پیوند ها

منشور کانون و اعلامیه جهانی حقوق بشر

اطلاعیه و اعلامیه های کانون

بایگانی

شماره جدید


شماره جدید 70   

چهارمین مراسم تظاهرات ایستاده و میز کتاب نمایندگی تورینگن

 شهریار ایازی

چهارمین مراسم تظاهرات ایستاده و میز کتاب نمایندگی تورینگن طبق فراخوان قبلی با موضوع ( 21 اعدام در یک روز ) در روز سه شنبه 18 سپتامبر 2007 راس ساعت 11 در محل تعیین شده با حضور آقایان اسماعیل عنایت اصل ، شهریار ایازی ، کمال احمد زاده اقدم ، امیر حسین بهادری و خانم الهام سقطچی آغاز گردید.

هماهنگ با موضوع میز کتاب ، 2 عدد پوستر در قطع بزرگ توسط آقای شهریار ایازی و امیر حسین بهادری تهیه گردیده بود که نمایانگر اعدامهای اخیر در ایران بود که این پوسترها بر روی تابلوئی شکیل که توسط آقای کمال احمد زاده اقدم تدارک دیده شده بود نصب گردید که همین موضوع باعث جلب توجه مراجعین شده بود .در این مراسم اطلاعیه و اعلامیه های کانون که از مراسمات قبلی به جا مانده بود و همچنین اطلاعیه هائی که توسط اعضا از کنگره ها گرفته شده بود بین مردم پخش گردیدو اشراف کامل آقای کمال احمد زاده اقدم به زبان آلمانی نیز باعث می گردید تا اعضا در جوابگوئی به مراجعین درمانده نمانند . از موارد باعث تاسف در این مراسم که موجب سردی استقبال مردم بر خلاف مراسمات قبلی گردیده بود بارانی بودن هوا بود که البته با وجود باران تمام اعضا تا پایان مراسم در محل حضور داشتند . در انتها قطعنامه ای به شرح زیر توسط آقای شهریار ایازی در محکوم کردن اعدام در ایران قرائت گردید که پایان بخش مراسم در ساعت 13 شد .

آنها نمرده اند

آنها میان دود و باروت ایستاده اند

سرفراز

چون گدازه ای سوزان                                             ( پابلو نرودا )

SL730279

 

جمهوری اسلامی موج جدیدی از سرکوب ، اعدام ، سنگسار ، دستگیری و محاکمه کارگران ، زنان ، دانشجویان و جوانان را شروع کرده است . تعداد اعدام ها را به منظور ارعاب جامعه بشدت گسترش داده اند . جمهوری اسلامی در اوج استیصال و بحران دست به این تعرض ها زده است .

حاکمیت اسلامی از بیم خیزش و حق طلبی و دمکراسی خواهی اقشار مختلف جامعه مانند دانشجویان ، معلمان ، زنان و کارگران نقاب نفرت به چهره گذاشته و با دمیدن به آتش استبداد و برای ارعاب و انزوا کشاندن ملت ایران به نمایش خوفناک دست آزیده است و با انجام اعدامهای علنی سعی دارد ملت ایران را به کنج زندگی روزمره براند .

 کشتارهای دولتی که نام اعدام بر آن نهاده اند با تزویر و اختلاط بزه کارهای اجتماعی و مغضوبین سیاسی درهم آمیخته شده ، تصویریست که حاکمیت اسلامی با نمایش علنی آن در مقابل دیدگان خردسالان سعی در نهادینه کردن خشونت و ارعاب در جامعه را دارد .

SL730278

 

به طناب کشیدن بزه کاران اجتماعی بدون انجام محاکمه علنی و عادلانه و وکیل مدافع خود برهانی است قاطع بر نقض آشکار حقوق انسانی در سرزمینمان ایران ، موضوعی که حاکمیت اسلامی بدلیل داد و ستدها و مغازله های سیاسی و اقتصادی در تداوم آن هر روز جریتر می شود ، ملت رشید ایران در این تنگنای تاریخی به مدد نیروهای آگاه و پیشروی خود و با پرداخت هزینه هائی اینچنین هرگز از مطالبه حقوق خود کوتاه نخواهد آمد و مدافعان حقوق بشر نیز در این مسیر در کنار و همراه ملت ایران بوده و تلاشهای زبونانه حاکمیت اسلامی در خلق فضای ارعاب و مرگ را عقیم خواهد گذاشت .

 

گزارش جلسه ماهانه نمایندگی هامبورگ ماه نوامبر

محمود ظفری

در تاریخ9 نوامبر007 در محل نمایندگی، جلسه ماهیانه کانون دفاع از حقوق بشر- نمایندگی هامبورگ رأس ساعت 14:00 کار خود را شروع کرد. قبل از شروع جلسه ﻣﺳﺋﻭل نمایندگی ضمن خیر مقدم به اعضای نمایندگی که در این جلسه حضور یافته اند، توضیحی درباره این جلسه و برنامه های آن داده و همینطورآقای جعفر نیرزاﺌﯽعضوجدید نمایندگی را به سایر اعضای این نمایندگی معرفی کرده و توضیحاتی در مورد عملکرد و نحوه کار در کانون دفاع از حقوق بشردر ایران را برای عضو جدید اعلام نمود و در پی آن جلسه با خلاصه اخبار درماه گذشته که توسط آقای حافظی قراﺌﺖ شد کار خودرا آغاز نمود.

در ادامه خانم افروز غلامباشیان سخنرانی خود را تحت عنوان اسلام این ایدولوژی ترور و وحشت و خشم شروع نمودند که متن آن از این قرار است:

اسلام این ایدولوژی ترور و وحشت وخشم

آدم آزاداندیش وخردورزامروزی که تمام معیارها وارزشهای زندگی صنعتی را با وزنه عقل واندیشه وزن می کندومی سنجد بارها درامواج منفی ومتلاطم زندگی هرچند که با تمام توان ونیرو سعی درانهدام ارزشهای زائیده خرد او می کند با نا توانی تمام برگشت می کنند ودر اقیانوس تا ریکی وظلمت ماندگار می شوند.

آدم باورمندواندیشمند وپایبند به اصول اخلاق وارزش والای انسانی از خود فروختگی واسارت وفروختن صفات پسندیده خود به نا بخردان وراهزنان مهرومحبت که جزبه بردگی کشیدن روح وجان وجسم آدمی به چیزی دگر نمی اندیشد پرهیزکرده ودر مقابل هر نابخردی وتاریک اندیشی که تاریخ مقدس آدمی را به هاویه می برد پرهیزمی کند.

باری این راهزنان از زن این موجود پرافتخارومادر بزرگ گیتی جزابزارو وسیله ای برای ارضاء تمایلات نفسانی خودوکسب درامدی اندک بهره برده وانرا به نام دین ومذهب وخدا وغیره به اسارت برده ومی برند.

تاریخ این معلم بزرگ به راستی که شاهدی ارزشمند برای این مقوله است .

اسلام این ایدولوژی ترور و وحشت وخشم وکینه وانتقام زن این موجود برتر را  1400 سال است مانند کشتزاری قلمدادمی کند ودر کتاب جادوئی معروف خود می گویند زنان کشتزارهای شما هستند ومی توانید بر انها فرود ائید وبهره برید.

mm 008

 

این جمله شیطانی زائیده هاویه وشیطان است و 1400 سال است که زن را به ذلت ومحکومیت کشانده است و زن به اسارت خود مهر باور اسیری زده است وغل وزنجیر سترگ بندگی را خود به دست وپای خود کوبیده است.

آیا نه برمن وتوی اندیشمند آزاده امروز است که ابتداعا اورا از اسارت خود اگاها نیده وسپس انرژی عشق ومحبت را با کلام وعمل به او تزریق کرده واو را از حقوق خود آگاه کرده و به او بفهمانیم که او نیز دارای خرد واندیشه وازادگی است و می تواند به مثابه یک انسان والا و اندیشمند برای خود تصمیم بگیرد وعمل کند.و به او بفهمانیم و بقبولانیم که رأی وتوانمندیهای لازم را جهت هرکاری داشته ومی تواند انرا در جهت پیشبرد جامعه واهداف هدفمند هدایت کند.

با این اندیشه راستین به راستی چه تفاوتی بین زن ومرد می تواند باشد؟

چه چیزی امروزدر جامعه ایران زن ومرد رااز هم متمایز می کند؟

آیا ریشه عملکرد و اندیشه های سران ورهبران جامعه ایران واسلام نیست که ازآن دم می زنند؟

به امید روزی که زنانمان از اسارت این ستمگران واین ظالمان بی رحم در ایران رهایی یافته ازحقوق خود آگاه شده وازحق طبیعی خود بهره مند شوند.

Untitled-1

 

در پایان فرم مالی به همه اعضاء عرضه گردید و کلیه اعضاء جهت پرداخت حق عضویت(ماهانه) خود اقدام لازم را نمودند.                        

این جلسه در ساعت 00 : 18 به کار خود پایان داد.

