کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

بر اساس قانون و مذهب حاکم زن به عنوان نصف انسان محسوب می گردد عملاً بسیاری از مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر نقض شده و زیر پا گذاشته می شود .

پیوند ها

منشور کانون و اعلامیه جهانی حقوق بشر

اطلاعیه و اعلامیه های کانون

شماره جدید

 

بایگانی  65   

 

گزارش جلسه ماه مای -  نمایندگی زاکسن

زیبا مرادی عجم

 

جلسۀ شاخۀ فرایبرگ در روز 16.05.07 به منشیگری خانم «زیبا مرادی عجم» برگزار شد.

در این جلسه آقای رفیعی مسئول نمایندگی پس از خوش آمدگویی به اعضای این شاخه در مورد فعالیتهای این شاخه صحبت کردند و از اعضا خواستند که با کمیته های کانون دفاع از حقوق بشر فعالیت نزدیکتری داشته باشند.

 

 

در ادامه این جلسه آقای «علیرضا حسین پور» در مورد قرار برای میز کتاب و گرفتن اجازۀ آن توضیحاتی دادند.

آقای «قزوینه» در مورد وضعیت فعلی حکومت اسلامی و برخورد آن با جوانان ایران مطالبی را ایراد کردند. و در آخر خانم زیبا مرادی عجم در مورد تحت فشار قرار دادن بیشتر حجاب و تنگ کردن عرصۀ زندگی زنان مطالبی را عنوان کردند.

این جلسه در ساعت 18 آغاز و در ساعت 20به پایان رسید.ضمنا از اعضای شاخه خواسته شد که در کنگره ای که در شهرoldenburg می باشد شرکت فعال داشته باشند

 

گزارش جلسه ماه یونی  -  نمایندگی هامبورگ

محمود ظفری

در تاریخ 11- 06- 2007 راس ساعت 00: 15 جلسه ماهانه کانون دفاع از حقوق بشردر ایران- نمایندگی هامبورگ به اتفاق کلیه اعضاء  شروع نمود و در این جلسه آقای محمود ظفری به عنوان منشی انتخاب شد.

در ابتدا آقای حافظی مهمترین عناوین اخبار سیاسی روز و موارد نقض حقوق بشر در ایران را که در هفته های اخیر در ایران اتفاق افتاده بود و یادآور روزهای 20 ژوﺋﻦ روز جهانی پناهنده و 26 ژوﺋﻦ روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه شده، که در این موارد با سایر اعضاء به گفتگو و تبادل نظر پرداختند.

همچنین آقای حافظی عضو جدید این نمایندگی آقای امیر بهادری را به ساﺋر اعضاء معرفی کرده و اطلاعاتی از نحوه کارکرد نمایندگی و شرح وظایف در اختیار ایشان قرار داد.

در ادامه خانم غلامباشیان  ﻤﺴﺌول کمیته زنان سخنانی در رابطه با سرکوب زنان در این چند هفته گذشته که از عنوان های مهم خبری بودند پرداختند و شرح کوتاهی در رابطه فعالیت این کمیته و وظایف آن توضیحاتی ایراد فرمودند.

بعد از آن خانم فاطمه بهادری عضو کمیته زنان در رابطه با حقوق زنان سخنانی ایراد فرمودند:

ترور زنان با عنوان دفاع از شرف و ناموس ازبقایای توحّش و بربریت است و از نظر ما محکوم و از شنیع ترین شیوه های ترور انسانهاست، در جامعه ای که سنت زن ستيزی توسط حکومت تقديس ميشود، در جامعه ای که پليس نجابت در خيابان ها جولان ميدهد تا با بالا و پائين کشيدن پارچه روی بدن زن، "ناموس" رژيم  را حفظ کند زنان چگونه می توانند زندگی کنند.

 

 

در ايران اعمال و تداوم خشونت به زنان به طور کلى در جامعه و خشونت خانوادگى به طور خاص، اجزاى اصلى رفتار حقوقى، سياسى، اجتماعى و فرهنگى نسبت به زنان را تشکيل مى‌دهند. رفتارهايى که ساختار قانونى، سنتى، دينى و سياسى کشور به آن بال و پر و مشروعيت مى‌دهند.

خشونت به زنان امرى عادى تلقى شده، عموما در سکوت و پشت ديوارهاى خانه‌ها تحمل مى‌شود.

در ايران خشونت خانوادگى موضوعى خصوصى و نه اجتماعى فهميده مى‌شود و زنان عموما وضعيت خشونت‌بار زندگى در خانواده را از چشم و منظر ديگران مى‌پوشانند، از علنى نمودن آن و استمداد از جامعه و مراجع قضايى و قانونى و يا مراکز خدمات‌رسانى پرهيز مى‌کنند. و گاه نااميد از بى‌اعتنايى مجارى قانونى و قضاوت، بدون پناه و پشتوانه زير بار نگاه تحقيرآميز جامعه، نجات خود را در خودکشى و يا خودسوزى مى‌يابند. واکنشى که در کشور ما رو به افزايش است.

کنترل خشونت نسبت به زنان در ايران مستلزم مطالعات وسيع در ميان لايه‌هاى مختلف اجتماعى، محتواى عناصر فرهنگى و آموزشى، ساختار سياسى و قوانين، نهادهاى اجتماعى و خدماتى و بالاخره بازخوانى و نقد ارزش‌ها و نرم‌هاى کهن در دين و در سنت و در ميان اقوام و فرهنگ‌هاى مختلف و در نهايت يافتن و تدوين يک مجموعه راهکارها و الگوهاى ملى و محلى است.

مهار خشونت و تبعيض نسبت به زنان و کودکان بدون فعاليت و تقويت انجمن‌ها و سازمان‌هاى غير دولتى زنان امرى نامحتمل است. ضمن آنکه تغيير قوانين عقب‌مانده خانواده در ايران مى‌بايد در الويت قرار گيرد.

