بایگانی 68
|
روحانیت و آیت الله خمینی میکائیل قجقی همانگونه که ورود خمینی به صحنه سیاست با انگیزه و اهداف ارتجاعی بود، پیدایش وی در جمع روحانیت بعنوان یکی از مراجع تقلید دست دوم بعد از مرگ آیت الله بروجردی با بدعت گذاری در امور دینی همراه بوده است .اواین بدعت خمینی در نفی ً سنت تقیه ً بود . پیروی از این سنت در میان روحانیون بصورت مقاومت منفی در برابر حکومتهای مرکزی و عدم دخالت در سیاست و انزوای سیاسی روحانیون و در یک کلام بصورت پذیرش ضمنی جدایی دین از دولت تبلور می یابد . خمینی بعد از سالهای 1340 شروع به رد ً سنت تقیه ً کرده و آنرا بعنوان پوششی برای سازشکاری و تایید حکومتهای جابر و ضد اسلامی به مسخره گرفت و بدین ترتیب ورود خود به صحنه سیاست و آغاز مبارزه با رژیم شاه را نیز اعلام داشت . بدعت گذاری دیگر وی تدوین وطرح نظریه ارتجاعی ً ولایت فقیه ً و انتشار کتابی در این نام در سال 1348 می باشد .بعد از به قدرت رسیدن خمینی و دارو دسته اش بدعت اولی وی یعنی نفی ً سنت تقیه ً دیگر نه فقط کارآیی خود را از دست داد بلکه تبلیغ نفی آن نیز دیگر بضرر حکومت وی بود .
تحت فشار قرار دادن روحانیون و طلاب جهت بیعت با ً امام ً و تایید و همکاری آنها با حکومت اسلامی در اصل، تلاش برای رسمیت دادن مجدد به ًسنت تقیه ً از طرف خمینی بود! تا آنزمان هیچ حکومتی در ایران نتوانسته بود روحانیون و طلاب شیعه را ، بغیر از تنی چند از مراجع تقلید و روحانیون درجه دوم که آنها نیز از طرف روحانیون و طلاب غیر وابسته معروف به ًوعاظ السلاطین ًشده بودند در عین دخالت دادن آنها در مسایل سیاسی به نفع حکومتهای خود و در دستگاه حکومتی خویش مستحیل و وابسته به حکومت سازد . اما خمینی که خود متعلق به دستگاه روحانیت است ، بخوبی با سرشت وعلایق این جمع آشنا و طرق وابسته کردن آنها به دستگاه حکومت خود را نیز تا حدودی با موفقیت پیش برد.وی بخوبی آگاه بود که تنها راه وابسته کردن این جمع، رفع عطش قدرت طلبی آنان و تبعیت مادی بر آنان از دولت است ، زیرا تبعیت مادی بدنبال خود تبعیت معنوی را نیز بهمراه می آورد ! تأمین این امر نیز با بستن حقوق و مقرری به تمامی روحانیون و طلاب مدارس دینی و بازگرداندن بخشی از موقوفات که در زمان شاه از دست روحانیت بیرون آورده شده بود را مقدور گردانید . روحانیونی که قبل از انقلاب برای چندرغازی ساعتها بالای منبر رفته و امورات خود را با روضه خوانی میگذراندند ، طبیعی بود که با تمام وجود پذیرای این قدرت و ثروت ًالهی ً شده و جیره خوار حکومت خمینی شوند . بدین ترتیب خمینی توانست از شر بدعت گذاری اولیه خود یعنی نفی ًسنت تقیه ً تا حدودی راحت شود و آن را به دست فراموشی بسپارد .اما بدعت دیگر خمینی یعنی تز ارتجاعی ًولایت فقیه ً ، با توجه به اینکه اساس حکومت خمینی بر این تز استوار بود می بایست نه تنها جوانب ارتجاعی آن حفظ می شد ، بلکه جهت اجرای کامل آن همه موانع از جمله روحانیون طراز اول مخالف آن نیز یا از بین برده می شدند و یا در انزوای کامل سیاسی نگه داشته می شدند . خمینی با فریب و نیرنگ و بکار گرفتن قدرت،موفق به انجام اینکار شد. مشکل دیگر خمینی در برقراری تز ًولایت فقیه ً ، عدم همخوانی این تز با واقعیات عصر حاضر و تطبیق آن بر بستر ساختار سرمایه داری ایران بود. ماحصل تلاشهای ستیزه جویانهء خمینی در پیاده کردن این تزارتجاعی شکل گیری یکی از دیکتاتورترین رژیمهای جهان در ایران، بنام جمهوری اسلامی بود. وجود ارگانهای متعدد اعمال قدرت در کنار ارگانهای اداری و وجود ارگانهای اعمال حاکمیت روحانیون در جوار هر یک از وزارتخانه ها و گماردن روحانیون در حساسترین مقامات بخصوص در رأس قوه مقننه و قضائیه و وجود چند گانگی در اداره امور مملکت،از همین تناقض فاحش بین ایدئولوژی حاکم بر رژیم و عینیت جامعه ایران نشأت می گیرد. فجایعی که رژیم خمینی ببارآورد و شکست فضاحت بار این رژیم در تمامی عرصه ها و مخالفت تعدادی از روحانیون با این تز، خمینی را بجای اندیشه در اطراف آن، به صرف عنادورزی گستاخانه و چشم پوشی بر واقعیتها کشاند و وی جهت تمرکز هر چه بیشتر قدرت در دست خود و روحانیون طرفدار خود، تز ًولایت مطلقه فقیه ً را پیش کشید. طبق این بدعت جدید ، دیگر این حکومت و سیاست و ًمصلحت نظام ً است که بر دیانت و احکام ثانویه و احکام دینی ارجحیت دارد !و خمینی تعریف جدیدی از حکومت بدین صورت ارائه داد . حکومت که شعبه ای از ولایت مطلقه است یکی از احکام اسلام است و مقدم بر تمام احکام فرعیه حتی نماز و روزه و حج است ! طبیعتأ طبق این تعریف،حکومت نیز متعلق به ولی فقیه است که در رأس آن قرار می گیرد و فراتر از انسانها و قوانین بصورت حاکم مطلق حکم می راند . ما در آنموقع تحلیل کرده بودیم که این بدعت گذاری جدید خمینی با توجه به تلاقی آن با منافع مراجع پر قدرت دیگر در دستگاه روحانیت شیعه با واکنش و مخالفت آنها مواجه خواهد شد . زیرا پیاده کردن تز ًولایت مطلقه فقیه ً مستلزم ایجاد دستگاه روحانیت تک مرجعی و مستلزم کردن و نهاندن دیگر مراجع به مرجعیت ولی مطلقه و پیروی آنها از فقیهی است که هم در رأس دستگاه روحانیت و هم در رأس حکومت قرار گرفته و در هر دو عرصه بصورت مطلق العنان حکمفرمایی کند. سکوت اولیه روحانیون و مراجع تقلید در برابر این بدعت گذاری جدید خمینی که هیاهوی تبلیغاتی آخوندی حکومتی در اطراف آن و تهدیدهای ضمنی بقیهء مراجع تقلید به تمکین در برابر ولایت مطلقه خمینی، یکی از دلایل سکوت آنها بوده است ،این امر را برای خمینی مشتبه ساخت که آنان ولایت مطلقه وی را پذیرفته اند واو توانسته است ساختار چند مرجعی شیعه را در هم بشکند. خمینی با این پندار بود که جهت پی گیری ادعای رهبری تمام شیعیان جهان و بیرون آمدن از انزوای ناشی از شکست های پی در پی در عرصه های مختلف منجمله جنگ،خیز دیگری برداشت که صدور فتوای قتل سلمان رشدی و نامه به گورباچف از موضع ًرهبری مسلمانان جهان ً ، نمونه هائی از این تصورات وی بشمار می رود.