تمام افراد بشر آزاد به دنیا میایند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند

گزارش اولین نشست نمایندگی کلن

محسن بهرخو

زمان: ساعت 4 بعداز ظهر مورخه  29.10.2007

 مکان: هایم شوپینگن ساختمان 22 اطاق 3

موضوع: جلسه توجیهی در مورد فعالیتهای کانون دفاع از حقوق بشر در ایران و تشکیل نمایندگی کلن        

در این جلسه با حضور خانمها سحر اشترانی، مژگان کاظمی، مریم وفا سرشت ، هاله  و…

 آقایان منصورکاظمی،بهنام وفاسرشت، محسن بهرخو، علی ...، محمد...،سعید...،

آقای محسن بهرخو با اشاره به اعلامیه حقوق بشر و معضلات کنونی ایران در مورد اهداف این کانون که همانا جاری شدن حقوق انسان ها در جهان است صحبت کرده و با بیان منشور کانون دفاع حقوق بشر در ایران یعنی پذیرش قاطع اعلامیه حقوق بشر و اعتقاد راسخ به چهاربند

1 . آزادیهای سیاسی،فرهنگی،واجتماعی

2 . برابری حقوق زنان و مردان

3 . جدائی دین از سیاست

4 . حقوق ادیان، ملیتها و اقوام ؛

وهمچنین با اشاره به اقداماتی که کانون در دستور کارخود قرار داده یعنی

1 . افشاء نقض حقوق بشر توسط رژیم آخوندی در ایران

 2 . تشکیل جلسات سخنرانی و تظاهرات و شرکت در تظاهرات همسو

3 .همکاری و همیاری با دیگر نهادهای حقوق بشر

4 .  مبارزه با انواع تبعض(راسیسم(

5-  فاع از حقوق پناهجویان وپناهندگان ومبارزه علیه حذف سیستماتیک حق پناهندگی ،

و در پایان با اشاره به اقدامات این کانون در چند سال گذشته وموفقیت این حرکت روشن  توضیحاتی در مورد عضویت در کانون داده  شد و اساسنامه کانون را در اختیار شرکت کنندگان محترم گذاشت تا پس از مطالعه و بررسی جهت تشکیل نمایندگی تصمیم گیری نمایند که به دلیل نا مشخص بودن هایم دائم شرکت کنندگان محترم تصمیم گیری به جلسه بعد موکول شد.

در ادامه آقای بهنام وفا سرشت فعال حقوق بشر و جامعه شناسی که به تازگی از زندان جمهوری اسلامی رها شده بود با ایراد سخنانی در مورد مشکلات و معظلات جوانان و دانشجویان ایرانی در مقطع کنونی برضرورت شرکت و فعالیت در کانون دفاع از حقوق بشر در ایران تاکید نموده و طرح تشکیل کمیته جوان و دانشجو را مطرح و مقرر شد که به هیئت رئیسه اعلام شود .

به امید پیروزی انسانیت و جاری شدن حقوق بشر در جهان

 

گزارش جلسه داخلی ماه نوامبر الدنبورگ لر

مجتبی صالحی پور

 جلسه ماهیانه نمایندگی الدنبورگ- لر کانون دفاع از حقوق بشر در ایران در تاریخ 13.11.07 در ساعت 12 بعدازظهر با حضور اکثریت اعضای نمایندگی در ساختمان دریته ولت به ریاست خانم وفا سیاحی و به منشی گری  آقای مجتبی صالحی پور برگذار گردید .

 

 در ابتدا ریاست جلسه ضمن عرض خیرمقدم به حضار محترم و با کسب اجازه از آقای وحید محمد تقی نژاد مسئول کمیته تبلیغات شاخه الدنبورگ و با عرض تسلیت به ایشان به خاطر فوت پدر گرامی شان و همچنین آقای عامل محترم زاده مسئول کمیته تبلیغات کانون ، درابتدا برای آرامش و تسلی خاطر روح عزیز از دست رفته یک دقیقه سکوت اعلام کردند.

   

 سپس آقای میکائیل قجقی هم اخبار روز و جامعی در مورد نقض حقوق بشر در ایران و اخبار اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی  از نشریه راه آزادی  برای حضار قرائت کردند در ادامه آقای یدالله مرادی اعلامیه جهانی حقوق بشر ماده 4 را با عنوان ، احدی را نمی توان در بردگی نگه داشت که از نظرقانون های جهانی سازمان ملل مردم ازهر جنس ، رنگ ، و نژاد همه باید در محیطی آزاد و برابر زندگی کنند و کسی بر کسی برتری نداشته باشد را برای  حضار توضیح  دادند.

در ادامه جلسه آقای وحید محمد تقی نژاد سخنرانی در مورد خطر حمله نظامی علیه ایران ، قرار گرفتن سایه شوم جنگ در بالای سر ایران و خواسته رژیم خود کامه حاکم بر ایران به خاک سیاه نشاندن مردم ایران همچون شرایط فعلی مردم عراق واز طرفی دیگر بر کناری سردار صفوی و گماشتن سردار جعفری به فرماندهی سپاه و برکناری لاریجانی که همواره خواستار توافق موقت با اروپا است تا شاید وسیله ای برای گرفتن بهانه از دولت آمریکا در حمله به ایران باشد ، توضیحاتی ارائه دادند

 و در ادامه آقای عامل محترم زاده از ریاست جلسه چند دقیقه  اجازه خواستند و توضیحاتی سودمند در مورد نحوه فعالیت اعضا در کانون و کمیته هاو تشویق اعضا به فعالیت بیشتربه حضار ارائه دادند.

در پایان قرار شد  جلسه بعدی در تاریخ 11.12.2007 ساعت 12 به ریاست  آقای یدالله مرادی  و منشی گری  آقای میکائیل قجقی  بر گذار گردد.

در این جلسه آقایان عامل محترم زاده ، وحید محمد تقی نژاد ، مجتبی صالحی پور ، یدالله مرادی ، میکائیل قجقی و خانم وفا سیاحی حضور داشتند .

منابع قدرت زنان در ایران

تهیه وتنظیم: مهناز خزائی

گزارشهای حاصل از ایران و سایر کشورهای خاورمیانه متناقض به نظر می رسد. از یکسو گفته می شود زنان تحت سلطه مردانند، شهروندان درجه دو محسوب می شوند و از نظر قانونی نسبت به مردان دسترسی کمتری به منابع قدرت دارند.

از سوی دیگر در سطح زندگی روزمره و در فرهنگ عامیانه زنان ایرانی خصوصاً زن بالغ و سالخورده قدرتمند معرفی می شوند. آنان بعنوان گردانندگان امور سیاسی پسران و شوهران، ناظر بر زندگی همه اعضاء خانواده، دانای کل و قابل احترام شناخته می شوند. بطورکلی زن موقر و جاافتاده ایرانی شبیه کلیشه مادر کلیمی در فرهنگ عامیانه غرب است این مسأله که عبارت تناقض آمیز ستمدیده- قدرتمند چگونه توجیه می شود چندان مهم نیست زیرا تناقض مزبور ساختگی است.

در واقع من معتقدم که هر انسانی و در ابن مورد خاص زنان نه تنها می توانند همزمان ستمدیده و قدرتمند باشند بلکه قادرند قدرت را به گونه ای هدایت کنند که روابط نابرابر زندگی را تغییر دهنداکنون برای روشن تر شدن پتانسیل قدرت زنان ایرانی، چهار مسأله را انتخاب کرده و توضیح می دهم.

مورد نخست، مقاومت است. مقاومت که مفهومی انتزاعی است در جریان کاربرد تکنیکهایی که زنان در برخورد با سلطه هژمونیک به کار می برند آشکار می شود.

این دسته تکنیکها در موقعیتهای مختلف زندگی به کار می رود و پویایی های خاص قدرت را به وجود می آورد.

سه موضوع دیگر که عینی و ملموس ترند عبارتند از کار و اشتغال زنان، مذهب و شرایط سیاسی

مقاومت به مثابه قدر

مقاومت اشکال مختلفی دارد. هر یک از آنها هم نتایج و پیامدهای متفاوتی در ایجاد قدرت خواهند داشت.

بطورخلاصه چهار نوع مقاومت را که فراوانی و کاربرد بیشتری در زندگی زنان ایرانی دارند شرح می دهم

نافرمانی و سرکشی:

نافرمانی آشکار از دستورات مردان باعث ایجاد تنش و تضاد در زندگی می شود و سرکشی پنهانی نیز عدم اعتماد را در پی دارد. هم تنش و هم بی اعتمادی منجر به سرکوب بیشتر و نظارت شدیدتر بر زنان می شود.

