|
|
کانون دفاع از حقوق بشر در ایران |
|
گزارش جلسه ماه نوامبر نمایندگی هانوفر نگین پوردلیر جلسه ماهیانه نمایندگی شهر هانوفر در روز شنبه مورخه 10.11.2007 راس ساعت 12 با حضور اکثریت اعضا با مسئولیت سرکار خانم مهناز خزائی وهمچنین منشی جلسه سرکار خانم نگین پوردلیر در محل دائمی نشست تشکیل گردید.
ابتدا مسئول جلسه با عرض خیرمقدم به حاضرین، رئوس جلسه را تشریح نموده و از آقای وحید رشادی در بخش نخست جلسه دعوت نمود نسبت به قرائت گزیده اخبار ماه جاری اقدام نمایند.آقای رشادی با عنوان این مطلب که در ایام جاری متاسفانه همچنان اخبار دستگیریهای گسترده وصدور احکام غیرقانونی وبی شرمانه حکومت جمهوری اسلامی از میان کلیه اقشار جامعه علی الخصوص دانشجویان وخبرنگاران و زنان بیداد می کند. توجه حضار درجلسه را به اسناد منتشره از سوی بعضی از خبرگزاریها در خصوص افزایش دامنه سرکوب مردم توسط عمال حکومتی جلب نمود، وی در پایان سخنان با عنوان خبر قتل یک خانم دکترجوان در ستاد امر به معروف شهرستان همدان به اسم خودکشی ابراز تاسف نمودند.در ادامه قرائت اخبارماهیانه آقای شفائی وآقای ودودی نیز اخیرین اخبار منتشره از سوی رسانه های خبری را عنوان ونسبت به تشریح اوضاع کنونی ایران پرداختند.طبق برنامه ریزی ماه گذشته در بخش دیگر جلسه از سرکار خانم محمدی جهت تشریح اعلامیه حذف خشونت علیه زنان به عنوان یکی از مهمترین بندهای میثاق های بین المللی حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سازمان ملل متحد دعوت شد. که ایشان ابتدا ضمن اعلام عدم آمادگی نسبت به تشریح برخی از موارد نقض حقوق زنان در ایران طیق اخبارهای دریافتی و مشاهداتشان در خصوص خشونت علیه زنان پرداختند. و در پایان بعضی از مواد اعلامیه مذکور را که تهیه کرده بودند، برای حاضرین در جلسه قرائت نمودند.سپس در بخش دیگر سرکار خانم مینا ودودی در خصوص زندگی اسف بار کودکان متاهل در ایران سخنان مبسوطی ایراد نمودند، ایشان در بخشی از سخنانشان گفتند، طبق آخرین آمار رسمی کشور، مجموعا بیش از سی هزار کودک بین 10 تا 14 ساله ایرانی متاهل هستند. که دراین آمار دختران زیر 14 سال با جمعیت 24 هزارو 506 نفر بیشترین آمارکودکان همسردار را به خود اختصاص داده اند، و پنج هزارو پانصدونوزده نفر پسر 10 تا 14 ساله متاهل می باشند.
وی سپس این آمار تکان دهنده کودکان متاهل در ایران را عاملی مهم در خصوص افزایش وحشتناک آمارهای طلاق، خشونت و جرائم خانگی دانست که متاسفانه دولتمردان ایران با ایجاد چنین زمینه ای در جامعه از طرفی قشرعظیمی از نیروهای آینده ساز کشور را با حادثه روبرو نمودند و از طرفی اذعان عمومی را نسبت به قوانین قرون وسطائی دولت بدبین کردند.وی در پایان اظهار داشتند که بدیهی است وقتی از هر چهار ازدواج یک مورد منجر به طلاق میگردد، پس چطور میتوان به ازدواج یک زوج بین 10 تا 14 ساله با وضع کنونی اقتصاد بیمار کشور خوشبین بود؟ در بخش سخنرانی ماه از آقای امیرحسین بهادری که به همراه دو نفردیگر از نمایندگی تورینگن در این جلسه بعنوان میهمان شرکت داشتند جهت سخنرانی پیرامون قتلهای زنجیره ای یا جنایات دولتی دعوت به عمل آمد. ایشان ابتدا ضمن ابراز خرسندی از حضور در این جلسه سخنان جامعی در خصوص شکل گیری وعملکرد جنایتبار عوامل وزارت اطلاعات وقت طبق دستور سردمداران حکومت جمهوری اسلامی ایران ایراد نمود. در قسمتی از سخنان شخصیت و شان اجتماعی قربانیان این جنایت شنیع دولتی تشریح کرده وگفتند که وجود آنان برای بقای حکومت خطرناک محسوب می شدند وجنایتکاران دولتی چاره ای جز این نداشتند