولی در تصویب قانون صورت نگرفته است که نداشتن حق حضانت فرزند یکی از آنهاست.درجامعه اسلامی ایران یک زن با ازدواج کردن یکسری از حقوق خود راهمچون تعیین محل سکونت،اجازه خروج ازکشور،حق طلاق،حق حضانت فرزندو... راازدست می دهد.چون طبق قانون ریاست یک خانواده به عهده مرداست ویک زن هیچ وقت نمی تواند سرپرست فرزندش باشدوحتی در صورت نبودن پدروجدپدری بازهم سرپرستی فرزند به او تعلق نمی گیردوفقط می تواند قیم فرزند خود باشد .من نه روزنامه نگارم نه نویسنده چیره دست.بلکه منهم زنی هستم از هزاران زن ایرانی که ناخواسته بدلیل قانون های اجباری ونداشتن حق حضانت فرزندم مجبور به ترک وطن شده ام.وهمین اجبارمراواداشته که قلم بدست گیرم وبه شما بگویم که چه برسر زنان جامعه ما میآید.اگرماانسانهائی که درکشورهای آزاد زندگی می کنیم کمی ازحقوق زنان ایرانی دفاع کنیم بدون شک انان خودرا بی پناه احساس نمی کنند.البته من هنوز فکر می کنم برای آندسته از انسانهای آزادیخواه که مسلمان نیستند ودر کشورهای اسلامی زندگی نکرده اند مشکل است درک نمایند که یک مرد مسلمان ایرانی چه تصوراتی از زن دارد وچگونه به یک زن می اندیشد .ازنظر یک مرد مسلمان ایرانی ،یک زن بایستی پایبند به اصول اخلاقی باشد.اصول اخلاقی از نظر این مرد ایرانی یعنی اینکه زن بایستی تابع وخادم شوهرش باشد،مثلا اگر درخارج از خانه شغلی دارد بایستی بازهم وظایف آشپزخانه را تمام وکمال بعهده بگیردواگرهم خانه دار باشد که وظایف او ظرفشوئی ،بچه داری،لباسشوئی و غیره است.وحالا اگر این زن اعتراضی بکند آن مرد می گوید مگر از صبح چه می کنی؟چهارتا ظرف ودوتکه لباس شدکار؟واگر این اعتراض به دادگاه خانواده برسداز نظر قانون حق با مرد است وزن بعنوان عدم تمکین از تمامی حقوق خود محروم می شود.من از قوانینی گریخته ام، که از تار و پودش بوی نفرت از بشریت و آزادی و حقوق انسانی می آید! من ازتحمیل اجباری جمهری اسلامی گریخته ام نه از مبارزه با آنها! من ازجهنم جمهوری اسلامی ایران گریخته ام. من گریخته ام و اینجا آمده ام که در یک فضای آزاد به مردم جهان بگویم: ایران بهشت مردان خودخواه و جاه طلب و برده پسنداست. چه کسی هست که هنوز نمیداند هزاران زن ایرانی چگونه جهنمی راکه رژیم اسلامی برای آنان ساخته است تحمل می کنند .

حمایت از تحریم های هوشمندانه

رضا داوری

عبورازخط فقرمطلق، بیکاری، اعتیاد، عدم امنیت اجتماعی، تجاوز، اعدام پنهان دختران در زندان، تورم، بی اعتباری در نزد جهانیان، آوارگی، زیر پا گذاشتن حقوق زن و کودک و پدیده خود فروشی دختران نوجوان از شرم آورترین ره آوردهای سیاسی و اجتماعی رژیم جمهوری اسلامی هستند که در طی سه دهه اخیر برجامعه شهروندی ایرانی تحمیل شده اند. این وقایع هولناک در کشوری رخ میدهد که بر دریای ازمنابع سرشار طبیعی و ثروت خفته است که امروزتماما ً درانحصار و کنترل باندهای گوناگون رژیم جمهوری اسلامی به یغما میروند. فقر و همه ی نابسامانیهای اجتماعی در ایران نه ناشی از تحریمهای بین المللی بلکه نتیجه حلقه های تنگ اقتصادی بهم پیوسته سردمداران رژیم جمهوری اسلامی است که کشور را تبدیل به تیول خصوصی خود کرده اند. تخمین زده میشود 80 درصد سرمایه های ملی و ذخایر مالی مردم در دست اقلیت کوچک 2 در صدی متمرکزشده است که امروز ارکان امورسیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی را در اختیار دارند، و در مقابل 80 درصد جامعه شهروندی ایران فاقد حداقل امکانات برای تأمین معاش روزانه خود میباشند. این آن تصویرکلی از تقسیم ثروت و ساختاراجتماعی در نظام جمهوری اسلامی است که در 30 سال پیش بنیانگذارش آیت الله خمینی نوید ًعدالت ً و ًبرابری ً را به مردم ایران داده بود. شگفت آنکه شرکای این باندهای حکومتی بعضا ًهمان مراکز تولیدی و تجاری خارجی میباشند که در طی همین سه دهه هم پیمان با گرداندگان رژیم جمهوری اسلامی در تشدید و توسعه همه ی این فلاکتهای اجتماعی همداستان بوده اند.

