پیوند ها

منشور کانون و اعلامیه جهانی حقوق بشر

اطلاعیه و اعلامیه های کانون

شماره جدید

 

بایگانی 66   

گزارش میز کتاب برمن

امیر هودجی

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران-شاخه برمن در ساعت 15.00 روز 12 یولی 2007 دراعتراض به عملکرد 27 ساله نظام جمهوری اسلامی در برابر زنان و در راستای هدف افشای موارد نقض حقوق بشر توسط این حکومت ضد انسانی و آگاه سازی افکار شهروندان شهر برمن از وضعیت حقوق بشر در ایران اقدام به برگزاری تظاهرات ایستاده و میز کتابی در ایستگاه مرکزی راه آهن این شهر نمود.این مراسم که با هماهنگی و برنامه ریزی خانم مژده پور محمودی و همکاری هیئت رئیسه کانون و اعضای نمایندگی برمن  ترتیب داده شده بود با حضور تعداد زیادی از ایرانیان مدافع حقوق بشر و اعضای نمایندگی های مختلف کانون برگزار شد.

در این مراسم تعداد زیادی از گزارش های ماهیانه و سالیانه موارد نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی منتشره  توسط  مدافعین حقوق بشر اروپا و آمریکای شمالی و نیز اعلامیه ها و اطلاعیه های اعتراضی کانون توسط شرکت کننده گان در میان شهروندان توزیع شد که مورد استقبال آنان قرار گرفت.در پایان قطعنامه این مراسم به شرح زیر توسط آقای رضا داوری خوانده شد  

خانم ها و آقایان آگاه و آزادیخواهما فعالان حقوق بشر و مدافعان اعلامیه جهانی حقوق بشر و اعضای کانون دفاع از حقوق بشر در ایران به مناسبت افزایش روز افزون فشار بر مردم و بالاخص زنان در ایران تظاهرات ایستاده و میز کتابی بر پا نموده ایم که ضمن ارائه مدارک نقض مستمر و برنامه ریزی شده  حقوق بشر توسط رژیم اسلامی موارد زیررا از مراجع بین المللی و سازمانهای مدافع حقوق بشر با تاکید فراوان خواستاریم :

 

1 – استقرار دائمی گزارشگران ویژه حقوق بشر  سازمان ملل در ایران

2 – محکوم نمودن  نظام جمهوری اسلامی بعنوان ناقض حقوق بشر و عدم بند و بست های اقتصادی و سیاسی

3 -  آزادی بی قید و شرط زندانیان عقیدتی و سیاسی

4. برابری حقوق زنان با مردان

5.حمایت از تغیرات اساسی و بنیادین در قوانین زنان در ایران

 این مراسم در ساعت 17:00 به پایان رسید.

گزارش تظاهرات ایستاده سالگرد فاجعه کوی دانشگاه نمایندگی الدنبورگ

وحید محمد تقی نژاد

در روز سه شنبه نوزدهم تیرماه 1386 مطابق با دهم یولی 2007 تظاهرات ایستاده و میز کتاب توسط نمایندگی الدنبورگ/لر کانون دفاع از حقوق بشر ایران به مناسبت محکوم کردن فاجعه کوی دانشگاه و کشتار و ضرب شتم و شکنجه دانشجویان توسط عوامل مزدور جمهوری اسلامی بر پا  و اطلاعیه و اعلامیه و گزارشات مستند در همین زمینه که توسط کمیته تبلیغات به زبان های فارسی و آلمانی تهیه گردیده بود توسط اعضاء نمایندگی بین شهروندان شهر الدنبورگ توزیع گردید. این همایش راس ساعت 15 آغاز و با استقبال خوب مردم مواجه شد.

      

 در پایان قطعنامه تنظیم شده توسط آقای وحید محمد تقی نژاد به شرح زیر قرائت گردید.

قطعنامه میز کتاب و تظاهرات ایستاده

در یک حرکت بسیار بزرگ و کم نظیر، دانشجویان در روزهای قبل از 18 تیرماه 1378 دست به یک اعتراض جدی و بسیار ویژه زدند که در نوع خود در کل تاریخ جنبش های دانشجوئی طی 4 دهه اخیر بی سابقه می نمود. شدت جنبش حتی خطر سرنگونی نظام را در بر می گرفت. در نهایت رژیم جهل و جور اسلامی تنها چاره را در توسل به خشونت غیر انسانی توسط عوامل مزدور و سر سپرده خود یافته و با وحشیگری غیر قابل توصیف اقدام به دستگیری، ضرب و شتم و زندانی کردن دانشجویان نموده و قادر به سرکوب این حرکت عظیم اعتراضی گردید. هنوز هستند دانشجویانی که با گذشت 8 سال در شکنجه گاههای مخوف ظالمان اسلامی و در زیر شکنجه جلادان به سر می برند.

این سرکوب های وحشیانه پس از بکار گماردن فرد پاسداری بنام احمدی

نژاد در پست ریاست جمهوری به مراتب بر شدت خود در قبال دانشجویان و اساتید دانشگاهی، فرهیختگان و تمامی آزادی خواهان روشنفکر افزوده و حتی علیرغم اعتراضات مکرر جامعه جهانی و سازمان های بین المللی و مدافعان حقوق بشری، رژیم ضد بشری با گستاخی تمام کماکان ادامه سیاست های غیر انسانی خود را در دستور کار قرار داده است. بدیهی است ما اعضاء کانون دفاع از حقوق بشردر ایران و مدافعان اعلامیه جهانی حقوق بشر با برپائی این میز کتاب و تظاهرات ایستاده در تاریخ 19 تیرماه مبادرت به نشر و توزیع اعلامیه ها و اطلاعیه ها و گزارشات مستند مبتنی بر نقض دائم و گسترده حقوق بشر توسط حکومت اسلامی نموده

و موارد زیر را از مراجع بین المللی و سازمانهای حقوق بشری با تاکید فراوان خواستاریم.

1- آزادی بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی

2- استقرار دائمی گزارشگران ویژه سازمان ملل متحد در ایران به منظور گزارش نقض حقوق بشر

3- اعلام رسمی نظام جمهوری اسلامی به عنوان ناقض آشکار حقوق بشر در ایران

کانون دفاع از حقوق بشردر ایران- شاخه الدنبورگ / لر

صورتجلسه ماه یونی نمايندگي تورینگن

مهدي رحماني پور

جلسه در تاريخ 22.06.07 راس ساعت 14 در محل نمايندگي با حضور اكثريت اعضا برگزار گرديد. در ابتدا آقاي اسماعيل عنايت اصل گزارش مختصري از كنگري ماه juni در شهر الدنبورگ به شرح زير ارائه دادند : از جمله از طرح ارزيابي نمايندگي ها كه توسط آقاي فيروزمند تهيه شده بود و مزاياي آن و همچنين از تهيه گزارشات استاندارد ( ادواري ) كميته هاي مختلف توضيح كافي به جمع دادند. در ادامه مساله عضويت آقاي كمال احمدزاده اقدم كه 3 ماه به صورت آزمايشي با نمايندگي همكاري مي كردند مطرح گرديد كه با استقبال اعضا مواجه گرديد و ايشان آمادگي خود را جهت همكاري با كانون اعلام نمودند . سپس آقاي شهريار ايازي از ارتباط كمرنگ خود با كميته اقوام و ملل گلايه كردند كه قرار گرديد خود ايشان مساله را با كميته حل نمايند . مهدي رحماني پور از نحوه ارتباط خود با كميته اديان اظهار رضايت كرد و قرار شد براي فعالتر شدن ارتباط خود را با كميته قوي تر كند.در ادامه خانم الهام سقطچي مجددا از ارتباط ضعيف مسئول كميته زنان ( خانم غلامباشيان ) با خود اظهار نارضايتي كردند و ايشان با توجه به ارتباطات مستمر جهت رفع ابهامات با مسئول كميته هنوز جوابي دريافت نكرده اند.سپس آقاي امير حسين بهادري گزارشي از عملكرد خود در ماه گذشته ارائه نمودند :