اما دیری نپایید که خمینی مجبور شد از این پندار خود بدرآید . برای وی مسلم شد روحانیت که از قماش خود وی هستند،همان حزب اللهً نیستند که همیشه گوش بفرمان وی باشند و هر کلام وی را آیه ای آسمانی پنداشته و سر و جان خود را فدای عملی ساختن آن سازند. خمینی طی پیام بلند بالایی در سوم اسفند ماه ،نه تنها پرده از عدم پذیرش مرجعیت خود از طرف طیفی از روحانیون برداشت بلکه عدم پذیرش حتی نفس حکومت خود از طرف این طیف از روحانیون را آشکار ساخت. خمینی در پیام خود ضمن ًتحجر گرایان ًو مقدس نمایان احمق، عامل آمریکاً ،بی شعور ، ... خواندن این بخش از روحانیون گفت، در حوزه های علمیه هستند افرادی که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی فعالیت دارند . امروز عده ای با ذکر مقدس مآبی چنان تیشه به ریشهء دین و انقلاب و نظام می زنند که گویی وظیفه ای غیر از این ندارند. در مورد نحوه فعالعیت و طرز تفکر آنها خمینی می گوید ،اولین و مهمترین حرکت ،القای شعار جدایی دین از دولت است که متاسفانه این حربه در حوزه و روحانیت تا اندازه ای کارگر شده است. تا جائیکه دخالت در سیاست دون شأن فقیه و ورود در معرکه سیاسیون تهمت وابستگی به اجانب را بهمراه می آورد.اعتراف خمینی به وجود روحانیونی در حوزه های علمیه، در این پایگاه اصلی رژیم که در آن بخشی از روحانیت علمیه نظام جمهوری اسلامی بر خاسته و مبلّغ جدایی دین از دولت هستند ،در حالیست که وی با بحران جانشینی و با تشدید اختلافات فزاینده در بین باندهای درونی حکومت خود مواجه است. بنابراین،اکنون خمینی در میان روحانیت با سه مشکل اساسی روبروست : اول،بدعت گذاریهای وی بخصوص تز ًولایت فقیه وولایت مطلقه فقیه نه تنها مورد قبول روحانیونی که خارج از حکومت وی قرار گرفته اند نیست، بلکه آنها اساس حکومت اسلامی و تلفیق دین با سیاست را قبول ندارند و معتقدند حکومت قبل از ظهور امام زمان علیه السلام باطل است ! این دسته از روحانیون که از نیروی قابل ملاحظه ای نیز در جامعه و در میان طلاب برخوردارند ، در کل مشروعیت رژیم خمینی و فلسفه حکومت اسلامی را در میان طلاب حوزه های علمیه به زیر سئوال برده اند. دوم،بحران جانشینی برای خمینی . اکنون در میان روحانیت طراز اول از لحاظ سلسه مراتب روحانی،نمی توان کسی را بغیر از منتظری یافت که بتواند نقش بدلی خمینی را بعد از مرگ وی به عهده بگیرد زیرا خمینی در طول ده سال حکومت خود بسیاری از روحانیون طراز اول را نابود یا طرد کرده و بسیاری دیگر نیز از جمله کسانی هستند که ده اساس حکومت اسلامی و تلفیق دین با سیاست را قبول ندارند. این در حالی بود که درگیری بین منتظری و خمینی بحدی رسیده بود که خمینی نمی توانست جانشینی خود را که در ضمن تنها حاصل عمر وی نیز می باشد ! بوی بسپارد. در صورت عزل منتظری نیز در میان روحانیون بارگاه خمینی،کسی صلاحیت ًرهبری شیعان ایران ًو پوشیدن عبای ولایت مطلقهء وی را ندارند. بنابراین عزل منتظری،معنایی جز مرگ تز ًولایت فقیه ًخمینی نداشت. سوم،اختلافات بین روحانیون بارگاه خمینی بر سر قدرت بحدی رسیده بود که شخص خمینی نیز با آن جایگاهی که در رأس هرم قدرت جمهوری اسلامی و با اتوریتهء مذهبی ای که دارد، نتوانست علیرغم هشدارها و تهدید های دائمی اش،از شدت آن بکاهد. این در حالی بود که اختلاف در سطح روحانیت حکومتی به امر پذیرفته شده ای برای خمینی در آمده بود و به سطح جامعه نیز کشیده بود . تلاشهای بی وقفه خمینی برای یک خطی کردن قدرت و تشدید تمرکز گرائی در ساختار رژیمش و بروز علنی اختلاف طیفی از روحانیون و طلاب حوزه های علمیه با نظام وی و مواجه بودن با بحران جانشینی برای وی هم معنی می شد. مدرسه فیضیه قم یعنی بلافاصله بعد از صدور پیام خمینی در مخالفت با مزامین این پیام از طرف طلاب مدرسه علمیه و در گیری آنان با پاسداران و طرفداران آیت الله خمینی نشانگر آن بود که بخشی از روحانیون و طلاب اعتقادی به اتحاد و یک پارچگی با طرفداران خمینی ندارد و طلاب موج و گرد آبی چنین حائل برای رژیم خمینی هستند . اما نباید از نظر دور داشت که هر چند مبارزه این طیف از روحانیت که عمدتا" در خارج از دایره حکومتی رژیم قرار داشت،ضربه پذیری رژیم را در مقابل مقاومت و مبارزه مردم دو چندان می ساخت ، ولی خود دارای هیچ گونه بار مترقبانه و انقلابی نیست و صرفا" بر سر تفاسیر و برداشت های مختلف از آیه ها و مزامین و فرایض دینی و بر سر سهم خود از قدرت صورت می گیرد . نمونه وجود جریان ارتجاعی ً حجتیه ًدر داخل این طیف از روحانیت ،خود گویای ارتجاعی بودن این جریان در مقابل جریان ضد انقلابی و ارتجاعی خمینی و روحانیون طرف دار وی است . سوداگران زن در ایران نگین پوردلیر اداره نظارت بر قاچاق انسان دولت آمريكا در گزارش سال 2007 خود وضعيت قاچاق زنان و كودكان در كشورهاي مختلف جهان را مورد بررسي قرار داده است. مطلب زير خلاصه ايست از گزارش اين اداره در مورد قاچاق زنان و كودكان در ايران. كشور ايران يكي از منابع قاچاق زنان به منظور استثمار جنسي تجاري و بيگاري ناخواسته است.ايران در عين حال مقصد وارد كردن قاچاقي زنان از برخي نقاط ديگر بوده و نيز محلي براي ترانزيت زنان به كشورهاي ديگر نيز محسوب ميشود.