تصور اینکه امروز آیت الله ها در ایران صرفاً بر مسند قدرت سیاسی تکیه کرده اند کاملا ً خطا است و این بدین معنا است که ما ازساختارسیاسی امروز جامعه خود که قدرت بلامنازع روحانیون و دیگر باندهای حکومتی را برشریان تولید و تجارت کشورتثبیت کرده اند بی اطلاع میباشیم. بطور نمونه یکی از بازوهای این اختاپوس مالی بنیاد ًآستان قدس رضوی ً است که از بزرگترین کارتل های اقتصادی خاورمیانه محسوب میشود که تحت کنترل مستقیم آخوند ًواعظ طبسی ً اداره میشود. ارزیابی میشود میزان سرمایه های این بنیاد حدود 100 میلیارد دلارمیباشد که شامل زمینهای کشاورزی مکانیزه شده و بیشمارصنایع تولیدی در کشور است که پس از متواری شدن صاحبان اصلی آنها پس از انقلاب اسلامی در سال 57 در اختیار ًآستان قدس رضوی ً قرار داده شد. حتی گفته میشود فعالیت های اقتصادی این بنیاد آنچنان گسترده است که عرصه اش به خارج از مرزهای ایران توسعه یافته است، بگونه ایکه بخشی از کشت خشخاش و تولید تریاک در خاک افغانستان متعلق به ً آستان قدس رضوی ً میباشد. واعظ طبسی تنها روحانی دولتی نیست که امروز بخش بزرگی از سرمایه های ملی مردم ایران را در اختیار دارد بلکه در کنار او دیگر آیت الله ها ی حکومتی هستند که با چیرگی بر انحصارات دیگر توانسته اند ثروتهای نجومی برای خود اندوخته کنند. از جمله واردات اقلام مصرفی روزمره مردم چون شکر، قند و چای که در انحصار آیت الله مکارم شیرازی، آیت الله مصباح یزدی و رهبرعلی خامنه ای میباشند. گفته میشود هر آنچه چای در ایران وجود دارد چه واردات و چه تولیدات داخلی از آن علی خامنه ای است، بگونه ایکه هر هنگام مردم در داخل کشور چای مینوشند به طعنه میگویند؛ چای ، چای سید علی. نا گفته نماند بزرگترین تولید محصولات لبنیات در داخل کشور در انحصار آیت الله ناطق نوری است که امروز در بیت رهبری ازموقعیت ویژه سیاسی برخوردار میباشد.
ازانحصار روحانیون با نفوذ در کشور بگذریم به سران سپاه پاسداران میرسیم که امروز نبض اقتصاد ایران بطور یکجانبه تحت کنترل این نهاد سرکوبگر میباشد. از همان روزی که محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری رژیم اسلامی منصوب شد نفوذ و قدرت سپاه پاسداران در عرصه سیاست، تجارت و نظام بانکی کشور چندین برابر شد. احمدی نژاد شرایط را بگونه ای برای سرداران سپاه پاسداران هموار ساخت که این نهاد نظامی بتواند رسما ً بخش بزرگ و مهمی از فروش و صادرات نفت و گاز ایران را در اختیار گیرد، و مستقلا ً بدون حساب و کتاب پس دادن به کسی پیمان نامه های جداگانه برای فروش نفت و گاز ایران با دولتها و شرکتهای خارجی به امضاء برساند. ازپیش سپاه پاسداران موفق شده بود برای پیشبرد تسهیلات تجاری خود بنادر و اسکله های نفتی مستقلی را در سرتا سر آبهای ملی کشور برای خود ایجاد کند تا با فروش سهم خود از نفت و گاز ایران به رتق و فتق امور سیاسی و نظامی خود در منطقه بپردازد؛ از جمله آموزش و تسلیح گروههای تروریستی و برهم زدن امنیت داخلی کشورهای همسایه. از سویی دیگر میبایست اذعان داشت امروز سپاه پاسداران و سرداران این ارگان نظامی فقط دست بالا را در پروژه های نفت و گاز کشور را ندارند بلکه مراکز بزرگ ترابری و راه سازی کشور در انحصار این باند مافیایی حکومتی است که از خارج توسط مراکز تجاری و مالی بیشماری قادر هستند مراودات تجاری و بانکی خود دربازار جهانی را پیش برند. گفته میشود یکی از دعواهای دولتی محمد خاتمی با سپاه پاسداران بر سر فرودگاه ًامام خمینی ً بود که سپاه پاسداران تلاش میکرد با کنترل مستقیم این فرودگاه بخش بزرگی ازمراودات اقتصادی و تجاری خود در سطح بین المللی را از این محل انجام دهد.