1- ارتباط با كميته روابط عمومي و تهيه و ارسال آدرس - شماره تلفن و ايميل سايتهاي احزاب سياسي بر اساس شرح وظايف واگذار شده به كميته مذكور

2- پذيرش مسئوليت وبلاگ كميته تبليغات و شروع فعاليت در آن به كمك و راهنمائي آقاي عامل محترم زاده

3- مراجعه به شهرداري جهت اخذ مجوز ميز كتاب ماه july به كمك مهدي رحماني پور

4- تلاش جهت تهيه مكان مناسب براي برگزاري جلسه ماه july هيئت نظارت و برنامه ريزي به كمك آقاي شهريار ايازي

5- به روز نگه داشتن وبلاگ نمايندگي به كمك عنايت اصل و تغيير قالب وبلاگ نمايندگي جهت رفع اشكالات وبلاگ

6- تهيه فراخوان جلسه هيئت نظارت و برنامه ريزي و ارسال آن به آقاي شفائي

در اين جلسه بر اساس درخواست كتبي آقاي امير عباس جلودار عضويت ايشان از نمايندگي لغو و نام مشاراليه از ليست اعضا نمايندگي حذف گرديد . در آخر ليست مالي توسط آقاي شهريار ايازي تهيه و تنظيم گرديد و نسبت به اخذ حق عضويت ماه گذشته اقدام گرديد .

جلسه راس ساعت 16 خاتمه يافت .

گزارش جلسه ماهانه یولی  نمایندگی الدنبرگ

میکائیل قجقی

گردهمایی ماهانه نمایندگی الدنبرگ در روز سه شنبه 10 یولی 2007 در راس ساعت 16 در محل دائمی آن در ساختمان دریته ولت با حضور کلیه اعضا این نمایندگی به ریاست آقای مجتبی صالحی پور و به منشی گری آقای میکائیل قجقی جلسه برگزار گردید.

در ابتدا مسئول جلسه با عرض سلام و خوشامدگویی به حضار و همچنین تشکر و قدردانی از دوستان بدلیل حضور آنها ، جلسه را شروع نمودند و جلسه ، با شعری که آقای وحید محمد تقی نژاد با عنوان " زمان شما نیز بگذرد " قرائت نمودند، آغاز گردید.

زمان شما نيز بگذرد 

هم مرگ بر جهان شما نيز بگذرد

هم رونق زمان شما نيز بگذرد

وين بوم محنت ؛ از پی آن تا کند خراب

بر دولت آشيان شما نيز بگذرد

باد خزان نکبت ايام ناگهان

بر باغ و بوستان شما نيز بگذرد

آب اجل که هست گلوگير خاص و عام

بر حلق و بر دهان شما نيز بگذرد

چون داد عادلان به جهان در وفا نکرد

بيداد ظالمان شما نيز بگذرد

در مملکت چو غرش شيران گذشت و رفت

اين عوعوی سگان شما نيز بگذرد

بادی که در زمانه بسی شمع ها بکشت

هم بر چراغدان شما نيز بگذرد

زين کاروانسرای بسی کاروان گذشت

ناچار کاروان شما نيز بگذرد

بر تير جورتان ز تحمل سپر کنيم

تا سختی کمان شما نيز بگذرد

سپس خانم میترا عظیمی  اخباری را در مورد امروز ایران و جهان و نقض حقوق بشر در ایران برای حضار قرائت فرمودند.

سپس آقای فیروزمند از ریاست جلسه اجازه خواستند و خواستار این شدند که ارتباطات در  بین اعضا کانون مستحکم تر گردد و نیز ضمن تشکر نظرات مثبتی در مورد اخبار خوانی خانم میترا عظیمی ارائه دادند.

مسئول نمایندگی الدنبرگ، آقای رئیسی هم موافق با نظرات آقای فیروزمند بودند و توضیحاتی در مورد نحوه شروع کار این نمایندگی دادند و خواستار بیشتر همکاری از اعضا کانون شدند به خصوص اعضای جدید کانون و نحوه کار کردن در کانون را برای اعضای جلسه توضیح دادند. سپس آقای حسین رضی، ضمن تایید صحبتهای آقای رئیسی، خاطره ای را در مورد نحوه کار و تشکیل روز 8 مارس تعریف کردند و اظهار امیدواری کردند که اگر با هم باشیم و متحد باشیم و همانند دوستان صمیمی باشیم، قادر به هر کاری خواهیم بود.

سپس آقای رئیسی در مورد 6 ماه آینده سال 2007 کانون که از اکتبر شروع خواهد شد توضیحاتی را دادند و خواستار این شدند که اگر دوستانی که برنامه و یا طرحی دارند از هم اکنون به فکر باشند و اعلام نمایند.

در جلسه ماه آینده، آقای وحید محمد تقی نژ اد بعنوان رئیس جلسه و آقای میکائیل قجقی بعنوان منشی جلسه منصوب شدند.

قرائت شعر توسط آقای کیانوش مرادی خواهد بود و خانم میترا عظیمی اخباری قرائت خواهند کرد.

در پایان فرم مالی تکمیل شده و اعضا حق عضویت ماهانه خود را پرداخت نمودند و جلسه در ساعت 18 به کار خود پایان داد.

 

گزارش جلسه ماه یولی نمایندگی برمن

مژده پور محمودی

این جلسه در روز سه شنبه 16.07.2007  و از ساعت 15:00 با حضور اکثریت اعضا در  دفتر نمایندگی با مسئولیت آقای امیر هودجی و خانم  محمودی بعنوان منشی جلسه برگزار گردید.

در ابتدا آقای داوری شرحی از اخبار ماه جاری را اعلام کردند . مشکلات ناشی از سهمیه بندی بنزین و تاثیرات آن بر روند زندگی مردم در ایران، اجرای حکم مجدد سنگسار در ایران ، ربودن منصور اسانلو و  از جمله این اخبار بودند .

در ادامه آقای امیر هودجی ماده 3 و 4 و5 اعلامیه جهانی حقوق بشر را قرائت نموده و در مورد هر یک به تفضیل سخنانی به شرح زیر ایراد نمودند.

ماده 3:هر کس حق زندگی ، آزادی و امنیت شخصی دارد .

ماده 4:احدی را نمی توان در بردگی نگه داشت و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع  است.

ماده 5:احدی  را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد .

ایشان به موارد متعددی از نقض این سه ماده اعلامیه جهانی حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی اشاره کردند . ایشان بازداشت های متعدد اخیر جمهوری اسلامی و گرفتن اعترافات دروغین از آنان، و دخالت رژیم در خصوصی ترین موارد زندگی افراد جامعه و ایجاد فضای رعب و و حشت در جامعه  را از جمله همین موارد نقض حقوق بشر دانسته   . بعد از پایان سخنرانی ایشان به سوالات برخی از اعضا پیرامون این بحث پاسخ گفتند.ومقرر شد تا این روند در ماه های بعد ادامه یابد .

در ادامه جلسه پیشنهاد شد تا با توجه به اینکه دومین پنجشنبه هر ماه برای جلسه ماهیانه نمایندگی برمن گاهی به بعد از تاریخ دهم ماه می افتد و در تصمیم گیری ها برای برنامه ریزی ماه جاری با کمبود وقت مواجه می شویم این جلسات به اولین پنجشنبه هر ماه منتقل شود که با موافقت اعضا روبرو شد. این جلسه در ساعت 17:30 به پایان رسید.

گزارش میز کتاب درشهر برانشوایک

تهیه و تنظیم : مهناز خزائی

براساس اطلاعیه منتشره بمنظوراعتراض به حمله غیر انسانی نیروهای انتظامی و لباس شخصی ها به خوابگاه دانشجویان در 18تیر1378 راس ساعت 11.30 روز 21 یولی 2007 تظاهرات ایستاده و میز کتابی در مرکز شهر برانشواک با هماهنگی و برنامه ریزی خانم مهناز خزائی وآقای ناغی بعنوان هواداران حقوق بشر وبا همکاری هیئت رئیسه کانون و برخی از اعضای نمایندگی هانوفربرگزار گردید.