محتواى نظام آموزش و تربيتى بايستى بر نفى خشونت و برابرى‌شان و حقوق انسان‌ها صرف‌نظر از جنس و سن و عقيده و قوم و نژاد تدوين شود.

در ادامه آقای محمود ظفری ﻣﺳﺌﻮل تبلیغات نمایندگی، شرح ارتباط خود را با کمیته تبلیغات (آقای محترم زاده) و اعلام آمادگی جهت همکاری با آن کمیته را به سمع اعضاء رساندند.

در پایان  فرم مالی به همه اعضاء عرضه گردید و کلیه اعضاء جهت پرداخت حق عضویت(ماهانه) خود اقدام لازم را نمودند.

جلسه در ساعت  1730 خاتمه یافت

گزارش جلسه ماه یونی  -  نمایندگی برمن

سعید بروجردی

این جلسه در روز پنجشنبه 14.06.2007  و از ساعت 15:00 با حضور اعضای شهر برمن در  دفتر کانون در شهر برمن برگزار گردید . مسئول جلسه خانم مژده پور محمودی بعنوان منشی جلسه شرح کاری این جلسه را بیان نمودند .در ابتدا آقای داوری شرحی از اخبار ماه جاری را اعلام کردند . تاثیرات تحریم های اعمال شده بر علیه  ایران و اثرات  آن بر زندگی مردم در ایران ، بی اعتنایی دولت به خواستهای مردم و تشدید اعتراضات مردمی ، ضرب و شتم زنان و جوانان توسط حکومت و اعتراضات جمعی از اقتصادانان به برنامه های اقتصادی دولت احمدی نژاد از جمله این اخبار بودند . در ادامه خانم فرزانه مهدی بیگی شرح کوتاهی از ارتباطات خود با کمیته زنان را بیان نمودند . ایشان همچنین اعلام نمودند که به دعوت ایشان خانم غلامباشیان اعلام آمادگی نمودند تا در جلسه فیلم این ماه حضور یافته و سخنرانی نمایند .

در ادامه آقای امیر هودجی ماده 1 و 2 اعلامیه جهانی حقوق بشر را قرائت نموده و در مورد هر یک به تفضیل پرداخته ایشان با قرائت این دو ماده که عبارتند از :

ماده 1 :تمام افراد بشر آزاد به دنيا مي آيند و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند. همه داراي عقل و وجدان مي باشند و بايد نسبت به يکديگر با روح برادري رفتار کنند.

 ماده 2 :الف/ هر کس ميتواند بدون هيچگونه تمايز مخصوصا از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقيده سياسي يا هر عقيده ديگر و همچنين مليت، وضع اجتماعي، ثروت، نسب يا هر موقعيت ديگر از تمام حقوق و کليه آزاديهائي که در اعلاميه حاضر ذکر شده است بهره مند گردد.ب/ بعلاوه هيچ تبعيضي به عمل نخواهد آمد که مبتني بر وضع سياسي، اداري و قضائي يا بين المللي کشور يا سرزميني باشد که شخص به آن تعلق دارد، خواه اين کشور مستقل تحت قيمومت يا غيرخود مختار بوده يا حاکميت آن به شکلي محدود شده باشد.

به بیان  نمونه هایی از نقض این مواد در جمهوری اسلامی پرداختند .قرار دادن وجه تمایز میان خودی و غیر خودی و نحوه برخورد با تخلفات افراد از جمله مواردی بود که آقای هودجی در کنار دیگر نمونه های نقض حققو بشر بیان نمودند . بعد از پایان سخنرانی ایشان و پاسخ ایشان به سوالات برخی از اعضا پیرامون این بحث ، مقرر شد تا این روند در ماه های بعد ادامه یابد . در ادامه تصمیم گرفته شد که در تاریخ 22 یونی فیلم کافه ستاره به نمایش در آید  و همچنین یک جلسه سخنرانی برگزار گردد. این جلسه در ساعت 17:30 به پایان رسید

گزارش جلسه ماهیانه نمایندگی هانوفر در ماه یونی

طاهره محمدی

این جلسه در ساعت 12:00 در دفتر نمایندگی هانوفر با مسئولیت آقای اکبر بشارتی  برگزار شد. منشی جلسه خانم طاهره محمدی بوده و ابتدا آقای سیادتی و سپس خانم آریانپور مشروح اهم اخبار یکماهه را به سمع حضار رسانده و آنها را نقد و تفسیر نمودند.

آقای شفائی و آقای سیادتی از اعلامیه جهانی حقوق بشر، مواد 24-27 را قرائت نموده و بطور کامل توضیح دادند و با شرایط و قوانین کنونی ایران مقایسه و نقد کردند.

پس از استراحت، برنامه کاری و برگزاری جلسات ماه آینده شاخه مورد بحث قرارگرفت و قرار شد خانمها: محمدی و  خزائی و ودودی برای برگزاری میز کتاب در هانوفر پیگیر شوند. ت

قسیم وظایف برای برنامه ماه آینده انجام شد و آقایان شفائی و رشادی در 14. 7. 07 برای سخنرانی اعلام آمادگی نمودند.

در این جلسه آقای رشادی به سمت قائم مقامی نماینده ی هانوفر انتخاب شدند. همچنین وضعیت عضویت آقای فراهانی و خانم لحنی که بیش از سه ماه است که در نه حق عضویت پرداخت کرده اند و نه در جلسات حضور دارند را مورد بررسی قرارگرفت و قرار شد آخرین یادآوریها از طریق ایمیل به ایشان ابلاغ گردد.

آقای بشارتی مسئولیت تبلیغات هانوفر را به عهده گرفتند و بنا شد که با آقای عامل محترم زاده در ارتباط باشند و با هماهنگی کامل به وظایف خود آگاه شوند.