تجارت زنان در ايران داراي دو بعد داخلي و خارجي است. در داخل كشور زنان به منظور روسپيگري اجباري خريد و فروش شده و يا در ازاي بدهيهاي پرداخت نشده اقوام خود مجبور به ازدواج تحميلي با طلبكاران ميشوند. بچهها نيز در داخل ايران به منظور ازدواج اجباري، استثمار جنسي تجاري و بيگاري ناخواسته به عنوان گدا يا كارگر خريد و فروش ميشوند كه در اين سرنوشت، بچههاي افغاني مقيم ايران نيز با آنان مشتركند.بر اساس گزارش منابع غيردولتي، زنان و دختران ايراني به خارج از كشور نيز قاچاق ميشوند. در اين گزارشات آمده است كه زنان و دختران ايراني براي استثمار جنسي تجاري به كشورهاي پاكستان، تركيه، قطر، كويت، امارات متحده عربي، فرانسه، آلمان و انگليس قاچاق ميشوند.منابع رسانهاي گزارش كردهاند كه روزانه 54 زن يا دختر ايرانيِ 16 تا 25 سال در پاكستان به فروش ميرسند. دولت ايران حتي حداقلهاي استاندارد مبارزه با قاچاق انسان را هم رعايت نكرده و تلاش قابل توجهي در اين راستا انجام نميدهد.متقابلا منابع موثق به اين مسئله اشاره دارند كه مسئولان با ضرب و شتم، زندان و اعدام قربانيان قاچاق انسان، به تنبيه و مجازات آنها ميپردازند.اما تعقيب قانوني و مجازات قربانيان (كه در واقع مبارزه با معلول مستقيم پديده قاچاق انسان است و نه مبارزه با علت آن) موجب دست يافتن به هيچگونه موفقيتي در حفاظت از زنان و دختران نشده است. تعقيب خاطيان: دولت ايران جهت مبارزه با تجارت زنان و كودكان، طي قانوني كه در سال 2004 ميلادي به تصويب رسانده هرگونه قاچاق انسان را ممنوع اعلام كرده است. مجازاتهايي كه در اين قانون براي قاچاقچيان انسان در نظر گرفته شده است بسيار شديد بوده و حتي حكم اعدام را هم در بر دارد؛ گرچه دولت عملا پيشرفت قابل توجهي در تعقيب و مجازات مجرمان نداشته و در طول تكميل اين گزارش هيچگونه خبري در مورد تعقيب يا مجازات مجرمان اعلام نشده است. ايران هم چنين هيچ گونه شاهدي در مورد تلاش براي اجراي قانون درباره مقامات دولتي كه گمان ميرود در امر قاچاق انسان دست داشته و اين فرايند را تسهيل ميكنند، ارائه نداده است. حفاظت از قربانيان: طي سال گشته حكومت ايران روش محافظت از قربانيان قاچاق انسان را به هيچوجه بهبود نبخشيده است. حكومت نه تنها قربانيان را محافظت نميكند بلكه آنان را به خاطر تخطي از قواعد اخلاقي و به جرم ارتكاب عمل نامشروع زنا - ارتباط جنسي خارج از چارچوب ازدواج - دستگير و مجازات ميكند. گرچه آمار دقيقي در دست نيست كه چه تعداد از زنان و دختران به خاطر كاري كه در دوران بيگاري جنسي مجبور به انجام آن بوده، توسط دولت مجازات شدهاند اما گزارشهايي مبني بر اعدام بچههايي كه قرباني تجارت سكس بودهاند، به جرم روسپيگري يا زنا، وجود دارد.علاوه بر اين حكومت ايران هيچگونه جايگزين قانوني در اختيار قربانيان تجارت انسان قرار نداده است تا به اين وسيله آنان را از رفتن به كشورهايي كه در آنجا با مشكلات فراوان يا خطر مجازات روبرو هستند، باز دارد. حكومت هم چنين نميكوشد تا با تشويق و تهييج قربانيان به همكاري با مسئولان، به تحقيق و بررسي در فرايند قاچاق پرداخته و قاچاقچيان انسان را مورد تعقيب قانوني قرار دهد. دولت از طريق سازمان تامين اجتماعي مسئوليت اداره 28 خانه سلامت را بر عهده دارد. وظيفه اين خانههاي سلامت ايجاد سرپناه و حمايت از دختراني است كه از خانه فرار كرده و در معرض خطر خريد و فروش قرار دارند. اما گزارشات حاكي از آن است كه دختران در اين خانههاي امن، به وسيله كاركنان اين خانهها و نيز ساير مقامات حكومتي مورد تعدي و تجاوز قرار ميگيرند. پيشگيري از خريد و فروش انسان در خلال سال گذشته ايران هيچگونه پيشرفتي را در پيشگيري از پديده تجارت انسان گزارش نكرده است. در اين راستا اقدامات پيشگيرانهاي مانند ايمنسازي مرزهاي مشترك ايران با پاكستان و ساير كشورهاي همجوار كه زنان و كودكان از آن طريق به خارج از كشور قاچاق ميشوند، ضروري به نظر ميرسد.ايران همچنين بايد سير مسافرت زنان و دختران ايراني به كشورهاي خاورميانه كه بازار استثمار جنسي زنان ايراني است را مورد نظارت قرار بدهد. در نهايت حكومت ايران بايد با ايجاد برنامههاي آموزشي و اطلاع رساني، سطح آگاهيهاي زنان و كودكان در مورد خطر قاچاق انسان را افزايش دهد. صلح از دیدگاه جمهوری اسلامی فرزانه مهدی بیگی هرسال روز 21 سپتامبر بعنوان روز جهانی صلح بین همه مردم جهان گرامی داشته می شود.این واژه در سراسر دنیا یکجور معنا شده ودر همه لغتنامه ها یک مفهوم را داراست به جز در لغتنامه جمهوری اسلامی ایران که چنین واژه ای اصلا وجود ندارد. آنها بر خلاف همه دنیا نه فهمیدند ونه خواستند بفهمند که :صلح یعنی :آرامش و ثبات درون و برون مرزی بجای بی ثباتی و هرج ومرج 1. صلح یعنی : به رسمیت شناختن مرزها و مداخله نکردن در امور کشورهای دیگر بجای دامن زدن به مشکلات آنان 2. صلح یعنی :دوستی با ملل مختلف بجای دشمنی با آنها 3. صلح یعنی :سنجیده سخن راندن به جای دشنام و فحاشی 4. صلح یعنی :به رسمیت شناختن همه ادیان و اقوام مختلف بجای دشمنی ورزیدن با آنان صلح یعنی: ارزش گذاشتن به سازمانهای جهانی که برای نظم و آرامش و برقراری حقوق بشر در سطح دنیا تلاش میکنند. بجای بی اهمیت جلوه دادن فعالیتهای بشردوستانه وبی جهت دشنام دادن به آنان حال می پردازم به دیدگاه و برداشت جمهوری اسلامی ایران در باره صلح. برای نظام اسلامی واژه صلح آنچنان بی رنگ است که خود نیز قادر به دیدن و خواندن آن نیستند بر عکس واژه ستیزه جویی و جنگ همچنان پر رنگ و درشت بالای سر هر ورقی که در دست دارند نوشته شده که مبادا یک روز فراموش کنند و از این همه صواب بی بهره بمانند .