در این مراسم تعداد زیادی از اعلامیه ها و اطلاعیه های اعتراضی کانون توسط برگزار کنندگان در میان شهروندان ایرانی و آلمانی شهر برانشواک توزیع شد که مورد استقبال آنان قرار گرفت.در پایان قطعنامه این مراسم به شرح زیر توسط خانم مهناز خزائی خوانده شد  

قطعنامه تظاهرات و میز کتاب

بشردوستان و آزادیخواهان، ما هواداران و مدافعان اعلامیه جهانی حقوق بشر ودیگر اعضای کانون دفاع از حقوق بشر در ایران به مناسبت فرارسیدن سالروز یورش وحشیانه مزدوران انتظامی و لباس شخصی به حریم دانشگاه وسرکوب دانشجویان بی دفاع دراین مکان اقدام به برپایی تظاهرات ایستاده و میز کتابی نموده ایم که ضمن افشا و ارائه مدارک نقض مستمر و برنامه ریزی شده  حقوق بشر توسط رژیم اسلامی موارد زیررا از مراجع بین المللی و سازمانهای مدافع حقوق بشر خواهانیم :

1 – اولؤیت در طرح پرونده سیاه جمهوری اسلامی ایران در شورای حقوق بشر بدلیل نقص مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشرتوسط آن رژیم

2 – معرفی ومحکوم نمودن  نظام جمهوری اسلامی بعنوان ناقض حقوق بشر

3 – جلوگیری از سرکوب اقشارمختلف جامعه علی الخصوص دانشجویان

4. آزادی بی قید و شرط زندانیان عقیدتی و سیاسی

5. برابری حقوق زنان با مردان

 این مراسم در ساعت 13:00 به پایان رسید .

تهديدات غير رسمي مطبوعات

 امیر اسدیان

عمر دولت نهم به نيمه نرسيده، تعارف‌ها به تمامي كنار گذاشته شده و تهديد مطبوعات مستقل و نيمه‌مستقل، صورت علني و رسمي گرفته است. هرچند سال پيش نيز اظهارنظرها و رفتارهاي متعددي از سوي كابينه احمدي‌نژاد در راستاي تحديد آزادي مطبوعات و روزنامه‌نگاري مستقل انجام شد اما ·ITvMIU  86، سال متفاوتي را نويد مي‌دهد، به گونه‌اي كه اخيرا وزير فرهنگ و ارشاد اسلا‌مي، تمام‌قد پا به عرصه محدودسازي مطبوعات غيروابسته نهاده است.محمدحسين صفارهرندي در اظهارنظري قابل تامل، مطبوعاتي را كه انتقادهايي به طرح مبارزه با بدحجابي داشتند، مورد خطاب و مواخذه قرار داد. وزير ارشاد با ابراز انتقاد از برخي رسانه‌ها كه به تعبير ايشان با ايجاد تفرقه باعث اخلا‌ل در كار نيروي انتظامي مي‌شوند، گفت:"اين قبيل رسانه‌ها مطمئن باشند تا حدي قابل تحمل هستند، ولي در صورت ادامه آن، با اقتدار با آنها برخورد مي‌شود". جالب توجه، تعريف جرايم جديد از سوي وزير ارشاد بود:"جرايم لا‌يه‌هاي گوناگون و متعددي دارد؛ چيزهايي ممكن است جرم نباشد ولي بر خلا‌ف عرف معمول آن كشور باشد) "مطبوعات، 5 ارديبهشت 86( ‌ تهديد غيررسمي مطبوعات از سوي وزير متولي در حالي انجام مي‌شود كه اصل 24 قانون اساسي تصريح مي‌كند:"نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند مگر آنكه مخل به مباني اسلا‌م يا حقوق عمومي باشند. تفصيل آن را قانون معين مي‌كند." همچنين آزادي مطبوعات در شرايطي به بهانه انتقاد و اظهارنظر آنان در مورد يك مقوله اجتماعي و نحوه تعامل يك نهاد قدرت با يك پديده اجتماعي تحديد مي‌‌شود كه اصل نهم قانون اساسي در مرتبه‌اي بسيار فراتر تاكيد كرده است: "هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلا‌ل و تماميت ارضي كشور، آزادي‌هاي مشروع را- هرچند با وضع قوانين و مقررات- سلب كند." پس از يك دوره طولا‌ني برخورد مستقيم و توقيف مطبوعات از بهار 1379 و در پي اعمال ضوابط نامشخص در برخورد با روزنامه‌ها و روزنامه‌نگاران در سال گذشته- كه توقيف شرق توسط هيات نظارت بر مطبوعات شاخص آن بود- اينك تلا‌ش مي‌شود كه محدوديت مطبوعات در نقد مسائل سياسي و بين‌المللي، به حوزه‌هاي اجتماعي- و طبيعتا به تدريج به همه عرصه‌ها- تسري يابد و مطبوعات عملا‌ به رسانه‌هاي ساخت قدرت و حاميان چشم و گوش بسته سياست‌ها و تصميم‌ها و رفتارهاي نهادهاي متعدد حكومت، مبدل گردند. اين در حالي است كه مطابق اصل سوم قانون اساسي :"دولت موظف است همه امكانات خود را براي بالا‌ بردن سطح آگاهي‌هاي عمومي، با استفاده صحيح از مطبوعات به كار برد".

 ‌ مستقل از نكات يادشده، اتفاق قابل توجه، پيش كشيدن واژه‌ها و تعريف‌برخي رفتارهاي كلي به مثابه جرم است. مشخص نيست آنچه را كه وزير ارشاد"لا‌يه‌اي از جرم" تعريف مي‌كند و به خاطر آنكه "برخلا‌ف عرف معمول" است مستحق مجازات و برخورد مي‌داند، در كدام كتاب حقوقي و قوانين مدون، اين گونه ارزيابي شده است؟

 ‌ منظور وزير ارشاد از "عرف معمول"، تشخيص ايشان و همفكران ايدئولوژيك و سياسي ايشان است يا تشخيص شهروندان؟ بماند كه اين عرف گاه از شهري به شهري ديگر در كشور و از اين سوي ايران به آن سو متفاوت است. فراتر از اين سطح، غريب است كه وزير ارشاد در جايگاه قوه مقننه مي‌نشيند و جرم و مجازات تعريف مي‌كند؛ و آنگاه با چنين نقطه عزيمتي، مطبوعات را مورد طعن و تهديد قرار مي‌دهد. مطابق قوانين اساسي و مدني كشور، تشخيص اعمال بزه و ارتكاب جرم، به عهده دستگاه قضايي است كه آن هم بايد بر مبناي قوانين رسمي، به اظهارنظر و برخورد بپردازد. اينك آقاي وزير در مقام قاضي و قضاوت نشسته، از منظر ايدئولوژي خويش، تعريف جرم مي‌كند و آنگاه مطبوعات را به صراحت مورد مواخذه قرار مي‌دهد و متهم به اعمال مجرمانه يا حمايت از مجرمان مي‌كند. در حالي كه نه اين اعمال و نه متهمان، هيچكدام در يك مرجع صالحه قضايي و با عينك ارتكاب بزه مورد قضاوت قرار نگرفته‌اند.اصل 166 قانون اساسي حتي در مورد "احكام دادگاه‌ها" هم تصريح مي‌كند كه اين احكام "بايد مستدل و مستند به مواد قانوني و اصولي باشد كه براساس آن حكم صادر شده است"؛ ضمن اينكه "قاضي موظف است كوشش كند حكم هر دعوا را در قوانين مدونه بيابد "(اصل 167) و مهم‌تر از همه آنكه: "اصل، برائت است و هيچ‌كس از نظر قانون مجرم شناخته نمي‌شود، مگر اينكه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد"(اصل 37 قانون اساسی).