که اینگونه آنان را حذف نموده و برای فریب مردم دست به بهانه های مختلف زده و سپس با انتشار فیلمی نمایشی از افراد ناشناخته مظلوم نمائی نموده و با به ظاهر حرکتی فرمایشی برخی از مسئولین دولتی را جابجا نمایند. وهمچنان برای همیشه ماجرا بدون مقصر مثل گذشته خاتمه یابد. در پایان جلسه بجهت ایجاد هماهنگی وپیشبرد اهداف در زمینه های مختلف بعضی از مسائل و مشگلات نمایندگی مطرح وضمن تشریک مساعی واتفاق لازم برای جلسه آینده برنامه ریزی گردید گزارش جلسه ماهیانه نمایندگی فرایبرگ (زاکسن) زیبا مرادی عجم این جلسه در روز جمعه 16 نوامبر 2007 از ساعت 15 الی 18 در محل Einheit 15 FREIBERG (SACHSEN) Straße der با حضور تمام اعضای نمایندگی واعلام خیر مقدم از طرف مسئول موقت نمایندگی آقای سیامک قزوینه و منشی گری خانم زیبا مرادی عجم تشکیل شد. در آغاز فیلم سینمائی شهر زیبا که گویای اعدام جوانان زیر 18 سال در ایران اسلامی می باشد را به نمایش گذاشتند. آقای سیامک قزوینه سخنران جلسه در اعتراض به وضعیت نا بسامان ونا به هنجار کودکان ونوجوانان درایران وهمینطور برخورد غیر مسئو لانه وغیر منطقی رژیم جمهوری اسلامی در مورد زندانی واعدام کردن نوجوانان زیر 18 سال را غیر انسانی توصیف کرده وآنرا نقض مکرر حقوق بشر دانسته ومحکوم کردن. . بعد از آن آقای مرویان خو عضو کمیتهء کودکان ونوجوانان اظهار داشتند که با تمام تلاشی که فعالان حقوق بشر در خارج ودر داخل کشور انجام مید هند . متاسفانه هنوز نوجوانان زیر 18 سال در ایران اعدام میشوند . در ادامه خانم زیبا مرادی عجم از کمیته زنان ومسئول امورمالی واداری نمایندگی از دستگیری یکی دیگر از فعالین جنبش زنان خبر دادند . و گفتند که خانم مریم حسین خواه یکی از فعالین جنبش زنان وهمینطور یکی از مسئولین سایت زنستان باز داشت شدند. خانم حسین خواه در اسفند سال 85 به همراه 32 نفر دیگر از زنان در جریان اعتراض مسالمت آمیز به دادگاه احضار وباز داشت شدند و4 روز در زندان اوین بودند که اینبار نیز بعد از چند ساعت باز داشت به زندان اوین منتقل شدند . سپس آقای علیرضا حسین پور خبر دادند که دوره دوم طرح امنیت اجتماعی از طرف دولت جمهوری اسلامی به عنوان بد حجاب و دستگیری ارازل و اوباش مطرح گردیده که به این بهانه باید منتظر سیل دستگیری وسرکوب دانشجویان. زنان . روزنامه نگاران. کارگران، وکلا ومتعاقبا نقض حقوق بشر در تمام موارد در ایران باشیم. آقای کیومرث جنتی مهر در رابطه با موقعیت سخت اقلیتهای مذهبی در ایران گفتند. که وضعیت اقلیتهای مذهبی نیز بهتر از بقیه نبوده وبا فشار هر چه بیشتر آنها نیز در زیر ذره بین رژیم قرار دارند و به هر بهانه ای آنها را دستگیر و زندانی وبرایشان ارعاب و وحشت بوجود می آورند. در آخر آقای سیامک قزوینه مسئول نمایندگی فرایبرگ از همگی تشکر کرده ودر ساعت 18 جلسه به پایان رسید . گزارش جلسه ونمایش فیلم در نمایندگی هانوفر وحید رشادی در روز شنبه مورخه 2007.10.11 از ساعت 14:30 در محل دفتر نمایندگی شهر هانوفر فیلم سینمائی گیس بریده با همکاری اعضای نمایندگی شهر هانوفر بمنظور آشنائی با سیاست ترویج خشونت در خانواده از سوی دولت جمهوری اسلامی ایران جهت عدم اعتماد به هم حتی ایجاد دشمنی بین افراد خانواده با هماهنگی آقای وحید رشادی به نمایش گذاشته شد که ضمن جلب توجه حاضرین درهمین ارتباط مسئله وضعیت اسفبار عده زیادی از افراد خانواده های ایرانی که در حقیقت قربانیان خشونت خانوادگی هستند نیز ابتدا توسط سرکار خانم مهناز خزائی با عنوان علل پیدایش خشونت در خانواده ایرانی به شرح زیر تشریح گردید.