 بنابراین دور باطلی از استبداد و شورش را به وجود می آورد. نافرمانی زمانی بعنوان ابزار قدرت مفید خواهد بود که از طرف دیگر افراد مسلط علیه فرد سلطه گر حمایت شود:

پدری که از دخترش علیه شوهر حمایت می کند و یا پسری که از مادر علیه برادر بزرگترش پشتیبانی می کند نمونه هایی از این دست محسوب می شوند. علاوه بر این نافرمانی وقتی موفقیت آمیز است که زنان دیگر در اقدامی یکپارچه و متحد از تمرد یک زن حمایت کنند در این صورت مردان سلطه گر به سختی شکست خواهند خورد. البته این نوع اتحاد به ساختارهای سازماندهی شده بیشتری نیاز دارد که معمولاً زنان ایرانی خصوصاً زنان روستایی به آن دسترسی ندارند. این نوع اتحاد معمولاً درون خانواده راحتتر به وجود می آید تا در بیرون که معمولا با برخوردهای نکوهش آمیز همراه است.همچنین همبستگی بین مادران، دختران و خواهران راحتتر میسرمی شود تا بین نامادری و دختر خوانده ها و یا میان خواهران ناتنی، این نوع روابط خویشاوندی بطور بالقوه توأم با تنش و دلهره است. در مجموع به نظر می رسد استفاده موفقیت آمیز از این نوع روش مقاومتی بسیار سخت و محدود باشد

خرابکاری:

پیروی حداقلی از قواعد جنجال برانگیز و یا براندازی صریح و مسلم این نوع قواعد خرابکاری محسوب می شود. این اقدام در واقع آزمایش موقتی محدودیتهای قواعد و خشونت قانونگذاران است و نارضایتی افراد از قوانین و قواعد محدود کننده را نیز نشان می دهد. این نوع مقاومت براحتی بعنوان یک نوع تمرد که انتقامهای خاص خود را ایجاب می کند تفسیر می شود و مثالهای آن را می توان بیشتر در حوزه عمومی و عدم پیروی از قوانین جستجو کرد

عدم تمکین:

امتناع زن ازاطاعت دستورات شوهر یا پدر و برآوده نکردن خدمات مورد انتظار آنها. بدین ترتیب مرد به مبارزه فراخوانده می شود. زنی که به تقاضای شوهر جواب رد می دهد امیدوار است که او برای جلوگیری از بگومگو و چانه زنی و قبل از رسیدن درگیری به مرحله نهایی خواسته او را برآورده کند.

 تمامی موارد عدم تمکین از انجام ندادن وظایف روزمره مثل پخت و پز تا عدم برقراری رابطه جنسی با شوهر در دین و اخلاق اسلامی منفی و گناه تلقی می شود و با الگوی جامعه پذیری زن مسلمان تناقض دارد همچنین علاوه بر مجازات اخروی می تواند مجازات قضایی هم داشته باشد. به هرحال در افراطی ترین نوع عدم تمکین زن خانه شوهر را ترک می کند تا با پدر و مادر، پسر و یا خویشاوندان دیگر زندگی کند.

شوهر مجبور است وظایف خانه داری زن را خود انجام دهد و در صورتی که فرزندان خردسال داشته باشد برای مراقبت از آنها از دیگران کمک بخواهد و کار او سخت تر می شود. بدین ترتیب ممکن است از باب مصالحه درآید و قدرت زن را بپذیرد.در این مورد هم بدیهی است که اتفاق نظر خویشاوندان، کار زن را راحتتر می کند

گریستن به منظور کمک خواهی:

در این شکل از مقاومت شخص دیگران را هم در جریان مشکلات و رنجهایی که متحمل می شود قرار می دهد. او می خواهد دیگران را هم درگیر مصیبتهای خود کند و با ناراحت کردن آنها درجه تحمل مشکلات خود را نشان دهد. این نوع مقاومت اگر چه ممکن است درمواردی جوابگو باشد اما بطور مستقیم موقعیت زن را تضعیف می کند.

معمولاً مردم آبرومند سعی می کند دیگران از مشکلاتشان آگاه نشوند این مثالها نشان می دهد که مقاومت بعنوان منبع قدرت زنان هم برای خودشان و هم برای دیگران مخرب تلقی می شود. مقاومت، کلیشه خطرناک بودن قدرت زن و در نتیجه لزوم نظارت و کنترل او را تقویت می کند.

رفتارهای مقاومت گونه زنان از سوی مردان و خود زنان (آنچه که الگوی مسلط رفتار و نگرش نامیده می شود) بعنوان اثبات ضعف ذاتی زنان، قابل اعتماد نبودن، تمرد، رفتار بچگانه و خصمانه در نظر گرفته می شود.

هرچند توجیه تمامی این موارد ترس از فروریختن نظم اخلاقی و اجتماعی است اما مسلم است که نگرانی یک انسان معقول نیست زیرا در مجموع باعث ایجاد سوءظن و محدودیت حرکت و فعالیت زنان نسل بعد می شود.

علی رغم محدودیتها و پیامدهای این نوع رفتار، مقاومت هنوز بعنوان روشی که در کوتاه مدت بیشترین منافع را دارد فراوانترین استراژی کسب قدرت است و بعنوان عامیانه ترین «سلاح ضعف» تلقی می شود که زنان در مواجه با مشکلات به کار می برند

!cid_00ab01c405af$645fc470$0101a8c0@abba

اعدامهای اخیر در ایران

علیرضا حسین پور

 رژیم جمهوری از اوائل امسال با سردمداری  پاسدار- اوباشی چون احمدی نژاد برای ایجاد ترس و رعب و وحشت در سطح جامعه و عقب راندن جنبش های اجتماعی و به سکون و سکوت کشاندن توده مردم ناراضی  بر شدت اعمال سرکوبگرانه خود افزوده است. رژیم این  بگیر و ببند  را در دو سطح و موازی با یکدیگر به پیش می برد:

 از طرفی رهبران و فعالین جنبش های اجتماعی  را از محل کارو فعالیت، منزل، خیابان و حتی وسائل رفت و آمد عمومی ما نند اتوبوس و غیره می دزدد، زندانی و شکنجه می کند تا آنها را زیر شکنجه خورد کرده و وادار به اعتراف به کارهائی نماید که نکرده اند و یا اینکه اگر بتواند در زندان نگه دارد و حداقل از دور مبارزه برای مدتی هم شده باز دارد وبدین وسیله جنبش های اجتماعی را از فعالین بالفعل خود محروم نماید و بدین ترتیب دیگر فعالین را هم، به  جای اینکه به فکر چاره جوئی وچگونگی مبارزه بر علیه یورش سرمایه به زندگی شان باشند، به دنبال گرفتن وکیل و تهیه پول و سند و غیره برای آزادی رفقا و همکارانشان سرگردان نماید.

از طرف دیگر  با حمله به محلات  و میادین در شهر ها عده ای را با گناه و بی گناه در  هیأت ایجاد کننده ناامنی اجتماعی و تحت عنوانهائی چون قاچاقچی، اراذل و اوباش دستگیر می کند. دسته اخیرکه  خود از قربانیان نظم اجتماعی هستند، به دلائل زندگی نابسامان اجتماعی خود اکثراً از پشتیبانی های مادی و معنوی اجتماع نیز محرومند خیلی سریع محکوم  می کند و احکامی چون اعدام و بریدن دست و پا را در مورد آنها، در ملاعام اجرا کرده و در رسانه های دسته جمعی خود، و برای ایجاد ترس در جامعه نمایش می دهد.

برطبق گزارشات اعلام شده  در همین سه ماهه  اخیر  رژیم، 186 نفررا اعدام کرده است. تنها روز 5 سپتامبر2007، 24 نفر را  به اتهاماتی  چون قاچاقچی و اراذل و اوباش در مشهد و شیراز،  در ملاء عام برسر دار برد و جانشان را گرفت  و بدین وسیله پرونده قطور  جنایت واعدام های  دولت جمهوری قطورتر گردید.

این که جمهوری اسلامی اعلام می کند که این افراد شرور هستند و به جان و مال مردم تجاوز کرده اند و علت اعدام ها را مذمومیت اعمال انجام شده آنان می داند، اعدام و قطع اندام های بدن این بخت برگشتگان  را مایه عبرت دیگران می داند، یک تبلیغات پوچ ، یک ریاکاری سالوسانه و یک گردنکشی قلدرمابانه بیش نیست.

حتی اگر این افراد مرتکب چنین اعمالی شده باشند.

اولاً کسی  مجرم متولد نمی شود، بلکه این شرایط اجتماعی است که از انسان قاتل می سازد و دزد و جانی بار می آورد.

دوماً  اگر اعدام و بریدن دست و پا و اجراء احکام وحشیانه ای چون قصاص و غیره مایه عبرت دیگران می شد و اجتماع را در برابر این اعمال حفظ می کرد، این همه سال از عمر اجرا اعدام و شکنجه و غیره  در جوامع انسانی می گذرد، پس چرا هنوز قتل و کشتار، جرم و جنایت و دزدی قطع نشده اند؟

اصولا در جوامعی که این احکام وحشیانه اجرا می شوند نه تنها از  قتل، کشتار، تجاوز، جرم و جنایت کاسته نشده، بلکه در این جوامع مانند خود ایران هر روز برابعاد  و عمق این اعمال فجیع و غیر انسانی افزوده می گردد.