اما ظاهراً وزير ارشاد، تفسير خود را دارد. ايشان، پاي واژه دقيق و قابل تأملي را به ميان مي‌كشد؛ "اقتدار"، و مي‌گويد: "در صورت ادامه اين وضع توسط مطبوعات، با آنها با "اقتدار" برخورد مي‌شود." به بيان ديگر، وزير ارشاد مي‌كوشد بحران هژموني ايدئولوژي و تفكر سياسي جناح مسلط را با برخوردهاي اقتدارگرايانه و با اعمال"اقتدار"، بپوشاند و رفع و رجوع نمايد. وگر‌نه، رويكرد منتقدانه مطبوعات مستقل و اظهارنظرها و نقدهاي آنان نسبت به بخشي از طرح مورد مناقشه يا شيوه اجراي آن، مي‌توانست گوشه‌اي از وظايف حرفه‌اي آنان تعريف شود. مطبوعات به‌مثابه ركن چهارم دموكراسي و واسطه‌هاي جامعه مدني و ساخت قدرت، موظف و مكلف به پيگيري حقوق اساسي و مدني شهروندان و انتقال ابهام‌ها، نقدها، پرسش‌ها و حتي مخالفت‌ها و اعتراض‌هاي ايشان- در جامعه مدني- به حكومت و حاكمانند. بستن دست روزنامه‌نگاران و تهديد آنان به اعمال "اقتدار-" كه معناي آن را در چند سال اخير، همگي فهميده و چشيده‌اند- و گسترش محدوديت‌ها و بسط تحديد و خودسانسوري در مطبوعات مستقل و نيمه‌مستقل، بي‌شك رفتاري اقتدارگرايانه و مغاير با استانداردهاي حرفه‌اي و بين‌المللي آزادي مطبوعات است.بايد توجه داشته باشيم كه آسيب‌ها و لطمات وارده به حرفه روزنامه‌نگاري، اهل قلم و كارويژه‌ها و ثمرات مطبوعات و درنهايت منافع ملي، كم نبوده است؛ اما آيا اين تهديدها و اعمال محدوديت‌ها، گرهي از ناتواني‌ها و بي‌بضاعتي‌هاي جناح حاكم مي‌گشايد؟ گراني، تورم، بيكاري، فقر، اختلا‌ف طبقاتي و ديگر مقوله‌هاي اقتصادي كه شهروندان آنها را با پوست و استخوان خود، فهم و لمس مي‌كنند و تجاوز و اعتياد و قتل و خشونت و فساد- كه صفحات حوادث روزنامه‌ها را پيوسته از خود، آكنده است و مردم را در زندگي اجتماعي و روزمره‌شان دچار التهاب و عدم امنيت و افسردگي كرده است- با بستن فضاي سياسي و اعمال سانسور و محدوديت عليه مطبوعات، يا حتي حبس روزنامه‌نگاران و توقيف نشريات، رفع و درمان نمي‌شوند؛ واقعيت سخت‌تر و عريان‌تر از اينهاست.نيكوس پولا‌نزاس، انديشمند برجسته يوناني، معتقد است كه هژموني ايدئولوژيك بدون قدرت سياسي و قدرت سياسي بدون هژموني ايدئولوژيك ممكن نيست.

به عقيده پولا‌نزاس، اجبار به دو نوع تقسيم مي‌شود: اجبار ابزاري و اجبار ايدئولوژيك؛ ايدئولوژي و زور به طور توأمان به كار مي‌رود. او معتقد است كه كارويژه اجبار و سركوب دولتي جدايي‌ناپذير است و دستگاه‌هاي سركوب و دستگاه‌هاي ايدئولوژيك، درهم آميخته‌اند.

به نظر مي‌رسد بتوان نتيجه گرفت كه اينك، جناح حاكم مي‌كوشد بيش از گذشته، هژموني (استيلا‌)ي خويش را خدشه‌ناپذير سازد و اقتدار خود را تثبيت نمايد. غافل از آنكه اين اقتدار، تنها در سايه تأمين آزادي‌هاي سياسي و اجتماعي و مشاركت لا‌يه‌هاي گوناگون و عقايد زنده در جامعه و البته با حضور شاداب و فعال و انتقادي مطبوعات، ممكن مي‌گردد.

بازی دیگر برای اعمال خشونت بر زنان

مژده پور محمودی

میهن ما در هفته های اخیر شاهد تشدید اعمال سرکوب و خشونت علیه زنان تحت لوای طرح امنیت اجتماعی بود. اگر از سخنان سفیهانه سردمداران کوچک و بزرگ رژیم که الهام گرفته از اندیشه عقب افتاده آنان است بگذریم باید اذعان داشت که  حقوق زنان بسیار پراهمیت و بحث برانگیز ارزیابی می شود زیرا به حقوق نیمی از جمعیت میهن ما بر می گردد.

به همین دلیل به راحتی می تواند به ابزاری جهت سرکوب مردم نیز تبدیل گردد. بد حجاب با توجه به این که رژیم هیچ تعریف مشخصی از آن ارایه نمی دهد،هر کسی می تواند باشد.

رژیم در حالی به ضرب و شتم زنان به بهانه طرح مبارزه با بدحجابی در راستای ایجاد امنیت ملی می پردازد که در عرصه بین المللی دو قطعنامه علیه اش تصویب شده و مهمتر از این، در مقابل اعتراضات انبوه کارگران، آموزگاران و دانشجویان قرار دارد.

پس با ابزار مبارزه با بدحجاب که هم معلم،کارگر و به طور کلی همه افراد جامعه را در بر می گیرد برای سرکوب مخالفان به میدان آمده است.

رژیم تلاش دارد با استفاده از طرح موسوم بر مبارزه با بدحجابی، رها کردن نیروهای سرکوبگر و ایجاد شرایط رعب و وحشت اجازه ندهد که مردم از شرایط بحران داخلی و بین المللی به وجود آمده استفاده و برآمد کنند و تلاش می کند با توسل به خشونت بر شرایط سخت غلبه کند. بدیهی است که رژیم ایران در رابطه با پوشش بر پایه نظری فقهی تصمیم می گیرد، زیرا از زن تعریف جنسیتی دارد و نه یک تعریف انسانی. پوشش اجباری جزو مرزهای قطعی و غیرقابل تجدید نظر در قوانین رژیم است.

به بیانی دیگر نظام ولایت فقیه با ساختار استبدادی، مذهبی، در تناقض کامل با تمام نمادهای یک جامعه مدنی قرار دارد. بنابراین هرگز نمی توان به حق پوشش آزاد در این ساختار دست یافت و رژیم نیز  دست از سرکوب بر نخواهد داشت.

از سوی دیگر حق پوشش آزاد جزو ابتدایی ترین حقوق زنان محسوب  می شود که مدام برای دستیابی به آن مبارزه کرده  و هرگز از پا نیز نخواهند نشست. بلکه با گذشت زمان و با فشارهای رژیم جنس این مبارزه تغییر خواهد کرد. بی شک، در آینده مبارزه زنان با توجه به این که برای تغییر قوانین رژیم هیچ رفرمی نمی تواند صورت بگیرد به یک مبارزه سیاسی برانداز تبدیل خواهد شد.