اینطور که حکمرانان جمهوری اسلامی پیش میرونند به نظر میرسد که ناشیانه در صددند اسم خود را در تاریخ همانند هیتلر در 60 سال پیش بعنوان منفورترین انسانها به ثبت رسانده و تا ابد از آنان بعنوان سمبل جنایت و ظلم و ستم یاد شود .آری، حاکمان قاصب وطن ،در اولین گام سیاست جنگ و خونریزی راکه از بدو پیدایش تاریخ بشریت بلا وقفه وجود داشته بعنوان برترین گزینه انتخاب نمودند وهیچوقت نگذاشتند طعم صلح و آرامش زیستن را مردم تجربه کنند وتا دستشان به سفره رنگین منابع طبیعی این مرز و بوم رسید، مسابقه بر سر کشتار و غارت مردم سرزمین مان را آغاز کردند. ملت ما مردمی هستند که هشت سال به طور مدام بر سرشان بمب ریختند مردمی هستند که بهترین عزیزانشان رادر طول جنگی تحمیلی وناخواسته از دست دادند مردمی هستند که خانه و آشیانه شان در آتش سوخت مردمی هستند که زیر فشار اقتصادی جنگ و گرانی سرسام آور درفقرو تنگدستی سوختند وساختندودم بر نیاوردند. حاصل و پاداش این از خود گذشتگی و ایثارمردم چیزی نبود جزاینکه پس از جنگ وعده های پوچ و تو خالی این آقایان به مردم جنگ زده که همه چیز خود را از دست دادند هدیه شود.که همه ما شاهد آن بودیم .و سپس بجای آوردن نان بر سره سفره مردم بیکاری و گرانی آوردند بجای ثبات و آرامش در جامعه رعب و وحشت و ناامنی آوردند، بجای آزادی قلم و آزادی بیان خفقان و سانسور آوردندو بجای فراهم آوردن رفاه برای مردم دستگیری و شکنجه و زندان و اعدام آوردند .اکنون دولتمردان جمهوری اسلامی در صدد مهیا کردن و ارائه هدیه ای گرم و آتشین برای ملت ایران هستند و آن جنگ احتمالی است که به عقیده آنان این بار بجای باران بمب و خمپاره بر سر مردم این مرز و بوم رحمت الهی خواهد بارید. حال که کشور در وضعیت بحرانی قبل از جنگ بسر می برد عینا شاهد گرانی روز افزون وفساد و فحشا در جامعه به علت فقر زیاد وهمچنین فساد در اقتصاد دولتی و دزدیهای میلیاردی آقایان و آقازاده ها و بیکاری روزافزون که نهایتا منجر به افزایش میلیونی مستمندان گردیده از یک طرف واز طرف دیگرعوامل مزدورشان روزانه با ایجاد رعب و وحشت بر سر آزادیخواهان وطن دوست که خواهان حقوق اولیه خود هستند می کوبند و آنان را محارب با خدا میدانند وبا راه اندازی برنامه ای جهمنی بنام بمب اتم خویش را صاحب افتخارمیدانند و سعی دارند هر چه زودتر آنرا به اتمام برسانند و آنرا بر سر مردم بیچاره آنسوی دنیا بیاندازاند و شاهد کشته شدن و تکه تکه شدن هزاران انسانهای بیگناه باشند و آنوقت آقایان به لذت شیطانی خود فایق آیند .جمهوری اسلامی ماهیتا حکومتی آشوبگر و جنگ افروز است و بامداخله علنی و غیر علنی خود در منطقه و با دامن زدن به بی ثباتی در آن کشورها خود نشانه های دیگری از این ماهیت بحران آفرینی و جنگ افروزی این رژیم است .آقای خامنه ای و رنیس جمهور دست نشانده خود احمدی نژاد که هراز گاهی حس هاله نوری بالای سر خود مشاهده می کنند با رفتار و گفتار ی بی مسئولانه خود مصرانه می کوشند دانسته یا ندانسته آتش جنگ احتمالی را حتمی تر از روز قبل سازند چیزی که مسلم است باز قرار است ملت بیگناه ما در آن بسوزند تا کسی نداند چه سودی از آن حاصل میگردد ؟ آنها چرا نابودی ایران و ملتشان را خواهان هستند؟ آیا واقعا این ملت باید قربانی و راه گشای آمدن امام زمان شوند ؟ آیا ظهور این مرد عرب باید زمینه سازش خون ملتی رنجدیده و مظلوم باشد که تا زانوان آن حضرت را فرا گیرد ؟ آری، اینست دیدگاه آنان از صلح و آرامش جهانی رژیم منفور جمهوری اسلامی بادست زدن به ساخت سلاح اتمی طرح نقشه نابودی کامل اسرائیل و کفار و برافراشتن پرچم اسلام در این کشورها در مغز کوچک و تهی خود میپرورانند این رژیم از بدو تولد خود با قلمرو قرار دادن ایدئولوژی آسمانی در عرصه سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در دستور کار روز مره خود و با شعار نابودی ، بوضوح روشن است که هیچ گاه با واژه صلح آشتی ندارد و نخواهد داشت و هدف آن نابودی کامل ایران است. و به همین دلیل تنها راه رهایی از چنگال این اهریمنان ساقط نمودن آنان از حکومت میباشد به امید زمانی که کشور مان ایران از دستان آلوده دینمداران مذ هبی آزاد شود تا صلح و ثبات به منطقه باز گردد. گویا اعدام و سرکوب تنها وسیله نجات رژیم می باشد. فجایع بزرگ اعدام و سرکوب گروهی زنان ، جوانان ، دستگیری و شکنجه دانشجویان زندانی کردن روزنامه نگاران و ... گویا رژیم اسلامی به بن بست رسیده و برای طولانی تر کردن عمر بی محتوای خود تنها سرکوب مردم ایران را دیده و از این رو با تشکیل زندان های با نام و بی نام و تشکیل گروههای سرکوب با نامهای ... و ایجاد جو خفقان اطلاعاتی و سنگین برای مردم اکبر بشارتی با سلام خدمت خوانندگان عزیز و طرفداران حقوق بشر. در ماههای اخیر پس از یک رکورد 2،3 ساله که از اعدام روشنفکران صورت می گرفت و کمی نزول کرده بود از ابتدای سال 86 تاکنون به اوج خود رسیده و رژیم جمهوری اسلامی امسال را یکی از پردرد سرترین سالهای حکومت خود چه در داخل و چه در خارج از کشور با موج نارضایتی علیه کارنامه خونبار خود به وجود آورده و همچنین با مخالفتهای صریح و آشکار سازمان ملل و دیگر کشورهایی که عضو این سازمان می باشند روبرو گردیده و گزارش های زیاد و پی در پی فجایع رژیم به نزد جهانیان رسیده است. اینبار رژیم با اعدام جوانان و نوچوانان با کمترین گناه و بدون دلیل قانع کننده، این عزیزان کشورمان را به پای میز محاکمه نشانده و آنها را در کمال بی رحمی و شقاوت و در نظر دیدگان عموم به اعدام محکوم کرده و حکم را اجرا میکند . این در حالیست که رژیم علاوه بر زندانی کردن صدها انسان بی گناه از جمله دانشجویان، نویسندگان، روزنامه نگاران و حتی جوانانی که مرتکب کمترین خلاف قانونی شده اند با بزرگ نمایی مسایل پوچ و بیهوده و تحت عنوان اراذل و اوباش و یا بهتر بگوییم مخالف امنیت ملی آنها را اعدام و یا با یک درجه تخفیف به زندانهای مخوف خود تحت بدترین شکنجه ها نگه داشته و با غرور و شخصیت انسانی و اجتماعی این عزیزان که خواسته هایی چون آزادی و حقوق مدنی را بیش ندارند بازی کرده و لگد مال میکند و بدین گونه میخواهد با طرز فکر و رفتار متحجرانه خود زهر چشمی از تمامی مردمان میهنمان و حتی دنیا گرفته و به اصطلاح خود مخالفان نظام را سرجای خویش بنشاند، اما مردم عزیز کشورمان خوب میدانند که این بهانه ها همه از خالی بودن وجه نظام و دوره شکست و عقب نشینی آنان میباشد . اینکه سران رژیم حرفی برای گفتار و عملکرد خود نداشته و جز غارت منابع سرشار ملی میهن عزیزمان ایران، بهانه ای نداشته و از راههای دیگر فکر و روح مردم را