سوماً چه کسی حق دارد که یک انسان را به خاطر "عبرت" دیگران اعدام نماید و زندگی را از او بگیرد؟

جامعه ای که بوسیله دار، تیرباران و ساطور مجبور است ازهستی خود به دفاع بر خیزد، مضر بودن خویش وضرورت مرگ خود را اعلام نموده است. دیگر این که این افراد اکثراً بنا به اعلام خود مجریان جلاد و صادر کنندگان این آرای  جنایتکارانه، در دادگاههائی بدون وکیل مدافع وبدون کیفرخواست  محکوم می گردند؛ آیا این خود دلیلی بر رد حتی مجرم بودن این انسان ها نیست؟

اما  در این رابطه می توان به این نکته نیز اشاره  کرد که براستی چرا با بودن این همه "دموکراسی خواهِ" مدعی و مدافع حقوق بشر  در به اصطلاح اپوزسیون اصلاح طلب در جامعه ایران، در مقابل این همه جنایاتی که هر روزه و در ملاعام انجام می گیرد، ما با کمترین عکس العمل و واقعا کمترین عکس العمل ازجانب آنها روبرو هستیم. این خانم ها و آقایان محترم و دانشمند و فاضل و از گل نازکتری که برای نوشته شدن یک مقاله علیه شان در یک نشریه فغانشان به هوا می رود که تبلیغ خشونت شد و باید جلویش را گرفت، وقتی که به خشونت سازمانیافته دولتی هم طبقه ایهای خودشان می رسند لکنت زبان می گیرند و از کنار آن به آرامی  می گذرند.برای ما و دیگر انسانهای برابریطلب و خواهان حفظ کرامت انسان، اما، زندان، شکنجه و اعدام  می باید  فقط بعنوان یک وسیله برای دفاع جامعه سرمایه داری و در جهت مرعوب وساکت کردن توده های تحت استثمار برسمیت شناخته شده و با آن با هرنیرو و وسیله ای که در توان و اختیارداریم بمبارزه برخیزیم

حقوق زنان در قوانین جمهوری اسلامی ایران

افروز غلامباشیان

سردمداران مزدور و مرتجع رژيم جمهوری اسلامی در حين اعمال شديدترين فشارها به زنان و محروم کردن آنها از بسياری از حقوق انسانی در حاليکه به دروغ علت توسل به چنين اعمالـی را ناشی از اعتقادات مذهبی خويش جلوه می‌دهند و به هر حال آن اعمال را با ايدئولوژی مذهبی توجيه می‌کنند، تبليغات خود را روی اين موضوع متمرکز کرده‌اند که از نظر اسلام، زن دارای مقام بسيار رفيعی می‌باشد، يا در اسلام، زن از ارزشهای بسياری برخوردار است و گويا در قرآن نيز روی اين موضوع تاکيد شده است.

"اسلام در ۱۴ قرن پيش آنچنان حقوقی عظيم برای زنان مقرر داشته و شخصيتی به آنها داده که هنوز اروپا زير بار پنج‌صدم آن نرفته است‌. به زبان ما يعنی مرد بعنوان "نان‌آور‌" خانه تامين کننده نيازهای مالـی زن می‌باشد و به عبارت ديگر زن به لحاظ اقتصادی به مرد وابسته است) اين هم وجود دارد و طبيعی است و طبيعی هم هست که مرد حق تسلط و نگهبانی بر زن داشته باشد. "‌پس زنان شايسته و مطيع در غيبت مردان حافظ حقوق شوهران باشند".

اين هم تکليفی که در مقابل آن حق عظيم‌(!!) اعطاء شده به زن، او بايد انجام دهد.

ولـی راستی اگر زنان "شايسته و مطيع" نباشند، چه پيش خواهد آمد. قرآن اين موضوع را هم مشخص و معلوم ساخته و از مردان می‌خواهد:

خارج از اين چهارچوب زن دارای هيچ مقام و منزلت و شخصيتی نبود. مردمان آن عصر (چه زن و چه مرد) اساساً تصوری از يک زن مستقل و آزاد نداشتند.

بلکه زن موجودی بود اسير و به نوعی برده مرد. بر اين اساس قرآن در عصری که تدوين شد مسلماً نمی‌توانست فراتر از آنچه مسايل و ايدئولوژی و فرهنگ آن دوره عربستان ايجاب می‌کرد، سخنی بگويد و به‌واقع نيز نگفته است.

قرآن به‌خصوص در زمينه رابطه جنسی زن و مرد بدون اينکه ابهامی باقی بگذارد از نقش زن به عنوان وسيله عيش و نوش مرد صحبت می‌کند.نتيجه اين واقعيت آن است که بسياری از تعاليم قرآن در مورد زن چه در همان صورت خشن و آشکار خودشان و چه تعديل‌يافته و آميخته با فرهنگ و نظرگاههای طبقات مختلف به صورت ايده‌های حاکم بر ذهن مردم در آمده و به جزيی جدايی ناپذير از فرهنگ و زندگی توده‌ها تبديل شده است.

چنان ايده‌هايی حتی در غيرمذهبی‌ترين خانواده‌های ما نيز رسوخ داشته و دارد و به‌طور کلـی فرهنگی که از آن بعنوان فرهنگ مردسالاری ياد می‌کنيم، در بسياری از جنبه‌های خود در ميان اکثريت غريب به اتفاق خانواده‌های ايرانی کاملا طبيعی و عادی جلوه می‌کند.

حتی اگر بسياری از آنها غير‌مذهبی و يا ضد‌مذهب هم باشند. اين خود نشان می‌دهد که ابعاد فرهنگ مردسالاری و اشکال مختلف عملکردهای آن، هنوز بطور کامل در جامعه ما شناخته نشده‌اند.

واقعيت اين است که ايده‌های ارتجاعی اشاعه‌يافته از طرف طبقات استثمارگر در جريان زندگی دوباره توليد و مجدداً و به‌طور مکرر بازتوليد می‌شوند.از اين روست که بايد بدانيم که ايده‌های اسلامی در رابطه با زن صرفاً در لابلای صفحات قرآن آمیخته و مسئله صرفاً اين نيست که بدانيم تعاليم قرآن در رابطه با زن چه بوده است.

مسئله اصلـی و اساسی آن است که چنان ايده‌هايی امروز به صورت فرهنگ، اعتقادات، نظر و غيره همانطور که گفته شد در درون خانواده‌ها در ذهن و عملکردهای آحاد جامعه ما ريشه دوانده و از طرف طبقات تحت ستم نيز ناآگاهانه بازتوليد می‌شوند.

اينجاست که معلوم می‌شود مسئله مقابله با تبليغات رژيم جمهوری اسلامی و برخورد به نظرات منحط و فريبکارانه مزدورانی نبايد به صرف افشای گفته‌های آنان محدود شود. بلکه در تداوم اين کار بايد فرهنگ و ايده‌های مردسالارانه در همه اشکال بروز خود مورد برخورد و افشاگری قرار گيرند.

اتفاقاً در اين زمينه به مبارزه‌ای مداوم و پيگيرانه و سرسختانه‌ای احتياج است.يقيناً نفرت و انزجار از ستم و ستمگری، بالادستی و زيردستی و عشق به دنيای آزاد انسانهای برابر و رها از قيد و بندهای ارتجاعی، انگيزه بزرگی است که مردان و زنان آزاده و مبارز را به چنين مبارزه‌ای فرا می‌خواند.

در ايران، رژيم جمهوری اسلامی بدون هيچ درنگی کوشيده و می‌کوشد ضايعه بيکاری وسيع نيروی کار را با اخراج زنان از کار و ايجاد تنگناهای مختلف بر سر راه اشتغال آنها و به‌طور کلـی با کوشش در وادار کردن آنها به نشستن در خانه جبران نمايد. ايدئولوژی که جمهوری اسلامی برای توضيح و توجيه اين عملکرد خود به‌کار می‌برد، همانا اسلام است. ايدئولوژی‌ای که با آن قيد‌و‌بندهای فئودالـی بر دست و پای زنان را سفت‌تر نموده و در جهت خفه کردن هرگونه صدای حق‌طلبانه و مساوات خواهی آنها، تلاش نموده است ارتجاعی‌ترين سنتهای به جای مانده از اعصار عقب‌مانده تاريخی را به‌مثابه سنتهای مذهبی به رسم و رسوم حاکم بر جامعه کنونی ما تبديل نمايد. اينها همه در خدمت حفظ نظام سرمايه‌داری در ايران قرار دارد.

 بدين‌ترتيب کاملاً روشن است که زنان تحت رژيم جمهوری اسلامی قربانی مطامع کاملاً عينی و زمينی (نه آسمانی) مشتی سرمايه‌دار داخلـی و خارجی گشته و جمهوری اسلامی در جهت پيشبرد اميال سودجويانه آنهاست که سرکوب زنان را در دستور کار خود قرار داده است.