وضعیت زنان ایرانی در صد سال گذشته

تهیه و تنظیم : مهناز خزائی‏                  ( قسمت دوم)

استبداد سلطنتی بدون توجه به محدوديت ها و شرايطی که انقلاب مشروطه برايش تعيين کرده بود يکه تاز عرصه ‏قدرت در ايران بود. زنان در دوره محمدرضا پهلوي کم و بیش وارد اجتماع شدند و تا حدودی برای حضور در ‏اجتماع محمل هایی برای خود فراهم کردند و عرصه خدمات آموزشي و بهداشتي را کمابيش اشغال کردند. اما ‏عرصه فعاليت ها در نهادهايي که زمینه ساز دموکراسي در ايران ميتوانستند باشند دچار انسداد کامل برای عموم ‏مردم از جمله زنان بود. حتي حق رايي که در خرداد ١٣٤٢ شمسي از طريق اصلاحات نمايشی ملوکانه به زنان ‏اعطا شد نتوانست انسداد و تصلب سياسی زنان را کاهش دهد. و حضور دکوری و فرمايشی زنان در پارلمان و ‏سازمان های زنان موجب تعميق و پيشرفت دموکراسی در ايران نشد. ‏شکست و سرکوب نهضت ملی شدن نفت دو راه برای مليون بيشتر باقی نگذاشت: ‏

‏١-‏ مهاجرت

‏٢-‏ صبر و انتظار

یک تجربه تاریخی مهم در زندگی ملتها از جمله ملت ایران وجود دارد که ذکرش اینجا ضروری است. این ‏تجربه حاکی از این است که دو خاستگاه مهم ، عمیق و گسترده در زندگی مردم وجود دارد. ١- ملت ٢- ‏مذهب، مردم هرگاه از یکی سر بخورند و مأیوس شوند به دیگری پناه می برند. ملت به مثابه "مادر" و مذهب ‏‏"پدر" ایرانیان است.

همان دو مفهوم اساسی که سیاست های استعماری و مدرنیته بنیادگرا در صدد حذف آنها ‏بودند. با مأیوس شدن و به حاشیه رانده شدن ملیون، مردم به مذهب روِِی آوردند. به کدام مذهب؟!

دو دهه ٥٠-‏‏٤٠ و ٦٠-٥٠ دهه هایی هستند که در آنها مذهب مورد استقبال مردم قرار گرفت. مذهبی که سنت ها را در ‏قالب و اندازه های روز در می آورد و آنها را به روز می کرد. مذهبی که بر توسعه فرهنگی به عنوان نیاز ‏توسعه سیاسی و اجتماعی پای می فشرد و "نو" شدن را نه به معنای بریدن از ریشه و اصل ، که افزایش ‏معارف و فنون و تکنیک های نو به تمدن کهن تعریف می کرد.

مذهبی که می گفت هر گونه توسعه ای بر ‏مبنای تجارب گذشته صورت می گیرد نه نفی آنها و توسعه را فراگردی می دانست که در آن سنت ها و ‏تجارب گذشته از نو بر اساس نیازهای نو و شرایط تازه باز اندیشی می شود و از این طریق جامعه خود را در ‏شرایط تازه بارور و شکوفا می بیند. مذهبی که هویت فرهنگی و توسعه زا رو در رو و متضاد و مزاحم ‏یکدیگر تلقی نمی کرد و از قضا زنان بیش از مردان به این تعریف راغب می شوند، زیرا این تعریف و ‏برداشت از مذهب برای آنها امنیت و احترام از دست رفته و ارزشهای سنتی حمایتگونه را از مدرنیته بنیادگرا ‏بازمی ستاند و در عین حال هیچ گونه مزاحمتی برای کار و آموزش و مداخله عقلانی آنها در اقتصاد و سیاست ‏ایجاد نمی کرد. ‏زنان با نقد مدرنیته بنیادگرای دهه آخر سلطنت پهلوی زمینه های حضور قاعده مند خویش را در اجتماع به ‏گونه ای فراهم ساختند که در جریان پیروزی انقلاب و پس از آن حق مشارکت اجتماعی و سیاسی آنها برای ‏جامعه بصورت حقی طبیعی و پذیرفته شده در آمده بود. آقای خمینی که در خرداد ٤٢ مشارکت سیاسی زنان و ‏حق رأی دادن به آنها را خلاف شرع و قرآن میدانست، در سالهای انقلاب و پس از آن حق رأی و مشارکت ‏سیاسی اجتماعی و اقتصادی زن را مطابق و عین موازین و تعالیم اسلام تلقی کرد و زنان را تشویق به ‏مشارکت در این حوزه ها نمود. علیرغم این تشویقها و تعارفات ، پس از انقلاب بدلیل قدرت گرفتن مذهب ‏سنتی و هرج و مرج ناشی از رهایی اولیه از قید و زندان و اختناق سیاسی ، عده زیادی از زنهای شاغل ‏اخراج و خانه نشین شدند. به گفته آمار زمان شاه در لایه های میانی و مدیریت های میانی زنان، در صد زنان ‏شاغل ٨/٢ درصد بوده و هنوز آمار مدیران زن همین مقدار است.

با نضج گرفتن مذهب سنتی بخشی از قوانین ‏حمایتی خانواده به ضرر زنان تغییر کرد و چند همسری رواج بیشتری گرفت.

در قانون اساسی پس از انقلاب، ‏دولت موظف شده است که امکانات لازم برای تشکیل خانواده آرمانی را برای زنان فراهم کند. در حالیکه در ‏قانون اساسی مشروطه زنان همردیف مهجورین و ورشکستگان قرار گرفته بودند. لذا در حاشیه رانی و خانه ‏نشین کردن زنان پس از انقلاب مشروطه و انقلاب بهمن ٥٧ تفاوتهای آشکاری به چشم می خورد. هرچند ‏اولویت دولت برای زنان ایجاد امکان برای خانه دار کردن آنها است اما آنچه عملاً اتفاق افتاد این بود که زنان ‏و مردان انقلابی بکار گرفته شوند. پس از انقلاب ، دسته بندی ها بر اساس میزان پذیرش انقلاب اسلامی ‏صورت می گرفت و ٩٨% به جمهوری اسلامی رأی داده بودند و انقلابی محسوب می شدند. در خلال جنگ ‏بحث مشارکت خودی ها و بیرون راندن غیر خودی ها از حوزه قدرت بین انقلابیون به قدرت رسیده مطرح ‏شد و عده زیادی از انقلابیون مذهبی و غیر مذهبی کنار زده شدند و لقب غیر خودی گرفتند. اما این کنار زدن ‏ها مانع کارکرد منطق استفاده از خدمات زنان برای جامعه و بخصوص برای زنان نشد. ‏کار و خدمات رسانی زنان برای زنان جامعه را بطور جدی دچار تفکیک جنسیتی و زنانه و مردانه کرد، اما ‏باعث بیرون راندن زن از جامعه نشد. تربیت پزشک و پلیس و معلم و پرستار و راننده و مددکار و حتی ‏روحانیون زن در دستور کار حاکمیت مذهبی با نگرش شنتی و با هرف حمایت زن در چهارچوب خانواده ‏آرمانی قرار گرفت. ‏

لحظه ای تاریخی در زندگی اجتماعی زنان شکل گرفت ، بالاخره برای زن ایرانی فرصت و زمینه منطقی ‏حضور اجتماعی فراهم شده و زنان قدر این موقعیت را به خوبی دانستند و پاس داشتندو در اغلب عرصه های ‏اجتماعی بخصوص یکی از مهمترین عرصه ها یعنی عرصه علم و دانشگاه موفقیت چشمگیر پیدا کردند. شاید ‏این تحلیل پاسخ سؤالی باشد که در نگاه خارج به داخل وجود دارد. سؤال این است که چطور علیرغم تضییغات ‏و محدودیتها زنان توانستند ٦٨% صندلی های دانشگاه ها را به خود اختصاص دهند؟ پاسخ را از تحلیل شرایط ‏اجتماعی و نگرش حاکمیت استخراج کردیم. استفاده از خدمات زنان برای زنان و هم چنین امنیت جامعه ‏اسلامی برای آنها که نگرش سنتی داشتند در ذهنیت جامعه برای کار زنان دلائل منطقی ایجاد کرد، و حضور ‏منطقی و محمل دار زنان در اجتماع آنان را آماده حضور در عرصه مشارکت های سیاسی نمود. به خصوص ‏آن دسته از مشارکتهای سیاسی که امنیت بیشتری به همراه دارد. ‏و اصلاحات دوم خرداد به رهبری ريیس جمهور و حاکمیت اسلامی ، فعالیت در عرصه امن سیاسی برای ‏زنان را فراهم کرد. واقعیت این است که در جامعه ایران هزینه امنیتی مبارزات سیاسی بیشتر از فایده های آن ‏است و خانواده ها پذیرای هزینه های امنیتی وارده بر زندگی زنان آرمانخواه نیستند و از اینکه زنان از حمایت ‏خانواده و جامعه به بهای شرکت در فعالیتهای سیاسی سرباز زنند خشمگین می شوندو آنها را تنها می گذارند. ‏