ماده:1 تمام افراد بشر آزاد به دنيا مي آيند و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند. همه داراي عقل و وجدان مي باشند و بايد نسبت به يکديگر با روح برادري رفتار کنند.ماده:3 هر کس حق زندگي، آزادي و امنيت شخصي دارد. ماده:5 احدي را نميتوان تحت شکنجه يا مجازات يا رفتاري قرار داد که ظالمانه و يا برخلاف انسانيت و شئون بشري يا موهن باشد.تحقيقات نشان داده است در جوامعي كه قوانين عرفي آن حول محور " زور" مستقر شده و منطق در آن كاربرد كمتري دارد ، تنبيه سختترين و كم هزينهترين و در عين حال هم بدترين واكنش موجود است "خشونت" و "تنبيه" در خانواده گاهي تبلور ترس و دلهره است زيرا فرزنداني كه از كودكي فقط آموختهاند كه به همه درخواستهاي موجود پاسخ "آري" بدهند و اگر "نه" بگويند در معرض تنبيه قرار ميگيرند، در بزرگسالي احتمال آنكه هرگاه "نه" ميشنوند ،از ابزار خشونت استفاده كنند بيشتر است ، همانطور كه فرزندان خانوادههاي پدرسالار، غالبا يا خشونتگرا هستند و يا از افسردگي رنج ميبرند اگر ميخواهيم جهاني صلح آميز داشته باشيم بايد در قدم نخست، با روش هاي خشونت آميز در خانواده مبارزه كنيم ، زيرا امروزه متداولترين خشونت موجود در سطح جوامع انساني ، خشونت در خانواده است پديده خشونت خانگي در كشور ما ازحد عادی گذشته واکنون بیداد می کند. اما به هر حال این واقعيت تلخي است که وجود دارد و عواملي نظير بي پناهي اعضاي آزار ديده ، ترس و شرم اعضاي خانواده در بيان آزار، كاستي هاي قانوني ، بيتوجهي نهادهاي حمايتي و هزاران عامل ديگر در گسترش اين امر دخيل است. گاهي خشونت توسط فرهنگ ، تاييد و يا تشويق ميشود و حتي توسط خانواده به رسميت شناخته شده و يك رفتار نرمال تلقي ميشود روانكاوان معتقدند هنگامي كه نميتوانيم حرفمان را به كرسي بنشانيم توسط خشونت آن را اعمال ميكنيم و اين به معناي آن است كه كسي كه اقتدار درونياش از بين رفته يا كم رنگ شده است ناچار است توسط خشونت خواستهاش را محقق كند وقتي احترام بهخود را ياد نگرفتهايم و از كودكي با احساس تحقير زندگي كردهايم به ديگران نيز طبعا احترام نمي گذاريم و اين بياحترامي را بر فردي كه از خودمان ضعيف تر است مثل كودكمان اعمال ميكنيم. اين بياحترامي مثل يك عقده سركوفتهي حل نشده در درون فرد باقي ميماند و هنگامي كه فرد توسط عوامل بيروني تحريك ميشود آن را به شكل پرخاشگري و خشونت بيرون ميريزد وقتي انسان قادر نباشد بر محيط كنترل داشته باشد اين عدم كنترل را دليل ضعف و ناتواني خود تلقي ميكند در چنين شرايطي فرد بيمار فكر ميكند كه دوست داشتني نيست و غيرقابل احترام است و در چنين حالتي حتي احساس شرم نهفته در درون آدمي افزايش مييابد در چنين شرايطي است كه تخليه كردن احساس شرم بوسيله كتك زدن و تحقير كردن كسي كه ما را خشمگين كردهاست ،فوقالعاده ارضا كننده و تخليهكننده است لذا اين تجربه به كرات تكرار ميشود هنگامي كه كودك كتك ميخورد به تنها