آقای رشادی نیز خواهان عضویت در کمیته اقوام و ملل شدند و قرار شد با آقای سوری در تماس باشند.

همچنین خانم آریانپور عضو کمیته کودک و خانم محمدی و خزائی نیز اعضاء کمیته زنان میباشند و بنا شد در هر جلسه اعضاء کمیته ها گزارشی از کارهای خود در کمیته های ذیربط ارائه دهند.

در بخش سخنرانی ، ابتدا آقای ودودی در خصوص شکنجه در جمهوری اسلامی و آقای رشادی در خصوص پناهنده و پناهجو، صحبت کردند.

در بخش پرسش و پاسخ ، با سؤالات و توضیحات آقای شفایی، آقای متین و خانم آریانپور در مورد موضوعات سخنرانیها، بحثهای بسیار جالب، شنیدنی و قابل درکی برای تمامی اعضاء مطرح شد.

در خاتمه مطابق معمول جلسات شاخه هانوفر، همه حضار راضی و خشنود از کسب اینهمه اطلاعات مفید، با امید به روزهای بهتر و آزادی برای تمامی مردم دنیا جلسه را  در ساعت 17 پایان دادند. 

گزارش روز جهانی خانواده در هانوفر

سعید سیادتی

کانون دفاع از حقوق بشر روز جهانی خانواده را محترم شمرده و به این منظور مراسمی در شهر هانوفر برگزار نمود.

این مراسم در تاریخ 20.5.07 در دانشگاه هانوفر برگزار شد که در آن

 ابتدا خانم الهه آریانپورسخنرانی خود را با موضوع وضعیت قوانین عرف و شرع در خانواده شروع نموده و به چالشهای موجود در این قوانین برای رسیدن زنان به حقشان در خانواده اشاره کردند.

سپس خانم فرزانه بیگی از شاخه برمن در سخنرانی خود به عدم تطابق فرهنگی خانواده ها که باعث جدائی زوجین در محیط جدید زندگی میشود، اشاره کرده و معضلات آنرا برشمردند.

سپس خانم طاهره محمدی در مورد فشارهای موجود در خانواده های ایرانی و تأثیر مستقیم آنها بر کودکان و بی پناهی و بی حقوقی کودکان در جامعه به سخنرانی پرداختند.با سلام خدمت تمامی عزیزان که با حضور خودتان در این جلسه باعث خوشحالی ما شدید و با تبریک به مناسبت روز جهانی خانواده به تمام عزیزان حاضر در جلسه.خواندن شعر کوتاهی شروع به صحبت میکنم .....اتل متل توتوله ، حالت خدا چه جوره ، با این همه بزرگیش ، هر روز داره می ببینه ، که کودکی سه ساله  ، با چهره ای  پراز غم ، تو دستش پیاله ،  نشسته تو خیابون، حریص لقمه ای نون، نداره زیر پوستش، حتی یک قطره خون، رد میشیم و یه سکه، میندازیم توی کاسه اش غافل از اینکه یک بار، بپرسیم ما ز حالش، دنیا همش همینه، اتل متل توتوله            

کودکان خیابانی و کار....آمار نشان می دهد که کود کان  از سن 7 سالگی تا 9 سالگی و کودکانه 8 تا 12 سال زیر فشار کار قرار می گیرند .با داشتن این آمارها ی صحیح و درست که به دست ما رسیده که در ایران و کشور های آسیایی کودکان از نظر داشتن حق زندگی،  سخت دچار مشکلات روحی و اخلاقی هستند و به جای اینکه کودکان پشت نیمکهای مدرسه باشند و آموزش ببینند آنها را وادار به کار می کنند و از امتیازات قانونی زندگی محرم می مانند .

در نتیجه از زندگی و از ارزشهای زندگی هیچ بهره ایی نمی برنند حتی این کودکان از داشتن حق زندگی چیزی نمی دانند.

در قانون حقوق بشر . که حتمآ همه شما ها آن را بارها مطالعه کرده اید چند تایی از آن ماده ها اشاره به خانواده شده است که به عنوان جلسه یعنی روز خانواده مربوط میشود داشتن حق زندگی و آزادی ..

آیا این کودکان واقعآ از حق زندگی چیزی می فعمند و آزادی را تا کنون احساس کرده اند    2 آموزش وپرورش باید برای کودکان به طور مجانی وآموزش ابتدایی اجباری باشد آموزش وپرورش باید بطوری هدایت شود که شحصیت انسانی هر کس را حد ل امکان رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادی تساوی کامل ،برای همه باشد و هر کس با استعداد خود بتواند از آن استفاده کند..

آموزش وپرورش در مدارس به کودکان درس شهادت طلبی می دهند و آنها را تشویق به شهادت در جنگ با جهان عرب وکشورهایی که وانمود میشود مخالف اسلام هستند و به قول حکومت برای نجات اسلام و رسیدن به دینا ی آ خرت جایی در بهحشت داشته باشند.بله این گونه کودکان را فریب می دهند و یا اینک حجاب اجباری برای کودکان در مدرسه یعنی (سر کردن چادر) ....آموزش و پرورش باید حسن تفاهم وگذشت و احترام عقاید مخالف  .ودوستی بین سنن تمام ملل وجمعیت های نژادی یا مذهبی راه حفظ صلح،تسهیل نماید..  پدرومادردرانتجاب نوع آموزشوپرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویتدارند.. داشتن بیمه اجتماعی و تفریهای سالم ومسافرتهایی که برای آنها مفید باشد وورزش کردن تا کودکان سالم وتندرست باشند بیمه تآ مین اجتماعی باید برای افراد وجودداشته باشد با در پیری فمواقع بیکاری،بیماری،نقص اعضای بدن بیوگی مورد حمایت دولت قرار گیرند.. ما کودکانی داریم که دار زندان به دنیا می ایند و تا لحظه ایی که مادر آنها محکومیت خود را تمام کند و یا اینکه به سنی برسند که آنها را به شیرخوارگاه و یا جا یی که از بچه ها ی بی سر پررست سپرده شوند .و اینکه این کودکان با چه عقد هایی بزرگ می شوند و چطور می خواهند از مردم انتقام بگیرند و دست به چه کار هایی از قبیله دزدی،آدام کشی، اعتیادت ،کدایی و غیره....