در حقيقت اسلام در دست جمهوری اسلامی يک سلاح ايدئولوژيکی است که با آن اعمال بينهايت ضدانقلابی خود در حق زنان را توجيه می‌نمايد. بر مبنای چنين واقعيتی است که در مبارزه بر عليه جمهوری اسلامی در جهت آزادی و رهايی زنان، اين نظام امپرياليستی حاکم بر جامعه است که بايد آماج اصلـی حملات زنان مبارز ايران قرار گيرد. در اين راه مسلماً نياز به يک مبارزه وسيع و همه جانبه است. مبارزه‌ای که بايد در حوزه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی، سياسی و فرهنگی جاری و پيگيری شود

tehran22xordad_6

نمیتوان به حکومتهای مذهبی دل بست

نگین پوردلیر

در هر جامعه وقتیکه با استفاده از طرفندهای ریاکارانه و مزورانه مذهبیون دین و مذهب بر کلیت فرهنگی آن رسوب نموده و بر آن غالب میگردد و رهبران مذهبی با نقاب آبادانی و سعادت ملت تلاش میکنند تکامل جامعه را مطابق الگوهای منسوخ شده ی مذهبی سامان بخشند حالتی پدید خواهد آمد که فرهنگ تحت سیطره ی دین و مذهب واقع میشود در حالیکه این مذهب است که باید جزئی از فرهنگ ملتی قرار بگیرد.در چنین جامعه ی بسته ای که سیستم فکری افراد مبتنی بر باورهای دینی نه بر پایه ی عقلانیت و شعور انسانی است دشوار میتوان واقعیت هائی از قبیل عدالت اجتماعی.برابری.استقلال و حقوق شهروندی را تعریف نموده و نهادینه کرد.و این در حالیست که امروز مشخص گردیده که نگرش و تصورات مذهبی از تشریح حقایق روز جهان ناتوان است در واقع قادر به درک و فهم اینکه بشر امروزی بشدت نیاز به برابری و عدالت و آزادی دارد نیستند.

متفکرین مذهبی از واقعیتهای زندگی تعریفی دارند مبتنی بر وحی که با واقعیتهای موجود در تضاد کامل است.یعنی فرهنگ مذهبی حاضر به پذیرش این حقیقت عریان نیست که بشر قرون وسطا را پشت سر نهاده و به دروازه هائی از روشنگری و تحولات فکر ی رسیده که به آن نام مدرنیته گذاشته اند و این خود آگاهی در اعمال و رفتار و اندیشه های روزانه او همچنین واکنشش نسبت به مسائل و مقرارت دینی منعکس و آشکار است.در سایه ی آشنائی با چنین اندیشه های مدرنی خصلتهای عدالت خواهانه و برابری طلبانه و رعایت حقوق دیگر شهروندان را درک نموده و دفاع از این حقایق در مقابل ستمکاران مذهبی روح اورا آزده و او را وادار به عکس العمل نموده است نظیر این پدیده در میان جنبش دانشجویان آزادیخواه و دیگر جنبشهای دانشجوئی و مردمی به وضوح نمایان است.به لحاظ ساختاری و عرصه زمانی حیات با توجه به دگم ها و آموزه های محدود و غیر منطقی مذهبی مسائل اینچنینی بیشتر انسان امروزی را ارضا میکند و سبب بوجود آمدن انگیزه هائی مانند وظیفه.مسئولیت.معرفت و دیگر گرایشات انسانی در او میشود.تمایلاتی که در حیطه مذهبی هرگز به آن نرسیده و یا اجازه نداشته که برسد.

این انسان به دنیا نه از دریچه وحی و ابدیت آن که از دریچه عقل گرائی و خرد نگاه میکند و با کمک عقلانیت به تحلیل پدیده های روز دنیا می پردازد.که این از نظر فقهای دین و رهبران مذهبی گناهی بزرگ و نابخشودنی است.در واقع این فقها و رهبران مذهبی مسلمان بودن بر پایه ی علمی و اندیشه های علمی و نتیجتا شناختی علمی از آنچه که به آن ایمان دارند را کفر دانسته و تکفیر مینمایند.

به معنا دیگر عقل گرائی در فهم دینی بزرگترین چالش در تاریخ ادیان آسمانی در تقابل با فقها و رهبران دینی افراط گرا و تمامیت خواه بوده و میباشد که حقیقت مذهبی را مبتنی بر ایمان به وحی میدانند.در صورتیکه اندیشه های جدید معتقد است که هر فرد به تنهائی میتواند با تکیه بر عقلانیت به معرفت دینی دست یابد و جهت اینکار هیچ نیازی به متن از پیش تعیین شده ای بنام وحی نمیباشد.

در واقع بارد مرجعیت مطلق روحانیون برای هر کس این حق بوجود خواهد آمد که مستقیم و بی واسطه بتواند با خدای خود در ارتباط باشد که همین تصور پایه ی فردباوری جدید را برای پیدایش نظریه ی حقوق طبیعی انسانها باز نمود.بگذارید قدری از گذشته و تاریخ بگویم .از دید بسیاری از محققان و اسلام شناسان انگیزه ی اصلی اعراب از حمله به ایران و اشغال این سرزمین بیشتر برای دستیابی به غنیمتهای جنگی بوده تا اسلام و از آنجائیکه مردمان سرزمین های اشغالی تحت فرماندهی اعراب زندگی میکردند و با آنهابشکل شهروندان درجه دو و سه رفتار میشد از گذشته های بسیار دور ذهنیت مردم این سرزمین نسبت به حکومتها و نظامهای مذهبی و دینی ذهنیت غالب و مغلوب میباشد  و هرگز به این حکومتهادیدگاهی مردمی و عادلانه متصور نبوده اند اما متاسفانه بدلیل نبود آگاهیهای سیاسی و فضای بسته ی جامعه زمان پهلوی از نظر احزاب و گروه های سیاسی با ردیگر مردم این سرزمین این ذهنیت مشکوک مذهبی خود را به آزمایشی دوباره نهادند و زمانیکه نظام ولایت فقیه برای دفاع از کشور یاری طلبید از جان و دل بسویش شتافتند و با تمام خیانتهای بعضی از سرداران نظامی اجازه ندادند که شرف ایرانی پایمال بیگانگان گردد.اما حکومت ولایت فقیه چه کرد.از فردا بعد از جنگ تنها به تقویت نظامیان و خودیهای حامی خود پرداخت و آنرا نیز در سطوح بین المللی جاری نمود.این بارهم چون گذشته تاریخ این مرز و بوم مردم ایران باین واقعیت تلخ دست یافتند که هرگز نظامهای مذهبی به دلایل متعدد و بیشماری از قبیل حمایت از اختلاف طبقاتی جامعه.حمایت از سرکوب دگر اندیشان.حمایت از اقتدار گرائی.حمایت از تحجر گرائی .ضدیت با نظرات مردم.ضدیت با برابری اجتماعی.ضدیت با اندیشه های آزاد.ضدیت با ترقی و پیشرفت واقعی. ضدیت با صلح و دوستی و.و.و هزاران هزار دلیل دیگر نتوانسته و نخواهد توانست حکومتی برای مردم وسعادت آنان باشد.

زیرا دفاع از عقلانیت و عقل باوری و خلاصه کلیه ی مظاهر ویژه انسانی از دیدگاه مذهبیون انحراف از دین محسوب میگردد.وقتیکه تمام امور جوانان کشور جوانی چون ایران تنها به مسئله ی تفهیم جهاد و عملیات استشهادی ختم گردد و این چنین دایره ی تفکرات آنان محدود شود قبول کنید که تابناک ترین ذهن ها هم به ذهن هائی کودن و خطرناک بدل خواهند شد.باید به هفتاد میلیون مسلمان باورند ایرانی اجازه اندیشیدن آنهم درست اندیشیدن داد و برای فراتر بردن این اندیشه نباید به نام الله رضایت او را جعل کرد و یا چیزی از سوی خدا دیکته نمود در واقع باید اجازه داد تا با اراده ی آزاد و انسانی خود بیاندیشند.

به تجربه ثابت گردیده که در این زمان سیاست های عقب مانده و ناعادلانه را تنها با کمک نظامهای مذهبی و رهبران دینی میتوان در جوامع بشری اجرا نمود بدلیل اینکه تمام اسلام و دین شده است تمامیت خواهی رهبران .سیاست های خودسرانه.برتری جوئی دینی و مذهبی و دیگر آسیبهای سیاسی تنها از سوی مذهبیون قابل تحمیل به بشر میباشد.

در حقیقت این بمب گذاران انتحاری.این زن ستیزان.این خرافه پرستان.این آزادی ستیزان و این اعدام پرستان چه توجیه منطقی از تفکر و کردار خود دارند؟ خلاصه اینکه دین و مذهب بعنوان جزئی از فرهنگ یک ملت در رابطه با امورات شخصی و خصوصی نه تنها مضر نیست بلکه راهیست برای پالایش فشارهای اجتماعی اما در رابطه با امور مدنی و روابط اجتماعی همچنین اجرای قوانین شریعت و استفاده از آن در روابط بین المللی مانند استفاده از وسیله ای بسیار ناهمگون و نامناسب و از رده خارج شده است که جز اذیت و آزار و صرف هزینه های گزاف چیزی را برای انسان عاید نخواهد کرد.