در حین حال یکی از ابزارهایی که سپاه پاسداران کوشش کرده است برای ورودش به عرصه بازارهای جهانی فراهم آورد ایجاد شرکتهای تجاری و مالی بسیاری است که امروز با سرمایه های ملی مردم ایران در سرتاسر جهان به فعالیت مشغول میباشند که عمده ترین این نهادهای تجاری که بر رأس هر یک از آنها یکی از سرداران سپاه پاسداران گمارده شده است در کشور دوبی مستقر شده اند.

طبیعی است برای انجام این مراوده های کلان تجاری که بخش بزرگی از پروژه های نظامی و هسته ای رژیم را هم اداره میکنند توسط یک سیستم بانکی و مالی مافیایی صورت میگیرد که سهامداران اصلی هر یک از آنها باز همان فرمانده هان سپاه میباشند که امروز برای فریب افکار عمومی لباس سپاهیگری را از تن برکنده و کت و شلواربر تن کرده اند. براساس ارزیابیهای انجام شده در آمد حاصل ازفروش نفت و گاز ایران در دوسال اخیر مبلغی معادل 120 میلیارد دلار تخمین زده شده است که تا این لحظه هیچ نهاد داخلی و خارجی نتوانسته است قطعا ً اعلام کند چه بر سر این درآمد ارزی کلان آمده است و یا در کدام حوزه اجتماعی به مصرف رسیده است.

و همانگونه که منابع اقتصادی دولت جمهوری اسلامی اعلام میکنند در آمد ارزی دولت احمدی نژاد از فروش نفت و گازمبلغی حدود 60 میلیارد دلار در سال میباشد که حدود 40 میلیارد دلار از این درآمد ارزی صرف واردات از خارج میشود.

همان حجم بالای وارداتی که عامل نابودی تولیدات ملی شده اند و تماما ً زیر پوشش شرکتهای تجارتی که تحت کنترل سپاه و یا ارگانهای متعلق به باندهای درون حاکمیت میباشند انجام میگیرند.حکومت جمهوری اسلامی حاکمیتی است مافیایی که برای به سرانجام رسانیدن اهداف شوم سیاسی خود در ایران و منطقه همچنان به چپاول و نابودی ذخایر ملی و مالی مردم ایران ادامه میدهد.

همانگونه که اشاره شد نتیجه این سلطه گری فقر، بیکاری، اعتیاد، خودفروشی، آوارگی ... بوده است.

یک لحظه بخود تردید راه ندهید عامل همه ی مصیبتهای اقتصادی و اجتماعی در کشورمان انحصارات مالی، تجاری و تولیدی است که توسط مشتی اوباش سیاسی که سکان قدرت در جمهوری اسلامی را دراختیار دارند حادث شده اند.

اگر قرار است در آینده تحریمهایی از سوی غرب علیه ایران انجام گیرد این تحریمها در وحله نخست متوجه مراکز قدرت، تولید، تجارت و نظام بانکی در جمهوری اسلامی است که زیر فرمان ملایان و شرکای آنها اداره میشوند.