در صورتی که همین کودکان می تواستند کودکانی مفید برای کشور وخانواده ی حود باشند ..با تشکر از تمامی شما عزیزان که به مطا لب من گوش داده و برای شما ومردم کشورم آرزوی خوشبتی ورسین به آزادگی رابا طلوعی روشن را دارم

در این جلسه از زحمات و همکاری آقای روگا تاپل Roger Tappel  و سازمان IIK  که قدر دانی شده و به منظور قدردانی یادبودی توسط نمایندگی هانوفربه ایشان تقدیم شد.

  

و سپس ایشان هم در خصوص فعالیت های IIK  صحبت نمودند.

آنگاه جناب آقای گلزار ادای سخن بشرح زیر نمودند:

خانواده بر حقوق و آزادی

بر اساس سرشماری سال 2006 جمعیت ایران 70 میلیون نفر است و از این تعداد 30 میلیون زیر 30 سال سن دارند .

از این بابت ایران جزو جوانترین کشورهای جهان محسوب می شود .  چنین جامعه ای یکی از دغدغه هایش تشکیل خانواده است  . بالتبع جهت تشکیل خانواده فراهم آوردن شرایط اقتصادی اجتماعی ازدواج از مشغولیات ذهنی  نسل جوان می باشد . و از طرف دیگر وظیفه دولت در کوتاه و دراز مدت

1 -  فراهم کردن شرایط تشکیل یک خانواده در کمترین محرومیتها از قبیل تحصیل برای همه و فراهم نمودن امکانات تحصیل تا اینکه هر شخص بتواند به فراخور استعدادهایش در رشته مورد علاقه خود رشد نماید .

 2 -  اشتغال با حقوق مکفی که کفاف تشکیل یک خانواده را بدهد  ، مسکن مناسب ، نبود فشار اجتماعی ، فرهنگی .

3 -  برخوردار بودن مردم از آزادیها جهت شکوفا شدن استعدادهایشان .

4 - فراهم آوردن امکانات آینده روشن برای نسل جوان تا در این فضا از ریسک توسعه طلبی نترسد و وارد میدان خلق استعدادهای خود شود .

اینها بخشی از کارهای دولت است . 

   در امروز ایران چون شرایط یاد شده فراهم نیست سن ازدواج برای زنان حدود 4 سال یعنی حدود 26 سال  و برای مردان حدود 6 سالیعنی 32 سال ، بالا رفته است . البته بعد از ازدواج نیز تجربه بیانگر آرامش و خوشبخی نیست .

بر اساس آمار سازمان نظام روانشناسى و مشاوره ايران ، در طى 5 سال گذشته از هر 4 ازدواج در شهر تهران به دلايل مختلف يكى منجر به طلاق، يكى منجر به بي‌‏تفاوتى و يكى منجر به كم تفاوتى و ديگرى منجر به خوشبختى شده است. البته آمار طلاق هر ساله رو به  رشد گذاشته است و نگرانی والدین  را در مورد فرزندان خود دو چندان نموده است . دلایل این عدم خوشبخی میان دختران و پسران جوان که شروع به زندگی کرده اند را موارد زیر می دانند .

اعتیاد :  در حال حاضر قیمت  تریاک کمتر از سیگار شده است و اعتیاد به تریاک جزو سرگرمی جوانان گردیده و قبح آن در جامعه ریخته و تعداد معتادان را حدود 4 میلیون تخمین می زنند که باید تعداد افرادی که به اصطلاح تفننی می کشند را نیز به آنها افزود . مصرف مشروبات الکلی نیز رو به افزایش نهاده و در این باره آمار دقیقی در دست نیست . می توان گفت  که حد اقل، افرادی که مواد مخدر مصرف می کنند ابایی از مصرف مشروبات الکلی ندارند و تعداد الکلی ها را حدود 600 هزار نفر تخمین می زنند .

تاثیرات سوعی که تمامی مواد مخدر بر روی انسان می گذارد باعث  بی مسعولیت شدن افراد نسبت به تعهدات خانوادگی می گردد و جو فشار را در خانواده تا آن حد بالا می برد که امکان ادامه به زندگی مشترک را از طرف مقابل می گیرد .

جو قهر در جامعه : بالا بودن فشارها و تبعیضها و برابر نبودن دخل و خرج و زندگی در نابرابری و عدم استقلال افراد و نبود آزادیهای اجتماعی باعث می شود که منتجه این روابط در خانواده تاثیرات عکس صمیمیت و یکرنگی و عشق  را گذاشته  ، جو خانه را به قهر کشیده و رابطه ها را خصمانه گرداند ،  بطوری که جایی برای عشق نماند و ترک خانواده ترجیح بر ماندن شود .

فقر مالی : مشكل جامعه ايران در بحث تغذيه اين است كه 10 ميليون نفر زير خط فقر به سر مي‌برند كه سبد غذايى آنها و در كل از نظر تغذيه و كالرى كه بايد دريافت كنند بسيار در سطح پايينى هستند  .