زنان و جوانان در دوم خرداد ١٣٧٦ با رأی دادن به آقای خاتمی به زندگی کردن شادمانه و کار و تلاش زن و ‏مرد در کنار هم فارغ از نگاه و رویکرد تفکیک جنسیتی رأی دادند. دوره ٨ ساله اصلاحات ، دوره رونق ‏فضای گفتگوهای اصلاحی و شکل گیری تشکلهای غیر دولتی و احزاب و مطبوعات آزاد به عنوان پیش ‏نیازهای تحقق جامعه مدنی و برقراری روابط دموکراتیک بود و باعث آشنایی و تاثیر پذیری بیشتر زنان ‏ایرانی از نهادهای دموکراتیک گردید. در این دوره جدایی زنان درون حاکمیت و زنان نماینده مجلس و زنان ‏در عرصه عمومی بسیار کمرنگ شد و زنان فارغ از مرزبندی های خودی و غیر خودی برای کسب حقوق و ‏فرصتهای برابر با مردان گرد هم جمع شدند. در جریان این تلاشها و کوششهاست که زن ایرانی می آموزد به ‏شیوه خود دموکرات شود و به تحقق دموکراسی و روابط دموکراتیک در جامعه کمک کند. نکته ای که باید به ‏آن توجه کرد اینستکه با کوششهای آقای خاتمی در جهت تنش زدایی، ایران در دوره ٨ ساله از انزوا خارج شد ‏و رفت و آمدها بیشتر گردید و در این دوره مطالبات فمینیستی برگرفته از انواع مکاتب فمینیستی در کنار ‏مطالبات حق خواهانه زنان ایرانی بتدریج مطرح شدند. ‏

ترجمه های تازه انواع مکاتب فمینیستی را در ایران مطرح کرد، جنس دوم خوانی رواج گرفت و" آن چنان ‏حالتی رفت که محراب به فریاد آمد". انواع جمعیتهای رادیکال و سوسیال و لیبرال فمینیستی ، هندی، ‏پاکستانی، امریکایی، هلندی و دیگر کشورهای اروپایی و آسیایی به ایران آمدند یا از زنان ایرانی برای شرکت ‏در کلاسهای آموزشی شان دعوت نمودند. نوعی فمینیسم بنیادگرایانه تخیلی از طریق اینترنت در جمعهای ‏محدودی از زنان ایرانی شکل گرفت که البته در فضای مجازی اینترنت بصورت امپراطوری زنان جلوه می ‏کند. فمینیسم بنیادگرا با بالا بردن انتظارات و افزایش حجم مطالبات، زنان را از متمرکز شدن به خواسته های ‏مرحله ای و طی طریق منطقی جهت کسب و تحقق مطالباتشان باز می دارد. فمینیسم بنیادگرا مانند مدرنیسم ‏بنیادگرا خواهان تقلید بی چون و چرای زنان ایران از مفاهیمی است که فمینیسم جهانی مطرح می کند. در ‏حالیکه مطالبات حقوقی و قانونی زنان ایرانی در مرحله پیشافمینیسم قرار دارد و تنها پس از طی این مقدمات و ‏مراحل است که زنان ایرانی قادر خواهند شد با نگاه زنانه به جهان و تفسیر زنانه از هستی ، مبانی فمینیسم ‏ایرانی را مطرح نمایند. وضعیت فمینیستهای بنیادگرای امروز ایران شباهت به وضعیت مدرنیست های ‏بنیادگرا و مردان سوسیالیست یا لیبرال ترقی خواه اوایل مشروطه دارد که فکر می کردند نیازی به نقد و ‏پردازش مفاهیمی چون سوسیالیسم و لیبرالیسم در ایران وجود ندارد و می شود لیبرالیسم اروپایی و سوسیالیسم ‏روسی را عیناً وارد مملکت کرد و با تقلید از آنها و دیکته کردن اصول و مبانی آن به طرفدارانشان از فرق ‏سر تا نوک پا مدرن شد. فمینیسم بنیادگرا در برابر یک سؤال اساسی قرار دارد شبیه همان سؤالی که مردان ‏سوسیالیست و لیبرال مشروطه خواه قرار داشتندو پاسخ ندادند، سؤال این است که آیا فمینیسم سبب توسعه و ‏ترقی احوال اجتماعی و گسترش روابط دموکراتیک و تعمیق دموکراسی در ایران می شود یا توسعه و ترقی ‏فمینیست ساز است؟ مشابه این سؤال را از ترقیخواهان مشروطه می کردند که سوسیالیسم و لیبرالیسم بنیادی ‏سبب توسعه می شود یا آمادگی روانی برای نوسازی سبب توسعه درون زای همه جانبه می گردد؟ قطعاً با ‏دیکته کردن مدرن ترین تفکرات و نظریه ها به جامعه نه تنها جامعه مدرن نمی شود بلکه دیکتاتوری قدرت ‏میگیرد که مانع اصلی شکل گیری و گسترش دموکراسی است . ‏

فمینیسم بنیادگرا نیازی به نقد و پردازش و بومی سازی مفاهیم فمینیستی و پذیرش تدریجی آن توسط زنان و ‏مردان جامعه ایران نمی بیند ناگزیر اصطلاحی می سازد و بنام "فمینیسم موقعیتی" یعنی هر کس هر وقت دلش ‏خواست می تواند فمینیست باشد و یا می تواند در یک پروژه فمینیست باشد و در پروژه دیگر متی ضد آن ‏موضع بگیرد! جنبش زنان در ایران در مواجهه با فمینیسم بنیادگرای تقلیدی و با بالا رفتن انتظارات و ‏مطالبات فمینیستی دچار نوعی سرگردانی در انتخاب و اولویت و مرحله بندی حقوق و مطالبات خویش شده ‏است. لذا بسیاری از زنان نخبه که هیچ گاه ادعای فمینیست بودن نکرده اند، ضمن احترام گذاشتن به تفکرات ‏مدرن بدون سر و صدا حضور مؤثر خود را در جهت توانمند سازی زنان و آموزش موانع قانونی و درک ‏تبعیضات حقوقی آنان بکار گرفته اند و توانسته اند تاثیرات شگرفی بر تفکر توده زنان ایرانی بگذارند و به آنها ‏روش های مبارزه بر اساس اعتدلال و تمرکز بر ارزشهای زنانه را بیاموزند. لازم به یادآوری است هنوز ‏برای اکثریت زنان جوان ایرانی اعم از اینکه تحصیلات عالی داشته باشند یا نداشته باشند تشکیل خانواده و ‏زندگی خانوادگی مهمتر از کار اجتماعی یا سیاسی است، چنانکه بگفته آمار سال ١٣٨٢ مرکز مشارکتهای ‏زنان بیش از ٧٠% زنان تحصیلکرده دانشگاهی در ایران خانه دارند. زنان نخبه و پیشرو که اتفاقاً بیشترین ‏فراوانی را بین وکلای مدافع حقوق زنان دارند با پیش گرفتن خط اعتدال و میانه روی و پرهیز از جنجال و با ‏آموزش تفکر انتقادی به زنان ایرانی ، آنها را برای درک مسئولیت و شناخت حقوق قانونی خویش آماده می ‏کنند. چهارچوب تئوریک آنان برای اقدام چهارچوب عقلانیت انتقادی است. همان چهارچوب که تفکر ‏فمینیستی از آن تغذیه می شود و بر گفتمان همدلانه در حوزه عمومی تاکید می ورزد و البته از تقلید فاصله می ‏گیرد.‏‎ ‎تجارب تاریخی زنان از انقلاب مشروطه و جنبش ملی شدن نفت، انقلاب بهمن ٥٧ و اصلاحات دوم ‏خردادگویای آنست که زنان ایرانی درک کرده اند، که تبادل اطلاعات و تقلید از یکدیگر در سطح بین الملل به ‏شکل گیری جنبش ها کمک میکند. اما جنبش اجتماعی یک کشور سرنوشت نیروهای اجتماعی چون ‏زنان، جوانان، کارگران، کشاورزان و . آن کشور بیشتر پیوند و بستگی دارد تا سرنوشت مردم کشور ‏دیگر! سرنوشت زن ایرانی با سرنوشت مردان ایرانی بیشتر پیوند دارد تا زنان کشورهای دیگر...