چيزي كه نمي انديشد كار اشتباهي است كه انجام داده است و اصلا به دليلي كه پدر و مادر به خاطر آن وي را كتك زدهاند فكر نميكند بلكه تنها چيزي كه كودك در آن شرايط به آن ميانديشد آن است كه مورد توهين و تحقير قرار گرفتهاست وي خشونت اعمال شده توسط والدين را مهمترين عامل از بين رفتن اعتماد و صميميت در خانواده عنوان كردو می توان اضطراب ، ترس از جدايي ، شب ادراري را از جمله تاثيرات كوتاه مدت خشونت نسبت به كودكان دانست آن چه اهميت بيشتري دارد اثرات دراز مدت خشونت بر كودك است ،اعتماد بنفس پايين و احساس شرم از مهمترين اين تاثيرات است و چنين كودكي در بزرگسالي تبديل به يك والد مهاجم، خشن و آزاردهنده شده و كودك خود را مورد آسيب قرار ميدهد در همين راستا می توان گفت: خشونت يك نوع پاسخ اعتراضآميز است كه فرد نسبت به فشارهاي دروني و بيروني كه به وي تحميل شدهاست ، ميدهد فرد بوسيله اعمال خشونت ، واكنش قهرآميز خود را به عوامل ناخوشايندي كه وي را تحت فشار قرار دادهاند، ارائه ميكند قربانيان خشونت نيز خودشان در اعمال خشونت نقش مهمي را ايفاء ميكنند زيرا سكوت رنج ديدگان در مقابل خشونت موجب بروز مجدد آن خواهد شد اگر در خانواده، گفتمان منطق حاكم باشد ميتوان بحرانهاي گوناگون را مديريت كرد اما هر جا كه روشهاي آموزشي، تربيتي ، علمي و ساز و كارهاي منطقي براي مهار اختلافات خانوادگي نباشد خشونت تنها راه چاره تلقي ميشود در خصوص شناخت علل اعمال خشونت نیز می توان گفت: علل اجتماعي ، فرهنگي و رواني از جمله مهمترين علل ايجاد خشونت است ، مشاهده فيلمهاي سراسر خشونت به كودكانمان ميآموزد كه ميتوان از طريق اعمال اين رفتار هاي خشونتآميز به مقصود رسيد. گاهي خشونت ميتواند علل رواني داشته باشد و نشانگر ترس و دلهره فرد از يك عامل بيروني باشد زيرا بسياري مواقع شخص به علت ترس و دلهره از يك عامل ديگر دست به خشونت ميزند استرس ، دلواپسي ، نگراني و افسردگي از نتايج اعمال خشونت می باشد و هر چه درجه جامعه پذير شدن افراد بيشتر باشد به همان نسبت نيز نظم،قانون پذيري وخشونت گريزي بيشتر ميشود. خشونت معمولا وقتي ميان افراد ابراز ميشود كه فرد تهديدي را احساس ميكند و در پاسخ به آن احساس تهديد، رفتار پرخاشگرانه از خود بروز ميدهد كودك بيشترين آموزههاي خود را نه از طريق توصيههاي كلامي بلكه از طريق مشاهداتش بدست ميآورد و الگو مي گيرد، كودك از والدينش ميآموزد كه چگونه رفتار كند، پدر و مادري كه خودشان درگير پرخاشگري كلامي هستند به كودكشان اين پيام را منتقل ميكنند كه" اگر كسي كاري انجام داد كه خوشايند تو نبود ميتواني برسر او داد زده يا به او ضربه بزني!وي در پايان يادآور شد: ما معمولا كودكمان را وقتي تنبيه ميكنيم كه كاري مخالف ميل ما انجام داده است ، ما از كار او خوشحال نيستيم و به او اين پيام را ميدهيم كه اگر از كسي خوشحال نبودي ميتواني او را بزني و كودك پيام ما را دريافت كرده و تقليد ميكند.