درگیر مسایل پوچ و وعدهای توخالی می کنند، لذا جوانان و هم پیمانان دلیر کشورمان چه در داخل و چه در خارج که از آزادی گفتار و عملکرد بیشتری بهرمند هستند و حداقل از دسترسی دستهای رژیم جمهوری اسلامی در امان هستند باید آگاهانه همه این مسایل را زیر نظر داشته و تمام وقایع ضدانسانی که در قرن حاضر در هیچ جایی از جهان و حداقل به این طریق و واضح را انجام میشود را ابتدای فهرست برنامه های خود طبق هر شرایطی قرار داده و نگذاریم این چنین با شعور ملی و فرهنگی دیرینه آبا و اجدادی مردم عزیز وطن خود به بازی گرفته شود/. ما موظفیم که تمامی حقوق خود را از کانالهای منابع حقوق بشر و تحت منشور سازمان ملل پیگیری کرده و حق مردم عزیزمان را با تمامب قوا و حتی با چنگ و دندان از این دژخیمان زورگو باز پس گیریم که در راه وطن جان را هدیه کنیم، به نیکی انجام داده ایم . ما امیدوار هستیم روز به روز و با اسناد و مدارکی که به طور زنده و مستند وجود دارد و همچنین منعکس کردن این برنامه های ضدبشری جمهوری اسلامی به مردم داخل کشورمان و آگاهی بیشتر آنان نسبت به اعمال ددمنشانه رژیم صدای خود را به جهانیان رسانده و نگذاریم مردم عزیز کشورمان گرفتار بازی این زورگویان قرار گیرند. ایران سرفراز ایرانی سربلند خرافات مذهبی محمود ظفری از زمانیکه حکومت صدام در عراق سقوط کرده است ، فوج فوج ایرانیان مشتاق زیارت قبر حسین به این کشور روانه شده اند. طبق آماری که از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شده است ، چهارونیم میلیون نفر از ایرانیان داخل عراق هستند. این آمار کسانی است که از طریق پاسپورت و به صورت قانونی وارد عراق می شوند. اضافه بر این تعداد ، عده ای نیز از طریق غیر قانونی وارد عراق می شوند زیرا افرادی با کسب فقط 35 هزار تومان به صورت غیر قانونی کسانی را که مشتاق زیارت قبر حسین هستند با گرفتن تعهدی به زیارت کربلا می برند. بگذریم که تا کنون عده زیادی دچار خطرات زیادی از قبیل رفتن روی مین یا برخورد با راهزنان و یا حتی دزدیده شدن زنانشان شدند. اما ای کاش مشکل به همینجا ختم می شد. ایرانیانی که به عراق می روند از وضعیت بهداشتی اطراف حرم حضرت علی و حسین اظهار تأسف کرده و امید وار هستند که عراق به دست ایرانیان بیفتند تا اطراف حرم این دو امام را به صورت بهداشتی درآورند. کسانی که از کربلا و نجف دیدن کرده اند از وضع بهداشت اطراف این دو حرم بسیار گله مند بودند . ظاهراً مثل اینکه آنقدر که ایرانیها به این امامان اهمیت می دهند خود عراقیها ارزشی برای این دو امام قائل نیستند. اطراف این دو حرم پر از دستفروش و میوه فروش با پشه فراوان و زباله است. نمیدانم امیدواری شیعه های ایرانی از کجا ریشه گرفته که یکی از زائران که در گروه مقاومت مسجد .... کار می کند گفت: ان شاءالله عراق به زودی به دست خودمان می افتد و پس از اینکه عراق به دستمان افتاد خودمان به وضعیت بهداشتی اطراف این دو حرم سر و سامان می دهیم. وی در ادامه می گفت: این حرمها به جای قالی گلیمهایی بسیار فرسوده داشته که با تکان خوردن کلی گرد و غبار از آنها بلند می شده است و چند ایرانی قالیهایی از ایران برده و در آنجا فرش کرده اند. یکی دیگر از زائرانی که به کربلا رفته بود انگار که فقر را در گوشه گوشه کشور خودش نمی بیند گفت: من از فقر مردم عراق بسیار افسرده شدم و میزانی هنگفت برای کمک به فقرای عراقی اهدا کردم. چه تأسف انگیز است که ایرانیان به جای اینکه به فکر فقر در گوشه و کنارهای مملکت خود باشند ، به فکر این هستند که اطراف حرمهای علی و حسین کیفیت خوبی ندارد. چرا باید ایرانیان از تاریخ مملکت خود بی اطلاع باشند؟ چرا باید به فکر ترمیم قبر کسی باشند که با همکاری برادرش در جنگ طبرستان برادران ایرانی ما را کشتند و ایرانیان را شایسته به بردگی کشاندن می دانستند؟ چرا باید مردم ایران از علی بت بسازند همو که مشاور عمر در حمله به ایران بود. خرافات مذهبی با ما چه می کند؟ اگر علی مردی بود که از گرسنگی سنگ به شکم می بست و همه همتش در دستگیری از فقرا و بیچارگان بود چرا در کشور خودش نه به عنوان یک امام معصوم بلکه به عنوان یک خلیفه والا ارج نهاده نمی شود؟ یکی از کسانی که می خواست از این مذهبیون خرده بگیرد می گفت: حضرت علی به این فرشها و تزئین حرمش احتیاج ندارد. اگر اینطور بود در زمان زندگیش با فقر زندگی نمی کرد. آیا واقعاً علی با فقر زندگی می کرد؟ چرا مردم بر روی احادیثی که می شنوند تأمل نمی کنند؟ وقتی که در کتابهای احادیث خودشان نقل شده است که علی در حال نماز انگشتری خود را به فقیری اهدا می کند؛ چرا مسلمانان با خود نمی اندیشند کسی که تزئینات دستش فقیری را نجات می دهد؛ چگونه به فکر شکم خود نبوده اما به فکر تزئین دستش بوده که به قول امام جعفر صادق نگین این انگشتر از یاقوت سرخ بود که قیمتش برابر با خراج یک سال شام بود. چرا باید قاتل نیاکانمان را ارج بنهیم؟ چرا باید به جای اینکه به فکر فقر در گوشه گوشه کشور خودمان باشیم ؛ قصه این را بخوریم که حرم حضرت علی فرش نداشته است؟ چقدر از سرمایه کشور ما هر ساله برای دیدن قبر این امامها و بت کده چهار گوشی که در عربستان قرار دارد هدر میرود؟ زدودن خرافات مذهبی نه تنها باعث می شود که راه تعقل و اندیشیدن بر روی ایرانیان خرافات زده باز شود، بلکه باعث می شود سرمایه های هنگفتی که برای رفتن به حج و کربلا از کشور خارج می شود ، صرف آبادانی کشور خودمان شود.
محکومیت هر ایرانی : زندگی کردن ! وفا سیاحی در مقاله قبلی عنوان کردم که رژیم آخوندی چطور با تکیه بر سیاستهای از پیش تعیین شده مردم را سرگرم به زندگی خودشان کرده که اصلا ذهنشان به اعتراض خطور که نمی کند هیچ، سعی می کنند که به همین منوال یعنی یک زندگی ( امروز کار زندگی کن ، برای امروز ، فردا خدا بزرگ است ) ادامه دهند بله ،چه بگوییم ، آخوندهای.. بگوییم ، کم گفته ایم !!! چرا که هم اکنون آنها زمامدار زمانه هستند و به جز زندگی ، جان و مال مردم را هم از آن خود کردند و مشاهده کرده اید که اموال طبیعی کشور مان را چگونه چپاول کرده و چطور با جان مردم ما بازی میکنند و فقط با چسباندن یک انگ : اراذل و اوباش یا متجاوز یا همجنس باز و یا آشوبگر به مردم ، آنها را پای چوبه دار می فرستند . چندی پیش در اینترنت خواندم که رژیم ملایان به کشورهای مسلمان و عرب کمکهای نقدی و غیر نقدی ارسال می کند و نمونه بارز آن کشور سوریه است که حتی رژیم در آن کشور اقدام به ساخت مساجد و مدارس و بیمارستان های بزرگ کرده است . اگر مبنا مسلمان بودن است که در ایران خودمان هم مسلمان هستیم!!!! و محروم از این امکانات !