مزاحمت های خیابانی

 رقیه اصغری شاهدهی

انسان موجودی است اجتماعی و در طول حیات خود همواره نیازهایی دارد که به تنهایی نمی تواند آن را تامین کند و باید به کمک سایر افراد جامعه آن را بر آورده سازد. بنا بر این لازم است که با دیگران در ارتباط باشد و این ارتباط در سطح گسترده ی آن نیازمند وجود نظم خاصی می باشد.

هر جامعه ای با الهام از فرهنگ ملی و تعالیم دینی و باورهای عمومی مردم و آرمان کلی افراد آن جامعه، دارای یک سری هنجارهایی هست که برای آن ارزشهای اجتماعی ضمانت اجرایی نیز منظور می شود.لکن قسمت اعظم ارزش های اجتماعی دارای ضمانت اجرایی نبوده و صرفا اخلاق و ارزش های معنوی بر آن حکومت دارند و افراد جامعه تحت تاثیر فرهنگ و آموزه های اخلاقی عملکرد خود را با ارزش های موجود هماهنگ می نمایند.

هر چند که آسیب های اجتماعی ممکن است در جوامع مختلف متفاوت باشد، اما عواملی چون بیکاری، فقراقتصادی، بی اعتقادی به مبانی دینی، نیازهای جسمی و روحی و روانی در کلیه ی جوامع، در شکل گیری این آسیب ها موثر می باشد.

در حال حاضر مزاحمت های خیابانی، خصوصا برای دختران جوان در سطحی که اخیرا شایع شده، از مهمترین آسیب های اجتماعی است که اخلاق و تعهد و شرم عمومی را مورد هدف قرار می دهد.اگر به سرعت با این مهم برخورد موثر فرهنگی و چاره اندیشی برای ریشه یابی و درمان علت ها و در صورت لزوم و به عنوان آخرین شیوه، برخورد قضایی صورت نگیرد، به تدریج در جامعه نهادینه شده و به صورت رفتاری بهنجار رخ خواهد نمود.

در حال حاضر بیشتر جامعه ی جوان ما را دختران تشکیل می دهند و بخش اعظم دانشجویان و دانش آموختگان حال حاضر مراکز علمی و دانشگاه از این قشر می باشند. بر کل جامعه لازم است که دفاع مناسب را برای حفظ عزت و احترام آنان در مقابل انحرافات اجتماعی به عمل آورد.

در خصوص مزاحمت های خیابانی همواره این سوال مطرح است که آیا همیشه عده ای از مردان منحرف به طور ارادی مزاحم دختران و بانوان می باشند و آیا زنانی که مورد مزاحمت قرار می گیرندخود هیچ نقشی در ایجاد مزاحمت ندارند؟ در پاسخ باید گفت که متاسفانه تعدادی از زنان هستند که به علت فقر اقتصادی و نیاز مالی، از طریق برقراری ارتباط غیر اخلاقی با مردان منحرف امرار معاش می کنند. نظر به این که نظام سیاسی موجود نمی تواند علی الوصول جایگاه ویژه ای برای این افراد مهیا کند تا این منحرفین آزادانه در سطح جامعه در تردد نباشند، به ناچار آنان در سطح معابر عمومی به دنبال مطامع عمومی خود هستند و با اعمال خود عفت عمومی را جریحه دار می نمایند.

با توجه به شیوع پدیده ی مزاحمت های خیابانی و ذکر عوامل موثر در ایجاد و گسترش آن، لازم است دولت و نهاد های ذیربط حکومتی و نیز مراکز علمی و دانشگاهی، با برنامه ریزی صحیح و پژوهش علمی راهکارهای مناسبی جهت پیشگیری و مقابله ی اصولی و علمی با این پدیده ضد اجتماعی ارائه نمایند. با جلب توجه به این نکته که برخورد پلیسی با این مساله به عنوان ساده ترین شیوه که باید در آخرین مرحله در دستور کار قرار گیرد، به هیج وجه نمی تواند نتیجۀ مناسبی داشته باشد و توسل به آن در اولین مرحله، به نوعی پاک کردن صورت مساله است. بدیهی است راهکارهای فرهنگی، مناسب ترین و مفیدترین اقدام در این راه می باشد. این نکته نقش خطیر سازمان هایی چون صدا و سیما در ترویج فرهنگی سالم با توجه به نیازهای فطری بشر را بیش از پیش نمایان می کند. در پایان نقش محوری آحاد جامعه و قشر روشن بین دانشگاهی و دانشجویان بسیار موثر تلقی می شود.

 

فراخوان برای تظاهرات ایستاده

اعدام و سنگسار، دیگر بس است

 

جمهورى اسلامى ایران که همواره ناقض حقوق بشر بوده اخيرا در پى شدت بخشيدن به سركوب فعالين عرصه هاى دانشجوئى٬ زنان٬ مدنى٬ ملى، کارگری و... حتى جوانان و مردم عادى٬ درحيطه مطبوعات نيز فشارها را بيش از هر زمان ديگر فزونى بخشيده و با توقيف نشريات و دستگيرى هاى گسترده٬ شكنجه٬ حبس اصحاب آنها و در نهايت بررسى پرونده هاى ايشان در پشت دربهاي بسته دادگاه قصد تشدید رعب و وحشت، سرکوب انتقاد گران وخفه نمودن نداى آزاد انديشى را دارند .

در ادامه اين روند ديكتاتوری و ضد بشرى دو تن دیگر، به اسامی عدنان حسن پور روزنامه نگار و عضو هیات تحریریه هفته نامه توقیف شده "اسو" و هیوا بوتیمار فعال مدنی و از شهروندان کرد مریوانی٬ از سوی دادگاه انقلاب اسلامی سنندج به اتهام واهی تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی به اعدام محکوم نموده  و احتمال اعدام ایشان در چند هفته اخیر می باشد.

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران به منظور افشای نقض حقوق بشر، جنایات و خیانت های جمهوری اسلامی ایران اقدام به برگزاری تظاهرات ایستاده ای همراه با میز کتاب در مرکز شهر هانوفر نموده است.

بدینوسیله از تمام انسان های آزاده، صمیمانه دعوت می نماید تا برای همراهی و همصدائی با اعضای این نمایندگی در این مراسم شرکت فرمایند.
 
زمان:   27.07.2007ساعت 15:00 الی 17:00
مکان: آلمان، هانوفر, مرکز شهر, کروپکه 

 هماهنگ کننده‌: شهریار نقشبندی 00491621540208 

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

حمایت کنندگان :

حزب دموکرات کردستان ایران / نمایندگی آلمان

سازمان تطابق فرهنگهای جهان هانوفر

کمیته کردهای هانوفر

کومیته شرق کردستان (ایران)    C.H.A.K 

کمیته دفاع از حقوق اقوام و ملل ایرانی

مرکز فرهنگی کردستان

همبستگی و همکاری احزاب سیاسی کرد در برمن

قطعنامه

تظاهرات 25 یولی در برمن و 27 یولی در هانوفر

اعضاء محترم پارلمان ایالت نیدرزاکسن

آزاد اندیشان و فعالان حقوق بشر

جمهورى اسلامى ایران که همواره ناقض حقوق بشر بوده اخيرا و در پى شدت بخشيدن به سركوب اعتراضات فعالين عرصه هاى دانشجوئى٬ زنان٬ مدنى٬ قومی و ملى و حتى جوانان و مردم عادى٬ درحيطه مطبوعات نيز فشارها را بيش از هر زمان ديگر فزونى بخشيده و با توقيف نشريات٬ روزنامه ها و دستگيرى هاى گسترده اصحاب آنها٬ شكنجه٬ حبس و در نهايت بررسى پرونده هاى ايشان درپشت دربهاي بسته دادگاه قصد ايجاد رعب و وحشت و خفه كردن هرگونه صدا٬ انتقاد و نداى آزاد انديشى را در نطفه دارد .