وسپس پیرامون همین بحث سرکار خانم نگین پوردلیر مسئله رایج ترین معضل جامعه کنونی ، یعنی خشونت در خانواده به شرح زیر سخنرانی نمودند. مسئله حقوق کودکان جزو مسائل مهمی در زندگی اجتماعی جامعه بشری است. بهمین خاطر و بدلیل وجود افکار عقب مانده در جوامع و نیز بدلیل پایمال شدن حقوق کودکان در جوامع مختلف. جامعه بشری تصمیم گرفته طبق یک قرارداد سراسری جامعه را ملزم به رعایت حقوق کودکان کند. یعنی کنوانسیون حقوق کودک یک دستاورد و پیشرفت جامعه بشری برای دفاع از حرمت انسانی کودکان است. زیرا کودکان باید در محیطی سالم و با امنیت بالا بزرگ شوند تا بتوانند در آینده انسانهای بالغ و سالم در جامعه باشند. کنوانسیون حقوق کودک بر حقوق انسانی کودکان تاکید میکند صرفنظر از تعلقات نژادی, فرهنگی, قومی, اقتصادی و جنسیت آنها. بنابراین حقوق انسانی انسانها مرز و محدودیت خاصی ندارد و آدم هر کجا باشند باید حقشان رعایت شود و در یک شرایط انسانی زندگی کنند. اما در همه جا این درک و برخورد یکسان نیست. مثلا این روزها در میان اخبار دیده میشود که تجاوز بحقوق کودکان و کتک زدن کودکان و نیز انداختن آنها در مناسبات وسواستفاده از جسم و روح کودکان به یک معضل انسانی در جامعه ایران تبدیل شده است. مثلا دریک بیمارستان در مشهد از شکم یک کودک 13 ساله دهها گرم مواد مخدر در آورده اند. یا پدری چهارتا بچه اش, همسرش و در آخر خودرا کشته است. در سال گذشته فقط در شهر تهران هزار مورد آزار و شکنجه کودکان گزارش شده است. یا در این فیلم تنها گوشه ای از هزاران اعمال خشونت خانوادگی را نظاره گر بودیم اگر به آمار و اخبار نگاه کنیم روزی نیست که صدها خبر ناگوار از زندگی کودکان و خانواده هایشان گزارش نشود. کتک زدن کودکان از طرف افراد خانواده, پدر مادر برادران وخواهران بزرگتر و حتی اقوام یک مسئله جدی است که امروز در جامعه ایران به ایجاد یک فضای رعب و وحشت برای کودکان تبدیل شده. وحشت از کتک خوردن استرس و افسردگی را در کودکان بالا برده و از طرف دیگر بدلیل نداشتن یک محیط آرام خانوادگی دهها هزار کودک دختر و پسراز خانواده فرار میکنند.و در خیابان طعمه درندگانی میگردند که حتی قطعات بدنشان را در بازار میفروشند. آمار نشان میدهد که سالانه هزاران کودک ربوده میشوند و هیچوقت خانواده شان آنهارا باز نمی یابند. مضاف براینها کودکانی که به خانه های امن و یا مراکز نگهداری پناه میبرند یا فرستاده میشوند مورد اذیت و شکنجه قرار میگیرند. مدیر کل انجمن حمایت از کودکان در ایران تایید میکند که خشونت و کودک آزاری در مراکز نگهداری کودکان بدون سرپرست به یک معضل جدی تبدیل شده است. این واقعا شرم آور و وحشتناک است. که دم و دستگاه حکومتی در ایران تنها بزرگسلان را شکنجه و زندان نمیکند بلکه با آزار و رسمیت دادن به خشونت علیه کودکان در جامعه در صدد نسل کشی و بارآوردن انسانیهای بیمار و روانی در جامعه است. مسئله خشونت تنها یک نوع آزار فیزیکی نیست بلکه خشونت روحیه و روان کودک را داغان و بجای یک انسان سالم از نظر روحی یک بیمار عقده ای تحویل جامعه میدهند. کتک و خشونت بازمانده از دوران بربریت بشر است و کتک و آزار کودکان نوعی روش برای به میخ کشیدن انسانهاست تا مطیع دستگاه و سیستم شوند. آزادی بیان معنی ندارد. اگر انتقاد کنی باید مجازات شوی. مذهب و حکومتهای دیکتاتوری این سنت دوران بربریت را به قانون تبدیل کرده اند. مثلا مذهب میگوید کسی حق ندارد در سرنوشت خود دخالت کند چون خدا از اذل سرنوشت انسانهارا اینجور رقم زده. کودک و زن اموال مرد هستند و مرد صاحب دنیاست. با این دید و با این عریانی از