بیشک اعمال تحریمهای بین المللی بیش از هر چیزمیبایست سبب نگرانی ملایان وگروههای اوباش وابسته به آنها شوند که پنجه برهمه ی سرمایه های مالی و انسانی در کشور افکنده اند، نه مردم ایران که جززنجیراسارت و گرسنگی بر دستهای خود چیز دیگری ندارند.

مخالفت مستمر با شعار تحریم علیه جمهوری اسلامی بیش از هر چیز مورد بهره برداری ملایان قرار خواهد گرفت که قصد دارند خرابی وضعیت معیشتی مردم، بیکاری و گرانی در کشور را به گردن دولتها و شرکتهای خارجی تحریم کننده بیاندازند و نه چپاولگریهای خودشان.

فقر، بیکاری، گرانی، فحاش، اعتیاد در ایران فقط و فقط نتیجه 30 سال سیاست سلطه گرایانه و تحریم اقتصادی باند هاشمی، احمدی نژاد، سپاه پاسداران و گروه مؤتلفه بر علیه مردم ایران میباشد که برمنابع ملی و ثروت مردم ایران بطور همه جانبه چنگ انداخته اند.

بگذارید در انتهای این نوشتار نکته ای را هم خاطر نشان سازم که امید ببندیم بحران هسته ای رژیم با غرب با تحریمهای اقتصادی فیصله یابد و بدین شکل بنیاد این نظام ولائی فرو ریزد، درغیراینصورت میبایست منتظرماند تا گزینه نظامی چون ابزار فشار برای خاتمه بخشیدن به غنی سازی اورانیوم در جمهوری اسلامی راهکارپایانی انتخاب شود.

و در آن شرایط است که میبایست بطور جدی نگران بود، نگران از موجودیت کشور چرا که هدف اجرای طرح جغرافیای جدید برای خاورمیانه آنهم از خلال یک جنگ گسترده درمنطقه است.

جنگی که خشت نخست آنرا بلند پروازهای اتمی رژیم جمهوری اسلامی در دل زمین پی افکند.

محکومیت ایران در ساز مان ملل برای چندمین سال متوالی

اکبر بشارتی

در اواخر سال 2007 سازمان ملل برای چندمین سال متوالی ایران را به خاطر نقض حقوق بشر در آن کشور محکوم کرد.

با درود به همو طنان عزیز:

در اجرای حکمی که از طرف مجمع سازمان ملل متحد و کشورهای عضو آن صورت گرفت ایران به خاطر رفتارهای ناقص حقوق بشر محکوم گردید و قطنامه ای صادر شد که ایران نه تنها حامی تروریست و نا امنی در کشورهای منطقه به خصوص کشورهای اسلامی است بلکه طرفدار تندروهای به اصطلاح مسلمان که همگی آنها گروهی کوچک و رادیکال اما در شکل کلی بسیار خطرناک هستند قرار دارد.

اما این موضوع تمام خواسته های سازمان ملل نبود یلکه خطراتی که برای مردم کشور به خصوص دانشجویان و روزنامه نگارانی هستند که همواره خواسته هایشان برمبنای  آزادی و آزاده اندیشی نیز بوده و همچنین از سوی دیگر اعدام کودکان و افرادی که مرتب جرم بزهکاری هستند و سن آنها به حد قانونی یا همان 18سال نرسیده و آماری از سوی سازمان عفو بین الملل منتشر شد.

ایران از سال 1990 بالاترین آمار اعدام مجرمان صغیر در جهان را به خود اختصاص داده است و در حال حاضر بیش از 70 مورد نوجوان کمتر از 18 سال در انتظار اجرای حکم اعدام میباشند که به نظر میرسد.

تعداد افراد فراتر از این ارقام باشند و از سوی دیگر اخطارهای پیاپی که از طرف سازمان ملل و پارلمان اروپا به ایران داده شده .