 اختلاف دهك‌هاى بالا با دهك‌هاى پايين جامعه  بسيار زياد است و در واقع اختلاف درآمد اين دوطبقه  20  برابر يكديگر است . قیمتها روزانه بالا می روند .قیمت خانه وکرایه خانه به حدی است که امکان تشکیل زندگی را برای دو جوان محال کرده است . و از طرف دیگر نرخ بيكارى جوانان ايرانى را در سال 83، 34 درصد اعلام كرده اند .

از دلایل بیرونی که بگذریم بزرگترین زالوی عدم دوام زندگی، عقایدی   است که دو جوان در زندگی مشترک وارد می کنند که این عقاید ،   عشق را به نفرت و بی تفاوتی تبدیل می کند . نقطه نظراتی که دو زوج جوان با آن تربیت شده اند و تصور می کنند که هر کس باید با زور و در هر شکل و در هر فرم دیگری را به دلخواه خود عوض کند .

در غرب در 2 دهه گذشته از هر دو ازدواج یکی به طلاق ختم شده است . الگوی غربی شکست خورده است . الگویی که افرادی در فرد گرایی سعی می کنند عشق را به معامله بگذارند و اگر بهای آن پرداخت نشد معامله را فسخ می کنند . در این جامعه ها عشق مفهوم خود را از دست داده و زندگی ها بدون پشتوانه گردیده است . در غرب ديگر براى شناختن يكديگر، وقتى نيست. تا زنى و مردى يكديگر را مى‏بينند احساس مى‏كنند نسبت بهم كششى دارند. بدون اينكه منتظر شوند ببينند عاشق يكديگرند يا نه، آيا مى‏توانند باهم زندگى كنند يا نه، همبستر مى‏شوند.

 اگرچه براى اينكه ببينند مى‏توانند باهم زندگى كنند يا نه، وقت صرف مى‏كنند، اما همآغوشى را موكول به اطمينان از نتيجه آن، نمى‏كنند!

آمار نشان مى‏دهند كه معايب و مضایق در  زناشويى كه زنان  احساس و تحمل مى‏كنند، تلخ ترند. براى مثال، گرچه كار حرفه‏اى زنان سبكتر است، اما اوقات فراغت آنها، در هفته، هشت و نيم ساعت از اوقات فراغت مردان كمتر است. بعد در زناشويى، كار خانه مرد نصف مى‏شود و كار خانه زن، دو برابر مى‏گردد .

در کشور ما وضع بدتر است . زنان کار بیرون انجام می دهند ، کار خانه نیز اکثرا به عهده آنهاست ، بازنشستگی و مرخصی نیز ندارند .

اینجانب  24 اشتباه در طرز فکر و نوع برقرار کردن اتباط را که باعث می شود عشق بسوزد و غم و جدایی جای آن بنشیند را تیتر کرده ام .

1- سرسختانه همواره خود را حق بجانب دانستن، حتي زماني كه دلایل  كافي در اختيار نداشته باشيد.

2- هيچگاه عذرخواهي نكردن، حتي مقصر كار بودن آدمی  اثبات گردد.

3- خطاها ي شريك زندگي خود را بازگو كردن. مخصوصا بصورت تحقیر آمیز  در مقابل دیگران .

4-   انگيزه هاي شريك زندگي خود را تفسیر کردن .

5 - همیشه منتظر بودن که شریک زندگی شما باید خواسته ها و نیازهای شما را درک کند و بدون وقفه آنها را برآورده سازد .

6 - احترام نگذاشتن به خواسته های جنسی همسر خود و صحبت نکردن در مورد احساسات جنسی و خواسته های جنسی . شکستن سانسورهای جنسی که در تربیت مردم ما نقش بسزایی دارد . چنانکه هر کس تصور می کند خواسته های طرف مقابل من مثل خواسته های من است و یا درک نکردن زنان و علایق جنسی آنها از طرف شوهرانشان و بها دادن به ارضای آنها و  خود . 

7 – قبل از رنجش و ابراز دلایل رنجش ، عصبانی شدن و پرخاش کردن .

8 – بجای استفاده از دلایل مستدل در اختلاف نظر ها و مشاجرات ، عیوب همسر و خانواده او را چماق کردن . 

9 – از احساسات همسر خود نسبت به خود، سوء استفاده کردن و در او احساس گناه کاشتن و او را به بازی گرفتن .

10 – خوبیها  و تواناییها و استعدادهای همسر خود  را بزبان نیاوردن .

11- كوتاه نيامدن به هيچ قيمتي، و كشاندن مجادله تا جايي كه همسر از خانه بگريزد.

12- هيچگاه رها نكردن گذشته، و بازگويي و باز آفريني آن به كرات.

13-ابراز وابستگي شديد به همسر خود،وادعاي آنكه بدون او  و يا در صورت بي اعتنايي او  بي شك خواهید مرد.

14- قول دادن، وهيچگاه عمل نكردن.

15- تا حدي متظاهر و دو رو بودن كه همسر نميداند شما چه زمان جدي هستيد.

16 - حسادت و شکاکی  بیش از حد در مورد همسرتان ، در رابطه هایش ، دوستانش ، خانواده اش و به استعدادهایش . 

17- پافشاري براين عقيده كه همواره مطلبي كه شما ميخواهيد بيان كنيد مهمتر از مطلبي است كه همسرتان ميخواهد بگويد، بنابراين حرف وي را قطع ميكنيد.

18- نپذیرفتن اشتباهات خود و تغییر خواستن از شریک زندگی خود .

19 – شرکت نکردن در کارهای خانه و آن کارها را ناچیز شمردن .

20 – نادان دانستن زنان از طرف مردان در امور اداره خانه .

21 – زن را تنها در شستن و پختن و سکس خلاصه دیدن .

22 – چه همسر کار کند و یا نکند مرد اکثرا خود را صاحب مال خانواده می داند .

23 – در تصمیم گیریهای مهم مالی مرد نظر خود را اعمال می کند .