خشونت و انسان آزاری دفاع کردن نشان میدهد که مذهب دشمن درجه اول آسایش انسان است. حال اگر به بحث خود برگردم باید تاکید کنم که خشونت در هر شرایطی و در هر رابطه ای انسانی نیست و باید از آن حذر کرد. بنابراین سیستم اجتماعی و نوع حکومتی نقش جدی و درجه اول در مسئله خشونت علیه کودکان دارد. پارسال یکی از مسئولین دولتی در روزنامه ها گفت که بعضی از والدین کودکان را برای گدایی به خیابان میفرستند و میخواست بدین وسیله از بار مسئولیت خود و دولتش در این رابطه شانه خالی کنند. اما این مسئول بیشرم دولتی نمیفهمد که خانواده کودک تامین اقتصادی ندارند, بیکارند و زندگیشان زیر بار فشار بیکاری و نداری خم شده مجبورند اینجوری خود و فرزندانشان را زنده نگهدارند.ایشان نمیخواهد بفهمند که سیاست گزاران جامعه ایران زندگی کودکان و خانواده هایشان را اینگونه به تباهی کشانده اند و هیچ حرمت انسانی برای آنها قائل نیستند. ومیداند که با جرثقیل اعدام کردن آدمها در ملا عام چه شکنجه روحی و وحشتی در جامعه بوجود میاورد. در بازار کار (80 در صد کار گران کوره های آجر پزی کودکان بین 8 تا 15 سال هستند), هزاران کودک دستفروش ,ماشین شور در خیابانهای تهران و یا میلونها آدم دستفروش در سراسر ایران. همه و همه اسناد وجود بیکاری و بیمعیشتی افراد جامعه امروز ایرانند. بر همین اساس است که در قانون اساسی دولت جمهوری اسلامی بند یک ماده 59 مجازات عمومی اجازه میدهد که کتک زدن کودک مجاز است و این را تربیت قلم داد میکند. در این فضا و در این شرایط ترجمان قانون در جامعه چه میشود. البته در قانون نامبرد گفته شده 1ـ در مواقع ضرورت 2 ـ در حد متعارف, باید کودک را کتک زد. حال سوال اینجاست چه کسی حد متعارف را تشخیص میدهد؟ و یا کجا میتوان ضرورت کتک زدن کودک را معلوم کرد؟ سوال اینجاست چرا در جامعه ایران و در قانون اساسی اش به این روشنی حقوق کودک را زیر پا میگذارند؟ زیرا مسئولین حکومتی خود سیستمی بکار میبرند که خشونت علیه آدمها جزو آن است و با دست باز گذاشتن خانواده ها در آزار کودکان. کودکان را از بدو زندگی با خشونت و بیحقوقی آشنا میکنند. روحیه انسانیشان را پایین نگهمیدارند و کودک از بدو زندگی خشونت را بعنوان یک متد زندگی در برخورد به اطرافیان و دیگران بکار میگیرد. با این روحیه و متد بزرگ میشود. بهمین خاطر است خشونت , افسردگی , تجاوز و بیحقوقی بعنوان یک فرهنگ در جوامعی مثل ایران برسمیت شناخته میشود. در تحقیقهایی که روانشناسان کرده اند نشان داده شده. کودکانی که در یک محیط خشونت آمیز بزرگ شده اند کمتر حس انساندوستی دارند تا کودکانی که در یک محیط دور از خشونت بزرگ شده اند. همین تحقیقات ثابت کرده که کودکانی که در محیطشان خشونت بکار رفته و یا مورد تجاوز قرار گرفته اند قدرت بحث کردن در مورد مسائل را کمتر دارند تا کودکانی که در یک شرایط احترام متقابل بزرگ شده اند. در جوامعی که کتک زدن کودک ممنوع است درجه سلامتی جسمی و روحی کودکان بالاست و انسانها برای حل مشکلات خود به بحث رو میاورند. اما کودکانی که در محیط خشونت امیز بزرگ شده اند همیشه در فکر توطئه, آزار دیگران و بکار گیری خشونت و انتقام هستند.