اگر مبنا عرب بودن است که در ایران خودمان هم یعنی در خوزستان اکثرا از اقوام عرب هستیم ولی مردم خوزستان ایران در چه شرایطی زندگی می کنند و مردم عرب کشورهای دیگر با شرایطی ...... در مقاله قبلی اشاره کردم که آنها فقط و فقط نفت دارند ولی ما فقط یکی از منابع طبیعی مان نفت است و بگذریم از این همه منابع و معادن .... تازه از اینها که بگذریم ظلم هایی که به مردم عرب خوزستان تحمیل می شود و محرومیت هایی که باید تحمل کنند که همین رژیم در صدد است که نسل اعراب را ریشه کن کند بوسیله بمب گذاری ها یا همین اعدام هایی که به عناوین مختلف انجام میدهد !!!! مطالبی که عنوان کردم نه تنها مشکل اعراب خوزستان بلکه مشکل کردهای کردستان و لرهای لرستان و ترک های آذربایجان و بلوچ های بلوچستان و چندین اقوام دیگر ایران است و ما فقط می توانیم یادآور این مصائب و مشکلات باشیم تا ببینیم . بالاخره این رژیم جنایتکار و فاسد می خواهند چه بلایی بر سر ملت و میهن ما بیاورند؟ شورای حقوق بشر سازمان ملل در تقابل با حاکمان جمهوری اسلامی اسماعیل عنایت اصل در آستانه تشکیل اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل در ماه سپتامبر اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران در زمینه رعایت حقوق بشر بشدت ملتهب و نگران کننده است بر اساس تصویب مجمع عمومی سازمان ملل شورای حقوق بشر باید مرکب از 47 عضو باشد که با رای مستقیم و مخفی اعضای مجمع عمومی انتخاب شده اند بر اساس سهمیه تعریف شده برای این شورا کشورهای آفریقائی 13 کرسی کشورهای آسیای اروپای شرقی 6 کرسی و کشورهای آمریکای لاتین و حوزه کارائیب 8 کرسی و کشورهای اروپای غربی دارای 7 کرسی می باشند . این شورا جایگزین کمیسیون حقوق بشر شده است که پس از 60 سال فعالیت به دلیل ناکارآمد بودن و کارنامه ضعیفش کنار گذاشته شد آخرین ضعف کمیسیون حقوق بشر زمانی رخ نمود که کشور لیبی به ریاست کمیسیون مذکور انتخاب شد.زدوبندهای سیاسی در کمیسیون حقوق بشر این نهاد راکاملا ازاعتبار انداخته ورفتار دوگانه آن دربرخورد با کشورهائی نظیرچین ِ بنگلادش ِ عربستان سعودی وپاکستان... به رسوائی علنی بدل شده بود که این نهاد 53 عضوی را هر روز بیشتر از قبل به محاق سوال می کشید .از همین رو با استفاده از تجربیات گذشته سازمان ملل و مجمع عمومی آن تصمیم به تغییر این نهاد گرفتند. شورهائی می توانند به عضویت در شورای حقوق بشر انتخاب شوند که در عرصه حقوق بشر گامهای مثبتی برداشته باشند و باید اکثر آرای 191 کشور عضو سازمان ملل را کسب نمایند و در همین راستا بود که در گذشته تلاش ایران برای ورود به این شورا ناکام ماند .در سال گذشته حکومت اسلامی با اعزام قاتل زهرا کاظمی یعنی سعید مرتضوی به اجلاس مذکور هم ملت ستمدیده و هم شورای حقوق بشر را به سخره گرفت هرچند لغو ماموریت گزارشگران ویژه به ایران حاکمان دینی ایران را در ارتکاب اعمال ضد حقوق بشری جری تر از پیش نمود لیکن باید توجه داشت که این رفتارها هر روز به تناقض بین قوانین بین المللی با قوانین داخلی و شریعتی درون ایران بیشتر دامن میزند. اشغالگران ایران نه شهامت خروج از نهادهای بین المللی حقوق بشر را دارند و به اقتضای حکومت ایدئولوژیک شان هم نه عزم و اراده و نه پتانسیل لازم جهت محترم شمردن تعهدشان به کنوانسیونهای گوناگون را دارند لذا دائم از یک طرف با مطالبات به حق مردم ایران و از طرفی نیز با توضیح خواهی افکار بین المللی مواجه اند و به همین دلیل نیز به ادله هائی نظیر حقوق بشر اسلامی و یا چهاردیواری اختیاری متوسل می شوند آیا اعدامهای دسته جمعی در ملا عام و یا سنگسار و یا شکنجه های داخل سلولهای مرگ و یا بازداشت زنان و دستگیریهای خودسرانه اعضای سندیکاهای کارگری و شوهای تلویزیونی آنچنانی در قالب پای چوبین منطق چهاردیواری اختیاری می گنجد؟اگر چهار دیواری اختیاری است پس مزدبگیران حکومت اسلامی در عراق ، لبنان ، فلسطین ، افغانستان و .. چه می کنند، چرا از بیداد در زندان ابوغریب و یا سلولهای گوانتانامو حنجره می درند ؟در واقع وقتی مجامع بین المللی و کشورهای صاحب صنعت به لاسیدن های اقتصادی با خرمردرندهای داخل ایران بنشینند نتیجه همین است که ملاحظه می شود فریاد جگرخراش زندانیان سیاسی و روزنامه نگاران آزاده ایرانی در پهنای فضا گم شده و در برابر چشم خردسالان ایران جوانان ایرانی بر طناب دار رقص مرگ را نمایش خواهند داد و رژیم اسلامی هم با وقاحت طرح مجاب و امنیت اجتماعی و دستگیری دانشجویان، اخراج اساتید ، بستن روزنامه ها و وبلاگها را در داخل اجرا نموده و صد البته با وقاحتی بیشتر پناهندگان اهوازی را از سوریه باز پس گرفته به دار می آویزند و در ترکیه و قبرس نیز با اعزام ماموران خود مخالفان فراری سربه نیست می کنند و چنین است که جغد شوم استبداد دینی آواز مرگ را شادمانه بانگ می زند . واقعیت این است که قوانین مبتنی بر شریعت توان انطباق با مفاد اعلامیه حقوق بشر و میثاق های آن را ندارند و هر چه فریاد زده شود که بر اساس ماده یک اعلامیه حقوق بشر انسانها چه زن و چه مرد دارای حقوق یکسانند مرغ شریعت همان یک پا را داشته و زن و مادران را به بیش از نیمی از بهای یک مرد ارج و بها نمی دهند و این دوگانگی حل شدنی نیست مگر اینکه و به همین دلیل غیر قابل حل که در قوانین جزائی مصوب مجلس شورای اسلامی و صدها دلیل دیگر نهفته در قانون اساسی جمهوری اسلامی و هزاران دلیل رفتاری وعملکردی مجریان ایدئولوژیک قوانین مذکور باید یا قید حقوق بشر زده شود و یا برای رسیدن به این حداقل بشری به نبرد نابرابر با حکومت اسلامی لباس رزم پوشید و بهای آنرا نیز پرداخت و پرواضح است که حاکمان مستبد هر حرکتی را که مبتنی بر روشنگری ، اعتراض و افشاگری باشد در تقابل با خود دیده و مقوله حقوق بشر را به موضوع حاد سیاسی بدل می کنند و دفاتر فعالان حقوق بشر را بسته، فعالان حقوق بشر را حبس کرده و فعالیت آنان را غیر قانونی اعلام می کنند. بر فعالان حقوق بشری است که بدون توجه به اینکه در چه زمانی تلاشهایشان به ثمر می نشیند در انجام حداقل وظیفه خود کوتاهی نکنند هر چند که واکنشهای فعالان حقوق بشری ضمانت اجرائی ندارد لیکن مخاطبان آن افکار عمومی ملت ها هستند ، همان افکار عمومی که افسار حاکمان ایران را گرفته از ورود آنان به شورای حقوق بشر بازداشت شان ، حتی اگر همسر منوچهر متکی را به مدیر کلی حقوق بشر وزارت امور خارجه منصوب کنند و یا لابی هایشان به هر طناب پوسیده ای چنگ بزنند اجلاس ماه سپتامبر شورای حقوق بشر جائی است که طشت رسوائی آخوندهای حاکم بر ایران از بام جهان یکبار دیگر فرود خواهد افتاد و نقاب تزویر از چهره هایشان کنار خواهد رفت . همه ايرانی هستيم بجز قوم آخوند !!! محمدعلی اصلی همچنان که شاهديم فساد رژيم آخوندی ملت و مملکت ايران را بسوی قهقرای نابودی و از هم پاشيدگی می برد . نه تنها در سطح بـين المللی سردمداران جمهوری اسلامی زمينه را برای مقابله ای خصمانه با جهانيان آماده کرده اند ، بلکه در سطح ملی نيز نابسامانی را بجايی کشانده اند که با اندک اشاره ای اقوام ايرانی حاضرند بجان يکديگر بيافـتـند .