   

در ادامه اين رويه ديكتاتور مآبانه و ضد بشرى و بر اساس گزارش های رسیده آقايان عدنان حسن پور روزنامه نگار و عضو هیات تحریریه هفته نامه توقیف شده "اسو" و هیوا بوتیمار فعال مدنی و از شهروندان کرد مریوانی٬ از سوی دادگاه انقلاب اسلامی سنندج به اتهام تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی به اعدام محکوم و احتمال اعدام ایشان در چند هفته اخیر می باشد.

ما مدافعین حقوق بشر حاضر در این مکان ضمن اعتراض به جمهوری اسلامی ایران عملکرد ایشان را محکوم نموده و خواهان :

1 . لغو قانون احکام اعدام و سنگسار

2 . آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی

3 . اجرای کامل مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر

می باشیم . بدیهی است که همراهی و همصدائی شما می تواند در کوتاه مدت جان این دو انسان آزاده و در دراز مدت زندگی هزاران انسان آزاده و آزادیخواه را نجات دهد .

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

حزب دموکرات کردستان ایران / نمایندگی آلمان

سازمان تطابق فرهنگهای جهان هانوفر

کمیته کردهای هانوفر

کومیته شرق کردستان (ایران)    C.H.A.K 

کمیته دفاع از حقوق اقوام و ملل ایرانی

مرکز فرهنگی کردستان

همبستگی و همکاری احزاب سیاسی کرد در برمن

فراخوان یازدهمین جلسه هیات اجرائی و هیئت نظارت و برنامه ریزی در نمایندگی هانوفر

همکار محترم

با احترام به اطلاع میرساند نمایندگی هانوفر کانون دفاع از حقوق بشر در ایران میزبان شما برای جلسه هیات اجرائی و  جلسه هیات نظارت و برنامه ریزی کانون در روز یکشنبه به تاریخ  05.08.2007 از ساعت 12.00 الی 16.00 خواهد بود.

محل برگزاری جلسه دفتر نمایندگی در شهر هانوفر به آدرس زیر میباشد.

Zur Bettfedernfabrik 1

 30451 Hannover

از جنابعالی به عنوان اعضای محترم هیئت رئیسه، مسئول محترم ماهنامه و هر یک از مسئولین کمیته ها و همچنین رؤسای محترم نمایندگیها (یا نماینده رسمی معرفی شده شما) دعوت به عمل میآید تا در این جلسه حضور بهم رسانیده و با مشارکت صمیمانه خود کانون را در پیشبرد هر چه بهتر اهداف آن یاری نمائید.

پیش بینی امور مورد بررسی در جلسه هیئت اجرائی و هیئت نظارت و برنامه ریزی عبارتند از :

 

1-      گزارش هیئت رئیسه در ماه گذشته و پیش بینی برنامه های ماه های آتی

2-      گزارش امور اداری و مالی کانون

3-      بررسی عملکرد و مشکلات نمایندگی ها و تصمیم گیری  در خصوص نمایندگی زاکسن     

4-      بررسی عملکرد و مشکلات کمیته ها

5-      تکمیل برنامه پیش بینی تقویم سالیانه ( 6 ماهه دوم از نوامبر 2007 الی آپریل 2008) جلسات و مراسم کانون

6-      تصمیم گیری در خصوص پرداخت هزینه راه همکاران شرکت کننده در ژنو 2007 یونی

7-      بررسی شرح وظایف امور اینترنتی و انتخاب مسئول برای این امر

8-      بررسی و شرایط حفظ نمایندگی های در حال تعطیل

9-      بررسی اولین جلسه پالتاکی و نتایج آن و برنامه ریزی برای دومین جلسه پالتاکی در ماه آگوست

10-  بررسی طرح و پیشنهادات جدید و بحث و گفتگو در مورد آن ها و مشکلات دیگر کانون

ضمنا از جنابعالی درخواست میگردد که :

1-      لیست وضعیت مالی شاخه مطابق فرم مالی ارسال شده به ایمیل نمایندگی ها را همراه بیاورید.

2-      لیست اسامی اعضای خود را به همراه کلیه مشخصات آنها طبق فرم ارسال شده از قبل را به همراه بیاورید.

3-      لازم است که نمایندگی ها و مسئولین کمیته ها گزارش عملکرد ماهیانه خود را تایپ شده و یا دستنویس همراه آورده و به منشی جلسه ارائه دهند.

یادآوری : براي رفع هرگونه ابهام در مورد محل برگزاري جلسه لطفا با شماره زير تماس حاصل فرمائيد

ناصر ودودی : 01632077742

قبلاً از همکاری صمیمانه شما بسیار سپاسگزارم.

برگزار کننده جلسه هیئت نظارت و برنامه ریزی

نمایندگی هانوفر/ سعید سیادتی

اطلاعیه داخلی

مسئولین محترم کمیته های

 زنان، کودکان، ادیان، اقوام

با سلام و احترام

براساس مصوبه هیئت رئیسه لازم است که:

1- هر کمیته تا 23 هر ماه میلادی بر اساس گزارشات نقض حقوق بشر ماهیانه ی منتشره توسط فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی خلاصه گزارشی بصورت موردی و نفری تهیه و به کمیته روابط عمومی به منظور صدور اطلاعیه و ماهنامه جهت نشر در ماهنامه ارسال نمایند.

2-  از کمیته ها درخواست می شود که بر اساس اتفاقاتی که در طول ماه می افتد، عکس العمل نشان داده و برای صدور اطلاعیه اقدام نموده و آن را برای تصویب به هیئت رئیسه  ارسال نمایند.

3- هیئت رئیسه اقدام به تهیه فرم گزارشات برای کمیته ها به دو زبان فارسی و آلمانی خواهد نمود که کمیته ی روابط عمومی موظف است در پایان هر ماه گزارشات کمیته ها را در این فرم ها قرار داده و به 2 زبان صادر و منتشر نماید.

در پایان امید است که با همکاری شما عزیزان بتوانیم به اهداف کانون نزدیکتر شویم.

صدر هیئت رئیسه

محمد متین

 

18 تیر روز جنبش دانشجوئی را فراموش نکنیم

تظاهرات ایستاده
آزادیخواهان و فعالان حقوق بشر

 

سالروز حمله غیر انسانی نیروهای انتظامی و لباس شخصی ها به خوابگاه دانشجویان را یادآور شده و جنبش پرشکوه دانشجویان را در 18 تیر1378علیه جمهوری اسلامی را فراموش نکرده و ارج دهیم .

هواداران کانون دفاع از حقوق بشر در ایران- برانشوایک به منظور بزرگداشت یاد عزیز کشته شده در این روز (عزت ابراهیم نژاد) کشته شده در زندان (اکبر محمدی) و دیگر دانشجویان زندانی و آسیب دیده و افشای جنایات و خیانت های جمهوری اسلامی اقدام به برگزاری تظاهرات ایستاده ای همراه با میز کتاب در مرکز شهر هانوفر نموده است.

بدینوسیله از تمام انسان های آگاه و آزاده، صمیمانه دعوت می نماید تا برای همراهی و همصدائی با اعضای نمایندگی هانوفر در این مراسم شرکت فرمایند.

زمان: 21.07.2007  ساعت 11:30 الی 13:30
مکان: آلمان، برانشوایک  Post Str. 2   
 
هماهنگ کننده:  مهناز خزائی  01637565931
 

هواداران کانون دفاع از حقوق بشر در ایران- برانشوایک

 

 

برگشت