یا این نوع آدمها ترسو هستند در حالی که به افراد ضعیف دور و بر خود اجحاف روا میدارند. پس مسئله آزار کودک و کتک زدن کودکان یک معضل شخصی نیست بلکه یک معضل اجتماعی جدی است و در وهله اول مسئولین جامعه را باید مورد مواخذه قرار داد. بهر اندازه امنیت و حرمت انسانها در جامعه پاسداری و رعایت شود بهمان انداره هم مسئله تربیت کودک و آموزش کودک مورد توجه قرار میگیرد. اگر به حوادث و اتفاقاتی که در دور و بر کودکان میافتد نظر بیافکنیم از یک مسئله عیان خبر میدهد. تمام اتفاقات ناگواری که در محیط و زندگی روزانه کودک اتفاق میافتد انسانهای بزرگ بوجود آورنده اش هستن. کودکان موجودات بیدفاعی هستند که حتی از عزیزانشان هم [مثل برادر و خواهر بزرگتر, پدر و حتی از مادر] آزار میبینند. این جالب است. والدینی که با هزار آرزو صاحب بچه ای میشنوند خود به آزار دهندگان آنها تبدیل میشنوند.این یک پدیده اقتصادی,سیاسی و اجتماعی است چگونه کسی حاضر میشود که جگر کوشه اش را آزار دهد. کسانی که این کار را میکنند خود قطعا از نظر روانی سالم نیستند. چرا؟ از پدری اگر بپرسید چرا بچه ات را کتک میزنید این جوابهارا میشنوید بچه باید تربیت داشته باشد بچه باید رعایت کوچک و بزرگ را بکند. در بهترین حالت میگویند: اعصابم خرد است, بیکارم و هزار بدبختی دارم اینهم هی نق میزنه. مادرش خوب تربیتش نمیکنه. بچه به پای آدم میپیچه. اینها جوابهای متداول است. وقتی از نظر جامعه شناسی و روان اجتماعی به پدیده نگاه کنید نشان میدهد که این کودک نیست که اذیت میکند. چون اگر بعنوان یک انسان معقول به کودک نگاه کنیم. کودکان هنوز در شرایطی نیستند که با ارزیابی های انسانهای بالغ به زندگی و حتی به اطراف خود نگاه کنند. کودکان در تماس دایم با جامعه, والدین و اطرافیان خود هستند و هر روزه یک بخش از زندگی را کشف میکنند. پس عقلا نباید از کسی که همه چیز برایش نا آشناست انتظار داشت که مثل یک مرد یا زن بالغ به همه چیز نگاه کند. کودکان در رابطه تنگاتنگ با والدین , مدرسه و جامعه است که شعور و دانش خودرا از زندگی کسب مینمایند. پس به همه چیز با کنجکاوی و کم صبری برخورد میکنند. اینجاست که کودکان بیشترین آموزش ومراقبت را میخواهند اگر به جوابها بالا نگاه کنید. 1 نشان میدهد که بزرگسالان ازطرز رفتار با کودک و مسئله برخورد با دنیای کودک کاملا نا آشنا و در حد صفر است. تربیت با آزار و اذیت بوجود نمیآید. تربیت و مسائل تربیتی یکی از مسئولیتهایی است که برعهده جامعه و مسئولین جامعه و والدین است. برای این دولتها باید بطور جدی برای بالا بردن فهم جامعه و آموزش بزرگسالان در برخورد به کودکان کلاسهای آموزشی و امکانات آموزشی برقرار کنند. در جوامعی که حرمت و ارزشهای انسانی بالاست رعایت حقوق کودک در درجه بالایی قرار دارد. زیرا دانش و شعور برخورد به انسان و کودکان بالاست و در جامعه مکانها و کلاسهای آموزشی فراوانی وجود دارد. کنوانسیون حقوق کودک در بندهای 19 و 24 بر این تاکید دارد که حکومتها باید امنیت و سلامتی روحی و جسمی کودکان را رعایت کنند و ملزم هستند که امکانات لازم برای آموزش, بهداشت و شکوفایی کودکان بکار گیرند . در یک کلام این حکومتها هستند که مسئول مستقیم حمایت از سلامتی جسمی, روحی و اجتماعی و اقتصادی کودکان هستند.در جامعه مسئولین اجتماعی و دست اندرکاران حکومتی یبشترین مسئولیت را درقبال رعایت حقوق افراد جامعه و بالطبع کودکان در جامعه را دارند. بهر اندازه آزادی و تفاهم و احترام به حقوق افراد در جامعه وجود دارد بهمان اندازه حقوق فردی احاد جامعه رعایت میشود. در پایان سخنرانان به سئوالات حاضرین پاسخ گفتند، این برنامه ساعت 18:00 خاتمه یافت. گزارش میز کتاب 25 اکتبر 2007 نمایندگی زاکسن علیرضا حسین پور اعضای نمایندگی زاکسن در ساعت 15.00 روز پنجشنبه 25.10.2007 به مناسبت مبارزه علیه قوانین اعدام در منطقه ام اوبر مارکت (AM OBER MARKT) شهر فرایبرک در ایالت زاکسن میز کتاب ایستاده ای برگزار نمودند . این مراسم با حضور اکثرهمکاران نمایندگی به مدت 3 ساعت برگزار شد .