جهت رعایت هنجارها و موازین بین المللی مشاهده میکنیم که روزنامه نگاران ودست اندرکاران اطلاع رسانی ما تحت تعقیب و دستگیری سازمان قضایی جمهوری اسلامی قرار گرفته و با بدترین و خشن ترین برخوردها و شکنجه آنان باعث رعب و وحشت در داخل قرار میگیرند و این نوع بی ثباتی و نا امنی چه داخل و چه در منطقه به وجود آورده است و صدای طبل آن به گوش همه جهانیان رسیده و برای ما سوال این است که آیا جمهوری اسلامی فقط با یک قشر خاصی این جنایتها را انجام میدهد.

اما در جواب میفهمیم که این طیف روشنفکر فقط گوشه ای از جنایت رژیم میباشد و کلا همه اقشار مردم چه اقلیت و چه اکثریت همگی به نوعی در مسئله آزادی و حقوقی خود دچار چنین مشکلات گسترده ای با رژیم جمهوری اسلامی نیز میباشند و جالب است بدانیم که در گزارش دیگری که اخیرا در سازمان ملل بدان اشاره شده.

ایران یکی از نا امن ترین کشورهای جهان و در رتبه 94 قرار دارد که تقریبا هیچ تضمینی برای امنیت جانی و مالی در آن وجود ندارد و توصیه شده به توریستهای جهانگرد حداقل از رفتن به کشور ایران خود داری کنند.

بنابراین با یک حساب کاملا ساده و دقیق پی میبریم که رژیم جمهوری اسلامی با کلمه آزادی  کاملا بیگانه بوده و آن را فقط تحت لوای حاکمان جمهوری اسلامی دانسته و معنی و مفهوم آن را آنگونه که خود میخواهد به جامعه القاء میکند.

ما نیز خوب میدانیم که تمام معادلات حاکمان جمهوری اسلامی مستهلک شده ومدتهاست که تاریخ مصرف آن پایان پذیرفته و دوران ان نیزبه اتمام رسیده و حداقل اینکه در قرن 21 همه مردم روشنفکر تر از ان هستند که به این خواسته های ضد بشری تن در دهند و در اخر وظیفه همه مردمی که قلبشان برای وطنشان میطپد.

باید از راه های قانونی و در راس ان سازمان های دفاع از حقوق بشر همواره و بی وقفه به مبارزات خود ادامه داده و اجازه ندهیم بیش از این اساس حقوق مدنیت در ایران و تحت حاکمیت رژیم به نام جمهوری اسلامی پایمال گشته و این حکومت قرون وسطایی به جنایتهای خونبار خود همچنان ادامه دهد.

ایرانی سربلند

ایرانی سرفراز

تحریم در مقابل نقض حقوق بشر یا تحریم در مقابل اتمی شدن ­

آذر جواد

سا لگرد قتل های زنجیر ه ای چه  کسانی در ایران کشته شدند یا بهتر بگو یم قطعه قطعه شدند

اذر ماه است ما باز در سوگ ازاد اندیشانی چون محمد مختاری شاعر و نویسنده از فعالان کانون نویسند گان که پس از ربوده شدن با طناب خفه شده بود و محمد پوینده مترجم و از فعالان کانون نویسندگان که او نیز مرگی چون مختاری داشت .داریوش فروهر دبیر کل حزب ملت ایران و همسرش  پروانه  زوج فعال سیاسی را که با ضربات کارد به قتل رساندن

علی اکبر سعیدی سیرجانی نویسنده معروف و خالق ضحاک مار دوش

خسرو بشارتی جنازه وی در شهر کن کشف شد او با یک شلیک گلوله به مغزش به قتل رسیده بود

حسین سرشار خواننده ایرانی به جرم خواندن تحریک امیز ای ایران ای مرز پر گهر و دوستی با سعیدی سیرجانی دستگیر و مورد شکنجه قرارگرفته به طوری که حافظه ی خود را از دست داد وی را در ابادان رها کرده ودر تصادفی ساختگی به قتل رسید.