حمله گسترده رهبران جمهوری اسلامی به روزنامه نگاران و خبرنگاران

اکبر بشارتی

با سلام به هموطنان عزیز و گرامی تمامی ایرانیان که همواره برای آزادی کشور از هیچ تلاش و کوششی برحذز نیست.و خاک وطن خود را همانند نیاکان خویش دوست داشته و به آن احترام میگذارند،وحتی از جان خود برای آزادی و آبادانی آن دریغ نمیکنند.

موضوع مقاله ابنجانب در رابطه با سانسور لغو و یا توقیف رسانه های گروهی، نشریات و خبرنگاران است که به وضوح میخواهند از عملکرد این  نظام تحمیلی برمردم عزیزمان پرده بردارند.

چگونه با مشکلات زیادی مواجه شده و حتی در بعضی از موارد از صحنه گیتی حذف میشوند و بنا به گفته مقامات امنیتی کشور به صورت مستقیم در تقابل با هموطنان کشورمان از جمله خبرنگاران و نشریه ها که کمتر وابستگی به این مزدوران را داشته در 2،3 سال اخیر موج  فزاینده سانسور و حذف این رسانه های مردمی که بالغ بردها نشریه ه و لغو امتیاز آنهاست چگونه پرده برداری میشود و مقامات  جمهوری اسلامی از رهبر رئیس جمهور گرفته تا مقامات دادستانی و وزارت اطلاعات به صورت مستقیم خشم خود را نسبت به این انسانهای مظلوم که کاری به جز خبرهای صاف و شفاف به هموطنان کشورمان را ندارند ابراز داشت و از سویی دیگر رهبر دیکتاتور ایران که رسانه ها را یک سری افراد بداخلاق و فزول و همراهی با تبلیغات دشمن متهم میکند باری برای مردم جای  سوال میماند که رئیس جمهور در سخنرانی اخیر خود در دانشگاه کلمبیا گفته بود که رسانه های داخلی ایران از آزادی قلم و گفتار برخوردار هستند و هیچ رسانه ای در جهان به مانند رسانه های داخلی ایران از آزادی قلم و گفتار برخوردار نیست که چه نیک میداند رئیس جمهور ایران که این سخنان پوچ و بیهوده هستند و چقدر رهبران جمهوری اسلامی در سیاست هایشان با هم در تضاد هستند از سوی دیگر در تازه ترین رده بندی جهانی آزادی مطبوعات از مجموع 169 کشور در سال 2007 ایران در مکان 166 قرار دارد . فقط از کشورهای اریتره و کره شمالی بالاتر بوده که از این رده بندی نقطه تقابل جامعه جهانی با صحبتهای سران رژیم جمهوری اسلامی کاملا مشهود میباشد و با یک نتیجه گیری مناسب و یاری گرفتن از یک منطق سالم و اصولی و محکمه پسند در میابیم از ابتدای انقلاب نحس جمهوری اسلامی همواره چه جنایتهای به جز جنایتهایی که به عموم مردم شده بر روزنامه نگاران و نشریه آزاده و آزاده اندش که همواره با قلن خود به جنگ دشمنان سرزمین مادریشان و در آنجاییکه امن ترین جای دنیاست برایشان رفته که باعث از دست دادن چه بهائی و چه امتیازهایی گشته و حتی جان خود را به خطر می اندازند.

آری ما باید در این زمینه از همه هموطنان کشورمان به خصوص رسانه جمعی و خبرنگاران و روزنامه نگاران که مانند سایر افراد روشنفکر کشورمان در خطر حذف هستند حمایت کرده و بار دیگر  ظلم های رهبران دیکتاتور جمهوری اسلامی که به این عزیزان میشود را فاش کرده و خواب خود را از چشمان این ددمنشان تاریخ را بربائیم و از ادامه حملات توسط رژیم بتوانیم جلوگیری کنیم  ایران سرفراز  ایران سربلند

خيزش دانشجويي در شرايط حاضر چه تفاوتي با قبل مي كند و ويژگي اصلي آن چيست ؟

سیامک قزوینه

براي پاسخ دادن به اين سئوال مي شود دلايل زيادي رو بر شمرد.

ولي يكي از اصليترين ويژگيهاي اين خيزشها اين است كه بعد از ضربات استراتژيكيِ اخيرِ ولايت فقيه و قرار گرفتن سپاه ضد مردمي و ارگانهاي نظامي و بانكهاي رژيم در ليست تروريستي و تحريم آنها, رژيم به شدت به اين نياز دارد كه هيچ صداي مخالفي از داخل ايران به گوش نرسدو ميخواد به دنيا بگويد كه درسته در عرصه بين المللي منزوي و منفورم ولي  درداخل ايران مخالف ندارم.

حال در چنين شرايطي وقتي شعار مرگ بر ديكتاتور از دانشگاه ها بلند مي شود.

وقتي دانشجويان شعار مي دهند و ميگويندحكومت زور نميخواهيم, دولت مزدور نميخواهيم .

خوب اين يعني پيام سرنگوني, يعني به ته خط رسيدن رژيم.

در همين تريبون آزاد اخير دانشجويي, ديگر بحث از گماشته ولي فقيه گذشته و دانشجويان سر رژيم يعني خودِ ولي فقيه پوشالي را هدف قرار دادند.

 شعارها هم شعارهاي تيز و راديكالي هستند كه تماميت رژيم رامخاطب قرار ميدهند .

دانشجويان فراتر از آزاديِ ياران دربندشان, خواستارِ آزادي ايران هستند. اين يعني تهاجم. يعني پنبه كردن همه رشته هاي رژيم، و روشن است كه اين موضوع براي مردم و مقاومت ايران يك دستاورد ارزشمند و قابل توجه استگذشته ازهمه اين موضوعات يادمون نرود كه اين خيزشها  دارند در فاز اضمحلال و سرنگونيِ آخوندها بوقوع مي پيوندند.

در زمانِ برداشت محصول هر قدم و هر تلاشي ارزنده و قابل تحسين است. و وظیفه هر شهرونددرایران است كه اين شرايط را از دست نداده  و در حد توان خود قدمي بردارد

تظاهرات دانشجویان دانشگاه تهران برعلیه حکومت

بهادرنیکفر

همزمان با حضور محمود احمدی‌نژاد در دانشگاه تهران صورت گرفت:

نیروهای امنیتی از ساعات اولیه صبح امروز در اطراف، مقابل درب‌ها و داخل دانشگاه تهران حضور گسترده داشته و کوچکترین تحرکات را با دقت زیر نظر داشتند. مدیریت دانشگاه تهران به منظور کنترل هر چه بهتر فضای این دانشگاه در آستانه حضور رئیس جمهور، از نیروهای حراست و انتظامات دیگر دانشگاه‌های تهران درخواست کمک کرده بود. نیروهای حراست و انتظامات، محمداسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار، دو نفر از دانشجویان امیرکبیر، را پیش از آغاز مراسم از دانشگاه بیرون انداختند. از صبح نیز افراد ناشناس زیادی در محوطه دانشگاه تهران قدم می‌زنند و داخل دانشگاه کارت دانشجویی افراد را چک می‌کنند. ساعت ۹:۳۰ امروز نیز افرادی که ظاهر بسیجی داشتند با اتوبوس به داخل دانشگاه آورده شده و مقابل کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، جایی که تالار علامه امینی، محل سخنرانی احمدی نژاد، در آن قرار دارد، پیاده شدند. در حالی که خبرنگاران ساعتی پیش وارد سالن محل سخنرانی شده بودند، بسیجیان از همان لحظه مقابل کتابخانه مرکزی تجمع کرده بودند.به گزارش خبرنامه امیرکبیر دانشجویان از دانشگاه‌های مختلف شهر تهران به منظور شرکت در جلسه سخنرانی احمدی نژاد از صبح امروز به پردیس مرکزی دانشگاه تهران مراجعه کرده بودند.