وای بر ما که به قوم آخوند فضای جولان داديم و آنگاه که می بايست قاطعانه در برابرش بيايستيم ، نایستاديم و امروز ميوه تلخ کرده ها و ناکرده هايمان را می چشيم !!!جنبشهای اعتراضی کنونی اقوام ايرانی در گوشه و کنار ايران ، هر چند که در ظاهر بوی قوم گرايی می دهنـد ولی به يقين در بطن آنها خشم و نفرت ضد آخوندی نهفته است و اميد است که اين خشم و نفرت سلاحی برنده برای نجات ايرانی و ايرانيت باشد . هم ميهنان ايرانی از هر قوم و فرهنگ و مذهبی که هستــند بايد بدانند که همگی ما يک ملت هستيم و يک دشمن مشترک داريم . دشمنی های ظاهری امروز در بين اقوام و فرهنگها و مذاهب موجود و رايج در ايران همه از شرارتهای آخوندی سرچشمه می گيرد . آخوند است که بجز خودش و بجز مذهب خودش را قبول ندارد . مردم ايران قرنهاست که يک ملت را تشکيل داده اند و قرنهاست که در يک مملکت در کنار هم و بدون هيچ جنگ و آشوبی زندگی می کنند . اگر دشمنی قومی ای هم در ميان باشد ، بايد با قوم آخوند دشمن بود که ايرانيت را نجس و گناه می شمارد و تـنها مذهب من درآوردی خودش را مقدس می شمارد . مذهبی که حتی اعراب صاحب اسلام نيز خود را از آن مبرا می دانند !!!ما از همه ايرانيان بلوچ ، ترک ، لر ، فارس ، ترکمن ، گيلک ، عرب و کرد می خواهيم که تماميت ارضی کشور نياکانشان را به هيچ وجهی به خطر نياندازند و همبسته و در يک جبهه در برابر دشمن مشترک بپاخيزند و قوم غاصب و جانی آخوند را از اريکه قدرت به زير بکشند . حاکميت مطلقه مشتی عمامه بسر بی سواد و بی هنری که اگر بيش از اين به درازا بکشد موجب نابودی همه اقوام ايرانی خواهد شد و هيچ قومی سربلند از خاکستر خانمانسوز جنگ داخلی برنخواهد خواست ، بايد هرچه زودتربرچيده شود .آنانی که هنوز قوم آخوند را خواسته يا نخواسته يار و پشتيبان هستـند ( از هر قومی که باشند ) خائنان به ملت و به مملکت ايران و با قوم آخوند هم جرم هستـند . تا ديرتر نشده است بايد اراده کنيم و با اتکا به اصل يکپارچگی ملی در برابر دشمن ملت و مملکتمان بپاخيزيم و فردايی آزاد و دموکراتيک بسازيم .برای احقاق حقوق بر حق همه اقوام ايرانی ، نيازمند نابودی استبداد آخوندی و استقرار آزادی و دموکراسی در ميهنمان هستيم .
کانون دفاع از حقوق بشر در ایران– نمایندگی برمن برگزار می کند نمایش فیلم، سخنرانی، بحث و گفتگو نمایش فیلم سینمائی : خون بازی سخنران : مژده پور محمودی موضوع سخنرانی: نسل امروز ایران در فراز نابودی زمان : 16 اکتبر 2007 از ساعت 16:00 الی 19:00 مکان : برمن دفتر نمایندگی کانون دفاع از حقوق بشر در ایران (نمایندگی برمن) Kulturzentrum Lagerhaus Schildstrasse 12-16 28203 Bremen هماهنگ کننده: فرزانه مهدی بیگی کانون دفاع از حقوق بشر در ایران- نمایندگی برمن
10 اکتبر روز جهانی مبارزه برای لغو قانون حکم اعدام ماده 5 اعلا میه جهانی حقوق بشر احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد .
کانون
دفاع از حقوق بشر در ایران، نمایندگی هانوفر برگزار میکند: گزارش نقض حقوق پیروان ادیان در جمهوری اسلامی ایرانشش ماهه اول سال ۱۳۸۶ جمع آوری و تنظیم: کمیته دفاع از حقوق پیروان ادیان از آن جائیکه انتخاب موارد نقض حقوق بشـر از میان رسانه های رسـمی و مورد تائید جمهوری اسلامی صورت گرفته ، این مجموعه تنها بازگوی بخش ناچیزی از رویدادهایی است که حقوق انسانی در خصوص عقیده و باورهای دینی مردم در آن توسـط حکومت نادیده انگاشـته شـده اسـت. مقدمـه :
آنچه
که
پیش
رو
دارید
گزینشی
است
ازمیان
گزارشات
نقض
حقوق
بشر
که
ماهیانه
از
سوی
فعالین
ایرانی
دفاع
از
حقوق
بشر
در
اروپا
و
آمریکای
شـمالی
منتشـر
می
گردد.این
گزینش
در
محدوده
ماده آمار این گزارش به دو شکل متفاوت ارائه شده است . در بخش اول اطلاعات بر مبنای نوع جرمی که افراد به آن متهم شده اند گردآوری شده است. در بخش دوم آمار انواع مجازاتهایی را که بر اساس جرائم برشمرده شده در بخش اول ، از سوی مرجع قضایی حکومتی اعمال شده است را ارائه کرده ایم . برای اینکه ارتباط موضوعی مواردی را که دراین گزارش درج کرده ایم با نقض حقوق پیروان ادیان، مذاهب و اعتقادات گوناگون هر چـه بیشـتر روشـن نماییم توضیحات زیر را ضرورتا" ارائه میکنیم : 1 . ما معتقدیم که اعطای تقـدس الهی به یک نظام حکومتی و مسـئولین گرداننده آن ، خود بعنوان اصـلی ترین عامل نقض حقوق انسـانهای خدا باور است. چرا که این تقـدس بطور بدیهی در قالب فقط یک ایدئولوژی خاص تعریف میشود و در نتیجـه نمیتواند مورد باور و تاییـد پیروان بسیاری از ادیان ، مذاهب و اعتقادات از نوع دیگر قرار گیرد. بدین ترتیـب هر گونه نقـد عملکرد نظام حاکم یا تقاضای اعمال هرگونه اصـلاحاتی در روشـهای اداره کشور به مثابه مخالفت با یک پدیده قـدسـی و الهی تلقی شـده و جرم محسـوب میشـود . بدین ترتیب با مقدس شمردن نظام حکومتی ، این ابزارهای ابتدایی موجود در یک سیستم دموکراتیک ، یعنی انجام هرگونه نقد و اصلاحات از جامعه سلب میگردد. اهمیت این قضیه آنجا آشکار میشود که بدانیم این ابزارها از الزامات غیر قابل انکار یک جامعه برای پیشـبرد و بهبود امور دنیایی آن است و کاملا" مستقل از سرنوشت آخرت انسانهاست. پدید آوردن فضای نقد و نظارت در سطح عام یک جامعه و جلوگیری از تداخل روش اداره یک حکومت با اعتقادات شخصی آحاد جامعه و کاهش سطح وابستگی امنیت فردی مردم و ملی کشور به این نوع اعتقادات ، نشانگر توانایی یک سیستم در اداره امور مربوط به آن میباشد. بهمین دلیل ما گزارش انواع برخوردهای قضـایی با دگر اندیشان به بهانه ارتکاب جرمهایی نظیرتوهین به نظام مقدس ، تبلیغ علیه نظام، توهین به خمینی وخامنه ای ورفسنجانی و مصـباح یزدی و سایر مسئولین نظام را در این مجموعه لحاظ کردیم که متاسفانه از لحاظ آماری دراین گزارش دارای رتبه اول میباشد .