 24 – دخالت دادن دلخواه دیگران ، خصوصا خانواده در امور خود .

 ذهنیتی که باعث می شود یک خانواده از هم بپاشد و در بندهای بالا شرح شد  اساس فکرش قدرت است و از اصول زیر سرچشمه میگیرد:

 بر بنياد قدرت میان مرد و زن تبعیض وجود دارد و این تبعیض اغلب به نفع مرد صورت می گیرد و در آن :

 1- زن مظهر هوس با تنى انباشته از سكس‏ است .

 2- زن به قدرت تعلق دارد. و در بازی قدرت ناچیز می شود .

 3- در دید قدرت بین زن و مرد از لحاظ جنسی نابرابری وجود دارد  : مرد فعال و زن فعل‏پذير است .

 4- زن، ناقص عقل، ويرانگر و منشاء مرگ‏ است .

 5- زناشويى و رابطه جنسى آزاد برپايه هوس است  .

 6- از خودبيگانگى جنسى وجود دارد و  سكس به يكى از عناصر محورى در روابط شخصى و گروهى قدرت‏ تبدیل شده است .

 7- حقوق زن ناشى از موقعيت او در روابط قوا است.

زندگی کردن بر اساس  موازنه وجودى یا قدرت ، اعتياد جنسى ويرانگر، اعتياد روزافزون به مخدرها، خودكشيهاى روزافزون، سستى بنياد زناشويى، بى حالى جنسى، همه  گم كردن عشق است .

و اگر خانواده ای می تواند بر عشق استوار شود و جزو آن 25 در صد ازدواجهای خوشبخت جامعه ما قرار گیرد ،  به آن دلیل است که بنیاد فکر ذوج بر عشق و عدم قدرت است :

یکی شدن یک زوج بر بنیاد عشق . بر این بنیاد هر گونه تبعیضی میان مرد و زن از بین می رود . یکی شدن به معنای نبود تبعیض است .

1- بر این بنیاد  زن مظهر عشق‏ می باشد .

 2- زن آزاد است‏ .

 3- برابرى از لحاظ جنسى و انسانى‏ میان زن و مرد فراهم می باشد .

 4- زن خلاق و سازنده منشاء حيات‏ است .

 5- زناشويى بر اساس عشق و عقيده‏ می باشد .

 6- زناشويى ناظر به اقتصاد توليد و صرفه جويى‏ است .

 7- آزادى جنسى از روابط شخصى و گروهى قدرت‏ رها گردیده است .

 8- حقوق زن بخاطر  انسانيت او است‏ .

9 – هویت مرد و زن هر کدام میدانی می شود برای رشد دیگری .

10 - هر یک استعدادها و حقوق را به دیگری یادآور می شود .

 11 – فرزند محصول تلاش هر دو در آموختن حقوق و رشد استعدادهاست . 

اصل راهنماى ابتلا و آزمايش در زناشویی ، بايد موازنه منفی  ( یعنی رابطه شخص با خود و با دیگری و با جامعه بر اساس آزادی و احترام به حقوق) باشد    و هدف آن عشق باشد . بدین صورت است که عشق گمشده در میان انسانها یافت می گردد و انسان نوی بوجود می آید و انسان از زن و مرد منزلت گمشده خود را می یابند و در بهشت ساخت دست و اندیشه خود ، در آزادی زندگی می کنند .

پيش از آنكه بدنها در هم آميزند و هوس ها   را ارضا كنند، در عقيده و علاقه، دست كم بايد آشنايى بعمل آمده باشد. تا برداشت موافق آزادی از عشق نداشته باشیم ساختمان خانواده اساسش زور و نتیجه اش تخریب طرفین خواهد بود .از این رو شیوه های عشق ورزی را شماره می کنم .

شیوه های عشق ورزی

1-.عاشق نبايد در عشق ورزى، واكنش ديگرى باشد. او بايد بر عقيده استوار و در اظهار عشق، خودجوش باشد.

2- عاشق بايد دائم در رشد خويش بكوشد. يعنى استعدادهاى گوناگون خويش را رشد بدهد. تا میدان رشد دیگری را نیز وسعت دهد.

 3- عاشق بايد عقيده و علاقه را دليل راه قرار دهد و از آندو، حتى بخاطر معشوق، جدا نشود.

4- اشتباه و خطا را بايد جبران‏پذير دانست. در جبران آن، دو همسر بايد صميمانه همكارى كنند. قوتهاى يكديگر را ضعف نشمارند. خطا و ضعف را نه بپوشانند و نه ناديده بگيرند و نه مطلق و چماق  كنند.

 5- به هر عهدى كه  در ميانشان مى‏آيد، بايد وفا كنند چرا كه عشق، عهد است. عهد كه شكست، عشق شكست برداشته است.

 6- تسليم ترديد و ترس نبايد شد. نه تنها ترديد و ترس از بابت عشق ديگرى بخود، بلكه بيشتر از بابت عشقى كه خود به ديگرى داريم.

7- ميزان عشق، حق جویی است. عاشق و معشوق بايد به حق قانع باشند و در زناشويى، همواره حق را اساس رابطه قرار دهند. از سر حق حتى بخاطر يكديگر نگذرند.

8- نه تنها پيش از تسليم كردن بدن‏ها به كشش يكديگر، بايد در عقيده و علاقه، آشنايى پديد آمده باشد، بلكه آينده نيز بايد تا حد ممكن روشن شده باشد.

9- عرصه عشق، عرصه فدا شدن، هيچ شدن و...، نيست. عرصه عشق، عرصه محدوديت آزاديها نيست. عرصه گسترش‏پذير رشد و آزاديها است.

10- زور را نبايد وسيله كرد. در همه حال و پيش از هر كار، راه حل هر مشكلى را بايد در خود جست. بايد اول مطمئن شد كه هدفى به زيان ديگرى در سر نداريم و خميرمايه وسايلى كه براى رسيدن به هدف بكار مى‏بريم، زور نيست.