در حالی که بخشی از دانشجویان موفق شدند وارد دانشگاه شوند، بخشی دیگر نیز موفق به ورود به دانشگاه نشدند. انجمن سنتی دانشگاه تهران ابتدا تجمعی را مقابل دانشکده ادبیات دانشگاه تهران ترتیب داده بود. برخی از دانشجویان حاضر در صحن دانشگاه با حضور در این تجمع خواستار شکل گیری تجمع مقابل کتابخانه مرکزی، محل سخنرانی احمدی نژاد، شدند که این مسئله با مخالفت انجمن سنتی دانشگاه تهران مواجه شد. دانشجویان به صورت خودجوش از مقابل دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به سمت کتابخانه مرکزی حرکت کرده و در آن جا تجمع کردند. دانشجویان شعار می‌دادند «توپ تانک بسیجی، دیگر اثر ندارد»، «حکومت حیا کن دانشگاه رو رها کن،دانشجوی زندانی آزاد باید گردد، شکنجه دانشجو، محکوم است محکوم است، حکومت زور نمی‌خوایم، پلیس مزدور نمی‌خوایم، دانشجو می‌میرد ذلت نمی‌پذیرد، محمود احمدی نژاد، عامل تبعیض و فساد و… .تجمع ۵۰۰ نفری دانشجویان در محاصره نیروهای امنیتی و دانشجویان بسیجی قرار داشت. نیروهای امنیتی از طبقه بالای کتابخانه در حال فیلمبرداری از تجمع و درگیری دانشجویان بودند. تعداد معدودی از دانشجویان بسیجی با تجمع مقابل کتابخانه مرکزی، پلاکاردهایی در دست داشتند که روی آن‌ها نوشته شده بود:

مرگ بر انگلیس، ما بیداریم و... بسیجی‌ها شعار می‌دادند مرگ بر آمریکا. بسیجی‌ها همچنین با فرستادن صلوات و سینه زدن شعار حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست را سر می‌دادند. بسیجی‌ها چندین بار با دانشجویان که قصد ورود به کتابخانه را داشتند به شدت درگیر شدند و آن‌ها را مورد ضرب و شتم قرار دادند. در این درگیری لباس‌های چند نفر از دانشجویان پاره شد و دانشجویان جراحاتی برداشتند. چند نفر از دانشجویان بعد از تجمع به بیمارستان مراجعه کردند. اعضای انجمن سنتی دانشگاه تهران سپس تریبون خود را به مقابل کتابخانه مرکزی انتقال دادند و در آن جا اقدام به برگزاری تریبون آزاد کردند. در این تریبون ابتدا انجمن سنتی اقدام به قرائت بیانیه خود به مناسبت آغاز سال تحصیلی نمودند.یکی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران در این تریبون گفت:

آقای احمدی نژاد که در دانشگاه کلمبیا ادعا کرده در دانشگاه‌های ما آزادی وجود دارد باید دوستان ما را از زندان آزاد کند. رئیس جمهور باید پاسخگوی این دروغگویی خود باشد. آقای احمدی نژاد شما باید دانشجویان و اساتید ما را بر سر کلاس‌های درس بازگردانید. اساتید ما به اتهام توهین به مقدسات از دانشگاه اخراج می‌شوند، آقای احمدی نژاد شما جزء مقدسات نیستید. یکی دیگر از اعضای انجمن سنتی دانشگاه تهران در این تریبون گفت: سه دوست پلی تکنیکی در بند ما باید آزاد بشوند. دانشجو نباید در زندان باشد. ما به صورت مسالمت آمیز می‌خواهیم از رئیس جمهور سوال بپرسیم، ما حق داریم از احمدی نژاد سوال بپرسیم. اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران در ادامه، سخنانی در تایید جمهوری اسلامی و مسالمت آمیز بودن تجمع ایراد کرد که مورد اعتراض عموم دانشجویان قرار گرفت.

در ادامه مجید شیخ پور، از دانشجویان شکنجه شده دانشگاه امیرکبیر در مدت بازداشت در بند 209، طی سخنانی گفت: من برای دانشجویان دانشگاه تهران متاسفم که با ۳۰ هزار دانشجو نتوانستند یک تریبون آبرومند برگزار کنند. چیزی که به ما داده شده یک بوق است نه سیستم صوتی. شیخ پور همچنین گفت از نظر ما برگزار کنندگان این تریبون(اعضای انجمن سنتی)، خود منتسب حاکمیت هستند و نه نمایندگان دانشجویان. اعضای انجمن اسلامی سنتی دانشگاه تهران در پاسخ به این اظهارات این دانشجوی دانشگاه امیرکبیر با ضرب و شتم مجید شیخ پور او را پایین کشیدند و میکروفون را از دستش گرفتند. در ادامه تریبون محسن سیدین از اعضای قدیمی انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر گفت:

«من به نمایندگی از دانشجویان پلی تکنیک می‌گویم ما علیرغم تمام اختلاف نظرهایی که داریم امروز برای یک هدف اینجا جمع شدیم و آن هم افشاگری علیه دولتی است که خائن به منافع ملی است. احمدی نژاد سال گذشته به پلی تکنیک رفت که در آستانه انتخابات شوراها محبوبیت خودساخته‌آی را نمایش بگذارد و شوی تبلیغاتی پر کند که دانشجویان امیرکبیر او را مفتضح کردند. من می‌خواهم وضعیت سه دانشجوی مظلوم پلی تکنیک که الان بیش از 4 ماه است که به جرم ناکرده در زندان به سر می‌برند و تحت شدیدترین شکنجه‌های جسمی و روحی قرار گرفته‌اند و الان فریادرسی ندارند. مسئولین کشور اعم از سخنگوی قوه قضاییه، رئیس دادگستری فقط در مقابل اجحافی که در حق دانشجویان شده سر تکان دادند و ابراز تاسف کردند ولی هیچ کدام هیچ کاری برای آزادی آن‌ها انجام ندادند. افراد به اتهام جاسوسی، تجاوز به آب‌های ایران و... از زندان آزاد شدند و با هدایا به کشور خودشان رفتند. احمدی نژاد باید پاسخ دهد چرا سه دانشجوی امیرکبیر که به خاطر اعتراض و انتقاد به او دارند تاوان می‌دهند از زندان آزاد نمی‌شوند؟! آیا گناه آن‌ها از کسانی که به قول خودتان جاسوس و متجاوزند سنگین تر است؟! دانشجویان شعار می‌دادند: مرگ بر این دولت مردم فریب.به گزارش خبرنامه امیرکبیر در ادامه تریبون رشید اسماعیلی، یکی از دانشجویان محروم از تحصیل دانشگاه علامه، طی سخنانی گفت:

دکتر سمتی، دکتر شاهنده، دکتر بشیریه و... هیچ گناهی جز استقلال ندارند. آقای احمدی نژاد گفته از شنیدن نام دموکراسی حالش به هم می‌خورد، من سوالم این است آیا از شنیدن نام حقوق بشر هم حالش به هم می‌خورد؟! ما امروز باید حرف‌ها و نظرات یکدیگر را تحمل کنیم. من از برخوردی که اعضای انجمن سنتی با دوستان ما داشتند، واقعا متاسفم. دانشجویان تجمع کنندگان شعار می‌دادند: دانشجو، دانشجو، اتحاد اتحاد. مجید شیخ پور بار دیگر به بالای تریبون آمد و سخنان قطع شده خود را ادامه داد. شیخ پور گفت: «دفتر تحکیم وحدت دو نوبت به آقای احمدی نژاد نامه نوشته، سوالاتی را مطرح کرده، ولی هیچ یک از عموم دانشجویان را اجازه ندادند به داخل سالن سخنرانی برود و سوالات دانشجویان را مطرح کند. فقط بسیجی‌های حامی خودشان را با دعوتنامه می‌برند داخل. در تابستان امسال 21 نفر از جامعه دانشگاهی دستگیر شدند، ۴۳ تشکل دانشجویی لغو مجوز شده است، احمدی نژاد باید پاسخ بدهد وقتی در دانشگاه کلمبیا می‌گوید دانشگاه‌های ایران آزاد است، این حرف را بر اساس چه مدارکی و چه دلایلی می‌زند. احمدی نژاد به پلی تکنیک آمد. دانشجویان پلی تکنیک اجازه ندادند حتی دوربین صداوسیما تصاویر دلخواهش را از آن مراسم بگیرد. ما می‌خواهیم فقط یک نفر از این جمعیت در سالن حضور پیدا کند و سوالات ما را از رئیس جمهور بپرسد. در ادامه این برنامه دانشجویان راهپیمایی به سمت درب ۱۶ آذر انجام دادند و در آن جا تجمع کردند. در پی این حرکت نیروی انتظامی بلافاصله گارد ضد شورش مقابل درب دانشگاه مستقر کرد. سپس دانشجویان مطلع شدند اتومبیل حامل احمدی نژاد در حال خروج از دانشگاه است. دانشجویان به سرعت به سمت سردر اصلی دانشگاه تهران حرکت کردند. در حالی که دانشجویان مقابل سردر اصلی تجمع کرده بودند، گفته شد اتومبیل‌های حامل تیم همراه رئیس جمهور تغییر مسیر داده و از درب دیگری از دانشگاه خارج شد. نیروی انتظامی در انتها با استفاده از اسپری فلفل و گاز اشک آور سعی کرد دانشجویان را متفرق کند.