فاطمه قائم مقامی سرمهماندار هواپیما دکتر فلاح یزدی پزشک اقای منتظری در جلوی چشمهای فرزندانش محمد تقی زهتا بی مورخ و زبان شناس   شیخ محمد ضیائی  امام جمعه بندرعباس

حمید حاجی زاده  و پسرش کارون  بخاطر اینکه اشعار ملی می سرود

احمد میرین صیاد استاد دانشگاه معصومه مصدق نوه دکتر مصوق

مهندس کریم جلی و همسرش فاطمه امامی

دکتر جمشید پرتوی  متخصص بیماری قلبی و دکتراحمد خمینی در خانه خود بطور مشکوکی کشته شد

جواد امامی کارشناس داد گستری و همسرش سونیا ال یاسین در خانه خود کشته شدند

سعید قیدی از پرسنل نیروی هوائی جنازه او را که با ضربات چاقو کشته شده بود در سعادت اباد پیدا شد

پیروز دوانی نویسنده و فعال سیاسی

فرزینه مقصود لو و خواهرزاده اش شبنم حسینی

ابراهیم زال زاده نویسنده و روزنامه نگار

منوچهر صانعی  وفیروزه کلانتری همسرش منوچهر کارمند بنیاد مستضعفان بود و بر روی اسناد کار می کرد

دکتر احمد تفضلی  محقق نویسنده و استاد دانشگاه    کشیش محمد باقر یوسفی ( روان بخش )

دکترعبدالعزیز مجد استاد دانشگاه زاهدان از پیروان مذهب تسنن     دکتراحمد صیاد از متفکران اهل سنت

 سیامک سنجری  در ابان ماه و در استانه جشن ازدواجش کشته شد

کشیش محمد باقر یوسفی (روان بخش ) در ساری به قتل رسید   ماموت فاروق فرساد و ماموستا محمد ربیعی امام جمعه کرمانشاه  که هر دو سنی مذهب  که با تزریق امپول هوا کشته شدند

اشرف السادات برقعی در قم احمد میر علائی در اصفهان  مهندس

حسین برازنده در مشهد

حسین شاه جمالی  وی یک مسلمان مسیحی شده بود  کشیش دیباج و کشیش میکائیلیان  کشیش هاپیک هوسپیان در کرج

شمس الدین امیر علائی نخستین سفیر جمهوری اسلامی در فرانسه همکار زنده یاد دکتر مصدق و از رهبران جبهه ملی

دکتر تقی تفتی همسرش و دو فرزندشان  جواد سنا زهرا افتخاری جلال متین   سید محمودمیدانی همگی از مشهد

واینها مشتی است نمونه خروارها  و بسیاری از ایران دوستان وشاعران و نویسندگان و استادان وازاد اندیشان مرز بوم اهورایمان چه در داخل و چه در خارج از ایران عزیزمان

حال از شما می پرسم تحریم در مقابل نقض حقوق بشر یا تحریم در مقابل اتمی شدن کدام صحیح تر است

حکم اعدام نقض آشکار حقوق بشر

سیامک قزوینه

عفو بین الملل در بیانیه ای ضمن ابراز نگرانی عمیق از گزارش ها درباره در آستانه اعدام قرار گرفتن سه نوجوان، از ایران خواست اعدام نوجوانان را متوقف کرده و به روند جهانی لغو مجازات اعدام بپیوندد.
سازمان عفو بین الملل در بیانیه ای که روز جمعه چهاردهم دسامبر منتشر کرد، این احکام اعدام را نقض آشکار قوانین بین المللی دانسته و از مقام های جمهوری اسلامی خواسته است تا مانع اجرای این اعدام ها شوند.عفو بین الملل تصریح کرده است رییس قوه قضائیه جمهوری اسلامی حکم اعدام علی مهین ترابی، جوانی را که متهم است در ۱۶ سالگی مرتکب جنایت شده، تایید کرده و او ممکن است در روزهای آینده اعدام شود.برپایه این بیانیه، حکم اعدام دو نوجوان دیگر نیز برای تایید، به رییس قوه قضائیه عرضه شده است.

   

عفو بین الملل یادآوری کرده است که هم اکنون در ایران بیش از ۷۰ نوجوان در آستانه اعدام قرار دارند.قوانین بین المللی توسل به مجازات اعدام علیه افرادی را که پیش از سن هجده سالگی مرتکب جنایت شده اند، قویا ممنوع می کند.

ایران به عنوان کشوری که عضو پیمان بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و آی. سی. سی .پی. آر ، است تعهد کرده است که مجرمین زیر سن قانونی را اعدام نکند.عفو بین الملل تاکید کرده است:

با اینحال دولت ایران از سال ۱۹۹۰ میلادی تا کنون دست کم ۲۸ نوجوان متهم را، که شش تن آنها تنها درسال جاری اعدام شدند، دستخوش این مجازات کرده است.این سارمان افزوده است:

از آنجا که دست کم پانزده نوجوان افغان نیز براساس گزارش ها، احتمالا در انتظار مجازات اعدام بسر می برند، این رقم ممکن است فراتر از آن چیزی باشد که تا کنون اعلام شده است.