غیر از فضاهای عشق آفرینی که باید زمینه تمرین هر دو نفر باشد ، هر دو باید فضلهای یکدیگر را بشناسند و به آنها احترام بگذارند .

فضلهای زنان :  فضل مادری ، فضل بارداری ، آموزش کودکان ، آموزگاری عشق  ، هنرمندی ، دیدن آینده در حال هستند .

فضلهای پدری : فضل پدری ، فضل کار در مرحله تولید فرآورده ها ، فضل استواری و اعتماد به خانواده دادن و ستون خانواده شدن است .

اگر مرد زن را گرامى ندارد و حقير بداند، نمى‏تواند او را بعنوان انسان همسر دوست بدارد. اما اگر عشق تنها محرك انسان نباشد، محرك اول او هست. پس وقتى مرد نتواند زن را در مقام انسانيت، دوست بدارد، ناگزير بعنوان «شئى جنسى» در او نظر مى‏كند و در شمار كسانى مى‏شود كه زن و فرزند را در رديف مال و منال دوست مى‏دارند . براى اينكه زن خود را با مرد دوگانه نيابد، بر مرد است كه بداند خداوند «مرد را با دو قلب نيافريده است».

 او نمى‏تواند در درون زناشويى، دلى با همسر و در بيرون آن، دلى با همبستر داشته باشد. بر مرد است كه عفت خويش را «قوام» عفت زن بداند و با عفت بماند .

زنا نكند چرا كه وقتى مرد عفت خويش را از دست مى‏دهد و با زنى همبستر مى‏شود، نظام زناشويى را به بازی مرگ عشق  می برد .

 و در کشور ما جایی برای شناخت در همسری  نمی گذارند . شناخت بر اساس سکس است . تنها از شکل ، میزان درآمد و وضعیت مالی خانواده ها صحبت می شود . قبل از اینکه با هم به عقد درآیند و هم بستر شوند کمتر به عقیده ها فکر می کنند .

حقوق نزد جوانان و زندگی بر حقوق و در عدالت  ، برای آنها ناشناخته است . رژیم روزانه زنان را در شکل سکس بیان می کند و می خواهد به هر شکل  آنها را سکس پوشانده وانمود کند . البته در این کار تا حدودی موفق نیز بوده است . بسیاری  پسران و  دختران  را وسیله التذاذ خود می دانند . و بسیاری از دختران  سرمایه مالی  پسران  را عامل خوشبختی خود می انگارند .

وقت آن رسیده که انتقال قدرت به حکومت مردم سالار با وارد شدن مردم در صحنه مبارزه علیه استبداد ، فضای آموز ش برای نسل جوان را فراهم آورد .

نسل جوان اگر  بنیاد نظر خود را بر اساس آزادی و احترام به حقوق دیگری و زندگی در عدل و رشد تغییر دهد ، خانواده را محل آزمایش رسیدن به عشق و آزادی خواهد یافت .

وگرنه جزو آن 75 درصدی می شود که یا از زندگی مشترک خود ناراضی هستند یا بی تفاوت هستند و یا درحال جدا شدن می باشند  و یا جداشده اند. زیبایی عشق ارزش آن را دارد که برای رسیدن آن تغییر را اساس کار کنیم .

و در انتها خانم لیلا سبحانی از شاخه الدنبورگ - لر مشکلات خانوادگی مهاجران را بر شمرده و در مورد خشونت و نقش آن در از هم پاشی خانواده ها سخنرانی نمودند.

در پایان جلسه با پرسش جاضرین در جلسه از سخنرانان و پاسخ ایشان ادامه پیدا کرده ودر ساعت 18:30 به پایان رسید.

 

گزارش جلسه فیلم اخراجی ها در نمایندگی برمن

رضا داوری

 درروز پنجشنبه 24 مای 2007 فیلم اخراجی ها در ساختمان لاگرهاوس  شهر برمن به کمک اعضای نمایندگی  برمن کانون دفاع از حقوق بشر در ایران برگزار گردید .

در این جلسه ابتدا خانم فرزانه مهدی بیگی مسئول جلسه با سلام و خوش آمد گوئی به حضور مهمانان جلسه را آغاز کردند.سپس خانم مژده پورمحمودی سخنران این جلسه نیز ضمن تشکر از مهمانان برای حضور در این جلسه شرح مختصری از زندگی ده نمکی دادند . ایشان  به کارنامه سیاه ده نمکی در نشریه ثارالله و هجوم به سینما در هنگام اکران فیلم آدم برفی در ایران و هجوم ناجوانمردانه به کوی دانشگاه اشاره کردند . و از تماشا گران خواهش کردند به غیر از جنبه خنده آور در فیلم به واقعیات تخلی که در فیلم نادیده گرفته شده است هم توجه فرمایند ،  فیلم در ساعت 15.30 با حضور تعداد زیادی تماشاگر آغاز گردید، پس از اتمام فیلم خانم مژده پور محمودی به تحلیل  و نقد فیلم اخراجی ها پرداختند.

ایشان به سو استفاده  ای که رژیم از جنگ ایران و عراق و کشاندن جوانانی که به عشق و طن راهی میادین جنگ شدند  اشاره کرده و همچنین از  سو استفاده رژیم از جنگ و کشتن بسیاری از مخالفان در سایه همین جنگ  صحبت نمودند .