در طول این مراسم اعضا اطلاعیه و اعلامیه های نقض حقوق بشر در ایران و گزارشات ماهانه و سالیانه وضع اعدام و زنان ، ادیان و ... در ایران را که توسط کانون دفاع از حقوق بشر در ایران تنظیم و صادر شده است را به زبان های فارسی و آلمانی بین حاضرین در محل پخش نمودند که بسیار مورد توجه قرار گرفت .
ماده 5 اعلامیه جهانی حقوق بشر احدي را نميتوان تحت شکنجه يا مجازات يا رفتاري قرار داد که ظالمانه و يا برخلاف انسانيت و شئون بشري يا موهن باشد. 10اکتبر روز جهانی مبارزه علیه قانون اعدام را یاد آوری نموده و به جمهوری اسلامی اعتراض نمائیم. کانون دفاع از حقوق بشر در ایران- نمایندگی زاکسن به مناسبت روز جهانی مبارزه علیه حکم اعدام و اعتراض به قوانین اعدام، سنگسار، قطع عضو و دیگر روش های قانونمندانه سرکوب توسط جمهوری اسلامی ایران، تظاهرات ایستاده و میزکتابی به همراه پخش اطلاعیه و اعلامیه های حاکی از گزارش های اعدام و نقض حقوق بشر در ایران را در شهر فرایبرک، برگزار می کند .ما اعضای این نمایندگی از تمامی آزادیخواهان، فعالان و هواداران حقوق بشر برای همصدائی و همراهی به این مراسم دعوت می نمائیم .
گزارش جلسه نماش فیلم در برمن امیر هودجی در جلسه نمایش فیلم ،سخنرانی که در روزپنجشنبه 15 نوامبر 2007 و از ساعت 15:30 در سالن لاگرهاوس شهر برمن آلمان برگزار گردید. در این جلسه اعضا و هیت رئیسه نمایندگی برمن کانون دفاع از حقوق بشر در ایران ودیگر ایرانیان آزادی خواه شرکت کردند. در ابتدا خانم فرزانه مهدی بیگی با خوش آمد گویی به شرکت کنندگان از آنان در خواست نمودند تا به تماشای فیلم سینمایی بوتیک بپردازند . پس از نمایش فیلم آقای رضا داوری ، مسئول نمایندگی شهر برمن و مدیر مسئول نشریه همبستگی ایرانیان کانون دفاع از حقوق بشر در ایران به بررسی خشونت و نقض حقوق کودک و جوان در جمهوری اسلامی پرداختند .
ایشان با استناد به آمار جهانی که توسط سازمان ها و نهاد های بین اللملی مدافع حقوق بشر بطور ماهیانه و سالیانه پخش می گردد از بالا رفتن آمار اعدام کودکان و نوجوانان در ایران طی 6 ماه اول سال 1386 اشاره کردند . ایشان خاطر نشان کردند که آمار این شش ماهه از آمار اعدام های نوجوانان در سال گذشته هم فراتر رفته و با توجه به روند صعودی به احتمال فراوان این آمار به بیش از اینها در ماه های آینده خواهد رسید . که می تواند یک رکورد برای جمهوری ولی فقیه ایی باشد همچنین ایشان در تقسیم بندی مشکلات و مسائل کودکان و نوجوانان مواردی را بیان نمودند که اهم این موارد عبارتند از: 1. بهره کشی اقتصادی از کودکان و نوجوانان علی رغم تاکید مستمر سازمان های جهانی به موارد نقض حقوق کودکان و نوجوانان در ایران 2. .بی توجهی بامر آموزش والدین دربرخورد و رفتاربا کودکان خود 3. مغز شویی و پرکردن اذهان کودکان و نوجوانان ایرانی با خرافات به جای بیان تاریخ و فرهنگ واقعی ایرانی پس از سخنان آقای داوری سوالاتی از طرف شرکت کنندگان مطرح شد که توسط سخنران پاسخ داده شد. این جلسه در ساعت 19 به پایان رسید. |
||