سوء استفاده آخوندها از انرژی هسته ای

وفا سیاحی

در مورد دستیابی ایران به انرژی هسته ای حرف و سخن زیاد است ولی اینکه آیا ایران حق داشتن انرژی هسته ای را دارد یا خیر موضوعی نیست که ما به بحث در مورد آن بپردازیم چون چه بخواهیم چه نخواهیم رژیم آخوندی در صدد دستیابی به آن است و از آن نه تنها در راه مصارف صلح جویانه استفاده کرده بلکه از آن در ساخت سلاح های اتمی خود (موشک شهاب ۳) استفاده می کند و با کمی دقت متوجه می شویم که چه مقاصد شومی در ذهن این آخوندهای جنایتکار می گذرد  شاید اصلی ترین دلیل آن محکم کردن جای پای خودشان در کشور باشد و با این کار می خواهند به عاقبت کشورهایی مثل افغانستان و عراق دچار نشده بلکه از سلاح اتمی برای دفاع از خودشان استفاده کنند تا کشورهای غربی ذهنشان به اینکه به ایران حمله کرده و رژیم و دولت را تغییر دهند خطور نکند ولی آخوندها این مسئله را جور دیگری جلوه داده و هدف خود را استفاده از سلاح اتمی در راه مصارف صلح جویانه بیان کرده اند.

دلیل دوم آخوندها همانا محو کردن اسرائیل از صحنه روزگار به قول خمینی است و شاید اسرائیل تنها نقطه ضعف غرب از جمله آمریکا باشد به این دلیل که اسرائیل در یک موقعیت جغرافیایی مناسب قرار دارد و رژیم آخوندی به راحتی با یک موشک شهاب ۳ که دارای کلاهک هسته ای است می تواند آن را مورد هدف قرار دهد دلیل سوم آخوندها مطرح کردن ایران به عنوان یک ابر قدرت در جهان است و پس از کره و پاکستان که در چار چوب قوانین سازمان ملل به انرژی هسته ای دست پیدا کردند آنها هم می خواهند نشان  دهند که انرژی هسته ای حق کشور های پیشرفته نیست و آنان هم می توانند از این «حق مسلم» برخوردار باشند غافل از اینکه دنیا و سازمان ملل دست آخوندهای جنایتکار را خوانده و اطلاع کافی از مقاصد آنان دارد و به همین سادگی حق داشتن انرژی هسته ای را به آنان نخواهد داد.

سنگسار در خدمت تهديد و تجاوز به زنان

زیبا مرادی عجم

حکم دادگاه اسلامی مشهد در مورد سنگسار زنی که از دست تهديد و زورگيری مردی متجاوز شکايت به همين دادگاه برده بود, تشويق مردان به تجاوز به زنان و مستند سازی تجاوز برای پرونده سازی بعدی عليه قربانيان و واداشتن زنان به سکوت و عدم اعتراض و تن دادن به ادامه رابطه مبتنی بر زورگيری و تجاوز است.

در باره سنگسار زنان تاکنون بسيار و صد البته به درستی گفته شده است که حکمی وحشيانه و قرون وسطايی است؛ که صدور آن برای زنان و بويژه بيشتر برای زنان شوهردار متهم به برقراری روابط آزاد جنسی نشان دهنده يکی از خشن ترين نمودهای وفاداری به واپس مانده ترين شکل های نظام مردسالاری است؛ و که روابط جنسی زنان و مردان را با صدور چنين احکامی نمی توان در چهارچوب شرع و دين زندانی کرد... اما سنگسار اکنون بايد به مثابه وسيله ای در خدمت تهديد و تجاوز به زنان نيز محکوم گردد. و نه فقط اين؛ که قاضيان رژيم با حکم خود اين تهديد و تجاوز را تشويق و تاييد می کنند. کافيست فقط تکنولوژی به کمک مردان متجاوز بيايد تا از اين طريق مشکل شهادت 4مرد عادل که با چشم خويش صحنه همخوابی زن شوهردار با غير همسرش را ديده باشند برطرف شود. به عبارت ديگر کافيست, مردان متجاوز زنی را بربايند, به او تجاوز کنند, و از صحنه تجاوز فيلمبرداری کنند و بعد همان فيلم را به عنوان سند و مدرک نزد خود نگاه داشته و به عنوان وسيله ای برای باج گيری از زن مورد تجاور قرار گرفته مورد استفاده قرار دهند. اگر اين زن سرانجام طاقت تهديد و زورگيری های دائم را نياورده و به دادگاه اسلامی شکايت کند, مرد يا متجاوز با قرار دادن "سند" تجاوزشان به زن در اختيار دادگاه شرايط صدور حکم سنگسار را برای قربانی فراهم می کنند و خود نيز البته به صد ضربه شلاق محکوم می شوند. اين درست همان حکمی است که روز پنجشنه هفته گذشته دادگاهی در مشهد در مورد زنی که از دست تهديد و زورگيری مرد متجاوزی به تنگ آمده و شکايت به دادگاه برده بود, از سوی دادگاه مشهد صادر شده است. در گزارش روزنامه قدس آمده است:

در پى شكايت زنى مبنى بر اينكه فردى اقدام به‎ ‎تهديد و زورگيرى از او كرده است، ‏پرونده اى در دادگسترى مشهد تشكيل و متهم‎ ‎نيز شناسايى و دستگير شد. برپايه اين خبر متهم به همراه ‏پرونده در اختيار‎ ‎شعبه پنجم دادگاه كيفرى خراسان رضوى قرار گرفت و وى با ارائه تعدادى عكس و‎ ‎فيلم ‏ويدئويى مستهجن گفت:

شاكى با ميل و اراده خودش اقدام به ارتباط‎ ‎غيراخلاقى با وى كرده است قضات شعبه پنجم دادگاه كيفرى خراسان رضوى پس از چند جلسه رسيدگى به‎ ‎اين پرونده، متهم زن را به ‏جرم زناى محصنه به رجم محكوم كرد و متهم مرد‎ ‎نيز به تحمل صد ضربه تازيانه محكوم شد.اين حکم دادگاه اسلامی تشويق مردان به تجاوز به زنان و مستند سازی تجاوز برای پرونده سازی بعدی عليه قربانيان است.در حالی که نه در کادر احکام ضد بشری دادگاههای قرون وسطايی رژيم اسلامی که در چهارچوب احکام مدنی منطبق با موازين حقوق بشر کاملا روشن است که يک رابطه جنسی حتی اگر زمانی داوطلبانه آغاز شده باشد, از لحظه ای که يکی از دو طرف مايل به ادامه آن نباشد, جنبه اجبار و تجاوز جنسی به خود خواهد گرفت. درست به همين دليل حالا در دادگاههای مدنی مبتنی بر موازين حقوق بشر حتی رابطه جنسی مرد با همسرش در صورت عدم رضايت همسر تجاوز جنسی محسوب می شود و زن می تواند از همسرش شکايت کند.در حالی که در قوانين واپس مانده حاکم بر کشور ما, معنای "تمکين" زن تسليم محض به اميال جنسی مرد است و قانون گذار نه تنها تجاوز مردان به همسرانشان را مستوجب مجازات نمی داند و به نام شرع و اسلام مورد تشويق هم قرار می دهد که حتی تجاوز جنسی به زن از بيرون از خانواده و توسط مردان غريبه را هم مورد تاييد و تشويق قرار می دهد. اگر چنان چه گزارش روزنامه قدس مدعی است, "مدارک و شواهد" مرد زورگير برای دادگاه ثابت کرده که رابطه اين مرد با زن شاکی داوطلبانه بوده است, زن برای چه با به خطر انداختن جانش از او شکايت می کند؟

همين اقدام به تنهايی نشان می دهد که زن اگر هم بر فرض زمانی رابطه با مرد زورگير را داوطلبانه شروع کرده باشد, خواستار ادامه آن نبوده و طاقت ادامه تهديد و زورگيری وی را نداشته است. حکم دادگاه دو انتخاب را در برابر اين زن قرار می دهد:

يا پذيرش مرگ به صورت سنگسار يا ادامه دادن به رابطه جنسی خارج از ازدواج با مردی که زن از تهديدات و زورگيری اش بيزار است. حکم دادگاه اسلامی مشهد هيچ راه سومی در برابر اين زن نمی گذارد و از اين طريق نه تنها تجاوز جنسی که سکوت و عدم اعتراض قربانی و تن دادن به ادامه رابطه مبتنی بر زور و تجاوز را مورد تشويق قرار می دهد. مردسالاری و قوانين پوسيده عصر شترچرانی وقتی با تکنولوژی و "مدارک و شواهد" ناشی از عموميت يافتن تلفن های جديد موبايل و دوربين های دستی فيلمبرداری ديجيتال ويدئويی ترکيب می شود, می تواند سنگسار را از وسيله ارعاب و وحشت آفرينی قاضيان رژيم برای پرهيز دادن زنان و مردان از وارد شدن در روابط جنسی خارج از ازدواج به وسيله ای در خدمت تشويق مردان به تجاوز جنسی و تحکم زنان به تن دادن به روابط جنسی خارج از ازدواج مبتنی بر تهديد و زورگيری تبديل کند. حکم دادگاه مشهد يک سند تازه رسوايی رژيم واپس گرای جمهوری اسلامی و ضديت فاجعه بار شرع و مذهب با حقوق بديهی مدنی شهروندی است.

 

برگشت