طبق گزارش سازمان عفو بین الملل احتمال دارد در پیگیری های قانونی که درمورد علی مهین ترابی، همانند دیگر مجرمین نوجوانی که در انتظار مجازات اعدام هستند، انجام شده است اشتباهاتی رخ داده باشد.

با توجه به اینکه ایران قوانین بین المللی را به درستی دنبال نمی کند، سازمان عفو بین الملل نگران است که مبادا مدارکی که کارشناسان و شاهدین در دادگاه ارائه می دهند، غیر قابل اعتماد باشد.

سازمان عفو بین الملل از افراد و گروه ها در خواست کرده است تا با نوشتن نامه به مقام های دولت ایران از آنها بخواهند بدون درنگ حکم اعدام علی مهین ترابی را متوقف سازند.

10دسامبر سال روز جهانی حقوق بشر

(پرچم سپید بشریت)

وحید آخوندی

حقوق بشر یک امر مسلم است و نقض آشکار و واضح این حقوق از سوی دستگاههای حاکم به یک پدیده معمولی تبدیل شده است .

در حقیقت شاید یاداشت ها، گزارشات و تلاشهای فعالین حقوق بشر ، کمترین اشاره و حرکتی برای مردمان آسیب دیده ی  هر مرز و بوم تحت ستم باشد.

 بطور واضح نکته مشخص در خصوص ملت ایران آنچه که درد آور رخ می تاباند و تاریخ  بیان گر این واقعیت ، که این سرزمین اولین بنیان گذار منشور تاریخی حقوق بشر   بوده، ولی امروز به جرم فریاد ابتدائی ترین حقوقمان،از حقوق زنان و کودکان تاحقوق پیروان ادیان و اقوام و ملل ساکن ایران، کارگران و دانشجویان در بندمان مجبور به ترک آن دیار و پناه به سرزمین های دور گردیده ایم .

حقوق بشر یک کلمه بسیار ساده  ولی در عین حال مظلوم می باشد.

 وقتی تمام امور آدمیان تحت کنترل حکومت و حاکمیت حکمرانانش در می آید ابتدائی ترین حقوق انسانها از هر خانه و کاشانه ایی رخت بر می بندد و جای خود را به ظلم می دهد.

در اینجا قصد بحث و تفسیر جزئیات افراد مورد ظلم واقع شده و آمارهای شکنجه و اعدام و...ندارم، محور سخن این بار روح لطیف بشریت است که سایه ی آن همواره بر دل کوردلان قدرت طلب سنگینی میکند.

از زمانی که تکنولوژی ارتباطات در جهان پیشرفت چشم گیری پیدا کرد ، دنیا یک مرتبه کوچک شد ، حتی مفهوم واقعی آن در ذهن ما تغییر کرد و کلمه ی دهکده ی جهانی را به خود گرفت ، پرده های سیاست بالا رفتند دیوارهای قطور مرزها شکسته شدند و بدون سفر کردن روزانه افراد بیشماری را می توان ملاقات کرد ، آدم هایی که از سادگی مثال زدنی هستند و دوستی های اقوام وملل با حضوری پررنگ تر جلوگر شدند.

به امید روزی که پرچم سپید صلح در بام بشریت به احتزاز در آید وجز خنده ی کودکان صدایی به گوش نرسد.                 

نمایش فیلم، سخنرانی، بحث و گفتگو

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران نمایندگی برمن، برگزار می کند

 

نمایش فیلم:

فروش کلیه در ایران

سخنران :

امیر هودجی, سردبیر نشریه همبستگی ایرانیان

مشکلات اجتماعی در جمهوری اسلامی ایران

زمان:.19.01.2008  ساعت 12:00 الی15:00

مکان: دفتر نمایندگی برمن در ساختمان لاگرهاوس

C/O Kulturzentrum Lagerhaus

Schild Straße 12-19

28203 Bremen

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران-نمایندگی برمن

 

برگشت