ایشان نمایش فیلم اخراجی ها را در این برهه زمانی ترفند جدید نام بردند که از سوی حکومت گران اسلامی به شخصی چون ده نمکی دیکته شده است ایشان با اشاره به این صحبت خمینی که جنگ یک موهبت الهی است به تشریح موهبتهایی که از جنگ ایران و عراق به سردمداران رژیم رسید اشاره کرده و فرمودند که بحران سازی و کشاندن مردم به جنگ در شرایطی که رژیم سیاه ترین کارنامه حقوق بشر را در جهان دارد باعث می شود تا اذهان جهانی از نقض های مختلف حقوق بشر در ایران دور شده و مردم در ترس از حمله نظامی بیگانه به کشور به خواستهای این دولت تن دهند

ایشان به مقایسه سینمای ایران با حکومتهای دیکتاتوری دیگرپرداخته وفرمودند :

رفتار فرهنگی رژیم ایران به موازات سرکوب صداهای مخالف از پیچیده ترین و مخوفترین نمونه ها در جهان حاضر می با شد، رژیم ایران با تجربه سه دهه برخورد با سینما گران و سانسور ممنوعیت توانسته اسلوبی را در ذهن بعضی سینما گرانا یجاد کند  تا به هر قیمتی حاضر به فعالیت شوند.

این اسلوب البته می تواند فرمایشی هم نباشد و حتی مستقیم و با صراحت هم دیکته  نشود بلکه فقط می تواند کشف سینما گر باشد.  به علت محدودیت  محصول و  همچنین محدودیت هدفمندی سینما گر راهی برای او باقی نگذارد جز آنکه ظاهر فیلم به جلب رضایت بیننده و باطن آن به جلب رضایت حکومتگران باشد.

 در پایان جلسه در ساعت 18:30 به پایان رسید و. در این جلسه از دوستان نیز خواسته شد تا در جلسه بعدی فیلم نیز حضور به همرسانند.

 

مبارزه با حجاب در ایران

طاهره محمدی

سخن بسیار برای گفتن هست .همه این جا جمع شدید که محاکمه من را به جرم زن بودن به جرم فریاد خواستن حقوق مساوی اجتماعی، سیاسی،فرهنگی،اخلاقی،اقتصادی، و به جرم حق خواستن انتخاب بدون تحمیل و پاره کردن زنجیر فولادی تبعیض نظاره کنید . من هم مانند همه ی شما از نتیجه این نا عدالت گاه مطلعم ، میدانم جرم خواستن حقوق برابر زن و مرد چیست! اما جنسیت زن تآییدی بر انسان بودن یا نبودن من نسیت و پیش  از آن که زن باشم یک انسام و خواهان حقوق مساوی همه جانبه و اینک محکوم به زندان شدن برای حجاب ما زنهاست نتیجه همه ی این فریاد ها و تلاش هاست .اما مرگ من زن ایرانی ،مرگ تک تک شما زنها ی ایرانی است، بدون آنکه حتا بدانید چرا برای عادی ترین خواسته های انسانی چنان تاوان گزافی را باید بپردازید ! من را به جرم آن که خواستم آرزوهایم را تحقحق بخشم تا از حصار رویا آزادشان سازم محاکمه میکنند از این بابت خوش حالم چرا که  نخواستم روزی هزار بار به جرم زن بودن تحقیر شوم و روزی هزار بار به جرم زن بودن محاکمه . نخواستم مانند بسیاری از شما ها که مایلید همیشه خود را قربانی جلوه دهید ، خود را قربانی نشان دهم . بسیاری از ما ها نیاز به دادگاه برای محکوم شدن نداریم ،خد با تایید سنن بی پایه و اساس، خود و هم دیگر را به فنا محکوم میسازیم . نمیدانم منتظر چه هستیم ؟

شاید در انتظار دست غیبی از جهان مترقی غرب هستیم که دروازه ی مدنیه ی فاضله را نشان دهد ! و یا بی گانه یا ره گذری از وادی بگذرد تا برای ما دل بسوزاند و برای ما حق طلب کند .ما خوب میدانیم که برای سرگرم کردن مردم و دست یافتن به اعماله کثیف شان هر چند وفت یک بار سعی میکنند که مردم را دچار حمله های خودشان قرار دهند تا بتوانند به نتیجه گیری به کارهای خودشان برسند .

آری امروز حجاب من و تو ای زن ایرانی مورد بحث و گفتگوی آنهاست و فردا روز موضوع جدید تری را پیش می آورند . بله امروز اذیت کردن ما زنها و دختر هاست که چرا بعد از مدتی مورد توجه قرار گرفته ایم که چه تحقیر ها و بی احترا میها  و توحین ها به زنها و حتی پسر ها می شود. اینها همان جوانهایی هستند که از نسل انقلاب هستند در همین رژیم جمهوری اسلامی به دنیا آمده وبزرگ شده ایم و به قول خودشان تربیت شده همین نسل هستم. توسط آخوند ها از طریق رسانه های تلویویزنی آموزش دیده ایم آیا اینها ما را که از نسل خودشان هستیم قبول ندارند . نه اینطور نیست اینها  آنچه که برایشان مورد استفاده است . مورد بحث قرار می دهند یک روز نسل جوان را برای پیروزی انقلاب و پایداری رژیم جمهوری اسلامی می خواهند و یک روز برای انتخابات رییس جمهوری . و با دادن وعده های خیالی مردم را فریب می دهند که موضوع کشورها حجاب زنان و پوشش آنها نیست موضوع ما موی سر پسرها نیست ، آنها آزاد هستند که به هر طوری که دلشان می خواهد زندگی کنند . ولی وقتی به قدرت می رسند و دیگر نیازی به ما ندارند مردم را تحقیر می کنند و از اینکه دختران جوان و پسران جوان را به دینگونه آزار می دهند بسیار خرسند می شوند مخصوصآ آن رییس جمهور میمون نما و نادان.

ما خواهان آزادی هسیتم هیچ کس حق این را ندارد که به ما بگویید چگونه لباس بپوشیم و چگونه رفتار کنیم

 

برگشت