2 . ایجاد
حرمـت
و
برتـری
قانونی
برای
طـبقـه
ای
از
آحاد
جامعه
که
معتقد
به
یک
ایدئولوژی
خـاص
هستند
( بطور
ویژه
در
ایران
به
روحانیون
مسـلمان
شـیعه
3 . در
نظر
گرفتن
مجازاتهای
سنگین
و
غیر
متناسب
با
جرم
در
قانون
نظیر
ارتداد
،
عدم
باور
به
خداوند
و
... برای
افرادی
که
ضمن
برخورداری
ازبلوغ
فکری
تمایل
به
گزینش
و
اختیار
کردن
دین
،
مذهب
و
ایدئولوژی
خاص
مغایر
با
دین
رسـمی
کشـور
را
داشـته
و
یا
قصـد
تبلیغ
آن
اندیشـه
خاص
را
دارند،
نقض
صـریح
ماده 4 . تعریف نوع ویژه ای ازمجازاتهای غیر انسـانی در برابر ارتکاب اعمالی خاص که صـرفا" اقتباسـی از متون یک ایدئولوژی الهی میباشـد و درج آنها در مفاد قوانین اسـاسی ، جزائی و مدنی کشور ، عملا" موجب اعمال محدودیتهای اجتماعی و فردی فراوانی برای پیروان سـایر ادیان ، مذاهب و مکاتب فکری بوده و در نتیجه نقض مواد بسـیاری از اعلامیه جهانی حقوق بشـر به حسـاب میآید. احکام شـلاق و تازیانه ، سـنگسـار ، قطع اعضای بدن ، انواع قصـاص و اعـدام در برابر ارتکاب جرائمی مانند سرقت ، مشـروب خواری ، شرکت در مراسم میهمانی ، رقص یا روابط جنسـی و ... نمونه ای از این موارد بشـمار میروند . 5 . در بسـیاری از موارد انسـانها در جامعه ایران در برابر ارتکاب اعمالی مورد مجازات قرار گرفته اند که در اصـالت مبنای آن جرم تردیدهای اسـاسی وجود داشـته و صـرفا" تلقی انحصـاری قانونگذار از برخی باورهای سـنتی و ایدئولوژیک موجب تعریف آن بعنوان یک جرم بوده اسـت. حجاب ، روابط بین زن و مرد و نیز سوءاستفاده از اصطلاحات مبهمی چون عفت عمومی شـاید از بهترین نمونه هایی باشنـد که در این رابطه میتوان به آن اشـاره نمود و مورد استناد قانون برای اعمال مجازات هستند. از دو منظر این نمونه ها شـکل بارزی از نقض حقوق بشـر میباشنـد : - اول آن که قالب تعریف این جرم بهیچ وجه دارای مرز مشـخصی نیسـت لذا در بسـیاری موارد اگر حتی اکثریت جامعه هم همسـو با باورهای دینی طبقه قانونگذار باشـند از گزند مجازات در امان نیسـتند . - دوم آن که با اعمال سلیقه ای مجازات برای چنین جرائمی ، طیف وسـیعی از انسـانهایی که در چهارچوب اعتقادی شان این موارد از مظاهر جرم بشمارنمیرود را یا از دایره فعالیتهای اجتماعی خارج کرده یا آنها را کاملا" محدود میسـازد و در نهایت جامعه و فرد را از برقراری یک رابطه مولد و سازنده متقابل محروم میکند . 6 . تبلیغ دین ، ایدئولوژی یا اعتقادی مغایر با اعتقاد حاکمان نیز از جمله جرائمی است که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ، از همان ابتدای پا گرفتن نظام ، با شدت فراوان با آن برخورد نموده است. چگونه است در حاکمیتی که سرمایه ملی و بودجه کشور و بسیاری از امکانات دولتی ( که ظاهرا" میبایست در جهت خدمت رسانی به مردم بکارگرفته شوند ) در آن در سطحی بسیار گسترده به مصرف تبلیغ ایدئولوژی مورد باورحکومت میرسد ، افراد دگراندیش و یا باورمند به سایر ادیان حتی با صرف هزینه شخصی در صورت اجرای عمومی مراسم یا اشاعه افکار مورد باور خود در سطح عام با شدیدترین برخوردها مواجه میشوند ، نتایج ناخوشایند این رویه انزوای بخش قابل توجهی از پیکره اجتماع است که هزینه های آن را نه تنها حاضرین بلکه وارثین آینده این مرز و بوم تا سالیان دراز به اجبار خواهند پرداخت. ترور رهبران و اندیشمندان ایرانی پیرو آیین زرتشت در خارج از کشور ، محرومیت از تحصیلات دانشگاهی هموطنان بهایی ، رو آوردن ایمانداران بسیاری از گرایشات آیین مسیحی در ایران به عبادت در محفلهای خصوصی و کلیساهای خانگی ، جلوگیری از برگزاری و سرکوب نظامی مراسم عمومی دراویش گنابادی در شهر قم ، توقیف اموال و اعمال انواع فشارهای غیرقانونی برهموطنان یهودی و مهاجرت وسیع بسیاری از این هموطنان به خارج از کشور معدودی از فجایع و خسارات ناشی از عملکرد حاکمین فعلی است . آنچه که به اختصـارطی موارد فوق بیان شـد صـرفا" اشاره ای کوتاه بوده تا ذهن مخاطب محترم را در مواجهه با آمار این گزارش تا حدودی آشنا سـازد و اعتقاد راسـخ داریم که بررسـی کارشـناسی وسـیع و همه جانبه ای لازم اسـت تا بتوان به شـناخت کاملی از عوامل قانونی و یا عرفی رایج در جامعه ایران که موجبات خدشـه دار نمودن شـان انسـانی آحاد مختلف مردم را پدید آورده اند ، دسـت یافت
.
اما
در
عین
حال
تردیدی
نیست
که
تجربه
حاکمیت تلاش ما در کمیته دفاع از حقوق پیروان ادیان افزایش و گسترش سطح این آگاهی در میان طبقات مختلف مردم است . در پایان آرزومندی اعضای این کمیته را برای دستیابی به جامعه و حکومتی در ایران بیان میداریم که سـرنوشـت این دنیای انسـانها در آن به دسـتان شـایستگان سـپرده شـود و رسـتگاری اخروی تمامی انسـانها نیز به اختیار خود و خداوند باشـد و بس .
جدول مقایسه ای نقض
حقوق پیروان ادیان در 6 ماهه اول
عناوین احکام صادره
|